wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 12 » مقالات
بازدید: 3605
0/0 (0)
نقش تربیتی رجعت در پویایی جامعه شیعه
 

  نگارنده : محمد رضا ضیغمیان
 
 معنای اصطلاحی رجعت، اعتقاد به بازگشت دو گروه از مردگان مؤمنان محض و کافران محض پس از ظهور حضرت مهدی 4 است تا مؤمنان از برپایی حکومت جهانی عدل شاد گردند و کافران، از ذلت و حقارت ستمگران متألم شوند در سخنان بزرگان از عالمان شیعه در این مورد می خوانیم:

طرح مسئله

یکی از مباحثی که از دیرباز پیرامون آن سخن گفته شده و پیوسته مورد نقد و ایراد از یکسو، و پاسخگوئی و دفاع از سوی دیگر بوده، مسأله «رجعت» است. بدین معنی که برخی از آیات قرآن شریف و روایات منقول از خاندان رسالت از بازگشت گروهی از انسانها به دنیا پیش از برپائی رستاخیز گزارش می دهند، و پیروان آئین تشیع نیز در پذیرش آن کمترین تردید به خود راه نداده، یقین به وقوع چنین رویدادی دارند. بدین  جهت در کتب عقاید و کلام به صورت مختصر و کوتاه از این عقیده سخن به میان آمده و در صورت لزوم به دلایل و شواهدی بر صحّت آن اشاره شده است.

امّا برخی از نویسندگان مسلمان در گذشته و حال در کتاب های خود به نقد اصل رجعت پرداخته، شبهاتی پیرامون آن وارد کرده اند. و چه بسا اظهار داشته اند که این عقیده ریشۀ اسلامی ندارد و از اندیشه ها و عقاید مکاتب و مذاهب دیگر به اسلام سرایت نموده است. البتّه عالمان بزرگ اسلامی- که پاسداران مرزهای عقیده و ایمان هستند، هرگز اینگونه انتقادات و اعتراضات را بدون پاسخ نگذارده، با بیان و قلم، رایت مقدّس دفاع از آرمانهای اصیل اعتقادی را بر دوش کشیده اند.

از این رو می بینیم که کتب بسیاری در بررسی عقیدۀ رجعت و نفی شبهات وارد پیرامون آن، نگاشته و هرگاه مخالفان و منکران لبۀ حملۀ خویش را تیزتر کرده اند، اینان نیز بر شمار
نوشته های علمی خود افزوده و چون مشعلهایی فروزان به روشنگری و هدایت پویندگان راه حقّ و جویندگان چشمه های زلال معرفت پرداخته اند. مثلاً در قرن دوم و سوّم هجری کتابهایی چند بدست توانمند دانشمندان شیعه دربارۀ رجعت نوشته شده، و در قرن چهارم و پنجم شمار آنها کاهش یافته و از قرن ششم به این سو گاهگاه نوشته ای در این زمینه تألیف گردیده است. همچنانکه در چند دهۀ اخیر نیز به علّت گسترش مخالفتها و انتقادات، به ویژه از سوی برخی مذاهب جدیدالتأسیس، شماری از عالمان و قلم پردازان به تألیف کتاب مستقل و استدلالی در همین مبحث دست یازیده اند.

لکن ما در تحقیق در صدد بیان این مطلب برآمدیم که نقش رجعت و آثار و فوائد تربیتی آن را بررسی کنیم.

این تحقیق شامل یک مقدمه و سه فصل می باشد.

 

 

فصل اول:

1-1 مفهوم رجعت                   

1-2 رجعت در معتقدات شیعه

فصل دوم: فلسفه و اهداف رجعت

فصل سوم: نقش تربیتی رجعت

 

فصل اول

1-1 مفهوم رجعت

بررسی واژگانی

واژه رجعت، در کتابهای لغت به «بازگشت» معنا شده؛ یعنی برگشتن به جایی که پیش تر در آن جا بوده است. هر چند برخی از بزرگان لغت، این معنا را با تعبیر متفاوتی نوشته اند:

الرجعه: مراجعه الرجل اهله بعد الطلاق و قوم یؤمنون بالرجعه الی الدنیا قبل یوم القیامه[1].

رجعت، بازگشت مرد به اهلش بعد از طلاق است و گروهی معتقدند به بازگشت به دنیا قبل از روز قیامت.

فیومی می گوید: الرجعه بمعنی الرجوع و فلان یؤمن «بالرجعه» ای بالعود الی الدنیا و اما الرجعه بعد الطلاق...[2]

رجعت به معنای بازگشت است و فلانی ایمان به رجعت دارد؛ یعنی به بازگشت به دنیا، و بازگشت بعد از طلاق هم گفته می شود.

چنان که اشاره شد در تعاریف بالا با وجود تعبیرهای متفاوت اشتراکی وجود دارد و آن بازگشت به محلی است که شروع از آن جا بوده است. گفتنی است که در بحث بازگشت مردگان افزون بر کلمه رجعت از کلماتی مانند «کَرَّه» نیز استفاده شده که آیات قرآن هم شاهد این مطلب است.

رجعت در معنای اصطلاحی و در کتب اعتقادی

معنای اصطلاحی رجعت، اعتقاد به بازگشت دو گروه از مردگان مؤمنان محض و کافران محض پس از ظهور حضرت مهدی 4 است تا مؤمنان از برپایی حکومت جهانی عدل شاد گردند و کافران، از ذلت و حقارت ستمگران متألم شوند در سخنان بزرگان از عالمان شیعه در این مورد می خوانیم:

شیخ مفید می نویسد:

خداوند گروهی از مردگان را به همان صورت هایی که در گذشته بودند، به دنیا بر می گرداند. پس گروهی را عزیز و دسته دیگر را ذلیل می کند و اهل حق را بر اهل باطل غلبه و نصرت داده و مظلومان را بر ظالمان و ستمگران پیروزی می بخشد این واقعه، هنگام ظهور مهدی آل محمد 9 خواهد بود.[3]

سید مرتضی علم الهدی می فرماید:

بدان، عقیده شیعه چنین است که خداوند در هنگام ظهور امام زمان گروهی از شیعیان را که پیش از قیام آن حضرت از دنیا رفته اند به دنیا باز می گرداند تا آنان به پاداش یاری و همراهی و درک حکومت آن وجود مقدس برسند.

نیز برخی از دشمنان حضرتش را زنده می کند تا از ایشان انتقام گیرد و آنان، برتری حق و منزلت پیروان حق را دیده و اندوهگین شوند.[4]

1-2- جایگاه رجعت در معتقدات شیعه:

روایات زیادی که از اهل بیت معصومان: درباره رجعت به دست ما رسیده، نشان می دهد که رجعت در مجموع معتقدات شیعه، از جایگاه بسیار والایی برخوردار است تا جایی که برخی از این احادیث منکر رجعت را خارج از دایره تشیع می دانند.

برخی آن را از معتقدات مهم و جزء ضروریات مذهب شیعه شمرده اند و برخی دیگر نیز، اگر چه آن را از ضروریات ندانسته اند لکن انکار آن را هم جایز نمی دانند. این گروه، دیدگاه خود را با استناد به روایاتی اثبات می کنند از جمله روایتی از امام صادق7که فرموده اند «لیس منا مَن لم یُؤمِن بکرّتنا» از ما نیست کسی که ایمان به بازگشت ما ندارد.[5]

یا روایت دیگر که یکی از شرایط ایمان را اعتقاد به رجعت دانسته و می فرماید هرکسی به هفت چیز ایمان داشته باشد مؤمن است.... ]یکی از آنها اعتقاد به رجعت است[ [6]

در مقابل، اهل سنت اصلاً اعتقادی به رجعت نداشته و به شدت آن را انکار می کنند و قبل از درک و آشنایی با مفهوم و معنای رجعت تصمیم شان را گرفته و آن را جزء عقاید اعراب جاهلی، یهود، نصاری و بدعت گذاران و ... دانسته اند و هر کس که معتقد به آن باشد او را کافر، کذاب، فاسق و ... معرفی می کنند و مستحق انواع عذابهای دنیوی و آخروی می داند. به نظر اینان هیچ گناهی بالاتر از اعتقاد به رجعت نیست. کشندگان امام حسین 7 را عادل و ثقه می دانند ولی معتقدان به رجعت را فاسق و غیر ثقه.[7]

یک سؤال ذهن را مشغول می کند که چرا اساساً اهل سنت مساله رجعت را رد می کنند و حاضرند در جهل خود عمری فرو رفته و حقیقت را نپذیرند؟ شاید علت انکار آنها این باشد که اعتقاد به رجعت بیانگر این مطلب است: که حکومت در آخر الزمان از آن شیعه می باشد و لذا برای اینکه این حقیقت حتی در آئینه ذهن به نمایش در نیاید، صورت مسئله را پاک کرده اند تا جایی که حاضرند احادیث پیامبر9 را کنار بگذارند. صحیح مسلم در مقابل احادیثی که جابر از پیامبر9 نقل کرده است می گوید، احادیث جابر را قبول نداریم ( و 70 هزار  حدیث جابر را رد می کند)؛ چرا که جابر اعتقاد به رجعت دارد.[8]

 

فصل دوم

فلسفه و اهداف رجعت

رجعت یک واقعه حکیمانه و هدفنمند است و هدف آن هماهنگ با عقل و ایمان و در راستای تحقق اراده پروردگار عالم و خواست مؤمنان می باشد که ما این اهداف را با تکیه بر آیات قرآن مورد بحث قرار می دهیم. قبل از بیان گوشه ای از اهداف رجعت باید متذکر این مطلب شد که اساساً بسیاری از مسائل و مطالب هنوز بر ما پوشیده و مجهول است و غرض آن واضح نمی باشد، البته این بمعنی این نیست که غرضی ندارد یا اصولاً آن اعتقاد صحیح نیست بلکه علت و حکمتش بر ما مخفی است.

1- تحقق وعده حاکمیت مؤمنان بر زمین

مهم ترین هدف رجعت تحقق وعده پروردگار عالم به اهل ایمان است که آنها را حاکم جهان گرداند و اسلام را به دست آنان بر پهنه زمین به اجرا در آورد. خدای متعال به آنان که به ایمان خالص دست یافته اند وعدۀ حاکمیت بر جهان را داده است و این مهم بدون بازگشت آنها به دنیا عملی نمی باشد. بنابراین هدف اعلای رجعت وفای پروردگار عالم به عهد حاکمیت جهانی مؤمنان است که قرآن این گونه از آن یاد کرده است:

«وعدالله الذین آمنو منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی االارض کما استخلف الذین من قبلهم ولیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم ولیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبدونی لا یشرکون بی شیئاً و من کفر بعد ذلک فأولئک هم الفاسقون»[9]

خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند وعده داده است که آنان را به طور قطع حاکم روی زمین قرار دهد، همان گونه که به پیشینیان آنها حاکمیت داد و دینی را که برای آنها پسندیده است پابرجا و مستقر خواهد کرد و ترس آنها را به امنیت مبدل می سازد به گونه ای که تنها مرا بپرستند و چیزی را شریک من قرار ندهند و کسانی که پس از آن کافر شوند آنها فاسقانند.

 

2- عذاب کفار

هدف از رجعت کسانی که به شرک و کفر خالص دست یافته اند عذاب آنهاست که مورد انتقام، ذلت و اجرای حدود الهی قرار گیرند. انسان های بسیار پلید جز برای عذاب الهی به دنیا باز نمی گردند و نوع عذاب آنها به گونه ای است که در آخرت ممکن نمی باشد؛ از این رو باز می گردند تا در ظرف دنیا به این نوع از عقاب که موجب تنوع و کمال عذاب آنهاست واصل شوند و طعم تلخ عقاب الهی به ویژه ذلت و خواری را در همان خانه دنیا که در آن به تکذیب آیات حق پرداختند و حدود خداوند را زیر پا گذاردند احساس کنند و با یک مرگ همراه با ذلت، دنیا را ترک گویند تا خاطرۀ خوش لذت های نفسانی دنیا که در زمان حیاتشان به آن دست یافتند از میان برود. روایات مختلفی دربارۀ عذاب مشرکانی که رجعت می کنند وارد شده است که چند مورد آن را نقل می کنیم. اما کاظم 7 فرمود:

«لترجعن نفوس ذَهَبت و لیقتصَّنَّ یوم یقوم و من عُذِّبَ یقتصُّ بعذابه و من اُغیظ اَغاظ بغیظِه و من قُتِلَ اِقتصَّ بِقَتلِهِ و یُردُّ لهم اعدائهم معهم حتی یاخذوا بثارهم.»[10]

همانا عده ای از انسان ها که مرده اند باز می گردند و در روزی که قائم قیام می کند دشمنان خود را مورد قصاص قرار می دهند. کسی که عذاب شده است، عذاب کنندۀ خود را، کسی که مورد خشم قرار گرفته است به خشم آورندۀ خود را و کسی که کشته شده است قاتل خود را قصاص می کند و دشمنان آنها باز گردانده می شوند تا مؤمنان انتقام خون خود را بگیرند.

امام صادق 7 فرمود:

اذا قام قائمنا رد الله کل موذٍ للمؤمنین فی زمانه فی الصوره التی کانوا علیها و فیها بین اظهرهم، لینتصب منهم المؤمنون.[11]

وقتی قائم ما قیام کند خداوند هر آزار دهندۀ به مؤمنین را به همان صورتی که در زمان حیات خود بوده و در میان مردم حضور داشته است را به دنیا باز می گرداند تا مؤمنان حق خود را از آنها بازگیرند.


3- تشفی خاطر مؤمنان

افراد مؤمن و اولیاء خداوند که یک عمر تحت فشار طاغوت و یاران آنها به سر برده و
ناراحتی های زیادی را متحمل شده اند و با دلی پرخون از دنیا رفته اند گرچه که طاغوتیان به سزای اعمال خود می رسند ولی چون در مقابل چشم مظلومین شکنجه نمی شوند، ناراحتی قلبی آنها برطرف نمی شود و زخمشان التیام نمی یابد و لذا خداوند برای تشفی و تسلیت خا طر آنان، ظالمان را زنده و جزئی از عذاب را در پیش مؤمنین به آنان می چشاند و این خود مضمون روایتی است که می فرماید: «یرجع المؤمن لزیاده الفرح و السرور و الکافر لزیاده الغم و الهم»

4- کسب کمال

عدّه ای فلسفه و هدف رجعت مردگان به دنیا را کسب کمال می دانند. نظر آنها این است که کسانی که به خاطر موانعی نتوانستند به کمال لایق خود دست یابند باز می گردند تا به کمال برسند. آیت ا... شاه آبادی می نویسد:

«امّا مؤمنِ ضعیف، خود توان بازگشت ندارد و نیازمند تصرف ولی متقدر است. پس او را باز می گرداند تا با سعادت به کمال رساند.»[12]

و برخی از محققان معاصر نوشته اند:

«چنین به نظر می رسد که بازگشت مجدد این دو گروه به زندگی دنیا به منظور تکمیل حلقه تکاملی گروه اوّل و چشیدن کیفر دنیوی گروه دوم است. به تعبیر دیگر گروهی از مؤمنان خالص که در مسیر تکامل معنوی با موانع و عوائقی در زندگی خود روبرو شده اند و تکامل آنها ناتمام مانده است حکمت الهی ایجاب می کند که سیر تکاملی خود را از طریق بازگشت مجدد به این جهان ادامه دهند، شاهد و ناظر حکومت جهانی حقّ و عدالت باشند و در بنای این حکومت شرکت جویند؛ چرا که شرکت در تشکیل چنین حکومتی از بزرگ ترین افتخارات است. و به عکس گروهی از منافقان و جباران سرسخت، علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز، باید مجازات هایی در این جهان نظیر آنچه اقوام سرکشی مانند: فرعونیان و عاد و ثمود و قوم لوط دیدند ببینند و تنها راه آن رجعت است.»[13]

فصل سوم

فواید و آثار (تربیتی) اعتقاد به رجعت

بی تردید، همان گونه که انتظار فرج عبادتی بس بزرگ بوده و نقش مهمی در پویایی و تحرک جامعه ایفا می کند، اعتقاد به رجعت و بازگشت به دنیا در زمان دولت کریمه نیز می تواند نقش برجسته ای در نشاط دینی و امید به حضور در حکومت جهانی حضرت مهدی4 داشته باشد؛ چرا که انسان با دیدن افرادی که تمام عمر خود را در انتظار ظهور حضرت مهدی4 سپری کرده اند و آن گاه بدون درک ظهور از دنیا می روند، دچار سرخوردگی شده و حتی در مقام انتظار نیز دچار یأس خواهد شد. اما اگر بداند در هنگام ظهور، در صورت دارا بودن شرایط، امکان بازگشت او به دنیا و حضور در محضر آخرین امام 7 را دارد، در امیدواری او نقش بسیاری خواهد داشت.

افزون بر آن چه ذکر شد، از آن جا که در روایات آمده گروهی از رجعت کنندگان، کسانی هستند که ایمان محض دارند، شخص علاقه مند به درک محضر آخرین حجت الهی، نهایت تلاش خود را به کار خواهد بست تا به مرتبه های بالای ایمان رسیده و در شمار رجعت کنندگان باشد. هم چنین در روایات فراوانی، مداومت بر دعاها و انجام کارهایی برای بازگشت در هنگام حکومت حضرت مهدی4 توصیه شده که خود نیز جنبه عبادی داشته و در تکامل روح انسان بسیار مؤثر است.

1- زنده نگهداشتن روحیه انتظار

یکی از اهدافی که برای رجعت در روایات به آن اشاره شده، زنده نگه داشتن روحیه انتظار فرج حضرت مهدی4 است که بهترین اعمال امّت رسول خدا9به شمار می رود.

مفضل بن عمر می گوید: در محضر امام صادق7دربارۀ حضرت مهدی7و کسانی که انتظار او را می کشیدند و از دنیا رفته اند، سخن گفته شد، حضرت فرمود: هنگامی که حضرت قیام کند به مؤمن منتظر گفته می شود: آگاه باشید همانا صاحبتان «که انتظارش را می کشیدید» ظهور کرده است، پس اگر می خواهید به او ملحق شوید، ملحق شوید و اگر می خواهید قیام کنید و از قبرتان برخیزید در کرامت الهی هستید پس برخیزید![14]

بنابراین اعتقاد به رجعت این امید را در دل انسان زنده نگه می دارد که اگر پیش از ظهور آن حضرت از دنیا برود خداوند او را برای نصرت دین خودش و ملاقات آن حضرت بر می گرداند و هیچ گاه ناامید نمی شود. چه این که عکس آن هم صادق است؛ یعنی اعتقاد به ظهور آن حضرت، انسان را مطمئن می کند که روزی شاهد انتقام دنیای مظلوم از ظالم خواهد بود پس خود انتظار ظهور، رجعت را به انسان نوید می دهد.[15]

2- ایجاد روحیه استقامت برای مؤمنان

یکی از اهدافی که برای رجعت ذکر شده است ایجاد روحیه استقامت و ایستادگی برای مؤمنان در برابر حوادث و ناملایمات است، چون انسانی که آینده را روشن ببیند به راحتی می تواند مشکلات زودگذر را تحمّل کرده و استقامت کند، لذا ائمّه اطهار: مؤمنان را به صبر و بردباری دعوت نموده، با وعده ی رجعت و زندگی در سایه ی دولت کریمه اهل بیت :آنان را امیدوار می کردند.

حسن بن شاذان واسطی می گوید: از آزار و اذیت اهل واسط و دشمنی آنان به تنگ آمده، خدمت امام رضا7طی نامه ای شکایت کردم. حضرت با خط مبارکشان نوشت: همانا خداوند متعال از موالیان و دوستان ما پیمان گرفته است که در دولت باطل، صبر و بردباری را پیشه کنند. پس به حکم پروردگارت صبر کن وقتی که سیّد و آقای خلق قیام کند و مؤمنان و مخالفان برگردند آن ها خواهند گفت:[16] «وای بر ما که از قبرهایمان برانگیخته شدیم این وعده الهی و صدق گفتار پیامبران است.»[17]

اما حسین7در شب عاشورا اصحابش را با اشاره به رجعت تسلّی و دلداری داد و به صبر و بردباری امر نمود.

در زیارت نامه های ائمه اطهار : و دعاها، این هدف بسیار مشهود است و سفارش به خواندن آنها، ما را به این هدف راهنمایی می کند؛ مخصوصاً دعای عهد که هر صبح خوانده می شود و برای رجعت، تجدید عهد و پیمان صورت می گیرد.[18]

3- یکی از آرزوهای هر مسلمان این است که در رکاب پیامبر اکرم9 و امام معصوم 7باشد.

شاید اعتقاد به رجعت، می تواند نوعی تشویق برای مسلمین باشد تا خود را مجهز به نیروی ایمان کنند و رنگی از سیره ی ائمه : به خود گیرند، تا در نتیجه به منتهای امیدشان یعنی در رکاب امام و پیامبر زیستن برسند بنابراین جامعه ای که این عقیده بر آن حکم فرماست، به طور طبیعی رو به کمال سیر می کند و خود به خود و بدون هیچ نیروی ظاهری پایبند به اسلام و دستورات سعادت بخش آن خواهد گشت و بالاخره جامعه ای خواهد شد که سرشار از صمیمیّت و مهربانی و هم دلی است.

و از طرفی رجعت می تواند هشداری برای منافقین و ظالمین به شمار آید که ای منحرفین از شاهراه اسلام، دست از ظلم و تجاوز به حدود و حقوق دیگران بردارید پیش از آنکه مصداق کافر خالص (ماحض الکفر) قرار بگیرید و پس از مرگ در ظل حکومت اسلامی زنده بگردید، و افزون بر آنچه در قیامت خواهید دید، در دنیا به سزای اعمال ناروایتان برسید.

و اگر این عقیده  برای او اطمینان آور نباشد لااقل او را در شک و شبهه ای قرار داده و در نتیجه ی دلهره ای که برای او حاصل می گردد، ممکن است کمی از دامنه انحرافاتش بکاهد و شاید دهها انگیزه و هدف دیگری داشته باشد که افکار و عقول محدود ما یارای درک آن را ندارد و شاید چنین انگیزه هایی هم که بیان شد کلیّت نداشته باشد.

4- تعالی انگیزه و هدفمندی

اساس شخصیت انسان، به انگیزه های درونی او وابسته است. عمل بدون انگیزه متعالی، کالبدی بی روح است، که پیوندی با دل و جان عامل آن، نداشته و ثمر بخش نمی باشد.

هر قدر انگیزه، قوی تر و مقدس تر باشد، عمل و رفتار متعالی و مفیدتری، بروز می یابد. در مقوله رجعت آنچه موجب تقویت انگیزه فرد می شود، شناخت و معرفت اوست. معرفت نسبت به ائمه طاهرین: خاصه وجود امام زمان 7 شناخت مقام و منزلت آنها و شدت نیاز به وجود مقدس ائمه، واسطه فیض بودن آنها همه و همه ،عامل تعالی بخش انگیزه برای شخص معتقد به رجعت هستند.

پس از بصیرت و آگاهی و تعالی انگیزه، انسان معتقد به رجعت به منظور رسیدن به هدف متعالی زمینه سازی می کند تا بتواند در دولت ائمه اطهار: در صف یاران آنها قرار گیرد ؛ لذا هر چه در توان دارد با فکر و اندیشه و برنامه ریزی برای رسیدن به آن هدف تلاش و کوشش
می کند.

5- آمادگی برای شهادت

خدای متعال، درباره وفای به عهد مؤمنان با خود، چنین می فرماید:

«من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا»[19] برخی از مؤمنان، بزرگ مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بستند، کاملاً وفا کردند: پس برخی بر آن عهد، ایستادگی کردند و برخی به انتظار (شهادت) مقاومت کرده و هیچ عهد خود را تغییر ندادند.

آیه چنان مفهوم وسیعی دارد، که تمام مؤمنان راستین را در هر عصر و زمان شامل می شود چه آنها که جامۀ شهادت را بر تن پوشیدند و چه آنهایی که بدون تزلزل بر سر عهد خود ایستاده و آماده جهاد و شهادت هستند.

بنابراین آنهایی که معتقد به رجعت هستند گرچه توفیق شهادت را در این زمان پیدا نکردند ولی امید آن را دارند که در رکاب ائمه اطهار: به فیض عظمای شهادت نائل گردند و به آرزوی دیرینه خود برسند.

6- نشر فرهنگ اهل بیت: و جلب دوستی مردم به ائمه

یکی از حقوقی که ائمه بر گردن شیعیان دارند، جلب محبت مردم به سوی آنهاست.

امام صادق (ع) می فرمایند:

رحم الله عبداً اجتر موده الناس الینا.[20]

«خدا رحمت کند، بنده ایی را که مودت مردم را به سوی ما بکشاند»

مودت و محبت، به خاندن عصمت و طهارت :، تنها اجری است که خداوند متعال در مقابل مرارتهای نبی مکرم اسلام 9 در هدایت بشرقرار داده است.

در بیان شریفی، امام عصر4، نیز می فرمایند:

«فلیعمل کل امرء منکم بما یقرب به من محبتنا »پس هر کس از شما باید برای نزدیک شدن به محبت ما کاری کند.[21]

جلب محبت و دوستی مردم و آشتی دادن ایشان با مکتب اهل بیت: خاصه امام عصر7 این آمادگی را در مردم ایجاد می کند که خود را برای اطاعت از ائمه اطهار آماده کنند. زیرا تربیتی که بر پایه محبت همراه با شناخت باشد سازنده است.

امام سجاد7 فرمودند:

المنتظرون لظهور،.... الدعاه الی دین الله سراً و جهراً «منتظران ظهور امام عصر .... دعوت کنندگان به دین خدا در پنهان و آشکارند.[22]

دوری از ولایت و حب ائمه : دوری از همه خوبی ها و کمالات است و کسی که از نعمت ولایت ایشان، برخوردار است، نباید دیگران را فراموش کند و باید در راستای نشر فرهنگ ائمه : در زندگی دیگر مسلمین، اهتمام بورزد.

[1]. العین

[2] . المصباح المنیر

[3] . اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، ج4، ص 77.

[4] . جوابات المسائل الرازیه، ج1، ص 125.

[5]. من لا یحضر الفقیه، ج3، ص 458.

[6] . وسائل الشیعه، ج20، ص240.

[7]. تهذیب التهذیب، ج7، ص382.

[8]. صحیح مسلم مقدمه 5، ج1، ص20.

[9] . سوره نور، آیه 55.

[10] . مختصر بصائر الدرجات، ص28.

[11] . دلائل الامامه، ص 464.

[12] . رشحات البحار، باب رجعت.

[13] . تفسیر نمونه، ج15، ص 560.

[14] . بحار الانوار/ ج53،ص91.

[15] . المسائل العشرفی الغیبه، ص8.

[16] . بحا رالانوار.ج53،ص89.

[17] . سوره یس/ آیه 51.

[18] . مفاتیح الجنان، دعای عهد.

[19] . احزاب/23.

[20] . امالی صدوق، ص159.

[21] . بحار الانور ج 2.

[22] . بحار الانوار، ج 52.

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :