wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 6 » مقالات
بازدید: 2348
0/0 (0)
ضرورت گفتگو از امام مهدی(ع) در منظر روایات
 

نگارنده: زین العابدین آقاجانلو

مقدمه

اگر مسلمان در راه ولایت اهل بیت و عترت پیغمبر اسلام هستیم سفارش مکرر و متواتر آن حضرت برای انسانهای پس از او حتی برای ضرورت مبحث مهدویت هم کافیست.

مگر قرآن و عترت را سفارش نفرموده؟ مگر شیعه و سنی در این حدیث اتفاق نظر ندارند؟ که دارند اگر بخواهیم اهل نجات باشیم راهش تمسک به قرآن و عترت است و بس. اگر دنبال قرآن هستیم باید در پناه قرآن ناطق (امام عصر4)‌ باشیم که قرآن مجسم است اگر خود را دلداده اهل بیت می‌دانیم. باید زیر پرچم سبز مهدی موعود جمع شویم که او خلاصه امامت از امیر مومنان تا امام حسن عسکری است. او فرزند عصمت زهرا است. او عصاره آدم تا خاتم است آری او عصارة تمام ره آورد انبیاء و اولیا است.

مگر می‌شود از معنویت و خدا و قرآن و نبوت و امامت و مهدویت سخن گفت و زیر پرچم مهدی نرفت؟ مگر می‌شود از عدالت حرف زد و دغدغه آن را نداشت؟ مگر می‌شود امید صادق داشت ولی منتظر نبود؟ مگر می‌شود در جامعه پر تلاطم قرن بیست و یکم زندگی کرد ولی بدون مهدی و انتظار او به سر منزل مقصود رسید؟

آری راه تمام کمالات روحی معنوی در گرو دلدادگی واقعی و انتظار صحیح مهدی موعود است. و بدون مهدی و مهدویت ما هیچ سرمایه‌ای نداریم و با داشتن او و ره آوردی که همراه اوست به چیز دیگری در دنیا و آخرت نیاز نداریم.

بخش 1.‌ جنبه عقلی و یا عقلایی

بحث امامت و مهدویت فراتر از بحثهای نقلی و عقیدتی دارای جنبه عقلی و یا حداقل عقلایی است.

الف.‌ شکر ولی نعمت و واسطه فیض

ادای شکر ولی نعمت و توجه واسطه فیض از مقوله عقلی و فراتر از جنبه‌ نقلی است.

ایا انسان در کوتاهی خود نسبت به معرفت حجت بر حق خداوند می‌تواند ادعای عذر بکند؟ و معذور باشد؟

قطعا جای عذر تراشی نیست.

امامی که انسان و تمام برکات زندگی او و بلکه تمام موجودات با همه مواهبی که استفاده می‌کنند فهمیده یا نفهمیده سر سفرة آن ولی الهی است به حکم عقل باید در بارة او بیندیشد و تحقیق کند و به وظائف خود در قبال او دست یابد و به قدر توان جامه عمل بپوشاند.

در همین زمینه خوشبختانه مستندات نقلی هم داریم که موید یافته عقلی است.

«... الذی ببقائه بقیت الدنیا و بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء به یملا الله الارض قسطاً و عدلاً...[1]

آن عزیزی که به برکت بقای وجود او دنیا بقا دارد و به یمن وجود او خلق روزی داده می‌شوند و به واسطه وجود او آسمان و زمین پا برجاست و خداوند متعال بوسیله ایشان زمین را پر از عدل و داد خواهد نمود...

مهمتر از آنچه نقل شد در زیارت شریفه جامعه کبیره فقراتی داریم که در این زمینه بسیار رسا و گویا است.

و... بکم فتح الله و بکم یختم و بکم ینزل الغیث و بکم یمسک السماء ان تقع علی الارض الا باذنه...[2]

«آغاز و انجام آفرینش بوسیله شما است و نزول باران ببرکت شما است. و بوسیلة شما خداوند آسمان را نگهداشته تا بر زمین نیافتد مگر به اذن الهی.»

این عبارات و اشباه اینها موید لزوم توجه به ولی نعمت و واسطه فیض الهی است.

ب. انتخاب راهنما در مسیر ناشناخته

انسان از مسیر پر دامنه دنیا و عوالم قبل از آن و عوالم بعدی (برزخ، قیامت، و بهشت یا دوزخ) بی‌خبر است.

افراد بشر در زندگی دنیا برای رسیدن به مقصد در راهی که نمی‌شناسند دنبال راهنما می‌روند تا به سر منزل مقصود برسند. این مطلب را همه، بالوجدان لازم و ضروری می‌دانند و بدون راهنما در مسیر نا آشنا قدمی بر نمی‌دارند چون ممکن است با هر قدمی از هدف دورتر شود.

پس چگونه ممکن است انسان در گهواره دنیا محتاج دلیل و راهنما باشد ولی در اقیانوس بی‌کران هستی محتاج راهنما نباشد؟خدای مهربان برای مردمان هر زمانی راهنمایی قرار داده و هیچ زمانی خالی از حجت و دلیل نبوده و نیست و نخواهد بود. به فرمایش امام باقر7 توجه بفرمایید:

«... یا ابا حمزه یخرج احدکم فراسخ فیطلب لنفسه دلیلاً و انت بطرق السماء اجهل منک بطرق الارض فاطلب لنفسک دلیلاً»

ای ابا حمزه آنگاه که یکی از شما برای طی چند فسرخ راه ناشناخته از شهر خود خارج می‌شود دنبال راهنما می‌گردد تا همراه او به مقصد برود. در حالیکه تو به راههای آسمان نا آگاه تری از راههای زمین، پس برای خودت در زندگی دنیا و آخرت راهنمای مناسب پیدا کن.

حال آیا امروز راهنمایی بجز قرآن و عترت سراغ دارید؟ آیا امروز دلیل بر حقی غیر از امام زمان که قرآن ناطق و عصاره انبیا و اولیا است به ذهنتان می‌رسد؟

آیا وظیفه ما نیست که دست در دست ایشان بگذاریم تا به هدف برسیم؟

آیا عملا دنبال دستورات ایشان و اجداد طاهرین او هستیم یا نه؟

خوشا به حال کسانی که بتوانند جواب مثبت داشته باشند.[3]

بخش 2. جنبه‌های اعتقادی

الف.‌ بحث و گفتگو از امام زمان4 تکلیف است.

امامت در تشیع از مقوله اعتقادات و اصول دین است و حلقه اخیر این سلسله پر خیر و برکت، شمس وجود مهدی4 است. مگر می‌شود کسی مسلمان پیرو قرآن و عترت باشد ولی بیگانه از مهدی و مهدویت نفس بکشد؟

لذا امام صادق7 فرمود: نخن قوم فرض الله طاعتنا.[4]

ما (ائمه اطهار) قوم و گروهی هستیم که خداوند اطاعت مان را واجب و فریضه قرار داده است.

و پر واضح است که اطاعت از امام، فرع شناخت است. بنابراین شناخت امام تکلیف است تا مقدمه اطاعت از او باشد. ضمنا در ادامه همین حدیث،[5] اطاعت مفترضه به آیه «اولی الامر» و آیه ولایت (انما ولیکم الله ) گره خورده است. و بر آن آیات تطبیق شده است یعنی مصداق ولایت و اطاعت اولی الامر در آیات فوق مصداقش ما (اهل بیت) هستیم.

ب.‌ بحث و گفتگو از امام زمان4 تکمیل دین است.

شناخت امام و پیروی از او با کمال دین اسلام کاملا مرتبط است مگر نه این است که آیه اکمال دین در غدیر خم در حجت الوداع رسول اکرم9 در باب امامت نازل شده است؟

« الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا »[6]

این آیه هیچ توهمی را مجال نمی‌دهد و با صدای رسا و گویا فریاد می‌زند که اسلام و توحید و نبوت بدون امامت و ولایت ناقص و ناتمام و غیر مرضی خداوند است.

توجه به حدیث امام باقر7 بعنوان مشتی از خروار در این باب گویا است. (... قلت جعلت فداک فما معرفت الله قال تصدیق الله عزوجل و تصدیق رسوله و موالاة علی و الائتمام به و بالائمه الهدی و البرائه الی الله عزوجل من عدوهم هکذا یعرف الله عزوجل.[7]

(در باب معرفته خدا بحث شد) از امام پرسیدم: پس معرفت خدا چگونه است؟ فرمود: تصدیق خداوند و تصدیق رسول خدا و موالات علی و پیروی از او و ائمة هدی و بیزاری از دشمنان آنها که خدا اینگونه شناخته می‌شود.

ج.‌ شناخت امام عصر4 شرط ضروری توحید است.

جریان حدیث سلسله الذهب امام علی بن موسی الرضا7 در نیشابور شاهد صدق این مدعا است.

امام رضا7 از پدران خود از پیامبر از خداوند نقل می‌کند که «... عن النبی یقول سمعت الله عزوجل یقول لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی فلما مرت الراحله نادانا، بشروطها و انا من شروطها»[8]

د.‌ بدون شناخت امام عصر4 شناخت خدا و نبی مکرم اسلام، و اعمال اثری نخواهد داشت.

در این زمینه به یک آیه و یک حدیث اشاره می‌کنیم تا اهمیت شناخت امام روشنتر شود:

قران در آیه تبلیغ می‌فرماید «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ...»[9]

و اگر امر معرفی امامت علی7 را انجام ندهی پس رسالت الهی را انجام نداده ای.

حدیث بسیار مفصل و گویایی در این باره از امام صادق7 در کمال الدین است که قسمتی از آن را می‌آوریم:

(... او شهد بذلک -توحید، نبوت، ولایت امیرالمومنین7-، و لم یشهد ان الائمه من ولده حججی فقد جحد نعمتی و صغر عظمتی و کفر بآیاتی و کتبی...)[10]

ه‍. خروج از جهالت عقیدتی و عملی

همچنانکه در مسیر امامت و ولایت بودن از مقوله اعتقاد و ایمان و در صراط مستقیم قرار گرفتن است خروج از جادة امامت و ولایت حجت الهی در هر عصری مساوی با گرفتاری عقیدتی و فساد ایمان و بیهوده بودن تلاشهای دیگر و در یک کلام، زندگی جهالت آمیز خواهد بود.

در این زمینه توجه به حدیث زیر که شیعه و سنی در مهمترین کتابهای خود آن را نقل کرده‌اند کفایت می‌کند:

از پیامبر اسلام6 نقل شده «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیة»[11]

هر کس بمیرد در حالی که امام و حجت زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.

وقتی مرگ کسی جاهلی تلقی گردد معلوم می‌شود زندگی او جاهلی بوده زیرا هر کسی آنگونه می‌میرد که زندگی می‌کند. لذا ما در دعاها[12] داریم که خدایا مرگ مرا جاهلی قرار مده و در کنار آن از معرفت خدا و پیغمبر و اولیاء خدا صحبت شده است.

بخش 3. جنبة اخلاقی و تربیتی

توجه به امامت و مهدویت بطور ویژه اثار و برکات فراوانی دارد که از جمله آنها آثار اخلاقی و تربیتی است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

الف.‌ معرفت امام شرط قبولی اعمال

حدیث زیبایی از امام صادق7 نقل شده که ضمن آن حدیث فرموده‌اند:: «لا یقبل الله من العباد عملاً الا بمعرفتنا»[13]

خداوند هیچ عملی را از بندگان خود نمی‌پذیرد مگر به برکت معرفت ما»

یعنی هر عمل صالحی از هر کسی سر بزند اگر عمل کننده، شناخت صحیحی از امامت و ولایت و مهدویت نداشته باشد عمل او هر چه باشد به درجه قبول نخواهد رسید.

پس در پای هر عملی باید تایید و امضای امام زمان4 باشد تا به درجه قبول و پذیرش الهی برسد.

با توجه به مضمون حدیث فوق و امثال آن که کم نیستند انسان در هر عملی از کوچک و بزرگ خود را نیازمند ولی الهی و جلب نظر او می‌بیند لذا با تمرین، همواره به یاد امام عصر4 خود خواهد بود و در نتیجه امام و ولی الهی هم همچو دوستی را فراموش نمی‌کند بلکه همواره مورد لطف و عنایت خویش قرار می‌دهد.

ب.‌ انسان بیگانه از امام عصر4 بسان گوسفند جدا از گله نصیب گرگ می‌شود. حدیث امام باقر7 در این باب بسیار زیبا و گویااست.

کل من دان الله عزوجل بعبادة یجهد فیها نفسه و لا امام له من الله فسعیه غیر مقبول و هو ضال متحیر والله شانیء (مبغض) لاعماله و مثله کمثل شاة ضلت عن راعیها و قطیعها... من اصبح من هذه الامه لا امام له من الله عزوجل ظاهر عادل اصبح ظالاً تانهاً و ان مات علی هذه الحالة مات میتة کفر و نفاق»[14]

هر کس با عبادتی به خدا نزدیک شود و خودش را به زحمت بیندازد در حالی که امام و حجت الهی ندارد تلاشش مردود و بیهوده است و او گمراه وحیران است. و خدا از اعمال او خشمگین است و مثل او مثل گوسفندی است که چوپان و گله را گم کرده است.... و هر کس از این امت صبح کند در حالیکه امام بر حق الهی ندارد همچو شخصی گمراه و حیران است و اگر با این حال بمیرد به مرگ کفر و نفاق مرده است (مسلمان نمرده است)

این حدیث شریف واقعیت زندگی بدون امام بر حق را بسیار روشن و عریان بیان کرده است.

و ضمنا به جهت گمراهی در دو مثالی که آورده اشاره کرده است که انسان بدون حجت الهی بی‌سرپرست است در اقیانوس متلاطم زندگی و پیچ و خمهای پیدا و پنهان آن و انسانی که نه خود توان ادارة خود در زندگی بی‌کران دنیا و آخرت و عوالم مختلف زندگی را و دو نه دلیل و حجت آسمانی دارد که در قدم به قدم زندگی دنیا و آخرت در جنبه‌های فردی و اجتماعی دست او را بگیرد ناچار به بیابان گمراهی پا خواهد گذاشت و راه درمان این درد، ملازمت با امام بر حق آسمانی است که امروز مهدی موعود4 موجود می‌باشد.

ج.‌ عرضه اعمال بر پیغمبر و ائمه اطهار:

«و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون» توبه/135

روایات فروانی دلالت دارد که اعمال بندگان شب و روز به امام عصر و زمان عرضه می‌شود.

مرحوم کلینی در اصول کافی بابی[15] به عنوان عرض الاعمال عنوان نموده و شش حدیث در این باب گرد آورده است. که در اکثر آنها بحث عرض اعمال با آیه فوق مورد استشهاد فرا گرفته است. طبق این روایات اعمال بندگان اعم از صالح و غیر صالح بر پیغمبر اکرم6 و ائمه اطهار عرضه می‌شود.

بدیهی است که اعمال ما هم بر امام زمان4 عرضه می‌گردد که توجه به این مسئله اثار و برکات فراوان دارد و مراقبت از خطا و گناه با این توجه به حداقل رسیده ودر نهایت، انسان به طهارت معنوی و احساس حضور در محضر ولی الله الاعظم خواهد رسید. ان شاء الله.

د.‌ امام میزان اعمال

قران کریم پیغمبر اسلام6 را اسوه و الگوی مسلمانان در زندگی معرفی فرموده است. «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً »[16]

و پیغمبر اکرم 6 تمسک به اهل بیت عصمت و طهارت را در کنار قرآن[17]

سفارش فرموده که ملازمت این دو مصونیت از لغزش در زندگی را به همراه خواهد داشت.

در برخی از زیارات مطلقه[18] امیر المومنین7 عبارت گویایی بکار رفته که میزان اعمال است.

.. السلام علی میزان الاعمال و مقلب الاحوال و سیف ذی الجلال و سافی السلسبیل الزلال...»[19]

این عبارت میزان الاعمال از جنبة اخلاقی و ترتیبی، بسیار کار گشا است که انسان بر مدار حق از نظر عملی تمام تلاش خود را به کار بگیرد تا عملا شبیه ولی الهی و حجت بر حق انجام وظیفه کند الگوی عملی او کسی باشد که تمام گفتار و رفتار و کردار او مطابق واقع است. هر چند جامة عمل پوشاندن به این مسئله بسیار سخت است ولی انسان در حد توان دنبال امام بر حق راه می‌پوید و پا جای پای او می‌گذارد و دنبال ولی الهی نردبان زندگی و مراتب آن را یکی پس از دیگری طی می‌کند. مسلمان واقعی چون تفاوتی بین حضرات معصومین: نمی‌بیند رفتار و کردار و گفتار و حرکات و خلقیات تک تک اهل بیت عصمت: را اسوة عمل خود قرار می‌دهد و ریشه می‌یابد.

ه ‍. نجات انسان در ملازمت و همراهی با امام عصر4 است.

امروز اگر کسی بخواهد در اقیانوس متلاطم زندگی نجات بیابد. باید به قدر توان همراه حجت الهی و امام عصر4 باشد چرا که هم قبول ملازمت امام عصر مشروط به قبول پیروی از قرآن و پیغمبر و سیره معصومین: قبلی است و هم انکار و رد امام عصر4 به منزله انکار و رد حضرات معصومین: قبلی است.

امام صادق7 فرمود: من انکر واحدا من الاحیاء فقد انکر الاموات»[20]

هر کس یکی از حجت‌های زنده را انکار کند به تحقیق همه گذشتگان را انکارکرده است.

در زیارت جامعه می‌خوانیم «فالراغب عنکم مارق و اللازم لکم لاحق و المقصر فی حقکم زاهق»[21]

هرکه از شما روی گردان باشد خارج است و هر کس همراه و ملازم شما باشد به سر منزل مقصود ملحق می‌شود و هر کس در حق شما مقصر باشد هلاک می‌شود.

و نیز در جای دیگر زیارت جامعه می‌خوانیم... و فازالفائزون بولایتکم، بکم یسلک الی الرضوان و علی من جحد ولایتکم غضب الرحمن..

(رستگاران بوسیلة ولایت شما به فوز رسیدند، راهیابی به رضوان الهی بوسیلة شما است و غضب الهی نصیب کسانی است که منکر ولایت شما باشند...)

و.‌ معرفت ولایت، روح همه اعمال صالحه

... و فاتحة ذلک کله (نماز و زکات و روزه و حج) معرفتنا و خاتمته معرفتنا)[22]

آغاز آنها( نماز و زکات و روزه و حج) معرفت ما است و پایان آنها هم معرفت ما است.

پس آغاز و انجام هر عمل خیری معرفت امامت و ولایت است. ظاهر و باطن و روح نماز و زکات و روزه و حج، ولایت اهل عصمت و طهارت: است.

و هر عملی که این روح درآن نباشد، لاشه‌ای بیش نخواهد بود. آری ولایت در همه اعمال و رفتار و کردار پسندیده حضور و ظهور دارد همچنانکه در زوال و بقاء تمام ممکنات موثرند فلله الحجة البالغة آری حجت بالغه از آن خداست. شناخت و دلدادگی به امام و حجت الهی ملاک ایمان و کفر است و هیچ کس در این وادی معذور نیست.

«نحن الذین فرض الله طاعتنا لا یسع الناس الا معرفتنا و لا یعذر الناس بجهالتنا من عرفنا کان مومناً و من انکرنا کان کافراً ومن لم یعرفنا و لم ینکرنا کان ضالاً...[23]

(اطاعت ما اهل بیت ) فریضه الهی است مردم چاره‌ای جز معرفت ما ندارند و در صورت جهل به ولایت ما معذور نخواهند بود هر کس ما را بشناسد مومن است و اگر انکار کند کافر خواهد بود.

و هر کس نه عارف و نه منکر باشد گمراه خواهد بود.)

ز.‌ امامت و مهدویت سبب غفران الهی و شفاعت روز جزا،

در بخش پایانی زیارت جامعه کبیره چنین می‌خوانیم: «... یا ولی الله ان بینی و بین الله ذنوباً‌ لایأتی علیها الارضاکم فبحق من ائتمنکم علی سره و استرعاکم امر خلقه و قرن طاعتکم بطاعته لما استوهبتم ذنوبی و کنتم شفعائی...»[24]

ای ولی خداوند براستی که بین من و خدا گناهانی فاصله شده که راه علاجی جز رضایت شما ندارد پس به حق آنکه شما را امین سر خود قرار داده و شما را سپرست امر خلقش قرار داده و اطاعت شما را قرین طاعت خود قرار داده از شما می‌خواهم که گناهانم را به من برگردانید و پس دهید و شفیع‌های من باشید....

امروز این رضایت و شفاعت بردن توجه و نظر امام زمان4 میسر نیست و راه اصلاح گذشته و لغزشهای قبلی توبه به درگاه الهی و استمداد از وسائط فیض الهی و پناهنده شده به شفیعان حقیقی است که مصداق کامل آن امروز حضرت حجت و امام عصر4 است.

بخش 4.‌ جنبه سیاسی اجتماعی

الف.‌ مهدویت لنگرگاه مسائل اجتماعی فراوانی است ، لکن یکی از برجسته ترین آنها این است که پشتوانه اصلی ولایت فقیه که محور انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی است می‌باشد.

حتی در قانون اساسی جمهوری اسلامی، محوری ترین اصل همان نظام ولائی در زمان غیبت امام عصر4 است که تکیه به امامت امام عصر4 دارد و ولی فقیه ،بعنوان نائب عام امام زمان4 ایفای نقش می‌کند.

و شیاطین جن و انس که با نظام اسلامی مشکل دارند گاهی شبهاتی در ولایت فقیه می‌کنند و گاهی اساس نظام و پشتوانه ولایت فقیه یعنی وجود مقدس حضرت4 را نشانه می‌گیرند لذا برای استحکام نظام و خنثی کردن شبهات و شیطنتهای متوجه نظام و انقلاب اسلامی نیز، ضرورت دارد مباحث مربوط به امام عصر4 به درستی و با دقت و تحقیق مورد بررسی و کنکاش جدی قرار‌گیرد تا میهن از نفوذ بدخواهان در امان بماند.

ب.‌ بسوی عدالت محوری (نه ظالم و نه مظلوم)

اگر بخواهیم در جامعه بسوی عدالت و اعتدال در جنبه‌های مختلف از جمله جهات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی بدون افراط و تفریط پیش برویم باید بسوی جامعه واقعی عدالت محور امام مهدی4 حرکت کنیم و آن جامعة موعود جهانی را همت نظر خود قرار داده پلی از وضع موجود به آن وضع مطلوب بسازیم و بطور عاقلانه و با اعتدال به سوی آن و عده گاه الهی حرکت کنیم بطوریکه در عمل و کنش و و اکنش سیاسی و اجتماعی خود نه زیر بار ظلم برویم و نه بگذاریم از خود ما ظلمی سر بزند « لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ »[25]

اگر بتوانیم در زندگی اجتماعی و سیاسی امروز ظالم و مظلوم نباشیم یعنی یک گام بسیار بلندی بسوی مصلح کل و جامعه صالح او نزدیک شویم این گونه است که عملا در جهت اصلاح خود و دیگران. برای هر چه نزدیکتر شدن از حیث ایمان و عمل اعم از فردی و اجتماعی و سیاسی به آن وعده گاه منتظران نزدیک می‌شویم.

و این یعنی اصلاح همزمان مداوم در خود و اجتماع که نیاز ضروری جامعه امروز و فردای ما است.

همة اینها و غیر اینها از برکات زنده بودن مباحث مهدویت بصورت صحیح و محققانه است.

ج. دفاع از سرمایه امامت و مهدویت

اگر ما نتوانیم مباحث مهدوی را بصورت صحیح و تحقیقی در اختیار جامعه امروز قرار دهیم دشمن نسخه بدل ‌های فراوانی در طول تاریخ داشته و دارد.

بدل سازی‌های فراوانی همواره صورت می‌گیرد که اگر دیر بجنبیم ذهن جامعه جهانی و حتی بخش کم اطلاع جامعه خودی را هم تخریب خواهد کرد آن وقت دیگر اصلاح آن کجی‌ها و انحرافها به آسانی صورت نخواهد گرفت و متأسفانه هر انحرافی هم گروهی را از جامعه مهدوی جدا کرده نصیب شیاطین نموده از دوستان جامعه مهدوی دشمن می‌سازد و اسباب تفرقه در صفوف منتظران و جامعه انتظار ایجاد می‌کند.

پس باید علاج واقعه قبل از وقوع نمود. که اگر ما بخوابیم دشمن بیدار است و انتظار دوستی از دشمن عاقلانه نیست.

د.‌ مهدویت سرچشمه امید و شور برکت و دشمن ناامیدی

اگر امروز جامعه جوانی داریم ونیازمند شور و شوق و تحرک اجتماعی، می‌توان با تدابیری جوانان حیران را به اتوبان ولایت مهدویت راهنمایی نمود. تا هم شور جوانی آنها هدر نرود و جامعه مهدوی شور بیشتری در سایه تلاش معتدلانه و صادقانه در سایه وصی امام مهدی بگیرد.

و جامعه قدیم بسوی روز موعود نزدیکتر می‌شود. و اگر این کار صورت نگیرد ممکن است امیدها و نشاطهای کاذب روزی رنگ ببازد و جامعه با نشاط به جامعه خشک و سرد گرفتار انواع بزههای اجتماعی از قبیل مواد مخدر فساد و فحشائ و جهالت گردد. که چنین مباد.

ه‍. مهدویت، آینده و علائم ظهور موعود4

از جمله زمینه هایی که تحقیق و بررسی مناسب خود را می طلبد بحث علائم ظهور است. اگر تحقیق خوب و مناسب صورت نگیرد علائم معتبر و غیر معتبر مستند وبی سند در هم خواهد ریخت که مشکلات فروانی را ببار می‌آورد حتی برای روز موعود هم ممکن است مشکل ساز باشد بایسته است که علائم معتبرو مستند بازشناسی شده و در اختیار جامعه منتظر واقعی قرار گیرد تا جامعه در باب علائم ابهام و آوارگی و حیرت نداشته باشد. و هر توهم و حادثه‌ای علامت پنداشته نشود. یعنی به افراط وتفریط در این زمینه پایان داده شودو با رعایت خط اعتدال در باب واقعیات علائم معتبر سد راه راهزنان خوش خط و خال شده و دروغگویان و مدعیان دروغین افشا شوند.

و.‌ مهدویت آینده و شرائط ظهور موعود4

یخرج الناس من المشرق و یوطئون للمهدی سلطانه

از جمله تفاوتهای اجمالی بین شرایط و علائم ظهور این است که شرائط ظهور جنبه‌های تحصیلی است و علائم ظهور حصولی است. و از جمله شرائط ظهور یاران وفادار صالح برای قیام جهانی و زمینه مساعد اجتماعی برای تحمل این قیام فراگیر جهانی است بنابراین برای تحقق ظهور صفهای مختلف یاران یعنی 313 نفر که سنگر داران صف اول و منتظران واقعی و صفهای چندین هزار نفری در پشت صف اول مبارزان و نیز اقبال و انتظار عملی انبوه مرد و زن جامعه از لوازم و شرائط قطعی می‌باشد. و این وظیفه افراد و جامعه است که این مهم صورت گیرد تا جامعه از خورشید ظهور بهره مند شود. اگر کوتاهی در این باب صورت گیرد صدمات جبران ناپذیری برای جامعه خواهد داشت که تا مدتها و بلکه قرن‌ها جامعه جهانی باید در محرومیت بسر برد.

1.‌ مهدویت انرژی نهفته و برگ برنده اسلام اگر چشم گوشمان را باز کنیم و دوباره به سرمایه بی‌بدیل فرهنگ اسلام قران و عترت بویژه مسئله مهدویت نظری بیندازیم می‌بینیم نیرو و انرژی نهفته تمام نشدنی در بحث مهدویت از جنبه‌های مختلف ذخیره شده که هم به درد تربیت افراد جامعه می‌خورد و هم توان امید بخشی به پیکر جامعه برای حرکت و پیشرفت در زمینه‌های مختلف فردی و اجتماعی و سالم سازی اجتماعی در سایه مهر مهدوی و تربیت ولایی را داردکه تا بحال نوعاً مورد غفلت قرار داشته است.

و سخن آخر اینکه مهدویت و نظام مهدوی موعود در زمینه بحث از آینده انسان و جهان و تاریخ بشریت برگ برنده اسلام و جهان تشیع است و همه بدل نوشته‌های سرنوشت بشر پوسیده شده و لی این نسخه که نسخة اصل است هر روز با طراوت تر می‌نماید.

خاتمه : وظیفة زمان غیبت حضرت4

شیخ عباس قمی در بخش ملحقات مفاتیح دعای بسیار ارزشمندی را از جمال الاسبوع سید بن طاووس نقل کرده که این دعا بوسیلة سفیر اول زمان غیبت صغری عثمان بن سعید بدست محمد بن همام که از بزرگان علمای شیعه در زمان غیبت صغری و کبری بود ه رسیده تا در زمان غیبت بخوانند. دعای بسیار شریف و مفصلی است که طلیعة آن را اینجا می‌آوریم

اللهم عرفنی نفسک فانک لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی.

اللهم لا تمتنی میتة جاهلیة و لا تزغ قلبی بعد اذ هدیتنی....[26]

در این دعای شریف معرفت خداوند و پیغمبر و امام عصر به هم گره زده شده است. و عدم شناخت امام عصر برابر گمراهی از دین تلقی شده است. و معرفت خدا و نبی مکرم و امام عصر4 از خدا طلب می‌شود.

دراین دعای شریف، اصول دین از توحید تا معاد که از ره آورد نبوت است جمع شده است.

یعنی در زمان غیبت بیش از هر چیز حفاظت از مرزهای عقیدتی در زمینه توحید و نبوت و امامت که لازمه اینها عدل و معاد هم هست بسیار ضروری است. و در این دعا بیش از هر چیز به امر امامت و عدم انحراف از آن پرداخته شده است.

بسیار روشن است که صرف خواندن این دعا در زمان غیبت مشکل آنچنانی را حل نمی‌کند بلکه توجه به معارف نهفته در دعا و محور قرار گرفتن آنها در زندگی فردی و اجتماعی در زمان غیبت ایجاد مصونیت عقیدتی برای فرد و جامعه می‌کنند

( وآخردعوانا ان الحمد لله رب العالمین به امید آنروز دیدنی).



[1] . مفاتیح، دعای عدیله.

[2] . همان، زیارت جامعه کبیره.

[3] . اصول کافی، ج1، ص 184، ح10.

[4] . اصول کافی، ج1، ص 186، ح6 و 7.

[5] . همان.

[6] . مائده، آیه 3.

[7] . اصول کاافی، ج1، ص 180، ح1، (باب معرفه الامام).

[8] . عیون، باب 37، ح4، ب 38 ح1، که اینجاولایت، حصن الهی معرفی شده است.)

[9] . مائده/67.

[10] . کمال الدین باب 24، ح3.

[11] . کمال الدین باب 38، ح9، نیز قریب این مضمون از بحار (ج5، ص 13 و ؟؟؟ مسلم ج6. ص 21و... نقل شده است.)

[12] . مفاتیح، ملحقات، دعای زمان غیبت، اللهم عرفنی نفسک... .

[13] . اصول کافی، ج1، ص 144.

[14] . کافی ج1، ص 184، ح8.

[15] . اصول کافی، ج1، ص 219.

[16] . احزاب/ 23.

[17] . حدیث الثقلین.

[18] . یعنی این زیارت را برای تک تک امامان می شوند خواند.

[19] . مفاتیح، زیارت اول و چهاروم مطلقه امیرالمومنین:

[20] . کمال الدین، باب 39، ح2 و 1.

[21] .زیارت جامعه کبیره.

[22] . بحار، ج27، ص 202. ح71.

[23] . اصول کافی، ج1، ص 187، ح11.

[24] . مفاتیح، زیارت جامعه کبیره.

[25] .بقره، 278.

[26] . مفاتیح. بخش ملحقات، دعای در زمان غیبت. و نیز کافی ج1، ص 337، ح5.

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :