wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 5 » مقالات
بازدید: 3919
0/0 (0)
ویژگی‌های عصر ظهور (دورة آغاز ظهور و مسیر حرکت حضرت مهدی ع)
 
  نگارنده: عبدالله بهرامی
استاد مربوطه: حضرت حجت‌السلام و المسلمین مسعود پور سید آقائی

مقدمه
برای روشن شدن حقایق، پیرامون موضوعات گوناگون، اعم از حقایق عقیدتی و فرهنگی و ... تحقیق لازم است و برای تحقّق حقیقی تحقیق، به منابع کامل و جامع پیرامون موضوع نیاز است. و این نیاز در موضوع مهدویت که تکیه بر منابع روائی زیادی دارد، نیز احساس می‌شود. یکی از کارهای که در منابع مهدیت، مخصوصاً ضروری به نظر می‌رسد، اولویت بندی منابع و برگردان روایات، به اصول منابع است، که کار محققین در زمینة مهدویت را آسان و موجب استفادة بهینه از اوقات محققین خواهد شد. چه بسا روایتی با یک طریق، در کتابهای گوناگون، مکرر آمده باشد و در جمع بندی روایات، و احاطته به عموم روایات مربوط به موضوع، کار محقق را مشکل کند. سزاوار آن است که مباحث مهدویت موضوع بندی شود و در هر موضوع، همه روایات وارده بدون تکرار، در ذیل موضوع گنجانده شود. بعد وظیفة محققین در باب مهدویت، در رجوع به روایت، رسیدن به کم کیف روایات، از نظر تواتر و عدم آن و صمت و سقم سند دیدن نظریات اساتید و اساطین فن و نتیجه گیری مشخص باشد.
در حال حاضر هرچند چنین کاری صورت نگرفته ولی بر محققین موضوعات گوناگون مهدویت فرض است که باغور در دریای روایات، مروارید موجود را استخراج و مباحث را منقح نموده و نتیجه گیری مشخصی داشته باشند. چونکه تکیه گاه بحث‌های مذکور روایات می‌باشد. در بحث آتی ما، که مربوط به ویژگیهای عصر ظهور (دورة شروع ظهور و قیام و مسیر حرکت حضرت از آغاز تا انتهاء) است، سعی خواهیم کرد که به اصل رجوع به روایات و ملاحظة اکثر آنها وفادار باشیم و از منظر روایی به قضیة مهم که پیش روست بپردازیم. البته این به معنی به حاشیه راندن نظرات محققین اعم از قدما، و متأخرین و معاصرین نیست و در توضیح و جمع بندی و تبیین و تفسیر روایات باب، یا مباحث عقلی و فلسفی و کلامی باید، از نقطه نظرات بزرگان، استفاده کرد و به نتیجه صحیح دست یافت.
واژه شناسی ظهور
 (ظَهَرَ) ظُهُراً، م: آشکار گردید. (ظَهَرَ): نمودار شد، نمایان شد، هویدا شود، بیرون آمد، حاضر شد. (ظَهْر)- أظْهُر و ظُهُر، ظُهْران،‌ ج: پشت دیگ کهنه، یا چهارپای سواری مال بسیار، فخر به چیزی، جانب و طرف، کوتاه موی، پرمرغ، راه دشت و زمین بلند، لفظ قرآن خلاف تأویل، حدیث و خبر، آنچه از تو غائب باشد، به پشت رسیدن چیزی. (ظهور): صورت ظاهر نما، نمود.  والظاهرُ: خلاف الباطن؛ ظَهَرَ یَظْهَرُ ظٌهٌوراً، فهو ظاهر و ظهیر. الظّهور: الظّفر بالشی. و الإطلاع علیه. ظهر الشی ءُ، بالفتح، ظهوراً تبیّنَ. الظُّهورُ: بدوّ الشیء الخفیّ.
از کتب لغت استفاده می‌شود که مادة (ظَهْرَ) با مشتقاتش،‌به معانی مختلفی به کار رفته است ک آنچه برای ما مهم است، معنای کلمة (ظهور) است. چون عنوان تحقیق (ویژگی‌های عصر ظهور) است. آنهم که در این تحقیق مورد بحث واقع می‌شود، دورة شروع ظهور و آغاز قیام و مسیر حرکت حضرت از آغاز تا انتهاست. همانطور که در لسان العرب و غیر آن از کتب لغت آمده است، ظهور، آشکار شدن چیز مخفی می‌باشد. و اما در باب و مبحث مهدویت، منظور از ظهور حضرت، تقریباً همان معنای لغوی است. یعنی حضرت مهدی بعد از مدت مدیدی که از نظر غائب و پنهان و مخفی خواهند بود، هرگاه شرائط آماده شد، حضرت در پیش چشم همگان حاضر و نمایان خواهند شد و دیدگان مردم به جمال خورشید مثال آن حضرت منور خواهد شد. البته این ظهور، در مقابل مطلق مخفی و ناپیدا نیست بلکه حضرت در دوره ی غیبت هم مانند خورشید پشت ابر می‌مانند که وجود حضرتش ولو در دورة غیبت فوائد و برکات بی شماری،‌ برای مردم عالم دارد که مقام را گنجایش تفصیل نیست. برای شروع بحث بهتر است از زمان شروع ظهور و بالتبع قیام حضرت بحث کنیم که مهمترین نکته چه بسا می‌تواند، باشد و آیا اساساً وقت معینی برای ظهور حضرت می‌شود تعیین کرد یا نه؟
زمان ظهور
روایات مربوط به بحث زمان ظهور
در مورد تعیین اجمالی زمان ظهور روایاتی رسیده است. از جمله اینکه نعمانی حدیثی در این مورد آورده است:
حدّثنا أحمدبن محمد بن سعید، قال: حدثنی أحمدبن یوسف بن یعقوب أبوالحسن الجعفی،‌ قال:‌ حدثنی إسماعیل بن مهران، قال: حدثناالحسن بن علیّ بن أبی حمزه عن أبیه و وهیب،عن أبی بصیر، عن أبی جعفر(ع)، قال:
«یقوم القائم فی وتر من السنین تسع واحدة، ثلاث خمس، و قال:‌ أذا اختلف بنو أََمیّة ... »
حدثنا أبوسلیمان أحمدبن هوذة‌الباهلی، قال: حدثنا إبراهیم بن إسحاق النهاوندی قال: حدثنا عبدالله بن حماد الأنصاری، عن أبی بصیر، عن أبی عبدالله أنّهُ قال: «یقوم القائم یوم عاشورا.»
«الخصال» بسنده عن الصادق: یخرج قائمنا أهل البیت یوم الجمعة. الخبر.
حدثنا الحسین بن أحمدبن إدریس رضی الله عنه قال: حدثنا أبی، عن أحمدبن عیسی، عن الحسین بن سعید، عن علی بن أبی حمزه، عن أبی بصیر «قال: قال أبوجعفر: یخرج القائم یوم السبت یوم عاشورا یوم الذی قُتِلَ فیه الحسین.)
الفضل، عن محمدبن عل، عن محمدبن سنان، عن حیّ بن مروارید، عن علی بن مهریار قال: قال أبوجعفر: کأنی بالقائم یوم عاشوراء یوم السبت قائماً بین الرکن و المقام بین یدیه جبرئیل ینادی: البیعة لله، فیملأها عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً».
ترجمة روایات
ابوبصیر از امام باقر نقل می‌کند که حضرت فرمودند: قائم در سال فرد، نه، یک، سه، پنج، ظهور می‌کند و فرمودند:‌زمانیکه بنو امیه اختلاف کنند.
ابوبصیر از امام صادق روایت می‌کند که حضرت فرمودند: قائم روز عاشورا قیام می‌کند.
شیخ صدوق (ره) در کتاب خصال با اسنادش از امام صادق روایت می‌کند که ایشان فرمودند:‌ قائم ما أهل البیت علیهم السلام روز جمعه خروج می‌کند.
شیخ صدوق (ره) با سندش از ابوبصیر نقل می‌کند که ابوبصیر گفت که امام باقر چنین فرمود: قائم، روز عاشورا، روزی که حسین در آن روز کشته شد خروج می‌کند.
شیخ طوسی (ره) از علی بن مهزیار به اسنادش نقل می‌کند که او از امام باقر روایت می‌کند که حضرت فرمود: گویا می‌بینم که قائم روز عاشورا، روز شنبه، در بین رکن و مقام ایستاده و در مقابلش جبرئیل فدا می‌کند: بیعت برای خداست. پس مهدی جهان را پر از عدل و داد می‌کند، همانگونه که از ظلم و ستم پر شده باشد.
از روایاتی که آوردیم و روایات مشابه، استفاده می‌شود که ظهور حضرت در سال فرد خواهد بود، نه در سال زوج و آن هم در ماه محرم الحرام می‌باشد و در روز شنبه این ظهور و قیام عظیم رخ خواهد داد. البته در بعضی از روایات روز جمعه هم آمدهاست. در توجیه و جمع بندی روایات وارده چند قول از اقوال بزرگان را می‌آوریم.
جمع بین روایات و نتیجه گیری
«ویمکن جمع بأنَّ إبتداء خروجه یوم الجمعه، و ظهوره بین الرکن و المقام و مبایعته یوم السبب کما یومی إلیه قوم الباقر «کأنّی بالقائم یوم عاشوراء یوم السبت قائماً بین الرکن و المقام بین یدیه جبرئیل نیادی البیعة لله الحدیث» ممکن است جمع بین این دو دسته از روایات که یکی در روز شنبه فرموده و یکی روز جمعه دارد؛ حضرت ظهور می‌کنند به این صورت که ابتداء و خروج حضرت در روز جمعه باشد و ظهور حضرت بین رکن و مقام و بیعت با او در روز شنبه باشد.
سید محمد صدر (ره): «بعد مراجعة مجموع ماورد فی المصادر من هذه الأخبار، نجد أن الروایات الدالة علی أنّ الهدی- عجل الله- تعالی فرجه الشریف یظهر فی وتر سنین، قلیة العدد، و کذالک الروایات الدّالة علی أنّه یظهر یوم السبت... بخلاف مادل علی أنه یظهر فی یوم العاشر من محرم الحرام فإن فیه روایات عدیدة قابلة للأثبات التاریخی».   خلاصة فرمایش ایشان این است که روایات مربوط به ظهور حضرت، در سال فرد و روز شنبه، ضعیف است ولی در مورد اینکه حضرت در ماه محرم الحرام و روز عاشورا، ظهور کنند، احادیث بسیاری داریم و قابلیّت برای اثبات تاریخی دارد.
در هر صورت، اجمالا سال و ماه و روز ظهور معین شده است ولی این نوع تعین تفصیلی نیست و نمی‌توان گفت که حضرت دقیقاً بعد از چند سال نمایان خواهند شد. و حتی از توقیت در روایات نهی شده است.
نهی از تعین تفصیلی وقت ظهور (نهی از توقیت)
آنگونه که از روایات استفاده می‌شود، تعین تفصیل وقت ظهور، حضرت مهدیصحیح نیست و نمی‌شود به صورت قاطع گفت که حضرت بقیة الله عج در چه روزی، از چه سالی، ظهور خواهند کرد. بنابراین اگر کسی بگوید امام زمان، ده سال دیگر، در ماه رجب، روز جمعه ظهور خواهد کرد، کذاب است. در کتاب غیبة نعمانی باب (16) اختصاص بروایاتی دارد که از توقیت و تسمیه نام حضرت منع کرده است. در روایت (13) از همین باب آمده است: «حدثنا محمدبن یعقوب، عن الحسینبن محمد، عن معلیّ بن محمد، عن الحسن بن علیَّ الخزّاز، عن عبد الکریم بن عمر و الخثعمی، عن الفضیل بن یسار، عن أبی جعفر، قال: «قال: قلتُ له: لهذا الأمر وقت؟ فقال، کذب الوقاتون... »  پانزده حدیث در این مورد در غیبت نعمانی در همین باب آمده است و همین مقدار روایت در این مورد ما را کفایت می‌کند. البته علامه ی مجلسی هم، در جلد (13) بحار الأنوار، در باب بیست ششم، روایات نهی از توقیت را آورده‌اند.
شیخ طوسی (ره) در این مورد می‌فرماید: «و اما وقت خروجه فلیس بمعلوم لنا علی وجه التفصیل،‌بل هو مغیب‎ٌٌٌٌٌ‎‎‏ٌٌٌ عنا إلی أن یأذن الله بالْفَرَج» و اما وقت خروج او برای ما معلوم نیست، بر وجه تفصیل بلکه وقت خروج بر ما پنهان است. تا اینکه خداوند، به فَرَج اجازه دهد.»  ایشان در این زمینه چندین روایت نقل می‌کند.
از این روایات استفاده می‌شود که برای ظهور حضرت وقت معلوم معرفی و بیان نشده است.
اصلاح امر حضرت در یک شب
روایات زیادی در زمینه ی اینکه، ظهور حضرت، امر ناگهانی است و در یک شب اصلاح می‌شود رسیده است و در کتابهای کمال الدین، روضه ی کافی، غیبت نعمانی، دلائل الإمامة البرهان، فوائد فوائد الفکر مَقْدِسی، اَلْعَرف الوردی، می‌توان آنها را مطالعه کرد و از مجموع این روایات، می‌توان به این نتیجه رسید که ظهور حضرت غیر مترقبه و ناگهانی خواهد بود و مردم به اصطلاح شوکه خواهند شد. بعنوان مثال در کتاب کمال الدین آمده است:
وحدثنا أبوالعباس محمد بن إبراهیم بن اسحاق اَلْمُکَتّب- رضی الله عنه- قال: حدثنا الحسین بن إبراهیم بن عبدالله بن منصور قال: حدثنا محمد بن هارون الهاشمیُّ قال: حدثنا أحمد بن عیسی قال: حدثنا أبوالحسین أحمد بن سلیمانَ الرُّهاوِیُّ قال: حدثنا معویة بن هشام عن إبراهیم بن محمد بن الحنفیّة، عن أبیه محمد،‌عن أبیه أمیرالمؤمنین علیّ بی أبی طالب «قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم- «المهدیُّ منّا أهل البیت، یُصْلِحُ الله لَهُ أمْرَهُ فی لیلةٍِ». امیرالمؤمنین علی، فرمودند: «حضرت رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: مهدی از ما‌ أهل بیت است ب خداوند در یک شب أمرش را اصلاح می‌کند.» و در روایت دیگر چنین آمده است: « خداوند امرش را در یک شب اصلاح می‌کند.»  در این باب ، علامه در ج (13) بحار الأنوار، (پنجاه و دو از مجلدات جدید)، روایاتی را آورده است که ولو کلمه ی «اصلاح امر حضرت در یک شب»صریحاً در همه نیست ولی روایات این مضمون را دارند.
پس از اینجا نتیجه گرفته می‌شود که امر قیام ناگهانی و غیر مترقبه بوده و بستگی به اراده و خاست خداوند متعال دارد.
سؤال: چگونه اصلاح امر حضرت، در یک شب، با شرایط ظهور سازگار می‌تواند باشد؟
جواب: هرچند ظهور حضرت بستگی به شرائطی دارد که با موجود بودن شرط باید ظهور محقق شود، اما رسیدن به این مطلب که آیا واقعاً، در یک زمان خاصی از زمانها شرایط به طور کامل جمع شده است یا نه غیر ممکن است. چه بسا عده ای خیال کنند که شرایط جهت قیام آماده است ولی قیام به تأخیر بیفتد، چون در حقیقت همه ی شرایط محقق نبوده است و شاید ما فکر کنیم که هنوز شرایط فراهم نشده ولی در واقع فراهم باشد و ناگهان ندای آسمنی شنیده شود، پس ناگهانی بودن قیام هیچ منافاتی با لزوم شرائط و تلاش برای آماده کردن. شرائط قیام ندارد. بلکه این مشکل از جهل ماست که قادر به تشخیص زمان دقیق حصول شرائط نیستیم. وقتی شرائط بود با اراده ی خداوند، اصلاح امر ظهور در یک شب محقق خواهد شد.
آغاز ظهور
أخرج أبونعیم عن ابن عمر قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم،‌«یخرج المهدی و علی رأسه عمامة فیها منادٍ یُنادی: هذا المهدی خلیفة الله فاتبعوه» «یعنی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، فرمود: «مهدی خروج می‌کند در حالیکه در سرش عمامه ای است،‌ ندا کننده ای ندا می‌کند: این مهدی خلیفة خدا است، پس از او تبعیت کنید»
الفضل بن شاذان، عن محمد بن علی بن کوفی، عن محمد بن سنان، عن حیّ بن مردان عن علیّ بن مهزیار قال: قال أبوجعفر: کأنّی بالقائم یوم عاشوراء یوم السبت قائما بین الرکن و المقام، بین یدیه جبرئیل، ینادی: البیعة لله. فیملأها، عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً» «یعنی کوئ روز عاشورا، شنبه قائم، بین رکن و مقام ایستاده است، در مقالبش جبرئیل، ندی می‌کند: «البیعة لله» بیعت برای خداست و دنیا را پر از عدل و داد می‌کند همانطوریکه از ظلم و جور پوشیده باشد.»   
بدین ترتیب، حجة الهی در زمین ظاهر می‌شود. و نقطه ی عطف، در تاریخ بشری پیدا شده و جهان در آستانه ی تحولی بنیادین قرار می‌گیرد. خوشا به حال کسی که این ندا را بشنود و حضرت را بشناسد و در حقانیت او تردید نکند، چون شیطان و شیطان صفتان خواهند کشید در بین خلائق شک و شبهه بیندازند.
مکان ظهور حضرت
از بعضی احادیث چنین برداشت می‌شود که ابتدا ظهور حضرت مدینه است.
چون خبر به سفیانی می‌رسد که حضرت مهدی، در مدینه است. بعد سفیانی تعدادی از سربازان خود را به سراغ حضرت می‌فرستد و حضرت از مدینه خارج می‌شود و به سوی مکه مکرمه حرکت می‌کند و سپاه سفیانی به سوی حضرت و به دنبال حضرت حرکت می‌کنند  ولی به فرمان خداوند، سپاه آنها در منطقه ای به نام «بیدا» به زمین فرو می‌روند و این حادثه به نام «؟؟؟» معروف می‌شود و نمی‌توانند به حضرت دسترسی پیدا کنند.
نعمانی در کتاب غیبة خود چنین نقل می‌کند به سندش از جابر الجعمی از امام باقر «و یبعث السفیانی بعثاً إلی المدینة فینفر المهدی منها ‌إلی مکّة. فیبلغ أمیر جیش السفیانی أن المهدی قد خرج ألی مکّة، فیبعث جیشا مِنُ أثره فلا یدرکه حتی یدض مکة خائفاً یترقب علی سنة موسی بن عمران قال: و نیزن أمیر جیش السفیانی البیداء، فینادی منادٍ من السماء أبید القوم، فیخسف بهم...».
خلاصه برداشتی که از این روایت می‌شود این است که سفیانی از حضور حضرت مهدی در مدینه خبردار شده است و به دنبال حضرت ، گروهی از سپاهیان را فرستاده است. حضرت از آنجا به مکه مسافرت کرده‌اند. چون از این قضیه مطلع شده‌اند. و این خبر به سفیانی می‌رسد و او سپاهی را به دنبال حضرت می‌فرستد و نمی‌تواند حضرت مهدی را بگیرند و به او برسند، تا اینکه حضرت به صورت خائف و ترسان به مکه ی مکرمه وارد می‌شوند. بعد سپاه سفیانی به منطقة (بیداء) بین مکه و مدینه می‌رسند و به فرمان  و امر خداوند متعال در آن منطقه زمین آنها را فرو می‌بلعد و بالاخره از ظاهر این قبیل روایات استفاده می‌شود که حضرت در مدینه ظهور می‌کنند و حال آنکه ظهور حضرت بعد از «خسف به بیداء» است و «خسف» یکی از علائم ظهور حضرت شمرده شده است. و چگونه می‌شود «خسف‌» متأخر از ظهور می‌شود؟ جوابی که می‌شود داد این است که هر چند سفیانی از حضور مردی در مدینه که بر علیه او فعالیت می‌کند، با خبر می‌شود. و به سراغ او سپاهی می‌فرستد ولی لازم نیست که بفهمد ایشان حضرت مهدی است. همینکه با شخصی مواجه می‌شود که بر علیه نظام حاکم سفیانی فعالیت می‌کند او بر علیه حضرت مهدی اقدام می‌کند هر چند نفهمد او حضرت است. چون غرضش حفظ تاج و تخت است و خلاصة کلام ظهور حضرت از مکه و بعد از «خسف» است و روایاتی ثل روایت گذشته، نمی‌تواند دلیل بر ظهور حضرت در مدینة منوره باشد و بلکه از تحقیق و بررسی احادیث فریفین (شیعه و سنی) به این نتیجه می‌رسیم که مکان ظهور حضرت مکه مکرمه و بین رکن و مقام است. بعنوان نمونه به روایتی از کتاب الغیبة شیخ طوسی (ره) اشاره می‌کنیم.
الفضل، عن محمد بن علی، عن محمد بن سنان، عن حیّ بن مروان، عن علی بن مهزیار قال: قال أبوجعفر: «کأنی بالقائم یوم عاشوراء یوم السبت قائماً بین الرکن و المقام بین یدیه جبرئیل ینادی: البیعة لله، فیملأها عدلاً کما مُلئتْ ظلماً و جوراً». گویا می‌بینم که قائم در روز عاشورا، روز شنبه بین رکن و مقام ایستاده اند در مقابلش جبرئیل ندا می‌دهد: بیعت برای خداست و جهان را پر از عدل و داد می‌کند، همانطور که از ظلم و ستم پر شده باشد.
و برای مراجعه و مطالعات تکمیلی در مورد این دسته از روایات، کتاب شریف بحار الأنوار، محدث عالی مقام، علامه محمد باقر مجلسی اعلی الله مقامه الشریف ج 52 باب 30 و 31 منبع خوبی است و نیز به کتاب، کتاب الغیبة شیخ طوسی (ره) فصل هفت، قسمت علائم ظهور الحجة و کتاب الغیبة نعمانی باب 14، ما جاء فی العلامات التی تکون قبل القائم و یدل علی أنّ ظهوره یکون بعدها کما قالت الأئمة‌ علیهم السلام و کتابهای دیگر از اهل سنت و شیعه می‌توان مراجعه کرد. با تمام این مباحث برخی از بزرگان معتقدند که مرحله ی اول ظهور حضرت امام زمان شهر مدینه می‌باشد. برای دقت نظر بیشتر به نظر تنی چند از محققین باب می‌پردازیم.
سید علی صدر
در همین باب سید علی صدر، مطلبی دارد که قابل توجه است و ذکر می‌کنیم. ایشان می‌فرمایند: «و یکون مبدأ ظهوره فی المدینة، ثم یتوجه إلی مکّة لیظهر فیها کاملاً » یعنی مبدأ ظهور حضرت مهدی مدینه است، سپس متوجه مکه می‌شود تا در آنجا ظهور کامل نماید.
و شاید نظر علامه سید محسن امین (ره) در اعیان شیعه، هم همین باشد، کما اینکه در باب مکان خروج حضرت مهدی ، به روایتی تمسک جسته است که از آن روایت و امثال آن روایت شاید عده ای چنین استنباط کنند که مکان ظهور ابتداء مدینه می‌باشد. ایشان روایتی می‌آورند، در مورد مکان خروج که این روایت است و ما ترجمه می‌کنیم: «بعد از خروج سفیانی، از وادی یابس در فلسطین که منجر به مالکیت و تسلط او به شش منطقه از خاور میانه (دمشق، فلسطین، اردن، حمص و حلب و قنسرین) می‌شود و بر لشکر أصهب و أبقع در شام غلبه پیدا می‌کند، همتش غلبه بر محمد و شیعه یان او می‌شود و لشگری را به عراق و لشگری را به سوی مدینه روانه می‌کند. لشکر مدینه به سوی آن شهر حرکت می‌کند در همان زمان مهدی در مدینه خواهد بود. سه نفر حضرت را از این آهنگ سپاه سفیانی آگاه می‌کنند. حضرت از مدینه خارج شده به مکه حرکت می‌کند. فرمانده سپاه سفیانی لشکری را دنبال حضرت به سوی مکه گسیل می‌کند. ولی آنها وقتی در بین شه مدینه و مکه به منطقة بیداء رسیدند به فرمان خداوند متعال، زمین آن سپاه را در کام خود می‌کشد و آنها را نابود می‌کند. و اما لشگر عراق وارد شهر کوفه می‌شوند و آنجا را آماج قتل و غارت قرار داده و عده ای را اسیر می‌کنند، سپس از کوفه خارج شده، به سوی شام حرکت می‌کنند. پس از آن، لشکر هدایت، از پشت سر آنها می‌رسد و آن جمعیت جرار را نابود کرده و اسرا را آزاد نموده و غنائم را مسترد می‌نمایند. امام مهدی، بعد از اینکه به مکه رسید، اصحابش اطراف آن حضرت جمع می‌شوند و آنها سیصد و سیزده نفر، به عدد سربازان اسلام، در جنگ بدر می‌باشند. زمانیکه این عده، دور منجی بشریت جمع شدند امرش را ظاهر می‌کند. بنابراین در ذی طوی منتظر اصحابش، خواهد بود. یکی از اصحابش را به مکه می‌فرستد؛ ایشان را دعوت به راه امام می‌کند. اما او را بین رکن و مقام می‌کشند. آن هم به صورت ناجوانمردانه، بطوریکه سرش را از بدن جدا می‌کنند. ایشان نفس ذکیه (که قتل نفس زکیه یکی از علائم حتمی ظهور در روایات معصومین علیهم السلام مطرح شده است) هستند. این خبر به ولی عصر می‌رسد با اصحابشان از عقبة ذی طوی پایین آمده و به طرف مسجد الحرام روانه می‌شوند. وارد مسجد الحرام می‌شوند و در نزد مقام ابراهیم چهار رکعت نماز می‌خوانند و بر حجر الاسود تکیه می‌نمایند و بین مردم خطبه می‌خوانند و به کلامی تکلم می‌کنند که پیش از ایشان احدی به آن تکلم نکرده باشد.  
به هر حال استفاده مبدأ بودن شهر مدینه، برای ظهور امام زمان مشکل خواهد بود. ولی ظهور حضرت از شهر مکه در بین رکن و مقام برای کسی مبهم نیست اگر بر روایات مأثوره در این خصوص عنایت داشته باشد. پس آغاز ظهور حضرت مهدی بین رکن و مقام در مکه مکرمه خواهد بود.
یاران اولیة حضرت
با مطالعة احادیث فراوان، در این مورد به این نتیجه می‌رسیم که یاران اولیة حضرت سیصد و سیزده نفر، به عدد اصحاب پیامبر در جنگ بدر می‌باشند که در کمترین زمان بعد از ظهور بقیة الله – خود را به مکه مکرمه می‌رسانند و دور امام زمان حلقه می‌زنند. به یک روایت بسنده می‌کنیم.
حدثنا أبو سلیمان احمد بن هوندة الباهلی، قال: حدثنا إبراهیم بن إسحاق نهاوندی، بنهاوند سنة ثلاث و سبعین و مائة، قال: حدثنا عبدالله بن حمّاد الأنصاری سنة تسع و عشرین و مائتین، عن عبدالله بن بکیر، عن أبان بن تغلب، قال: «کُنْتُ مَعَ جعفر بن محمد فی مسجد به مکّة و هو آخذ بیدی، قال: یا أبان، سیأتی الله بثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلاً فی مسجد کم هذا، یعلم أهل مکّة أنّه لم یخلق آبائهم و لا أجدادهم بعد علیهم السیوف، مکتوب علی کلّ سیفٍ اسم الرجل و اسم أبیه و حلیته و نسبه، ثمَّ یأمُرُ مُنادیاً فیُنادی: هذا المهدی یقضی بقضاء داوود و سلیمان لا یسأل علی ذالک بیّنة»
أبان بن تغلب می‌گوید: من با امام جعفر صادق بودم در مسجدی در مکه و ایشان دست مرا گرفته بود، پس گفت: یا أبان خداوند سیصد و سیزده مرد در مسجد شما می‌آورد. اهل مکه می‌دانند آنها از نسل آباء و اجداد آنها نیستند و دارای شمشیرهایی هستند که در هر شمشیری، اسم مرد و اسم پدرش و نسبش رنگ و ظاهرش و هیئتش و نسبش، نوشته شده است. سپس امر می‌کند منادی را پس ندا می‌کند: این مهدی است بقضاء داوود و سلیمان قضاوت می‌کند و برای قضاوت بینه نمی‌خواهد.  
اگر بخواهیم همه ی این روایات را در اینجا ذکر کنیم سخن به درازا می‌انجامد و از مقصد و هدف چه بسا دور گردیم. در بعضی از روایات است که این سید و سیزده نفر شبانه از بستر خود بر می‌خیزند و شتابان و با طی الأرض خود را به مکه می‌رسانند. در بعضی از آنها آمده است که مانند پاره‌های ابر پاییزی به صورت دور حضرت جمع می‌شوند.  
افزایش یاران
مسلما یاران حضرت منحصر در سیصد و سیزده نفر نخواهد بود. بلکه بعد از ظهور و انجام مقدمات کار، جمعیت، از اطراف و اکناف عالم، به حضرت و  به لشکر حضرت، ملحق خواهد شد و یاران اولیه یعنی سیصد و سیزده نفر، از خواص اصحاب امام خواهند بود. در روایات وارد شده است که وقتی تعداد یاران حضرت به ده هزار نفر رسید حضرت قیام می‌کنند و از مکه به سوی مدینه حرکت می‌کنند و طبیعت کار هم به اینصورت است که با گذشت فاصله ی زمانی، روز به روز شوکت و عزت، حضرت ولیعصر، بیشتر می‌شود و مردم فوج به فوج به حضرت می‌پیوندند و سپاه گران و دلاوران فراوان، گرد هم می‌آیند و سراسر جهان را مسخر می‌کنند  و آن تعداد یاران اولیه به عنوان فرماندهان و حکم، پس از ثبوت حکومت می‌گردند. برای روشن شدن بیشتر بحث، به یک حدیث نورانی از معصومین علیهم السلام استناد می‌کنیم که کلام آنها نور است و موجب روشنایی راه و هدایت هر گمراه می‌باشد.
کمال الدین نقل می‌کند: و بهذا الإسناد (حسین بن أحمد بن إدریس رضی الله عنه قال: حدثنا أبی، عن أحمد بن محمد بن عیسی) عن الحسین بن سعید، عن إبن أبی عمیر، عن أبی أیوب، عن أبی بصیر «قال: سَألَ رَجُلٌ مِنْ أهْلِ الْکوفَةِ أباعَبدِاللهِ، کَم یَخْرُجَ مَعَ الْقائِمِ؟ فَإنَّهُمْ یَقولونَ: إنَّهُ یَخْرُجُ مَعَهَ مِثْلُ عِدَّةِ أهْلِ بَدْرٍ ثَلاثَمأةٍ و ثَلاثَةُ عَشَرَ رَجُلاً، قال: وَ ما یَخْرُجُ إلّا فی أُولی قُوَّةٍ، و ما تکُونُ إلُوُ القُوّةِ أقَلّ مِنْ عشرةِ آلافٍ».  
ابو بصیر می‌گوید: مردی از اهل کوفه، از امام صادق سوال کرد. چه تعداد با قائم، خارج می‌شوند؟ پس ایشان می‌گویند: همانا خارج می‌شوند، با او، مانند عدد اصحاب جنگ بدر، سیصد و سیزده نفر؟ امام فرمودند: حضرت مهدی خروج نمی‌کند مگر اینکه با ایشان صاحبان توان و قدرت باشد و صاحبان قدرت و نیرو از ده هزار نفر کمتر نمی‌شود. از این روایت و امثال آن که به افزایش یاران دلالت دارد، به خوبی روشن می‌شود که در مورد یاران بصورت عموم، عدد خاصی مطرح نیست و شاید در بعضی روایات مثل روایت گذشته، روی عدد ده هزار نفر، بعد از یاران اولیه حضرت تکیه شده کنایه از این باشد که در مسیر حرکت پیوسته به افزایش نیرو نیاز است. و کثرت و موضوعیت دارد. در این زمینه سید محمد صدره (ره) فرمایشه خوبی دارند:
«إننا نفهم مِنْ مجموع هذه الروایات: أن العد الکافی لغز و العالم بالعدل... لیس العدد الکافی هو وجود ثلاثمائة و ثلاثة عشر جندیّاً ، کما قد یتخیل الناس من هذه الروایات و تذهب إلیه بعض الأفهام الکلاسیکیة إذ یفهمون حصر أصحاب المهدی بهذالعدد.
و إنما العدد الکافی لغزوالعالم، یتمثل فی مثل هذالعدد من القواء، والحصر فی حقیقته – لو کان مستفاد امن الروایات من الروایات – منصب علی ذالک»
محصول کلام ایشان این است که، برای قیام جهانی وجود سیصد و سیزده نفر کافی نیست. بلکه این تعداد، رهبران قیام جهانی هستند. فرمایش مرحوم صدر متین است. این مطلب از بعضی روایات هم استفاده می‌شود و اصلا از لوازم حرکات عظیم جهانی آن است که سیصد و سیصده نفر افراد زبده و ناب پیرامون حضرت باشند و در منصب‌های مختلف گمارده شوند و اسلام ناب را در سرتاسر جهان به مرحلة عمل و فعلیت برسانند. با توجه به اینکه قیام و انقلاب حضرت طبق قوانین طبیعی صورت خواهد گرفت و بنا نیست که همة کارها بصورت اعجاز انجام پذیرد این سخن طبق قواعد خواهد بود.
به روایتی از امام صادق در این زمینه تسمک می‌کنیم که، در ضمن یک حدیث طولانی آمده است، عن أبی بصیر،‌ عن جعفربن محمد- یقول فیه- فقال: أبوبصیر: جعلت فداک لیس علی ظهرها مؤمن‎ٌٌٌٌٌٌٌٌٌٌٌٌٌٌٌٌٌٌٌٌ غیر هؤلاء (یعنی الثلاثمائة و الثلاثة عشر)؟ قال:
بلی، و لکنهذا العدة التی یخرج فیها القائم، و هم النجباء و الفقهاء و هم الحکام و هم القضاة الَّذین یسمح بطونهم و ظهورهم فلایشکل علیکم (علیهم) حکم.
امام صدق می‌فرمایند که این سیصد و سیزده نفر، افراد نجیب و فقیهان هستند و ایشان حاکمان و قاضیانی هستند که باطن و ظاهرشان، پاک می‌باشد و هیچ حکمی از احکام الله، تعالی بر ایشان مشتبه و مشکل نخواهد شد.
البته ناگفته پیداست که مقام و موقعیت معنوی و ایمانی یاران اولیة امام- با مقام اصحاب بعدی یکی نیست و دسته اول (سیصد و سیزده نفر) دارای مراتب بالای هستند. خداوند بزرگ به آنها فضیلت یاوری اولیة حضرت مهدی- عج الله تعالی فرجه الشریف- را داده است و حضرت امورات مملک بزرگ اسلامی جهانی را در مناطق گوناگون به آنها خواهد سپرد و خود سرسلسله جنبان این حکومت و رهبر همة حکام ولایات و امیران عمارات خواهد بود. و در این رابطه باز کمال الدین چنین آورده است.
عن مفضل بن عمر «قال أبوعبدالله «کأنّی أنّی أنْظُرُ إلَی الْقائمِ عَلی مِنْبَرِ الْکوفَةِ وَ حَوْلَهُ أصْحابُهُ ثَلاثِمائَةِ وَ ثَلاثةُ عَشَرَ رَجُلاً عِدَّةُ أهْلِ بَدْرٍ،‌ وَ هُمْ أصْحابُ الألوِیَةِ وَ هُمْ حُکّامُ اللهِ فی أرْضِه عَلی خَلْقِهِ، حَتّی یَسْتَخْرِجَ مِنْ قَبائِهِ کتاباً مَخْتُوماً بِخاتَمٍ مِنْ ذَهَبٍ عهدٌ مَعْهُودٌ مِنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّی الله ... ».  مفضل بن عمر گوید: امام صادق فرمود: «گویا به قائم می‌نگرم که بر منبر کوفه است و اصحابش که سیصد و سیزده تن و به شمار اصحاب جنگ بدر هستند، در اطراف او هستند و آنان پرچمداران و حاکمان خدای تعالی بر خلقش در زمین هستند... .
از این مباحث نتیجه می‌گیریم که حضرت، بعد از ظهور مورد استقبال خواص اصحاب و افراد دیگر از انسانهای تحت ستم قرار خواهد گرفت و چون پروانه بر دور شمع وجودش پر خواهند زد و یکی از ارکان قیام و نهضت جهانی حضرت محقّق می‌شود.
از روایات استفاده می‌شود که امام مهدی از یاران خویش می‌خواهد با شرایط ویژه ای که در روایات و کتابها آمده است با آن حضرت دست بیعت دهند. این شرائط متنوع است: برخی از این شرائط انسان را متعهد می‌سازد که در هر حال از ارتکاب گناهانی نظیر فحشاء، سرقت، حرام خوارگی، بردن مال یتیم و دیگر گناهانی که در آیات و روایات تحریم شده است، سخت دوری گویند و برخی دیگر انسان را به انجام وظایف فردی و اجتماعی،‌ نظیر دعوت به ارزشها و هشدار از ضد ارزشها... که پیش از آن، همگان موظف به انجام آنها هستند، متعهد می‌سازد و برخی از شرایط این بیعت، انسان رد به آراستگی و پارسایی و ارزشهای اخلاقی، ملتزم می‌سازد. از این رو هنگامی که یاران، آن پیشوای بزرگ نجات و عدالت بااین شرایط دست مبارک او را بعنوان، بیعت فشردند، وظایف و تعهدات آنان، جدّیتر و احساس مسئولیتشان، سخت تر و سنگینتر می‌گردد؛ درست بسان انسانی که سوگند یاد می‌کند هرگز دست به سرقت نزند، از اینرو اگر سرقت نمود؛ در خور دو کیفر است: یکی برای سرقت و دیگری برای شکستن سوگند خویش.
بیان آغازین امام
قبل از بیان اول کلام از حضرت مهدی لازم است روشن شود که امام در کجا ظهور می‌کنند. چون ایراد خطبه فرع بر ظهور امام و مکان ظهور است. و همانطور که قبلاً اشاره شد و بصورت مفصل تقریباً آمد، حضرت مهدی در مکّة مکرمه ظهور خواهند کرد و روایات فریقین در این مورد فراوان است. پس از این مرحله باید ببینیم، آیا حضرت مهدی به هنگام ظهور سخنی خواهند فرمود یا نه؟ در صورت اثبات،‌ چه خواهند فرمود؟
اخبار وارده در اصل خطبة حضرت، متضافر است و از نظر تاریخی، قابل اثبات است و آنهم در مکة مکرمه، مسجد الحرام، بین رکن و مقام، انجام خواهد گرفت. اما اگر ما تمام اخبار متضمن کلام حضرت بقیة الله را،‌ جداگانه بخواهیم حساب کنیم و کلام حضرت را از آن بدست آوریم، محتاج به تصحیح سند تک تک اخبار هستیم؛ کاری که در اصل اثبات وجود خطبه از حضرت، در اول ظهور لازم نیست. چون اخبار در باب خطبة حضرت به صورت انضمام متضافر است و از نظر تاریخی می‌تواند مورد اتکاء باشد. لذا آنچه بیشتر اکنون مهم است، این است که حضرت، در آغازین روز قیام ایراد خطبه خواهند داشت و این هدف هم با در نظر گرفتن همه روایات تأمین خواهد شد و اصل وجود خطبه را اثبات می‌کند. اما برای اعتماد به تک تک احادیث، بصورت جداگانه برای اثبات مضمون آنها و کم کیف خطبه و سخنرانی حضرت، یک یک احادیث از حیث سند باید ملاحظه شود.
چندین خطبه از حضرت نقل شده است که ما یکی از آنها را در اینجا می‌آوریم. البته خطبه ای که در اینجا می‌آید از نظر سند خوب است. ولی روایات دیگر در این زمینه مشکل سندی دارند. هرچند قسمتهایی از فرازهای آنها در همین خطبه آمده است و از این جهت مشکل آن روایات هم که متضمن خطبه‌ها و جمله‌های دیگری از حضرت هستند، تا حدودی حل می‌شود.
اولین خطبة امام زمان
امام باقر در حدیثی طولانی می‌فرمایند:
« ... والقائم یومئذ بمکة قد أسند ظهره إلی البیت الحرام مستجیزا به، فینادی: یا أیها الناس، إنّا نستنصرالله فمن اجابنا من الناس فإنا أهل بیت نبیکم محمد- صلی الله علیه و آله و سلم- و نحن أولی الناس بالله و بحمد- صلی الله علیه و آله وسلم- فمن حاجّنی فی آدم فأنا أولی الناس یابراهیم، و من حاجتی فی محمد- صلی الله علیه و آله و سلم- فأنا أولی الناس بحمد- صلی الله علیه و آله و سلم- و من حاجنی فی النبیّین فأنا أولی بالنبیّین،‌ ألیس الله یقول فی محکم کتابه: «أنَّ اللهَ اصطفی آدَمَ وَ نوحاً و آلَ إبراهیمَ و آلَ عِمْرانَ عَلیَ الْعالمینَ ذُرّیَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَ اللهُ سَمیعُ عَلیمُ»  فَأنَا بَقیَّةٌ من آدم،‌ و ذخیرةٌ من نوح، و مصطفی من إبراهیم، و صفوة من محمد- صلی الله علیهم أجمعین- ألا فمن حاجنی فی کتاب الله فأنا أولی الناس بکتاب الله، ألاومن حاجّنی فی سنة رسول الله فأنا أولی الناس بسنة رسول الله، فأنشد الله من سمع کلامی الیوم لمّا أبلغ الشاهد منکم الغائب و أسألکم بحق الله و بحق رسوله و بحقّی، فإنَّ لی علیکم حقَّ القربی من رسول الله ألا أعنتمونا ممن یظلمنا فقد اُحقنا و ظلمنا و طردنا من دیارنا و أبنائنا و بغی علینا و دفعنا عن حقّنا و افتری أهل الباطل علینا، فالله الله فینا لاتخذلونا و انصرونا ینصرکم الله تعالی... ».  
امام باقر در ضمن حدیث طولانی چنین می‌فرمایند: «... و قائم در این روز (ظهور) مکه خواهد بود، پشتش را به بیت الله الحرام تکیه می‌دهد، در حال پناهندگی به بیت الله الحرام،‌ پس ندا می‌کند: ای مردم بدرستیکه ما طلب یاری می‌کنیم از خدا. پس هرکس اجابت کند و قبول نماید: از مردم ما را، پس ما اهل بیت نبی شما محمد- صلی الله علیه و آله و سلم- هستیم و ما سزاوارترین مردم به خدا و به محمد- صلی الله علیه و آله و سلم هستیم، پس هر کس در مورد آدم، با من محاجه و بحث کند، پس من سزاوارترین مردم هستم به آدم، و هر کس در مورد نوح، با من بحث کند پس من سزاوارترین مردم هستم به نوح. و هرکس در مورد ابراهیم، با من بحث و محاجه کند پس من سزاوارترین مردم هستم به ابراهیم و هرکس در مورد محمد- صلی الله علیه و آله و سلم- با من بحث و مجادله کند پس من سزاوارترین مردم هستم ب محمد- صلی الله علیه و آله و سلم- و هر کس با من در مورد انبیاء، محاجه و بحث کند، پس من سزاوارترین مردم هستم به انبیاء،‌آیا اینطور نیست که خدوند در محکم کتابش می‌گوید: «همانا خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر عالمین برگزید. آنها فرزندان (ودودهانی) بودند که (از نظر پاکی و تقوی و فضیلت،) بعضی از بقض دیگر گرفته شده بودند و خداوند شنوا و داناست».
پس من بقیه ای از آدم، و ذخیره ای از نوح و مصطفی و ابراهیم، و برگزیده ای از محمد- صلی الله علیهم أجمعین هستم.
سند خطبه
این حدیث شریف از سه طریق نقل شده است و از هر سه طریق به تحسن بن محبوب می‌رسد و در کتاب نعمانی هر سه طریق آمده است.
طریق اول: أحمد بن محمد بن سعید، قال: حدثنا محمد بن الفضل و سعدان بن اسحاق بن سعید و أحمد بن الحسین بن عبد الملک و محمد بن أحمد بن الحسن جمیعاً، عن الحسن بن محبوب.
طریق دوّم: ثقة‌ الإسلام محمد بن یعقوب کلینی، عن علی بن إبراهیم، عن أبیه (إبراهیم بن هاشم)،‌قال: وحدثنی محمد بن یحیی من عمران، قال: حدثنا أحمد بن محمد بن عیسی. قال: و حدثنا علی بن محمد و غیره، عن سهل بن زیاد، جمیعا، عن الحسن بن محبوب
طریق سوم: الکلینی أو أحمد بن محمد بن سعید، قال: حدثنا عبد الواحد بن عبد الله الموصلی عن أبیس علی أحمد بن محمد بن «أبی» یاسر «ناشر» عن أحد بن هلال عن الحسن بن محبوب. و الحسن بن محبوب بدوره یردی، عن عمروبن أبی المقدام، عن جابر بن یزید الجعفی عن الأمام الباقر برای شیخ نعمانی سه طریق از رواة به حسن به محبوب است.
مرحوم سید محمد صدر (ره) در سند این حدیث فرموده اند: « والطرق الثلاثه کافیة- باعتبار تعددها- للاثبات التّاریخی. و امالحسن  بن محبوب فهو من العلماء الثقات الأجلا،‌و أما عمر بن أبی المقدام فقد مدح و لم یطعن فیه طاعن. و أما جابربن یزید فهو من خاصة أصحاب الأمامین الباقر و الصادق- علیهما السلام- و ثقة بعض و نسبه إلی التخلیط عند یشخوخته بعض آخرون. و الملاحظ أن شیخوخته معاصرة للأمام الصادق فی حین أن الخبر المروی عن الإمام الباقر فیکون مما رواه جابر قبل شیخوخته و من ثَمَّ قبل أن یکون مخلطا. معه ففی الإمکان أن یکون قابلاً للإثبات التاریخی.
ایشان می‌گویند این روایت از سه طریق مختلف تا حسن بن محبوب نقل شده است و این تعدد در نقل، کافی است در اینکه ثابت شود، این روایت از معصوم (امام باقر) صادر شده است. البته به شرطی که حسن بن محبوب و قبل از ایشان تا امام باقر- علی السلام- و ثاقتشان ثابت شود، بنابراین ایشان اینها را بررسی می‌کند می‌گوید: « و اما حسن بن محبوب از علمای مورد اعتماد و از بزرگان هستند و اما عمر بن ابی المقدام، مدح شده است و در مورد ایشان طعن و تضعیفی نداریم و اما جابربن یزید جعفی پس ایشان، از خواص اصحاب، دو امام باقر و صادق- علیهما السلام- می‌باشد. بعضیاز جالیین او را توثیق کرده و بعضی گفته اند در زمان پیری قاطی کرده و دچار جنون گشته است. و اگر ملاحظه شود دورة پیری ایشان زمان امام صادق بوده در حالیکه خبری که در مورد خطبة حضرت مهدی نقل کرده، در زمان امام باقر بوده است و قبل از پیری بوده بنابراین امکان اثبات تاریخی این خطبه وجود دارد.
نظر نهایی در مورد جابربن یزید جعفی
اکثر علما ایشان را توثیق کرده و او را از اصحاب باقرین- علیهما السلام ذکر کرده‌اند. تنها مشکل عمده در خود ایشان، دوران پیری است که نجاشی فرموده که استاد ما شیخ مفید (ره) اشعاری چند از ایشان برای ما انشاء کرده است که دلالت می‌کند که در دورة پیری ایشان دچار جنون گشته است. اما آیة الله خوئی (ره) در کتاب معجم رجال الحدیث، پاسخ داده اند که در دوره ای بر فرض بپذیر که دچار تخلیط شده باشد، این موجب نمی‌شود که تمام روایاتی که از طریق ایشان نقل شده تضعیف گردد. البته نسبت به دورة تخلیط اشکال مسجل است.
ایشان در مورد جابر بن یزید، معتقد به توثیق وی شده اند، می‌فرمایند: «الذی ینبغی أن یقال: إنّ الرجل لابد من عده من الثقات الأجلا، لشهادة ابن قولویهو علی بن إبراهیم و الشیخ المفید فی رسالته العدویة و شهادت ابن غضائری- علی ما حکاه العلامه و لقول الصادق –- فی صحیحة زیاد أنّه کان یصدق علینا...».
«آنچه سزاوار است گفته شود این است که باید این مرد (جابربن یزید جعفی) از افراد و رجال مورد اطمینان امام صادق و باقر- علیهما السلام- شمرده شود وی از بزرگان اصحاب بوده است به خاطر اینکه ابن قولویه و علی بن ابراهیم و شیخ مفید در رساة عدویه اش و ابن غضائری بنابر حکایت علامه حلی (ره)- شهادت به ثقه و مورد اطمینان بودن او داده اند و برای اینکه امام صادق در صحیحة زیاد فرموده است: خبر او راست است».
نتیجة بحث: با توجه به اقوال علما در مورد ایشان، می‌توان چنین نتیجه گرفت که جابر بن یزید جعفی، از ثقات رجال و از اصحاب امام باقر و امام صادق- علیهما السلام- بوده است و روایت‌های منقوله از طریقی که ایشان در آن طرق باشد، از ناحیة وی دچار مشکل خواهد بود، تنها مشکلی که انیجا است و همة رجالیین تقریباً در آن اتفاق نظر دارند، این است افرادی که از جابر نقل روایت کرده اند معمولاً ضعیف هستند مانند عمرو بن شمر و مفضل بن صالح، و عملاً باعث شده است که روایات ایشان دچار مشکل شود. البته در روایت مورد بحث چون سه طریق است مشکل تا حدودی قابل حل است. بنابراین حدیث مربوط به بحث ما از حیث سند هم بلامشکل خواهد بود و می‌توان آن را به عنوان اولین خطبة حضرت مهدی قرار داد و خطبه عزاء و جالبی است که جهت معرفی خود و جذب مؤ منین مخلص ایراد شده است. و خطبه‌های دیگری را هم، اگر از حیث متن با این روایت سازگار باشد می‌توان از جهت تاریخی اثبات کرد و از شرات آن و فرازهای ان استفاده کرد. اینکه باید ملاحظه کرد که آیا بعد ظهور حضرت و خطبة آن بزرگوار پاسخ مناسبی به حضرت داده شد و با حضرت بیعتی صورت گرفت یا نه؟ و اگر بیعتی بوده است به چه صورت و کیفیتی بوده است؟
بیعت با امام مهدی--
ذکر این نکته لازم است که ما در مباحث مهدویت نقاط مشترک زیادی با اهل سنت داریم، مانند همین مطالب گذشته که در صفحات پیشین مورد بحث واقع شد. مگر در بعضی از موارد که در مبحث ما زیاد برجسته نیست. در مورد بیعت با قائم آل محمد نیز قضیه از همین قرار است. هم در منابع اهل سنت و هم در منابع امامیة اثنا عشریه، به وفور در مورد بیعت با حضرت و نحوة آن و مکان آن و زمان آن احادیث، از معصومین رسیده است. آنگونه که از منابع روایی استفاده می‌شود، بعد از ظهور حضرت، در مکه مکرمه و خطبه آن بزرگوار، بیعت با آن حضرت، صورد می‌گیرد و در مسجد الحرام بین رکن و مقام خواهد بود. و در منابع امامیه، در ضمن روایاتی می‌بینیم که اوّلین فردی که با آن حضرت بیعت می‌کند، حضرت جبرئیل امین است و بعد از او سیصد و سیزده نفر از یاران امام به عدد اصحاب جنگ بدر و اصحاب حضرت طالوت، با آن بزرگوار، بیعت می‌کنند. در این زمینه به یک روایت از اهل سنت و به یک حدیث از امامیه بسنده می‌کنیم و چون در منابع روایی در این زمینه روایات زیادی می‌بینیم، از بررسی اسناد روایات مستغنی هستیم.
نعیم بن حماد به سند خود از قتاده روایت می‌کند او گفته است: قال رسول الله- صلی الله علیه و آله و سلم- «إنه یخرج من المدینة دلی مکه فیستخرجه الناس من بینهم، قببایعونه بین الرکن و المقام و هو کاره».  قتاده گفته است پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- فرمودند: «بدرستیکه حضرت مهدی از مدینه به سوی مکه، خارج می‌شوند و آنجا می‌روند و مرد او را از بین خودشان، انتخاب می‌کنند و در بین رکن و مقام با او بیعت می‌کنند در حالیکه او از اینکار کراهت دارد.
نعمانی (ره) در کتاب «الغیبة» خود روایتی به این مضمون می‌آورد که امام باقر- در مورد آیة شریفة «أمن یُجیبُ المضطَرَّ أذا دَعاهُ و یکشف السّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الاَرْضِ أإلهٌ مَعَ الله قلیلاً مّاتَذَکّروُنَ»  فرمودند: «نزلت فی القائِمِ و کان جبرائیل علی المیزاب فی صورت طیر أبیض فیکون اول خلق الله مبایعة له أعنی جبرئیل، و یبایعه الناس الثلاتمائة و الثلاثة عشر... »
«در مورد قائم نازل شده است و جبرائیل- علی السلام- در آن روز بر بالای ناودان طلا به صورت پرندة‌ سفید قرار می‌گیرد و اوّلین کسی که است که از آفریده‌های خدا که با حضرت بیعت می‌کند و پس از جبرئیل سیصد و سیزده نفر با حضرت بیعت می‌کنند.
جغرافیای قیام و مسیر حرکت حضرت مهدی--
حضرت قیام خویش را از مکه آغاز می‌کند و بعد از انتخاب حاکم، برای آن شهر، از آنجا به مدینة منوره حرکت می‌کند و بعد از فتح مدینه به حرکت و قیام اصلاح خویش، ادامه داده، به کوفه می‌رسند. در آنجا حوادث مختلفی رخ می‌دهد و افرادیکه پیش از قیام حضرت حرکت اصلاحی کرده باشند، مانند خراسانی و ... در کوفه به هم می‌رسند و به فرمان حضرت در می‌آیند. ایشان اقداماتی خواهند داشت، از جمله انتخاب کوفه به عنوان عاصمة (پایتخت) حکومت اسلامی و بنای مسجد بزرگی با هزار در، در کوفه و سخنرانی، که همگی حاکی از شکوفائی شهر کوفه در زمان ظهور خواهد بود. و از کوفه است که حضرت قصد ارسال قوای نظامی به سایر نقاط خواهند کرد و اینکار را انجام خواهند داد و خود حضرت با سفیانی و لشگر او در منطقة شام برخورد نظامی خواهند داشت. یعنی بعد از کوفه حضرت قصد شام می‌کنند.
بالاخره سپاه سفیانی نابود شده و خود سفیانی به هلاکت خواهد رسید. و آنچه مسلم است بعد از شام نبرد عمده حضرت با مسیحیت است. حضرت، لشگر کشی هایی به هند و چین و جبال دیلم و ... خواهند داشت ولی چندان مسلم نیست خود حضرت در آن جنگ‌ها حضور  داشته باشند. بلکه فرماندهان حضرت خواهند بود.
البته جای این تذکر هست که در بعضی از روایات آمده است، به هر جایی که ذوالقرنین رفته و قدم گذاشته است حضرت خواهند رفت. به هر حال آنچه از بررسی روایات بدست می‌اید بعد از شام و قضیة سفیانی جنگ سختی با روم و قسطنتنیه صورت خواهد گرفت و خود حضرت شخصاً فرماندهی خواهند کرد و این مناطق و شهرهای چون قاطع البحر انطاکیه به دست نیروهای اسلام و به دست حضرت خواهد افتاد و از انطاکیه و ... زیور زینت‌های بیت المقدس باز می‌گرداند. در گیر و دار جنگ با روم، به مسلمین و حضرت خبر می‌رسد که دجال خروج کرده است و در منطقه ی شام است. به همین خاطر حضرت و یاران ایشان به این منطقه رسیده و با دجال و یهودیان جنگ سختی رخ می‌دهد و به روایتی خود حضرت دجال را می‌کشند و حضرت و نیروهایش دجال و تابعینش از یهود را می‌کشند. حضرت مسیح  از آسمان نزول کرده و در کشتن دجال به حضرت کمک می‌کند و نماز جماعتی بر پا می‌شود، که معروف آن است، حضرت عیسی  به حضرت اقتدا می‌کند و این رخ داد در منابع فریقین، حتی در صحیح بخاری به نحوی گزارش شده است. با این اتفاقات و ملاحم بزرگ تقریباً قیام از حالت شدت خود فروکش کرده  و مراحل استقرار حکومت جهانی و عدل مهدوی و اسلام ناب محمد در سر تا سر گیتی فراهم می‌شود.در بعضی از روایات است که، مدت برخوردها و جنگهای نظامی هشت ماه خواهد بود و ...(رک:حسین الشاکری، موسوعه المصطفی و العترِِِة صلی الله علیه وآله وسلم) «الثناء لله تبارک و تعالی رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین».
فهرست منابع
1.‌ قرآن کریم.
2.‌ ابن منظور، محمد؛ لسان العرب، المجلد الرابع؛ قم: نشر أدب الحوزة، 1405 ه‍.
3.‌ ابن ؟؟؟، احمد و کنجی شافعی؛ أحادیث المهدی  من مسند احمد بن ؟؟؟ ویلیه کتاب البیان فی اخبار صاحب الزمان ؛ قم: طبع و نشر مؤسسه النشر الإسلامی التابعة لجامعة المدرس، بی تا.
4.‌ابن حماد، نعیم؛ الفتن؛ تصحیح و تغلیق: مجدی بن منصور؛ الطبعة الأولی، بیروت: نشر محمد علی بیضون دار الکتب العلمیة، 1418 ه‍ 1997 م.
5.‌ارومیه ای، حسن؛ مهدی موعود ترجمة ج13 بحار الأنوار، ج2؛ قم: انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1379 ه‍ .ش.
6. الحسینی الصدر (ره)، السید علی؛ الإمام المنتظر من ولادته إلی دولته؛ الطبعة الأولی بی جا، الناشر: دلیل ماه، 1424 ه‍. ق.
7.‌ خوئی (ره) ، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة؛ الجزء الرابع، قم: مدینة العلم، 1409 ه‍. 1989 م.
8. سیوطی، جلال الدین؛ العرف الوردی فی اخبار الإمام المهدی ؛ التحقیق: الشیخ مصطفی صبحی الخضر؛ الطبعة الأولی، دمشق: مکتب عنبر، 1422 ه‍ - 2001 م.
9.شاکری، حسین؛ موسوعة المصطفی و العترة المهدی المنتظر، القسم الثانی؛ الطبعة الأولی، قم؛ نشر الهادی ، 1421 ه‍ .
10. صدر، محمد؛ تاریخ ما بعد الظهور؛ بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، 1412 ه‍ - 199م.
11. صدوق، محمد؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج1؛ مترجم: منصور پهلوان، تحقیق و تصحیح: علی اکبر غفاری؛ چاپ اول، قام: سازمان چاپ و نشر دار الحدیث، 1380 ه‍ . ش.
12. صدوق، محمد؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج2؛ مترجم: منصور پهلوان، تحقیق و تصحیح: علی اکبر غفاری؛ چاپ اول،‌ قم: سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، 1380 ه‍ .ش.
13. صدوق، محمد؛ خصال صدوق؛ صحه و علقه علی اکبر الغفاری؛ قم: منشورات جامعة مدرسین، بی تا.
14. الطوسی، محمد بن الحسن ؛ کتاب الغیبة ؛ تحقیق: الشیخ عبدالله طهرانی و الشیخ علی احمد ناصح؛ الطبعة المحققة الثانی، قم: انتشارات مؤسسة المعارف الإسلامیة، 1417 ه‍ . ق.
15. العاملی (ره)، السید المحسن الأمین (ره) ؛ سلسلة الثراث المهدوی – ترجمه الأمام المهدی ؛ تقدیم و تحقیق: مرکز الدراسات التحقیقیة فی الإمام  المهدی ؛ الطبعة الأولی، النجف الأشرف: الناشر دلیلنا، 1426 ه‍ . ق.
16. قزوینی، محمد کاظم (ره) امام مهدی  از ولادت تا ظهور؛ ترجمه و تحقیق: علی کرمی و سید محمد حسینی؛ چاپ دوم، قم: دفتر نشر الهادی، 1378 ه‍ . ش.
17. المجلسی، محمد باقر (ره)؛ بحار الأنوار، ج52؛ طهران: المکتبة الإسلامیه، 1384 ه‍ .
18. المقدسی الشافعی، یوسف؛ عقد الدرر؛ تحقیق: الدکتور عبدالفتاح، تعلیق: علی نظری منفرد؛ الطبعة الأولی، بی جا، الناشر: انتشارات نصایح، 1416 ه‍ . ق.
19. النعمانی، محمد؛ الغیبة؛ تحقیق: فارسی، حسون کریم؛ الطبعة الأولی، بی جا، الناشر: انوار الهدی، 1422 ه‍ .
20‌ الیزدی الحائری، الشیخ علی؛ الزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب ، الجزء الثانی؛ بیروت: منشورات مؤسسة الأعلی للمطبوعات، 1404 ه‍ - 1984 م.
 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :