wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 11 » مقالات
بازدید: 3230
0/0 (0)
مهدویت از دیدگاه حکما و متکلمان معاصر(حضرات آیات جوادی ،سبحانی،محمد باقر صدر)
 

نگارنده : احمد حاج قلی، محمد رضا امامی
 

1-آیت الله جوادی آملی دامت برکاته

حضرت آیت الله جوادی آملی یکی از شخصیت‌های کم نظیر است که جامع منقول و معقول است و آثار و سخنانش پر از مطالب نغزی است که مشابه بسیاری از آنها در آثار دیگران یافت نمی‌شود.

ایشان در موضوعات گوناگونی دارای اثرهستند، اما متأسفانه از ایشان اثری مستقل درباره حضرت صاحب الزمان 4یا وجود ندارد یا این که به دست نیامد. آری مرکز نشر اسراء که آثار ایشان را منتشر می‌نماید ،کتابچه ای تحت عنوان عصاره خلقت به زیور طبع آراسته ، و در آن، نظرات حضرت استاد را با استفاده از آثار و بیانات ایشان درباره حضرت مهدی 4گردآوری نموده . اما اشکال عمده‌ اش این است که منابع مورد استفاده را ذکر نکرده است.

اثر دیگر ایشان کتاب «ادب فنای مقربان» می‌باشد که شرح زیارت جامعه کبیره است و تاکنون سه جلد از آن منتشر شده است که می‌توان تمام مطالب آن را درباره امام زمان 4نیز دانست.

آنچه در ذیل می‌آید، فقط به مباحثی می‌پردازد که با روش عقلی مطرح شده‌اند:

الف) ایشان در توجیه زیارت آل یاسین که در آن به همه شؤون حضرت، سلام داده می‌شود می‌نویسد:

«در زیارت آل یاسین به همه شؤون حضرت ولی عصر 4 سلام و عرض ارادت شده است؛ زیرا همه شؤون آن حضرت، حق است ، به هیچ فعل و ترکی بدون عنایت الهی اقدام نمی‌کند».[1]

ب) درباره مفهوم غیبت حضرت می‌فرماید: «وصف شیء به «غایب» و غیبی بودن، «وصف به حال متعلق موصوف است» یعنی به اعتبار نسبت او با دیگران گفته می‌شود غایب است، وگرنه هر چیزی برای خودش حاضر است و هیچ چیزی در محدوده هستی خود، از خودش غایب نیست، اگر حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) مثلاً به وصف غایب موصوف می‌شوند به لحاظ محروم بودن جامعه از ادراک ایشان است، لذا مردم از محضر آن بزرگوار غایبند نه اینکه آن حضرت 4 غایب باشد، زیرا او ولیّ حق و شاهد برخلق است و هیچ‌گاه از جامعه غایب نبوده و نیست.»[2]

ج) در خصوص حکمت غیبت امام زمان 4 ،از قول ایشان چنین نقل شده است : «خدای سبحان وعده داده است که بندگان صالح خود را به خلافت و حکومت زمین برساند «وعد الله الذین امنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی الارض»[3] چنان که حضرت ولی عصر 4 نیز با تلاوت آیه «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»[4]در هنگام تولد به حتمیّت تحقق وعده خدا اشاره کرده است.

به حکومت رسیدن صالحان، امامت پیدا کردن و به وارثت زمین رسیدن آنان متوقّف برشرایطی است که بدون تحقق آن شرایط، ممکن نخواهد بود. هر چند خدایی که قادر مطلق است و با امر تکوینی «کن» هر چه بخواهد انجام می‌دهد: « إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ»[5] در فیض رساندن مرهون شرایط و اسیر امکانات دیگر نیست و می‌تواند تمام فیوضات خود را یکجا نازل کند و هر وقت که بخواهد زمینه حاکمیت صالحان را فراهم آورد.

لیکن مشکل فیض گیرندگان این است که نمی‌توانند تمام فیض را یک  جا و بدون مراعات شرایط زمانی، مکانی و امثال آن دریافت کنند و نیاز به تدریج دارند.[6]

ایشان در ادامه، حکمت‌های غیبت امام زمان 4 را بر می‌شمارد که جهت اختصار به ذکر عناوین آنها بسنده می‌شود:

1-تدریج در فیض رسانی

2- [تربیت] اصحاب خاص

3- ترس از مرگ.[7]

در آخر این بحث آمده است: « آنچه ذکر شد بخشی از اسرار غیبت آن غائب قائم 4است. غیر از این موارد قطعاً علل و اسرار دیگری وجود دارد که پس از ظهور بهجت انگیز و سرور آفرین آن عزت بخش اولیا و خوارکننده دشمنان روشن خواهد شد.»[8]

در ادامه، آزادی از بیعت طواغیت نیز به عنوان یکی از حکمت‌های غیبت حضرت معرفی شده است.[9]

در پایان این بحث آمده است: «آنچه که به عنوان حکمت غیبت مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد، هر چند که در حد خود امری پسندیده و مطلوب است، لیکن باید توجه داشت که این گونه بحث‌ها حالت رهزنی نسبت به مطلب اصلی و مطلوب واقعی پیدا نکند. مطلوب اصلی این نیست که ما بدانیم آن حضرت برای چه غایب است، مطلوب حقیقی این است که انسان بداند وظیفه او در دوران غیبت چیست...»[10]

مهدویت وعدل الهی

آیت الله جوادی آملی پیرامون این موضوع در جمع دانش‌پژوهان مرکز تخصصی مهدویت، بیاناتی ایراد فرموده اند[11] که خلاصه ای از آن(با مختصر تصرف) ذکر می‌گردد:

-برنامه رسمی آن ذات مقدس، اجرای عدل الهی است. وقتی قرآن عنصر محوری امامت را تذکر می‌دهد می‌فرماید: ««لاینال عهدی الظالمین.»[12] ظلم اعتقادی و اخلاقی هم مشمول همین عنوان است.

چون وجود مبارک حضرت ولی عصر ارواحنا فداه،امام و خلیفه خداست،او هم اگر بخواهد سمتی بدهد، کسی را نصب کند،...[براساس] ««لاینال عهدی الظالمین» [خواهد بود].

جریان نصرت، سربازی و تخصص هم همین حکم را دارد که آن حضرت به ظالم عنایتی ندارد چون با همان دستی که عهد خدا را گرفته است باید با همان دست فیض الهی را به شاگردان منتقل کند. بالاخره اگر کسی بخواهد به وجود مبارک ولی عصر4 متصل بشود باید بداند که لاینال عهده الظالمین  به دلیل: «لاینال عهدی الظالمین»

مهم ترین کاری که امام انجام می‌دهد عدل است. این عدل یک مثلث مبارکی را می‌طلبد که دو بخش آن بر عهده آنان [ایشان] است و یک بخش اساسی آن هم بر عهده ماست. آن دو اصل محقق بود یعنی هم قانون عدل است و هم رهبر. مشکل تنها از جامعه است. جامعه اگر عادل نباشد، عدل‌خواه نباشد آن عدل علوی و مهدوی اجرا نخواهد شد.

چه امتی تشنه عدل است؟

حکما می‌فرمودند اینکه شما از مردن بدتان می‌آید چیز خوبی است؛ اما بدان که اکنون مرده‌ای! خودت را زنده کن! چه کسی مرده است؟ کسی که امام زمان خودش را نشناسد! چه کسی امام زمان خود را نمی‌شناسد؟ آن کس که همین که دستش رسید، باند بازی می‌کند، دستش نرسید دعای فرج می‌خواند.

در توزیع بیت المال چه اسراف و تبذیرها که نمی‌شود! این معنای" من لم یعرف امام زمانه" است. حضرت فرمود: کسی که امام زمانش را نشناسد مرده است؛ آن هم مرگ جاهلیت. مرگ محصول زندگی است. اگر مرگ، مرگ جاهلیت است معلوم می‌شود این کاسه، عصاره جاهلیت ماست. کسی که با امام زمان رابطه ندارد و او را نمی‌شناسد مرده است اگر قرآن درباره یک عده ای بیان می‌دارد: «إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلاً»[13] نخواسته آنان را تحقیر کند، قرآن کتاب تحقیق است و نه تحقیر. در سوره یس فرمود: « لِیُنذِرَ مَن کَانَ حَیّاً وَیَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْکَافِرِینَ»[14] آدم یا زنده است یا کافر، یعنی مؤمن زنده است و کافر مرده است. مقابل حی، مرده است و مقابل کافر، مؤمن است.

با این مقدمات، لزوم شناخت وجود ولی عصر 4 مشخص شد. اگر جامعه ای امام زمانش را نشناسد و با او رابطه نداشته باشد«إِنْ هِیَ إِلَّا أَسْمَاء سَمَّیْتُمُوهَا»[15] ابتدا خودمان باید زنده بشویم، سپس دیگران را زنده کنیم. قرآن علما را در کنار عدل خدا نام می‌برد: « شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِکَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»[16] این «قائماً بالقسط» هم به ملائکه تشر می‌زند و هم به علما. فرمود من نام شما را همراه خودم آوردم تا شما عادل باشید؛ وگرنه من خیلی‌ها را با مثال ذکر می‌کنم... اینجا که شما را همراه خودم نام می‌برم، کار دارم. من قائم به قسط هستم و شما هم قائم به قسط باشید.

نخستین وظیفه ما قیام به قسط است باید از ابتدا، عدالت خواهی را تمرین کنیم. اگر چنین کنیم، جامعه هم از ما پیروی می‌کند.

یکی از کارهای وجود مبارک حضرت این است که این جامعه را عاقل می‌کند... حضرت مردم را تشنه عدل می‌کند، معجزه حضرت، در این نیست که عدالت را گسترش بدهد. این شدنی نیست. اگر مردم عاقل نباشند، عدل گسترده نخواهد شد. این معجزه حضرت است که اکثریت قاطع مردم، در حد شیخ انصاری می‌شوند. آن وقت چنین جامعه‌ای زنده می‌شود؛ با زندگان کار کردن آسان است.

عدل و ظلم هر دو، مراتب دارند: ظلم اصغر و عدل اصغر؛ ظلم اوسط و عدل اوسط؛ ظلم اکبر و عدل اکبر. ما در جهاد اصغر، عدل اصغر می‌طلبیم، عدل اصغر، نجات از ظلم استکبار است این جهاد اصغر و پیاده کردن عدل اصغر، وظیفه همه ماست.

از اینجا که بگذریم، یک عدل اوسط داریم در برابر ظلم اوسط. آن این است که آدم خوبی باشیم. جهاد اکبر این است که انسان به شهود برسد.

عدل در جهاد اصغر در قبال ظلم اصغر است، عدل میانی در قبال ظلم میانی و جهاد اوسط است. اینها همه مراحلی از عدل و ظلم و جهاد است. حضرت که می‌آید برای همه این مراحل است.


 

2- آیت الله سبحانی دامت برکاته

حضرت آیت الله سبحانی در کتابی که تدوین آثار جمعی از نویسندگان است به نام (بقیۀ الله) در صفحات 51 تا 77 راجع به موضوع"نقش انتظار" مسائلی را پیرامون حضرت ولی عصر4 عنوان نموده و به روش کلامی، روایی به توضیح آنها می‌پردازند و با برداشت از آیات و روایات یک استدلال عقلی را کنار آن مطرح می‌نمایند و..

موضوع اول: هدایت و رهبری

ایشان با مطرح کردن آیۀ «و جعلناهم ائمة یهدون بأمرنا»[17] به مسئلۀ رهبری و چگونگی آن توسط امام غائب می‌پردازد.

با این مقدمه که امام در زمان غیبت، نامرئی نیست بلکه ناشناس است به مسائل ذیل می‌پردازند:

1)فائدۀ اعتقاد به وجود رهبر( هر چند ناشناس باشد) از نظر محاسبات اجتماعی

2)فوائد گوناگون امام زمان برای امت اسلامی

3)جهت‌های مخفی و پنهان خدا از نظر نهج البلاغه و قرآن

دربارۀ مسئله اول چنین آمده:

وجود رهبر مایۀ بقاء مکتب است: ایشان در قالب مثال وجود فرمانده (ولو ساکت و خاموش) در یک مقر فرماندهی را مایه حیات و نشاط سربازان ذکر کرده و باعث از بین رفتن ناامیدی می‌داند. همینگونه شیعه اگر چه امام خود را به ظاهر نمی‌بیند ولی او را زنده دانسته، و خود را تنها نمی‌بیند! لذا همیشه طراوت و تازگی و نشاط دارد و همیشه حالت آماده باش دارد.

عنوان انتظار ظهور مصلح بدون زنده بودن او واقعیت خارجی پیدا نمی‌کرد.

فوائد گوناگون امام زمان برای امت اسلامی مثل خورشید پشت ابر

الف) پاسداری از آئین خدا

ب) تربیت یک گروه ضربتی آگاه

ج) نفوذ معنوی و ناآگاه

4. ترسیم هدف آفرینش

بیان قرآن و روایات در آثار وجودی حضرت:

ان الارض یرثها عبادی الصالحون

بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء

لولاک لما خلقت الافلاک...

اللهم لاتخلوا الارض من قائم لله بحجته اما ظاهراً مشهورا او خائفا مغموراً لئلا تبطل حجج الله و بیناته   (نهج البلاغه کلمات قصار شمارۀ 47)

نمونه‌هایی از هدایت و ولایت پنهانی

الف) ولی غائب (حضرت خضر علیه السلام) ؛معلم حضرت موسی علیه السلام.

او در اموال و نفوس و حراست از اموال یتیمان اثر ولایت خود را ابراز می‌داشت و در عین حال افرادی مثل موسی علیه السلام را بصورت مستقیم و فردی هدایت می‌نمود (او ولی غائب بود – از حوادث غافل نبود- تصرفات او مخفی بود – هدایت و رهبری می‌کرد)

ب) دعوت پنهانی پیامبر اکرم 9در شروع بعثت

ج) حضرت موسی علیه السلام چهل روز از بنی اسرائیل مخفی بود

ر)حضرت یونس در شکم ماهی ولایت داشت ولی مخفی بود

هـ) حضرت عیسی تا سن سی سالگی پیامبری خود را اعمال و اظهار ننمود.

در این مقاله استاد سبحانی با مطرح کردن ظرائف قرآنی و روایی به توضیح نقش و فوائد وجودی حضرت بقیة الله الاعظم4 پرداخته و نکات ارزنده‌ای از ابعاد وجودی امام غائب را متذکر می‌شوند!


 

3-شهید آیه الله محمد باقر صدر

ایشان بصورت موضوعی و مقاله وار چند موضوع را در جزوۀ خود که بنام «بحث حول المهدی4» چاپ شده است مطرح نموده‌اند.

دقت در فهرست این کتاب که شامل 12 موضوع اساسی است حاکی از دقت ایشان در پرداختن به موضوعات زیربنائی مهدوی است.ایشان مواردی مثل موضوع قواعد بحث منطقی در قضیه امام مهدی علیه السلام! و جایگاه مهدویت در اسلام و نیز مسئلۀ طول عمر و یاران و تکمیل یاران و طریق دستیابی به نظام مهدوی را مورد بررسی قرار داده‌اند که همه بر مبنای یک نظام فکری کلامی متقن می‌باشد.

ما از باب مثال چند نمونه از مهمترین نقطه نظرات ایشان را راجع به چند موضوع انتخابی مطرح می‌کنیم.

-قضیة الامام المهدی علیه السلام و قواعد البحث المنطقیة:

در این بحث که ایشان بصورت مقدمه ذکر نموده اند، برای پیشگیری از انحرافات در مباحث مهدوی چند نکته را ذکر می‌نمایند. با توجه به اینکه خیلی از افراد میخواهند به حق برسند ولی دچار خطا و انحراف می‌شوند( مثل خوارج ) ؛ لذا ضرورت این بحث باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

ایشان برای رسیدن به این مطلوب، شفافیت سازی در مطلوب و محل بحث و نیامیختن موضوع‌های مورد بحث، و ابتدا و نتیجه بحث را مشخص کردن و پافشاری روی مسلمات و محدود کردن بحث در موضوع خاص و بکارگیری تناسب منطقی بین مقدمات و ادله و نتایج مطلوبه را از جمله رموز دستیابی به موضوعات مهدوی بصورت صحیح و کامل می‌دانند.

سپس به این مطلب  که موضوع مهدویت از مسلمات پذیرفته شدۀ تمام فرق اسلامی است می‌پردازند و با استناد به روایت صحابه بصورت متواتر مثل عثمان – طلحه- عبدالرحمن عوف ....معاجم و مسانید شیعه و سنی مثل ابن عساکر مسندا بوداود – ابن ماجه- نسائی ....کتب مفصله و مستقل از ابوبکربن ابی خثیمه و الحافظ ابونعیم و ...

موضوعات موجود در کتابهای علما راجع به مهدویت و حکم به تواتر احادیث امام مهدی علیه السلام توسط علمای زیاد، آنرا ثابت می‌نماید.

ایشان در موضوع دیگر جایگاه اهلبیت و مقام ایشان را در مقام مرجع دینی مطرح کرده و با استناد به حدیث ثقلین و احادیث عدد و احادیث امام مهدی (ع) و جایگاه ایشان در روایات و نقش امام در برپائی دین و شریعت اسلام می‌پردازند که ضرورت اجرای دین با تمام ابعاد ،توسط امام مهدی علیه السلام نیز مورد بحث ایشان قرار گرفته است.

در بحث بعد ایشان راجع به شخص امام مهدی4 و سئوال و پاسخهائی در این زمینه پرداخته‌اند که به اقتضاء مباحث، از ادله عقلی و نقلی استفاده کرده است . وجود امام حی و زنده و مسئلۀ انتظار توسط شیعیان و تناسب این دو بحث از جمله مواردی است که مورد نظر ایشان قرار گرفته است.

بحث بعدی ایشان مربوط به طول عمر حضرت است که بصورت مفصل ادلۀ علمی و عملی و نقلی را مطرح نموده و با تمثیل و بیان قواعد طبیعت، امکان طول عمر حضرت را به تصویر کشیده‌اند.

دربارۀ امامت ایشان در کودکی نیز بحثی را مطرح نموده و از زوایای عقلی و نقلی و مطرح کردن مشابهت‌های ایشان با حضرات (یحیی و عیسی و جواد ) علیهم السلام بحث را به اتمام میرسانند.

وجود مقدس حضرت را با استناد به نظرات شیعه و سنی ثابت و با استدلال به احادیث ثابته و وجود نواب اربعه و غیبت صغری و کبری و حکمت آن، نقش امام را در هدایت جوامع بشری مطرح می‌نمایند. ایشان با مطرح کردن بحث (الظروف الموضوعیه) بحث شرائط ظهور و تناسب آن با طول غیبت امام عصر 4را مورد بررسی قرار داده و شروط و ظروف را مؤثر در تحقق اهداف می‌داند و حتماً در زمان ظهور نیز مؤثر است ایشان با استناد به دوران فترت قبل از ظهور پیامبر اسلام9 و گذشت 5 قرن در جاهلیت و بعداً ظهور پیامبر آسمانی اشاره به زمان و مکان و موقعیت فرهنگی اجتماع و نیاز آن در ظهور پیامبر و امام دارد و طول غیبت امام را دارای حکمت اعم از امتحان و ابتلای مردم و آمادگی شعور انسانی برای یک تحول معنوی در زندگی، ارزیابی می‌نمایند.

ایشان به قدرت بالای معنوی امام زمان 4 اشاره داشته و با مطرح کردن خصوصیات فردی حضرت، نقش اساسی ایشان را در آن تحول عظیم بیان نموده‌اند که نظرات ایشان در شکافتن مسائل مهدوی با علوم اجتماعی و توجه به آن منحصر به فرد است.

ارزیابی

شهید بزرگوار جناب محمد باقر صدر در این نوشتۀ موجز، سر رشته‌هائی از مباحث مهدوی را با دیدگاهی برگرفته از علوم طبیعی و تجربی مثل بحث طول عمر حضرت و ... بر گرفته از علوم اجتماعی و مدیریتی مثل بحث رهبری و امامت حضرت و... برگرفته از علوم عقلی و فلسفی مثل بحث غیبت و حکمتهای آن پی‌گیری نموده‌اند که متأسفانه بسیار موجز و فشرده بیان شده و با توجه به مسائل و شبهات جدید پیرامون مباحث مهدویت این روش می‌تواند کارآنی و کاربرد فراوانی داشته باشد.

 

[1] .تسنیم، ج6، ص 112.

[2] .قرآن در قرآن، ص 145- 146.

[3] . نور/55.

[4] .قصص/5.

[5] .یس/82.

[6] .عصاره خلقت، ص 91-92.

[7] .رک: همان، ص 92-108.

[8] .همان، ص 108-109.

[9] .رک: همان، ص 111.

[10] .همان، ص 114-115.

[11] .رک: تخصصی انتظار موعود، ش 13، ص 42-54.

[12] .بقره/124.

[13] .فرقان/44.

[14] .یس/70.

[15] .نجم/23.

[16] .آل عمران/18.

[17]  سوره انبیاء، .آیه 73.
 

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :