روزگاری مصر از مسیحیترین قلمروهای مسیحیت در جهان بود

هرودوت مصر را کشوری توصیف میکند که «شگفتیهای بسیار دارد. هیچ کشور دیگری به این اندازه آثار وصفناپذیر ندارد. نهتنها آب و هوای مصر با همهجای دنیا تفاوت دارد و رودخانهاش با هیچ رودخانه دیگری قابل مقایسه نیست، بلکه بیشتر آداب و رسوم مردمش هم درست برعکس راه و رسم دیگر مردمان جهان است.»
به گزارش خبرگزاری مجله سپیده سحر ویژه امام عصر عج به نقل از ایبنا، «تاریخ فشرده مصر» نوشته رابرت لی.تیگنور با ترجمه حسن افشار از سوی نشر مرکز منتشر شد. این کتاب روایت اجمالی اما همهجانبهای از سرگذشت این کشور از آغاز سکونت انسان در دره رود نیل، در ۵۰۰۰ سال پیش، تا امروز است. رابرت تیگنور، که در طول پنجاه سال بارها در مصر زندگی کرده، همه حوزههای مهم تاریخ باستان و نوین و کنونی مصر را در این اثر کاویده است.
این تاریخ فشرده از دوران باشکوه فراعنه آغاز میشود و گزارش پرمایهای از دورانهای پرفراز و نشیب بعد به دست میدهد: از استیلای یونانیان و رومیان بر مصر تا نفوذ مسیحیت، غلبه اعراب مسلمان، الحاق مصر به امپراتوریهای اسلامی، یورش ناپلئون در ۱۷۹۸، حاکمیت استعمار بریتانیا، و مصر پسااستعماری جدید در دورههای ریاستجمهوری ناصر و سادات و مبارک. نویسنده در پیشگفتار افزودهای به ناآرامیهای مصر در دوران اخیر هم میپردازد و نگاهی گذرا به روزهای پس از مبارک نیز میافکند.
اهرام در ایام طغیان نیل، شادوف، شاقیه چاهچرخ گاوی، هرم پلکانی، هرم خمیده، ابوالهول در جلو هرم خفرع، هرم بزرگ جیزه، خیابان ابوالهول در اقصر، آرامگاه ملکه حاتشپسوت، سردیس ملکه نفرتیتی، تندیس آخنآتن، آتن خدای قرص خورشید، ابوسمبل، نقاب تدفینی توتعنخآمون، معبد فیله، آمفی تئاتر رومی اسکندریه، دیر کاترین مقدس در صحرای سینا، مسجد احمد بن طولون، مسجد سلطان حسن، تصور نقاش از ناپولئون در مصر، ابوالهول از چشم فرانسویان در هجومشان به مصر، ناصر سادات نجیب و چند افسر آزاد دیگر، انورسادات و همسرش جهان و دانشآموزان مصری با مقنعه در برابر ویرانههای معبد دندره بخشهای کتاب را تشکیل میدهد.
رابرت لی.تیگنور در دیباچه کتاب به انگیزه نگارش این کتاب اشاره کرده و مینویسد:
«من بیش از نیمقرن با مصر و مصریان تماس داشتهام، با این حال در ابتدای زمانی که شروع به سفر به مصر کردم گمان نمیکردم که روزی در اواخر دوران کار پژوهشیام بکوشم مطلب همهجانبه فشردهای بنویسم درباره تاریخ کشوری که در پرمایگی کم از هیچ حوزه دیگری از تجربیات تاریخی ندارد. نخستین سفرم به مصر در ۱۹۶۰ بود که پایاننامه دکتریام در تاریخ را مینوشتم. در مورد دوران کرومر تحقیق میکردم که مصر در اشغال بریتانیا بود. میخواستم ببینم بریتانیاییها چه تاثیر مثبت یا منفی در جامعه مصر گذاشتهاند. با گذشت سالها علاقهام به تاریخ معاصر مصر و مردم مصر فزونی گرفت و طرحهای پژوهشی دیگری درباره مصر دست گرفتم و دورههای اقامتم در این کشور که اغلب بلندمدت هم بودند، بیشتر شد.
اگرچه تخصص من در تاریخ معاصر است، ناچار میشدم مرورهایی بر تاریخ مصر بنویسم، هرچند تنها از روزگار چیرگی اعراب مسلمان بر مصر در سده هفدهم تا روزگاری که در آن به سر میبریم. درخواستهای مکرر دوستانی که مشتاق دیدار از مصر بودند و از من درباره کتاب راهنمای نقاط دیدنی کشور میپرسیدند مرا مستاصل میکرد. بهویژه کتابهای مختصر و مفیدی درباره تاریخ مصر از دوران باستان تا حال حاضر میخواستند. از ادبیات گردشگری تا بخواهید هست. کتابهای راهنمای عالی برای جهانگردان نوشتهاند، کتابهایی که عکسهای زیبایی هم از آثار باستانی، معماری قاهره و بهترین چشمههای آب گرم دارند. ولی من نمیدانستم چه کتابی پیشنهاد کنم که تاریخ مصر را کوتاه و خوانا از زمان فراعنه تا امروز داشته باشد. پس بر آن شدم که خودم آستین بالا بزنم.»
مصر دارای تاریخی بیاندازه غنی با انبوهی از دورههای تاریخی متمایز است. هر دوره اقتضائات مستند، زبانی و قومشناختی خود را دارد. ادبیات تاریخی مصر نیز پرحجم، بسیار تخصصی و دشوار فهم است. مصرشناسان بهآسانی نمیتوانند با نوگرایان وارد گفتوگو شوند. خبرگان تاریخ یونان و روم با اسلامشناسان مشترکات بسیاری دارند، زیرا هر دو دسته درباره موجود جغرافیایی واحد و جامعه قومی-زبانی یکسانی مینویسند؛ ولی تخصصهای زبانی و تاریخشان اغلب از یکدیگر جداشان میکند. مصر در طول قرنها چقدر تغییر کرده و چقدر ثابت مانده است؟ هزاران سال روال زندگی روزمره به گرد نیل میچرخید و همچنان میچرخد، گرچه اکنون بیش از نیم قرن است که طغیان سالانه نیل دیگر رخ نداده است. آیا وجود نیل و باریکه زمین حاصلخیز پیرامونش وحدتی به تاریخ مصر میبخشد که بر دورههای تاریخی بسیارش غلبه میکند؟
مصر به سبب اهمیت جغرافیایی و راهبردی انکارناپذیرش در سه کنج قارههای اروپا و آسیا و آفریقا بیگانگان بسیاری را اغلب در نقش مهاجم به خود جذب کرده است. هیکسوسها، یونانیان، رومیان، عربها، مملوکان، عثمانیان، فرانسویان و بریتانیاییها (کسانی اکنون آمریکاییان را نیز میافزایند) بر مصر فرمان راندهاند و زبانها و جمعیتها و رسمهای خود را هم وارد کردهاند. ولی تحمیل این فرهنگهای بیگانه بر مردمانی که در کرانههای نیل زندگی میکردند، به چه میزان ممکن شده است؟
بیگمان دگرگونیهای بسیاری در این تاریخ بلند ناهمگن رخ داده است. خط تصویری (هیروگلیف) از میان رفت و تا سده نوزدهم که زبانشناسان بدان پرداختند، رمزگشایی نشد. بسیاری از آثار فرهنگی فراعنه، که گردشگران امروزی را شگفتزده میکنند، قرنها زیر خروارها شن و ماسه مدفون بود. این آثار نیز با تلاشهای گروه سرسختی معرفی شد که مصرشناسان نام گرفتند. روزگاری مصر از مسیحیترین قلمروهای مسیحیت در جهان بود ولی پس از یورش اعراب مسلمان در سده هفتم میلادی اسلام حاکم شد، هرچند نه کاملا. قبطیها اکنون نزدیک ده درصد از کل جمعیت کشور را تشکیل میدهند و زبان قبطی که نسبتهایی با زبان مصری کهن دارد امروزه هم به کار میرود، اگر چه تنها در میان روحانیون.
هرودوت هرم بزرگ مصر را دید و یکی از نخستین گزارشها را دربارهاش نوشت. نسلهای بعد در شگفت ماندهاند از اینکه سازندگان و کارگران در این دوران باستانی چگونه بدون وسایل نقلیه چرخدار و قرقره و جرثقیل توانستهاند این سازههای کوهپیکر را با کمترین خطا بسازند. یونانیان شیفته مصر شدند و این شیفتگی بود که اسکندر را به تسخیر مصر برانگیخت. کوششهای بسیار و اغلب موفقیتآمیز او برای اقتباس از آداب مصری را نیز باید ناشی از همین شیفتگی دانست. در تصور یونانیان بهویژه برجستهترین تاریخنگار و جهانگردشان هرودوت، مصر نقطه مقابل اسکوتیا بود. در حالی که مصریها کهنترین و پیشرفتهترین قوم به شمار میرفتند، سکاها چادرنشینانی بودند نسبتا عقبمانده. بسیاری از نکات پیشپاافتاده درباره مصر باستان ازجمله اینکه مصر هدیه نیل است از خامه هرودوت تراویدهاند.
اوصافی که او از مصر در کتاب «جنگهای ایران» آورده است بیشتر برگرفته از گفتوگوهایش با کاهنان مصری در سفرهایش به ممفیس و هلیوپولیس و تبس در سده پنجم پ م است. کاهنان به او اطمینان دادهاند که مصر دیار «کهنترین مردم جهان» است. بیگمان این سرزمین و مردمانش هوش از سر وی ربودهاند. هرودوت مصر را کشوری توصیف میکند که «شگفتیهای بسیار دارد. هیچ کشور دیگری به این اندازه آثار وصفناپذیر ندارد. نهتنها آب و هوای مصر با همهجای دنیا تفاوت دارد و رودخانهاش با هیچ رودخانه دیگری قابل مقایسه نیست، بلکه بیشتر آداب و رسوم مردمش هم درست برعکس راه و رسم دیگر مردمان جهان است.» او میبیند آنجا زنان برای خرید از خانه بیرون میروند و مردان در خانه پارچه میبافند. فقط مردان میتوانند روحانی شوند، ولی نه تنها موی سرشان را بلند نمیکنند – در حالی که در زادگاه هرودوت بلند میکردند – بلکه از ته میتراشند. نکته عجیبتر از نظر هرودوت این است که مصریها بیرون غذا میخورند و در اندرونی قضای حاجت میکنند.
نیل بلندترین رود جهان است، اندکی بلندتر از آمازون. هرودوت نیل را مهربان دیده بود. مصریان در ستایش رودخانه قدرقدرت و زندگیبخش خود کم نمیگذاشتند. حدود ۴۵ قرن پیش، شاعری مصری روی بدنه هرمی نوشت:
طغیان نیل را ببینید از ترس به خود میلرزند.
کشتزارها میخندند و کرانهها غرقاب میوشند.
سیمای آدمیان میدرخشد و دلهای خدایان به وجد میآید.
و چند قرن بعد شاعر دیگری زبان به ستایش نیل گشود:
ستایش مر نیل را که از زمین میجوشد و مردم مصر را سیر میکند
و بیابانهای دور از آب را سیراب میکند.
دانههای شبنماش از آسمان میبارد.
کتاب «تاریخ فشرده مصر» نوشته رابرت لی.تیگنور با ترجمه حسن افشار در ۳۷۶ صفحه و با قیمت ۸۹۰ هزار تومان از سوی نشر مرکز منتشر شد.