wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 10 » مقالات
بازدید: 4081
0/0 (0)
منجی گرائی از دیدگاه قرآن (آیات وراثت صالحان)
 

 نگارنده: محمد رحمانی

 منجی گرائی از خصوصیات اندیشه انسان هاست به همین خاطر هیچ گروه یا قومی را نمی بینید مگر اینکه به شخصیتی به عنوان منجی اعتقاد دارند. مسئله ایمان به ظهور منجی بزرگ اعتقادی عمومی و قدیمی در میان همه اقوام و مذاهب است و این به فطری بودن این موضوع گواهی می‌دهد. این عقیده فقط مختص ادیان الهی وآسمانی نیست بلکه این اعتقاد درباورکسانی که کتاب آسمانی ندارند هم وجود دارد .

مقدمه

منجی گرائی از خصوصیات اندیشه انسان هاست به همین خاطر هیچ گروه یا قومی را نمی بینید مگر اینکه به شخصیتی به عنوان منجی اعتقاد دارند. مسئله ایمان به ظهور منجی بزرگ اعتقادی عمومی و قدیمی در میان همه اقوام و مذاهب است و این به فطری بودن این موضوع گواهی می‌دهد. این عقیده فقط مختص ادیان الهی وآسمانی نیست بلکه این اعتقاد درباورکسانی که کتاب آسمانی ندارند هم وجود دارد .

درمورد منجی گرائی مقالات متعددی به چاپ رسیده ودربعضی کتب نیز به همراه مطالب دیگر سخنی از آن به میان آمده است که همگی آنها از مطالب مفید وگرانسنگی برخوردارندومن درمطالعاتم از آنها استفاده های شایانی بردم.اما آنچه مورد نظر نگارنده است نگرشی به منجی گرائی ازدیدگاه قرآن می باشد وبه لحاظ اینکه پرداختن به موضوعی بدین وسعت از حوصله این مختصر خارج است وباید آن را تحت عنوان یک کتاب در چند جلد قطور مورد بررسی قرار داد،لذا بر آن شدم که به بررسی یک دسته از آیات در موضوع مذکور بپردازم از این رو آیات وراثت صالحان را انتخاب کرده و با استفاده از دیدگاه مفسرین وروایات معصومین علیهم السلام  سعی در اثبات منجی گرایی ازاین طریق نموده ام البته با استمداد از الطاف الهی وتاییدات امام زمان عجل الله تعالی فرجه

منجی گرائی در ادیان

 منجی‌گرایی در آیین یهود

یهودیان پس از نخستین ویرانی شهر قدس، همواره در انتظار رهبر الهی فاتحی بودند که اقتدار و شکوه قوم خدا را به عصر درخشان داوود و سلیمان برگرداند. شخصیت مورد انتظار، «ماشیح» (مسح شده) خوانده می‌شد. دل‌های بنی‌اسرائیل از عشق مسیحای موعود لب‌ریز بود و در مقابل حاکمان ستم‌گر، همواره منتظر رهبر رهایی‌بخش بوده‌اند.

به اعتقاد یهود، رهبر موعود الهی از ذریه اسحاق فرزند یعقوب و از نوادگان داوود به شمار می‌آید و هنوز زاده نشده است.

در امریکا، کنیسه‌ای به نام Indespensationalism تأسیس شد که تعداد اعضایش شش میلیون نفر هستند. اعضای آن به بازگشت مسیح اعتقاد دارند که از جمله شرایطش، برپایی دولت صهیونیستی و تجمع یهودیان جهان در فلسطین است. از جمله اعضای این کنیسه می‌توان به جورج بوش اول و ریگان، رئیس‌جمهوران اسبق امریکا اشاره کرد.[1]

منجی‌گرایی در آیین مسیحیت

در کتاب مقدس به آمدن دوباره مسیح برای سلطنت، در قسمت‌های زیادی از عهد عتیق و عهد جدید اشاره شده است و ویژگی‌های روز‌های پیش از آمدن مسیح را توضیح می‌دهد. به اعتقاد آنها مسیح پس از ظهور، تخت پادشاهی خود را برپا می‌کند و امت‌ها را داوری می‌نماید. در دایرة‌المعارف کتاب مقدس، حضرت مسیح در حالی تصویر گردیده که سوار بر اسب سفید و هم‌راه لشکریان آسمان می‌آید تا با عنوان شاه شاهان، در زمینی که مملو از شرارت است، داوری کند و سلطنت هزارساله خود را به هم‌راه افراد مقدس آغاز نماید. در این مدت، شیطان را هزار سال می‌بندند و به چاه ‌هاویه می‌افکنند تا در سرتاسر این مدت از فعالیت او جلوگیری شود. به اعتقاد مسیحیان، این رهبر موعود الهی، مسیح ‌بن مریم از ذریه اسحاق از فرزندان یعقوب و از نوادگان داوود است که به دست یهود کشته شد و خدای متعال وی را زنده کرد و به آسمان برد و در آخر دنیا، وی را می‌فرستد تا وعده‌اش را توسط وی محقق سازد.[2]

منجی‌گرایی در آیین زرتشت

زرتشتیان منتظر سه موعودند که هر یک از آنها به فاصله هزار سال از یک‌دیگر ظهور خواهند کرد. بر اساس روایات زرتشتی و بر اساس یشت نوزدهم، در آخرالزمان از زرتشت سه پسر متولد می‌شود که به نام عمومی «سوشیانس» خوانده می‌شوند. او آخرین مخلوق اهورامزدا خواهد بود. در فروردین یشت، بند 129، در معنای سوشیانت آمده که او را از این جهت سوشیانت خوانند، زیرا به تمام جهان مادی سود خواهد بخشید. از سوشیانس‌ها با عنوان نوکنندگان جهان و مردانی که هنوز متولد نشده‌اند یاد می‌شود.[3]

منجی‌گرایی در آیین بودایی

در آیین بودا، منجی موعود با مفهوم «میتریه» (مهربان) تبیین شده است. در الهیات بودایی او را بودای پنجم و آخرین بودا از بوداییان زمینی می‌دانند که خواهد آمد تا همه انسان‌ها را نجات دهد. در نمادنگاری بودایی، او را به هیئت مردی نشسته که آماده برخاستن است، نمایش می‌دهند تا نمادی باشد از آمادگی وی برای قیام. در روایات مهایانه‌ای، «شاکیه مونی» که همان «گتمه بودای» مشهور است، چهارمین بودا، و میتریه که پس از او خواهد آمد، بودای پنجم معرفی شده و در بعضی روایات بودایی، گتمه بودای هفتم است و «بوداسف» در آینده، آخرین بودا به شمار می‌آید که ظهور خواهد کرد.[4]

منجی‌گرایی در آیین هندو

در آیین هندو، منجی موعود به نام «کالکی» در پایان آخرین دوره زمانی از ادوار چهارگانه، یعنی کالی یوگه ظهور خواهد کرد. در این آیین، جهان از چهار دوره رو به انحطاط تشکیل شده است. در چهارمین دوره، یعنی «عصر کالی»، فساد و تباهی سراسر جهان را فرا می‌گیرد؛ زندگی اجتماعی و معنوی به نازل‌ترین حد خود می‌رسد و زوال نهایی را فراهم می‌آورد.

منجی گرایی در دین اسلام

در اسلام دو دیدگاه در مورد منجی وجود دارد:


1. منجی‌گرایی در میان اهل‌سنت

مذاهب مختلف اهل‌سنت مهدی موعود(عج) را باور دارند ولی معتقدند که مهدی(عج) هنوز متولد نشده است و در آخرالزمان به دنیا می‌آید. دانش‌مندان اهل‌سنت در این زمینه اختلاف دارند. بسیاری از آنان مهدویت را نوعی دانسته و گفته‌اند که در آخرالزمان، در زمانی نامشخص، فردی نامعین، از پدر و مادری ناشناخته، با این نام و اوصاف متولد خواهد شد و انجام وظیفه خواهد کرد. شماری از آنان نیز همانند شیعه امامیه، مهدی(عج) را شخصی معین می‌دانند و معتقدند او پیش از این متولد شده و هم‌اکنون به زندگی خود ادامه می‌دهد. آن دسته از اهل‌سنت که ولادت مهدی(عج) را پذیرفته‌اند اختلاف‌هایی در سال ولادت حضرت دارند. برخی سال ولادت را 255 و برخی سال 258 قمری دانسته‌اند، برخی نهم ربیع‌الاول و شماری دیگر 23 رمضان را ذکر کرده‌اند.[5]

2. منجی‌گرایی در میان شیعه

شیعه اعتقاد دارد وعده خدا در قرآن به مسلمانان تحقق خواهد یافت و جامعه‌ای بر اساس قسط و عدل و حقیقت ایجاد خواهد شد. بنابراین، علی‌رغم قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی جبهه کفر و استکبار و استبداد، مستضعفانِ بیدار شده و آنگاه، امام و رهبر مردم و وارثان قدرت می‌شوند. شیعه اعتقاد دارد، اسلام دین زندگی است و هرگز کهنه نمی‌شود. به مفهوم دیگر، قرآن به هر قصه‌ای که اشاره می‌کند و هر عقیده‌ای که در اسلام و در تشیع مطرح می‌شود باید در زندگی امروز و سرنوشت فردی و اجتماعی و استقلالمان نقش داشته باشد تا آنهایی که به آن اعتقادی ندارند از اثرش محروم باشند.

منجی گرایی از دیدگاه قرآن

در قرآن کریم آیات زیادی بر ظهور منجی در آخر الزمان دلالت دارند
      
            
 
 
    
    
            
      

 

بیش از یکصد آیه از قرآن کریم به مصلح کل حضرت بقیه الله ارواحنا فداه تفسیر و تاویل شده است، که علامه بزرگوار، ملا محمد باقر مجلسی رحمه الله در دائره المعارف بزرگ شیعه بحارالانوار ۷۰ آیه را به استناد احادیث وارده از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در پیرامون ظهور یکتا بازمانده از حجت های حضرت احدیت نقل کرده است.

واینک ما به بررسی یک دسته از این آیات خوا هیم پرداخت.

آیات وراثت صالحان

آیه ای را که ما در این تحقیق مورد توجه وپژوهش قرار می دهیم آیه 105 از سوره مبارکه انبیاءمی باشد.

    "ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون"

درتفاسیر آمده است که هر جا خدا درقرآن از واژه «کتب» استفاده کرده منظورش بیان یک سنت یا یک امرواجب است .به طور مثال دراین آیه شریفه:

    "ولو انا کتبنا علیهم ان اقتلوا انفسکم"[6]

     واگر ما بر ایشان می نوشتیم که خودتان را بکشید...

 منظور خدای متعال این است:

    "ولو انا الزمناهم واوجبنا علیهم"[7]

            واگر ما ایشان را ملزم وبر آنها واجب می کردیم.

یا در این آیه شریفه :"...کتبنا علی بنی اسرائیل..."[8]معنا این است «ای حکمنا الی بنی اسرائیل»[9]یعنی ما حکم کردیم به بنی اسرائیل.

ابن کثیر گوید: این آیه اخبار خداوند متعال است از آن چیزی که حتمی کرده برای بندگان صالحش در دنیا وآخرت که وراثت زمین باشد در دنیا وآخرت. مثل سخن خدای که فرمود:

            "ان الارض یورثها من یشاء من عباده والعاقبة للمتقین"[10]

واخبار خداست که :این وعده در کتابهای آسمانی (قبل)هم داده شده است .(مثل تورات وزبور)[11]  

بنابراین ،اینکه صالحان وارثان زمین باشند حکم حتمی خدای متعال است وانجام خواهد گرفت وهیچ کس قادر به تغییر این حکم نخواهد بود.

منظور از زبوروذکر چیست

زبور کتابی اسمانی است که خدای عزوجل بر حضرت داوود پیغمبر علیه السلام نازل فرمود که درآن به وارث زمین شدن صالحان بشارت داده شده است.

شاید بیشترین اشارات به ظهور و آخر الزمان را باید در زبور حضرت داوود (ع) جستجو نمود تاجایی که از 150 بخش آن 35 و برخی 55 بخش را مربوط به آخر الزمان می دانند.ما می توانیم مضمون آیه شریفه 105سوره مبارکه انبیاء را در زبور داوود علیه السلام مشاهده کنیم.

"  شروران منقطع خواهند شد اما منتظران خدا وارث زمین خواهند گشت ، بعد از اندک زمانی شروری نخواهد بود و حلیمان وارث زمین خواهند گشت و میراث آنها خواهد بود تا ابد الاباد. خداوند صالحان را تایید می کند ، خدا روزی کاملان را می داند و روزی ایشان خواهد بود ، تا ابد نسل شروران منقطع شده صالحان وارث زمین خواهند شد و در آن تا ابد سکونت خواهند نمود ، جان او در نیکویی شب را به سر خواهد برد و ذریه او وارث خواهند شد."[12]

"و او قوم تو را به عدالت داوری خواهد نمود و مساکین تو را انصاف و فرزندان فقیر را نجات خواهد داد و ظالمان را زبون خواهد ساخت. در زمان او صالحان خواهند شکفت و وفور سلامتی خواهد بود و حکمرانی خواهد کرد از دریا تا در یا و از نهر تا اقصای جهان."[13]

اقوال در معنای زبور وذکر مختلف است برخی چون ابن جریر طبری گفته اند: مراد از زبور تمام کتب انبیاست ومراد از ذکر «ام الکتاب» است که نزد خدا در آسمان است و در آن همه چیز نوشته شده است[14].وبعضی هم گفته اند مراد از ذکر« تورات»است.[15]

 در بررسی شکلی و محتوایی برخی آیات عهد عتیق به مواردی بر می خوریم که به طرز عجیب و باور نکردنی با مسائل مربوط به منجی شیعیان حضرت بقیه الله الاعظم (عج) همخوانی کامل دارد. به گونه ای که جای هیچ تردیدی را برای هر انسان منصفی باقی نمی گذارد.
از اسفار پنجگانه تورات در سفر(sefr) پیدایش آمده است:

1.        " خدا وند بر ابراهیم ظاهر گشته گفت: به ذریه تو این زمین را می بخشم ،تمام این زمین را که می بینی به تو و ذریه تو تا به ابد خواهم بخشید "[16]

آیاتی از این دست سبب شده است تا برخی یهودیان ،  تمامی زمین را ارث پدری خود دانسته و اندیشه های صهیونیستی مستخرج از این آیات تجاوز به دیگر سرزمین ها را جایز بشمارد.

و در جایی دیگر خطاب به ابراهیم (ع) داریم:

 

 2." تورا بسیار بارور گردانم و امتهای بسیار از تو پدیدار کنم ،پادشاهان از تو بوجود آیند.عهد خود را در میان خویش و تو و ذریه بعد تو استوار گردانم که نسل بعد از نسل جاودانی باشد "

ودر فرازی دیگر خداوند خطاب به حضرت ابراهیم اورا پدر امتها می نامد:


3.  " نام تو بعد از این آبرام  خوانده نشود بلکه نامت آبراهیم خواهد بود زیرا تو را پدر امتهای فراوان گردانیدم. [17]


در آیه ای دیگر خداوند علاوه بر اشاره به وراثت زمین به صالحان در آخر الزمان سخن از ذریه کثیر ابراهیم (ع) می کند:

4.     به سوی آسمان بنگر- ستارگان را بشمار اگر خواهی  ذریه تو نیز چنین خواهد بود ، تورا از کلدانیان(بین النهرین) بیرون آوردم تا زمین را به ارث تو بخشم.[18]


بعضی گفته اند که منظور از ذکر درآیه مورد بحث، قرآن است وزبور تمام کتب انبیای پیشین وکلمه«من بعد»تقریبا معادل کلمه «علاوه بر » درفارسی خواهد بود وبه این ترتیب معنای آیه چنین می شود:

        " ما علاوه بر قرآن در تمام کتب انبیای پیشین نوشتیم که سرانجام سراسر روی زمین در اختیار     بندگان صالح ما قرار خواهد گرفت."[19]

موید این مطلب که منظور از ذکر،قرآن است آیات ذیل می باشد.

         "وانزلنا الیک الذکر لتبین للناس مانزل الیهم..."

وهمچنین آیه شریفه ی

         "انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحافظون "

اقوال در مراد از ارض

بیشتر مفسرین اهل سنت مثل ابن جریر طبری ،ثعلبی ،فخررازی سیوطی و... کلمه «ارض » درآیه شریفه را به زمین بهشت تفسیرکرده ودلیل آن را این آیه شریفه ذکر کرده اند.[20]

       "وقالوا الحمدلله الذی صدقنا وعده واورثنا الارض نتبوء من الجنة  حیث نشاء..."[21]

برخی دیگر گفته اند مراد از ارض، زمین امت های کافر است که امت محمد صلی الله علیه وآله آنها را به ارث بردند.[22]

کلمه ارض اطلاق می شود بر مجموع کره زمین هرچند بعضی احتمال داده اندکه ممکن است مراد ،وراثت همه ی  زمین در قیامت باشد ولکن ظاهر کلمه ی ارض وقتی به طور مطلق گفته می شود به معنای زمین این جهان است.[23]

همچنین از اطلاق کلمه ارض استفاده می شود که این وراثت مختص یک یاچند قسمت از زمین نیست بلکه سراسر کره ی زمین را شامل می شود وصالحان بر تمامی نقاط زمین مسلط خواهند شد.

معنای وراثت در آیه

راغب گوید:وراثت و ارث به معنای انتقال مالی است به تو بدون اینکه معامله کرده باشی.ومراد از وراثت زمین این است که سلطنت بر منافع، از دیگران به صالحان منتقل شود وبرکات زندگی در زمین مختص ایشان گردد واین برکات یا دنیایی است که بر می گردد به تمتع صالحان از متاع وزینت های دنیا پس در این صورت آیه اشاره دارد به اینکه زمین به زودی از لوث شرک و معصیت پاک می شود وانسان های صالح در آن سکنی گزیده وخدا را عبادت می کنند وهیچ شرکی به خدا نمی ورزند.کما اینکه این مطلب را قرآن تأیید می کند.

        "وعد الله الذین امنوا منکم وعملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض ...... یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا"[24]

ویا آن برکات اخروی است که مقامات قرب حقتعالی باشد وصالحان آن را در همین حیات دنیوی کسب می کنند پس آن مقامات از برکات حیات زمینی است وآن مقامات نعمت های آخرت است که خدا از زبان اهل بهشت به آنها اشاره می کند.

       "وقالوا الحمد لله الذی صدقنا وعده واورثنا الارض  نتبوء من الجنة حیث نشاء..."[25]

و همچنین این آیه شریفه

        "اولئک هم الوارثون  الذین یرثون الفردوس ..."[26]

بنابراین آیه مورد بحث خاص به یکی از دو وراثت دنیوی واخروی نیست بلکه هر دو را شامل می شود ومفسرینی که( براساس روایات وارده ) آیه را اختصاص به وراثت دنیایی داده وحمل بر دوران ظهور اسلام یا دوران حضرت مهدی علیه السلام کرده اند هم راه درستی را نرفته اند زیرا روایات ، هر چند متواتر ومسلم هستند اما آیه را تخصیص نمی زنند.[27]

عبادی الصالحون چه کسانی هستند.

اقوال درمیان علمای شیعه وسنی مختلف است که به برخی از آنها اشاره می کنیم.

 فخر رازی آورده است :

            "عبادی الصالحون وهم محمد( صلی الله علیه وآله ) وامته"[28]

 بیضاوی در تفسیرش می نویسد:

         "عبادی الصالحون یعنی عامة المؤمنین اوالذین کانوا یستضعفون مشارق الارض ومغاربها او امة محمد( صلی الله علیه وآله )"[29]

ابن جریر طبری گوید:

       بعضی گفته اند مراد، بنی اسرائیل هستند که خداوند در این آیه، وراثت زمین را به آنان وعده داده وبه آن وفا کرده است واستشهاد آورده به قول خدای متعال :

         "واورثنا القوم الذین کانوا یستضعفون مشارق الارض ومغاربها التی بارکنا فیها..[30]."[31]

دربین علمای  اهل سنت که متعصب نباشند هستند کسانی که گفته باشند حد اقل یکی از مصادیق «عبادی الصالحون » امام مهدی علیه السلام واصحابش است.مانند الحویزی درتفسیر نور الثقلین در ذیل این آیه شریفه که  به نقل از تفسیر قمی رحمه الله آورده است:

     ان الارض یرثها عبادی الصالحون،قال «القائم واصحابه»[32]

اما علمای شیعه با استفاده از روایات معصومین علیهم السلام مصداق اتم «عبادی الصالحون» را امام مهدی علیه السلام واصحابش میدانند.

مرحوم فیض کاشانی رحمه الله به نقل از مجمع البیان می نویسد:

     ان الارض یرثها عبادی الصالحون،قال : هم اصحاب المهدی فی آخر الزمان.[33]

 فخرالدین طریحی می نویسد :

            عبادی الصالحون ای عبادی المؤمنون.[34]

ودر ذیل آن حدیث فوق را از امام باقر علیه السلام می آورد.

دراین مورد روایات فراوانی آمده تا حد تواتر از رسول خدا وائمه صلوات الله علیهم اجمعین از طریق شیعه وسنی در شان حضرت مهدی علیه السلام وهمه آنها دلالت دارند بر اینکه حکومت روی زمین در دست صالحان قرار خواهد گرفت واینکه مردی از اهل بیت نبی ( صلی الله علیه وآله)قیام کرده وزمین را پر از عدل وداد می کند همچنان که از ظلم وجور پر شده است. ازجمله آن روایات حدیث معروفی است از حضرت پیامبر( صلی الله علیه وآله) که در اکثر مصادر اسلامی  به این صورت آمده است:

       "لو لم یبق من الدنیا الا یوم لطول الله ذالک الیوم حتی یبعث رجلا (صالحا )من اهل بیتی یملأ الأرض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا"

این حدیث با اختلاف کمی در بیشتر مصادر شیعه وسنی آمده است.[35]

مخفی نماند که معنی این روایات انحصار را نمی رساند بلکه بیان مصداق عالی آن است.وتفسیر این آیه محدود نمی شود به یک قوم ویک ملت بلکه در هر کجا وهر زمان بندگان صالح خدا بر علیه ظلم قیام کنند عاقبة الامر پیروز  شده و وارثان وحاکمان زمین خواهند شد.

نتیجه

از مجموع مباحث فوق روشن شد که اعتقاد به منجی(منجی گرایی)یک باور صحیح است وقبل از اینکه یک وعده الهی باشد یک قانون تکوینی معتبر است به لحاظ اینکه وقتی ما نظم در خلقت را مشاهده می کنیم باید قبول کنیم  که این نظم به یک نظام صحیح اجتماعی درآینده درعالم انسانی منجر خواهد شد وسنت الهی تحقق یافته و وعده الهی برای صالحان محقق خواهد شد وآنان وارثان زمین خواهند گردید وبدون هیچ خوفی  و شرکی خدای را عبادت خواهند کرد.  

وچون هیچ قوم وگروهی بدون امام نمی توانند باشند لذا اصلح صالحان  حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه که مصداق اتم «عبادی الصالحون »است بر جهان حکومت کرده وزمین را پر از عدل وداد خواهد کرد.

....ان شاءالله

 

 

 

 

 

 

منابع :

1.اینترنت ،سایت آینده روشن

2.نرم افزار کتابخانه اهل بیت علیهم السلام.

3.تفسیر التبیان (شیخ طوسی رحمه الله)

4.تفسیر القرآن العظیم (اسماعیل بن کثیر )

5.جامع البیان (محمد بن جریر طبری)

6.تفسیر نمونه (آیت الله مکارم)

7.تفسیر مقاتل بن سلیمان

8.تفسیر المیزان (علامه طباطبایی رحمه الله)

9.ترجمه تفسیر المیزان (علامه طباطبایی رحمه الله)

10.تفسیر الکبیر(فخر رازی)

11.التفسیر البیضاوی (عبدالله بن عمر البیضاوی)

12.تفسیر نورالثقلین (عبد علی الحویزی)

13.تفسیر الاصفی (فیض کاشانی رحمه الله)

14.تفسیر غریب القرآن (فخرالدین طریحی)

15.الامثل فی تفسیر کتاب الله المنزل (آیت الله مکارم)

[1] سایت آینده روشن

[2] همان

[3] . همان

[4] .همان

[5] .همان

[6] . نساء66

[7] .طوسی،محمد بن حسن،التبیان،ج2،ص247

[8] .مائده 32

[9] . طوسی،محمد بن حسن،التبیان،ج3،ص502

[10] .اعراف128

[11] .ابن کثیر ،اسماعیل،تفسیر القرآن العظیم،ج3،ص210

[12].مزمور37پندهای 29،27،18،17،12،11،9

[13] .مزمور72،پندهای،8،7،4،2

[14]. طبری ،ابن جریر،جامع البیان،ج17،ص136

[15] .همان

[16] .سفر پیدایش،باب12،فراز7

[17] .همان ،باب 17فراز 20 وباب18 فراز 18

[18] .همان ،باب13 فراز 15 وباب 15 فراز 5 تا 8

[19] .مکارم شیرازی،ناصر،تفسیر نمونه ،ج13،ص517

[20] .ابن سلیمان ،مقاتل ،تفسیر مقاتل ابن سلیمان ،ج3،ص141

[21] . زمر74

[22] . طبری،ابن جریر،جامع البیان،ج17،ص136

[23] . مکارم شیرازی،ناصر،الامثل فی تفسیر کتاب الله المنزل،ج10،ص255

[24] .نور 55

[25] .زمر 74

[26] .مؤمنون 11

[27] .طباطبایی،سید محمد حسین،ترجمه تفسیر المیزان،ج14،ص 466

[28] .رازی ، فخرالین،التفسیرالکبیر،ج20،ص23

[29] .بیضاوی ،عبدالله بن عمر،التفسیر البیضاوی،ج4،ص111

[30] .اعراف 136

[31] .طبری ،محمد بن جریر،جامع البیان،ج17،ص136

[32] .الحویزی ،عبد علی،نور الثقلین،ج3 ،ص464

[33] .فیض کاشانی ،ملا محسن ،الاصفی،ج2،ص793

[34] .طریحی ،فخرالدین،تفسیر غریب القرآن ،ص149

[35] . مکارم شیرازی،ناصر،الامثل فی تفسیر کتاب الله المنزل،ج10 ،ص258

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :