wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 19 » مقالات
بازدید: 2203
0/0 (0)
نقش و جایگاه اقلیتها و گروههای مخالف درحکومت امام عصر ارواحنا فداه با استناد به منابع نقلی ( شماره 1 )
 

  نگارنده : محمد قدیریان

بسم الله الرحمن الرحیم

 

برای اثبات هر کدام از این دو دیدگاه به آیاتی از قرآن کریم و برخی روایات استناد شده است. ما در این نوشتار با ارائه دیدگاهی نو وجود پیروان سائر ادیان در دوران حکومت امام مهدی علیه السلام  را به شرط عدم کوچکترین تبلیغات برای خود پذیرفته و ثابت نموده ایم .

 

چکیده

یکی از پرسشهای مربوط به دوران حکومت حضرت امام مهدی علیه السلام مسئله حضور یا عدم حضور پیروان سائر ادیان یا اقلیتهای دینی در آن زمان در بین مردم است . در اینباره تا کنون دو دیدگاه مطرح شده است . دیدگاه اول عدم وجود پیروان سائر ادیان در دوران حکومت آن حضرت است و دیدگاه دوم وجود پیروان سائر ادیان در آن دوران است . برای اثبات هر کدام از این دو دیدگاه به آیاتی از قرآن کریم و برخی روایات استناد شده است. ما در این نوشتار با ارائه دیدگاهی نو وجود پیروان سائر ادیان در دوران حکومت امام مهدی علیه السلام  را به شرط عدم کوچکترین تبلیغات برای خود پذیرفته و ثابت نموده ایم .

 

اقلیتهای دینی و مذهبی در اصطلاح به پیروان ادیان و مذاهبی گفته می شود که در یک کشور زندگی می کنند و از نظر کمّی تعداد آنان نسبت به بیشتر افراد جامعه کمتر است. بنا بر این تعریف ، اقلیتهای دینی و مذهبی در هر کشور نسبی است. به عنوان مثال در کشوری که هشتاد درصد مردم آن مسیحی و ده درصد مسلمان و ده درصد دیگر یهودی هستند، اکثریت با مسیحیان است و مسلمانان و یهودیان اقلیتهای دینی آن کشور به شمار می آیند. ولی اگر در کشور دیگری هشتاد درصد مردم مسلمان بوده و بیست درصد باقیمانده یهودی و مسیحی باشند، یهودیان و مسیحیان اقلیتهای دینی به شمار می آیند.[1]

بطور کلی درباره جایگاه اقلیتهای مذهبی و یا گروههای مخالف در نظام سیاسی مهدوی دو دیدگاه مطرح است:

 دیدگاه نخست: عدم پذیرش آنها و مسلمان شدن تمامی غیر مسلمانان.

 دیدگاه دوم:  پذیرش- اجمالی - آنها از سوی حکومت جهانی امام عصر علیه السلام و زندگی مسالمت آمیز آنان در  آن حکومت.

 ادله ای که برای دیدگاه نخست ارائه شده است عبارتند از:

الف) آیات قرآن

1) «هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّه‏»[2] ؛ «او کسی است که رسول خود را همراه هدایت و دین حق فرستاد برای اینکه آن دین را بر تمامی ادیان غلبه دهد».

این عبارت شریفه که در سه آیه جداگانه قرآن بیان شده است، از غلبه دین حق یعنی اسلام بر همه ادیان سخن می گوید و از آنجا که این غلبه تا کنون محقق نشده است، پس در حکومت امام عصر ارواحنا فداه قطعا محقق خواهد شد و دین دیگری باقی نخواهد ماند و همه مردم مسلمان می شوند.

2) «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ »[3] ؛ «قطعا دین (کامل و حقیقی) نزد خدا اسلام است».

3) «وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ»[4] ؛ «و هر کسی بجز اسلام دین دیگری را برگزیند، هرگز از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زیان دیدگان است».

این دو آیه شریفه نیز با اصالت دادن به دین اسلام در برابر سایر ادیان ، آن را تنها دین مورد پذیرش پروردگار می داند؛ لذا در دوران حکومت امام عصر ارواحنا فداه که دوران غلبه اسلام بر سایر ادیان است، پیروی از دین دیگری پذیرفته نخواهد بود.

ب) روایات

     در این باب ، روایاتی منسوب به ائمه معصومین علیهم السلام در منابع موجود است :

1) عن رفاعه بن موسی سمعت ابا عبد الله یقول: « وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ»[5] قال «إذا قام القائم علیه السلام لا یبقى أرض إلّا نودی فیها بشهادة أن لا إله إلا الله و أن محمدا رسول الله»[6] ؛ «امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه «و هرکه در آسمانها و زمین است به دلخواه یا اکراه تسلیم او می شوند و به سوی او بر گردانده می شوند» می فرمایند: «هرگاه قائم علیه السلام قیام فرماید، سرزمینی باقی نمی ماند مگر اینکه در آن ندا داده شود که هیچ خدایی نیست مگر الله و محمد صلی الله علیه وآله رسول خداست».

2) «فلا یبقى فی الأرض معبود دون الله عز و جل من صنم و وثن و غیره إلا وقعت فیه نار فاحترق»[7] ؛ «پس در زمین معبودی( از قبیل بت و ...)بجز خدای عزیز و با جلالت باقی نمی ماند مگر اینکه آتشی در آن (معبود غیر خدا) واقع می شود پس می سوزد (و از بین می رود) ».

3) لاتبقی فی الارض بقعة عبد فیها غیرالله الا عبدالله فیها»[8] ؛ «در زمین بقعه و بارگاهی  که غیر خدا در آن پرستش شود باقی نمی ماند مگر اینکه خدا در آن پرستش گردد».

4) « فإن الله تبارک و تعالى لن یذهب بالدنیا حتى یقوم منا القائم یقتل مبغضینا و لا یقبل الجزیة و یکسر الصلیب و الأصنام» [9] ؛ «پس قطعا خدای متعال دنیا را از میان نخواهد برد تا اینکه قائم از ما (اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله) قیام کند، کینه ورزان نسبت به ما را بکشد و جزیه قبول نکند و صلیب (علامت و شعار مسیحیان) و بتها (علامت و شعار بت پرستان) را بشکند».

6) « ینزل عیسی بن مریم ... و یصلّی خلفه (الامام) ... و یکسر الصلیب و یخرب البیع و الکنائس و یقتل النصارى إلا من آمن به»[10]  ؛ «عیسی بن مریم از آسمان چهارم به زمین بر می گردد ... و در نماز به امام عصر ارواحنا فداه اقتدا می کند ... و صلیب (علامت و شعار مسیحیان) را می شکند و کلیساها و معابد (غیر اسلامی) را ویران  می کند».

این چند روایت با اشاره به مسئله توحید، بیانگر این مسئله اند که در حکومت جهانی  امام عصر ارواحنا فداه معبودی جز خدا پرستش نخواهد شد، الا اینکه نابود می شود و تمام عبادتگاهها و مکانهای عبادت غیر اسلامی از بین خواهند رفت.

7) «عن ابی بصیر قال أبو عبد الله علیه السلام فی قول الله عز و جل هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ فقال و الله ما نزل تأویلها بعد و لا ینزل تأویلها حتى یخرج القائم علیه السلام فإذا خرج القائم علیه السلام لم یبق کافر بالله العظیم و لا مشرک بالإمام إلّا کره خروجه حتى أن لو کان کافرا أو مشرکا فی  بطن صخرة لقالت یا مؤمن فی بطنی کافر فاکسرنی و اقتله‏»[11] ؛ «ابو بصیر از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه «او آن کسی است که رسول خود را همراه هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر تمام ادیان برتری بخشد هرچند مشرکان را خوش نیاید» نقل می کند که آن حضرت فرمود: بخدا قسم تأویل این آیه نیامده و نخواهد آمد ، تا اینکه قائم علیه السلام قیام نماید.پس آنگاه که او قیام نماید هیچ کافری به خدای با عظمت و هیچ مشرکی نسبت به امام باقی نخواهد ماند مگر اینکه قیام آن حضرت را خوش ندارد تا اینکه (کار بجایی می رسدکه) اگر کافر یا مشرکی در دل صخره ای (پنهان) باشد، آن صخره می گوید: ای مومن! درون من کافری (پنهان) است، پس مرا بشکن و او را بکش ».

8) عن ابن بکیر قال سألت ابا الحسن علیه السلام عن قوله «وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ»[12]: قال «أنزلت فی القائم علیه السلام إذا خرج بالیهود و النصارى و الصابئین و الزنادقة و أهل الردة و الکفار فی شرق الأرض و غربها، فعرض علیهم الإسلام فمن أسلم طوعا أمره بالصلاة و الزکاة و ما یؤمر به المسلم و یجب لله علیه، و من لم یسلم ضرب عنقه حتى لا یبقى فی المشارق و المغارب‏»[13] ؛ «ابن بکیر از می گوید از امام کاظم علیه السلام درباره  آیه شریفه : «و هر که در آسمانها و زمین باشد برای او تسلیم خواهد شد خواه با رغبت خواه با کراهت و به سوی او باز گردانده می شوند» سوال نمودم آن حضرت فرمود: (این آیه) درباره حضرت قائم علیه السلام نازل شده است ؛ آنگاه که علیه یهود و نصاری و صابئین (ستاره پرستان) و زنادقه و مرتدان و کافران در شرق و غرب زمین اسلام را عرضه می دارد، پس هر که  اسلام آورد او را به نماز و زکات و هر آنچه یک مسلمان بدان امر می شود و از سوی خدا بر او واجب می گردد دستور می دهد و هر که اسلام نیاورد گردنش را می زند تا در روی شرق و غرب (زمین کسی از آنها) باقی نماند ».

9) «عن أبی جعفر علیهما السلام فی قول الله عز و جل« اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قال یحییها الله عز و جل بالقائم علیه السلام بعد موتها بکفر أهلها و الکافر میت‏»[14] ؛ «امام باقر علیه السلام پیرامون آیه شریفه «بدانید که قطعا خدا زمین را پس از مرگش زنده خواهد نمود» می فرماید: خداوند عزیز و جلیل زمین را پس از مرگش بوسیله حضرت قائم علیه السلام زنده خواهد نمود و مرگ زمین بواسطه کفر اهل زمین است ؛ چرا که کافر (از نظر روحی) مرده است».

این دو روایت تفسیری نیز به از بین رفتن کفار و کفردر حکومت جهانی امام عصر ارواحنا فداه اشاره دارد.

قائلین به دیدگاه مذکور در توضیح استدلال خود چنین می گویند:

«تنوع و چندگانگی در مرام‏ها و ایدئولوژی‏ها، زمینه‏ساز اختلافات و تضادها و برخوردهای دشوار در زیست اجتماعی است. نتیجه آن که باید وحدت عقیدتی و مرامی حاکم شود و زمان ظهور، ظرف تحقق چنین امری است».[15]

به عبارت دیگر این دیدگاه وحدت عقیدتی را لازمه تشکیل جامعه جهانی واحد دانسته و قائل است:« برای تشکیل جامعه واحد، و امت واحده، یک موضوع ضروری است و آن جهان بینی واحد و اعتقاد واحد است. جهان بینی های گوناگون و متضاد، به طور قطع تفرقه و دوگانگی و ناسازگاری اجتماعی پدید می آورد، و از وحدت و یگانگی مردمان مانع می گردد. چون جهان بینی (اعتقاد) زیربنای تفکر اجتماعی و روابط انسانی است. اختلاف در مبانی جهان بینی، موجب ناسازگاری انسان در محیط اجتماعی است. برنامه ریزی ها و معیارها در روابط اجتماعی اگر برخاسته از جهانبینی ها و مرام های متضاد باشد، فعالیتهای انسانی را در همه زمینه ها ناهمگون و متضاد می سازد، و در زمینه های اقتصادی، سیاسی، تربیتی و... روشهای گوناگونی را بر جامعه حاکم می کند، و از هر گونه یکسویی و یکسانی مانع می گردد. به این جهت تنوع و چند گانگی در مرام ها و ایدئولوژی ها زمینه ساز اختلافات و تضادها و برخوردهای دشوار در زیست اجتماعی است، و در این شرایط انتظار وحدت و یگانگی و تشکیل امت واحد، پوچ و نامعقول است.

بنابراین باید جهان بینی واحدی بر جامعه حاکم باشد.  تا انسجامی پولادین و وحدتی خلل ناپذیر در جامعه پدید گردد. و امت واحد، به معنای واقعی کلمه، تحقق یابد».[16]

در برابر این ادله ،  ادله دیدگاه پذیرش غیر مسلمانان و زندگی مسالمت آمیز آنان در حکومت امام عصر ارواحنا فداه عبارتند از:

الف) قرآن:

1) «فأغرینا بینهم العداوة والبغضاء الی یوم القیامه»[17] ؛ «پس ما بین آنان (مسیحیان) تا روز قیامت دشمنی و کینه انداختیم». 

2) «وَ أَلْقَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى‏ یَوْمِ الْقِیامَة»[18] ؛ «و ما بین آنان (یهودیان) تا روز قیامت دشمنی و کینه انداختیم».

این دو آیه شریفه، بر وجود مسیحیان و یهودیان تا روز قیامت و طبعا در دوران حکومت امام مهدی ارواحنا فداه دلالت دارند.

3) «لا اکراه فی الدین»[19] ؛ «اکراه  و اجباری در دین (اسلام) نیست».

این آیه شریفه به صراحت از عدم اکراه در دین و نفی اجبار در پذیرش دین سخن می گوید. اطلاق و صراحت این آیه شامل نفی هرگونه اجبار در پذیرش دین اسلام از سوی امام مهدی ارواحنا فداه در حکومت خویش می شود.

4) «وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَنْ فِی الْأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمیعاً أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّى یَکُونُوا مُؤْمِنینَ »[20] ؛ «و اگر پروردگارت می خواست تمام کسانی که  در زمین هستند ایمان می آوردند. پس آیا تو مردم را اکراه و مجبور می کنی تا ایمان بیاورند»؟!

5) «قالَ یا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلى‏ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ آتانی‏ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّیَتْ عَلَیْکُمْ أَ نُلْزِمُکُمُوها وَ أَنْتُمْ لَها کارِهُونَ»[21] ؛ «(نوح) گفت: ای قوم من! آیا اگر ببینید که من بر دلیل روشنی از طرف پروردگارم باشم و او از نزد خودش رحمت (ویژه نبوت) را به من داده باشد که بر شما مخفی مانده است (آیا باز هم سرپیچی می کنید؟) آیا شما را به پذیرش آن وادار کنیم در حالی که نسبت به آن کراهت دارید»؟

از این دو آیه نیز عدم اکراه در دین و مذمت و ناکارآمدی اجبار در دین از سوی خدای تعالی و پیامبران الهی  به خوبی فهمیده می شود.

( ادامه مقاله را در شماره بعد پیگیری نمائید .)

منابع:

1- قرآن کریم

2- آناتومی جامعه یا سنة الله ؛ مقدمه ای بر جامعه شناسی کاربردی ، تهران ، کاوه،1377.

3- بحار الانوار، المجلسی، محمد باقر، موسسه الوفاء، بیروت، دوم ، 1403ق.

4- تفسیر العیاشی ، محمد بن مسعود العیاشی،تحقیق: حاج سید هاشم رسولی محلاتی، المکتبة العلمیة الإسلامیة – تهران

5- چشم اندازی به حکومت جهانی امام مهدی علیه السلام ، علی محمدی خراسانی ، قم، بوستان کتاب.

6- الخصال، الصدوق، محمد بن علی، علی اکبر الغفاری، جامعه مدرسین، قم.

7- عصر زندگی و چگونگی زندگی انسان و اسلام،  محمد حکیمی ، قم، بوستان کتاب ، دوم ، 1374ش .

8- الغیبه، طوسی، محمد بن الحسن، موسسة فقه الشیعه، بیروت، لبنان، اول، 1411ق.

9- الغیبه، النعمانی، محمد بن ابراهیم، علی اکبر الغفاری، الصدق، طهران.

10- الکافی ، کلینى، ابو جعفر، محمد بن یعقوب، دار الکتب الإسلامیة، تهران - ایران، چهارم، 1407 ه‍ ق

11- کمال الدین وتمام النعمة، قمى، صدوق، محمّد بن على بن بابویه، تحقیق : تصحیح وتعلیق : علی اکبر غفاری، مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین، قم، محرم الحرام 1405 - 1363 ش.

 

 

 

[1] . آناتومی جامعه یا سنة الله ، ص 105 .

[2] . توبه/33 ؛ فتح/28 ؛ صف/9.

[3] . آل عمران/19

[4] . آل عمران/85

[5] . آل عمران/83

[6] . تفسیر عیاشی، ج1، ص183

[7] . کمال الدین، ج1، ص330.

[8] . کمال الدین، ج2، ص345.

[9] . خصال ج : 2 ص : 579

[10] . العمده ، ص431.

[11] . کمال‏الدین، ج2، ص670 .

[12] . آل عمران/83

[13] . تفسیر عیاشی ، ج1 ، ص183.

[14] . کمال الدین ج2، ص648.

[15] . عصر زندگی و چگونگی آینده زندگی انسان و اسلام، صص99، 100، 201.

[16] . چشم اندازی به حکومت جهانی امام مهدی ارواحنا فداه، ص436.

[17] . مائده/14

[18] . مائده/64

[19] . بقره/256

[20] . یونس/99

[21] . هود/28

 

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :