wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 8 » مقالات
بازدید: 2823
0/0 (0)
عوامل پیروزی حکومت حضرت مهدی علیه السلام
 

      نویسنده : ابوالقاسم فروتنی

 چکیده:

خداوند در قرآن کریم آیه 5 سورۀ قصص می فرماید: وَنُریدُ ان نَمُنَّ علی الذینَ استضعِفوا فی الارض وَ نجعَلَهُم أئمة وَ نَجعَلَهُم الوارثینَ.

این بشارتی است به دوران حکومت آن حضرت، دوران حکومت صالحان، اما سؤال اصلی خیلی از دوستداران مباحث مهدویت از چگونگی پیروزی حضرت بر طاغوتهای آن زمان است ،گردن کشانی با امکانات وقدرتهای پیشرفته، چگونه جریان حق، بر این باطل پیروز می شود.

این تحقیق با بیان آیات و روایات فراوان و سخنان و تحلیل های بزرگان و بیان نمونه های تاریخی مانند انقلاب اسلامی ایران ثابت می کند که حقیقت مهدوی بر ظلمت جائران و ظالمان پیروز می شود. مهمترین بحثها که در بحث سنتهای الهی به آن پرداختیم، ثابت می کند که سنت و قانون و ارادۀ الهی که حاکم بر جهان است، پیروزی نهائی را از آن حق می داند.

جهان پر از ظلم چون انبار باروتی است که می رود رو به قابلیت جرقه ای، تا حرکت نهضت را شروع کند و به سرعت شکل گیرد. و حکومتهای ظالم در ذات خود، مشغول پروراندن استعدادهای نابودکنندۀ خویش هستند.

علاوه بر این وجود خصوصیات رهبری این قیام، معجزات و کرامات ایشان، کامل شدن عقول مردم، ایجاد رعب و وحشت در دل دشمنان، و امدادهای غیبی، کامل کنندۀ اثبات مطلوب ماست.

فصل اول

تبیین موضوع:آنچه از قرآن وروایت استفاده می شود،بشارتِ به استقرارِ حکومتی عادلانه، اسلامی و پیشرفته در زمین، به رهبری حضرت ولی عصر4 است. واینکه این حکومت بر کنار کننده حکومت ظالمان و جائران است

خداوند در قرآن کریم سوره قصص آیه 5 می فرمایند:

وَنُریدُان نَمُنَّ علی الذینَ استضعِفوا فی الارض وَ نجعَلَهُم أئمة وَنَجعَلَهُم الوارثینَ.

ونیز پیامبراکرم6 می فرمایند:

ابشرکم بالمهدی یُبعَثَ فی اُمتی علی اختلاف ًمن الناس و زَلالَ فَیَملَأ الأرضَ قسطا وعدلا کما مُلِئَت جورا و ظَلما. (ابن حنبل،احمد المسند ج3 ص37)

حال ما در این پژوهش برآنیم که مشخصاً عواملی را که سبب پیروزی حضرت می شوند، اعم از شرائط اجتماعی، سُنَن الهی، ویژگی یاران و از همه مهمتر خصائص رهبری را بررسی کنیم.ان شاءالله

پیشینه یا سابقه تحقیق.

البته پژوهشگر ادعای استقراء تام نمی کند اما آنچه تا کنون از منابع دیده ایم و بررسی شده است. عدمِ وجودِ تحقیقی خاص و مشخص (که دقیقاً به این موضوع پرداخته باشد و حدود و ثغور و ویژگی های آن را مشخص کرده باشد به طوری که خواننده و یا پرسشگر را اقناع کرده و مسأله برایش روشن و واضح شود) است.

البته نا گفته نماند که در اکثر کتابها وتحقیقاتی که به صورت کلی راجع به معرفت ولی عصر4 نوشته شده است، در قسمتی از آن به صورت کلی که مثلاً حضرت4 قائم بالسیف است، یا منصور با رعب و وحشت دشمن  است، یا لشگری از فرشتگان دارند، ویارانش قوی و تنومندند، اشاره شده است. ویا کتابهائی که در رابطه با حکومت آن حضرت4 نوشته شده اند که شاید بتوان گفت بیشتر به اسباب و عوامل پیروزی آن حضرت 4 از سایر کتابهای معرفتی، اشاره کرده اند ویا توضیح داده‌اند.

اما تا کنون کتابی که دقیقاً به جوانب مختلف این موضوع اعم از، پیش زمینه‌ها، نیازها، عوامل، طریقه وچگونگی این پیروزی، پذیرش و تحمل جامعۀ آن روز، طریقۀ بر خورد با سردمداران و حکمرانان و سیاستمداران ظالم، مبارزه با انواع سلاح های پیشرفته، مبارزه با قدرت رسانه ای آنها و به دست آوردن افکار عمومی جهانیان و...پرداخته باشد.ندیده ام

سوال اصلی:

حال پرسش ما این است که در این شرائط، پیروزی حضرت4 چگونه محقق می شود؟

سوالهای فرعی:

 1-منظور از قیام بالسیف چیست؟ آیا این تعبییر اشاره به قیام مسلحانه دارد یا اینکه شمشیر موضوعیت داشته وامام 4 واقعاً با شمشیر به نبرد می پردازند؟

2-نقش امداد غیبی وتاییدات الهی در پیروزی حضرت 4 چیست؟

3-چه چیزهایی سبب ایجاد رعب و وحشت در میان مستکبران می گردد؟ وآیا استفاده از این تاکتیک،سابقه ای داشته و کار ساز خواهد بود؟

4- نقش علم و تکنولوژی های جدید ،در پیروزی حضرت چیست؟

5-مهمترین رکن این حرکت یعنی رهبری،چه ویژگی هائی دارد که رابطه  مستقیم با پیروزی حکومت خواهد داشت؟                                                                                                                                         

6-دیدگاه قرآن و روایت پیرامون پیروزی نهائی چیست؟                                                                                   

7 -اوضاع جهان چگونه است که نیاز به مبارزه وپیروزی است؟                                                                     

8-نقش سنتهای الهی در پیروزی حضرت چیست؟                                                                                       

انگیزه و هدف:                                                                                                                          

مهدویت عرصه ای است که شاید بتوان گفت سوالهای زیادی را از جنبه های مختلف به خود اختصاص می دهد وشاید یکی از مهمترین این جنبه‌ها ،چگونگی پیروزی حضرت ولی عصر 4 بر حکمرانان و سیاستمداران و گردن کشان است .کثرت سوالهای علاقه مندان به بحث های مهدویت و جای خالی پژوهش وپاسخی مناسب در این زمینه، ما را برآن داشت تا شروع به نگارش این مقاله کنیم.

فرضیه: آنچه از روایات مهدوی و تفسیر و تحلیل آنها برداشت می شود پیروزی آن حضرت7 و شکست همه دشمنان اوست.این قدرتها و حکومتهای پوشالی با تمام امکاناتشان ،در مقابل آن حضرت محکوم به شکست هستند. این مطلب را با دلائل زیادی در این مقاله به اثبات می رسانیم. از جمله: قدرت حضرت4 و یاورانش که ناشی از علم آن حضرت است، خصائص رهبری این قیام، همراهی بزرگان و رهبران دینی و عقیدتی جهان با حضرت، امداد های غیبی، رفاه عمومی، پایگاه مردمی و...

فصل دوم: امید به پیروزی

 هر سال با آمدن بهار جهان آمادۀ استقبال از رستاخیز طبیعت می شود. زمین و زمان گوش به زنگ اسرافیلند، تا در صور بدمد و با دمیدنش زمین مرده دگر بار زندگی و طراوت یابد، درختان به شکوفه بنشینند و انواع گل و ریحان در دشت و دمن بروید.

چه عظمتی است در این بهار! چه شکوهمند است حیات پس از مرگ و جه زیباست زنده شدن دوباره طبیعت.

وَ اللهُ الذَّی أَرسلَ الرَّیَاحَ فَتثیرَ سَحاباً فَسقناهُ إلی بَلَدٍ مٌیّتٍ فَاَحیینا بِهِ الأرضَ بَعد مَوتها کَذلِکَ النُشُورُ[1]

اما بهار یادآور رستاخیز دیگری نیز هست. این رستاخیز چیزی جز رویداد عظیم نصر و پیروزی و ظهور نیست. روادیدی که هم نجات بخش است و هم حیات بخش،هم به انسانها زندگی دوباره می بخشد و هم به جهان طبیعت.

به ایشان عرض می کنیم: السلام علی ربیع الانام و نضرة الایام [2]

سلام بر بهار مردمان و خرمی بخش روزگاران

همو که تمام انبیاء و اولیاء در انتظارش بودند و سرور همۀ اولیا، امیرالمؤمنین علی7 در فراق او ناله سر داد که:

آه آه شَوقاً اٍلی رؤیَتِهِم[3]

در زیارتی که مرحوم سید بن طاووس برای آن حضرت4 نقل کرده است، می خوانیم: أَلسلامُ علی مُحییِ المؤمنینَ وَمُبیرِ الکافِرینَ[4]

وبالاخره در دعای عهد از خداوند در خواست می کنیم که به وسیله امام مهدی4 سرزمین هایش را آباد و بندگانش را زنده سازد:

...وَاعمُرِ اللٌهم بِهِ بلادَکَ وَ أّحیِ بِهِ عِبادَکَ فَإنکَّ قُلَتَ وَ قُولکَ الحَق «ظَهَرَ الفِسادُ فی البَروالبَحرِ بِما کَسَبَت أٌیدی النٌاسِ فَأظهِرِ الٌلهُمٌ لَنا وَلِیَّکَ وَ اَبن بِنتِ نَبِیکَ،ألمسَی بِاسمِ رَسَولِکَ[5]

بنابراین آنچه از قرآن مجید و سخنان گهر بار ائمه معصومین استفاده می شود، بشارت به استقرار حکومتی چون بهار سرسبز و خرم، عادلانه واسلامی و پیشرفته در زمین، به رهبری حضرت ولی عصر4 است چنان که درروایتی که از امام محمد باقر7 نقل شده است آن حضرت پس از اشاره به آیۀ شریفۀ:وإعلَمَوا أنٌ الله َ یُحیی الأَرضَ بَعَدَ مَوتِها قَد بیٌنٌا لَکمُ الآیاتِ لَعَلکم تَعقِلُونَ.[6]

می فرمایند: یَعنی بَعَدَ مَوتهِا بِکُفرِ أهلِها وَ الکافِرُ مَیت، فَیحییها الله بِالقائِمِ4 فَیَعدِلُ فیها فَیُحیی أهلَهاَ بَعد مَوتِهِم.[7]   

آری بهار زیبا و سرسبز و پر برکت و خرّم نمایان می شود و زمستان سرد و یخبندان را کنار می زند و شب تاریک و ظلمانی با طلوع خورشید عالمتاب به پایان می رسد الیس الصبح بقریب [8] آری بهار آن زمانی است که جهان پر از ظلم و جور و نابرابری و بی عدالتی و سیاهی و تاریکی و جهان مرده،به ارادۀ الهی و به دست مردی از جنس نور زنده شود.واشرت الارض بنور ربها[9]  که پیروزی در دستان اوست.وکان حقا علینا نصر المؤمنین [10]                                   فصل سوم :  بررسی اجمالی جهان پیش از ظهور

آنگاه که در روشنائی قرار داریم، از ارزش آن کمتر آگاه هستیم و زمانی به ارزش واقعی آن پی می بریم که در ظلمت و تاریکی قرار گرفته باشیم.

 هنگامی که خورشید جهان افروز در پهنه آسمان می درخشد،کمتر بدان توجه داریم،ولی آنگاه که در پس ابرها قرار گیرد و برای مدتی نور وگرما را از موجودات دریغ ورزد به ارزش آن آگاه می گردیم.

ضرورت ظهور خورشید ولایت را آنگاه احساس می خواهیم کرد که از شرائط و اوضاع نا بسامان پیش از ظهور آگاه شویم و شرائط سخت روانی دوران را درک کنیم. ترسیمی کلی از آن دوران -که بر گرفته از روایات است- به شرح زیر می باشد:

پیش از ظهور امام زمان4 فتنه و آشوب، هرج ومرج، نابسامانی،ناامنی و ظلم و بیداد، نابرابری و اجحاف، قتل وکشتار و تجاوز، همه جا را را فرا می گیرد و زمین سرشار از ستم و بی عدالتی می شود. جنگهای خونین میان ملتها و کشور های جهان آغاز شده، زمین از کشته‌ها انباشته می گردد، کشتار ناحق به حدی است که هیچ خانه و خانواده ای یافت نمی شود که یک یا چند عزیز خود را از دست ندهد. مردان وجوانان بر اثر جنگها از بین می روند، تا آنجا که از هر سه نفر، دو نفر کشته می شوند.

امنیت مالی و جانی از میان ملّتها رخت بر می بندند، راهها و جاده‌ها ناامن می گردد، ترس، وحشت و هراس بشر را فرا می گیرد، مرگهای زود رس و ناگهانی فراوان می شود. کودکان معصوم با بدترین شکنجه‌ها به دست فرمانروایان ستمگر کشته می شوند، در خیابانها و معابر عمومی به زنان باردار تجاوز می گردد، بیمارهای واگیر دار و مرگبار( شاید بر اثر تعفن پیکر کشته شدگان یا به کار گیری سلاحهای میکروبی وشیمیائی) گسترش می یابد. کمبود مواد غذائی، گرانی و قحطی، زندگی مردم را فلج می کند و زمین از پذیرش بذر و رشد و شکوفائی سر باز می زند، بارانها قطع شده یا بی هنگام فرود می آید و زیان می رساند. بر اثر قحطی، زندگی چنان سخت می شود، که برخی از مردم برای تامین قوت لا یموت خود، زنان و دختران خود را در برابر اندکی غذا واگذار می کنند.

در آن شرائط دشوار، نا امیدی، بشر را فرا می گیرد و مرگ بهترین هدیه الهی به انسانها تلقی می شود و تنها آروزی مردم، پایان یافتن زندگی است. در آن هنگام چون شخصی از میان پیکر کشته شدگان و از کنار گورستان بگذرد آرزو می کند کاش یکی از آنها بود تا از زندگانی ذلت بار آسوده می گشت.

درآن هنگام هیچ قدرت و سازمان و تشکیلاتی وجود ندارد که بتواند آن همه نا بسامانی،تجاوز و کشتار را مهار کند وستمکاران و قدرتمندان را به سزای کردار ننگینشان برساند. هیچ فریادی برای رهائی مردم به گوش نمی رسد. همه مدعیان نجات بشر، خائن ودروغگو از کار در می آیند و انسانها تنها ظهور مصلح الهی و معجزه ای خدائی را انتظار می کشند در آن هنگام نا امیدی همه را فرا گرفته است، لطف ورحمت الهی مهدی موعود4 را پس از سالها غیبت و انتظار، برای نجات انسانیت ظاهر می کند و سروش آسمانی در همۀ جهان به گوش می رسد که:« ای اهل عالم! دوران فرمانروائی ستمگران به سر آمد و حکومت عدل الهی فرا رسید و مهدی ظهور کرد »این سروش آسمانی روح امید را در پیکرۀ بی رمق انسانها می دمد و به محرومان وستمگران مژدۀ رهائی می دهد.

آری با درک این زمینه هاست که می توان به ضرورت ظهور مصلحی پیروز و مؤ ید من عند الله پی برد. و اهمیت و ارزش حکومت عدالت گستر مهدی4 را درک کرد.

اوضاع نا بسامان جهان از دیدگاه روایات

رسول گرامی اسلام 6می فرمایند:

در آخر الزمان بلای شدیدی- که سخت‌تر از آن شنیده نشده باشد – از سوی فرمانروایان اسلامی بر امت من وارد خواهد شد؛ به گونه ای که فراخنای زمین بر آنان تنگ خواهد گشت و زمین از بیداد و ستم لبریز گردد؛ آنچانکه مؤمن برای رهائی از ستم، پناهگاهی که به آن پناهنده شود نمی یابد[11].

امیر المؤمنین علی(هنگامی که امام حسین7 نزد ایشان بود) 7 فرمودند:

حسین پیشوای شماست،چنانکه رسول خدا6 او را سید وسرور نامیده است. از نسل او مردی ظهور خواهد کرد که در اخلاق و چهره شبیه من است و دنیا را پر از عدل و داد می کند. چنانکه پیش از آن پر از ستم و جور شده است.

سوال شد این قیام در چه زمانی خواهد بود؟ فرمودند: افسوس! هنگامی که از این دین خارج شوید؛ همچنانکه زن برای شوهرش از لباسش خارج می شود.[12]

رسول خدا6 می فرمایند:

قیامت بر پا نمی شود تا آنکه زنی را در روز روشن و به طور آشکار (و در پیش روی همگان از چنگ صاحبش) گرفته،در وسط راه به او تعدی کنند؛ ولی احدی این کار را نکوهش نکند و از آن جلو گیری ننماید. بهترین آن مردم کسی است که می گوید: ای کاش کمی از وسط راه کنار می رفتی و کارت را انجام می دادی.[13]

ابو حمزه ثمالی می گوید: امام باقر7 فرمود:

ای ابا حمزه! حضرت قائم 4 قیام نمی کند، مگر در دورانی که خوف و ترس شدید و مصیبتها وفتنه‌ها (بر جامعه) حاکم باشد وگرفتاری و بلا دامن گیر مردم شود و پیش از آن، بیماری طاعون شیوع یابد،درگیری شدید و مهلکی میان عرب اتفاق افتد،اختلاف شدیدی بین مردم حاکم شود، از هم گسیختگی در دین وآیین آنان رخ دهد و وضعیت مردم تغییر کند تا جایی که هر آرزومندی هر شب و هر روز –از آنچه که از درنده خوئی مردم وتجاوز آنان به حقوق یکدیگر می بیند- آرزوی مرگ می کند.[14]

محمد بن مسلم می گوید: از امام باقر7 شنیدم که فرمود:

"پیش از ظهور حضرت قائم4 از سوی خداوند برای مؤمنان نشانه هائی است " گفتند خدا مرا فدای تو گرداند؛ آن نشانه‌ها کدام است؟ فرمود: "آنها همان گفته خداوند است که فرمود: وَلَنَبلُونَّکُم بِشیء مِنَ الخَوفِ وَ الجُوعِ وَ نَقصٍ مِنَ الاموالِ وَ الانفُسِ وَ الثَّمَرات و بَشرِ الصّابِرینَ

آنگاه فرمود: " خداوند مؤمنان را به سبب ترس از پادشاهان بنی فلان در دوران پایانی حکومت شان می آزماید و مراد از گرسنگی، گرانی قیمتها ست و منظور از کمی دارائی ها، کساد تجارت وکمبود درآمد است،و مقصود از نقصان جانها، مرگهای سریع و پی در پی است و مراد از کمبود میوه ها، کمبود عایدات و محصولات کشاورزی است. پس صابران را بشارت باد به تعجیل ظهور قائم4 در آن هنگام.[15]

فصل چهارم : پیروزی حق بر باطل یک قانون، سنت وارادۀ الهی

جهان آفرینش بر پایه نظام احسن شکل گرفته،بر سنتها و قانونمندی های ثابت و تغییر ناپذیر استوار است. این قانونمندی‌ها بر کلیه فعل وانفعالها و تغییر و تحولهائی که در جهان طبیعت رخ می دهد، اعم از تغییرات و فرآیندهای شمیائی و فیزیکی، زیست محیطی، نجومی و...، حاکم بوده وهیچ رویداد طبیعی، خارج از چار چوب آنها واقع نمی شود. از همین روست که بشر در پی این بر آمده که با ایجاد شاخه های مختلف علوم طبیعی،قانون مندی‌ها و نظامهای حاکم بر جهان طبیعت را کشف کند تا بتواند کلیه تغییرو تحولات عالم ماده را در اختیار خود گرفته و وقوع آنها را در جهت منافع خود مهار نماید.

همچنانکه تغییر وتحولات عالم طبیعت بر اساس قانونمندی های ثابت و تغییر ناپذیر صورت می گیرد، تغییر و تحولات اجتماعی نیز قانونمندی های خاص خود را دارد و کلیه فراز و فرودهائی که در جوامع بشری رخ می دهد بر اساس همین قانونمندی هاست.

استاد شهید مرتضی مطهری ره در همین زمینه می نویسد:

قرآن کریم این گمان را که اراده گزافکار و مشیتی بی قاعده و بی حساب سر نوشت های تاریخی را دگر گون می سازد به شدت نفی می کند و تصریح می نماید که قاعده ای ثابت و تغییر ناپذیر بر سر نوشت های اقوام حاکم است.[16]

قرآن کریم از قانون مندی های حاکم بر تغییرات اجتماعی، به عنوان "سنت خدا" تعبیر کرده ودر موارد متعددی ضمن تأکید بر تغییر ناپذیری سنتهای الهی به برخی از این سنتها اشاره کرده است. در اینجا برای آشنایی بیشتر با سنت های الهی حاکم بر جوامع بشری، ابتدا اصل تغییر ناپذیری  سنتهای الهی را از دیدگاه قرآن اجمالاً بیان کرده و آنگاه به برخی از این سنتها اشاره می کنیم.

بخش اول: اصل تغییر ناپذیری سنتهای الهی

قرآن کریم تأکید فراوانی بر تغییر ناپذیری سنتهای الهی داشته و در آیات متعددی ضمن اشاره به برخی از رویداهائی که در امتها و اقوام گذشته و یا در زمان پیامبر اکرم6 رخ داده آنها را از مصادیق سنتهای تغییر ناپذیر خداوند دانسته است؛ که ما به علت پرهیز از اطاله کلام فقط به آنها اشاره می کنیم.

1.آیات 76 و 77 سورۀ اسراء:

وَ إنِ کادو ا لَیَستَفزونَکَ مِنَ الارضِ لِیُخرجُوکَ مِنها وَ إذَا لا یَلبَسُونَ خِلفَکَ إ لَّا قَلیلاً. سُنَّةَ مَن قد أرسَلنا قَبلکَ مِن رُسُلنا وَلا تَجِدُ لِسُنتِنا تَحویلاً.

و چیزی نمانده بود که تو را از این سرزمین برکَنند،تا تو را از آنجا بیرون سازند، ودر آن صورت آنان (هم) پس از تو جز (زمان) اندکی نمی مانند. سنتی که همواره در میان (امتهای) فرستادگانی که پیش از تو گسیل داشته ایم (جاری ) بوده است، و برای سنت (و قانون)  ما تغییری نخواهی یافت.

2.آیات 62-60 سورۀ احزاب:

... سُنٌةَ اللهِ فی الذین خَلوا مِن قَبلُ وَلَن تَجِدَ لسِنةِ اللهِ تَبدیلاً

هشدار به منافقین در صورت شایعه پراکنی و ایجاد اختلاف وفساد در مدینه

3.آیات42 و 43 سورۀ فاطر:

...وَ لَن تَجِدَ لِسُنتِ اللهِ تُحویلاً

4. آیات 22 و 23 سورۀ فتح:

... سُنةَ اللهِ التی قَد خلَت مِن قَبل وَ لَن تَجِدَ لِسُنة الله تَبدیلاً.

هنگامی که به تفسیر المیزان علامۀ طباطبائی، ذیل آیات یاد شده مراجعه می کنیم، اصل تغییر ناپذیری این سنتها را به وضوح می یابیم که ما به جهت پرهیز از احاطه کلام مختصراً به آنها پرداختیم.

بخش دوم: سنت های الهی حاکم بر جوامع انسانی

الف: ظلم و بیداد گری عامل نابودی تمدن ها.

اقوام، ملل وتمدن های گوناگونی در طول تاریخ قد بر افراشته‌اند، توسعه یافتند و به اقتدار رسیدند، اما بسیاری از آنها پس از مدتی در سراشیبی سقوط قرار گرفته و رفته رفته شکوه و جلال گذشته خود را از دست دادند و به طور کلی از صحنه روزگار پاک شدند. حال، این پرسش مطرح است: چرا این تمدنها، با همۀ شکوه وجلال وهمۀ قدرت و عظمتی که داشتند، یکباره نابود شدند و گاه حتی اثری هم از آنها باقی نمانده است؟

قرآن کریم در پاسخ به این پرسش، ظلم و بیداد گری را از مهمترین عوامل نابودی شهر‌ها و تمدن‌ها بر شمرده است. البته این ظلم بر اسا س فرهنگ قرآن، هم شامل ظلم فرد نسبت به خود (کفر، فسق، فجور) وهم شامل ظلم فرد نسبت به دیگران (ستم وتجاوز) می شود. استاد مطهری در زمینه مفهوم ظلم در قرآن می نویسد:

 در اصطلاح قرآن،ظلم اختصاص ندارد به تجاوز فرد یا گروهی به حقوق فرد یا گروه دیگر؛ شامل ظلم فرد به نفس خود و شامل ظلم یک قوم به نفس خود نیز می شود. ظلم در قرآن در حقیقت مفهوم اعمی دارد که هم شامل ظلم به غیر می گردد و هم شامل فسق و فجور و کارهای ضد اخلاقی. غالباً مورد استعمال این کلمه مصداق دوم است. آیاتی از قرآن که ظلم به معنی اعم را علت هلاکت یک قوم شمرده بسیارند.[17]

یکی از آیات قرآن که ظلم در آن به معنی اعم، عامل نابودی تمدن‌ها شمرده شده به شرح زیر است:

آیات 58و 59 سورۀ کهف: در این آیات در مقام تهدید کسانی که به دشمنی با پیامبر گرامی اسلام6 بر خاسته بودند، چنین آمده است:

وَرَبٌکَ الغَفُورُ ذَو الرحمَة لَو یُواخِذُهُم بِما کَسَبُوا لَعَجٌلَ لَهُمُ العَذابَ بَل لَهُم مَوعِدُ لَن یَجِدُوا مِن دُونِهِ مَوئلاً.وَتِلک القُری اهلکناهُم لما ظلموا و جَعَلنا لَمَهلِکِهِم مَوعِداً.

و پروردگار تو آمرزنده (و) صاحب و رحمت است. اگر به جرم آنچه که مرتکب شده اند آنها را مؤاخذه می کرد. قطعاً در عذاب آنها تعجیل می نمود ولی چنین نمی کند بلکه برای آنها سر رسیدی است که هرگز از برابر آن راه گریزی نمی یابند. و مردم آن شهرها چون بیداد گری کردند، هلاکشان کردیم، وبرای هلاکشان موعدی مقرر داشتیم.

علامۀ طباطبائی (ره) در ذیل این آیه می فرماید:

آیه در این مقام است که بفهماند تاخیر هلاکت کفار و مهلت دادن از خدای تعالی کار نو ظهوری نیست، بلکه سنت الهی در گذشته نیز همین بوده که وقتی ظلم را از حدی می گذرانند هلاکشان می کردیم و برای هلاکشان موعدی قرار می دادیم. از همین روشن می شود که عذابی و هلاکی که این آیات متضمن آن است عذاب روز قیامت نیست، بلکه مقصود عذاب دنیایی است.[18]

آیات 51 و 52 سورۀ نمل،13 و 14 سورۀ یونس 11تا14 سورۀ انبیا 32تا41سورۀ مؤمنون، آیاتی هستند که محقق در صورت مراجعه به آنها این چنین نتیجه گیری می کند:

نظام کفر واستکبار حاکم بر جهان به دلیل مبتنی بودن بر ظلم و ستم، چه در شکل فردی و چه در شکل اجتماعی آن (ظلم به خود و ظلم به دیگران) در ذات خود استعداد نابودی و فنا را پرورش می دهد و از این رو هر چه این نظام بیشتر رشد و توسعه می یابد به فرو پاشی و سقوط نیز نزدیکتر می شود تا سر انجام بر اساس سنت الهی با به نهایت رسیدن ظلم وستم زمینه اضمحلال کامل این نظام فراهم می گردد. در چنین شرائطی انقلاب جهانی امام مهدی4 مانند جرقه ای می ماند که انبار باروت آماده اشتعالی را شعله ور می سازد.

این برداشت با روایات فراوانی (که در آن آمده "امام مهدی 4 جهان را پس از آنکه از ظلم وستم پر شده از عدل و داد آکنده می سازد") هماهنگی و تناسب دارد. بنابراین می توان گفت: این سنت الهی حاکم بر جوامع انسانی که به موجب  فرا گیر شدن ظلم وستم باعث نابودی اقوام و تمدن‌ها می شود، زمینه پیروزی سریع امام مهدی 4 بر قدرتهای ستم پیشه عصر ظهور را فراهم ساخته و آن حضرت را در بر چیدن همۀ مظاهر ظلم وستم از جهان یاری می دهد.

ب:امامت، وراثت و خلافت مؤمنان صالح.

یکی دیگر از قوانین وسنت های الهی حاکم بر جوامع بشری، خلافت، امامت و وراثت نهائی مستضعفان صالح و اهل ایمان است. از آیات متعددی از قرآن کریم چنین بر می آید که بر اساس یک قانون وسنت الهی، بندگان صالح ومؤمن خداوند که جز در مقاطع محدودی از تاریخ کرۀ خاکی، همواره به استضعاف کشانده شده و خوار شمرده می شدند. در نهایت، زمین را به ارث می برند و پیشوایان و حاکمان زمین می گردند. برخی از این آیات به شرح زیر است:

1.آیه 105 سورۀ انبیا: در این آیه با تعبیر "کتبنا" که اشاره به یک امر ثابت، مقرّر و مفروض دارد،بیان می کند که در کتابهای آسمانی وراثت بندگان صالح خدا پیش بینی شده است:

وَلَقَد کَتَبنا فی الزَّبورِ مِن بَعِد الذکرِ أُنَّ الارضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصالِحُونَ.

ودر حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایستۀ ما به ارث خواهند برد.

در تفسیر المیزان دربارۀ این آیه چنین آمده است: "وراثت" و "ارث" به طوری که راغب گفته به معنای انتقال مالی است به تو بدون اینکه معامله ای کرده باشی. و مراد از وراثت زمین این است که سلطنت بر منافع، از دیگران به صالحان منتقل شود و برکات زندگی در زمین مختص ایشان شود، و این برکات یا دنیایی است که بر می گردد به تمتع صالحان از حیات دنیوی که در این صورت خلاصۀ مفاد آیه این می شود که به زودی زمین از لوث شرک و گناه پاک گشته جامعۀ بشری صالح که خدای را بندگی کنند و به وی شرک نورزند در آن زندگی می کنند. همچنانکه آیه «وَعَدَ اللهُ الذَّینَ ءَامَنُوا مِنکُم وَ عَمِلوا الصالحاتِ لَیَستَخلِفَنَّهُم فی الأَرضِ...یَعبُدوننی لا یُشرِکوُنَ بی‌شَیئاً.[19]  از آن خبر می دهد.

و یا این برکات اخروی است که عبارت است از مقامات قربی که برای خود کسب کردند، چون این مقام هم، از برکات حیات زمینی است هر چند که خود از نعیم آخرت است؛ همچنانکه آیۀ:"وَ قالُوا الحَمدُلِله ِالذی صَدَقَنا وَعدَهُ وَ أَورتَنَا الأَرضَ نَتَبَوّاُ مِنَ الجَنَّةِ حَیثُ نَشاءُ[20]که حکایت کلام اهل بهشت است وآیۀ:اُولئِکَ هُمُ الوَرِثُونَ الذَّینَ یَرثُونَ الفِردَوسَ»[21]بدان اشاره می کند و از همین جا معلوم می شود که آیه مورد بحث، خاص به یکی از دو وراثت های دنیائی و آخرتی نیست بلکه هر دو را شامل می شود.

2. آیه 55 سورۀ نور:در این آیه خداوند به کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام می دهند وعده می دهد که سرانجام در زمین به خلافت می رسند و از بیم و هراس رهائی می یابند:

وَعَدَ اللهَ آلذینَ آمَنَوا مِنکُم وَ عَمِلوا الِصالحاتِ لَیَستخلِفَنَّهُم فی الأرضِ کمَا استَخَلَفَ الّذینَ مِن قَبلهِمِ وَلَیُمَکّنَنٌ لَهم دینَهُمُ الذی ارتضی لَهم وَ لَیبدَّ لَنَّهم مِن بَعدِ خوف امنا یَعبُدونَنی لا یَشرِکُونَ بی‌شَیئاَ وَ مَن کَفر بعدَ ذلکَ فَاولئک همُ الفاسِقونَ.

خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین جانشین خود قرار دهد. همان گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند جانشین خود قرار داد و آن دینی را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند تا مرا عبادت کنند و چیزی را به من شریک نگردانند، و هر کس از آن به کفر گراید، آنانند که نافرمانند.

علامه طباطبائی در تفسیر این آیه پس از اشاره به اختلاف نظر فراوانی که در میان مفسران در زمینه مراد این آیه وجود دارد و همچنین بیان دیدگاه خود ، در این زمینه می فرماید: آنچه از همۀ مطالب برآمد این شد که خدای سبحان به کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام می دهند، وعده می دهد که به زودی جامعه ای برایشان تکوین می کندکه جامعه به تمام معنی صالح باشد، واز لکه ننگ و کفر و نفاق و فساد پاک باشد، زمین را ارث برند و در عقائد افراد آن واعمالشان جز دین حق، چیزی حاکم نباشد، ایمن زندگی کنند، ترسی از دشمن خارجی یا داخلی نداشته باشند،از کید نیرنگ بازان، وظلم ستمگران و زور گوئی زورگویان آزاد باشند. و این مجتمع طیب و طاهر با صفاتی که از فضلیت و قداست دارد هرگز تا کنون در دنیا منعقد نشده ودنیا از روزی که پیامبر 6 مبعوث به رسالت گشته تا کنون، چنین جامعه ای به خود ندیده، نا گزیر اگر مصداقی پیدا کند در روزگار مهدی 4 خواهد بود چون اخبار متواتری که از رسول خدا 6 و ائمه اهل بیت در خصوصیات آن جناب وارد شده از انعقاد چنین جامعه ای خبر می دهد.[22]

ج: حاصل مباحث:

حاصل مباحثی که در این قسمت بیان شد این است که،براساس یک سنت تغییر ناپذیر الهی، حاکمیت نهائی  جهان از آن صالحان و مستضعفان است وبالاخره روزی جهان در خدمت صاحبان واقعی آن؛ یعنی بندگان صالح و مؤمنان به خدا و رسول او، قرار می گیرد. در آن روز جهانیان طعم شیرین عدالت، امنیت و معنویت را می چشند و بی هیچ بیم و هراسی خدای یگانه را پرستش می کنند.اما پرسش این است که این سنت الهی بدست چه کسی محقق خواهد شد؟تردیدی نیست که امام مهدی 4 تنها تحقق بخش این سنت الهی در تاریخ است و جز او کسی نخواهد توانست وعدۀ خدا بر حاکمیت صالحان را محقق کند.

بنابراین میتوان نتیجه گرفت که چون امام مهدی 4 تنها ذخیره الهی برای تحقق سنت یادشده است،خداوند او را از راههای گوناگون یاری خواهد داد تا بتواند سنتش را در میان بندگان جاری و وعده اش را محقق سازد.در این صورت جائی برای این پرسش که آن حضرت چگونه در برابر همۀ دنیای ظلم می ایستد و چگونه قدرتهای نظامی وسیاسی زمان ظهور را در هم می شکنند؟ باقی نمی ماند

فصل پنجم:نیاز به شمشیر در پیروزی

در روایات آمده است که یاران قائم 4 از نظر توان جسمی و  قدرت بدنی در مرتبه بالائی قرار دارند تا آنجا که کوهی را از جا بر می کنند. امّا این پرسش همواره مطرح بوده که امام عصر ویارانش چه سلاحی در مبارزه با مستکبران و گردنکشان عصر استفاده می کنند؟

امام باقر می فرمایند:

وَامَّا شبههُ مِن جِدَّهِ المصطفی6 فُخروجه بالسیفِ وَ قتلهُ اعداء الله و اعداء رَسولِهِ 6 والجَبُّارینَ والطَّوا غیتَ وأنه ینصرَ بالسَّیفِ وَ الرّعبِ و...[23]

اما شباهت او به جد برگزیده اش،که درود خدا بر او وخاندانش باد،این است که او با شمشیر قیام میکند و دشمنان خدا و رسول 6 و همۀ ستمگران و گردنکشان را به قتل می رساند و او با شمشیر و ترسی که در دل دشمنان می افکند به پیروزی می رسد.

این روایت بخش کوچکی است از روایات فراوانی که درآنها تصریح شده که قائم 4 و یاران او با شمشیر، نبرد رهائی بخش خود را آغاز می کنند. اما در بارۀ اینکه چرا آن امام از میان همۀ سلاحها شمشیر را بر گزیده است احتمالات مختلفی داده شده که در اینجا به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

احتمال اول: دلیل آنکه امام مهدی 4 بجای استفاده از سلاحهای روز از شمشیر استفاده می کنند این است که خداوند نمی خواهد عهدی از ستمگران بر گردن آن حضرت باشد حتی به اندازه استفاده از سلاح هایی که ستمگران روزگار به وجود آورنده آنها بوده‌اند.

احتمال دوم: اساساً قیام امام مهدی 4 از سنخ قیام پیامبران الهی است و چنانکه می دانیم آنها معمولاً با قدرت معنوی خود و نه با سلاحهای کشنده و ادوات جنگی قدرتهای عصر خود را به زانو در آورده‌اند. نمونه بارز آن حضرت موسی که تنها با یک عصا به جنگ فرعون زمان خود رفت و همۀ قدرت و شوکت او را به سخره گرفت. بنابراین لزومی ندارد که آن حضرت حتماً از همۀ سلاحهای روز بهره مند باشد تا بتواند با قدرتهای استکباری مقابله کند، بلکه همین که ایشان از یک سو با تاییدهای الهی وامداد های غیبی و از سوی دیگر با خیل مردان وزنان مؤمن و عدالتخواه یاری می شود برای به پیروزی رسیدن ایشان کافی است[24].

فصل ششم: استفاده از تاکتیک ایجاد وحشت در قلب دشمن

چنانکه گفته شد،یکی از ویژگی هایی که در روایات برای قیام امام مهدی4 برشمرده شده، رسیدن به فتح وپیروزی به وسیله ایجاد وحشت و هراس در دل دشمنان است؛ یعنی همان ویژگی که در صدر اسلام و در حرکت رهائی بخش پیامبر اسلام وجود داشت.

در آیات متعددی از قرآن کریم به این موضوع اشاره شده که خداوند با ایجاد ترس و وحشت در دل کافران و مشرکان به یاری رسول اکرم 6 و سپاه او بر خاسته و آنها را بر دشمنانشان غالب ساخته است که برای نمونه می توان به این آیه اشاره کرد:

 إذ یُوحی رَّبُّکَ إلَی المَلائکة اِنی مَعَکُم فَثَبَّتَوا الذَّینَ آمَنو سَالقی فی قُلوب الذَّینَ کَفَروُا الرُّعبَ...[25].

وبه یاد آر آنگاه که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد:من با شمایم مؤمنان را ثابت قدم بدارید که همانا ترس در دل کافران خواهد افکند...

این آیه در جریان جنگ بدر نازل شد که پیامبر6 تنها با 313 نفر همراه و بدون تجهیزات کافی در برابر لشکر انبوه و مجهز قریش قرار گرفت وچنان عرصه بر مسلمانان تنگ شده بود که سر بر آسمان بر داشته و از خداوند طلب یاری کردند و خداوند نیز علاوه بر این که هزار فرشته را برای یاری مسلمانان فرستاد چنان ترسی در دل دشمنان انداخت که همگی پا به فرار گذاشتند[26].

اما برخی از روایاتی که در آنها تصریح شده که حضرت مهدی 4 و یاران او با ترس وبیمی که خداوند در دل دشمنان می افکند،به پیروزی می رسند، به قرار زیر است:

1.امام محمد باقر7 در روایتی می فرمایند:

اَلقائمُ مَنصُورُ بِالرّعبِ مُؤَیَّدُ بِالنُّصِرَة تُطوی لَهَ الارضُ و تُظهرُ لهُ کنوُزَ و یَبلغُ سُلطانُه المشرِق وَالمَغرِبَ وَ یَظهَرُ اللهُ عَزُّوَجَلَّ،بهِ دینَهُ وَلو کَرهَ المشرِکُونَ[27].

همانا قائم با ترس وبیمی یاری شده وبا نصرت الهی تایید گشته است زمین برای او در هم پیچیده می شود و گنج هایش را آشکار می کند. نفوذ و اقتدار او شرق وغرب جهان را در بر می گیرد و خداوند به وسیله او دین خودش را بر خلاف میل مشرکان غلبه می بخشد.

2. در روایت دیگری که از آن امام7 نقل شده چنین آمده است:

یَنشُرُ رایة رَسُول اللهِ السَّوداءَ فَیسیرُ الرُّعب قُدامَها شَهراً وَعَن یَمینِها شَهراً وَعَن یَسارِها شَهراً...[28].

 پرچم سیاه رسول خدا6 را به اهتزاز در می آورد. به فاصله یک ماه از پیش رو،سمت راست و سمت چپ آن پرچم، ترس همه را فرا می گیرد...

3.امام در مورد لشگریان امام مهدی 4 می فرماید:

یُؤُیَّدُهُ بِثَلاثَةٍ أجناد:بالملائکَة وَ المومنینَ وَ الرُّعبِ[29].

خداوند او را با سه لشگر یاری می کند: فرشتگان، مؤمنان و هراس.

 با توجه به آیات قرآن کریم که با صراحت از یاری پیامبر اکرم6 به وسیله ایجاد رعب و هراس در دل دشمنان سخن گفته است، و همچنین با عنایت به روایاتی که رعب و هراس را از لشگریان امام مهدی4 و اسباب پیروزی ایشان بر شمرده اند می توان چنین نتیجه گرفت که به هنگام ظهور، خداوند چنان ترس و وحشتی در دل دشمنان آن امام می افکند که آنان را از تصمیم گیری درست و به موقع در مقابله با قیام مهدوی باز می دارد، تا آنجا که به هر عملی که دست می زنند به ضررشان تمام می شود. البته در عصر حاضر هم نمونه های چنین رویدادی قابل اشاره است که پیروزی انقلاب اسلامی و تسلیم ارتش تا دندان مسلح رژیم طاغوت در برابر مردم بی سلاح و فتوحات گسترده رزمندگان اسلام در مقابل ارتش نیرومند بعثی از بارزترین آنهاست.

فصل هفتم:بهترین رهبر و پیشوا

در این قسمت خصوصیات و ویژگی های امام مهدی 4 را به عنوان مهمترین رکن این نهضت یعنی رهبری بررسی کنیم،خصوصیاتی که رابطه ای مستقیم با پیروزی و انتصار آن حضرت دارند.

1.جذابیت ظاهری و جسمی.

عمران پسر حصین می گوید:به رسول خدا6 گفتم: این مرد (...)          را برایم توصیف کن و شمه ای از حالات او را بیان فرما.

پیامبر اکرم6 فرمود: او از فرزندان من است؛ اندامش چونان مردان بنی اسرائیل سخت و ستبر است؛ به هنگام سختی وگرفتاری امت من قیام می کند؛ رنگ و چهره اش به عربها شباهت دارد؛ قیافه اش چون مرد چهل ساله می نماید؛ صورتش چون ماه پاره می درخشد؛ زمین را پر از عدل وداد می کند؛ آنگاه که آکنده از ظلم وستم شود. بیست سال زمام امور را در دست دارد و همۀ شهرهای کفر،چون قسطنطنیه، روم و...را می گشاید...[30].

2. کمالت اخلاقی

حضرت مهدی4 مانند پیشوایان معصوم دیگر، دارای کمالات اخلاقی ویژه ای است. از آنجا که معصومین: انسانهای کاملی بوده و از هر جهت اسوه والگوی بشریت هستند. اخلاق نیکو را نیز در بالاترین حد دارا می باشند. حضرت امام رضا7 می فرمایند:

مهدی 4 داناترین، بردبارترین و پرهیزکارترین مردمان است و او از همه انسانها بخشنده تر، شجاع‌تر و عابدتر است[31].

3. لباس

مفضل بن عمر می گوید: امام صادق7 فرمودند:می دانی پیراهن یوسف چه بود؟ گفتم خیر. فرمود: چون برای ابراهیم 7 آتش افروختند، جبرئیل برای او پیراهنی آورد و بر تن او پوشاند تا گرما و سرما به او آسیب نرساند و چون وفات او رسید، آن را در جلد دعائی نهاد و به بازوی فرزندش اسحاق آویخت، او نیز آن را به یعقوب داد. آنگاه که یوسف متولد شد، یعقوب آن را در بازوی او قرار داد، بر یوسف نیز حوادثی گذشت تا اینکه عزیز مصر شد چون یوسف آن را در آنجا از جلد بیرون آورد، یعقوب بوی آن را شنید و این سخن خداوند در قرآن است که در حکایت یوسف از قول یعقوب می فرماید:" ومن بوی یوسف را استشمام می کنم اگر مرا به خطا نسبت ندهید"[32]و آن همان پیراهنی است که از بهشت فرود آمده است. عرض کردم قربانت گردم آن پیراهن به دست چه کسی رسیده است؟ فرمود:به دست اهل آن است، پیراهن همراه قائم ماست؛آنگاه که ظهور کند. سپس فرمود: هر پیامبری که دانش یا چیز دیگری را به ارث برده است. همۀ آنها به محمد6 رسیده است[33].

نتیجه شیرین

نتیجه مباحثی که در این مقاله بیان شد این است که حاکمیت نهائی جهان از آن صالحان و مستضعفان است و بالاخره روزی جهان در اختیار صاحبان واقعی آن، یعنی بندگان صالح و مؤمنان به خدا ورسول او6، قرار می گیرد، در این روز جهانیان طعم شیرین عدالت،امنیت و معنویت را می چشند و بی هیچ بیم و هراسی خدای یگانه را پرستش می کنند.

تردیدی نیست که امام مهدی 4 تنها تحقق بخش این سنت الهی در تاریخ است و جز او کسی نخواهد توانست وعده خدا بر حاکمیت صالحان را محقق کند.

بنابراین می توان نتیجه گرفت که چون امام مهدی 4 تنها ذخیره الهی برای تحقق سنت یاد شده است، خداوند او را از راههای گوناگون یاری خواهد داد.

 

فهرست منابع:

1.      قرآن کریم

2.      نهج البلاغه

3.      بحار الانوار، محمدباقر مجلسی ت 1111 هـ ق مؤسسه الوفاء بیروت.

4.      عقد الدرر فی اخبار المنتظر، یوسف بن یحیی مقدسی، عالم الفکر، قاهره

5.      الکافی محمد بن یعقوب کلینی، ت 329،‌ دارالکتب الاسلامیه، تهران.

6.      کمال الدین و تمام النعمه، ابوجعفر محمدبن بابویه، انتشارات اسلامی قم

7.      مجمع البیان، فضل بن حسن طبرسی، دار احیاء التراث العربی بیروت

8.      المستدرک علی الصحیحین، ابوعبدالله،‌ حاکم نیشابوری، دارالفکر بیروت

9.      معجم احادیث الامام المهدی، نجم الدین طبسی، نشر معارف اسلامی قم

10.  الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر، ابن طاووس، مؤسسة الاعلمی بیروت

11.  منتخب الاثر، شیخ لطف الله صافی، کتابخانه صدر تهران

12.  معرفت امام عصر و تکلیف منتظران، ابراهیم شفیعی سروستانی

13.  نشانه­هایی از دولت موعود، نجم الدین طبسی، بوستان کتاب قم.

 



[1] آیه9.  ورۀ خاطر (35)

[2].مجلسی محمد باقر، بحار الانوار،ج99 ص101  .

[3]. نهج البلاغه،ترجمۀ سید جعفر شهیدی، کلمات قصار، شمارۀ147ص388

[4].مجلسی محمد باقر، بحار الانوار،ج99ص215 .

[5].مجلسی محمد باقر، بحار الانوار ج99ص112-111 .

[6].  .سورۀحدید (57) آیه17

[7]. .حسینی بحرانی،سید هاشم،سیمای حضرت مهدی در قرآن ص 377

[8] . س هود ، آیه 81

[9]. س زمر، آیه 69

[10]. .سورۀ روم (30) آیه 17

[11].ابوعبدالله، حاکم نیشابوری المستدرک علی الصحیحین ج4،ص377

[12].    .ابن طاووس، ملاحم، ص144

[13]. .عقدالدرر، ص333 مستدرک ج4 ص495

[14]. مجلسی، محمد باقر بحار الانوار ج52ص348

[15]. کمال الدین ج 2 ص650،نعمانی،غیبت، ص250

[16].

[17]. .مطهری مرتضی،مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی ،ج5 ص237

[18]. طباطبائی سیدمحمدحسین،تفسیر المیزان،ج13،ص464

[19]. سورۀ نور (24) آیه 55

[20]. سورۀ زمر (39) آیۀ 74

[21]. سوره مؤمن (23) آیۀ 11

[22]. طباطبائی،سید محمد حسین، تفسیرالمیزان،ج14،ص466-465.

[23]   . مجلسی محمد باقر،بحار الانوار ج51،ص217،ج6

[24] شفیعی سروستانی، ابراهیم معرفت امام عصر4 و تکلیف منتظران ص296.

[25] سورۀ انفال (8) آیۀ 12.

[26] طبرسی فضل بن حسن، مجمع البیان ج3-4،ص526-525.

[27] مجلسی محمد باقر،بحارالانوار ، ج52 ص191ح24.

[28]. .مجلسی محمد باقر، بحار النوار ج52ص391

[29]. .مجلسی محمد باقر، بحارالانوا،ج52ص356ج119

[30]. .ابن طاوس،ملاحم  ص401

[31] .ینابیع الموده ص142.

[32].یوسف(12) آیه 94.

[33]. .مجلسی محمد باقر، بحارالانوارج52 ص327

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :