wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 11 » مقالات
بازدید: 3347
0/0 (0)
نقش امام زمان ع در زندگی ما در عصر حاضر
 

نگارنده : مسلم عباس‌پور
 
مقدمه
زمانی که ما در آن بسر می‌بریم زمان غیبت امام زمان ارواحنا لتراب مقدمه الفداء است. زمانی که عموم مردم کرة زمین در ظلمات روحی و معنوی به زندگی سپری می‌کنند و از نور هدایت بی بهره یا کم بهره هستند. آیا خداوند متعال بشر را برای چنین زندگی تاریکی خلق کرده و هیچ راه برون رفتی از این ظلمات برای بشر قرار نداده است؟

آیا خداوند حکیم بشر را بی دلیل در این ظلمات رها کرده و او را به حال خود واگذاشته تا مثل چهارپایان بلکه بدتر از آنان بخورد و بیاشامد و پس از چند صباحی بدون اینکه حقایق خلقت خودش را بفهمد حیات را بدرود گوید و سعادت ابدی خود را از دست بدهد و به شقاوت ابدی برسد؟

آیا زمان غیبت امام عصر علیه السلام مساوی است با زمان ظلمت مطلق و کوتاهی دست بشریت از هدایت حقیقی؟

اگر خدای تعالی این جامعه ر ا به حال خود واگذارد در پرتگاه نیستی و پستی سقوط خواهد کرد و کسی را از این مهلکه گریزی نیست مگر ‎آنکه خود را حقیقتا به دست توانای ولیّ خدا و حجت او در زمین حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه بسپارد و این سپردن میسر نیست مگر به شناخت و معرفتی عمیق و صحیح از آن خورشید عالمتاب .

ما نیز باید با کسب شناخت از آن حضرت قدمی به سوی نجات خویش برداریم که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» «هر کس در حالی از دنیا برود که امام زمان خودش را نشناسد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است. پس باید از خدا بخواهیم و بگوییم: «الهی لاتُمِتْنی میتةً جاهلیهً» خدایا ما را به مرگ جاهلی از دنیا نبر.

انواع غیبت

غائب کیست؟ و معنای غیبت کدام است؟ چنانچه همه می‌دانیم غیبت امام زمان علیه السلام به دو قسمت غیبت صغری و غیبت کبری تقسیم می‌گردد، بعلاوه تقسیم دیگری نیز می‌توان برای غیبت به طور عام ذکر کرد: غیبت کلی و جزئی گاهی می‌گوییم: «فلان شخص از میان ما غایب است» یعنی اینجا نیست و حضور مادّی و فیزیکی اینجا ندارد و حضور معنوی هم اینجا ندارد، نه حاضر است و نه ناظر بر اتفاقات و گفتگوهایی که اینجا انجام می‌شود، این غیبت کلی است، امّا این غیبت در مورد امام عصر ارواحنا فداه صدق نمی‌کند.

بلکه با توجه به شئون و تصرفات گوناگون امام علیه السلام در جهان، به این نتیجه می‌رسیم که غیبت حجت خدا، غیبت کلی نیست، بلکه غیبت جزئی است یعنی عدم حضور در شأنی از شئون ولایت، و آن شأن معاشرت با مردم و هدایت مستقیم اجتماع بشری و تشکیل حکومت حق است. امام زمان علیه السلام در عصر غیبت در همین یک شأن از شئون ولایت و مقامات و تصرفات خویش غایب هستند و در دیگر شئون، حاضر، نافذ و فعال هستند. از این واقعیت در ابواب معرفت به غیبت شأنیه تعبیر می‌کنند.

امام عصر ارواحنا فداه در عصر غیبت دارای غیبت شأنیه و حضرت شئونیه هستند. یعنی آن حضرت در یک شأن غایب و در بقیه شئون حاضر هستند. زیرا که این شئون و حضور ارتباط مستقیم با بقاء و امتداد تکوّن کائنات است.[1]

شباهت‌های خورشید پشت ابر با امام عصر ارواحنا فداه

وجود امام علیه السلام هدف نظام خلقت است. یکی از سؤالات مهم که در بین مردم مطرح است کیفیت استفاده و استفاضه از وجود مقدس امام زمان علیه السلام می‌باشد که در عصر غیبت چگونه ممکن خواهد بود، و حتی برای بعضی از افراد این ذهنیت پیش آمده که از خود می‌پرسند: وقتی حواس پنجگانه‌ی ما حضور امام علیه السلام را درک نمی‌کند چگونه بهره برداری از وجود مقدسش توجیه پذیر است؟

پاسخ این سؤالات با ذکر چند روایت و توضیح آن روشن می‌شود: در یک پیام از وجود مقدس امام عصر ارواحنا فداه پاسخ این سؤال آمده است آنجا که فرموده اند: «و امّا وجه الانتفاع بی فی غیبتی فکالإنتفاع بالشمس اذا غیبتها عن الابصار السحابُ»[2]

یعنی کیفیت بهره برداری مردم از من در زمان غیبتم همانند بهره برداری مردم از خورشید است هنگامیکه ابرها خورشید را از دیدگان پنهان می‌کنند.

همانگونه که ابرهای متراکم در روز مانع روشنایی خورشید نمی‌شوند و همه مخلوقات حتی در روزهای ابری از خورشید بهره می‌برند،(و البته فوائد خورشید در این مورد خلاصه نمیشود.) همچنین است کیفیت بهره بردن از امام عصر ارواحنا فداه در زمان غیبت. البته هر کس به قدر معرفت خود این بهره مندی را درک می‌کند و شکرگزار این نعمت بزرگ می‌شود. لذا باید در این زمینه معرفت کافی و وافی کسب شود.

این شأن از شئون ولایت در زمان غیبت و حضور امام علیه السلام وجود دارد. چنانکه امام سجاد علیه السلام فرمودند: «ما امان اهل زمین هستیم چنانکه ستارگان امان اهل اسمانند، به واسطة ما است که آسمان به زمین فرود نمی‌آید... به واسطة ما باران رحمت حق نازل و برکات زمین خارج می‌شود ما اگر روی زمین نبودیم زمین اهلش را فرود می‌برد.»[3]

حال آیا کسی می‌تواند بگوید خورشید پشت ابر، بودن و نبودنش مساوی است؟ لذا در حدیث نورانیت که سلمان و ابوذر از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام شناخت و معرفت امام را به نورانیت سؤال کردند در قسمتی از آن حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «غایب ما غیبت نکرده است» یعنی فقط به ظاهر غایب هستند.

گوشه ای از محبت‌های امام عصر ارواحنا فداه

1. تربیت گروه منتظر آگاه

معنای غیبت چنانچه در این تحقیق نوشته شد این است که حضرت در شأنی از شئون امامت که حکومت ظاهری باشد غایب است اما در بقیه شئون حاضر می‌باشد.

یکی از آن شئون این است که آن حضرت دل‌های  آماده را انتخاب نموده و تحت تربیت قرار می‌دهد. این مطلب فقط به معنای دیدار ظاهری و جسمانی با حضرت نمی‌باشد. یکی از اشتباهات این است که ارتباط با امام زمان علیه السلام را منحصر در دیدار جسمانی با حضرت کنیم و آن را نیز منحصر در اوحدیّ افراد کنیم لذا راه ارتباط با امام زمان علیه‌السلام را بر عموم مردم بسته معرفی نمائیم. بلکه ارتباط روحی و معنوی با حضرت است که بیشترین تأثیر را در زندگی افراد می‌گذارد. لذا امام عصر ارواحنا فداه نیز دل‌های آماده را در نزدیک و دور تحت تأثیر جذبة مخصوص خود قرار داده و به تربیت و تکامل آن‌ها می‌پردازند.

همانطور که همه اشیاء قادر نیستند که قطب‌های مقناطیسی زمین را دریافت کنند اما امواج مغناطیسی آن بر روی عقربه‌های قطب‌نمای هواپیماها اثر خود را نشان می‌دهد، همچنین دل‌های آماده‌ای که شباهتی با امام زمان علیه السلام دارند تحت تأثیر آن جذبه روحانی و معنوی قرار می‌گیرند.

فقط کافی است که زنگار غفلت و رذایل اخلاقی از چهره جان بزدائیم تا به این توفیق بزرگ راهی پیدا کنیم.

از طرفی در قرآن مجید یک راه هدایت دیگر هم معرفی شده است و آن از نوع هدایت حضرت خضر علیه السلام است. ایشان با آنکه ناشناس زندگی می‌کردند اما از اوضاع زمان با خبر بود و اوضاع را طبق مصالح رهبری می‌کرد.

جالب اینکه نه تنها شخص خود ایشان ناشناس بود بلکه تصرفات ایشان نیز از دید مردم پنهان بود چرا که اگر مردم اطلاع داشتند اجازه کار به او نمی‌دادند چنانکه پنهانی کشتی را سوراخ کرد و قتل نفس او از دید مردم پنهان بود.

مهمتر از همه مقام هدایت و رهبری او بود. او با داشتن مقام ولایت، به انجام وظیفه و تکلیف می‌پرداخت که گاهی با تصرف در اموال و نفوس اثر ولایت خود را ابراز می‌داشت و گاهی با تعلیم افرادی مثل حضرت موسی علیه السلام جامعه را رهبری می‌کرد. پس نتیجه می‌گیریم که ولیّ خدا طبق مصلحت در بعضی زمان‌ها پیدا و بعضی زمان‌ها پنهان است و در هر دو صورت وظیفه خطیر رهبری خود را به احسن وجه به انجام می‌رساند.

2.‌ فریادرسی و کمک رساندن به شیعیان

حضرت بقیة الله ارواحنا فداه در یک توقیع که برای شیخ مفید صادر گشته فرمودند: «انا غیرمهملین لمراعاتکم و لاناسین لذکرکم و لولا ذلک لنزل بکم اللواء و اصطلمکم الاعداء»[4] یعنی: قطعاً ما هیچ گاه برای مراعات حال شما کوتاهی نمی‌کنیم و یاد شما را هرگز از خاطر نمی‌بریم، و اگر اینگونه نبود بلاها بر شما نازل می‌گشت و دشمنان از ریشه شما را نابود می‌کردند. حضرت بقیة الله ارواحنا فداه در زمان غیبت کبری هم بطور عموم از شیعیان حمایت می‌کند و هم گاهی به اقتضاء حکمت خودشان از بعضی شیعیان گرفتار رفع مشکل میفرمایند. نمونه‌های زیادی در این زمینه وجود دارد که می‌توان به کتب ملاقات با امام عصر علیه السلام مراجعه نمود. چه بسا افرادی که اطباء از آنان قطع امید کرده‌اند ولی امام عصر ارواحنا فداه آنها را به اقتضاء حکمت و مصلحت شفا عنایت فرموده اند.

3.‌ تلطّف و مهرورزی حضرت به ما

شاهد بر این مطلب توقیع شریفی است که از امام زمان علیه السلام صادر شده است آنجا که فرمودند: «بسم الله الرحمن الرحیم خداوند ما و شما را از فتنه‌ها محفوظ دارد و به ما و شما روح یقین عنایت فرماید و از فرجام زشت پناه دهد و حفظ نماید. از تردیدی که دربارة دین و اولیاء امرشان در دل جماعتی از شما راه پیدا کرده خبردار شدیم و از این جهت به خاطر شما نه به خاطر خودمان اندوهگین گشتیم زیرا خدا با ما است و با بودن او نیازی به دیگری نداریم. و در کافی از امام رضا علیه السلام: «الامام الانیس الرفیق و الوالد الشفیق» امام با مردم انس و رفاقت دارد و پدر مهربان و دلسوز مردم است.

در روایت دیگری امام صادق علیه السلام به زید شحام فرموده: «... انت من شیعتنا، الینا الصراط و المیزان و حساب شیعتنا، والله لأنّا ارحم بکم منکم بأنفسکم»[5] یعنی تو از شیعیان ما هستی، صراط و میزان و حساب شیعیان ما به سوی ما است، به خدا قسم ما بر شما از خودتان بر خودتان مهربان تر هستیم.

4.‌ تحمل و صبر حضرت بر اذیت‌های ما

شدیدترین دردها درد جهل است که انبیاء و اولیاء خدا برای نجات مردم از این درد بسیار تلاش کرده اند. اما در عوض مورد اهانت و تحقیر مردم قرار می‌گرفتند و گاهی کار به شکنجه و جسارت و آزار و اذیت نیز کشیده می‌شد. مثلاً حضرت نوح را با سنگ زدن، آزار می‌دادند. حضرت ابراهیم را در آتش نمرود افکندند و حضرت عیسی را بسیار کتک زدند و این علاوه بر زخم زبانهای آنها بود. در این میان بیشترین آزار نصیب پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله شد که فرمودند: «ما اوذی نبیٌّ مثل ما اوذیت» هیچ پیامبری مثل من اذیت و آزار ندید. همچنین امام علی امیرالمؤمنین علیه السلام ، حضرت فاطمه‌ی زهرا (س) و فرزندان معصومشان یکی پس از دیگری در اثر جهالت مردم مسلمان اذیت‌های فوق العاده‌ای دیدند که روی جامعه بشری بخاطر این ظلم‌ها سیاه گردیده و آبروی انسانیت به خاطر این کارها از بین رفته است. در این زمینه شعر آقای شمس واعظ لنگرودی بیانگر مطلب می‌باشد.

روزگار است آنکه گه عزت دهد گه خوار دارد

چرخ بازیگر از این بازیچه‌ها بسیار دارد

بهر یک ناپاک زن سر از تن یحیی بگیرد

مــبتلای چنگ قومی ظالم و غدّار دارد

مصطفی را گوهر دندان به سنگ کینه خــسته

ریــسمان جور را بر گــردن کرّار دارد

آری یک یک انبیاء و اولیاء خدا مورد آزار و اذیت مردم زمان خود قرار گرفتند تا نوبت به آخرین حجت خدا خاتم الاوصیاء حضرت بقیة الله ارواحنا فداه رسید که فرمودند: «قد آذانا جهلاء الشیعة و حمقاؤُهم و مَن دینه جناح البعوضة أرجح منه»[6] یعنی جاهلان و کم خردان و احمق‌های شیعه و کسانیکه بال پشه از دینداری آنان برتر و محکمتر است، ما را آزار و اذیت می‌دهند. آیا وقت آن نرسیده که ما هم به خود آییم و دقیق در اعمال، افکار، عقاید و اخلاق خود بررسی نماییم ببینیم آیا امام زمان علیه السلام از تک تک آنها رضایت کامل دارند یا خیر؟!

بنابراین باید به ندای الهی گوش جان بسپاریم که فرموده: «یا ایهاالذین آمنوا آمِنوا بالله و رسوله و الکتاب الذی نزَّل علی رسوله و الکتاب الذی اَنزلَ من قبل»[7] یعنی: ای کسانیکه (به زبان) ایمان آورده اید (به حقیقت و از دل هم) ایمان آورید به خدا و رسول او و کتابی که به رسول خود فرستاده و کتابی که پیش از او فرستاده است.»

5.‌ قرار دادن حجت در زمان غیبت برای ما

از دیگر محبت‌های امام عصر ارواحنا فداه برای هدایت و رشد معنوی شیعیان و نجات شیعیان از مهلکات و خطرات معنوی و اصلاح امور شیعیان، این است که در زمان غیبت عده ای از علماء را بعنوان حجت خود بر ما قرار داده‌اند و به آنها منصب نیابت عامّه را عنایت فرموده اند.

در توقیعی که از ایشان روایت شده است فرموده‌اند: «و امّا الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فإنّهم حجتی علیکم و انا حجة الله»[8]

یعنی: و اما حوادثی که در زمان غیبت برای شما پیش می‌آید به راویان حدیث ما رجوع کنید که آنها قطعا حجت من بر شما هستند و من حجت خدا هستم. در حدیث دیگر امام صادق علیه السلام فرموده اند: «و اما من کان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظا لدینه، مخالفا علی هواه مطیعا لأمر مولاه فللعوام ان یقلّدوه»[9] یعنی: فقهایی که نگهدارندة نفسشان باشند و محافظ دینشان و بر هواهای نفسانی خودشان غلبه کرده و از مولای خود (حجت خدا در هر زمان) اطاعت و فرمانبری کامل دارند، مردم می‌توانند از چنین فقیهی پیروی کنند.

6.‌ استجابت دعای ما و ورود به بهشت به خاطر آن حضرت[10]

از امام صادق علیه السلام از پدرانشان از رسول خدا صلی الله علیه و آله که فرمودند: جبرئیل از پروردگار عزیز جل جلاله پیامی آورد که می‌فرماید: کسیکه بداند و علم داشته باشد که من به تنهایی خدا هستم‌ (توحید) و محمّد بنده و فرستاده من است (نبوت) و اینکه علی بن ابیطالب جانشین من است و امامان از فرزندان علی بن ابیطالب حجت‌های من هستند (امامت):

1.‌ اُدخله الجنة برحمتی: او را به رحمت خود وارد بهشت می‌نمایم.

2.‌ انجاه من النار بعفوی: او را از آتش به بخشش و عفو خود نجات می‌دهم.

3.‌ اَبَحْتُ له جواری: جوار خودم را برای او مباح می‌گردانم ‌(قرب الهی)

4.‌ اوجبتُ له کرامتی: کرامت خودم را برای او واجب می‌گردانم.

5.و أتممْتُ علیه نعمتی: نعمت خودم را بر او تمام می‌گردانم

6.‌ و جعلته من خاصّتی و خالصتی: او را از خاصّه و خالصان خود قرار می‌دهم.

7.‌ اِنْ نادانی لبَّیْتُه: اگر مرا ندا کند او را لبیک گویم

8.‌ و اِن دعانی أجبتُهُ: اگر دعا و خواسته ای از من داشته باشد اجابت نمایم

9.‌ و إن سألنی اعْطیْتُه: و اگر از من سؤال کند به او اعطاء نمایم.

10.‌ و إن سکتْ ابتدَئْتُه: و اگر ساکت باشد و چیزی نخواهد خودم ابتداءً بدون در خواست به او بدهم.

11. ‌و إن ساءَ رحمتُه: و اگر بدی کرد او را مورد رحمت و مهربانی قرار دهم.

12.‌ و إن فرَّ منّی دعوتُه: و اگر از من فرار نماید او را به سوی خود دعوت نمایم.

13.‌ و ان رجع الی قلبتُه: و اگر به سوی من بازگردد او را قبول نمایم.

14.‌ و إن فرغّ بابی فتحته: و اگر درب مرا بکوبد به روی او بگشایم»[11]

در ادامه همین حدیث که در اکمال الدین به سند قوی کالصحیح نقل شده حضرت رسول صلی الله علیه و آله نامهای ائمه را یک یک می‌برد تا امام زمان علیه السلام و در پایان می‌فرماید: «هؤلاء یا جابر! خلفائی و اوصیائی و اولادی و عترتی من اطاعهم فقد اطاعنی و من عصاهم فقد عصانی و من انکرهم او انکر واحداً منهم فقد انکرنی،‌ بهم یمسک الله عزوجل السماء ان تقع علی الارض الّا بإذنه و بهم یحفظ الارض ان تمیه بأهلها» ای جابر آنها جانشینان من و اوصیاء و اولاد و عترت من هستند و هر کس آنان را اطاعت کند مرا اطاعت کرده و هر کس عصیان آنها کند مرا نافرمانی کرده و هر کس آنها را یا یکی از آنها را انکار نماید مرا انکار نموده است. به وسیله‌ی آنها است که خداوند عزوجل آسمان را نگاه داشته که بر زمین واقع نشود مگر به اذن خدا و به وسیله‌ی آنها است که خداوند زمین را حفظ فرموده که اهلش را به خود فرو نبرد.

7.‌ حق وجود و حق بقاء

حقوق و مرحمت‌های امام زمان علیه السلام بسیار زیادتر از آن است که بتوانیم آنها را بشماریم. در مَثَل ،این محبت‌ها مثل دریای عمیق و پهناوری می‌ماند. مگر آنکه قطره ای از آن دریا را بتوانیم درک کنیم.

از جمله حقوق آن حضرت بر ما، حق وجود و حق بقاء است که بر همه‌ی مخلوقات دارند. پایه ای از معرفت این است که بدانیم امام زمان علیه السلام سبب برای وجود ما و وجود هر موجودی هستند. و اگر ایشان نبود نه ما و نه هیچ مخلوقی خلق نمی‌شد. بلکه اگر ایشان نبود نه زمین و نه آسمانها خلق نمی‌گردید. بر این مطلب روایات زیر دلالت دارند. از جمله توقیعی شریف که از ناحیه مقدسه صادر گردیده که فرمودند: «و نحن صنایع ربنا و الخلق بعد صنایعنا»[12] یعنی: ما ساخته‌های پروردگارمان هستیم و مخلوقات بعد ساخته‌های دست ما هستند. برای توضیح این روایت به روایت دیگری که از ناحیه مقدسه صادر گشته متوسل می‌شویم.

در زمان غیبت صغری، گروهی از شیعیان اختلاف کردند. گروهی معتقد شدند که خدا عزوجل کارها را به ائمّه اطهار علیهم‌السلام تفویض کرده پس آنها خلق می‌کنند و روزی می‌دهند، اما گروهی دیگر گفتند که این محال است و بر خدا اینکار (تفویض امور) جایز نمی‌باشد. چون هیچ کس غیر از خدا نمی‌تواند چیزی را خلق کند. گروه اول گفتند: خداوند متعال قدرت بر خلق و روزی دادن را به ائمه تفویض کرده است لذا آنها خلق می‌کنند و روزی می‌دهند. در این مورد نزاع بالا گرفت تا اینکه یک نفر گفت: چرا به نائب خاص امام زمان علیه السلام محمد بن عثمان رجوع نمی‌کنید و از او نمی‌پرسید تا حقیقت برایتان آشکار گردد. چون او طریق به سوی امام عصر علیه السلام و صاحب الامر می‌باشد. لذا به این امر راضی گشتند و نامه ای به او نوشتند و شرح اختلاف را دادند و منتظر پاسخ شدند.

تا اینکه از ناحیه مقدسه‌ی امام زمان علیه السلام توقیع مبارکی صادر گشت که فرمود: «انّ الله تعالی هو الذی خلق الاجسام و قسّم الارزاق، لأنه لیس بجسم ولا حالّ فی جسم، لیس کمثله شیء و هو السمیع البصیر، فأمّا الائمّه علیهم‌السلام یسألون الله تعالی فیخلق و یسألونه فیرزق ایجاباً لمسألتهم و اعظاماً لِحقِّهِم.»[13]

یعنی: «خدای تعالی تنها کسی است که اجسام را خلق کرده روزی‌ها را تقسیم نمود چون او جسم نمی‌باشد و حلول در جسم نکرده است و هیچ چیز مثل او نیست و او شنوا و بینا است، اما ائمه علیهم‌السلام از خدای متعال سؤال و درخواست می‌کنند پس خدا خلق می‌کند و ائمّه سؤال می‌کنند پس خدا روزی می‌دهد به خاطر پاسخ دادن به سؤال و درخواست ائمّه علیهم‌السلام و از جهت بزرگداشتن حق آنها.» حاصل این پاسخ این است که امام زمان علیه السلام و پدران بزرگوارشان علیهم‌السلام واسطه‌های بین مخلوق و خالق هستند در ایصال و رساندن فیوضات و نعمات الهی. چنانچه در دعای ندبه به این مطلب اشاره شده است آنجا که آمده: «این السّبب المتّصل بین الارض و السّماء»[14]

«کجاست آقایی که واسطة بین زمین (مخلوقات) و آسمان (خالق) است.»

چنانکه می‌دانیم در ادبیات این زیاد پیش می‌آید که فعل را به سبب و واسطه نسبت بدهند همچنین در عرف و لغت این استعمال زیاد می‌باشد.

حق بقاء در دنیا برای همه‌ی مخلوقات به واسطه‌ی امام زمان علیه السلام است اگر او نبود حتی لحظه ای هم نمی‌توانستیم در دنیا زنده باشیم. چنانچه در روایتی آمده که به سند صحیح از وشاء که اسمش حسن بن علی بود که از ابالحسن الرضا علیه السلام پرسیدم: آیا زمین بدون امام باقی می‌ماند؟ فرمود: نه. گفتم: ما روایت می‌کنیم که زمین بدون امام باقی نمی‌ماند مگر آن که خداوند بر بندگان غضب می‌کند. فرمود: نه، بدون امام زمین باقی نمی‌ماند در آن هنگام فرو می‌رود.[15]

همچنین امام صادق علیه السلام فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «و اعلموا انّ الارض لاتخلوا من حجة الله و لکنّ الله سیعمی خلقه منها بظلمهم و جورهم و اسرافهم علی انفسهم و لو خلت الارض ساعة واحدة من حجة الله لساخت بأهلها»[16] یعنی بدانید که زمین هیچگاه از حجت خدا خالی نمی‌شود و لکن خدای تعالی به زودی چشم مردم را از دیدن حجت خدا محروم می‌نماید به خاطر ظلم و جور و اسرافشان بر خودشان، اگر زمین ساعتی از حجت خدا خالی شود زمین اهلش را در خود فرو می‌برد.

در کافی باب نوادر حدیث 5 از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: «... ان الله خلقنا فاحسن خلقنا و صورنا فأحسن صورنا و جعلنا عینه فی عباده و لسانه الناطق فی خلقه و یده المبسوطة علی عباده بالرأفة و الرحمة و وجهه الذی یؤتی منه، و بابه الذی یدل علیه و خزانه فی سمائه و ارضه، بنا اثمرت الاشجار و اینعت الثّمار و جرت الانهار و بنا ینزل غیث السماء و ینبت عشب الارض و بعبادتنا عُبِدالله ولو لانحن ما عبدالله» در یک کلام و خلاصه هر نعمتی که به ما می‌رسد خداوند متعال به ما عنایت می‌فرماید: امّا در روایت است که «ابی الله ان یجری الامور الابأسباب» خداوند کارها را با واسطه انجام می‌دهد و بر طبق دعای ندبه «این السبب المتصل بین الارض و السماء» واسطه خدا و مخلوق امام زمان علیه السلام هستند.

بنابراین هر نعمتی را که خدا به ما می‌رساند و هر بدی را که از ما دفع می‌کند به واسطه‌ی امام زمان ارواحنا فداه می‌باشد و به تعبیری که در زیارت جامعه «و اولیاء النعم» هستند یعنی صاحبان نعمت‌ها و به قول سعدی: «هر نفسی که فرو می‌رود ممدّ حیات است و چون بر می‌آید مفرح ذات، پس در هر نفس دو نعمت موجود و بر هر نعمت شکری واجب، از دست و زبان که بر آید کز عهده‌ی شکرش به در آید».[17] پس در هر نفس، امام زمان علیه السلام دو نعمت از جانب خداوند به ما می‌رسانند.

ایشان هیچگاه در مراعات حال ما کوتاهی نکرده و یاد ما را فراموش نمی‌کنند. روییدن گلها، باریدن باران، جاری شدن رودها، میوه دادن درختان و... همه و همه به واسطه‌ی امام عصر ارواحنا فداه است پس باید خطاب به ایشان گفت: «هر کس هر چه دارد از خوبیها، به خاطر لطف و عنایت شما است پس هر کس که تو را دارد چه ندارد و هر کس که تو را ندارد چه دارد و کسی که تو را ندارد جز بی کسی چه دارد.

و امّا وظیفه‌ی ما شکر این نعمت بزرگ- ولایت و محبت ایشان- است. هرچند که از عهده شکر این نعمت هرگز بر نخواهیم آمد اما به قدر وسع خود باید بکوشیم شاید به وصال روحی و معنوی ایشان یا لااقل ملاقات حضرت دست یابیم، به قول حافظ;:

گرچه وصالش نه به کوشش دهند                      هر قدر ای دل که توانی بکوش[18]

خداوند در قرآن کریم فرموده: «واذا حُییتُم بتحیّةٍ فَحَیُّوا بِأحسنَ منها اَوْ ردّوها»[19]

هرگاه شما را تحیت و سلامی گفتند شما نیز به تحیت و سلامی بهتر از آن یا مانند آن پاسخ دهید. در روایت دیگری رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هر کس به شما معروف و خوبی هدیه کرد شما نیز جبران کنید اگر پیدا نکردید پس برای آن شخص آنقدر دعا کنید تا اینکه علم پیدا کند که شما محبت و معروف او را جبران نموده اید و در قرآن کریم خداوند متعال فرموده: «هل جزاء الاحسان الا الاحسان»[20]

آیا جزای احسان و نیکوکاری غیر از احسان و نیکوکاری خواهد بود؟

فواید امام غایب[21]

وجود مقدس حضرت مهدی علیه السلام منافع بسیاری برای ما دارد که بر چند گونه است:

قسم اول: منافع آن حضرت چه غائب باشند و چه ظاهر و آن بر دو نوع است:

 الف.‌ تمام خلایق در آن شریک هستند. چون ایشان واسطة بین خدا و همة مخلوقات هستند.مانند زندگی و بقای در جهان

 ب.‌ افاضات معنوی، علمی و عنایات ربانی که به مؤمنین اختصاص دارد مانند راهنمائی و هدایت باطنی و معرفی راه حق و صواب.

قسم دوم: منافع زمان غیبت آن حضرت که آن هم بر دو نوع است:

1. مخصوص به مؤمنین، و آن بسیار است مانند ثوابهای بسیاری که بر انتظار زمان ظهور آن جناب مترتب است.

2.‌ مخصوص کافرین و منافقین است و آن مهلت دادن و تأخیر در عذاب آنها است.

قسم سوم: منافع ظهور آن حضرت و آن بر دو گونه است:

الف.‌ برای زندگان و آن بهره وری از شرف حضور آن حضرت و استفاده از نور آن جناب و فرا گرفتن از علوم آن بزگوار و برطرف شدن بیماری‌ها و فقر و گرفتاری‌ها از ایشان است.

ب.‌برای مردگان: از جمله خوشحالی از ظهور آن حضرت در قبرهایشان و از جمله منافع برای اموات مؤمنین(مومنین خالص) زنده شدن آنها است.[22]

پس ما باید احسان امام زمان علیه السلام را نسبت به خود بشناسیم و به دیگران نیز بشناسانیم تا در قبال امام عصر ارواحنا فداه احساس مسئولیت و وظیفه شناسی بیشتری نسبت به قبل از این داشته باشیم و دائماً در پی کسب رضایت آن حضرت برآییم تا مبادا جزء حق ناشناسان نسبت به ایشان قرار بگیریم. شکر این نعمت، اطاعت و انجام واجبات الهی و تبلیغ دین خدا و معرفت امام عصر ارواحنا می‌باشد. خداوند توفیق ما را در انجام این وظیفه‌ی بزرگ زیاد فرماید. ان شاء الله.

 

منابع :

قرآن کریم

مفاتیح الجنان

کلینی. اصول کافی

کمال الدین- صدوق

مجلسی. بحارالانوار

طبرسی. احتجاج

موسوی اصفهانی. مکیال المکارم

نعمانی. غیبت نعمانی

مجتبی تونه ای، فرهنگ الفبای مهدویت

فرهنگ الفبایی مهدویت

حکیمی -خورشید مغرب

سعدی . گلستان سعدی

حافظ.دیوان

 

[1] . خورشید مغرب، ص184.

[2] . کمال الدین، 485.

[3] . بحار، ج52، ص92.

[4] . احتجاج، ج2، ص3234.

[5] . مکیال، ج1، ص52.

[6] . احتجاج، ج2، ص474.

[7] . نساء آیه 136.

[8] . احتجاج، ج2، 383.

[9] . بحار، ج53، ص181.

[10] . مکیال، ج1، ص35.

[11] . کمال الدین، ج1، ص25.

[12] . احتجاج، ج2، ص278.

[13] . احتجاج، ج2، ص284.

[14] . مفاتیح دعای ندبه.

[15] . اصول کافی.‌ج1، ص176.

[16] . غیبت نعمانی.

[17] . گلستان سعدی.

[18] . حافظ.

[19] . نساء، آیه 86.

[20] . الرحمن، آیه 60.

[21] . مجتبی تونه ای، فرهنگ الفبای مهدویت ص529.

[22] . مکیال، ج1، ص271.
 

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :