wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 4 » مقالات
بازدید: 3005
0/0 (0)
کتاب سنن ترمذی (مهدویت دراندیشه فرق اسلامی ؛تشیع و تسنن)
 

نگارنده : ابوذر خوش سیمای ابراهیمی

 

 مؤلف، اساتید و شاگردان:

ابوعیسی محمد بن عیسی بن سورة بن موسی بن ضحاک سلمی ضریر[1] بوغی[2] ترمذی (209ـ279 ه ق). او نیز مانند سایر نگارندگان کتب صحاح سته اهل ایران بوده است و ترمذ (termez) نام شهریست که امروزه در کشور ازبکستان در جوار رود آمودریا در نزدیکی مرز کشور افغانستان قرار گرفته که در زمان حیات ترمذی جزء ایران محسوب می‌شده است. در مورد تاریخ تولد او نقل ها و مختلف است که به تفاوت 209 (جامع الاصول ابن اثیر، ج1، ص193) 210 (ذهبی، ج13، ص271) و دویست و اندی (صفدی، ج4، ص295) ذکر کرده اند. برطبق سخنی از ترمذی جد او اهل مرو بوده و در روزگار لیث بن سیار به ترمذ هجرت و در آن جا توطن کرده و وی نیز در این شهر به دنیا آمده است.[3] ترمذی برای تحصیل و کسب علم از ترمذ به شهرهای دیگر چون خراسان و عراق و حجاز رفت. او با دیگر مولفان صحاح سته یعنی ابو عبدالله محمد بن اسماعیل بخاری (م 273 ه) مسلم بن حجاج نیشابوری (م 261ه) ابو داوود سجستانی (م 257 ه) ابن ماجه قزوینی (م 273 ه) و نسائی خراسانی (م 303 ه) معاصر بوده و هر شش مولف، مشایخ و استادان مشترکی چون محمد بن بشار بندار (م 252ه) ابو موسی محمد بن مثنی (م 252) زیاد بن یحیی حسانی(م254 ه) عمرو بن علی فلاس (م 249 ه) یعقوب بن ابراهیم دورقی(م 252 ه) محمد بن معمر قیسی بحرانی(م 256 ه) نصر بن علی جهضمی (م 250ه) ابوسعید اشبح عبدالله بن سعید کندی(م 257 ه) و عباس بن عبد العظیم عبنری (م 246 ه) داشته اند.[4] درمیان اساتید ترمذی نام سه نفر به چشم می‌خورد: اسحاق بن راهویه[5] یحیی بن اکثم[6] محمد بن اسماعیل بخاری. مهم ترین استاد ترمذی بخاری است که استاد او در فقه و رجال و حدیث بوده و ترمذی با وی مباحث و مناظراتی داشته است. از بخاری نقل شده که فایده ترمذی برای منم بیشر از سودی بود که من برای او داشته ام.[7] مبار کفوری گفته است که بخاری از ترمذی دو حدیث شنیده[8] اما خود ترمذی فقط ذیل یک حدیث به این مسئله اشاره کرده است.[9] وی با این که از مسلم بن حجاج نیز حدیث شنیده بود در جامع الصحیح فق یک روایت از او آرده است. اما برخی از شاگردان او عبارت‌اند از: 1. ابوالعباس بن احمد محبوب (که راوی سنن ترمذی نیز هست) 2. حسین بن یوسف فربری. 3. روایة البخاری عنه ای روایة شیخه عنه با این که بخاری جر اساتید ترمذی است با این حال روایتی را از شاگردش نقل می‌کند واین مطلبی است که خود ترمذی به آن اشاره کرده و می‌گوید: «سمع منی محمد بن اسماعیل (البخاری) هذا الحدیث» و ذهبی هم این مطلب را نقل کرده است و می‌نویسد: «و قد کتب عنه شیخه البخاری» و یا « قد سمع من ابی عیسی ابوعبدالله البخاری» و آن حدیث این است: «یا علی لا یحل لأحد أن یجنب فی المسجد غیری و غیرک»[10] به گفته مبارکفوری ترمذی در فروع مقلد هیچیک از امامان اهل سنت نبوده و همچون محدثان دیگر به احادیث عمل می‌کرده است.[11]

از او نوشته مستقلی که بیان گرد اعتقاداتش باشد در دست نیست شاید در اصول نیز تابع اهل حدیث بوده است. او پس از سفر به شهر های مختلف به موطن خود بازگشت. او بنابر عللی نا معلوم به مصر و شام وظاهراً به بغداد یعنی مرکز تجمع محدثان و فقیهان و دیگر عالمان آن زمان نرفته است.

کتابشناسی

سنن ترمذی کتابیست که جامع اما مختصر از سیره و سنن رسول خدا6 که به آن جامع ترمذی هم گفته می‌شود و نام اصلی آن الجامع المختصر من السنن عن رسول الله6 است که یکی از کتب معتبر در نزد عامه ا ست و همیشه موردتوجه عالمان اهل سنت بوده است و بر خلاف سنن ابن ماجه و ابی داوود در این کتاب حدیث های غیر فقهی بسیاری در بخش تفسیر، قرائات، دعا و مناقب رسول اکرم6 ذکر شده است البته از نظر صحت نمی توان آن را در جایگاه مناسبی قرار داد چرا که احادیث ضعیفی نیز درآن وجود دارد. و ا لتبه ویژگی این کتاب این است که در باره صحت وسقم احادیث داوری شده و احادیث را در مناسبت ترین باب قرار داده و پرهیز از تکرار، احتراز از تقطیع و تلخیص احادیث از دیگر امتیازات کتاب است. از جمله شروحی که بر این کتاب نوشته شده می‌توان به تحفة الاحوذی شرح جامع الترمذی نوشته محمد بن عبدالرحمن مبارکفوری اشاره کرد. جامع الصحیح به چند باب بزرگ و هر باب به باب های کوچکتر مشتمل بر احادیث میزان صحت یا ضعف آن بیان گردیده است. عناوین ابواب این کتاب بر دو قسم است: 1. تراجم عام و کلی که مشتمل بر احادیث و مسائل متعدد هستند. 2. تراجم جزئی که به مسئله این معین اطلاق می‌شود.

نیمی از کتاب جامع به احکام و نیم دیگر آن به موضوعاتی چون مواعظ، آداب، تفسیر و منابع اختصاص یافته است. فصول کتاب سنن ترمذی عبارت‌اند از: الطهارة ـ مواقیت الصلاة ـ الزکاة ـ صیام ـ‌حج ـ جنائزـ النکاح ـ‌الرضاع ـ‌الطلاق واللعان ـ البیوع ـ الاحکام ـ الدیات ـ‌الحدودـ الصید ـ الذبائح ـ الأضاحی ـ‌ النذور والایمان ـ‌کتاب السیر ـ‌ فضائل جهاد ـ‌اللباس ـ‌الاشربه ـ‌ البرواصله ـ‌الطب ـ الفرائض ـ الوصایاـ الولاءـ القدرـ الفتن ـ الرویاـ الشهادات‌ـ الزهدـ صفه القیامة و الرقائق و الورع ـ صفه الجنه ـ‌صفة الجهنم ـ الایمان ـ‌العلم ـ‌الاستئذان و الاداب ـ‌الادب ـ‌الامثال ـ‌ فضائل القرآن ـ‌القرائات ـ‌تفسیر القرآن ـ الدعوات ـ‌المناقب ـ العلل.

مقدمه کتاب ترمذی نیز از چند موضوع تشکیل شده که توضیح ترمذی در مورد اثرش می‌باشد:

1. ضرورت حدیث. 2. حجیت حدیث (که آیاتی چند از قرآن برای آن بیان نموده از جمله اطیعوا الله واطیعوالرسول. قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنه. 3. تدوین حدیث. 4. تعریف حدیث. 5. اقسام حدیث(مرفوع ـ موقوف ـ‌مقطوع ـ متصل ـ‌ منقطع به معنی اخص ـ‌معلق ـ‌مرسل ـ‌معضل ـ‌ ضعیف ـ‌قوی ـ‌مشهور ـ‌غریب و...) اقسام کتب حدیث (صحیح_ جامع ـ‌سنن ـ‌مسند ـ‌رساله و...) 7. طبقات کتب حدیث8. مراتب ارباب حدیث (طالب ـ‌شیخ ـ‌حافظ ـ حجت و حاکم) 9. عقائد قطعیه. 10. عقائد ظنه ـ 11. احکام ـ 12. فضائل و مناقب ـ روایات مختلفه بین ائمه مشهور حفاظ(احناف ـ شوافع ـ‌ مالکیه ـ‌و حنابله و...).

جایگاه علمی او

درموردموقعیت و جایگاه علمی ترمذی سخن چند تن از علمای عامه را در وصف او ذکر می‌کنیم. حاکم نیشابوری سخنی راار عمر بن علک نقل می‌کند در وصف ترمذی که ما عینا آن را نقل می‌کنیم: مات البخاری فلم یخلف بخراسان مثل ابی عیسی فی العلم و الحفظ و الورع و الزهد فبکی حتی عمی و بقی ضریرا سنین»[12]

ابن حبان می‌گوید: «کان ابو عیسی ممن جمع و حفظ و ذکر»[13]

سخن ادریسی: «کان یضرب به المثل فی الحفظ»[14]

ارزش کتاب

ترمذی در مقدمه کتاب در مدح کتابش می‌نویسد: «صنفت هذا الکتاب و عرضته علی علماء الحجاز و العراق و خراسان فرضوا به و من کان هذا الکتاب فی بیته فکأنما فی بیته نبی یتکلم.»

وذهبی می‌گوید: «فی الجامع علم نافع و فوائد غزیره و رووس المسائل و هو أحد الاصول الاسلام لو لا ما کدره باحادیث واهیه بعضها موضوع و کثیر منها فی الفضائل. و در ادامه می‌گوید: «فلهذا لا یعتمد العلماء علی تصحیح الترمذی»[15]

آثار ترمذی

1. الجامع الصحیح که مهم ترین کتاب ترمذی است. 2. الشمائل المحمدیه و الخصائل المصطفویه مجموعه احادیثی در توصیف وضع ظاهری، خلق و خو، عادات و آداب شخصی و اجتماعی پیامبر اکرم6. این کتاب چندین شرح و ترجمه و خلاصه دارد و بارها در بیروت، مصر و استانبول چاپ شده است. 3و4 العلل الکبیر یا المفرد در باب اشکالات پنهان و آشکار موجود در اسناد حدیث که ا ولی به آخر الجامع الصحیح ملحق شده و دومی با شرح ابن رجب حنبلی و با تحقیق صبحی جاسم الحمید در 1396 در بغداد چاپ شده اس. 5. تسمیه اصحاب رسول الله6 که در آن به ذکر عشره مبشره (ده تن از صحابه که رسول اکرم6 وعده بهشت را داده است) و دیگر اصحاب رسول اکرم پرداخته است. 6. کتاب التاریخ. 7. رباعیات الحدیث7. کتاب التفسیر9. کتاب الزهد 10. کتاب الاسماء و الکنی11. الاثار الموقوفه. 12. کتاب الحقوق 13. کتاب الامثال14. کتاب الصلاه15. المنحیات 15. علل الشرایع. 16. نوادر الاصول 18. رسالة سیره الاولیاء و...[16]

موارد اشاره شده به بحث مهدویت در جامع صحیح ترمذی

ترمذی در کتاب الفتن به برخی روایات مهدوی اشاره کرده و البته بیشتر روایات مربوط به اشراط الساعه است که مربوط به مقدمات وعلائم برپایی قیامت است مثل خسف، طلوع خورشید از مغرب، دجال، خروج کذابون... که برخی از این علائم در کتب روایی شیعه جزء علائم الظهور محسوب می‌شوند. ترمذی بابی را مستقلا به مهدی اختصاص داده و به مسئله ظهور منجی اشاره کرده و به حتمی بودن حاکمیت یکی از اهل بیت همنام رسول خدا6 تصریح کرده است. در باب ماجاء فی المهدی سه حدیث(2230،2231،232) را به نقل از رسول خدا6 آورده است که در دو حدیث او به نام مهدی تصریح شده است و تنها مسئله ظهور منجی را به صورت کلی که از اهل بیت پیامبر6 وهمنام رسول خدا6 است بیان داشته است ولی راجع به این دو حدیث می‌گوید:«هذا حدیث حسن صحیح»[17] «این حدیث حسن و صحیح است» و در حدیث سومی به نام مهدی تصریح شده و در باب این حدیث اظهار داشته:«هذا حدیث حسن» «این حدیث حسن است» هرچند در این مجموعه حدیث تعداد حدیث ها مربوط به امام مهدی7 اندک است اما با توجه به وضعیت خوب سندی این سه حدیث اهمیت زیادی دارند. و اما متن روایات بدین قرار است: الجامع الصحیح و هو سنن الترمذی، الجزء الرابع،دار الفکر بیروت، 1408 ه، تحقیق کمال یوسف الحوت

34. کتاب الفتن

باب 21 ماجاء فی الخسف: 2183. حدثنا بندار حدثنا عبدالرحمن بن مهدی حدثنا سفیان عن فرات القزار عن ابی الطفیل عن حذیفه بن أسید قال: أشرف علینا رسول الله6 من غرفة و نحن نتذاکر الساعة فقال النبی6: لا تقوم الساعة حتی تروا عشر آیات: طلوع الشمی من مغربها، و یأجوج و مأجوج، والدابة، و ثلاثه خسوف بالمشرق، و خسف بالمغرب، و خسف بجزیرةالعرب، و نار تخرج من قعر عدن تسوق الناس أو تحشر الناس، فتبیت معهم حیث باتوا، و تقبل معهم حدیث قالوا...

و هذا حدیث حسن صحیح.

2184. حدثنا محمود بن غیلان... قال رسول الله6: لایتنهی الناس عن غزو هذا البیت حتی یفزو جیش حتی اذا کانوا بالبیداء من الارض خسف باولهم و آخرهم و لم ینج أو سطهم قلت یا رسول الله فمن کره منهم؟ قال یبعثهم الله علی ما فی انفسهم... هذا حدیث حسن صحیح.

2185. حدثنا ابوکریب... قال رسول الله6: یکون فی آخر هذه الامه خسف و مسخ و قذف قالت قلت: یا رسول الله انهلک و فینا الصالحون؟ قال: نعم اذا ظهر الخبث... هذا حدیث غریب

باب22 ما جاء فی طلوع الشمس من مغربها:

2186. حدثنا عناد... عن أبی ذر قال: دخلت المسجد حین غابت الشمس و النبی6 جالس فقال: یا أباذر أتدری این تذهب؟ قال: قلت الله و رسوله أعلم فانها تذهب تستأدن فیب السجود فیؤذن لها و کأنها قد قیل لها اطلعیب من حیث جئت فتطلع من مغربها قال ثم قرأ: و ذلک مستقر لها... و هذا حدیث حسن صحیح.

باب 23 ماجاء فی خروج یأجوج و مأجوج

2187. حدثنا سعید بن عبدالرحمن المخزومی: استیقظ رسول الله6 من نوم محمرا و جهه و هو یقول: لا اله الا الله یرددها ثلاث مرات، ویل للعرب من شر قد اقترب، فتح الیوم من ردم یأجوج و مأجج و مأجوج مثل هذه وعقد عشراً قالت زینب: قلت یا رسول الله أفنهلک و فینا الصالحون؟ قال: نعم اذا کثرت الخبث... هذا حدیث حسن صحیح.

باب 36 ماجاء فی اشراط الساعه

2208. حدثنا و اصل بن عبد الاعلی الکوفی... قال رسول الله6: تقیء الارض أفلاذ کبدها أمثال الاسطون من الذهب و الفضه قال فیجیء السارق فیقول: فی مثل هذا قطعت یدی و یجیء القاتل فیقول: هذا قتلت و یجیء القاطع فیقول: فی هذا قطعت رحمی ثم یدعونه فلا یأخذون منه شیئا... هذا حدیث حسن صحیح

باب 43 ما جاء لا تقوم الساعة حتی یخرج کذابون

2218. حدثنا محمود بن غیلان... قال رسول الله6: لا تقوم الساعة حتی ینبعث دجالون کذابون قریب من ثلاثین کلهم یزعم انه رسول الله... و هذا حدیث حسن صحیح.

2219. حدثنا قیبه: اقل رسول الله6 لا تقوم الساعة حتی تلحق قبائل من امتی بالمشرکین و حتی یعبدوا لاوثان و انه سیکون فی امتی ثلاثون کذابون کلهم یزعم انه نبی و أنا خاتم النبیین لا نبی بعدی... هذا حدیث حسن صحیح

باب52 ماجاء فی المهدی

2230. حدثنا عبید بن أسباط بن محمد القرشی الکوفی... قال رسول الله6: لا تذهب الدنیا حتی یملک العرب رجل من اهل بیتی یواطیء اسمه اسمی... و هذعه حدیث حسن صحیح

2231. حدثنا عبدالجبار... عن النبی6: یلی رجال من اهل بیتی یواطیء اسمه اسمی قال عاصم: و أنا ابوصالح عن ا بی هریره قال: لو لم یبق من الدنیا الا یوم لطول الله ذالک الیوم حتی یلی... هذا حدیث حسن صحیح

باب53

2232. حدثنا محمد بن بشار... فسألنا نبی الله6 و سلم فقال: إن فی امتی المهدی یخرج یعیش خمسا أو سبعا و تسعا زید الشاک قال: قلنا و ما ذاک؟ قال: سنین قال: فیجی الیه رجل فیقول یا مهدی: اعطنی اعطنی قال: فیحثی له فی ثوبه ما استطاع أن یجمله... هذا حدیث حسن صححی

باب54 ما جاء فی نزول عیسی بن مریم7

2233. حدثنا قتیبه... ان رسول الله6 قال: والذی نفسی بیده لیوشکن أن ینزل فیکم ابن مریم حکماً مقسطاً فیکسر الصلیب و یقتل الخنزیر و یضع الجزیة و یفیض المال حتی لا یقبله أحد... هذا حدیث حسن صحیح

باب55 ما جاء فی الدجال

2234. حدثنا عبدالله بن معاویة الجمحی... سمعت رسول الله6: یقول انه لم یکن نبی بعد نوح الا قد أنذر الدجال قومه و انی أنذر کموه فوصفه لنا رسول الله و سلم قال: لعله سیدرکه بعض من رآنی أو سمع کلامی قالوا: یا رسول الله فکیف قلوبنا یومئذ؟ قال: مثلها یعنی الیوم أو خیر... هذا حدیث حسن صحیح

باب56 ما جاء فی علامة الدجال

حدثنا عبد بن حمید... قام رسول الله6: فی الناس فأثنی علی الله بما هو اهله ثم ذکره الدجال فقال: انی لانذرکموه و ما من نبی الا و قد انذر قومه و لقد انذره نوح قومه و لکنی سأقول لکم فیه قولاً یقله نبی لقومه تعلمون إنه أعور و إن الله لیس بأعور... یومئذ للناس و هو یحذرهم فتنه.

تعلمون انه لن یری أحد منکم ربه حتی یموت و أنه مکتوب بین عینیه ک ف و یقرأ من کره عمله... هذا حدیث حسن صحیح

2236. حدثنا عبد بن حمید... ان رسول الله6 قال: تقاتلکم الیهود فتسلطون علیهم حتی یقول الحجر یا مسلم هذا یهودیث ورائی فاقتله... هدا حدیث حسن صحیح

باب57 ماجاء من این یخرج الدجال

2237. حدثنا محمد بن بشار و احمد بن منیع... حدثنا رسول الله6 قال: الدجال یخرج من أرض بالمشرق یقال لها خراسان یتبعه أقوام کأن وجوههم المجان المطرقه... هذا حدیث حسن غریب

باب58. ما جاء فی علامات خروج الدجال

2238. حدثنا عبدالله بن عبدالرحمن... عن النبی6 قال: المحلة العظمی و فتح القسطنطنیه و خروج الدجال فی سبعه اشهر... هدا حدیث حسن غریب

باب 59 ماجاء فی فتنه الدجال:

2240. حدثنا علی بن حجر... ذکر رسول الله6 الدجال ذات غداه... انه شاب قطط عینه طافئه شبیه بعید العزی بن قطن فمن رآه منکم فلیقرأ فواتح سوره اصحاب الکهف قال یخرج ما بین الشام و العراق فعاث یمینا وشماً یا عبادالله اثبتوا قال قلنا یا رسول الله و ما لبثه فی الارض؟ قال: اربعین یوما یوم کنسة و یوم کشهر و یوم کجمعة و سائر أیامه کایامکم... قال قلنا یا رسول الله فما سرعته فی الارض؟ قال کالغیث استدبراته الریح...

فینمنا هو کذلک اذه هبط عیسی بن مریم7 بشرقی الدمشق عندالمناره البیضاء بین مهر ودتین...

فیطلبه حتی یدرکه بباب لد فیقتله... قال و یبعث الله یأجوج و مأجوج... ثم یسیرون حتی ینتهو الی جبل بیت مقدس... و یحاصر عیسی بن مریم و اصحابه... فبیناهم کذالک اذ بعث الله ریحا فقبضت روح کل مومن و یبقی سائر الناس یتهارجون کما تتهارج الحمر فعلیهم تقوم الساعة... هذا حدیث حسن صحیح غریب

باب 60 ماجاء فی صفة الدجال

2241. حدثنا محمد بن عبد الاعلی الصنعانی: عن النبی6 انه سئل عن الدجال فقال ألا ان ربکم لیس بأعور الاوانه اعور عینه کأنها طافیه... هذا حدیث صحیح غریب

باب61 ماجاء فی الدجال لا یدخل المدینة

2242. حدثنا عبدة بن عبد الله الخزاعی البصری... قال رسول الله6: یأتی الدجال المدینة فیجد الملائکه یحرسونها فلا یدخلها الطاعون و لا الدجال إن شاءالله...هذا حدیث صحیح

2243. حدثنا قتیبه... ان رسول ا لله6 قال: الایمان یمان و الکفر منم قبل المشرق و السکینه لاهل النعم و الفخر و الریاء فی الفدادین اهل الخیل و أهل الوبر یأتی المسیح اذا جاء دبر احد صرفت الملائکة وجهه قبل الشام وهنالک یهلک... هذا حدیث حسن صحیح

باب62 ماجاء‌ فی قتل عیسی بن مریم الدجال

2244. حدثنا قیبه... سمعت رسول الله6 یقول: یقتل ابن مریم الدجال بباب لد... هذا حدیث حسن صحیح

2245. حدثنا محمد بن بشار... قال رسول الله6: ما من بنی الا وقد أنذر امته الأعور الکذاب، ألا انه اعور و إن ربکم لیس بأعور مکتوب بین عینیه ک ف ر... هذا حدیث حسن صحیح

باب66

2253. حدثنا محمد بن بشار... ان نبی الله6 صعد المنبر فضحک فقال: ان تمیما الداری حدثنی بحدیث ففرحت فأحببت ان أحدثکم حدثنی أن ناسا من اهل فلسطین رکبوا سفینة فی البحر خجالت بهم حتی قذتهم فی جزیره من جزائر البحر فأذا هم بدایه لباسه ناشرة شعرها فقالوا: ما أنت قالت: أنا الجساسة... قلنا فما أنت؟ قال: إنه الدجال و أنه یدخل الامصار کلها الا طیبة و طیبه المدینه... هذا حدیث صحیح غریب

باب73

2260. حدثنا اسماعیل بن موسی... قال رسول الله6: یأتی علی الناس زمان الصابر فیهم علی دینه کالقابض علی الجمر... هذا حدیث غریب من هذا الوجه.

2269. حدثنا قتیبه... قال رسول الله6: تخرج من خراسان رایات سود لا یردها شیء حتی تنصب یإیلیاء... هذا حدیث غریب

 

منابع

1. الجامع الصحیح و هو سنن الترمذی/ دارالفکر بیروت/1408ه/ تحقیق کمال یوسف الحوت

2. بررسی تطبیقی مهدویت در روایات شیعه و اهل سنت/ دکتر مهدی اکبر نژاد/ مؤسسه بوستان کتاب/ چاپ اول1386

3. سایتencycbpaedia slamica مقاله آقای دکتر ترابی

4. سایت شمس ولایت shamsevelayat  مقاله احادیث مهدوی درجامع صحیح ترمذی

5. سایتmibosearch به نقل از لغت نامه دهخدا ذیل کلمه ترمذی

6. وبلاگ خانم عاطفه ناطقی خسمه/ مقاله عاطفه ناطقی راجع به ترمذی

7. سایت ویکی پدیا/ دانشنامه آزاد/ ترمذی

8. جزوه نقد و بررسی مهم ترین جوامع حدیثی اهل سنت/ رشته تخصصی علوم حدیث/ استاد طبسی.



[1] . ضریر به معنای کور می باشد امادر اینکه چرا به او ضریر گفته می شده چند نظر است. 1. ولد ضریرا (کور مادر زاد) 2. من کتابه العلم (در اثر تلاش علمی). قال الذهبی: اختلف فیه (فی ضریره) فقیل: ولد اعمی و الصحیح انه اضر فی کبره بعد رحلته و کتابته العلم.

[2] . از آن جا که ترمزی به بوغی نیز شهرت داشته برخی زادگاه او را بوغ روستایی در شش فرسخی ترمذ دانسته اند ولی معلوم نیست که وی اهل این روستا بوده یا اینکه در آنجا ساکن بوده است. (سمعانی، ج1، ص415)

[3] . جامع الاصول ابن اثیر، ج1، ص194.

[4] . جامع ترمذی، مقدمه شاکر، ج1، ص80ـ81.

[5] . وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند پانزده هزار محدث خدمت ایشان رسیدند تا حدیثی از ایشان نقل کنند و سر دسته آن ها همین شخص بوده است.

[6] . هما کسی است که با امام جواد (ع) در سنین کودکی مناظره کرد و حضرت محکومش کردند که این داستن در کتاب های اهل سنت هم آمده. مثل نور الابصارشبلنجی شافعی.

[7] . ابن حجر عسقلانی، ج7، ص365.

[8] . مقدمه ج1، ص268.

[9] . ج5، ص640.

[10] . سیر اعلام النبلاء، 272،13.

[11] . مقدمه ج1، ص277.

[12] . تذکرة الحفاظ، ذهبی، 2/634.

[13] . همان.

[14] . همان.

[15] . سیر اعلام النبلاء، 13/274 . تذکره2/634.

[16] . ابن ندیم ص289، سمعانی، ج1، ص459. ابن کثیر، ج66. تاریخ گزیده،ص 760، هدیه العارفین، ص19. 2. اعلام زرکلی، ج3، ص162.

[17] . حسن و تصحیح دو اصطلاح حدیثی هستند که بیانگر میزان ارزشمندی یک روایت می باشند که حدیث صحیح از اعتبار خوبی برخوردار استو حدیث حسن نیز در خیلی موارد قابل استناد می باشد.

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :