wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 38 » پايان نامه ها
بازدید: 2029
0/0 (0)
عنوان: هدایت تشریعی در عصر غیبت
 
عنوان :هدایت تشریعی در عصر غیبت
پدید آورنده: حسین حجامی
دانشگاه: حوزه علمیه قم
سال: 1388
استاد راهنما: حجة الاسلام والمسلمین ضمیری
کلید واژه: امامت، هدایت، هدایت تشریعی، استمرار هدایت، غیبت، ابن تیمیه، ضرورت وجود امام، اجماع تشرفی،
چکیده
یکی از مسائلی که هم زمان با مسئله امامت مطرح گشته و به عنوان یکی از فلسفه های امامت از سوی شیعه مطرح شده است مسئله هدایت تشریعی می باشد شیعه بر این باور است که اسلام اگر چه در زمان حیات پیامبر گرامی اسلام (ص) کامل گردیده است اما این سخن به معنای بی نیازی از کسی که احکام حوادث جدیدی را که برای امت اسلامی رخ می‏دهد، بیان نموده و غوامض آیات قرآن را برای مردم تفسیر کند، نمی باشد و چنین کسی در فرهنگ شیعه با واژه «امام» شناخته و معرفی می شود. مسئله لزوم استمرار هدایت تشریعی پس از پیامبر به عنوان یکی از فلسفه های امامت، تا پایان حیات امام حسن عسکری (ع) بی هیچ مشکلی، امامت عامه را اثبات می نمود اما با شروع امامت امام زمان (ع) و غیبت و مخفی شدن آن حضرت و کوتاه شدن دست مردم از آن گرامی، زمینه طرح شبهاتی در این باره، از سوی مخالفان فراهم گردید. مخالفان که می پنداشتند تنها فلسفه شیعه برای اثبات تئوریه امامت، همین مسئله هدایت تشریعی است از این که شیعیان باب آن را بسته می دیدند زبان به طعنه گشودند. کسانی مانند ابن تیمیه به شیعیان طعنه می زدند که سعادت خود را در گرو عمل به دستورات کسی کرده اند که نمی دانند به چه چیزی امر کرده است. ولی این مسئله قبل از اینکه مورد توجه امثال ابن تیمیه قرار گیرد مورد توجه علمای شیعه مانند سید مرتضی و شیخ طوسی قرار گرفته است و آن ها تلاش نمودند ضرورت وجود امام مهدی (ع) را در عین اینکه عقیده دارند روایات به یادگار مانده از امامان گذشته (ع) برای استخراج دین کافی بوده و سعادت شیعه به دانستن نظر امام زمان (ع) موضوعات گره نخورده است، توجیه و تبیین نمایند.
مسئله سرنوشت هدایت تشریعی در زمان غیبت در دو دوره غیبت صغری و غیبت کبری مطرح می باشد در دوره غیبت صغری، هیچ مشکلی از جهت هدایت تشریعی برای شیعیان وجود نداشته است، زیرا شیعه در آن زمان وارث میراث بزرگی از سخنان امامان گذشته بوده است این میراث به حدی غنی بود که می توان ادعا نمود کمتر موضوعی پیدا میشد که حکم آن در این روایات نیامده باشد بنابر این رجوع به معصوم (ع) برای دانستن حکم الهی، کمتر مورد نیاز بود و در این موارد کم نیز مردم با با مراجعه به نائبان خاص امام زمان (ع) نیاز خود را برطرف می کردند از این رو میتوان گفت شیعه در زمان غیبت صغری هیچ مشکلی از جهت هدایت تشریعی نداشته است و تنها تفاوت آن با زمان سایر امامان در این بود که دسترسی مستقیم و بدون واسطه به امام برای مردم ممکن نبود و مردم می بایست از طریق نواب خاص به احکام الهی دست می یافتند.
در دوره غیبت کبری نیز استمرار هدایت تشریعی ممکن می باشد هر چند امکان ارتباط رسمی با امام (ع) در این زمان وجود ندارد و هیچ کس نمیتواند از امام زمان (عج) در عصر غیبت کبری خبر رسمی بیاورد ولی با این حال امکان استمرار هدایت تشریعی در بعضی قالب ها مثل اجماع تشرفی وجود دارد. همچنین هدایت باطنی امام (ع) می تواند راهی برای القاء حکم واقعی باشد ولی باید دانست که امام زمان (ع) در این روش مجتهد را به دلیل احکام هدایت میکند چنانکه روش اجماع تشرفی نیز مخصوص مجتهدین بوده و از هیچ کس جز مجتهد عادل و وارسته که صداقت و دیانت او مورد پذیرش همه علماء است مسموع نمی باشد.
با این حال به نظر می رسد تعطیل دانستن هدایت تشریعی در زمان غیبت کبری نیز هیچ مشکلی برای سعادت اخروی شیعیان به وجود نمی آورد زیرا در صورتی که احکام دیگری غیر از آنچه که شیعیان به آن پایبند بوده اند وجود داشته باشد از آنجا که این احکام به دست آن ها نرسیده است هیچ مسئولیتی در قبال آن ها نخواهند داشت زیرا لزوم التزام به حکمی که به دست مکلف نرسیده است خلاف عقل و عدالت خداوندی است.
 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :