wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 11 » مقالات
بازدید: 3635
0/0 (0)
سیمای یاران امام مهدی ع در قرآن کریم
 

نگارنده : سید حسن زمانی
  
چکیده:
قیام حضرت مهدی# یکباره و ناگهانی رخ می‌دهد و در آن زمان فرصتی برای آمادگی جهت همراهی با عدل گستر گیتی وجود ندارد. در نتیجه از هم‌اکنون باید خود را آماده کنیم. برای آماده شدن آشنایی با سیمای یاران آن امام عزیز لازم است. تا حرکت‌مان در این مسیر با آگاهی باشد. یکی از روش‌های آشنا شدن با سیمای آنان استفاده از آیه‌های قرآن کریم به وسیله حدیث‌های تفسیری اهل‌بیت^ در موضوع یاران است. در این نوشتار با این روش، اولیای خدا بودن یاران و پایه‌های مورد اعتماد امامشان، جمع شدن و بیعت آنان، و تعداد و ویژگی‌های‌شان بررسی می‌شود.

کلید واژه‌ها؛ یاران ، قرآن کریم ، حضرت مهدی(ع) ، اوصاف یاران ، حدیث‌های تفسیری.
مقدمه:

قیام حضرت ولی عصر# یکباره و ناگهانی اتفاق می‌افتد و در آن زمان فرصتی برای پرورش و آماده کردن نیرو جهت این حرکت جهانی نیست. پس باید قبل ازظهور همراهان امام مهدی# از هر جهت آماده و مهیا باشند تا بتوانند در عصر ظهور یاوران مناسبی برای او قرار گیرند. برای آمادگی لازم است با سیما و ویژگی های یاوران امام عصر# آشنا شویم تا در پرتو این آگاهی خود و دیگران را برای آمدن آن عدل گستر هر چه بیشتر مهیّا کنیم.

برای آشنایی با سیمای یاران امام زمان‌# یکی از بهترین منابع قرآن کریم است زیرا کلام الهی است و محتوای آن پایه و اساس احادیث اهل‌بیت^ است و هر چیزی که برای هدایت انسان لازم و ضروری است در آن آمده است. «وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمین» و ما این کتاب را که بیانی رسا برای هر چیزی و راهنما و بخشایش و مژده برای مسلمانان است بر تو فرو فرستادیم.[1]

امام علی بن موسی الرضا‘در‌باره این موضوع به عبدالعزیز بن مسلم می فرماید: ... خدای بلند مرتبه پیامبر اکرم| را از دنیا نبرد مگر بعد از اینکه دین اسلام را برای او کامل کرد و قرآن کریم را بر او نازل کرد که در آن تفصیل هر چیزی است. درآن حلال و حرام و حدود و احکام و تمامی آنچه مردم به آن نیاز دارند، به صورت کامل آمده است. خدای عزیز فرمود: «ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ‏ء»[2] در کتاب هیچ چیزى را فروگذار نکرده‌‏ایم.[3]

برای آشنایی با همراهان حضرت مهدی# از نگاه قرآن روش‌های مختلفی چون بررسی ویژگی‌های همراهان پیامبران خدا یا بررسی عملکرد بندگان صالح از نگاه قرآن کریم وجود دارد. یکی از این روش‌ها کاوش در روایت‌هایی است که از پیشوایان معصوم به دست ما رسیده است و به احادیث تفسیری معروفند. این حدیث‌ها آیاتی از قرآن مجید را بر آموزه‌های مهدویت تفسیر یا تطبیق داده‌اند. یکی از این آموزه‌های مطرح شده یاران امام زمان# است. در این نوشتار آیات قرآن که طبق روایات تفسیری درباره یاران امام مهدی# دانسته شده‌اند در چند محور بررسی می‌شوند.


محور اوّل: عیار یاران

اصحاب امام مهدی# جایگاه ویژه‌ای نزد خدای بلند مرتبه و امام خود دارند. آنان کسانی هستند که اگر کامل شوند یکی از شرایط قیام امام عصر# فراهم می‌شود. عبدالعظیم حسنی در حدیث معتبری گوید: امام محمّد جواد× فرمود: «...فإذا اجتمعت له هذه العدة من أهل الإخلاص أظهر الله أمره ...» چون این تعداد(سیصد و سیزده نفر) از اهل اخلاص گرد او جمع شوند خدای توانا امر او را آشکار می‌کند.[4] در این محور به ارزش همراهان امام مهدی# نزد پروردگار عزیز و حجّت او از نگاه قرآن کریم می‌پردازیم. آنان مطابق روایت‌های تفسیری اولیاء و دوستان خداوند و پایه های مورد اعتماد امام عصر# معرفی شده‌اند.
یکم: اولیای خداوند

یکی از مصداق های آیه شریفه «أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون» آگاه باشید که دوستان خداى نه بیمى بر آن‌ها است و نه ‌اندوهگین مى‏شوند.[5] یاران حضرت مهدی# در عصر ظهور ایشان هستند. ابوبصیر گوید: امام جعفر صادق× فرمود:

«... یَا ابَابَصِیرٍ طُوبَى لِشِیعَةِ قَائِمِنَا الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ فِی غَیْبَتِهِ وَ الْمُطِیعِینَ لَهُ فِی ظُهُورِهِ أُولَئِکَ أَوْلِیَاءُ اللَّهِ الَّذِینَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ‏» ای ابو‌بصیر؛ خوشا به حال پیروان قائم ما ، آنان که در غیبت ایشان منتظر ظهور او و در زمان آشکار شدن‌شان اطاعت کننده از اویند. آنان اولیای خداوند هستند ، کسانی که ترسی بر ایشان نیست و اندوهگین نمی‌شوند.[6] برای آشنایی بهتر با مقصود آیه به بیان واژگان و تفسیر اجمالی و دیدگاه مفسران درباره آن می‌پردازیم.
واژگان آیه:

1.       اولیاء: اولیاء جمع ولی و به معنای قرب و نزدیکی است. راغب درباره معنای آن می‌نویسد: ولاء و توالی یعنی میان دو چیز یا بیشتر چنان نزدیکی باشد که میان‌شان غیر از خودشان قرار نگیرد و برای قرب مکانی، نسبت، دین، دوستی، یاری و اعتقاد به کار رفته است.[7]

2.       خوف: خوف به معنای ترس است. راغب می‌نویسد: خوف توقع مکروهی است از روی علامتی معلوم یا گمان آور، همان طور که رجاء و طمع توقع محبوبی از نشانه‌ای معلوم یا گمان آور است و ضد خوف أمن است.[8]

3.       یحزنون: یحزنون از ماده حزن و به معنای غصّه و اندوه است و ضدّ آن فرح و شادی است.[9]
تفسیر اجمالی:

آیه با «ألا» تنبیهی شروع شده است که اهمیّت مطلب را می رساند. بعد از آن جمله با «إنّ» از حروف مشبهة بالفعل آمده است که دلالت بر تأکید سخن دارد. اسمیّه بودن کلام رساننده دوام و ثبوت محتوای آن است. در این آیه خداوند دوستان و نزدیکان خود را معرفی و ویژگی ها و نعمت‌های اختصاص داده به آنان را بیان می‌کند. ابتدا دو امتیاز برای آنان مطرح می‌شود. امتیاز اوّل؛ برداشته شدن ترس از آن‌ها است. آنان چون خوف الهی دارند و به خاطر انجام فرمان‌های او خود را در پناه خداوند می‌بینند ترس‌ از چیزهای دیگر بر ایشان جلوه نمی‌کند. امتیاز دوّم؛ اندوهناک نشدن آنان است. غمناکی در این سرا برای از دست دادن بهره‌های دنیوی است ولی این سودها برای آنان ارزش چندانی ندارد که برای آن غصّه بخورند بلکه نعمت‌های سرای دیگر برای‌شان ارزشمند است. آیه بعدی ویژگی‌های اولیاء خدا را بیان می‌کند، آنان دو ویژگی دارند. ویژگی اوّل؛ ایمان و خدا باوری است که در اعماق وجود‌شان ریشه دوانده است. ویژگی دوّم؛ تقوا و پرهیزکاری آنان است امّا نه تقوای آنی و زودگذر، بلکه تقوای بادوام در تمامی کارهای‌شان می‌درخشد. جمله «و کانوا یتّقون» این مطلب را می رساند. بنابراین اولیای خداوند در عقیده و رفتار انسان‌های الهی هستند. آنان خدا را باور دارند و فرمان‌های او را انجام می‌دهند و از نافرمانی پروردگار پرهیز می‌کنند. در آیه بعد خدای بلند مرتبه به آنان بشارت در زندگی دنیوی و سرای آخرت می‌دهد و آن را رستگاری بزرگی برای آنان می‌داند.
دیدگاه مفسران:

آیه مورد بحث مفهوم گسترده‌ای دارد و تمامی مؤمنان باتقوا را شامل می‌شود. امّا طبق نظر مفسران مصداق‌های «اولیاء ‌الله» چه کسانی هستند؟ اقوالی‌ در‌باره مصداق اولیاء به شرح ذیل نقل شده است.

1.       آنان کسانی هستند که دارای سیمای خیر و فروتنی باشند.[10]

2.       انسان‌هایی که دوستی‌شان به خاطر خداوند است،مصداق اولیاء الله هستند.[11]

3.       آنان کسانی هستند که انسان با دیدنشان به یاد خدا می‌افتد.[12]

4.        مقصود از آنان اهل ‌بیت^ و پیروان‌شان هستند.[13]
جمع بندی اقوال:

تمامی ‌این نظرهای مختلف می‌توانند درست و اینان از مصادیق اولیای خداوند باشند که در ایمان و تقوای پایدار شریک هستند به عبارت دیگر تمامی خداپرستان در طول تاریخ می‌توانند در زمره اولیای پروردگار قرار گیرند آنان که در زمان خود دستورهای خدا را که توسط پیامبران به آنان ابلاغ شد، انجام می‌دادند. امّا مصداق اولیای خدا در زمان حاضر چه کسانی هستند؟ بی‌شک کسانی که در دوره غیبت امام عصر# دستورهای خداوند را که به وسیله پیشوایان معصوم به دست ما رسیده است، انجام می‌دهند و منتظر ظهور اویند ، مصداق بارز اولیاء محسوب می‌شوند. و درعصر ظهور کسانی که پیرو حجّت خداوند در آن زمان یعنی امام مهدی# هستند و از پرچم حق و عدالت که به دست ایشان برافراشته می‌شود حمایت می‌کنند در زمره اولیای خدای رحیم قرار می‌گیرند. بنابراین اگر حدیث مورد بحث هم نباشد باز می‌توان مصداق اولیای خدا درعصر غیبت و عصر ظهور را با استفاده از آیه منتظران ظهور در زمان غیبت و پیروان حضرت مهدی# در زمان ظهور ایشان دانست.
دوّم: پایه‌های استوار

یکی از ویژگی‌های یاران حضرت مهدی# توانمندی آنان است. آنان از جهت جسمانی قدرت چهل مرد را دارند. و از جهت روانی شکست ناپذیر و دارای دل های پولادین معرفی شده‌اند به صورتی که اگر کوه‌های استوار در برابرشان قرار گیرند آن‌ها را درهم می‌شکنند.

در روایت معتبری که از ابوبصیر از امام جعفر صادق× نقل شده است، می‌خوانیم:

سخن حضرت لوط× که گفت: «قالَ لَوْ أَنَّ لی‏ بِکُمْ قُوَّةً أَوْ آوی إِلى‏ رُکْنٍ شَدید» کاش در برابر شما نیرو داشتم یا می‌توانستم به تکیه گاهی استوار پناه ببرم[14] این سخن را نگفت مگر برای آرزوی داشتن قدرت قائم# و یاد‌آوری صلابت اصحاب ایشان، همانا به هر یک از آنان قدرت چهل مرد داده شده و قلب‌هایشان از پاره های آهن سخت‌تر است و اگر کوه‌های آهن در برابرشان قرار گیرند آن‌ها را از جا در می‌آورند و شمشیرهای خود را نیام نمی‌کنند تا آن‌که خدای عزیز راضی شود.[15] حدیث دیگری به این مضمون از صالح بن سعد از امام جعفر صادق× نقل شده است. این روایت‌ مراد از«رکن شدید» را یاران حضرت مهدی# معرفی می‌کند. آنان تکیه گاهی استوار برای امام زمان# محسوب می‌شوند. برای آشنایی بهتر با مقصود آیه ابتدا واژگان و تفسیر اجمالی و دیدگاه مفسران درباره آن بیان می‌شود.
واژگان آیه:

1. قوّه؛ قوّه به معنای قدرت و نیرو است. راغب می‌نویسد؛ قوّه گاهی به معنی قدرت و توانمندی و گاهی به معنی استعداد موجود در چیزی به کار می‌رود مانند هسته خرما که قابلیت نخل شدن را دارد.[16]

2. اوی؛ اوی به معنای ضمیمه شدن آمده است. طریحی مراد از آن را در آیه ضمیمه شدن خاندان حضرت لوط× به ایشان برای  بازداشتن کافران از تجاوز به میهمان‌های او می‌داند.[17]

3. رکن؛ رکن به معنای جانب و طرف محکم شی ء است. فراهیدی می‌نویسد؛ «الرکن؛ ناحیّة قویّه من جبل او دار و الجمع ارکان» رکن جانب محکم از کوه یا خانه را گویند و جمع آن ارکان است.[18] مراد حضرت لوط× از این کلمه  افراد توانمندی هستند که او را یاری کنند.افرادی که بتوانند تکیه گاه قدرتمندی برای او در مقابل متجاوزان باشند.

4. شدید؛ شدید از مادّه شدد است. این کلمه معنای مستقلی ندارد بلکه با هر کلمه ای استعمال شود، استحکام و نهایت قدرت آن را می رساند. و در مقابل رخوت و سستی به کار می‌رود.[19] در آیه این کلمه رساننده استحکام رکن است.
تفسیر اجمالی:

فرستادگان خداوند به شکل جوانان زیباروی پیش حضرت لوط× آمدند. او در مزرعه مشغول کشاورزی بود. آنان می‌خواستند میهمان او باشند. حضرت لوط میهمان نواز بود ولی به خاطر فاسد بودن قوم او قلبش پریشان شد و فرمود: امروز روز سختی است. او صبر کرد تا هوا تاریک شد سپس شبانه و دور از چشمان اهل روستا میهمانان را به خانه برد. امّا زن او این قوم گنهکار را با روشن کردن آتش و بلند کردن دود از حضور جوانان در خانه‌شان آگاه کرد. آنان با سرعت به  طرف خانه لوط آمدند. حضرت لوط× به آنان فرمود: ای قوم من اینان دختران من هستند و برای شما پاکیزه‌ترند، اگر می‌خواهید اینان را به عقد شما در آورم. امّا قوم او در پاسخ لوط گفتند:تو می‌دانی ما به دخترانت میلی نداریم و خوب می‌دانی ما چه می‌خواهیم. حضرت لوط× نمی‌دانست جوانان خوش‌رو فرشتگان هستند، از این رو به قوم خود فرمود: کاش در برابر شما نیرویی داشتم یا می‌توانستم به تکیه گاهی مطمئن پناه ببرم.
دیدگاه مفسران:

معنای رکن شدید در آیه تکیه‌گاه قدرتمندی است که به وسیله آن بتوان بر قوم فاسد پیروز شد. امّا مقصود حضرت لوط× از رکن چه بوده است؟ مفسران نظرهای متفاوتی را آورده‌اند که بیان می‌شود.

1.       مراد از رکن شدید، قوم و خاندان است.[20]

2.       مقصود از آن پیرو و یاران است.[21]

3.       منظور عنایت و قدرت الهی است.[22]

شیخ طوسی قول سوّم را نمی پذیرد و می‌نویسد: حضرت لوط× تعدادی مرد را از این جمله اراده کرده است وگرنه برای او یاری و نصرت خداوند فراهم بود ولی با وجود توانایی، تکلیف با آن صحیح نیست.[23] به عبارت دیگر پیامبران وظیفه داشتند برای انجام کارهایشان تا حدّ امکان از قدرت معجزه استفاده نکنند.
جمع بندی اقوال:

مراد حضرت لوط× از بیان این جمله داشتن قدرت جسمانی بالا برای جلوگیری از تجاوز فاسدان به میهمانان خود یا در اختیار داشتن کسانی برای این کار بوده است. این افراد می‌توانند قوم و خاندان یا پیرو و یاران او باشند. امّا طبق روایتی که اوّل بحث بیان شد مقصود او از قدرت، توانایی حضرت مهدی# و مراد او از تکیه‌گاه مطمئن، یاران حضرت بوده است. گویا حضرت لوط× از توانایی بالای حضرت مهدی# و پیروان ایشان آگاه بوده، که خواستار این توانمندی برای خود شده است. مفسری می‌نویسد: «این روایت ممکن است عجیب به نظر برسد که چگونه می‌توان باورکرد لوط در عصر خودش آرزوی ظهور چنین شخص یا چنین یارانی را کرده باشد. ولی آشنایی با روایاتی که در تفسیر آیات قرآن وارد شده است تاکنون این درس را به ما داده است که غالبا یک قانون کلی را در چهره یک مصداق روشنش بیان می‌کند. در واقع لوط آرزو می‌کرد ای کاش مردانی مصمم ، با قدرت روحی و جسمی کافی برای تشکیل یک حکومت الهی همانند مردانی که حکومت جهانی عصر قیام مهدی# را تشکیل می‌دهند در اختیار داشت تا قیام کند و با تکیه بر قدرت، با فساد و انحراف مبارزه نماید و این گونه افراد خیره‌سر بی‌شرم را درهم بکوبد.»[24]
محور دوّم: جمع شدن یاران

گرد آمدن همراهان حضرت مهدی# در مکّه برای یاری ایشان در تشکیل دولت کریمه از نگاه اهل‌بیت^ حادثه‌ای مهم شمرده شده است امیرمؤمنان علی× با تعبیری زیبا در وصف این حادثه می‌فرماید: «...آنان (شیعیان) به زودی برای بدترین روز بنی‌امیه گرد خواهند آمد همان‌طور که پاره‌های ابر پاییز جمع می‌شوند، خداوند بین‌شان دوستی برقرار می‌کند سپس آنان را مانند روی هم قرار گرفتن ابرها به هم می‌فشرد بعد درب‌هایی برایشان باز می‌کند تا از مکان گرد آمدن‌شان سرازیر شوند مانند سیلاب دو بوستان یعنی سیل عرم.[25] -آیه16 سوره سبأ به سیل ارم اشاره دارد که خدای قادر به دلیل روی گردانی قوم سبأ از فرمان پروردگار سیلی ویران‌گر بر آنان فرستاد و دو باغ زیبا و پر از درختان گوناگون میوه آنان را تبدیل به دو باغ دارای میوه‌های تلخ و شوره گز و اندکی کنار کرد.

احادیث فراوانی از اهل‌بیت^ مقصود از آیه «أَیْنَ‌ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمیعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیر» هر جا که باشید خدا همه شما را فراهم آورد، که خدا بر هر چیزى تواناست.[26] را جمع‌شدن یاران خاص حضرت مهدی# در مکّه برای بیعت و یاری امامشان دانسته‌اند.[27] یکی از روایت‌ها به شرح ذیل است.

عبد العظیم حسنی گوید؛ امام جواد× فرمود: از اصحاب حضرت مهدی# سیصد و سیزده تن به تعداد اصحاب بدر از دورترین نقاط زمین گرد او فراهم آیند و این همان سخن خدای بلند مرتبه است که فرمود: «هر جا که باشید خدا همه شما را فراهم آورد که خدا بر هر چیزی توانا است»[28] برای آشنایی با مقصود آیه؛ واژگان، تفسیر اجمالی و دیدگاه مفسران درباره آن بیان می‌شود.
واژگان آیه:

    أین‌ما: «أین» به معنای کجا است. یعنی ظرفی است که با آن از مکان شیء سؤال می‌شود. «أین‌ما» همان «أین» است که «ما» به آن ملحق شده و متضمّن معنای شرط است و به دو فعل جزم می‌دهد.[29]
    یأت: «یأت» از ماده «أتی» به معنای آمدن یا آوردن چیزی به آسانی آمده است.[30]
    جمیعا: «جمیع» از مادّه «جمع» و به معنای ضمیمه و نزدیک شدن است. و «جمعه» را به دلیل گرد آمدن مردم برای نماز، جمعه گویند.[31]

تفسیر اجمالی:

این آیه پاسخی به یهودیان است که جنجال زیادی پیرامون تغییر قبله به راه ‌انداخته بودند. می‌فرماید؛ هر گروه قبله‌ای دارد که خدا آن را تعیین کرده است. «وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیها» قبله مانند اصول دین یا امور تکوینی نیست که تغییر ناپذیر باشد و در طول تاریخ انبیاء قبله‌های مختلفی بوده است. بنابراین درباره تغییر قبله زیاد گفتگو نکنید و به جای آن در کارهای نیک از یکدیگر سبقت گیرید. «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرات» سپس مسأله قیامت را مطرح می‌کند که خداوند در آن دادگاه بزرگ همگان را جمع می‌نماید و هر کس را مطابق کارهایش پاداش و کیفر می‌دهد. «أَیْنَ‌ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمیعا» ممکن است این جمله برای برخی عجیب باشد که چگونه خداوند ذرّه‌های پراکنده انسان‌ها را هر جا که باشند، گرد می‌آورد برای همین در ادامه توانایی پروردگار بر هر کاری را مطرح می‌کند. «إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ».
دیدگاه مفسران:

درباره مقصود از آیه محلّ بحث میان اهل تفسیر چند قول وجود دارد که به شرح ذیل بیان می‌شود؛

1.منظور از «أَیْنَ‌ما تَکُونُوا...» این است که؛ در هر نقطه‌ای بمیرید، خداوند همه شما را روز قیامت وارد محشر خواهد کرد. بیشترمفسران این سخن را پذیرفته‌اند.[32]

2. مقصود این است که؛ در هر یک از جهات مختلف نماز بگزارید، خداوند همه شما را جمع می‌کند و به یک سمت می‌آورد چنان‌که گویی تمامی شما در مسجد الحرام بر گرد کعبه جمع شده‌اید و به یک سو نماز می‌خوانید. این قول را تعدادی از مفسران آورده‌اند.[33]

3. مراد آیه یاران حضرت مهدی# است که خداوند آنان را در هر نقطه‌ای از جهان باشند در مکّه گرد خواهد آورد. بسیاری از مفسران شیعی با نقل روایات تفسیری که یک مورد از آن‌ها بیان شد، این سخن را آورده‌اند.[34]
جمع بندی اقوال:

معنای جمله «أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمیعا» این است که؛ هر جا که باشید خداوند همگی شما را جمع خواهد کرد. امّا مکان جمع شدن کجاست؟ آیه اطلاق دارد و مصداق خاصی را مشخص نمی‌کند. برای همین در میان مفسران در‌باره مصداق آیه اختلاف وجود دارد. در نتیجه می‌توان گفت؛آیه مفهوم کلّی دارد و آن اینکه انسان‌ها در هر مکان و زمان و موقعیّتی باشند، خداوند قادر بر گرد آوردن‌شان است. امّا مهمترین مصداق آیه می‌تواند در قیامت تجلّی پیدا کند و آن جمع شدن آدمیان در صحرای محشر است که همگی انسان‌های زمان‌های مختلف در آن مکان جمع خواهند شد، گرچه تبدیل به خاک شده باشند و اثری از آنان نباشد. و می‌تواند یکی از مصداق‌های آیه جمع شدن یاران حضرت مهدی# از جاهای مختلف جهان در مکّه هنگام ظهور آن امام باشد.

اگر آیه را فقط درباره گرد آمدن در وادی محشر بدانیم باز می‌توانیم از روش اولویّت جمع شدن اصحاب امام مهدی# را از آن استفاده کنیم یعنی خدایی که قادر است تمامی بشر را در قیامت جمع کند این توانایی را دارد که سیصد و سیزده نفر را در مکّه برای برپایی حکومت عدل جهانی و یاری حجّت خود از جاهای گوناگون گرد آورد. یکی از مفسران در‌باره این موضوع آورده است؛

«بدون شک این تفسیر از مفاهیم (بطون) آیه است چرا که می‌دانیم طبق روایات، آیات قرآن گاه معانی متعددی دارد که یک معنی ظاهر و همگانی عمومی است و دیگری معنی درونی و به اصطلاح بطن آیه است که جز پیامبر| و امامان^ و کسانی که خدا بخواهد از آن آگاه نیستند. به تعبیر دیگر در حقیقت این روایات اشاره به آن است، خدایی که قدرت دارد ذرّات پراکنده خاک انسان‌ها را در قیامت از نقاط مختلف جهان جمع‌آوری کند، به آسانی می‌تواند یاران مهدی را در یک روز و یک ساعت برای افروختن نخستین جرقّه‌های انقلاب به منظور تأسیس حکومت عدل الهی و پایان دادن به ظلم و ستم جمع کند.»[35]
 محور سوم : تعداد یاران

یاران امام مهدی# به چند گروه تقسیم می‌شوند؛

گروه اوّل؛ آنان زودتر از دیگران و قبل از اعلان قیام از کنار کعبه توسط امام زمان# در مکّه معظمه جمع می‌شوند. و طبق روایت‌های اهل‌بیت^ تعدادشان سیصد و سیزده نفر گزارش شده ‌است.[36]

گروه دوّم؛ این افراد بعد از اعلان قیام و فبل از خارج شدن حضرت مهدی# از مکّه به ایشان ملحق می‌شوند. و تعدادشان ده‌هزار نفر بیان شده است.[37]

گروه سوّم؛ کسانی که بعد از خارج شدن امام از مکّه در طول مسیر حرکت به سوی مدینه و کوفه به ایشان می‌پیوندند. تعداد اینان صدها هزار نفر است. سپاهیان یمانی و خراسانی در این گروه قرار می‌گیرند.

احادیثی از اهل‌بیت^ مقصود از «اُمَّةٍ مَعْدُودَة»[38] را، همراهان حضرت مهدی# دانسته‌اند. یعنی یاران خاص ایشان کسانی هستند که می‌آیند و مشرکان را عذاب خواهند کرد.[39]

برای روشن شدن مقصود آیه و احادیث اهل‌بیت^ ابتدا آیه شریفه بررسی می‌شود.

«وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى‏ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَیَقُولُنَّ ما یَحْبِسُهُ» ترجمه؛ و اگر عذاب را از آنان تا مدّتى چند به تأخیر اندازیم، [به ریشخند] خواهند گفت: چه چیز آن را باز مى‏دارد؟
واژگان آیه:

1.       أُمَّةٍ: أمّة از ماده « أمّ » به معنای مادر است. این کلمه به معنای جماعتی است که وجه مشترکی آنان را جمع می‌کند. راغب گوید: أمّة ، هر گروهی را گویند که چیزی مانند دین یا زمان یا مکان مشخصی آن‌ها را با هم جمع کند. حالا این چیز جمع کننده جبری باشد یا اختیاری فرقی نمی‌کند و جمع آن «امم» است.[40]

2.       مَعْدُودَةٍ: معدوده از ماده عدد و به معنی شمردن استعمال شده است. مقصود از معدوده ، مقدار کم از چیزی است. [41] در داستان حضرت یوسف× می‌خوانیم؛ « وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ وَ کانُوا فیهِ مِنَ الزَّاهِدین‏» و او را به بهایى اندک، دِرمى چند، فروختند و درباره او بى‏رغبت بودند.[42]
تفسیر اجمالی:

پیامبر گرامی اسلام مشرکان مکّه را انذار می‌کرد و آنان را از عذاب الهی می‌ترسانید آنان چون مجازاتی مشاهده نمی‌کردند، به رسول اکرم| می‌گفتند: چه چیزی عذاب خداوند را عقب انداخته است؟ اگر راست می‌گویی آن را بیاور. قرآن کریم در پاسخ آنان آورده است: آگاه باشید روزى که آن فرا رسد از آن‌ها باز گردانده نشود و آن‌چه بدان ریشخند مى‏کردند آنان را فرا گیرد.
دیدگاه مفسران:

اهل تفسیر مقصود از «أُمَّةٍ مَعْدُودَة» را چه چیزی دانسته‌اند؟ در این قسمت برخی از دیدگاه‌های آنان مطرح می‌شود؛

    بیشتر مفسران مراد از «أمّة» را زمان می‌دانند. یعنی اگر عذاب تا مدّتی کم از مشرکان به تأخیر افتد.[43]
    برخی از مفسران در کنار معنای اوّل آورده‌اند: احتمال دارد مقصود از «أمّة» معنای جماعت باشد. یعنی جماعتی صالح که می‌آیند و مشرکان را عذاب می‌کنند.[44]
    برخی گفته‌اند: مقصود از «أمّة» جماعتی از مردم است و معنای آن به عقب افتادن عذاب تا جماعتی است که پیدا شوند و در میان آنها مؤمنی نباشد. و همچنین گفته شده است: مقصود جماعتی بعد از اینان است که آنان را تکلیف کنیم و آنها نافرمانی کنند و حکمت اقتضای هلاک آنان و برپایی قیامت کند.[45] علامه طباطبایی ذیل این دو وجه گوید: «هر دو وجه بی‌ارزش است زیرا بنای‌شان بر عذاب‌شدن کسانی غیر از استهزاء کنندگان است ولی ظاهر آیه دلالت بر کیفر مسخره کنندگان دارد.»[46]

جمع بندی اقوال:

این آیه اشاره به تأخیر افتادن عذاب از مشرکان دارد و بر اساس مکّی بودن سوره هود و شکست مشرکان در جنگ بدر و فتح مکّه به دست پیامبر اسلام و اصحاب‌شان، می‌توان گفت؛ عذاب دنیوی در آن زمان به مشرکان مکّه نشان داده و وعده پروردگار درباره آنان محقق شد. البته طبق نظر برخی از مفسران مقصود اصلی از عذاب ، مجازات در سرای آخرت است ولی نمی‌توان آیه را منحصر در آن دانست. در نتیجه یکی از عذاب‌های دنیوی نسبت به بت‌پرستان در آن عصر به وسیله پیامبر| و اصحاب‌شان رخ داد . ولی آیات قرآن مخصوص موارد شأن نزول و زمان و مکان خاص نیست بلکه طبق فرمایش امام جعفر صادق× مانند خورشید و ماه در همه زمان‌ها و مکان‌ها جاری است و در هر زمان و مکانی مصداقی برای خود می‌یابد.[47] بنابراین می‌توان گفت: یکی از بزرگترین مصداق‌های آیه در دنیا در زمان امام مهدی# رخ خواهد داد وقتی مشرکان سراسر جهان به دست ایشان و یارانش مجازات می‌شوند و حاکمیّت گیتی از آنان گرفته می‌شود.
محور چهارم: اوصاف یاران

ویژگی‌های انسان‌های صالح به عنوان‌های مختلف چون؛ بیان صفات متقیان یا عباد‌الرحمن و ... در قرآن کریم مطرح شده است. یکی از آیاتی که اوصاف مؤمنان واقعی را بیان می‌کند آیه54 سوره مائده است. متن و ترجمه آیه؛

 یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکافِرینَ یُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیم‏.

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، هر کس از شما از دین خویش برگردد، زودا که خداوند گروهى را بیاورد که ایشان را دوست دارد و ایشان او را دوست دارند، با مؤمنان نرم و خاکسارند و بر کافران سخت و گردن‌فراز، در راه خدا جهاد مى‏کنند و از سرزنش هیچ سرزنش‏کننده‏اى نمى‏ترسند. این برترى و بخشش خداست که آن را به هر کس بخواهد مى‏دهد و خداوند فراخ‏ بخشایشى داناست.

روایاتی از اهل‌بیت^ مصداق قومی که می‌آیند و دارای این صفات هستند را یاران حضرت مهدی# معرفی می‌کنند.[48] برای روشن شدن مقصود آیه و احادیث اهل‌بیت^ ابتدا آیه بررسی می‌شود.
واژگان آیه:

1. آمَنُوا؛ «امنوا» از مادّه «أمن» و آن به معنای آرامش و اطمینان قلبی و ضدّ آن خوف است. راغب درباره مفهوم ایمان می‌نویسد: ایمان گاهی اسم برای شریعتی که پیامبر اسلام آورد، استعمال می‌شود و گاهی برای تمجید استفاده می‌شود و مقصود از آن اقرار جان به حق با تصدیق است و آن با جمع شدن سه چیز است؛ باور قلبی و اقرار به زبان و انجام دادن باور و اقرار به وسیله اعضای بدن.[49]

2. یَرْتَدَّ؛ «یرتد» از ماده «ردد» و به معنای برگشتن آمده است ابن منظور گوید: «الرد: صرف الشی‏ء و رَجْعُه‏» انصراف چیزی و بازگشتن آن را ردّ گویند.[50]

3. ِقَوْمٍ؛ «قوم» به معنای گروهی از مردان است فراهیدی اضافه می‌کند؛ «قوم کل رجل، شیعته و عشیرته» قوم هر مردی پیروان و خاندان اوست‏.[51]
تفسیر اجمالی:

 در آیات قبلی سخن از کسانی بود که یهودیان و مسیحیان را به عنوان دوست و سرپرست خود می‌گیرند و مسلمانان را از این کار باز می‌داشت. در این آیه سخن از مرتدانی است که از این آیین مقدس بر می‌گردند و به عنوان یک قانون کلی به همه مسلمانان اخطار می‌کند: اگر از شما افرادی از دین خود بیرون روند، خداوند گروهی را برای حمایت از دین اسلام می‌آورد که دارای صفات ذیل هستند.

1. خداوند آنان را دوست دارد و آنان عاشق خدایند. «یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ»

2. آنان در برابر مؤمنان فروتن و مهربانند. «أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنینَ»

3. آنان مقابل کافران سرسخت و با صلابت هستند. «أَعِزَّةٍ عَلَى الْکافِرینَ»

4. جهاد در راه خدای توانا کار همیشگی آنان است. «یُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ»

5. آنان در انجام فرمان‌های پروردگار و برپایی حق از سرزنش ملامت‌گران نمی‌هراسند. «وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ»

آیه معیار مؤمنان و پیروان واقعی حق را بیان می‌کند. هر کس این معیار درباره او صادق باشد می‌تواند مصداق آیه محسوب شود. گرچه در آخر آیه، داشتن این ویژگی‌ها را از فضل الهی می‌داند که به هر کس بخواهد عطا می‌کند. «ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ» ولی رحمت خدای رحیم بدون تلاش به دست نمی‌آید و انسان وقتی اهل خیر و نیکی شود، رحمت خدای حکیم به او می‌رسد. «إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَریبٌ مِنَ الْمُحْسِنینَ»[52] آیات بعدی مسیر را مشخص می‌کند یعنی محبّان خدای عزیز طبق آیات قبل یهودیان و مسیحیان را به عنوان دوست و همراز خود نمی‌گیرند و کارهایشان را به آنان نمی‌سپرند. و طبق آیه بعد ولایت و سرپرستی خدای دانا و رسول او و اهل ایمان آن کسانی که در هنگام رکوع زکات می‌دهند، (آیه اشاره به حضرت علی× دارد که انگشتر خود را هنگام رکوع به فقیر بخشید) را می‌پذیرند و آیه بعدی کسانی که این مسیر را برای دوستی و سرپرستی بر می‌گزینند حزب خدای عزیز و گروه پیروز معرفی می‌شوند.«وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ»[53]
دیدگاه مفسران:

در حدیثی که ثعلبی از رسول گرامی اسلام نقل کرده است ،می‌خوانیم؛ ایشان فرمود: گروهی از اصحابم روز قیامت بر من وارد می‌شوند پس آنان از حوض کوثر رانده می‌شوند. می‌گویم پروردگارا؛ اصحابم، اصحابم. گفته می‌شود: نمی‌دانی اینان بعد از تو چه کردند؟! آنان به عقب برگشتند و مرتد شدند.[54] مفسران مصداق‌های مختلفی برای کسانی که می‌آیند و جایگزین مرتدان می‌شوند و دارای ویژگی‌های مطرح شده در آیه هستند، معرفی می‌کنند. در این جا چند مصداق از آن‌ها بیان می‌شود؛

1.       آیه در شأن حضرت علی× و پیروان اوست که با ناکثین و قاسطین و مارقین نبرد کرد.[55]

2.       آیه درباره قوم سلمان فارسی است.[56]

3.       آیه در شأن اهل یمن نازل شده است.[57]

4.       مصداق آیه حضرت مهدی# و یاران اوست.[58]
جمع بندی اقوال:

این آیه معیار شناسایی محبان خدای مهربان را به ما نشان می‌دهد.آنان کسانی هستند که دارای این ویژگی‌ها می‌باشند و با توجه به آیه بعدی که در شأن امیرمؤمنان علی× نازل شده است و در آن ولایت را فقط برای خدای قادر و رسول او و امیرمؤمنان می‌داند. شناسایی مصداق‌های آیه برای ما آسان می‌شود. یعنی مصداق‌های آیه در میان کسانی یافت می‌شود که به جای انتخاب دوستی و سرپرستی یهود و مسیحیان، دوستی و سرپرستی خدای عزیز و رسول گرامی اسلام و اهل‌بیت^ را پذیرفته باشند. اهل‌بیتی که علاوه بر این نوع آیات حدیث متواتر ثقلین بر لزوم پیروی از آنان دلالت می‌کند. بنابراین پیروان اهل‌بیت^ در هر جای گیتی باشند در زمره مصداق‌های آیه قرار می‌گیرند. البته آنانی که علاوه بر انتخاب مسیر حق دارای اوصاف مطرح شده در آیه باشند. اینان می‌توانند از قوم سلمان یا اهل یمن یا هر جای دیگر معرفی شوند. و یکی از برترین مصداق‌های آیه می‌تواند حضرت مهدی# و یاران ایشان باشد زیرا آنان در زمان خود پرچمدار حق و صاحبان این اوصاف هستند که می‌آیند و در راه خدای توانا دشمنان خدا را خوار و ذلیل می‌کنند و عزت را به مسلمانان بازمی‌گردانند و در این راه از سرزنش ملامت‌گران نمی‌هراسند و تا حق و عدالت در سراسر جهان حاکم نشود آرام نمی‌گیرند.
 نتیجه:

در این نوشتار با سیمای یاران حضرت مهدی# از نگاه قرآن کریم به وسیله روایت‌های تفسیری مهدویت مقداری آشنا شدیم. باشد تا در پرتو این آگاهی خود و دیگران را هر چه بهتر برای آمدن این میهمان عزیز آماده کنیم و با فراهم کردن یکی از شرایط ظهور که فراهم بودن یاران مناسب است، زمینه را برای برپایی دولت کریمه مهدوی مهیّا نمائیم.

آیات دیگری نیز به وسیله حدیث‌های تفسیری اهل بیت‌^ درباره یاران حضرت مهدی# دانسته شده است که بحث درباره آنها فرصت دیگری می‌طلبد.


کتابنامه:

قرآن کریم

    آلوسى، سید محمود، روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1415ق.
    ابن بابویه (شیخ صدوق)، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، قم، نشر اسلامی، 1429ق.
    ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، لبنان، دارصادر، 1414ق.
    ثعلبى نیشابورى، احمد بن ابراهیم،‏ الکشف و البیان عن تفسیر القرآن،‏ بیروت‏، دارإحیاء التراث العربی، ‏1422ق.
    خصیبی، حسین بن حمدان، الهدایة الکبرى، بیروت، مؤسسة البلاغ، 1411ق.
    راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، لبنان، دارالعلم، 1412ق.
    رضى‌الدین حلى، على بن یوسف، العدد القویة، قم، کتابخانه آیت الله مرعشى، 1408ق.
    زمخشرى، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل،‏ بیروت،‏ دارالکتاب العربی، ‏1407ق.
    شاذلی، سید بن قطب بن ابراهیم، فى ظلال القرآن، ‏بیروت- قاهره‏، دارالشروق، 1412ق.
    طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، نشر اسلامی، 1417ق.
    طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، بی تا.
    طبرسى، فضل بن حسن،‏ مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تهران، انتشارات ناصرخسرو، 1372ش.
    طبرى (ابو جعفر)، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن،‏ بیروت‏، دارالمعرفه، ‏1412ق.
    طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، تهران، کتابفروشی مرتضوی، 1375ش.
    طوسی (شیخ طوسی)، محمد بن حسن، التبیان فى تفسیر القرآن‏، بیروت‏، دار احیاء التراث العربى، بی تا.
    طوسی (شیخ طوسی)، محمد بن حسن، الغیبه، قم، معارف اسلامی، 1425ق.
    عروسى حویزى، عبد على بن جمعه،‏ تفسیر نور الثقلین،‏ قم،‏ انتشارات اسماعیلیان، ‏1415ق.
    ‏عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر، تهران، چاپخانه علمیه، 1380ق.
    فخرالدین رازى (ابوعبدالله)، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب‏، بیروت، داراحیاء التراث العربى، ‏1420ق.
    فراهیدى، خلیل بن احمد، کتاب العین‏، قم،‏ انتشارات هجرت‏،1410ق.
    فیض کاشانى، ملا محسن،‏ تفسیر الصافى، تهران، انتشارات صدر، 1415ق.
    قرائتى، محسن‏، تفسیر نور، تهران،‏ مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن، ‏1383ش.
    قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن،‏ تهران،‏ دار الکتب الإسلامیة، 1371ش.
    قمى مشهدى، محمد بن محمد رضا، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب،‏ تهران، نشر فرهنگ اسلامی، 1368ش.
    قمی، علی بن ابراهیم، تفسیرقمی، قم، دارالکتاب، 1367ش.
    کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، لبنان، دارالاضواء، 1405ق.
    مصطفوى، حسن،‏ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم،‏ تهران،‏ بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ‏1360ش.
    مفید (شیخ مفید)، محمد بن محمد، الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، 1413ق.
    مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، تهران،‏ دارالکتب الإسلامیة، 1374ش.
    نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، قم، مدین، 1426ق.


[1] نحل(16): آیه89.

[2] انعام(6): آیه38.

[3] «الکافی»، ج1، ص98، ح1.

[4] «کمال الدین و تمام النعمة»، ج2، ص409، باب4، ح2.

[5] یونس(10): آیه62.

[6]«کمال الدین و تمام النعمة»، ج2، ص391، باب1، ح54.

[7] «المفردات فی غریب القرآن»، ص885.

[8] «المفردات فی غریب القرآن»، ص303.

[9] «لسان العرب»، ج13، ص111.

[10] «التبیان فى تفسیر القرآن»، ج5، ص401.

[11] «الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل»، ج2، ص355.

[12] «مجمع البیان فى تفسیر القرآن»، ج2، ص119.

[13] «تفسیر نور الثقلین»، ج2، ص309.

[14] هود(11): آیه62.

 [15]«کمال الدین و تمام النعمة»، ج2، ص700، باب26، ح26.

[16] «المفردات فی غریب القرآن»، ص694.

[17] «مجمع البحرین»، ج1، ص36.

[18] «العین»، ج5، ص354.

[19] «التحقیق فی کلمات القرآن الکریم»، ج6، ص28.

[20] «جامع البیان فى تفسیر القرآن»، ج12، ص53؛ «المیزان فی تفسیر القرآن»، ج10، ص341.

[21] «مجمع البیان فى تفسیر القرآن»، ج5، ص361؛ «تفسیر نور»، ج5، ص361.

[22] «الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل»، ج2، ص415؛ «مفاتیح الغیب»، ج18، ص380.

[23] «التبیان فى تفسیر القرآن»، ج6، ص41.

[24]«تفسیر نمونه»، ج9، ص185.

[25] «الکافی»، ج8، ص54، ح22؛ «الارشاد»، ج1، ص291.

[26] بقره(2): آیه148.

[27] «الغیبة للطوسی»، ص175 و 477؛ «الکافی»، ج8، ص260؛ «تفسیر القمی»، ج2، ص204.

[28] «کمال الدین و تمام النعمة»، ج2، ص409، باب4، ح2.

[29] «قاموس قرآن»، ج1، ص153.

[30] «المفردات فی غریب القرآن»، ص60.

[31] «المفردات فی غریب القرآن»، ص201.

[32] «مجمع البیان فى تفسیر القرآن»، ج1، ص89.

[33] «الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل»، ج1، ص205.

[34] «تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب»، ج2، ص190؛ «تفسیر الصافى»، ج1، ص201.

[35] «تفسیر نمونه»، ج1، ص503.

[36] «کمال الدین و تمام النعمه»، ج1، ص363، باب32، ح16؛ «اعلام الوری»، ص463.

[37] «الغیبة للنعمانی»، ص307، باب19، ح2؛ «العدد القویه»، ص65.

[38] هود(11): آیه8.

[39] «الکافی»، ج8، ص260، ح487؛ «تفسیر القمی»، ج1، ص323.

[40] «المفردات فی غریب القرآن»، ص23.

[41] «لسان العرب»، ج3، ص281.

[42] یوسف(12): آیه20.

[43] «التبیان فى تفسیر القرآن»، ج5، ص452؛ «مجمع البیان فى تفسیر القرآن»، ج5، ص218.

[44] «المیزان فی تفسیر القرآن»، ج10، ص155.

[45] «روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم»، ج6، ص215.

[46] «المیزان فی تفسیر القرآن»، ج10، ص155.

[47] «الغیبة للنعمانی»، ص133.

[48] «تفسیر القمی»، ج1، ص170؛ «تفسیر العیاشی»، ج1، ص326.

[49] «المفردات فی غریب القرآن»، ص91.

[50] «لسان العرب»، ج3، ص173.

[51] «العین»، ج‏5، ص231.

[52] اعراف(7): آیه56.

[53] مائده(5): آیه56.

[54] «الکشف و البیان عن تفسیر القرآن»، ج‏4، ص79.

[55] مجمع البیان فى تفسیر القرآن»، ج‏3، ص321.

[56] «روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم»، ج‏3، ص330.

[57] «جامع البیان فى تفسیر القرآن»، ج‏6، ص183.

[58] «تفسیر نور الثقلین»، ج‏1، ص641.

 

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :