wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 20 » مقالات
بازدید: 2619
0/0 (0)
روشنفکران ایران و بهائیان ( شماره 1 )
 

بسم الله الرحمن الرحیم

مالک روشنی –  محسن شریعتی  

روشنفکر حقیقی شامل کسانی که به اسم ترقی و پیشرفت، دین و آموزه‌های آن را زیرپا گذاشتند و منابع و منافع ملی را در اختیار بیگانگان قرار دادند و جاسوس و دلّال قراردادهای استعماری شدند، نمی‌شود...

مقدمه

معنای روشنفکر

در ادبیات فارسی واژه «روشنفکر» کلمه‌ای است مرکب از دو واژه «روشن» و «فکر» که ترکیبی وصفی به حساب می‌آید. در این ترکیب وصفی، واژه «روشن» به عنوان وصف، و واژه «فکر» به عنوان موصوف به کارفته‌ است. در لغتنامه دهخدا نیز به نقل از فرهنگ فارسی معین آمده است که روشن‌فکر، صفت مرکب است و معنای (لغوی) آن عبارت است از: «کسی که دارای اندیشه روشن است». [1]

تبیین مفهومی روشنفکری و روشنفکری دینی

در یک دیدگاه کلی تعریف های روشنفکری به چهار دسته اصلی قابل طبقه بندی اند:

1. به طور کلی روشنفکران، گروه هایی هستند که به دنبال تقریر حقیقت و حفظ ارزشهای تغییر ناپذیرند در زمینه حقیقت، زیبایی و عدالت نقش مؤثری دارند. (تعاریف هنجاری و اخلاقی).

2. روشنفکران، گروه هایی هستند که بنیان گذار ایدئولوژی ها و نقادان وضع موجود به شمار می آیند (تعاریف ایدئولوژیک و جهانشمول)

3. روشنفکران، به عنوان یک قشر اجتماعی در توسعه و پیشبرد فرهنگ مؤثرند. (تعاریف اندیشه ای و فرهنگی)

4. روشنفکران، گروهی اند که در کنار توده ها قرار گرفته اند، و این در واقع به معنای زوال مفهوم روشنفکری عام بوده که این مفهوم به شکل بومی و محلی در آمده است. (تغییر مفهوم روشنفکر جهانشمول به روشنفکر ویژه)

روشنفکر حقیقی، شامل کسانی که به اسم ترقی و پیشرفت، دین و آموزه‌های آن را زیرپا گذاشتند و منابع و منافع ملی را در اختیار بیگانگان قراردادند و جاسوس و دلال قراردادهای استعماری شدند، نمی‌شود. با توجه به همین معیارها، مقام معظم رهبری معتقدند، چون روشنفکران اولیه تاریخ ما ـ یعنی کسانی که برای اولین بار به طور رسمی خود را منادیان روشنفکری در ایران نامیدند ـ از جهات مختلفی از معیارهای فوق فاصله داشته‌اند و دچار مشکلات متعددی بوده‌اند، جریان روشنفکری در ایران بیمار متولد شده است و بسیاری از خصوصیات فوق را نداشته است.[2]

امروزه این موضوع قابل تأمل است که اثر مسائل فرهنگی بیش از مسائل دیگر می باشد ، چون نقش زیربنایی دارد و خطر کسانی که خود منحرف گشته و با رنگ و لعاب دوست و در قالبهای عوام فریبی مثل روشنفکری، در سدد  فریب افکار عمومی هستند، بیش از دیگران است.

فرقه ضاله بهائیت در راستای افکار شوم و برای فریب افکار قشر فرهنگی و خاص جامعه به پرورش و فریب افرادی می پردازد که در سطح جامعه به روشنفکر معروف گردند و به وسیله آنها به اغواگری و گمراهی می پردازد .

بر ما فرض و واجب است که با شناخت صحیح و اصولی در وهله اول، خود را در برابر خطرات آنها حفظ کرده  و در گام دوم فریب خورده گان در این عرصه را نجات دهیم .

 

فصل اول

بهاییان و روشنفکران قبل از انقلاب (دوران پهلوی)

در این دوران به خاطر سیستم معیوب وآسیب پذیر دستگاه پهلوی بیشترین بهره را بهائیان بردند.و اکثر پستهای فرهنگی و تأثیرگذار جامعه را در تصرّف خود در آوردند . 

بهائیان در مدت کوتاهی، چنان رشد کردند و مشاغل حساس را به اشغال خود درآوردند که در کابینه هویدا، نُه وزیر بهائی راه یافت. آن ها علاوه بر پست های حساس نظامی و سیاسی بر بسیاری از منابع اقتصادی نیز تسلط یافتند»[3]

یکی از نخستین بهائیانی که با برنامه ریزی قبلی، در حوزه فرهنگ و هدایت افکار عمومی مردم ایران در روزگار اقتدار خاندان پهلوی فعال شد،" فرخ دین پارسای" نام داشت . این شخص که با مأموریت مشخص و مدوّن به این عرصه وارد شده بود، از اوایل دیکتاتوری رضا خان تا سالهای پایانی عمر خود ، در اواسط سلطنت محمد رضا پهلوی ، نقش درجه اول و کلیدی در کار اداره مطبوعات و سمت و سو دادن به فعالیت زنان و رواج ابتذال و ولنگاری در میان آنان داشت .[4]

از دیگر بهائیانی که به طور رسمی در حوزه فرهنگ فعال بود،"داوود رمزی" نام داشت . وی به عنوان کارگزار بهائیان در رسانه های جمعی ایران نقش آفرینی می کرد .[5]

«بهائیان بعد از جریان انقلاب سفید، پست های حساسی را به اشغال خود در آوردند از جمله سپهبد اسدا... صنیعی، وزیر جنگ کابینه حسنعلی منصور؛ امیر عباس هویدا، وزیر دارایی دولت حسنعلی منصور و نخست وزیر بعدی؛ منصور روحانی، مدیر عامل سازمان آب تهران، وزیر آب و برق و وزیر کشاورزی در دولت هویدا؛ لیلی امیر ارجمند، رئیس کتابخانه دانشگاه ملی، رئیس کتابخانه ملی نفت، مشاور مخصوص فرح، مدیر برنامه های آموزشی ولیعهد؛ سرلشکر پرویز خسروانی، معاون فرماندهی کل ژاندارمری در سال 1343، معاون نخست وزیر و سرپرست تربیت بدنی در دوره هویدا؛ عطاءا... خسروانی، وزیر کار؛ فرخ رو پارسا، وزیر آموزش و پرورش؛ دکتر منوچهر شاهقلی وزیر بهداری و پرویز ثابتی معاون ساواک.

کوته فکران و سیه دلانی چون احمد کسروی، شریعت سنگلجی، سلمان رشدی و اخیرا احمد الکاتب که برای منوّر الفکر نامیده شدن در جامعه و تشویق های مدام و... ذوق زده شده اند، طعمه های خوبی بودند که سیه فکران سلطه جو و حیله باز، آنان را به راحتی با اعطای مدال های حلبی به دام خود بکشند و به اصطلاح روانشناسان، آنان را شرطی کنند، یعنی مستقیم یا غیر مستقیم به آنان گوشزد کنند که هر لقب و عنوان و تشویق، در برابر یک ضربه به اصول و باورها یا یک دهن کجی به مفاخر و ارزش ها نصیب آنان خواهد شد. در این میان ایده ناب و قرآنی مهدویت، نیز توسط برخی از دین فروشان مورد معامله قرار گرفت. [6]

فصل دوم

بهائیان و روشنفکران بعد از انقلاب

پیروزی انقلاب اسلامی، طلایی ترین فرصت نفوذ و چپاول را از فرقه بهائیت گرفت و نقطه های امید آنان را، به یأس    تبدیل کرد. بنابراین دشمنی آنان را با نظام اسلامی می توان امری طبیعی تلقی کرد.[7]

اما آنها از پا ننشستند و از هر راهی برای پیشبرد اهداف خود بهره جسته اند و از انواع حیله ها و اسامی بین المللی_مخصوصا در زیر لوای حقوق بشر_ استفاده می کنند تا اینکه خود را مظلوم نشان دهند.

یکی از کارگزاران جنگ نرم در این حوزه، «شیرین عبادی» (رئیس کانون مدافعان حقوق بشر) و طیف متبوع وی می­باشد که حمایت از همجنس بازی، بهاییان، فواحش، اشرار و تروریست­ها را دنبال می کنند.

در گزارش 32، تاریخ 6 اکتبر 2007 که به «بیت العدل» بهاییان (مستقر در سرزمین های اشغالی- اسرائیل) ارسال شده، از «شیرین عبادی» و کانون مدافعان حقوق بشر به دلیل برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی با عنوان «حق‌ آموزش و پرورش» در 26 مهرماه 1386 تشکر شده است.

در این گزارش که از شیرین عبادی و اعضای کانون غیرقانونی مدافعان حقوق بشر در ایران با عنوان احبای عزیز یاد شده، تأکید گردیده: «برگزاری این کنفرانس، نشانه‌ای از حسن نیت و صداقت مسؤولین کانون و همچنین آمادگی جو ایران برای فعالیت‌هایی که احبای عزیز در عرض چند سال گذشته به آن مبادرت ورزیده‌اند، می‌باشد. «بیت‌العدل» توصیه می‌نماید که هیأت یاران در نامه‌ای خطاب به کانون مدافعان حقوق بشر از حسن نیت، صداقت و شجاعت ایشان در دفاع از حقوق جامعه­ی بهایی تشکر کنند.» به دنبال این گزارش، سران بهاییت در «بیت العدل» مستقر در سرزمین های اشغالی با ارسال تقدیرنامه‌ای به کانون مدافعان حقوق بشر ایران، از خدمات «شیرین عبادی» و سایر اعضای این کانون به فرقه بهاییت صمیمانه تقدیر وتشکر می­نمایند.

گاهی خواسته یا ناخواسته مراکز فرهنگی هم در دام این خط باطل افتاده و به نحوی بر اعمال آنها صحه گذاشته می شود به عنوان مثال هر یک از دانشجویان دانشگاه آزاد که برای اولین بار به صفحه شخصی خود در این دانشگاه وارد شده و اطلاعات خود را ویرایش می‌کند، در کنار محل تولد، محل صدور، وضعیت نظام وظیفه، استفاده از خوابگاه و وضعیت تأهل باید دین خود را نیز قید کند.

اما نکته اصلی اینجاست که برخی واحدهای دانشگاه آزاد در کنار ادیانی مانند اسلام، یهودی، کلیمی، زرتشتی و مسیحی، نام فرقه ضاله و انحرافی بهائیت را نیز درج کرده و به نوعی آن را جزء ادیان به شمار آورده است.در حالی که شورایعالی انقلاب فرهنگی در سال 69 تصویب کرد که بهائیان به صرف احراز بهائی بودن حق ورود به دانشگاه‌ها را ندارند و اگر در حین تحصیل نیز بهائی بودن کسی محرز شد، از ادامه تحصیل محروم می شود.

همچنین هیئت وزیران در سال 73 در آئین نامه اجرایی ماده 10 قانون سازمان دامپزشکی مصوب کرده که شرط صدور پروانه دامپزشکی، تدین به یکی از ادیان رسمی کشور است و دامپزشکان بهائی متقاضی صدور پروانه، به لحاظ بهائی بودن از گرفتن پروانه محروم هستند.

در سال های 74، 75 و 76 نیز مجلس شورای اسلامی، طبق قانون گزینش معلمان و تسری این قانون به کارکنان سایر وزارتخانه‌ها و آئین نامه اجرایی آن، هر گونه استخدام در هر یک از دستگاه‌های دولتی و شبه دولتی را حتی به صورت قراردادی و روزمزد منوط به متدین بودن به یکی از ادیان رسمی کشور دانسته است.

 

فصل سوم

خدمات روشنفکران دولت اصلاحات به بهائیان

با بررسی و تحقیق در تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران عصر قاجار به خوبی شاهد انتقادات سریع و بی پروای روشنفکران عصر قاجار نسبت به فرقه ضاله بابیه و بهائیت خواهیم بود. از میان روشنفکران دینی می توان از سید جمال الدین اسدآبادی و از روشنفکران متأثر از فرهنگ و تمدن غرب از آخوند زاده، طالبوف، میرزاآقاخان کرمانی (اگرچه او در آغاز، خود بابی ازلی بود اما بعدها تحت تاثیر غرب از منتقدان جدی این فرقه شد) می توان نام برد. در این میان حتی اصلاح گران حکومت قاجار همچون امیرکبیر، سپهسالار، اعتضاد السلطنه و... از جمله کسانی بودند که فرقه ضاله بابیه و بهائیت را از موانع توسعه ایران می دانستند. در دوره ای که استقلال این سرزمین از سوی دو استعمارگر روس و انگلیس در مخاطره بود امیرکبیر به شدت با این فرقه برخورد کرد.

    در جریان نهضت مشروطیت ایران، همکاری فرقه ضاله بهائیت با روس ها و محمدعلی شاه هیچگاه از خاطر نواندیشان ایران فراموش نمی شود؛ در حالی که سرزمین ایران تحت نفوذ بیگانگان بود، فرقه بهائیت شعار جهان وطنی را سر داد و در راستای خدمت به اهداف شوم بیگانگان، دو عنصر مهم هویت ایران یعنی اسلام و ملیت را با نسخ اسلام و شعار تشکیل حکومت جهانی به چالش کشاند.

    در دوره پهلوی نیز فرقه ضاله بهائیت به شدت مورد انتقادات روشنفکران و حتی روشنفکران غرب گرایی همچون فریدون آدمیت، هما ناطق و... قرار گرفت و از این فرقه به عنوان خائنین به ایران و از همکاری آنان با استعمارگران و انحراف بخشیدن به نهضت مشروطیت ایران یاد می کنند. این فرقه ضاله حتی از سوی روشنفکران چپ همچون احسان طبری، محمدرضا فشاهی به عنوان سرسپردگان نظام بورژوازی معرفی شده اند.

    اما آنچه که امروزه باید مورد توجه قرار گیرد این است که فرقه ضاله بهائیت از سوی مبلغان خود بطور جدی در پی آن است که این شکاف میان خود و روشنفکری ایران را از میان بردارد. در این راستا از طریق کسانی همچون تورج امینی، شاپور راسخ، نادر سعیدی، کاویان صادق زاده میلانی در حوزه تاریخ سیاسی و فکری ایران به قرائت جدید از بهائیت پرداخته اند و تلاش می کنند که سهمی برای خود در نهضت مشروطیت ایران بدست آورند و نقشی را در هویت ملی ایران برای خود ایجاد کنند و از سوی دیگر نیز با قرائتی هرمنوتیک در پی آن هستند که فاصله خود را با روشنفکران دینی کم کنند و در واقع در تفسیرهایی که از خدا، انسان، پیامبر و نسبت آن با دنیای مدرن ارائه می­دهند جایگاه خود را در نزد نواندیشان دینی نیز بدست آورند.

    شایان ذکر است که امروزه اصلاح طلبان به منزله ابزاری برای فرقه ضاله بهائیت در طراحی یک چنین قرائت تاریخی و کسب جایگاهی در تاریخ روشنفکری ایران درآمده اند. به طوری که امروزه بنا به گفته خود بهائیان، اصلاح­طلبان، جامعه بهائی ایران را از حاشیه به مرکز ثقل اندیشه های معاصر منتقل کرده اند و جنبش اصلاحات و جریان روشنفکری دینی در ایران، بهائیت را به عنوان عضوی از جامعه مدنی ایران پذیرفته است.[8] در این راستا اصلاح­طلبانی همچون اکبر گنجی به موانع پذیرش جامعه بهائی در جامعه مدنی ایران اشاره می کند:

    1- پرداختن به مباحث تاریخی در خصوص پیدایش و تکوین بهائیت و بیان وابستگی آنان به قدرت های استعماری.

    2- کثرت گرا و حتی شمول گرا نبودن مراجع تقلید نسبت به بهائیت برخلاف شمول گرایی آنان نسبت به ادیان آسمانی.

    3- ورود به مباحث تاریخی و کلامی بهائیت و هرگونه داوری در خصوص صدق و کذب باورهای بهائیان که آن را در شأن اصلاح گران دینی نمی داند.

    4- عدم اعتقاد و گسترش پلورالیسم را مانع مهمی در ورود جامعه بهائی به جامعه مدنی ایران می داند.[9]

 

فهرست منابع

  • دهخدا، لغتنامه دهخدا، زیر نظر دکتر محمد معین، دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، تهران، فروردین 1346 ش
  • سخنرانی مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان دانشگاه تهران، 22/2/1377 .
  • حسینیان ، روح الله ، سه سال ستیز مرجعیت شیعه درایران ، تهران ، مرکزاسنادانقلاب اسلامی ، 1382
  • بهائیان در عصر پهلوی ، اللهیاری ، احمد ، 1387 ، تهران ، دفتر پژوهشهای موسسه کیهان
  • روزبهانی ، علیرضا ، در جستجوی حقیقت ، انتشارات مرکز مدیریت ، قم ، 1388، 236
  • سایتهای گوناگون
 

[1] - دهخدا، لغتنامه دهخدا، ج 26، ص 171.

[2] - سخنرانی مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان دانشگاه تهران، 22/2/1377

[3] - حسینیان، سه سال ستیز مرجعیت شیعه در ایران،ص185

[4] - اللهیاری ، احمد، بهائیان در عصر پهلوی ،  ص 49

[5] - اللهیاری ، احمد، بهائیان در عصر پهلوی ،  ص 67

[6] - مقاله ، میثم آقادادی

[7] - روزبهانی ، علیرضا ، در جستجوی حقیقت ، ص236

[8] - پیرامون فتوای آیت الله منتظری در مورد بهائیان. wwwgofteman-Iranorg ، مهدی نائینی

[9]  ، مهدی نائینی - wwwpeiekhabaricom

 

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :