wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی»اخبار تصويري»تصوير متحرك
بازدید: 1138
0/0 (0)

مشکل نگاه آخرالزمانی اسلام چیست؟ مقاله ای از مصطفی آکیول

 

تصویر روی جلد مجله دابق (ش 15) که آکیول بدان اشاره کرده است

همه مسلمانان به اینگونه پیشگوییهای آخرالزمانی معتقد نیستند چراکه اکثر آنها در قرآن ذکر نشده است. بسیاری از کسانی هم که به این موارد باور دارند، هیچگونه قرابتی با وحشی‌گری های امثال داعش ندارند. با این حال آخرالزمان گرایی اسلامی هنوز یک نیروی قدرتمند است. براساس یک نظرسنجی که در سال 2012 توسط مرکز تحقیقات پیو صورت گرفت، افزون بر نیمی از مسلمانان در 9 کشور پرجمعیت اسلامی بر این باورند که آمدن مهدی «قریب الوقوع» است و احتمالا در زمان حیات ایشان اتفاق خواهد افتاد. داعش درست با همین ادعا –محقق ساختن پیشگوییها در زمان کنونی- به پیش می رود.

حتی جدا از خشونت‌های جهادی ها[11]، آخرالزمان گرایی اسلامی اغلب دارای عواقب منفی دیگر هم هست. وقتی تاریخ و وقایع چند قرن اخیر و دوران معاصر به عنوان تحقق پیشگوییها مورد ملاحظه قرار می گیرد، تجزیه و تحلیل آنها دشوار می شود. برای مثال سردرگمی مسلمانان در دو قرن گذشته این بوده که چرا ما در مقایسه با غرب عقب‌گرد داشته ایم؟ مطابق احادیث آخرالزمانی که از دهه 1980 توسط نویسندگان معروف اسلامی مانند سعید ایوب مصری و بسیاری پیروان او زنده شد، علت این مساله را نیروهای «دجال» -نسخه اسلامی ضدمسیح- عنوان می کند.

اگر دجال مقصر وضعیت تاریک و دلگیر جهان اسلام باشد، بنابراین تنها منجی الهی می تواند راه نجات را نشان دهد. این باور مانعی بر سر راه حلهای واقعی برای رفع شکاف بین جهان اسلام و غرب در زمینه هایی همچون علم، توسعه اقتصادی و دموکراسی لیبرال است.

مسلمانان –و شاید دیگر مومنان آخرالزمانی- باید توجه کنند که دل‌مشغولی با پیشگویی ها ممکن است نه تنها عقلانیت ایشان کم رنگ کند بلکه عنصر بسیار اساسی از ایمانشان یعنی تواضع را نیز آسیب برساند؛ چراکه چنین تصور شود که «ما در دوران آخرالزمان زندگی می کنیم لذا انسانهای بسیار خاصی هستیم؛ ما تنها یکی از نسلهای بی شماری که خدا خلق کرده نیستیم بلکه انسانهای برگزیده و در راس تاریخ هستیم.» پس‌ زمینه چنین تفکری تقوای دینی نیست بلکه غرور و خودبرتربینی است.

مسلمانان همچنین باید در نظر داشته باشند که پیشگوییها در مورد آخرالزمان ممکن است به صورت استعاره ای مورد مطالعه قرار گیرد. این روش می تواند به ما کمک کند ذهن ما به جای بسته شدن، باز شود. به عنوان مثال محمد عبده -عالم مسلمان قرن 19- عنوان کرده که بازگشت دوباره مسیح استعاره ای برای اصلاح در اسلام است. مطابق نظر عبده، درست مانند یهودیان محافظه کار در زمان عیسی، مسلمانان محافظه کار در این روزگار به نصوص دینی به شدت پایبندند اما از روح خود و اهداف اخلاقی {اسلام} غافلند. عبده معتقد است مسلمانان نیاز به یک «تجدید مسیحاگونه» با تمرکز بر «رحمت، محبت و صلح» دارند. رویای او نه در «شکستن صلیب» بلکه در «تعمیر هلال» {به عنوان نماد اسلام} متمرکز بود.

مسلمانان می توانند بازگشت دوباره مسیح را در مسیر هولناک داعش و یا راه الهام بخش عبده درک کنند. دلیل این مساله آن است که متون دینی به دست انسانها زنده می شوند. تفاوت عمده ای است در اینکه هدف مومنان، رسیدن به سعادت شخصی با تیز کردن تیغه های خود در برابر دیگران است یا آموزش و روشنگری متواضعانه ایشان.

نکته ها:

  1. نگاه مصطفی آکیول در زمینه سوء استفاده از نگاه آخرالزمانی اسلام توسط گروه های تکفیری همچون داعش گرچه امری صحیح و قابل تامل به نظر می رسد ولی باید توجه داشت به صرف سوء استفاده و برداشت ناصحیح از یک باور دینی نمی توان اصل آنرا تخطئه نمود. چه بسیار معتقدات ضروری دین بوده اند که در طول تاریخ توسط برخی گروه ها مورد سوء استفاده و وسیله کشتار دیگر انسانها قرار گرفته اند (چنانکه اکنون نیز گروه های سلفی تکفیری با شعار دفاع از توحید، شیعیان و حتی مسلمانان دیگر را مشرک خوانده و با استفاده از آیات قرآن ایشان را جایز القتل می شمارند!) لذا نتیجه گیری انتهایی آکیول قابل مناقشه و اشکال است.
  2. از ظاهر متن به دست می آید که آکیول متمایل به برداشت استعاره ای از روایات آخرالزمانی اسلام و توجیه فرامتنی از اینگونه احادیث است. این تفکر که ریشه در برخی متفکران و روشن‌فکران مصری همچون محمد عبده، رشید رضا و... دارد، مورد انتقاد بسیاری عالمان مسلمان قرار گرفته است.[12] چراکه اولا ما با انبوهی از روایات آخرالزمانی و مهدوی در کتب مختلف اسلامی مواجهیم و تردید در همه آنها ممکن نیست علاوه بر آنکه تغییر معنای ظاهر روایات دلایلی بسیار متقن می خواهد چراکه بسیاری از این روایات علامت مجاز نداشته علاوه بر آنکه موضوعات واحد –مثل نزول حضرت عیسی ع- به صورتهای مختلف و در کتب گوناگون ذکر شده و مورد توجه همه علمای مذاهب اسلامی قرار گرفته است.
  3. به نظر می رسد مشکل اصلی گروه هایی همچون داعش، روایات آخرالزمانی و استفاده نص گرایانه از آنها نیست بلکه تفسیر یک جانبه و سلفی گرانه –که با آموزه های قرآنی و سنت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در تعارض کامل است- علت اصلی چنین برداشتهایی می باشد لذا چاره ی کار، کنار گذاشتن این احادیث و یا کنایه ای دانستن آنها نیست بلکه می بایست اولا روایات پالایش شده و صحیح و ناصحیح آنها مشخص گردد و ثانیا علمای اسلام با هوشمندی خود جلوی تفسیر به رأی و برداشتهای ناصحیح و تخریبی از روایات مختلف را بگیرند.

تحقیق و بررسی: زهیر دهقانی آرانی

[1] - https://en.wikipedia.org/wiki/Mustafa_Akyol

[2] - https://www.amazon.com/Islam-without-Extremes-Muslim-Liberty/dp/0393347249/ref=asap_bc?ie=UTF8

[3] - www.al-monitor.com/pulse/contents/authors/mustafa-akyol.html

[4] - www.nytimes.com/topic/person/mustafa-akyol

[5] - http://www.hurriyetdailynews.com/Default.aspx?pageID=334&NewsCatID=411

[6] - https://www.theguardian.com/profile/mustafa-akyol

[7] - www.huffingtonpost.com/author/mustafa-akyol

[8] - www.mustafaakyol.org

[9] - https://www.amazon.com/Islamic-Jesus-Became-Prophet-Muslims/dp/1250088690/ref=asap_bc?ie=UTF8

[10] - http://www.nytimes.com/2016/10/04/opinion/the-problem-with-the-islamic-apocalypse.html

[11] - منظور آکیول گروههایی همچون داعش، النصره و ... هستند که ادعای جهادی گری دارند و در عرف رسانه های غربی با عبارت "Jihadist" شناخته می شوند (م)

[12] - به عنوان مثال ن ک به مقاله زیر که در نقد تفکرات رشید رضا نویسنده تفسیر المنار و از شاگردان محمد عبده در زمینه مهدویت:

http://www.intizar.ir/vdcbp.bwrrhbwuui.html

http://westandmahdism.ir/