wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 14 » مقالات
بازدید: 4175
0/0 (1)
نقش اعتقاد به انتظار ظهور موعود در امید به آینده
 

نگارنده : قاسم فتاحی

 
چکیده:

انتظار معمولاً به حالت کسی گفته می‌شود که از وضع موجود ناراحت است و برای ایجاد وضع بهتری تلاش می‌کند . در روایات متعددی «انتظار فرج» بالاترین عبادت معرفی شده است (انتظار ظهور مصلح جهانی) چرا که چنین انتظاری نوعی امید و تلاش و خوش بینی به آینده است و همین باعث می‌شود تا انسان، مأیوس و نامید نشده و سستی و رخوت را از خود دور کند و آینده در نظرش چون آیینه صاف و روشن باشد.

     انتظار در مکتب اسلام ، تنها یک رویکرد عاطفی نیست، بلکه رویکردهای معرفتی، اجتماعی، اخلاقی و فردی را نیز شامل می‌شود. از این رو می‌توان انتظار را همچون منشوری دانست که دارای تجلیات گوناگونی است. اصولاً«آرمان و امید» عنصر اصلی حیات و زندگی و سلول پدیدآورندة تاریخ است . بدون سرمایة امید اثری از حیات نبوده و بالاخره تاریخی وجود نخواهد داشت. هرگونه حرکت و کوششی به دنبال انتظار رسیدن به هدفی و آرمانی انجام می‌گیرد. این امید به آینده همراه با انتظار که عاملی حرکت آفرین است، در زمان شیعیانی که زیر سلطة ستم جباران بودند، تجلی و نمود می‌کند. انتظار مصلح آخرالزمان و مهدی موعود علاوه بر ریشه‌های استوار مذهبی و اسلامی، دارای مترقی ترین فلسفة اجتماعی است. مسلمانی که در انتظار فرج است و با چنین فکر و عقیده، آینده گرا زندگی می‌کند،‌هرگز با گروههای مرتجع و مشرک و خدانشناس همراه نمی‌شود و تا می‌تواند تقدم و نوگرائی و آینده بینی خود را حفظ کرده، ثابت و استوار به سوی هدف پیش می‌رود، او اطمینان دارد و یقین می‌داند که بساط ظلم و فساد برچیده شدنی است.

     انتظار همراه با امید به آینده می‌باشد چرا که، هنگامی‌که روزنة امیدی برای او پیدا شد ممکن است همان نقطة عطفی در زندگی او گردد و چه بسا او را از ارتکاب به گناه نیز باز دارد. نتیجه اینکه انتظار ظهور مصلحی که هرقدر دنیا فاسدتر می‌شود امید ظهورش بیشتر می‌گردد اثر فزایندة روانی درمعتقدان دارد و آنها را در برابر امواج نیرومند فساد بیمه می‌کند. آنها نه تنها با گسترش دامنة فساد محیط مأیوس نمی‌شوند بلکه وصول به هدف را در برابر خویش می‌بینند و کوششان برای مبارزه با فساد یا حفظ خویشتن با شوق و عشق  زیادتری تعقیب می‌گردد.

       اسلام، امید به حکومت عدل را با اصل امامت- لزوم وجود رهبری معصوم در هر زمان- در هم آمیخت و حاصل این تلفیق ، به گونة «مهدویت» رخ نمود. معصوم چهاردهم، امام غایب نام گرفت و پاسدار حماسة‌ جاوید امید گشت. پس در زمان انتظار باید پرهیزکاری پیشه سازیم و با تقوی و کوشش در اطاعت خداوند بر این عقیده که داریم، کمک بجوئیم.

 

واژگان کلیدی: مهدی(عج)، انتظار، امید

اشاره

کلمة «مهدی» به معنی کسی است که خداوند او را به ایمان هدایت کرده است و از القابی است که به پیامبر نیز اطلاق می‌شد. بعدها خلفا را نیز مهدی گفتند  ولی شیعه آن را منحصراً به امام «منتظر» که در آخرالزمان خواهد آمد و جهان را -پس از اینکه پر از ظلم و جور باشد- پر از عدل و داد خواهد کرد، اطلاق کردند. اعتقاد به نجات دهنده سابقه ای طولانی دارد، می‌دانیم که این فکر در نزد ستمدیدگان در دوران بردگی و تجاوز قوت گرفته بود . زیرا علی (ع) کشته شد. حسن (ع) فرزند او را به زهر شهید کردند. حسین (ع) فرزند دیگرش را با شمشیر کشتند و در عهد دولت اموی، شیعیان سخت‌ترین و دردناک ترین رنج و شکنجه را دیدند. ستم و تجاوز عباسیان نیز از آغاز ظهورشان نسبت به شیعیان کمتر از امویان نبود.  سخت گیری و شدت عمل نسبت به امامان شیعه و علویان که از دورة منصور، آغاز شده بود در زمان متوکل به اوج خود رسید. در این میان امام عسگری (ع ) نیز تحت کنترل و مراقبت ویژه و فضای اختناق آمیز شهر سامرا قرار داشت. نگرانی دستگاه خلافت در این زمان به دو جهت بود : نخست فعالیت‌های علمی‌و آموزشهای دینی امام و ارتباط وی با شیعیان، دوم تولد و حیات حضرت مهدی(عج) منجی و موعود نجات‌بخش.  بنابراین اندیشة مهدویت و انتظار نجات دهنده ای که ستمدیدگان را از یوغ این نظام ستم پیشه خلاصی بخشد به قوت خود باقی ماند.[1]

      امید و انتظار، روح یأس و بدبینی و حالت شکست و ناکامی‌را از انسان برطرف می‌سازد و دائماً آماده کوشش و فعالیت برای نیل به هدف عالی زندگی می‌کند. پس باید تا آن روز پیوسته منتظر بود و امیدوار باشیم که مصلح حقیقی جهان خواهد آمد. انتظار ظهور مهدی این حماسة پرشور تشیع در رأس همه وظایف قرار گرفته و منتظران حقیقی در نمایاندن انتظار راستین خود تکالیف فراوان را باید به انجام برسانند.[2]

      در این نوشتار برآنیم تا با بهره گیری از منابع ، مآخذ و اطلاعات موجود، نقش انتظار فرج در امید به آینده و تأثیرات آن در جوامع انسانی را مورد بررسی قرار دهیم.

انتظار و امید به آینده

      انتظار معمولاً به حالت کسی گفته می‌شود که از وضع موجود ناراحت است و برای ایجاد وضع بهتری تلاش می‌کند. فی المثل بیماری که انتظار بهبودی می‌کشد یا پدری که در انتظار بازگشت فرزندش از سفر است، پدر و مادری که  از بیماری و فراق فرزند ناراحتند و برای وضع بهتر می‌کوشند.[3]

      در روایات متعددی «انتظار فرج» بالاترین عبادت معرفی شده است، (انتظار ظهور مصلح جهانی) چرا که چنین انتظاری نوعی امید و تلاش و خوش‌بینی به آینده است و همین باعث می‌شود تا انسان، مأیوس و ناامید نشده و سستی و رخوت را از خود دور کند و آینده در نظرش چون آیینه صاف و روشن باشد. حدیثی از پیامبر اکرم(ص) در خصوص انتظار روایت شده، که می‌فرمایند: «افضل العباده انتظار فرج» (بالاترین عبادت انتظار فرج است.) انتظار حکومت مهدی یعنی انتظار حکومت عدل و عدالت، به همین خاطر وقتی انسان از شرایط فعلی  رویگردان شود و در انتظار فرج بهتری باشد برای رسیدن به آن مطلوب، تلاش و کوشش نموده و این انتظار با نوعی آمادگی همراه می‌شود.: « انتظار یک مصلح جهانی به معنای آماده باش کامل فکری و اخلاقی، مادی ، معنوی برای اصلاح همة‌جهان است. اصلاح تمام روی زمین و پایان دادن به همة‌مظالم و نابسامانی‌ها. چنین هدف بزرگی باید متناسب با آن باشد، یعنی باید به وسعت و عمق آن باشد.[4]»

      رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنرانی‌های خود در مورد «انتظار فرج» فرمودند: «انتظار ظهور امام زمان(عج) به معنای انتظار برای پر شدن جهان از عدل و داد و عدالت برای همة انسانها و انتظار رفع ظلم از صحنة زندگی بشر و انتظار فرارسیدن دنیایی بهتر از لحاظ معنوی و مادی است.» ایشان انتظار ظهور امام زمان(عج) را موجب زنده شدن روح انتظار فرج در جوامع بشری دانستند و فرمودند:«انتظار به معنی اشتیاق انسان برای دسترسی به وضعی بهتر و بالاتر است و این حالتی است که بشر همیشه باید در خود حفظ کند و پیوسته در انتظار فرج الهی باشد.[5]»

      انتظارِ آینده‌ای این چنین، تنها در درون کسانی که با پذیرش ادیان، «جهان غیب» را پذیرفته‌اند راه نیافته،  بلکه به دیگران نیز سرایت کرده است تا آنجا که می‌توان انعکاس چنین باوری را در مکتب‌هایی که جهت گیری اعتقادیشان با سرسختی وجود«غیبت و موجودات غیبی» را نفی می‌کرد، دید. برای مثال در« ماتریالیسم دیالکیتک» که تاریخ را براساس تضادها تفسیر می‌کند، روزی مطرح است که تمامی‌تضادها از میان می‌رود و سازش و آشتی حکم‌فرما می‌گردد. بدین سان می‌بینیم که تجربه درونی‌ای که بشریت تاریخ در مورد این احساس داشته، در میان دیگر تجربه‌های روحی، از گستردگی و عمومیت بیشتری برخوردار است. دین نیز، در عین حالی که به این احساس روحی همگانی استواری می‌بخشد؛ با تأکید این عقیده که «زمین، همان‌گونه که از ظلم و بیداد پر می‌شود از عدالت و دادگری آکنده خواهد گشت.» به این احساس،‌ارزشی عینی بخشیده، جهت فکری باورمندان به این اعتقاد را، به سوی «ایمانی به آیندة راه» متوجه می‌سازد.[6]

      این خصیصة تمام انسانها در تمام عصرها و زمانها و در هر فرقه و طایفه‌ای است و هیچ انسانی به مقتضای فطرت خویش از «امید و انتظار» فی‌الجمله خالی نیست و برای حفظ شخصی از انحراف و خطا و ایجاد مقاومت در برابر مشکلات و گرفتاریها و بالاخره حرکت بسوی تکامل و ابتکار و پیشرفت و به کار انداختن سرمایه‌های ارزنده انسانی، هیچ وسیله ای بهتر از امید و انتظار، کارساز نیست و در مقابل، برای نابودی شخصیت والای انسانها  و تخریب کلیة امکانات اجتماعی یک جامعه هیچ زهری مؤثر‌‌تر از ناامیدی و یأس نیست.[7]

      یکی از محققین می‌نویسد: «انتظار با سه رکن تحقق پیدا می‌کند: رکن اول: نارضایتی یا قانع نبودن به وضع موجود، رکن دوم: امید داشتن به آیندة بهتر و رکن سوم: حرکت وتلاش است.[8]»

      انتظار در مکتب اسلام، تنها یک رویکرد عاطفی نیست، بلکه رویکردهای معرفتی، اجتماعی، اخلاقی و فردی را نیز شامل می‌شود. از این رو می‌توان، انتظار را همچون منشوری دانست که دارای تجلیات گوناگونی است.[9] انسان با امید  زنده است چرا که اگر امید نباشد، هیچ مادری فرزندش را شیر نمی‌دهد و هیچ باغبانی گُل نمی‌کارد و باز اگر امید نباشد شادی و نشاط از گیتی رخت برمی‌بندد. امید، محرک انسان برای رویارویی با آینده است. برخی آنرا انگیزه و پاره ای دیگر آنرا نیاز آدمی‌می‌دانند. آدمی‌پیوسته و در پی انجام هرکاری به دنبال غایت مقصودی مشخص بوده و قبل از اقدام به آن نیز، نیازمند انگیزه ای برای انجام عمل می‌باشد. براین اساس، برای تداوم زندگی و تحمل دشواری‌های آن، نیازمند انگیزه ای نیرومند است که در پدیده «امید به زندگی» تجلی می‌یابد؛ آینده ای که به مراتب عالی تر، زیباتر و بهتر از امروز می‌باشد.[10] آینده ای که در آن دولتی مقرون به عدل و حکمت و خیر و سعادت و سلامت و امنیت و رفاه و آسایش و وحدت عمومی‌و جهانی در انتظار بشریت است، دولتی که در آن دولت، حکومت با صالحین است و انتخاب اصلح به معنی واقعی در آن صورت خواهد گرفت.[11]

      آنچه مسلم است، این است که انتظار را نباید با ضعف و کوتاهی در انجام تکالیف اشتباه گرفت و مانند برخی انتظار را بی‌حرکتی و بی‌تفاوتی قلمداد نمود و دست روی دست گذاشته و کاری نکنیم و منتظر ظهور باشیم. شیعة منتظر باید خود را با اخلاق امامش متخلق کند و نشان و مظهری از پیشوا و رهبرش بوده و برای دیگران الگو و سمبل باشد و روش و ادبش در دیگران تأثیر گذاشته آنان را به مکتب انتظار و صاحبش حضرت حجت بن  الحسن(عج) علاقمند و معتقد سازد.[12]

       انتظار ظهور ضعف و سستی و مسامحه در انجام تکالیف و وظایف نیست و عذر کسی در ترک مبارزه مثبت، یا منفی و ترک امر به معروف و نهی از منکر نمی‌باشد و سکوت و بی‌حرکتی و بی تفاوتی و تسلیم به وضع موجود و یأس و ناامیدی را هرگز با آن نمی‌توان توجیه کرد.[13] انتظار وظیفه ای است در کنار نهضت و نه ناسخ وظایف دیگر. انتظار اسلامی‌کار یک مْردار خمود و خوابیده نیست. انتظار کار یک انسان و یک جامعه و یک نهضت است.[14]

      اصولاً بدون «آرمان و امید» اثری از حیات نبوده و بالاخره تاریخی وجود نخواهد داشت. هرگونه حرکت و کوششی به دنبال انتظارِ رسیدن به هدفی و آرمانی انجام می‌گیرد.[15] این امید به آینده، همراه با انتظار که عاملی حرکت آفرین است، در زمان شیعیانی که زیر سلطة ستم جباران بودند، تجلی و نمود می‌کند. شیعیان از یک سو خاطرة‌حکومت «عدل» علی(ع) را به یاد داشتند و از سوی دیگر در حالت«انتظار »به سر می‌بردند، انتظار ظهور مهدی موعود و استقرار حکومت عدل‌گستر جهانی توسط او که طبق وعده‌های قطعی الهی، روزی پرچم آن در پهنة ‌گیتی برافراشته خواهد شد. انتظار استقرار چنین حکومتی باعث می‌شد که شیعیان در برابر حکومتهای ضد اسلامی‌»نه» بگویند و با نفی نظامهای حاکم جبار، هر روز به امید آینده ای درخشان پیش بروند و در برابر فشارها  و کشتارها، روحیة خود را از دست ندهند. و چون این «انتظار» و «اعتراض» برای حکومتهای جبار، قابل تحمل نبود، همیشه شیعیان را زیر فشار می‌گذاشتند و در تضعیف نیروهای آنان از هر کوششی فروگذار نمی‌کردند.[16]

 ما عقیده داریم که امام میان مردم همچون مردم بسر می‌برد منتها ناشناس است.[17] از همین جا می‌توان دریافت که در زمان غیبت هم، جهان از وجود امام برخوردار است والا این همه امیدواری و ایستادگی در برابر ظلم وجود نداشت. می‌توان گفت وجود پْر برکت امام زمان این نیرو و توان را در نهاد بشر قرار داده است، چنان که،  «در زمان غیبت نیز جهان از وجود مقدس امام زمان(عج) برخوردار است، و در پرتوی وجودش دیار نیستی را نمی‌پیماید و به زندگی خود ادامه می‌دهد و از اینجا نکته تشبیه امام زمام (عج) در زمان غیبت به خورشیدی که در پشت ابر پنهان باشد روشن می‌گردد.[18]»

     در روایتی آمده است:« سلیمان اعمش به حضرت صادق(ع) عرض کرد:«چگونه ما از امام غائب منتفع و بهره مند می‌شویم؟» امام با یک جملة کوتاه پاسخ او را دادند: «کما ینفع الشمس اذا سترها سحاب » ( همان طوری که از خورشید استفاده می‌کنیم وقتی ابرها آن را می‌پوشانند.[19])»

     اصل ضرورت امید و انتظار و آثار مختلف آن در زندگانی فردی و اجتماعی انسانها مسأله‌ای است غیر قابل انکار و در عینیت جامعه نیز جلوه‌ها و شواهد آن را به روشنی می‌بینیم و اصولاً پیروزی و شکست و عذاب و سعادت و شقاوت در زندگی این دنیا و سرای آخرت در رابطة نزدیکی با اعمال و زیربنای امید و انتظار و کیفیت آن قرار  دارد.[20]

      افراد کوته بینی که تنها زمان حال و مشکلات روزمره را می‌بینند و دید آنها نسبت به حوادث سطحی می‌باشد و تصور می‌کنند هیچ‌گونه پیوستگی بین زمان امروز و دیروز و فردا وجود ندارد، انتظار را بی معنی می‌دانند. این همان یأس می‌باشد که ریشه در خودناشناسی و فراموش کردن ارزش و اهمیت انسانی دارد. اما اینها غافلند که ریشه‌های حوادث امروز در گذشته است و آینده را هم، از امروز باید بسازیم و اینکه توجه به یک آینده «تاریک» یا «درخشان» انعکاس فوری در زندگی امروز  و موضع گیری‌های ما در برابر حوادث دارد.  بنابراین روشن می‌شود که ما به خاطر امروز هم که باشد، باید گذشته و آینده را مورد بررسی دقیق قرار دهیم و بزودی خواهیم دید چه اندازه سازنده است این انتظار بزرگ.[21]

اما عدِه‌ای هم مسأله انتظار را پذیرفته امِا  از آن استفاده کرده و می‌گویند: چون ما منتظر چنان ظهوری هستیم پس ما دیگر کاری نداریم و باید منتظر آینده باشیم اما این همان رکود و توقف می‌باشد در حالی که انتظار فرج نقطه مقابل آن می‌باشد. در حدیث آمده است:« ان افضل اعمال امتی انتظار فرج » (بهترین کار امِت من انتظار فرج است.)


ولی این حدیث به معنی گریز از کار و رکود نیست، بلکه کاری منظم است که دارای مقدمه و نتیجه می‌باشد، زیرا که فرموده است: «افضل اعمال امتی»  (بهترین کارهای امت من). پس انتظار را به عنوان کاری معرفی کرده است[22].

     انتظار به معنی نپذیرفتن همه جانبه انواع رنگهای حکومت در زمین است. در حدیث از اهل بیت آمده است:« ان المنتظر لامرنا، کالمتشحط بدمه فی سبیل الله» (منتظر امر ما مانند کسی است که همیشه آمادة نثار خون در راه خدا باشد.)  انتظار نپذیرفتن همة ظالمان در زمین و هم درد شدن با محرومین و رنجدیده‌ها در زمین است و حضرت مهدی (عج) با شوق بسیار به روزی می‌نگرد که در آن روز بتواند دستش را برای نجات بشریت از رنج طولانی دراز کند و اقدام نماید. از طرفی دیگر امید باید با ایمان خالص  توأم باشد تا منتظر واقعی و راستین باشیم. انتظار در دلهای خالی از ایمان رشد نمی‌کند، باید دلهایی مالامال از ایمان داشته باشیم. هنگامی‌که ما وظایف خود را نسبت به خود و قضایای سرنوشت ساز انجام دهیم، می‌توان گفت که منتظر قیام حضرت حجت(عج) هستیم. زیرا که انتظار راهی برای عبادت و ادای واجبات است.[23]همچنین شیعیان منتظر برای تعجیل فرج زیاد دعا می‌کنند. اگر این دعاها اجابت شود که چه نیک و اگر تقدیر خدا بر اجابت آن نبود، موجب جلب عنایت حضرت هم،  برای هر شیعه ای فرج و گشایش است.[24]

     انتظار مصلح آخرالزمان و مهدی موعود علاوه بر ریشه‌های استوار مذهبی و اسلامی‌دارای مترقی ترین فلسفة اجتماعی است. مسلمانی که در انتظار فرج است و با چنین فکر و عقیده آینده‌گرا زندگی می‌کند، ‌هرگز با گروههای مرتجع و مشرک و خدانشناس همراه نمی‌شود و تا می‌تواند تقدم و نوگرائی و آینده بینی خود را حفظ کرده، ثابت و استوار به سوی هدف پیش می‌رود. او اطمینان دارد و یقین می‌داند که بساط ظلم و فساد برچیده شدنی است.[25] یکی از محققین می‌گوید: «مهدی موعود و نجات دهندة غیبی یک عقیدة مهم و سازنده ای است که اگر ما شیعیان درست عمل می‌کردیم، الان وضع جهانی بهتر از حالا بود و در نهایت هم باید ما این کار را بکنیم.[26]»

نتایج امید و انتظار

1.خودسازی فردی: انتظار یک مصلح جهانی به معنای آماده باش کامل فکری و اخلاقی، مادی و معنوی، برای اصلاح همة جهان است. آماده باش برای چنین هدف بزرگی باید متناسب با آن باشد، یعنی باید به وسعت و عمق آن باشد. برای تحقق بخشیدن به چنین انقلابی، مردانی بسیار بزرگ و مصمم و بسیار نیرومند و شکست ناپذیر، فوق العاده پاک و بلندنظر، کاملاً آماده و دارای بینشی عمیق لازم است. و خود سازی برای چنین هدفی مستلزم بکار بستن عمیق ترین برنامه‌های اخلاقی و فکری و اجتماعی است. این است معنای انتظار واقعی.

2. خودیاری‌های اجتماعی: منتظران راستین در عین حال وظیفه دارند، تنها به خویش نپردازند، بلکه مراقب حال یکدیگر باشند و علاوه بر اصلاح خویش در اصلاح دیگران نیز بکوشند، زیرا برنامة عظیم و سنگینی که انتظارش را می‌کشند، یک برنامة فردی نیست. برنامه ای است که تمام عناصر انقلاب باید در آن شرکت جویند، باید کار بصورت دسته جمعی و همگانی باشد، کوششها و تلاشها باید هماهنگ گردد و عمق و  وسعت این هماهنگی باید به عظمت همان برنامة انقلاب جهانی باشد که انتظار آن را دارند. بنابراین منتظران واقعی علاوه بر اینکه به اصلاح خویش می‌کوشند، وظیفه‌ی خود می‌دانند که دیگران را نیز اصلاح کنند.

3.منتظران راستین در فساد محیط حل نمی‌شوند: اثر مهم دیگری که انتظار مهدی(عج) دارد، حل نشدن در مفاسد محیط و عدم تسلیم در برابر آلودگی‌هاست. توضیح اینکه هنگامی‌که فساد فراگیر می‌شود و اکثریت یا جمع کثیری را به آلودگی می‌کشاند، گاهی افراد پاک در یک بن‌بست سخت روانی قرار می‌گیرند، بن بستی که از یأس اصلاحات سرچشمه می‌گیرد. گاهی آنها فکر می‌کنند کار از کار گذشته و دیگر امیدی به اصلاح نیست و تلاش و کوشش برای پاک نگاه داشتن خویش بیهوده است، این نومیدی و یأس ممکن است آنها را تدریجاً بسوی فساد و همرنگی با محیط بکشاند و نتوانند خود را به صورت یک «اقلیت صالح» در برابر «اکثریت ناسالم» حفظ کنند و همرنگ جماعت نشدن را موجب رسوائی بدانند! تنها چیزی که می‌تواند در آنها «امید» بدمد و به مقاومت و خویشتنداری دعوت کند و نگذارد در محیط فاسد حل شوند، امید به «اصلاح نهایی» است. تنها در این صورت است که آنها دست از تلاش و کوشش برای حفظ پاکی خویش و اصلاح دیگران بر نخواهند داشت. به همین دلیل امید را می‌توان بعنوان یک عامل مؤثر تربیتی در مورد افراد فاسد شناخت. همچنین افراد صالحی که در محیط‌های فاسد گرفتارند، بدون امید نمی‌توانند خویشتن خویش را حفظ کنند.[27]

     «انتظار» خمیره اصلی هر دوران از تاریخ است. هرتاریخی انتظار و تحقق انتظاری بیش نیست. یعنی تاریخ چیزی نیست به جز انتظار و عمل برای تبدیل چیزی به چیزی. تاریخ برابر است با موضوع انتظار، به اضافه خود انتظار، و عوامل وقوع آن موضوع منتظر. چرا که هر نوع انتظار، مبتنی بر قواعد و قوانینی است که بر اساس یک سلسله وقایع علت و معلولی عمل می‌کند.جهان کنونی در حال «انتظاری بزرگ» است انتظار بیداری عمومی، انتظار سرکشی پی گیر در مقابل طاغوتیان ، انتظار مرگ یک تاریخ و تولد تاریخی نوین ، که نطفه آن منقعد گردیده و در حال رشد است . [28]

     امید، انتظار می‌آورد و انتظار، امید. و همین نور امید همواره درون جان بشر را روشن ساخته و او را در برابر حوادث ناگوار پایدار می‌سازد و از گردنه‌ها و فراز و نشیب‌های گوناگون گذرانده گام به گام در مراحل ترقی و تکامل سیر می‌دهد . فعالیت وتلاش‌های بشر از وجود امید است که خداوند آن را در نهاد انسان نیز روشن ساخته و تنها عده‌ای به آینده امید ندارند، امید با ایمان همراه است. عقیده به مهدویت و انتظار ظهور موعود الزمان علاوه بر این که عقیده به یک واقعیت و عقیده به یک وعده حتمی‌و تخلف ناپذیر الهی است همین نور امید و آینده نگری را مؤکد می‌سازد و از برکاتش این است که منتظران را در راه یاری حق و یاری دین خدا و امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با ظلم و زور و تسلیم نشدن در برابر باطل قوت می‌بخشد و جبهه اسلام را در برابر کفر، چنان می‌سازد که نومیدی از فتح و پیروزی در آن مفهومی ‌نداشته باشد. این نور در مواقعی که تاریکی‌ها وجود فرد یا جامعه را فرا می‌گیرد و امواج ابتلا آنها را احاطه می‌نماید و موانع موفقیتها مانند کوه بر سر راه خودنمایی می‌کنند، ناگهان با یک درخشش پرتوافکن شده، او را از شکست روحی نجات می‌بخشد و همتها را بیدار، عزمها را استوار ، مشتها را محکم و تصمیم‌ها را قاطع می‌سازد.[29]

       انتظار و عقیده به ظهور مهدی(عج) فکر و اندیشه را آینده‌گرا می‌سازد و مسلمان را برای مقاومت و استقامت و پایداری و مبارزه با باطل و جهل و فساد آماده و مصمم می‌کند و او را با این فلسفه مهم تاریخ که در ضمن اصطلاحات دینی و قرآنی کاملتر و صحیح تر از هر منطق دیگر بازگو شده است، آشنا می‌نماید.[30]

       اعتقاد به قیام حضرت مهدی(عج) که مصلحی الهی و جهانی است در بسیاری از ادیان دیگر وجود دارد. نه تنها شیعه بلکه اهل تسنن و حتی پیروان بسیاری مذاهب دیگر چون یهود، نصاری، زردشتیان و هندوان به ظهور یک منجی بزرگ الهی و یک مصلح جهانی و نجات بخش انسانها از زیر بار جور و ستم، اذعان و اقرار دارند و پیروان این مذاهب نیز در انتظار او بسر می‌برند.[31]

      «نقش امید» در زندگی فردی و اجتماعی بر کسی پوشیده نیست، به ویژه امیدی که یک فرمانده در میدان جنگ و یک رهبر به افراد خود می‌بخشد. رئیس یک جمعیت یا لشکر مادامی‌که زنده است، هرچند مثلاً در سفر یا فرضاً در بستر بیماری باشد، مایة حیات و حرکت و نظم و آرامش آنهاست ولی شنیدن خبر از دست رفتن او گرد و غبار یأس و نومیدی را بر همه می‌پاشد. شیعیان طبق عقیده ای که به وجود امام زمان دارند، هرچند او را در میان خود نمی‌بینند، اما خود را تنها نمی‌دانند و اثر روانی این عقیده در زنده نگه داشتن چراغ امید در دلها و وادار ساختن افراد به خودسازی و آمادگی برای آن قیام بزرگ جهانی، کاملاً قابل درک است.[32]

      در برخی روایات برای انتظار، پاداشی به مانند پاداش شهدای جنگ بدر و احد وعده داده شده است. امام سجاد(ع) می‌فرماید:«من ثبت علی مولاتنا فی غیبته قائمنا اعطاه الله عز و جل اجر الف شهید من شهدا بدر و احد[33]»

       انتظار مهدویت و مهدی(عج) تنها یک باور اسلامی‌نیست که به وسیلة آموزه‌های مذهبی در آشیانة افکار جای گیرد. این امر یک الهام فکری است؛ الهامی‌که در برابر دیدگان مردم، روزگاری درخشان ترسیم می‌کند. در آن روزگار همة رسالت‌های آسمانی با همة ابعادشان به اجرا در می‌آیند و انسانیت پس از رنجهای دراز و نگرانی‌های جانفرسا، مسیری مطمئن می‌یابد. این شعور باطنی که در افراد همة جوامع و ملل موجود است، از گسترده‌ترین و روشن‌ترین الهامات بشری شمرده می‌شود. وقتی این الهام فطری مورد تأیید دین قرار گیرد، رنگ ایمان می‌یابد و انسان را از توانایی و امید، سرشار می‌سازد. اثر وجودی این ایمان نه تنها انسان را در مقابل ناامنی‌ها و پریشانی‌ها و دردها آرامش می‌بخشد و نومیدی و نگرانی درونی‌اش را به امید و اطمینان تبدیل می‌کند بلکه نیروبخش است و با گشودن روزنة امید به دنیای عدل و داد آینده، حس مقاومت و جنبش را در افراد تقویت می‌کند.[34]

      وعدة خدا حتمی‌است و در آن شکی نیست. جنان‌که پیامبر اکرم(ص) فرمود:« لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یخرج رجل من ولدی» (یعنی اگر فرض کنیم از دنیا یک روز بیشتر باقی نمانده است، خدا آن روز را طولانی می‌کند تا مهدی از اولاد من ظهور کند.) مقصود این است که: این قضای حتمی‌پروردگار است که اگر فرض کنیم از عمر دنیا یک روز بیشتر باقی نمانده است این کار باید حتماً عملی شود. این روایتی است که اهل تشیع و تسنن هر دو روایت کرده‌اند و در آن تردیدی نیست.[35] حال ببینیم انتظار ظهور یعنی چه؟ افضل الاعمال انتظار فرج،  به چه معناست؟

بعضی خیال می‌کنند اینکه افضل اعمال انتظار فرج است، به این معناست  که انتظار داشته باشیم امام زمان(عج) با عده ای که خواص اصحابشان هستند یعنی 313 نفر و عده ای غیر خواص ظهور کنند، بعد دشمنان اسلام را از روی زمین بردارند، امنیت و رفاه و آزادی کامل را برقرار کنند، آن وقت به ما بگویند : بفرمایید! نه، انتظار فرج داشتن یعنی انتظار در رکاب امام بودن و جنگیدن و احیاناً شهید شدن ، یعنی آرزوی واقعی و حقیقی مجاهد بودن در راه حق. انتظار فرج داشتن یعنی واقعاً در نیت ما این باشد که در رکاب امام زمان و در خدمت ایشان دنیا را اصلاح کنیم.[36]

     ما شیعیان در زمان غیبت وظیفه داریم که در انتظار ظهور امام زمان باشیم: برنامه‌های متین و دستورات اجتماعی قرآن را استخراج کنیم و به سمع جهانیان برسانیم. امتیازات و مزایای قوانین الهی را برای مردم به اثبات برسانیم. افکار جهانیان را بسوی احکام و برنامه‌های خدائی متوجه سازیم. با عقاید باطل و خرافات مبارزه کنیم. اسباب و مقدمات حکومت جهانی اسلام را فراهم سازیم. طرح و نقشة حل مشکلات جهانی را از قرآن و احادیث استناد کنیم و در اختیار مصلحین بشر قرار دهیم. افکار جهانیان را روشن سازیم و خودمان را برای ظهور امام زمان و تأسیس حکومت عدل و داد آماده گردانیم.[37]

حدیثی از امام زمان(عج) است، که فرمودند:«اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا» (در حوادث گوناگونی که در زمان غیبت کبری پیش می‌آید به راویان احادیث ما مراجعه نمائید.[38])

       اجتماعات انسانی بدون رهبری صحیح سامان نمی‌یابند به همین دلیل خداوند هرگز بندگان خود را به حال خود رها نساخته و همیشه رهبران راستین را در میان آنها قرار داده است. حتی در زمان غیبت امام زمان(عج) هم رهبرانی در میان مردم برای هدایت آنها وجود داشته و دارند. قرآن مجید در آیات متعددی مسلمانان را «به انتظار آینده» گذارده و مستقبل بهتر را به این امت نوید داده است و آینده‌گرائی را تعلیم می‌فرماید. باید منتظر آینده بود تا آن مصلح حقیقی و منتظر موعود بیاید و انقلاب اسلام را عالمگیرسازد.مسلمانان انتظار روزی را می‌کشند که فقر و بدبختی و جهل و نادانی از سراسر جهان ریشه کن گردد و بینش و بصیرت جامعه کامل و افراد صالح و رشید و دادگر  زمامدار و مصادر امور باشند و اختلافات جغرافیایی و ملی و دینی و سیاست و رژیم‌ها و مسلکها از بین برود. این انتظار شخص را متعهد و مسئول می‌سازد که برای تحقق هدفهای اسلام و عملی شدن برنامه‌های دین بدون هیچ یأس و ضعف و سستی و ناامیدی شب و روز کوشش نماید و فداکاری کند تا بلکه یک گام بسوی مقاصد متعالی اسلام جلو برود.[39]

       البته این انتظار همراه با امید به آینده می‌باشد چرا که هنگامی‌که روزنة امیدی برای او پیدا شد ممکن است همان نقطة عطفی در زندگی او گردد و چه بسا او را از ارتکاب به گناه نیز باز دارد. نتیجه اینکه انتظار ظهور مصلحی که هرقدر دنیا فاسدتر می‌شود امید ظهورش بیشتر می‌گردد اثر فزایندة روانی درمعتقدان دارد و آنها را در برابر امواج نیرومند فساد بیمه می‌کند، آنها نه تنها با گسترش دامنة فساد محیط مأیوس نمی‌شوند بلکه وصول به هدف را در برابر خویش می‌بینند و کوششان برای مبارزه با فساد یا حفظ خویشتن با شوق و عشقِ  زیادتری تعقیب می‌گردد. اثر تخدیری انتظار تنها در صورتی است که مفهوم آن مسخ یا تحریف شود - همان گونه که جمعی از مخالفان تحریفش کرده‌اند و جمعی از موافقان مسخش- اما اگر به مفهوم واقعی در جامعه و فرد پیاده شود یک عامل تربیت و خودسازی و تحرک و امید خواهد بود.[40]

      یکی از آرزوهای دیرینة بشر گسترش عدالت به معنای واقعی در سرتاسر گیتی است؛ و این امید و آرزو به شکل نوعی اعتقاد در ادیان الهی تجلی نموده است. در طول تاریخ کسانی که مدعی تحقق این ایده شدند، طرحها ریختند و چاره‌ها اندیشیدند ولی نتوانستند بشر خسته دل را امیدی بخشند. آری اندیشة ظهور مهدی تنها چراغ فروزانیست که می‌تواند تاریکی‌ها و غبار خستگی را از انسان دور کند.[41]

      انتظار دو جانبه است بدین ترتیب که هم امام منتظر ماست(قیام حق و امحاء باطل) و هم ما منتظر امام، و این رابطة دو طرفه از ابتدای غیبت امام شروع می‌شود و تا ظهورش ادامه دارد. شیعة علی هرگز تسلیم ظلم و فساد و نفی ارزشهای متعالی و فجور و شرک و شیطان نمی‌شود و اگر چنین شد شایستگی پذیرش او را پیدا نخواهد کرد.[42]

       در واقع انتظار فرج و آرزو و امید و دل بستن به آینده دو گونه است: انتظاری که سازنده و نگهدارنده است، تعهدآور است، نیروآفرین و تحرک‌بخش است، به گونه ای است که می‌تواند نوعی عبادت و حق پرستی شمرده شود و انتظاری که گناه است، ویرانگر است ،‌اسارت بخش است و نوعی «اباحیگری»باید محسوب گردد. این دو نوع انتظار فرج معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم مهدی موعود است و این دو نوع برداشت به نوبة خود، از دو نوع بینش دربارة تحولات و انقلابات تاریخی ناشی می‌شود.[43]

      انتظار فرج روزنة امید و موفقیت است. هر ملتی که چراغ امید در دلش خاموش گردد و ناامیدی در خانة قلبش را بگیرد، بداند روی سعادت و موفقیت نخواهد دید  اما افرادی که در انتظار پیروزی و امید داشتن به آینده زیست می‌کنند، تا سرحد قدرت می‌کوشند و راههای رسیدن به هدف را هموار می‌سازند و برای بهره برداری از مقاصد ، خود را آماده می‌کنند.[44]

     اعتقاد به وجود مقدس امام غائب و انتظار فرجِ آن حضرت، گذشته از اجر و ثواب اخروی از نظر تصفیة اجتماع نیز بسیار مؤثر می‌باشد. زیرا وقتی اجتماعی چنین عقیده و ایمان داشته باشد که، شخصیتی ملکوتی که قدرتش فوق همه قدرتهاست ، ناگهان ظهور می‌کند و هویت هر فردی را از جبینش می‌خواند و همانجا امر را فیصله می‌دهد  این جامعه در وضع تصفیة اخلاق و تزکیة نفوس کوشش بیشتری خواهد داشت و چون به وسیلة امام غائب رابطة خود را با خالق برقرار می‌بیند،  بیشتر متوجه جهات معنوی شده  و ناملایمات مادی کمتر روح او را رنج می‌دهد و این سعادتی است که تنها نصیب جمعیت شیعه شده و سایر ملل و اقوام جهان از این سعادت محروم می‌باشند چنان‌که یکی از مستشرقین فرانسه به نام پروفسور‌هانری کربن(P.Hanry Carben) به این حقیقت اعتراف نموده است. این دانشمند می‌گوید: «به عقیدة من مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطة هدایت الهیه را میان خدا و خلق برای همیشه نگه داشته و بطور استمرار وپیوستگی ولایت را زنده و پابرجا می‌دارد.[45]»

     اسلام، امید به حکومت عدل را با اصل امامت- لزوم وجود رهبری معصوم در هر زمان- در هم آمیخت و حاصل این تلفیق ، به گونة «مهدویت» رخ نمود. معصوم چهاردهم، امام غایب نام گرفت و پاسدار حماسة‌ جاوید امید گشت.[46] پس در زمان انتظار باید پرهیزکاری پیشه سازیم و با تقوی و کوشش در اطاعت خداوند بر این عقیده که داریم، کمک بجوئیم.[47]

 

پی نوشتها و ارجاعات:

[1] جهت اطلاع بیشتر، ن.ک. تاریخ فلسفه جهان اسلامی،ص66.

[2]جهت اطلاع بیشتر، ن.ک. مهدی موعود، ص914.

[3] تفسیر نمونه، ج7 ، ص318؛ طلوع آفتاب مهدی، صص 117 و 116.

[4] تفسیر نمونه، ج7، ص385.

[5] برگرفته از سخنرانی مقام معظم رهبری ، در تاریخ 15 شعبان سال 1375.

[6] امام مهدی حماسه ای از نور، صص 14 و 13.

[7] خورشید پنهان، صص 88 و 87.

[8] برگرفته از مقاله«انتظار آمیخته با جان آدمی» (اینترنت).

[9]برگرفته از مقاله «مقدمه ای بر آثار تربیتی و روان شناختی انتظار» (اینترنت).

[10] برگرفته از مقاله «مقدمه ای بر آثار تربیتی و روان شناختی انتظار» (اینترنت).

[11] امدادهای غیبی در زندگی بشر، ص123.

[12] دیرزیستی حضرت مهدی، ص134.

[13] انتظار عامل مقاومت و حرکت ، ص49؛ جهت اطلاع بیشتر ن.ک. برگزیدگان مهدی ، ص65؛ سیری در سیره ائمه اطهار ، صص254 و 253.

[14] نهضت پایدار ، ص 61.

[15] نقش انتطار در سیر تاریخ ، ص8.

[16] مجموعه ای از گفتارها درباره حضرت مهدی (خورشید پنهان )، ص 135.

[17] معصوم چهاردهم ، ص 259.

[18] هشت علت دیگر در کتاب بحار لانوار ، ج 52، به نقل از او خواهد آمد ، صص32 و 31.

[19] بحارالانوار، به نقل از حکومت عدل گستر، ص154.

[20] مجموعه ای از گفتارها، دربارة حضرت مهدی (خورشید پنهان)، ص 87.

[21]  ن.ک یا بقیه الله (طلوع آفتاب مهدی)، (اینترنت).

[22] ن.ک. پیرامون ظهور حضرت مهدی (عج) ، ص 165 و 65.

[23] پیرامون ظهور حضرت مهدی (عج)، ص 41.

[24] جلوه نگار ،ص 61.

[25] انتظار عامل مقاومت و حرکت ، صص47-45.

[26] برگرفته از مقاله امام مهدی  (اینترنت).

[27] تفسیر نمونه، ج7 ، صص387-384.

[28] نقش انتظار در سیر تاریخ، صص12-9.

[29] برگرفته از مقاله اصالت مهدویت (اینترنت).

[30] انتظار عامل مقاومت و حرکت، صص 39و 38.

[31] سیری کوتاه در زندگی چهارده معصوم(حضرت مهدی)، ص 24؛ جهت اطلاع بیشتر ن.ک. برگزیدگان مهدی، ص 24؛ جهان بعد از ظهور ، صص 7و 6؛ پیشوای دوازدهم ، صص 10-8 ؛ او خواهد آمد ، ص 83 و 84؛ خورشید پنهان، صص 114 و 115.

[32]سیمای پیشوایان در آینه تاریخ،  ص 210؛ آینده جهان در سایه حکومت اسلامی‌حضرت مهدی، ص 17؛ یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، صص 22-20 .

[33]  بحارالانوار ، ج52، باب 12، حدیث 28، به نقل از خورشید پنهان،104.

[34] تاریخ تحلیلی اسلام ، صص187و186.

[35] سیری در سیره ائمه اطهار (ع)، ص 233؛ جهت اطلاع بیشتر ن.ک. تفسیر نمونه، ج13، ص519؛ او خواهد آمد ، ص104؛ یکصد پرسش پیرامون امام زمان ، ص20؛ جهان بعد از ظهور ، ص47؛ پیرامون ظهور، ص30؛ موعود در قرآن ، ص96-84؛ تاریخ انبیا، ص995.

[36] گفتارهای معنوی، صص271و 272.

[37] همه باید بدانند ، ص116.

[38] ن.ک. یکصد و پنجاه درس زندگی ، ص144.

[39] ن.ک. انتظار عامل مقاومت و حرکت، صص68 و 67 و 61 و 57.

[40] تفسیر نمونه، ج7، صص388 و 387؛یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)، صص243-242

[41] برگرفته از مقاله رجعت (اینترنت).

[42] در انتظار امام زمان ، ص8 .

[43] قیام و انقلاب مهدی، صص 7و8.

[44] حکومت عدل گستر ، ص169.

[45] منتظر جهان و راز طول عمر، صص94 و 95.

[46] رهایی بخش ، ص53.

[47] موعود مهدی ، ص915.

 

منابع و مآخذ

1.       آموزگار، محسن: نهضت پایدار ، تهران ، مؤسسه الامام المهدی، 1402(هـ.ق.).

2.       اختری ، عباسعلی: نقش انتظار در سیر تاریخ، تهران، مؤسسه الامام المهدی،1360.

3.       المهاجر، عبد الحمید: پیرامون ظهور حضرت امام مهدی(عج)، ترجمه حمیدرضا کفاش، تهران، عابد، چ دوم، 1379.

4.       امینی، ابراهیم: (سخنرانی دربارة حکومت امام مهدی(عج)) برگرفته از اینترنت.

5.       امینی، ابراهیم: همه باید بدانند، قم ، دفتر تبلیغات اسلامی، چ دهم ، 1372.

6.       پیشوای دوازدهم امام زمان(عج)، قم، مؤسسه در راه حق، 1363.

7.       پیشوایی ، مهدی: مجموعه ای از گفتارها دربارة حضرت مهدی(خورشید پنهان)، تهران، ستاد برگزاری جشنهای میلاد حضرت مهدی، 1401(هـ.ق.).

8.       پیشوایی، مهدی: سیمای پیشوایان درآیینه تاریخ، قم، دارالعلم، چ سوم ، 1379.

9.       تلاش نوجوانان در انتظار امام زمان(عج) ، تهران، بنیاد بعثت، 1361.

10.   حیدری کاشانی، حسین: حکومت عدل گستر، قم ، دفتر انتشارات اسلامی، چ سوم، بی تا

11.   .حیدری، احمد، جلوة نگار(پاسخ حضرت مهدی به چهل سئوال)،‌قم ، یاقوت، چ دوم ، 1380.

12.   خادمی شیرازی، محمد،: جهان بعد از ظهور یا فروغ بی نهایت، بی جا ، چ دوم، 1370.

13.   رجالی تهرانی، علیرضا: یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)، قم، نبوغ، چ هشتم، 1380.

14.   شرفی، محمدرضا: مقدمه ای بر آثار تربیتی و روان شناختی انتظار(مقاله)، برگرفته از اینترنت.

15.   شریعت پناهی، مسعود: رهایی بخش، تهران، آفاق، چ چهارم، 1379.

16.   صانعی، لطف الله: انتظار عامل مقاومت و حرکت، قم، شفق، 1357.

17.   صدر، سید محمد باقر: امام مهدی حماسه ای از نور، ترجمه کتابخانه ی بزرگ اسلامی تهران، مؤسسه الامام المهدی، 1398(هـ.ق.).

18.   ضمیری، محمدرضا: رجعت(مقاله) ،برگرفته از اینترنت.

19.   طاهرخانی،‌عبدالله: سیری کوتاه در زندگی چهارده معصوم (علیهم السلام)(حضرت امام مهدی)، تهران، بنیاد بعثت، چ سوم، 1374.

20.   طباطبایی،‌سید محمد حسین: او خواهد آمد، قم ،‌دارالتبلیغ اسلامی، بی تا .

21.   علم الهدی، سید احمد: منتظر جهان و راز طول عمر: قم، نصر ، 1390(هـ.ق.).

22.   فاضل ، جواد: معصوم چهاردهم امام زمان(عج)، تهران، بی تا، چ دوم، 1347.

23.   متن سخنرانی مقام معظم رهبری، در 15 شعبان 1375، برگرفته از اینتزنت.

24.   مجلسی: مهدی موعود(ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار)، ترجمه علی دوانی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ بیست و چهارم، 1368.

25.   مطهری ، مرتضی: امدادهای غیبی در زندگی بشر ، تهران، انتشارات اسلامی، 1354.

26.   مطهری، مرتضی: سیری درسیرة ائمه اطهار، تهران، صدرا، چ بیست و دوم، 1381.

27.   مطهری، مرتضی: قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفة تاریخ، قم، انتشارات اسلامی، 1361.

28.   مطهری، مرتضی: گفتارهای معنوی ، تهران، صدرا، چ چهاردهم ، 1373.

29.   مکارم شیرازی، ناصر و همکاران: تفسیر نمونه،‌تهران، دارالکتب الاسلامیه، بی تا، ج7.

30.   مکارم شیرازی، ناصر: یکصد و پنجاه درس زندگی ، قم ، نسل جوان، 1360.

31.   مهریزی، مهدی: انتظار آمیخته با روح و جان آدمی(مقاله)، برگرفته از اینترنت.

32.   نصیری، محمد: تاریخ تحلیلی اسلام،  قم ، نشر معارف، چ هشتم، 1381.

 

 
 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :