wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 20 » مقالات
بازدید: 2209
0/0 (0)
نقش و جایگاه اقلیتها و گروههای مخالف درحکومت امام عصر (ارواحنا فداه) با استناد به منابع نقلی ( شماره 2 )
 

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد قدیریان

برای اثبات هر کدام از این دو دیدگاه به آیاتی از قرآن کریم و برخی روایات استناد شده است. ما در این نوشتار با ارائه دیدگاهی نو، وجود پیروان سائر ادیان در دوران حکومت امام مهدی علیه السلام  را به شرط عدم کوچکترین تبلیغات برای خود، پذیرفته و ثابت نموده ایم ...

در برابر این ادله، ادله دیدگاه پذیرش غیر مسلمانان و زندگی مسالمت آمیز آنان در حکومت امام عصر ارواحنا فداه  وجود دارد که عبارتند از:

الف) قرآن:

1) «فأغرینا بینهم العداوة والبغضاء الی یوم القیامه»[1] ؛ «پس ما بین آنان (مسیحیان) تا روز قیامت دشمنی و کینه انداختیم».  

2) «وَ أَلْقَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى‏ یَوْمِ الْقِیامَة»[2] ؛ «و ما بین آنان (یهودیان) تا روز قیامت دشمنی و کینه انداختیم».

این دو آیه شریفه، بر وجود مسیحیان و یهودیان تا روز قیامت و طبعاً در دوران حکومت امام مهدی ارواحنا فداه دلالت دارند.

3) «لا اکراه فی الدین»[3] ؛ «اکراه  و اجباری در دین (اسلام) نیست».

این آیه شریفه به صراحت از عدم اکراه در دین و نفی اجبار در پذیرش دین سخن می گوید. اطلاق و صراحت این آیه شامل نفی هرگونه اجبار در پذیرش دین اسلام از سوی امام مهدی ارواحنا فداه در حکومت خویش می شود.

4) «وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَنْ فِی الْأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمیعاً أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّى یَکُونُوا مُؤْمِنینَ »[4] ؛ «و اگر پروردگارت می­خواست، تمام کسانی که در زمین هستند ایمان می آوردند. پس آیا تو مردم را اکراه و مجبور می کنی تا ایمان بیاورند»؟!

5) «قالَ یا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلى‏ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ آتانی‏ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّیَتْ عَلَیْکُمْ أَ نُلْزِمُکُمُوها وَ أَنْتُمْ لَها کارِهُونَ»[5] ؛ «(نوح) گفت: ای قوم من! آیا اگر ببینید که من بر دلیل روشنی از طرف پروردگارم باشم و او از نزد خودش رحمت (ویژه نبوت) را به من داده باشد که بر شما مخفی مانده است (آیا باز هم سرپیچی می کنید؟) آیا شما را به پذیرش آن وادار کنیم در حالی که نسبت به آن کراهت دارید»؟

از این دو آیه نیز عدم اکراه در دین و مذمت و ناکارآمدی اجبار در دین از سوی خدای تعالی و پیامبران الهی به خوبی فهمیده می شود.

ب) روایات

     در این راستا ، روایاتی منسوب به ائمه معصومین علیهم السلام در منابع موجود است :

1) « قال (ابو جعفر الباقر علیهما السلام) ... و یحکم بین أهل التوراة بالتوراة و بین أهل الإنجیل بالإنجیل و بین أهل الزبور بالزبور و بین أهل القرآن بالقرآن‏»[6] ؛ «امام باقر علیه السلام در ضمن حدیثی می فرمایند: امام مهدی (علیه السلام) میان اهل تورات (یهودیان) بوسیله تورات (تحریف نشده)، میان اهل انجیل (مسیحیان) بوسیله انجیل (تحریف نشده)، میان اهل زبور بوسیله زبور (تحریف نشده) و میان اهل قرآن (مسلمانان) بوسیله قرآن، حکم صادر می فرماید».

این روایت به وجود غیر مسلمانان در حکومت امام مهدی (ارواحنا فداه) و داوری آن حضرت در بین پیروان هر دین با کتاب آسمانی- اصیل- خودشان تصریح دارد.

2) «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ عَرَضَ الْإِیمَانَ عَلَى کُلِّ نَاصِبٍ فَإِنْ دَخَلَ فِیهِ بِحَقِیقَةٍ وَ إِلَّا ضَرَبَ عُنُقَهُ أَوْ یُؤَدِّیَ الْجِزْیَةَ کَمَا یُؤَدِّیهَا الْیَوْمَ أَهْلُ الذِّمَّة»[7] ؛ «آنگاه که قائم قیام فرماید ایمان را بر هر ناصبی(دشمن اهل بیت) عرضه می نماید پس اگر حقیقتاً مؤمن شد (که هیچ مسئله نیست) وگرنه یا گردنش را می زند یا مانند اهل ذمه از آنان جزیه می گیرد».

در این روایت نحوه برخورد امام مهدی(ارواحنا فداه) با سرسخت ترین دشمنانشان یعنی ناصبیها (اظهار کنندگان دشمنی و کینه نسبت به امامان معصوم علیهم السلام و شیعیانشان) بدین گونه بیان شده است که یا – در صورت اظهار دشمنی - باید از بین بروند و یا –درصورت عدم اظهار دشمنی- در سایه حکومت امام عصر مانند اهل ذمّه جزیه دهند. بنابراین روایت، وجود غیر مسلمانان و مخالفان عقیدتی در حکومت حضرت مهدی ارواحنا فداه مسلّم است.

5) روایت معروف و متواتر با مضمون «یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا»[8] ؛ «(در زمان حکومت امام عصر ارواحنا فداه) زمین آکنده از عدالت خواهد شد، همانطور که آکنده از ظلم و جور شده بود».

 مورد استناد ما در این روایت صحیح و مسلّم ، عبارت «کَما» هست. زمین پر از عدالت خواهد گردید همانطور که پر از ظلم و بی عدالتی بود. قطعاً در زمان قبل از ظهور، بی عدالتی مطلق برای تمام انسانها وجود ندارد. وجود انسانهای صالح و اولیاء خدا در زمان غیبت، وجود نوعی عدالت هرچند در کمیت پایین محسوب می شود. با توجه به عبارت «کما» در روایت مورد بحث، وجود انسانهایی غیر عادل از نظر عقیدتی در حکومت امام عصر علیه السلام ثابت می شود.[l1231]  در تأیید این دلیل می توان به حکم جزیه در اسلام استناد نمود که از احکام اجتماعی اسلامی است و این حکم همانگونه که در حکومت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و حکومت امام علی علیه السلام اجرا می شد،در حکومت امام عصر علیه السلام نیز اجرا خواهد شد. در واقع نمی توان قائل به نسخ این حکم اسلامی شد. بویژه که روایاتی مانند این روایت بدان تصریح دارند :  «عن ابی بصیر ...ِ قُلْتُ فَمَا یَکُونُ مِنْ أَهْلِ الذِّمَّةِ عِنْدَهُ قَالَ یُسَالِمُهُمْ کَمَا سَالَمَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ یُؤَدُّونَ الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صاغِرُون‏»[9] ؛ «از ابا بصیر روایت شده که می گوید: ... (به امام صادق علیه السلام) عرض کردم: پس آیا (در زمان حکومت امام عصر علیه السلام) کسی از اهل ذمه وجود ندارد؟ فرمود: همانگونه که رسول خدا صلی الله علیه و آله (ضمن پذیرش اهل ذمّه) با آنان رابطه مسالمت آمیزی داشت ، امام مهدی علیه السلام نیز (ضمن پذیرش اهل ذمه) رابطه مسالمت آمیزی خواهد داشت و اهل ذمه جزیه پرداخت خواهند نمود در حالی که نوعی خواری و پستی دامنگیرشان است».

4) سیره حکومتی رسول خدا صلی الله علیه و آله  و امام علی علیه السلام پس از بر قراری حکومت ،پذیرش اقلیتها و مخالفان عقیدتی بود، پس سیره حکومتی امام عصر ارواحنا فداه نیز پس از بر قراری حکومت پذیرش اقلیتهای مذهبی خواهد بود.

 در تأیید این دیدگاه – و نه در جهات دیگر- می توان به معدودی از کشورها (مانند کانادا) اشاره نمود که پیروان تمام ادیان مختلف در آن با کمال آرامش- نسبی- در کنار یکدیگر زندگی می کنند و در عین حال پیشرفتها ، همزیستی مناسب و فرهنگ اجتماعی قابل توجه آن کشورها زبانزد است. هرچند هرگز قابل مقایسه با نظام حکومتی امام زمان ارواحنا فداه نیست، ولی اگر در دوران قبل از ظهور چنین مسئله ای در همین سطح پایین وجود یافته است حتماً در زمان حکومت امام عصر ارواحنا فداه امکان وقوعش عقلانی تر خواهد بود.

جمع بندی و ارائه دیدگاهی جدید

با توجه به دو دیدگاه پیش گفته درباره نقش و جایگاه اقلیتها و گروههای مخالف در نظام حکومتی امام زمان علیه السلام ، دلائل آنها و نقد دلائل آنها، هیچیک از دو دیدگاه را به طور کامل نمی توان قبول نمود. هرچند دیدگاهی که عنوان می شود، به دیدگاه دوم نزدیک است ولی با آن تفاوت دارد.

 در این دیدگاه –که می توان آن را دیدگاه سومی در این مسئله دانست-  اصل وجود پیروان سائر ادیان و مخالفان عقیدتی اسلام در حکومت امام عصر علیه السلام پذیرفته شده است؛ ولی حق تبلیغ عقیدتی به هر نحو ممکن برای آنها ممنوع است. در واقع بهترین روش جمع بین آیات و روایات مورد استدلال دو دیدگاه، ارائه دیدگاه سوم است. دیدگاه مورد نظر ما با نقد دو دیدگاه قبل روشن­تر خواهد گردید.

نقد ادله دیدگاه نخست:

منظور از دلائل قرآنی که شاخص آن «هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّه‏»[10]  است، غلبه حکومتی و حاکمیتی دین اسلام است. بدین معنا که دین حاکم بر دنیا اسلام و حاکمیت آن صد در صد اسلامی است. این مسئله منافاتی با وجود معتقدین به غیر اسلام ندارد. معدود مخالفین موجود در حکومت امام عصر علیه السلام، تا هنگامی که تبلیغی برای دین و عقیده خود نکنند، در امان حکومت هستند ولی حق کوچکترین تبلیغ عقیدتی را ندارند؛ چرا که در آن صورت غلبه حکومتی اسلام در معرض آسیب خواهد بود.

 ادله روایی نیز قابل نقد و توجیه است:

1) «إذا قام القائم علیه السلام لا یبقى أرض إلّا نودی فیها بشهادة أن لا إله إلا الله و أن محمدا رسول الله»[11]

شنیده شدن ندای اذان یا بطور مطلق، شهادت به وحدانیت الهی و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله  با وجود افرادی غیر مسلمان که از شنیدن صدای اذان کراهت دارند ولی مجبورند به اذان یا هرگونه تبلیغات اسلامی معترض نباشند منافاتی ندارد.

2) «فلا یبقى فی الأرض معبود دون الله عز و جل من صنم و وثن و غیره إلا وقعت فیه نار فاحترق»‏[12]

منظور از هر معبودی غیر خدا و نابودی آن ، نماد ظاهری و تبلیغی آن است و نه عقیده آن در قلب برخی افراد .

3) لاتبقی فی الارض بقعة عبد فیها غیرالله الا عبدالله فیها»[13]

4) «و یکسر الصلیب و یخرب البیع و الکنائس و یقتل النصارى إلا من آمن به»[14]

در این دو روایت منظور از بقعه ، بیع و کنائس ،که باقی نمانده و از بین خواهند رفت، تمام مکانهای خاص تبلیغی و عمومی غیر اسلامی است. شکسته شدن صلیب نیز دقیقا به معنای نابودی تبلیغات مسیحیت است که  اولین دین پر طرفدار دنیاست، چراکه تنها خصوصیت بارز صلیب که در این روایت بدان تصریح شده است بُعد تبلیغی آن است که معروف­ترین نماد مسیحیت به شمار می آید.

5) «وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ»[15]: «أنزلت فی القائم ع إذا خرج بالیهود و النصارى و الصابئین و الزنادقة و أهل الردة و الکفار فی شرق الأرض و غربها، فعرض علیهم الإسلام فمن أسلم طوعا أمره بالصلاة و الزکاة و ما یؤمر به المسلم و یجب لله علیه، و من لم یسلم ضرب عنقه حتى لا یبقى فی المشارق و المغارب‏».[16]

اولا: این روایت و سائر روایاتی که اشاره به "یا قبول اسلام و یا کشته شدن غیر مسلمانان" در حکومت امام عصر علیه السلام دارد، شرح حال غیر مسلمانان معارض، جنگجو و رودرروی امام علیه السلام را بازگو می فرماید که مربوط به آغاز قیام آن بزرگوار است.

ثانیاً: روایت دو وجه را بیان می کند؛ یکی اسلام آوردن آزادانه و آگاهانه (طوعاً) و دیگری اسلام نیاوردن. بنابراین از اسلام آوردن اجباری (کرهاً) ساکت است.

ثالثاً: اگر بپذیریم که اسلام آوردن اجباری از این روایت یا امثال این روایت فهمیده می شود، بدین معناست که همگان چه بخواهند چه نخواهند باید مسلمان شوند قطعاً اسلام اجباری و اکراهی از نظر ظاهری پذیرفته است ولی از نظر الهی هرگز پذیرفته نیست. پس همان دیدگاه مورد نظر ما ثابت خواهد شد که در حکومت امام عصر علیه السلام کسانی یافت می شوند که از نظر قلبی مسلمان نیستند و لذا مخالف عقیدتی حکومت محسوب می شوند. هرچند حق تبلیغ و اظهار تبلیغی دین خود  را ندارند.

6) عن أبی جعفرعلیه السلام فی قول الله عز و جل «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» قال یحییها الله عز و جل بالقائم علیه السلام بعد موتها بکفر أهلها و الکافر میت‏.[17]

مردن کفر و کافر در این روایت ، هم می تواند کنایه از مردن حکومت و حاکمیت کفر باشد و هم از باب تغلیب در مورد مردم .

استدلال یا توضیح سائر ادله با مسئله لزوم وحدت عقیدتی برای تشکیل حکومت جهانی امام عصر علیه السلام نیز  ناقص است؛ زیرا آنچه برای تشکیل حکومت جهانی لازم است، وحدت عقیدتی در حکومت ، قدرت حاکم ، عموم (اکثریت قاطع) مردم و هرگونه تبلیغات است و نه در تک تک افراد جامعه بگونه ای که حتی یک نفر مخالف عقیده حاکم بر جامعه نیز نباشد.

بنابراین ادله دیدگاه نخست، دلالتی بر ادعای آن نخواهد داشت.

نقد و بررسی دیدگاه دوم:

هرچند برخی از ادله این دیدگاه همچون اقتدای امام عصر ارواحنا فداه به سیره حکومتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام قابل نقد و توجیه است ولی از برخی ادله دیگر مانند آیه شریفه «وَ أَلْقَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى‏ یَوْمِ الْقِیامَة»[18] نمی توان چشم پوشید.

 به هر حال اگر منظور از حضور مخالفان عقیدتی و اقلیتها در حکومت امام زمان علیه السلام حضوری آزادانه در جهات گوناگون از جمله تبلیغ عقیده و مرام خود باشد، قطعاً قابل قبول نیست؛ چرا که این تبلیغ با اهداف حاکمیت اسلام و حکومت واحد جهانی امام عصر علیه السلام منافات داشته و رفته رفته این حاکمیت را با چالش روبرو خواهد نمود.

نتیجه گیری

نتیجه بحث آنکه بر اساس روایات و جمع بندی حاصل از روایات، در زمان حکومت امام مهدی ارواحنا فداه اقلیتهای دینی و گروههای عقیدتی مخالف اسلام یا مخالف امامت حضرت مهدی ارواحنا فداه وجود دارند اما حق کوچکترین حرکت تبلیغی به نفع عقیده خود را نخواهند داشت. به عبارت دیگر انسانها در انتخاب عقیده خود مختار بوده و هیچگونه اجباری در پذیرفتن اسلام برای آنها وجود ندارد. نکته قابل توجه اینکه افراد یا گروههای مخالف عقیدتی یا اقلیتهای دینی در زمان حکومت امام مهدی ارواحنا فداه درصد بسیار کم و ناچیزی از مجموع جمعیت وقت را به خود اختصاص می دهند؛ چراکه اوّلاً مفهوم اقلیت، درصد پائین جمعیت است و ثانیاً با آشکار شدن حقائق و پیاده شدن واقعی اسلام توسط امام عصر ارواحنا فداه و نبود هیچگونه اشکال معنوی، اجتماعی و اقتصادی در حکومت آن حضرت، انگیزه ای برای مخالفت با حکومت جهانی آن حضرت باقی نخواهد ماند؛ مگر افراد بسیار شقیّ و لجوج که تعدادشان بسیار کم و ناچیز خواهد بود.  

منابع:

1- قرآن کریم

2- آناتومی جامعه یا سنة الله ؛ مقدمه ای بر جامعه شناسی کاربردی ، تهران ، کاوه،1377.

3- بحار الانوار، المجلسی، محمد باقر، موسسه الوفاء، بیروت، دوم ، 1403ق.

4- تفسیر العیاشی ، محمد بن مسعود العیاشی،تحقیق: حاج سید هاشم رسولی محلاتی، المکتبة العلمیة الإسلامیة – تهران

5- چشم اندازی به حکومت جهانی امام مهدی علیه السلام ، علی محمدی خراسانی ، قم، بوستان کتاب.

6- الخصال، الصدوق، محمد بن علی، علی اکبر الغفاری، جامعه مدرسین، قم.

7- عصر زندگی و چگونگی زندگی انسان و اسلام،  محمد حکیمی ، قم، بوستان کتاب ، دوم ، 1374ش .

8- الغیبه، طوسی، محمد بن الحسن، موسسة فقه الشیعه، بیروت، لبنان، اول، 1411ق.

9- الغیبه، النعمانی، محمد بن ابراهیم، علی اکبر الغفاری، الصدق، طهران.

10- الکافی ، کلینى، ابو جعفر، محمد بن یعقوب، دار الکتب الإسلامیة، تهران - ایران، چهارم، 1407 ه‍ ق

11- کمال الدین وتمام النعمة، قمى، صدوق، محمّد بن على بن بابویه، تحقیق : تصحیح وتعلیق : علی اکبر غفاری، مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین، قم، محرم الحرام 1405 - 1363 ش.

 

[1] . مائده/14

[2] . مائده/64

[3] . بقره/256

[4] . یونس/99

[5] . هود/28

[6] . غیبت نعمانی، ص237.

[7] . کافی، ج8، ص227

[8] . غیبت طوسی، صص165، 178، 180 ؛ غیبت نعمانی، صص81، 86، 92، 93، 247 ؛ کمال الدین، ج1، ص286 و ج2، صص376، 453، 454.

[9] . بحارالأنوار، ج52 ، ص 376.

[10] . توبه/33 ؛ فتح/28 ؛ صف/9.

[11] . تفسیر عیاشی، ج1، ص183

[12] . کمال الدین، ج1، ص330.

[13] . کمال الدین، ج2، ص345.

[14] . خصال، ج2، ص579.

[15] . آل عمران/83

[16] . همان

[17] . کمال الدین ج2، ص648.

[18] . مائده/64


 

 

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :