wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 19 » مقالات
بازدید: 3319
0/0 (0)
نقش قیام عاشورا و انتظار موعود در تحقق عدالت و پیشرفت مهدوی
 

نگارنده : محسن شریعتی

حسین بن علی علیه السلام با قیام خود نگذاشت که عدالت به تاریخ بپیوندد و پیامها و الگوهایی برای جویندگان این امر مهم ارائه نمود. وجود انقلابها بویژه انقلاب جمهوری اسلامی ایران که همه از قیام سالار شهیدان الهام گرفته است شاهد خوبی بر مدعی است.اما چه کسی قرار است این عدالت و پیشرفت را بطور کامل و جامع به مرحله عمل در آورد و برای همیشه عدالت را از غربت به در آورد ؟

 

 

چکیده

عدالت خواسته طبیعی و فطری انسانها است و در پی قانونی جامع و کامل به همراه مجریی عادل هستند تا این خواسته فطری و الهی خود را به منصّه ظهور گذارند پیامبران به عنوان بهترین مجریان عدالت و رسول گرامی اسلام به عنوان بهترین رسولان از جانب رب الارباب بر این مهم همت گماشتند اما در این بین تنها برخی ، آنهم درحدّی ناچیز به آن نایل آمدند .

آنچه حسین بن علی علیه السلام در کربلا در پی آن بود در فردای انتظار، مهدی زهرا علیه السلام جامه عمل بر قامت آن فرهنگ بلند عاشورایی خواهد پوشاند.

مقدمه

عدل و عدالت به معنای برابرى [1] و مساوات [2] بوده و تعابیر متعدد و همانندی از مفهوم عدالت ـ با تأسی به قرآن و سنّت ـ صورت گرفته که به معنای ((وضع کلّ الشیء فی موضعه؛ قرار دادن هر چیز در جای خویش)) و  ((اعطاء کل ذی حقّ حقّه؛ حق را به مقدار رساندن)) و ایفای اهلیّت و رعایت استحقاق‌ها و نفی تبعیض[3] می­باشد.

وبه عبارتی روشن تر عبارت است از اینکه:

آن استحقاق و آن حقى که هر بشرى به موجب خلقت خودش و به موجب کار و فعالیت خودش به دست آورده است به او داده شود؛ نقطه مقابل ظلم است که آنچه را که فرد استحقاق دارد ، به او ندهند و از او بگیرند، و نقطه مقابل تبعیض است که دو فرد که در شرایط مساوى قرار دارند، یک موهبتى را از یکى دریغ بدارند و از دیگرى دریغ ندارند [4].

عدالت، گمشده آدمی در تمامی قرون و اعصار است و رسالت همة انبیا و اولیا و گل واژه ای است که در عصر دود و باروت، هنوز هم هر شنونده ای را مسحور و هر بیننده ای را مبهوت می کند[5].

عدالت به این معنی اصلی مسلم و مورد قبول همه صاحبان فکر و اندیشه می باشد و بشر از دیر باز برای رسیدن به این خواسته طبیعی خود قوانین و مقررات را وضع  می کرده و از ظلم و ستم به عنوان نقطه مقابل عدالت یاد می کرده است.

می توان به جرأت گفت که سرچشمه همه خونریزی ها ، جنایتها وجنگهای خانمان سوز، ظلم و ناعدالتی و ستم انسانها است.

اسلام در حالی پا به عرصه وجود آدمی گذاشت که ، بشر از طرفی سخت محتاج قانونی جامع در مورد عدالت بود و از طرف دیگر محتاج مجری عادل برای اجرایی نمودن این قانون جامع بود. قرآن به عنوان آخرین کتاب تشریع بشر از طرفی بر اجرایی شدن این خواسته فطری انسان  تاکید نموده:

وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ [6]

و چون میان مردم حکم کنید به عدالت داورى کنید.

إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسان‏[7]

همانا خدا (خلق) را فرمان به عدل و احسان داد.

وحتی در مورد دشمن ، رعایت عدالت را مقدم بر بغض و کینه ها می داند .

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ [8]

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، (در هر کار فردى و اجتماعى) قیام‏کننده استوار و دائم براى خدا و گواهان به عدل و قسط باشید و هرگز دشمنى با گروهى شما را بر آن ندارد که عدالت نکنید عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است، و تقوا پیشه کنید که همانا خداوند به آنچه مى‏کنید آگاه است.

واز طرف دیگر قوانین و مجریانی را بر اجرای این عدالت منصوب می کند:

لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط[9]

(و چگونه از انفاق شانه خالى مى‏کنید؟) با اینکه ما رسولان خود را همراه با معجزات روشن گسیل داشتیم، و با ایشان کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم را به عدالت خوى دهند.

پیامبر اسلام  صلی الله علیه و آله و سلم به عنوان خاتم رسل شخصا مجری عدالت شد و بشری که در دره  أَسْفَلَ سافِلین  بود به قله اعلا علیّین رهنمود شد.

اما بعد از رحلت آن مجری عدالت محور، مسلمین به مسیری قدم نهادند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نهی فرموده بود و از همراهی امام عادل باز ماندند و اول ظلم را به خود و امام عدل نمودند امام حسین  علیه السلام در این مورد می فرمایند :

وَ تَعَدَّتْ بَنُو أُمَیَّةَ عَلَیْنَا[10]

پیدایش اختلافات و ثروت اندوزی ، جنگهای نابسامان خلفا و تبعیض های مجریان عدالت و ....باعث شد امت پیامبر نه تنها در تحقق عدالت و پیشرفت باز بماند بلکه بالاترین نوع ظلم را در مورد ذوی القربای پیامبرو مجریان حقیقی عدالت روا داشتند.

نظیر ظلمی که به حسین بن علی علیه السلام در کربلا نمودند تاریخ شاهدی ندارد.

اما سوال این است که چرا حسین بن علی علیه السلام به مسلخ رفت ؟

حسین بن علی علیه السلام به مسلخ رفت تا دیگر برای همیشه عدالت خواهی به مسلخ نرود  امام حسین علیه السلام  همچون جد و پدر و برادرشان علیهم السلام تفکر عدالتخواهی داشتند.

فرق است بین عادل و عدالتخواه، همان طورى که فرق است بین آزاد و آزادی خواه؛ یکى آزاد است یعنى خودش شخصاً مرد آزادى است و یکى آزادی خواه است یعنى طرفدار آزادى اجتماع است و آزادى ، هدف و ایده اجتماعى اوست.. همین طور است عدالت: یکى شخصاً آدم عادلى است و یکى عدالت خواه است، عدالت ،  فکر اجتماعى آنهاست[11]

تفکر حسین بن علی علیه السلام در برابر حکومت ظلم این چنین است.

.. امّا بعد، فقد علمتم انّ رسول اللَّه «ص» قد قال فی حیاته:

«من رأى سلطانا جائرا مستحلًّا لحرم اللَّه، ناکثا لعهد اللَّه، مخالفا لسنّة رسول اللَّه، یعمل فی عباد اللَّه بالإثم و العدوان، ثم لم یغیّر بقول و لا فعل، کان حقیقا على اللَّه ان یدخله مدخله».[12]

.. شما مى‏دانید که پیامبر خدا «ص» گفته است:

 «هر کس پادشاه ستمگرى را بنگرد، که حرام خدا را حلال کرده، دین خدا را فرو افکنده، با سنّت پیامبر خدا مخالفت مى‏کند، و در میان مردمان با گناهکارى و ستم حکم مى‏راند، سپس با سخنرانى و اقدام براو نشورد، سزاوار است که خداوند آن کس را نیز به سرانجام (خوارى و عذاب) آن پادشاه دچار سازد.

و علت قیام خود را این گونه بیان می کند:

 أَنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی ص أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أَسِیرَ بِسِیرَةِ جَدِّی وَ أَبِی[13]

و شعار جهانی خود را اینگونه زمزمه می کند:

وَ إِنِّی لَا أَرَى الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَ الْحَیَاةَ مَعَ الظَّالِمِینَ إِلَّا َّ بَرَما [14]

حسین بن علی علیه السلام با قیام خود نگذاشت که عدالت به تاریخ بپیوندد و پیامها و الگوهایی برای جویندگان این امر مهم ارائه نمود. وجود انقلابها بویژه انقلاب جمهوری اسلامی ایران که همه از قیام سالار شهیدان الهام گرفته است شاهد خوبی بر مدعی است.  ‏

اما چه کسی قرار است این عدالت و پیشرفت را بطور کامل و جامع به مرحله عمل در آورد و برای همیشه عدالت را از غربت به در آورد ؟

پس فطرت بشری خواهان آن می­باشد و برای آن روز لحظه شماری می­کند روزی که فرا خواهد رسید.

  در دین مقدس اسلام این موجد عدل الهی حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف است که بارزترین صفات نیکویش «عدالت» است، لذا به «عدل» ملقب گردیده، چنان‏که در دعایی که از خود آن حضرت برای شب‏های ماه رمضان روایت شده (معروف به دعای افتتاح) آمده است:

«اَللَّهُمَّ وَصَلِّ عَلی وَلِیِّ أَمْرِکَ القائِمِ المُؤَمَّلِ وَالعَدْلِ المُنْتَظَرِ[15]

پروردگارا و درود بفرست بر ولیّ امرت که قیام کننده است و امید مردم و عدل منتظر است».

پیامبر (صلّی اللّهُ‏ علیه‏ و آله‏ و سلّم) درباره اوضاع زمین پس از ظهور حضرت ولی عصرعجل الله تعالی فرجه الشریف در روایت مشهوری می‏فرماید:

«فَیَمْلَأُ اْلأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً»[16]

 «پس زمین را از عدل و داد لبریز می‏کند، پس از آن که از ستم و بیداد لبریز شده است».

پیامبر (صلّی اللّهُ‏ علیه‏ و آله‏ و سلّم ) در مورد فراگیری عدالت حضرت می فرمایند:

«یَسَعُهُمْ عَدْلُهُ»؛ «عدالتش فراگیر شود».[17]

امام رضا علیه السلام می فرمایند :

فَإِذَا خَرَجَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وَضَعَ مِیزَانَ الْعَدْلِ بَیْنَ النَّاسِ فَلَا یَظْلِمُ أَحَدٌ أَحَدا [18]

به هنگام ظهورش جهان با نور پروردگارش می‌درخشد. او میزان را به عدل در میان مردم قرار می‌دهد. دیگر کسی در حق کسی ستم نمی‌کند.

و کم‏تر حدیثی درباره آن حضرت آمده که عدلش در آن یادآوری نشده باشد.

در حدیثی دیگر آمده است‌:

«و یُسو‌ی بینَ الناس حَتَّى لَا تَرَى مُحْتَاجاً إِلَى الزَّکَاة [19]

مهدی، میان مردم، در تقسیم اموال، به مساوات رفتار می‌کند، به طوری که دیگر نیازمند و محتاجی یافت نمی‌شود.

 از آنچه گفته شد به این نتیجه می رسیم که:

 عدالت خواسته طبیعی و فطری انسانها است و در پی قانونی جامع و کامل به همراه مجریی عادل هستند

آنچه حسین بن علی علیه السلام دیروز در کربلا آهنگ برآورد در فردای انتظار، مهدی زهرا علیهما السلام جامه عمل بر قامت آن فرهنگ بلند عاشورایی خواهد پوشاند.

پس ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  مکمل و محقق کننده فرهنگ حسینی علیه السلام است

و بشر لحظه شماری می کند تا آن عدل مجسم را ببیند و در دوران ظهور آن سفر کرده دلها ، نفس بکشد و نفسی نو به جان خسته خود ببخشد.

و ما هم به انتظار می نشینیم تا که شاید ....

 

منابع و معاخذ

  • قرآن کریم
  • مفید، محمد بن محمد ، الأمالی ، 1413 ه ق‏ ، کنگره شیخ مفید ، چاپ: قم‏ ، چاپ: اول‏ ، 1ج
  • طوسى، محمد بن الحسن‏ ، تهذیب الأحکام ، 1407 ه ق‏ ، خرسان، حسن الموسوى‏ ، دار الکتب الإسلامیه‏ ، تهران‏ ، چاپ: چهارم‏ ، 10ج
  • طوسى، محمد بن الحسن‏ ، الغیبة ، 1411ه ق‏ ، تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد ، دار المعارف الإسلامیة ، قم‏ ، چاپ: اول‏ ، 1ج
  • ابن أبی زینب، محمد بن ابراهیم‏ ، الغیبة  ، 1397 ه ق‏ ، غفارى، على اکبر ، نشر صدوق‏ ، تهران‏ ، چاپ: اول‏
  • شیخ حر عاملى، محمد بن حسن‏ ، إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، 1425 ه ق‏ ، اعلمى‏ ، بیروت‏ ، چاپ: اول‏ ، 5ج
  • مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ ، بحار الأنوار ، 1403 ه ق‏ ، دار إحیاء التراث العربی‏ ، بیروت‏ ، چاپ: دوم‏ ، 111ج
  • ابن طاووس، على بن موسى ، اللهوف على قتلى الطفوف  ، ترجمه احمد فهرى زنجانى، 1348 ه ش‏ ، جهان‏ ، تهران‏ ، چاپ: اول ، 1ج‏
  • مطهری ، مرتضی ، مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى،انتشارات صدرا
  • قرشى  ، سید على اکبر ، قاموس قرآن، دار الکتب الإسلامیة ، 1371 ه ش ، چاپ: ششم ، تهران
  • راغب اصفهانى ، حسین بن محمد ، المفردات فی غریب القرآن، دارالعلم الدار الشامیة ، دمشق بیروت ، 1412 ه ق ، چاپ: اول
  • پور سید آقایی ، سید مسعود ، مجله انتظار ، شماره 13 ، ص 5
  • اخوان کاظمی ، بهرام ، مجله انتظار ، شماره 13 ،  ص 131

 



[1]  - قرشى  ، سید على اکبر ، قاموس قرآن، ج‏4، ص: 301 

[2] - راغب اصفهانى ، حسین بن محمد ، المفردات فی غریب القرآن، ص: 551

[3] - اخوان کاظمی ، بهرام ، مجله انتظار ، شماره 13 ،  ص 131

[4] - مطهری ، مرتضی ، مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏18، ص: 155

[5] - پور سید آقایی ، سید مسعود ، مجله انتظار ، شماره 13 ، ص 5

1 ـ نساء 58 

[7] ـ نحل 90

3 ـ مائده 8

4 ـ حدید 25

1 ـ  مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ ، بحارالأنوار جلد، 44 ، ص: 383

2 ـ مطهرى ، مرتضی ، مجموعه‏آثار، ج‏25، ص: 225

[12] - مفید، محمد بن محمد ، الأمالی ، ص: 122

[13] - مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ ، بحار الأنوار ، ج‏44، ص: 329

[14] - ابن طاووس، على بن موسى ، اللهوف على قتلى الطفوف  ، ص: 79

[15] - طوسى، محمد بن الحسن‏ ، تهذیب الأحکام ، ج‏3، ص: 110

[16] - ابن أبی زینب، محمد بن ابراهیم‏ ، الغیبة ، ص: 61

[17] - طوسى، محمد بن الحسن‏ ، الغیبة ، ص: 179

[18] - شیخ حر عاملى، محمد بن حسن‏ ، إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج‏5، ص: 347

[19] - مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ ، بحار الأنوار ،  ج‏52، ص: 390

 

 

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :