wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 6 » مقالات
بازدید: 2218
0/0 (0)
دین و دولت زمینه ساز ( ادامه شماره قبل)
 

نویسنده : محسن دنیا دیده – سید عبدالرسول امام

بخش سوم:
وظیفة دولت زمینه ساز در باب دین

دولت زمینه ساز باید به لحاظ مبانی، رسالت و راهبردها هم سو با دولت کریمة مهدوی باشد یعنی در واقع رسالتش مانند دولت حضرت یک رسالت جهانی است. از آنجا که دین در دولت مهدوی، نقش محوری دارد و آیات[1]و روایات[2] متعددی بر این مطلب دلالت می‌کند بر این اساس و با نگاه جهانی به برخی از وظایف دولت زمینه ساز در این راستا اشاره می‌کنیم؛

 

فصل اول: وظیفة دینی دولت نسبت به مسلمانان

 

در این قسمت به وظیفة دولت زمینه ساز در قبال مسلمانان در امر دین می‌پردازیم و برخی از آن وظایف را برمی شماریم؛

گفتار اول: حفظ و صیانت از دین

یکی از وظایف مسلم حکومت دینی و زمینه ساز حفظ و صیانت از دینی است که داعیة تمامیت و شمولیت دارد؛ یعنی در واقع یک حکومت دینی قبل از هر چیز باید دین و مبانی دینی خود را از گزند آسیبها مصون بدارد. این یکی از مهمترین رسالتهای دولت دینی زمینه ساز است. در اینجا به برخی از راهبردهایی که دولت زمینه ساز را در انجام این رسالت یاری می‌رساند اشاره می‌شود:

1-1 تقویت و حمایت نهادهای دینی

تردیدی نیست که مهمترین رسالت عالمان دین و نهاد روحانیت و حوزه‌های علمیه و خاستگاه وجودی آنان، شناخت و تبیین اسلام و شرع مقدس و ارشاد و هدایت بندگان خداوند است. این مسئولیت خطیری است که هیچ امری نمی‌تواند و نباید جایگزین آن شود. همان رسالت نخست پیامبران الهی7 که اکنون اینان وظیفه اقدام در این راستا را بر عهده دارند . جایگاهی که آنان را در خط مقدم مسئولیت پذیری و برداشتن بار دشواری‌ها از دوش مردم و رهاساختن آنان از بردگی و اسارت و نجات از حکومت و سلطة طاغوت قرار می‌دهد. این مسئولیت نخست و رسالت اولیه عالمان دینی، همان است که بارها توسط بزرگان حوزه‌ها و رهبر انقلاب بر آن تأکید شده و فلسفه وجودی حوزه‌ها و روحانیت با آن آمیخته است. آن همه خدمات دینی، علمی، فرهنگی و اجتماعی و سیاسی که در دوران غیبت، توسط عالمان دین، حوزه‌های علوم اسلامی و روحانیت صورت گرفته، مایة حیات اسلام و بقای شریعت و نشر اندیشة اسلامی و گسترش فرهنگ و ارزشهای دینی بوده است و این حقیقتی است که جای جای کشورهای اسلامی و صفحات تاریخ شاهد آن است. اضافه کنید جایگاه اجتماعی و سیاسی حوزه‌ها و عالمان اسلامی در طول تاریخ را که همواره جزء مردمی ترین نهادهای جامعه بوده و در کنار مردم و علی رغم محدودیتهای فراوان اعمال شده توسط قدرتهای وقت، خدمات بسیار ارزنده و گسترده‌ای را در زمینه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی به مردم نموده اند. رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه‌ای در این رابطه می‌فرمایند:

«از هزار سال پیش تا امروز –یعنی بعد از دوران حدیث و متن گرایی و از اول دوران استدلال- این حوزه‌های علمیه بودند که توانستند فکر دینی مردم را هدایت کنند و به آنها روحیة دینی بدهند و دین را حفظ نمایند»[3]

ایشان در جای دیگر می‌فرمایند:

«انقلاب اسلامی، بر محور حوزة‌ علمیه به پیروزی رسید و امروز، حوزه از لحاظ حرمت تأثیر و آینده نگری، محور و هستة مرکزی این نظام است»[4]

همچنین معظم له در خصوص مسئولیت این نهاد دینی می‌فرمایند:

«این نظام بر محور تفکرات اسلامی بنا شده و بر محور بینش‌های اسلامی و احکام و مقررات الهی باید اداره شود. مسئولیت تدوین نظام ارزشی اسلام، تبیین معارف اسلامی و تنقیح و تحقیق مقررات و احکام اسلام و نیز ارائة الگوی زندگی اسلامی، که نظام بر اساس آنها حرکت خواهد کرد بر عهدة حوزه‌های علمیه است.»[5]

بنابراین لازم است که دولت زمینه ساز در تقویت و حمایت هرچه بیشتر این نهاد مقدس بکوشد و او را در انجام رسالت خطیری که بر عهده دارد یاری می‌رساند.

1-2 جلوگیری از ورود بدعتها و خرافات در دین

تاریخ اسلام همواره آماج تیرهای دشمنان و منحرفین از صراط مستقیم بوده است. گمراهان و دشمنان اسلام، از هر روشی برای کم ارزش نمودن دین اسلام و حتّی نابودی آن استفاده کرده اند. در زمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم، آن حضرت را مجنون و ساحر و قرآن را کتاب سحر و جادو می‌خواندند. در زمانهای مختلف با روش‌های گوناگون علیه این دین مقدس فعالیت کردند؛ گاهی با ساختن احادیث جعلی، گاهی با متهم نمودن قرآن به تحریف و تغییر، گاهی با بحث‌های کلامی که قرآن کتاب لفظی است یا نفسی، و قدیم است یا حادث؟، گاهی با تزریق علوم غیراسلامی در میان مسلمانان و گاهی هم با ایجاد فرقه‌ها و امثال آن جاده‌های انحرافی فراوانی در بین مسلمین ایجاد نمودند.

پیامبر اکرم6 به خوبی می‌دانست که این شبهه‌ها و خرافات برای دین مقدس اسلام بسیار خطرناک است، لذا در زمان حیاتش، شخصاً با انواع خرافات که با مبنای وحی الهی سازگاری نداشت مقابله می‌نمود. سایر معصومین: نیز با هر گونه بدعت در دین به شدت مبارزه می‌کردند و در این راه از بذل مال و حتی جان دریغ نمی‌کردند؛ چون به خوبی می‌دانستند که هیچ چیز مانند بدعت، دین را تباه نمی‌گرداند.

امیرالمؤمنین علی7 می‌فرمایند: «ما هدم الدین مثل البدع[6]؛ چیزی مانند بدعتها دین را ویران و تباه نکرده است.»

بنابراین یکی از مهمترین وظایف دولت زمینه ساز، عمل کردن به سیرة معصومین: در بدعت زدایی و مبارزه با فرقه‌های انحرافی است بویژه امروز که بدعتهای جدید تحت عنوان عرفان‌های نو ظهور پدید آمده اند و جوانان تشنة معنویت را به دنبال خود می‌کشانند و طبیعی است که اگر شخص تشنه را با آب زلال سیراب نگردانیم به دنبال سراب به راه می‌افتد پس دولت زمینه ساز باید در این زمینه با تمام قوا از انتشار این گروهها جلوگیری بعمل آورد و با آنها مقابله کند.

1-2-1 راههای مقابله با بدعتها و آیین‌های انحرافی نوظهور

برای مقابله با نقشه‌ها و اهداف شوم دشمنان اسلام و تشیع، در ترویج آیین‌های انحرافی نوظهور دو نوع فعالیت باید انجام داد: فعالیت‌های علمی و فعالیت‌های عملی.

اول: راههای علمی

1-1 شناخت آیین حقیقی و کاذب

علم مقدمة عمل است. جهل مهمترین عامل اثر گذاری این نوع مکاتب و آیین‌های انحرافی است؛ بنابراین نخستین گام برای مقابله، شناخت و آگاهی است. هم شناخت معنویت حقیقی و هم شناخت معنویت‌های کاذب و دروغین و انحرافی. به همان میزان که شناخت و آگاهی از فضایل و خوبی‌ها برای پیمودن مسیر سعادت و هدایت لازم و ضروری است به همان میزان نیز آگاهی از رذایل و بدیها نیز برای دوری از آنها ضروری و لازم است؛ چرا که انسان بدون شناخت و معرفت، ممکن است گمان کند کار نیکو انجام می‌دهد در حالیکه در مسیر شیطان باشد و در دستان او گرفتار.

«قل أأنبّئکم بالاخسرین اعمالا الذین ضل سعیهم فی الحیوة الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا[7]؛ بگو آیا می‌خواهید شما را بر زیانکارترین مردم آگاه سازم؟ کسانی هستند که سعی شان در راه دنیای فانی تباه گردید و به خیال باطل می‌پنداشتند که نیکوکاری می‌کنند.»

1-2 طراحی مهندسی اخلاقی و تربیتی در سطح خرد و کلان

پرهیز از نگاه بخشی و جزیره‌ای و داشتن نگاه سیستمی و جامع در مسائل اخلاقی و تربیتی، از جمله راههای علمی مقابله با این نوع بدعتها و آیین‌های انحرافی است. بسیاری از ما اگر نمی‌توانیم در سطح کشور یک مهندسی فرهنگی جامعی داشته باشیم، دست کم در شهر خود که می‌توانیم چنین کنیم. اگر در سطح شهر نیز امکان و توان چنین کاری را نداریم دست کم در برنامه‌های خود که می‌توانیم چنین کنیم. ائمة جمعه وجماعات ما می‌توانند در طول سال یک برنامة جامع برای خطبه‌های نماز جمعه، موضوعات سخنرانی‌های پیش از خطبه‌ها و احادیث و احکامی که در مسجد محل می‌گویند داشته باشند. مسؤولان پایگاههای بسیج می‌توانند برنامه‌های پایگاه‌های بسیج را حساب شده و هدفدار طراحی نمایند. مسؤولان مدارس و معلمان و اساتید دانشگاه هر کدام می‌توانند هماهنگ و در قالب یک مهندسی و نظام فرهنگی و تبلیغاتی، دانش آموزان و دانشجویان خود را به سمت و سویی که اسلام می‌خواهد هدایت نمایند.

1-3 تأکید بر عقلانیت و پرهیز از امور خرافی

یکی از ضعف‌های آیین‌های نوظهور معنوی، بی‌منطقی حاکم بر آنهاست. اغلب قریب به اتفاق این آیین‌ها فاقد بنیان‌های قوی منطقی و فلسفی اند. به همین دلیل سرکرده‌های آنها تأکید زیادی بر نادیده گرفتن عقل و منطق دارند و با تعقل و تفکر دربارة درستی سخنان و آموزه‌های این مکاتب مخالف اند. بنابراین در جایی که عقلانیت و منطق حاکم باشد جایی برای چنین آیین هایی وجود ندارد. سرکرده‌های این آیین‌ها بیشتر بر موج احساسات و عواطف مریدان خود سوار می‌شوند و می‌کوشند با برافروختن احساسات و تمایلات و عواطف افراد، آنها را به سوی خود جذب نمایند. این آیین‌ها بیشتر در میان افراد و گروههایی که به خرافاتی همچون فال بینی، طالع بینی، سنگ درمانی و کف بینی و امثال آن اعتقاد دارند بیشتر نفوذ می‌کنند به همین دلیل وظیفة ارباب فرهنگ و اخلاق است که ضمن تأکید بر عقلانیت و منطق با امور خرافی و غیرواقعی نیز مبارزه نمایند.

دوم: راههای عملی

1-2 افشاگری و ایجاد حساسیت

یکی از کارهایی که برای مبارزه با رشد قارچ گونة این آیین‌ها باید صورت گیرد، افشاگری و ایجاد حساسیت در میان افراد و خانواده هاست. مردم و بویژه جوانان جویای معنویت لازم است نسبت به بهره برداری‌های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی‌ای که مروّجان این آیین‌ها به نام معنویت از آنان می‌کنند آگاهی لازم را داشته باشند و بدانند که عموم سرکرده‌های این آیین‌های انحرافی در پی سودجویی و منافع مادی و سیاسی خود هستند و تحت عنوان‌های جذاب عرفان و معنویت هدفی جز سودجویی اقتصادی و سیاسی ندارند.

2-2جلوگیری از فعالیت‌های خزنده

ایجاد محدودیت و ممنوعیت در مقابل فعالیت های خزندة دشمنان و تهاجم اخلاقی و معنوی آنان یکی دیگر از راههای عملی مبارزه با این آیین‌ها است. متصدیان و مسؤولان فرهنگی جامعه نباید به این آیین‌ها اجازة فعالیت آزادانه در جامعه را بدهند. همانطور که آگاهی مردم نسبت به خطرات سموم و بیماریهای مسری برای بیمه شدن در مقابل آنها کافی نیست و بر مسؤولان بهداشتی کشور است که جلوی انتشار سموم و بیماریهای مسری را بگیرند در زمینة مسائل معنوی و فرهنگی نیز اطلاع رسانی به مردم و افشاگری علیه این گروه و آگاهی مردم نسبت به نادرستی این شیوه ها، برای بیمه شدن در مقابل آنها کافی نیست و بر متصدیان و مسؤولان فرهنگی جامعه است که جلوی فعالیت‌های ضد دینی و ضد فرهنگی آنها را بگیرند.

2-3 ارائة الگوهای عینی

یکی دیگر از راههای عملی مقابله با عرفان‌های بدلی و عارف نمایان بزک کرده و پرمدعا، ارائة هنرمندانة الگوهای اخلاقی و عرفانی به نسل جوان است. ذکر داستانهای عارفان و عالمان راستین و بیان خاطرات اخلاقی و عرفانی شهدای بزرگ این کشور برای نسل جوان می‌تواند بسیار آموزنده و اثرگذار باشد. جوانان ما اگر بدانند چه الگوهای بزرگی دارند هرگز افراد فرصت طلب، عیاش و قدرت طلب را به عنوان رهبر معنوی خود انتخاب نمی‌کنند.

1-3 بررسی عوامل دین گریزی و مبارزه با آنها

از نظر اسلام، انسانها فطرت دینی دارند و گریزان بودن از دین، جریانی بر خلاف فطرت و طبیعت است از این رو باید به واکاوی علتها و ریشه هایی پرداخت که موجب این جریانند. اعتقاد به خدا و گرایش به دین، نشانة سلامتی آدمی و گریز و ستیز با آن، به منزلة بیماری است. اگر بنگریم فردی یا گروهی سلامت و شادابند آنرا نشانة انتخاب درست و حرکت در جریان طبیعی نظام خلقت می‌دانیم اما اگر ببینیم فردی بیمار است از علت آن می‌پرسیم و این پرسشی بجا و صحیح است زیرا بیماری بر خلاف جریان اصلی و طبیعت است؛ بنابراین، گرایش دینی نیاز به علت جویی ندارد چون بر اساس فطرت است بلکه باید به دنبال این بود که چرا بشر به بی‌دینی گرایش می‌یابد.

یکی از وظایف مهم دولت اسلامی در راستای زمینه سازی برای ظهور این است که این عوامل را شناسایی و در صدد دفع و رفع آنها برآید. ما در اینجا به برخی از عوامل دین گریزی اشاره می‌کنیم؛

1-3-1 فقر و ناداری

از جمله عواملی که سبب دین گریزی یا تضعیف باورها و اعتقادات می‌شود و به سستی مردم در انجام تکالیف و وظایف شرعی می‌انجامد فقر و تهیدستی است. این عامل به شدت دین و دینداری را تهدید می‌کند و خطری بزرگ برای دینداری مردم و مانعی جدی در راه عمل به احکام دین و رشد اخلاقی و تعالی معنوی است بلکه موجب سقوط به ورطة کفر و گمراهی است.

دین الهی و بویژه اسلام، فقر و پریشانی را برنمی تابد و مبارزه‌ای گسترده در همة ابعاد علیه فقر و ناداری نموده است. تعالیم اسلامی فقر را نکوهش می‌کند و آثار زیانبار و پیامدهای منفی فراوانی برای آن برمی شمارد و به مردم و حاکمان اسلامی و متولیان امور معیشتی مردم، نسبت به این مسأله، شدیداً هشدار می‌دهد؛ بنابراین بر سیاست گذاران و برنامه ریزان دولت اسلامی لازم است که با برنامه‌های شایستة اقتصادی ریشه‌های فقر را قطع کرده به محرومان نزدیک شوند و از ایشان حمایت کنند تا دین خدا بتواند در اجتماع تجسم و تحقق پیدا کند و دینداران بتوانند بهتر به وظایف خویش عمل کنند.

در این رابطه به عنوان نمونه به یک روایت اشاره می‌کنیم:

امام صادق7 می‌فرمایند: «روح الامین به پیامبر، خبر وفاتش را اعلان نمود –در صورتی که تن درست بود و دردی نداشت- به دستور پیامبر، فریاد زدند: الصلاة جامعة (تا همه مردم گرد آیند) پیامبر به مهاجر و انصار دستور داد تا سلاح برگیرند.[8] مردم جمع شدند؛ پیامبر بر منبر آمد و خبر نزدیک شدن وفات خود را به آنها داد و سپس فرمود:

اذکر الله الوالی من بعدی علی امتی ألا یرحم علی جماعه المسلمین و لم یضرّ بهم فیذلّهم و لم یفقرهم فیکفرهم...[9]؛ خدا را به یاد هر حاکم و والی پس از خود می‌آورم (درباره عمل به وظایفش از جمله اینکه) با توده‌های مسلمانان نامهربانی نکند و به آنها زیان نرساند تا خوارشان کند و باید مردم را نیازمند و فقیر نکند که (دینشان آسیب ببیند) و کافرشان سازد...»

از این روایت استفاده می‌شود که وظیفه حاکم و دولت اسلامی آن است که با پدیده فقر و عوامل آن مبارزه کند و برای تقویت دین و دینداری مردمان به سامان معیشتی و رفاهی آنها بیشتر توجه کند و در غیر این صورت، جامعه اسلامی در باورهای دینی و یا در انجام وظایف و تکالیف دینی خود چار سستی و تزلزل شده، دین گریز و دین ستیز بار می‌آید.

1-3-2- آلودگی محیط اخلاقی و اجتماعی

نقش محیط در ارتباط با گرایش مردم به دین و دینداری و یا اعراض آنان از دین، انکار ناشدنی است. نوع مردم، تابع محیط قرار می‌گیرند و جذب جریان غالب در آن می‌شوند؛ اگرچه استثنا نیز وجود دارد و این به صورت یک قاعده نیست. بنابراین، هر قدر که اجتماع و محیط، گرایش به امور متعالی و دینی داشته باشد افراد آن اجتماع نیز کشش و تمایلشان به همان سمت است و اگر محیط و فضای خانواده و اجتماع چنان باشد که همه از دین و مذهب بدگویی کند و همه امکانات در راه گریز از دین به کار رود خواه ناخواه، نوع و اکثریت افراد، تحت تأثیر قرار گرفته، مشی و مرام خود را آن گونه پی می‌گیرند.

کشش‌های اجتماعی به اندازه‌ای نیرومند و توانا است که عموم مردم از تمام مقرراتش پیروی می‌کنند و بدون اندیشه و فکر، خویشتن را با آداب و سنن آن منطبق می‌سازند. محیط نیرومند اجتماع قادر است به آسانی، جوانان و سایر مردمان را همرنگ خود ساخته، صفات و خلقیات خانوادگی آنها را تغییر دهد.[10] امام علی7 در حدیثی به این واقعیت اشاره می‌فرماید: «الناس بزمانهم أشبه منهم بآبائهم[11]؛ شباهت اخلاقی مردم به محیط اجتماعی و مقتضیات زمان خود، بیشتر از شباهت به صفات خانوادگی و خلقیات پدران آنهاست.»

خلق را نیست سیرت پدران
 

 

همه بر سیرت زمانه روند
 

دوست اند آنکه را زمانه نواخت
 

 

دشمن اند آنکه را زمانه فکند[12]
 

تأثیر اجتماع و محیط، تنها در امور سطحی زندگی و رفتار و گفتار انسان منحصر نمی‌شود، بلکه محیط اجتماعی قادر است در جان افراد نفوذ کند و بر روی عقاید مذهبی و افکار و باورهای آنان نیز اثر گذارد و از راه حق و دین، منحرفشان سازد.

تأثیر محیط فاسد بر افراد را از این تعلیم قرآنی می‌توان دریافت:

«و جاوزنا ببنی اسرائیل البحر فأتوا علی قوم یعکفون علی اصنام لهم قالوا یا موسی اجعل لنا الها کما لهم آلهة قال انکم قوم تجهلون[13]؛ و فرزندان اسرائیل را از دریا گذراندیم تا به قومی رسیدند که بر [پرستش] بت‌های خود همت می‌گماشتند. گفتند:‌ای موسی! همان گونه که برای آنان خدایانی است برای ما نیز خدایانی قرار ده. گفت: براستی شما گروهی هستید که نادانی می‌کنید.»

از لحاظ تاریخی می‌توان نمونه‌ای گویا و تأمل برانگیز را بیان کرد و آن تاریخ اندلس اسلامی ـ اسپانیای فعلی ـ می‌باشد. نقشه‌ای که مسیحیان برای تصرف اندلس اسلامی کشیدند این بود که به صورت دوستی و خدمت، مدارس رایگان با معلمان مسیحی دایر نمودند تا از همان ابتدا فرزندان اسلام، هرزه و بی‌اعتنا به دین، تربیت گردند و نیز وسائل عیاشی برای مسلمانان ـ به ویژه جوانان ـ فراهم کردند. سرگرمی‌های شهوانی از هر جهت فراهم شد و روح ایمان و جوانمردی و دلاوری مُرد. پس از این جریان بود که توانستند مسلمانان را بی‌درنگ از دم تیغ بگذراند.

از توجه به این مطالب این نکته کاملاً روشن است که یکی از وظایف دولت دینی در جهت زمینه سازی حکومت مهدوی، پاک سازی محیط اخلاقی و اجتماعی از هر گونه آلودگی است تا زمینه‌ای برای دین گریزی مردم ـ به ویژه جوانان ـ فراهم نیاید.

1-3-3- تبلیغات و عملکرد دشمنان

دشمنان با نقشه‌ها و اعمال شیطانی خویش به طرق گوناگون تصویری نارسا از دین ارائه می‌دهند. آنان با انواع ترفندها، مردم را از گرایش به اسلام باز می‌دارند و به القای شبهه ها، دروغ ها، تهمت‌ها و بیان مسائل غیر واقعی می‌پردازند و از غفلت و ناآگاهی مخاطبان خود بهره جسته، مانع جدی در راه آنان برای گرویدن به دین ایجاد می‌کنند. این گونه فعالیت‌ها در همه اعصار وجود داشته است. باید چاره‌ای اندیشید و در برابر تبلیغات و شبهه افکنی‌های دشمنان، به سلاحی برای خنثی کردن آن مجهز شد.

در زمان تولد اسلام و آغاز رشد و تکامل آن نیز، جامعه مسلمین شاهد چنین رفتاری از سوی دشمان بوده و تاکنون همچنان ادامه دارد. استعمار و دشمنان اسلام، چون اسلام را مانع جدی بر سر راه خویش می‌دیدند به هر وسیله‌ای برای بدنام کردن و کم رغبت کردن مردم به آن تمسک می‌جستند؛ بنابراین یکی از وظایف دولت اسلامی زمینه ساز این است که این تبلیغات را شناسایی کرده و در صدد خنثی کردن آنها بر آید.

1-3-4- عملکرد نادرست برخی از عالمان دین

رفتار و عملکرد پیامبر گونه عالمان و مبلغان دینی در هدایت و گرایش مردم به دین و ارزش ها، تأثیر بسزایی داشته و دارد. همچنین عملکرد نادرست عالمان و مبلغان دین تأثیر بسزایی در نفرت و گریز مردم از دین دارد.

پیامبر اکرم6 می‌فرماید:

«صنفان من امتی اذا صلحا صلحت امتی و اذا فسدا فسدت امتی. قیل: یا رسول الله و من هم؟ قال: الفقهاء الأمراء[14]؛ دو گروه از امت من هستند که چون صالح شوند امتم صالح شوند و چون فاسد شوند امتم فاسد شوند. گفته شد:‌ای رسول خدا! آنان چه کسانی اند؟ فرمود: فقیهان و زمامداران.»

بر اساس فرمایش پیامبر اکرم6، صلاح و فساد متولیان دین، امری فردی و شخصی تلقی نمی‌شود بلکه دامن جامعه را نیز در بر می‌گیرد.

امام علی7 می‌فرماید:

«زلّه العالم کانکسار السفینه، تغرق و تغرق معها غیرها[15]؛ لغزش عالم، چون شکسته شدن کشتی است که غرق می‌شود و گروهی را نیز با خود هلاک می‌کند.»

چون وجود عالم فاسق و بد عمل، برای جامعة دینی ضررها و آسیب‌های گوناگون دارد در حکومت اسلامی و دینی، یکی از وظایف حاکم آن است که چنین افرادی را محبوس و زندانی کند تا مردم و جامعه دینی، از گزند آنان در امان بمانند.

امام علی7 در این رابطه می‌فرماید:

«یجب علی الامام ان یحبس الفسّاق من العلماء... [16]؛ وظیفه امام است که عالمان فاسق را بازداشت کند.»

1-4- بسترسازی جهت پایبندی و عمل به دین

دین نیاز بشر و گوهر سربلندی و عظمت انسان در تمامی ادوار است، هرچه بشر به پیشرفت عقلانی خود ادامه دهد نیازش به دین بیشتر خواهد شد؛ زیرا دین است، که سیاست و قدرت را در جهت رشد جامعه و خدمت به مردم هدایت می‌کند و در غیر این صورت پیشرفت و فن آوری به جای آنکه در خدمت انسان‌ها باشد بلای جانشان می‌شود.

عزت و سربلندی[17]، نورانیت[18]، حیات معنوی[19]، ایمان[20]، پایبندی به آموزه‌های اخلاقی[21] و ده‌ها فضیلت والای انسانی همه از دین سرچشمه می‌گیرد از این رو یکی از وظایف مهم دولت زمینه ساز در عرصه دین فراهم کردن شرایط مناسب و بسترسازی لازم جهت پایبندی افراد جامعه به دین، عمل به آموزه‌های آن و بهره مند شدن از آثار و فوائد دین خواهد بود. برای رسیدن به این مهم به بعضی از وظایف و راهبردهای دولت زمینه ساز در این خصوص اشاره می‌نماییم:

1-4-1- مسجد محوری

در طول تاریخ اسلام از مسجد به عنوان پایگاه و محل مناسبی برای فعالیت‌های مختلف اجتماعی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... استفاده می‌شده است. در مسجد تمام امور عبادی، اعم از سازماندهی و تدارک نیروها برای دفاع و مبارزه با دشمنان، تعلیم دروس قرآنی، حکم رانی و سیاست گذاری و قضاوت انجام می‌گیرد. نماز که از مهمترین فرایض دینی مسلمانان است در مسجد و به جماعت برگزار می‌شود و همبستگی مردم در پنج وقت در مسجد، امکان تبادل اخبار، مباحثات علمی و اخذ تصمیم‌های اجتماعی و سیاسی را فراهم می‌سازد از این رو مسجد به وسعت یک مکتب جامع، رسالت جهانی می‌یابد و به مرتبه خانه خدا در روی زمین می‌رسد: «انّ بیوتی فی الارض المساجد؛ خانه‌های من در زمین مساجد می‌باشد.» [22]

از اهمیت جایگاه مسجد در اسلام همین بس که از نخستین اقدامات پیامبر اکرم6 ،بنای مسجد در مدینه بوده است و محور فعالیت‌های سیاست اسلامی در مدینه مسجد پیامبر6 بود. پیامبر گرامی اسلام6 از نزدیک، در ساختن مسجد مشارکت داشت.[23] این اقدام پیامبر گرامی اسلام6 گویای این مطلب است که دین قوام پیدا نمی‌کند مگر اینکه ابتدا پایگاهی برای دین ساخته شود. در جامعه اسلامی هر جا که اجتماع مسلمین حضور و تحقق می‌یابد لازم است مسجدی آباد و متناسب با همان منطقه ساخته یا بازسازی شود.

حضرت علی7 هنگامی که ارتش خود را به سمت صفین کوچ می‌داد در طول راه نیز این امر مقدس را فراموش نکرد. وقتی به شهر مرزی هیت رسیدند وارد شهر نشدند آن را دور زدند و در یک میدان گسترده در اطراف هیت در منطقه‌ای به نام اقطار مدتی کوتاه توقف نمودند و در همان توقف کوتاه مسجدی ساخت که سالیان طولانی مردم در آنجا نماز می‌خواندند و مشکل عبادتگاه مردم آن سامان برطرف گردید[24].

بنابراین ترویج فرهنگ مسجد سازی با توجه به آنچه گذشت یکی از وظایف مهم دولت زمینه ساز می‌باشد این در حالی است که هنوز بخش‌های متعددی از کشور ما از وجود مسجدی که سنگر اسلام است محروم هستند و در مناسبت‌های تبلیغی برنامه‌های مذهبی خود را در خیابان‌ها یا منازل اجرا می‌نمایند.

قبل از اینکه به ذکر وظایف دولت اسلامی نسبت به مساجد بپردازیم چند نکته را جهت آگاهی از وضعیت مساجد در کشور مطرح می‌نماییم.

وضعیت مساجد

بر اساس آمارهای اعلام شده و نظر صاحبنظران، آخرین وضعیت مساجد به این شرح است:

1. از تعداد 58000 مسجد در حال حاضر بیش از نیمی از آنها فاقد فعالیت و تحرک لازم می‌باشند و برای حدود 30 هزار مسجد امام جماعت نیاز می‌باشد.

2. از جهت بهداشتی و نظافت ظاهری، مساجد هیچ جاذبه‌ای به ویژه برای جوانان ندارند و با وجود مراکز فرهنگی هنری بسیار زیبا، کمتر کسی مایل است به این مکان رو آورد.

3. خادمین و هیئت امنا در غالب مساجد کشور نه تنها جاذبه‌ای برای جوانان ندارند بلکه خود مانع فعالیت بسیج و کانون‌های فرهنگی جوانان هستند و اکثر مساجد کشور صرفاً‌ در مدت محدود نماز باز بوده و نقشی در اجتماع و حل معضلات فرهنگی و اجتماعی ندارند.

4. در محلات جدید به ویژه شهرک‌ها تعداد محدودی مسجد وجود دارد که مردم در ساخت و ساز این مساجد با مشکل مواجه هستند. در مواردی ساخت و ساز یک مسجد حدود 15 سال به طول کشیده و هنوز نیمه تمام مانده است.

5. بر اساس آمار موجود زیر بنای تقریبی مساجد کل کشور تا سال 1375 حدود 17 میلیون متر مربع بوده و زمین مساجد کشور حدود 36 میلیون متر مربع می‌باشد که با احتساب قیمت حداقل سرمایه‌ای به ارزش تقریبی چهل هزار میلیارد تومان را شامل می‌شود و جا دارد جهت این سرمایه ملی و دینی فکری اندیشیده شود.

6. مجموع اعتباری که نهادهای مسئول جهت مساجد جذب و هزینه می‌کنند در مقام مقایسه، با مساحت یک فرهنگ سرا، یک بیمارستان کوچک، یک مجتمع آموزشی، یک پل کوچک و... برابری نمی‌کند و اگر سخاوت مردم متدین نبود امروزه از مساجد جز مشتی سنگ و آجر باقی نمی‌ماند.

7. این سخن امام راحل و نظر رهبر معظم انقلاب که «مساجد (مانند روحانیت) نباید دولتی باشند» باعث سوء‌برداشت بسیاری از افراد به ویژه سازمان برنامه و بودجه، دولت، وزرا و استانداران شده است؛ چرا که با تمسک به این کلام از کمک کردن به مساجد طفره می‌روند. آیا صدها مؤسسه، تعاونی و حتی روزنامه‌ها که از کمک‌های دولتی استفاده می‌کنند دولتی شده اند؟ بانک‌ها حاضرند جهت سالن‌های سینما، ورزشگاه‌ها و... یارانه و وام بدهند ولی از کمک به مساجد معذورند.

ضرورت رسیدگی به امور مساجد

نگاهی به واقعیت‌های موجود در زمینه مساجد نشان می‌دهد به دلیل اهمیت مسجد و نقش حیاتی که در مبارزه با تهاجم فرهنگی از یک سو و حضور نیروهای مومن و وجود سرمایه‌های مادی و معنوی از سوی دیگر دارد ضروری است به این موضوع رسیدگی شود. امروزه، پایگاه‌های خط مقدم جبهه مبارزه با شبیخون فرهنگی دشمن، مساجد هستند. نقشی را که مساجد در نشر و گسترش اسلام و پیروزی انقلاب اسلامی و حمایت از جبهه‌های نبرد در جنگ تحمیلی داشتند مجدداً می‌توانند ایفا کنند و با بسیج نیروها با دشمنان دین و ملت و فرهنگ این جامعه مبارزه کنند.

دکتر حیدر علی کرمن استاد اعظم فراماسونری در نشریه داخلی «محفل وحدت» به اهمیت مسجد و این که سدی در برابر توطئه‌های آن هاست اشاره می‌کند:

«صدای اذان که از ردیف مساجد بلند می‌شود مگر غیر از صدای الصلوه است که می‌گوید من زنده ام و نمرده ام و نخواهم مرد؛ این بانگ تخدیر کننده افکار و اذهان روشنفکران، برای ما به منزله فریادی است که روشنگری ما را به ما یادآوری و اخطار می‌کند.[25]»

بی توجهی و سطحی نگری به فعالیت‌های مسجد، دوری جوانان از این مرکز مهم اسلامی و نگرش تک بعدی به فعالیت‌های مسجد (انحصار آن به امور عبادی) و... از راه‌های به انزوا کشاندن مساجد و در نهایت دوری نسل‌های آینده از مذهب است. در واقع با رهنمودهای رهبر فقید انقلاب امام خمینی (ره) و به کارگیری وصایای ایشان می‌توان بیمه انقلاب را که همانا پیوند روحی و معنوی آن با اسلام و مراکز اسلامی است تضمین کرد:

«باید در منابر مساجد برای مردم صحبت شود و علاوه بر گفتن مسائل روز، مسائل اقتصادی و مسائل تهذیب نفس به مردم گفته شود... در صدر اسلام هر وقت مسلمین می‌خواستند به جنگ عزیمت کنند از مساجد تجهیز می‌شدند و هر وقت که کار مهمی داشتند در مساجد آن را مطرح ساخته و درباره مسائل سیاسی به بحث و گفتگو می‌نشستند و ما باید این محتوای عظیم را بازگردانیم و اهتمام به امور مسلمین داشته باشیم... شما باید در تمام امور مسلمین نظارت داشته باشید و سعی کنید که مساجد ما به حال مساجد صدر اسلام برگردد.[26]»

وظایف دولت اسلامی نسبت به مساجد

دولتی نشدن روحانیت و مساجد امری پسندیده و مورد سفارش حضرت امام و مقام معظم رهبری است اما رها کردن دولت و بی‌توجهی نظام به این دو رکن نظام قطعاً پسندیده نیست.

آیا خطاب «انما یعمر مساجد الله من آمن بالله[27] و الیوم الاخر؛ همانا کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان دارند مساجد خدا را آباد می‌سازند» فقط مربوط به مردم است و دولت نسبت به این آیه هیچ التزامی ندارد؟ آیا مساجد ما زینت نظام ما هستند؟ یا بر اثر بی‌توجهی موجب وهن شده اند؟

بنابراین دولت زمینه ساز نسبت به آبادانی مساجد باید اهتمام ویژه‌ای داشته باشد ما در اینجا به بعضی از مواردی که دولت می‌تواند نقش مؤثری در ترویج فرهنگ مسجد محوری داشته باشد را بیان می‌کنیم:

1. تهیه، آماده سازی و تحویل زمین مناسب در شهرها، بخش‌ها و دهستان‌ها جهت احداث مساجد به صورتی که در هر شهرک و مجتمع سازمان‌های مسئول با شروع احداث مجموعه‌های مسکونی همان طور که به فکر بهداشت و آموزش مردم هستند، با پیش بینی زمین مناسبی در بهترین محل به فکر معنویت مردم هم باشند.

2. تأمین مصالح ساختمانی و تجهیزات مورد نیاز مساجد به قیمت دولتی،

3. تأمین آب، برق، تلفن و گاز مساجد و قیمت گذاری بر اساس نازلترین قیمت.

4. برخورداری مساجد از تسهیلات بانکی نظیر وام بدون بهره.

5. تصدی دولت در تأمین اعتبار آموزش و حفظ نیروی انسانی مساجد، اهداف بلند انقلاب اسلامی و گسترش معنویت در سطح جامعه بدون آموزش مداوم ائمه محترم جماعات، هیئت‌های امنا، مسئولین فرهنگی مساجد و خدام مساجد امکان پذیر نیست. ائمه جماعات و خدام مساجد که نیروهای ثابتی هستند نه آموزش دارند و نه بیمه هستند. اگر مردم هزینه‌های جاری مساجد را تأمین کنند یقیناً ‌در تأمین هزینه‌های آموزشی، اطلاع رسانی و بیمه نیروهای انسانی تعهدی ندارند و دولت می‌بایست در این بخش سرمایه گذاری کند.

6. احداث مسجد در راه ها، پایانه ها، پادگان ها، دانشگاه‌ها و... همگی از شئونات دولت است[28].

7. کانون‌های فرهنگی مساجد که نقش مؤثری در آبادانی معنوی مساجد دارند نیز از کمبود امکانات و وسائل و ابزار فرهنگی رنج می‌برند و دولت برای کانون‌های فرهنگی کمک سالیانه مختصری را در نظر می‌گیرد که گاهی برای فعالیت‌های یک ماهه کانون فرهنگی هم کفایت نمی‌کند و این در حالی است که در عرصه‌های دیگر گاهی شاهد اختصاص کمک‌های میلیاردی هستیم.

1-4-2- اهتمام به امر تبلیغ دین

تبلیغ دین و دفاع از آن از وظایف اولیه دولت اسلامی و همه کارگزاران آن است. اصولاً یکی از اهداف حکومت در تفکر اسلامی تبلیغ و دفاع فرهنگی از مبانی عقیدتی، احکام الهی و اخلاق عالی انسانی است. تزکیه اخلاقی، تربیت دینی و آموزش و ابلاغ محتوای قرآن و سنت و اندیشه‌های اهلبیت علیهم السلام از بدیهی ترین وظایف دولت اسلامی است. از مهمترین ابعاد تبلیغ، «تبلیغ نظام سیاسی اسلام» است.

تبلیغ نظام سیاسی اسلام

تبلیغ از نظام حکومت اسلامی و تبلیغ امامت دینی بالاتر از تبلیغ دیگر فروع و احکام دینی است. به طوری که اگر دیگر پیام‌های الهی اعلام شود و «نظام اسلامی» و اصول «دولت دینی» به جامعه ابلاغ نگردد رسالت الهی ابلاغ نشده است. وزارت ارشاد و دولت در جامعه اسلامی اگر همه احکام الهی را آموزش دهند و ابلاغ کنند ولی از «ولایت فقیه» و «دولت دینی» دفاع نکند به وظیفه اصلی خویش اقدام نکرده و «غدیر انقلاب اسلامی» را به فراموشی سپرده‌اند.

شیوع تبلیغ

برای تبلیغ دین و بسترسازی مناسب جهت جذب افراد به آن روش‌های مختلفی وجود دارد که یکی از مهمترین آنها در این دوران خصوصاً با توجه به رسالت جهانی دولت زمینه ساز تبلیغ رسانه‌ای می‌باشد.

تبلیغ رسانه ای

امروزه وسائل ارتباط جمعی از مهمترین لوازم زندگی ما شده اند و بدون هیچ مانعی و محدودیتی مرزهای جغرافیایی را در می‌نوردند و از مهمترین راه‌های کسب آگاهی و اطلاعات و از فراگیرترین عمومی ترین و توانمندترین منابع معرفتی به شمار می‌روند.

فسلفه وجودی هر رسانه‌ای ارتباط و جذب مخاطب است. تعدد و تکثر تصاعدی وسائل ارتباط جمعی، محدودیت زمان و توان مخاطبان از طرفی و آثار مخرب انفجار اطلاعات و ترویج افکار سکولاری در سطح مختلف از طرف دیگر، ما را در عرصه رقابتی جدی قرار داده است که ضمن جدیت در تبلیغ و گسترش ارزش‌های الهی، باید به مجاهدت در این جهاد فرهنگی بپردازیم و شگردهای تبلیغی دشمن را شناسایی و با آنها مقابله کنیم.

با توجه به موقعیت رسانه ملی در ایران شناسایی جایگاه ویژه آن در سپهر رسانه‌ای جهان برای تبیین اهداف انقلاب و ترویج ارزش‌های اسلامی در داخل و خارج از کشور از اهمیت ویژه برخوردار است؛ زیرا وضعیت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در دنیا از جهات مختلف کاملاً ویژه و منحصر به فرد است.

در کشور ایران تعامل دین و رسانه تقریباً‌ با پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده اما دغدغه‌های جدی درباره این موضوع و فعالیت‌های علمی و تولید محتوا به نقطه مطلوب خود نرسیده است.

شاخصه‌های رسانه دینی از موضوعات مهمی است که در صورت تعیین مولفه‌های مورد نظر بسیاری از مشکلات دین در تعامل با رسانه‌ها روشن خواهد شد. اگر رسانه دینی را به یک معنا همان مبلغ نوین دینی بدانیم راحت‌تر می‌توانیم شاخصه‌های آن را متناسب با اقتضائاتی که رسانه‌های ارتباط جمعی دارند بدست آوریم و اگر هدف از دین را هدایت انسان به سوی خدا بدانیم آنگاه می‌توانیم بگوییم که:

رسانه دینی رسانه‌ای است که: محتوا، پیام ها، ابزارها،‌ قالب ها، شیوه‌ها و... به کار گرفته شده، در برنامه‌های آن مقبول و مشروع بوده و باید به گونه‌ای تنظیم و به کار گرفته شوند که تأمین کننده آن هدف غایی باشند و هرچه سبب غفلت و دوری از آن هدف نهایی باشد به عنوان پارازیت و مانع پیام به شمار آید.

در رسانه دینی نقش کارگزاران و کسانی که در مراحل مختلف تولید پیام فعالیت می‌کنند در خروجی و تأثیرگذاری موضوعیت دارد و بنیاد از نظر دور بماند[29].

بنابراین توجه خاص به مقوله «تبلیغ رسانه ای» با رویکرد زمینه سازی برای تشکیل دولت کریمه می‌تواند نقش مؤثری در فراهم نمودن بستری مناسب برای دینداری مردم ایفا نماید.

مقام معظم رهبری در مورد رسالت رسانه ملی فرمودند: «سفارش اساسی اینجانب نزدیک کردن و رساندن این رسانه فرهنگ ساز به طراز رسانه‌ای است که دین و اخلاق و امید و آگاهی بارزترین نمود آن باشد و رفتارهای اجتماعی مخاطبان و نیز نهاد حساس و مهمی چون خانواده بر اساس آن شکل گیرد و هنر و شیوه‌های گوناگون حرفه‌ای و آزموده شده یا نوپدید یکسره در خدمت رشد این شاخص‌ها در آید.[30]»

گفتار دوم: تقریب مذاهب اسلامی

ضرورت وحدت و اتحاد امت اسلامی به خصوص در دوران معاصر با توجه به شرایط حاکم بر جهان و دنیای اسلام امری انکارناپذیر است. به گونه‌ای که سرنوشت نهایی هویت مسلمانان در عرصه اجتماعی و سیاسی با آن گره خورده است. در پرتو وحدت است که امت اسلامی می‌تواند به سوی پیشرت، ترقی، شکوفایی و مدنیت سوق یابد و بار دیگر عزت خویش را بازیابد.

شاید یکی از عوامل مهم ناکامی مسلمانان و انحطاط جوامع اسلامی به لحاظ فرهنگی و علمی، نزاع‌ها و اختلافات مذهبی و فرقه‌ای بوده است که موجب تعدد کشورها، بی‌عدالتی و بی‌ثباتی و در نتیجه موجب انحطاط شده است. اتحاد و وحدت که ناظر به بعد سیاسی، اجتماعی جوامع اسلامی است جز در سایه تقریب بین مذاهب اسلامی میسور نیست؛ زیرا تا مذاهب اسلامی به لحاظ فکری و نظری قابلیت تحمل و مدارای مذاهب دیگر اسلامی را در خود به وجود نیاورد ایده اتحاد و وحدت عملی نیست. نفی دیگران چه در قالب عملی و چه در قالب نظری چیزی جز اعلام جنگ با دیگران نیست.

مذاهب اسلامی در تاریخ پر فراز و نشیب خود نمونه‌‌های متعدد از تقابل و نزاع دارد و هرگاه مذهبی بر پهنه‌ای حاکمیت یافته تلاش کرده است دیگران را با اقدام عملی از صحنه هستی خارج سازد. و عملکرد این چنینی به طور ناخودآگاه در ذهن انسان این پرسش را مطرح می‌کند چگونه دینی که مدارای با اهل کتاب را سفارش کرده است تحمل و مدارای با سایر مذاهب اسلامی را ندارد؟

تقریب، دعوت اصلاحی است که به منظور نزدیک کردن آراء و نظریات عالمان مسلمان بر پایه اخوت اسلامی و مشترکات دینی صورت می‌گیرد تا از این طریق انسجام را بیش از پیش میان پیروان مذاهب مختلف اسلامی تحکیم کند[31].

رویکرد تقریب مذاهب اسلامی در حدود یک قرن قبل مورد تأکید اندیشمندان بزرگ جهان اسلام از مذاهب مختلف بوده است و عالمان بزرگی چون مرحوم آیت الله بروجردی، علامه شرف الدین عاملی، کاشف الغطاء و شیخ الازهر مصر شیخ سلیم بشری، شیخ شلتوت و علامه قمی در پایه ریزی آن نقش داشته‌اند.

راهکار دستیابی به اتحاد اسلامی

انسجام اسلامی از راه اجلاس سران وابسته به کفر و شرک جهانی به دست نمی‌آید. اتحاد اسلامی از راه سمینارهای تشریفاتی و پر خرج به اسم اتحاد و برادری شکل نمی‌گیرد. اتحاد اسلامی به میزبانی کفار و تحت اشراف و سلطه آنان، گرچه در بلاد اسلامی، امکان پذیر نیست. بلکه اتحاد اسلامی بر اساس خردورزی، مهرورزی، عدالت گرایی و تسلیم در برابر قرآن و سنت نبوی، آرمانی شدنی است. اتحاد اسلامی با مرکزیت مساجد و ایجاد همفکری، همکاری و ارتباط سازنده بین مساجد دنیای اسلام و ایجاد پیوند بین عالمان آگاه و آزاد و مومنان بیدار و پارسا مقدور است.

انسجام اسلامی به مرکزیت مدارس و حوزه‌های علوم اسلامی و با محوریت قرآن و پیامبر اکرم6 امکان پذیر است.

اتحاد و انسجام اسلامی هرچه عمیق‌تر و ابعاد گسترده تری داشته باشد از استحکام بیشتری برخوردار است. برنامه ریزان وحدت اسلامی باید اهمیت، شرایط، موانع، مقدمات و آثار و راهکارهای اتحاد را مورد کندوکاو قرار داده و اهداف و ابزارهای این انسجام و همبستگی را روشن سازند[32].

 

فصل دوم: وظیفه دینی دولت نسبت به غیر مسلمانان

 

در این فصل به برخی از وظایف دولت اسلامی زمینه ساز در باب دین نسبت به غیر مسلمانان اشاره شده است.

گفتار اول: ترویج و تبلیغ دین اسلام

از جمله مسائل بسیار مهم و حیاتی در قرن حاضر، مسأله تبلیغ و تبلیغات است. اهمیت این امر برای دنیا طلبان در تحریف حقایق و یافتن قدرت و حفظ آن است که علی رغم وحشیانه ترین جنایات، خود را مظلوم ترین انسان معرفی می‌نمایند به گونه‌ای که عامه مردم نیز این دعوی ناحق ایشان را می‌پذیرد. از همین جهت است که ناپلئون بناپارت می‌گوید: «از صدای قلم روزنامه نگاران بیشتر می‌ترسم، تا صفیر گلوله ها.»

و کارتر (رئیس جمهور اسبق امریکا) در مورد اهمیت تبلیغ می‌گوید: «یک دلار برای تبلیغات بهتر است تا ده دلار برای تسلیحات»

و دقیقاً به همین علت است که انسان‌های صالح و مصلح نیز برای مقابله بلکه تهاجم هرچه قوی‌تر علیه ظلم و ظالمان و اجرای احکام خداوند در روی زمین باید هرچه سریع‌تر و بهتر خود را به این سلاح اساسی مجهز نمایند.

بنابه فرموده حضرت امام (ره) در وصیت‌نامه الهی سیاسی (مع الاسف): «قدرت تبلیغاتی ما بسیار ضعیف و ناتوان می‌باشد.» تأسف بیشتر آن هنگام خود را می‌نمایاند که می‌بینیم استکبار جهانی و صهیونیسم و در کنار این دو، دنیای مسیحیت با تمام قوا مشغول هرچه بیشتر مجهز نمودن خود، به پیشرفته‌ترین ابزار تبلیغی می‌باشند.

دین اسلام به یک ملت و کشور خاص اختصاص ندارد بلکه داعیه جهانی بودن را همیشه در نهاد خود حفظ کرده است از این جهت وجود مقدس پیامبر6 به سرعت به سران کشورهای یمن، حبشه، روم، ایران و یمامه مبنی بر دعوت به اسلام نامه نوشتند و حضرت امام خمینی(ره) نیز به بزرگترین رهبر مارکسیست جهان نامه نوشته، او را به اسلام فرا خواندند و از طرف دیگر وزارت خارجه، فرهنگ و ارشاد را تشیوق به این امر نمودند که برای تبلیغ در خارج از کشور کوشش نمایند و می‌فرمایند:

«ما تبلیغاتمان در خارج بسیار ناقص است و اشخاصی که از خارج می‌آیند اینجا و با من ملاقات می‌کنند همه از این مطلب شکایت دارند که در خارج تبلیغات بسیار کم است... و دولت و وزارت ارشاد موظف است که تبلیغات را در خارج تقویت کنند.»

و در وصیت نامه گهربار خود می‌فرمایند:

«باید وزارت خارجه کوشش کند تا سفارتخانه‌ها نشریات تبلیغی داشته باشند و چهره نورانی اسلام را برای جهانیان روشن نمایند که اگر این چهره با آن جمال جمیل که قرآن و سنت در همه ابعاد به آن دعوت کرده از زیر نقاب مخالفان اسلام و کج فهمی‌های دوستان، خود نمایی نماید اسلام جهانگیر خواهد شد و پرچم پر افتخار آن در همه جا به اهتزاز در خواهد آمد.»

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای نیز در مجمع طلاب حوزه علمیه قم در سال 1374 به این مطلب اشاره کرده و فرمودند:

«... الان در آفاق دنیا (آفریقا و اروپا و آسیا) مرتب از ما روحانی می‌خواهند. من در سال 1370 که همین جلسه را با شما داشتم مطرح کردم که بعضی از آقایان اعلام ـ که برای کاری به خارج از کشور تشریف می‌برند وقتی بر می‌گردند ـ می‌گویند: دانشجویان فلان جا را دیدم که چقدر به روحانی احتیاج داشتند چرا کسی را به آنجا نمی‌فرستید؟ پس خوب شد که شما برای معالجه به آنجا تشریف بردید و این حقیقت را به چشم خودتان دیدید. امروز، از همه جای دنیا درخواست، فراوان است.[33]»

البته تبلیغ و ترویج دین باید به گونه‌ای باشد که مردم به دین اسلام ترغیب شوند نه اینکه برعکس باعث تنفر و انزجار آنها گردد.

امام صادق7 فرمودند: «... فرغّبوا الناس فی دینکم...[34]؛ مردم را نسبت به دینتان ترغیب کنید.»

امام عسکری7 ذیل آیه «قولوا للناس حسناً[35]؛ با مردم به نیکویی سخن بگوید»

فرمودند: «قولوا للناس کلهم حسنا مؤمنهم و مخالفهم اما المومنون فیبسط لهم وجهه و اما المخالفون فیکلمهم بالمداراه لاجتذابهم الی الایمان...[36]؛ با تمام مردم اعم از مومن و غیر مومن به نیکویی سخن بگویید اما با مومنان باید با رویی گشاده برخورد کرد و با مخالفان نیز باید با مدارا سخن گفت تا به دین بگروند.»

گفتار دوم: دفاع از مظلومان و محرومان

دولت اسلامی که داعیه دار زمینه سازی برای تحقق حکومت عدل الهی است باید تا آنجا که ممکن است خود را به آن جامعه ایده آل نزدیک گرداند. یکی از شاخصه‌های آن جامعه آرمانی محرومیت زدایی و دفاع از مظلومان است. دولت زمینه ساز نیز باید با تأسی از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در این زمینه گام بردارد و زمینه گرایش مردم به دین اسلام را فراهم نمایند.

امیرالمومنین7 در نامه به مالک اشتر[37] به او سفارش می‌کند که با مردم مانند گرگ درنده رفتار نکن؛ چرا که آنان، یا برادر دینی تو هستند و یا اینکه در خلقت و آفرینش شبیه تو می‌باشند. در وصیت به امام حسن و امام حسین7 نیز می‌فرماید:

«... و کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا؛ دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید.[38]»

آنچه از این سخنان گرانبها استفاده می‌شود این است که در برخورد مداراگونه با مردم و حمایت از مظلومان نباید فقط جانب هم کیشان را گرفت بلکه دفاع از مظلوم فی نفسه موضوعیت دارد و دین و آیین مدخلیتی در این مطلب ندارد.

یکی از آموزه‌های اصلی قرآن نیز اصل دفاع از محرومین است. در مکه گروهی از اشراف کاروان‌های تجارتی با ارزشی داشتند، گروهی برده و اعراب فقیر در این سوی و میانه آنان طبقه متوسطی قرار داشتند. مناسبات اقتصادی نامطلوب سبب محرومیت عده زیادی در زمینه‌های اقتصادی، ارزشی و اجتماعی شده بود. بردگان رومی و سیاهان حبشی هیچ موقعیتی نداشتند. قرآن کریم موضع قاطعی در این مور گرفته و ضعفا و محرومان را در کنار انبیاء ، و اشراف و مترفین را در برابر آنان قرار داده است که این مطلب نشان دهنده روحیه هوا دارانه قرآن از چهره‌های ضعیف جامعه است[39].

مهمترین آثار این آموزه‌ها گرایش بخش زیادی از طبقه متوسط و پایین به اسلام بود[40].

علی7 در نهج البلاغه خطاب به مردم می‌فرماید:

اکنون بشنوید: (یکی از فرماندهان لشکر غارتگر معاویه) از «بنی غامد» حمله به شهر مرزی انبار کرده است و نماینده و فرماندار من «حسان بن حسان بکری» را کشته و سربازان و مرزبانان شما را از آن سرزمین بیرون کرده است. به من خبر رسیده که یکی از آنان به خانه زن مسلمان و زن غیر مسلمانی که در پناه اسلام جان و مالش محفوظ بوده وارد شده و خلخال و دستبند، گردن بند و گوشواره‌های آنها را از تنشان بیرون آورده است در حالی که هیچ وسیله‌ای برای دفاع جز گریه و التماس کردن نداشته اند، آنها با غنیمت فراوان برگشته اند بدون اینکه حتی یک نفر از آنان زخمی گردد و یا قطره خونی از آنها ریخته شود. اگر به خاطر این حادثه مسلمانی از روی تأسف بمیرد ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار و شایسته است[41].

گفتار سوم: تألیف قلوب

تألیف قلوب به معنای جذب کافران به سمت اسلام وهمکاری با مسلمین و برقراری رابطه با ایشان است اما نه در حد روابطی که با برادران مسلمان مطرح است و نه در آن حد که موجب نفوذ بیگانگان در امور مسلمین و در نتیجه نفی عزت اسلامی و طرد قاعده نفی سبیل شود.

عنوان «مؤلفة قلوبهم» با توجه به آیه 60 سوره توبه و سیره رسول خدا6 اخذ شده است که یکی از موارد مصرف زکات، تألیف قلوب غیر مسلمین و متمایل کردن آنان به اسلام است. اکثر علماء و مفسرین بر آنند که «مولفه قلوبهم» آن دسته از کفار و مشرکینی هستند که اگر توسط دولت اسلامی مساعدت شوند به اسلام و یاری مسلمین در مقابله و مبارزه با دشمنان متمایل می‌شوند. علامه طباطبائی در ذیل همین آیه می‌نویسد:

«مقصود از «مولفه قلوبهم» کسانی هستند که با دادن سهمی از زکات به ایشان دل هایشان به طرف اسلام متمایل می‌شود و به تدریج به اسلام در می‌آیند و یا اگر مسلمان نمی‌شوند ولی مسلمانان را در دفع دشمن کمک می‌کنند و یا در برآوردن پاره‌ای از حوائج دینی کاری صورت می‌دهند.[42]»

تمامی فقیهان شیعه اتفاق نظر دارند که حکم تألیف قلوب هنوز هم مصداق دارد و باید اجرا شود اما بعضی از فقهای اهل تسنن بر این نظرند که این حکم پس از رسول اکرم6 لغو شده و قابل اجرا نیست اینان دو دلیل برای این نظر خود بیان می‌کنند:

1. اینکه صحابه بر نسخ آن اجماع کرده‌اند.

2. حکم تألیف قلوب به خاطر کمی تعداد مسلمین در ابتدای کار مورد نیاز بود و اکنون با انتشار جهانی اسلام نیازی به مسأله تألیف و جلب حمایت دیگران وجود ندارد.

اما این استدلال به دو دلیل مردود است:

1. این گروه می‌گویند: بعد از رحلت پیامبر6 خلیفه دوم سهم مؤلفه القلوب را قطع کرد و صحابه نیز از کار او در این باره نهی و انتقاد نکردند اما جواب این است که خلیفه دوم به این دلیل سهم ایشان را لغو نکرد که حکم تألیف قلوب لغو شده بود بلکه «مولفه قلوبهم» مصداق نداشت. علاوه بر این یک حکم شرعی را باید خود پیامبر6 یا کسی که ولی و نماینده خدا است فسخ کند نه صحابه پیامبر6.

2. ادعای اینکه مسلمین دیگر نیازی به تألیف قلوب ندارند به سه دلیل نقض می‌شود:

الف) چنان که بعضی از فقهای مالکی گفته اند: دادن سهمی از زکات برای تألیف قلوب افراد و اقوام صرفاً به این دلیل نیست که به ما کمک کنند، بلکه مقصود از آن ترغیب دیگران به دین اسلام و نجات آنها از ضلالت است.

ب) علت اقدام به تألیف قلوب، ضعف دین اسلام و یا فقر کسانی نیست که مورد تألیف قرار می‌گیرند.

ج) نمی‌توان پذیرفت که اسلام اکنون دیگر بی‌نیاز شده و احتیاجی ندارد بلکه اکنون که مسلمانان در تنگنا و فشار قرار گرفته اند بیش از هر وقت دیگری به این حکم احتیاج دارند[43].

بنابراین دولت اسلامی در راستای زمینه سازی برای ظهور حضرت ولی عصر ارواحنا فداه لازم است که در این خصوص نیز گام بردارد و اقدامات لازم را انجام دهد.

کلام آخر

هر جامعه از دو اقلیت صالح مصلح و یا فاسد مفسد و یک اکثریت متوسط همج رعاع که از این دو اقلیت تأثیر می‌گیرد ساخته می‌شود. دنیا را متوسط‌ها پر کرده اند ولی متوسط‌ها نمی‌گردانند بلکه یکی از دو اقلیت گرداننده‌اند و مدیریت دارند. از اینها است که الگوی عمل و احساس و معرفت اکثریت تهیه می‌شود و در چشم‌ها و دل‌ها می‌نشیند و تأثیر می‌گذارد و اگر این همه سخت گیری هست بر همین‌ها است که کلید اصلاح و فساد همین‌ها هستند؛ که انگیزه و هدف و نوع ارتباط عادلانه و یا محسنانه اینها، برانگیزه و هدف و ربط و پیوند اکثریت متوسط که با هر بادی و یا هر محرکی به جنبش می‌آیند تأثیر می‌گذارد.

و اگر رهبران دینی بر خود سخت می‌گیرند تا اگر در حجاز و یمامه گرفتاری باشد، سختی نبیند با همین دید است. و اگر هم ظلم باعث فشار و گرفتاری است و ظلم بر اهل بیت و رهبران دینی باعث راحتی و وسعت آنان می‌شود از همین رهگذر است[44].

اگر این اقلیت‌ها تربیت و جاسازی و جایگزینی بیابند و در طرح جامعی هماهنگ شوند اجرای هر نوع حکومتی و هر نوع مقصودی مشکل نیست. دولت اسلامی زمینه ساز ظهور هم می‌تواند با تربیت نیرو و برنامه ریزی جامع به آن مقصود نهایی خود که رساندن جامعه بشری به آن سطح مطلوب از تدین و دینداری است نائل آید، یعین جامعه را به آن سطحی برساند که با وجود آن، ظهور تحقق یابد.

 

 

 

منابع

قرآن کریم

نهج البلاغه

1. ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، چاپ اول، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1422ق.

2. فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، چاپ دوم، مؤسسه دار الهجره، 1409.

3. طباطبائی، سید محمدحسین، آموزش عقاید و دستورهای دینی، بی‌تا، بی‌جا.

4. ـــــــــــــــ، تفسیر المیزان، ترجمه موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی.

5. جوادی آملی، عبدالله، انتظار بشر از دین، قم، اسرا، 1380.

6. ـــــــــــــــ، دین شناسی، چاپ چهارم، قم، اسراء، 1385ش.

7. مصباح یزدی، محمد تقی، قلمرو دین، مجموعه سخنرانی‌ها در کانون گفتمان دینی.

8. نعمانی، محمد بن ابراهیم، غیبت نعمانی، تهران، مکتبه الصدوق، 1397ق.

9. خسرو پناه، عبدالحسین، کلام جدید، چاپ اول، مرکز مطالعات و پژوهش‌های فرهنگی، 1379ش.

10. ساجدی، ابوالفضل، دین گریزی چرا؟ دین گرایی چه سان؟، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1385ش.

11. ملکم همیلتون، جامعه شناسی دین، ترجمه محسن ثلاثی، چاپ اول، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، 1377ش.

12. مطهری، مرتضی، یادداشت ها، انتشارات صدرا، 1382ش.

13. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، چاپ دوم، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403ق.

14. ـــــــــــــــ، مرآه العقول، چاپ چهارم، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1379ش.

15. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 8 جلدی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1365ش.

16. سید رضی، خصائص الائمه، تحقیق محمدهادی امینی، مشهد، آستان قدس رضوی، مجمع البحوث الاسلامی، 1406ق.

17. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، مؤسسه اسماعیلیان.

18. رشید الوطواط، مطلوب کل طالب، تحقیق میر جلال الدین حسینی ارموی، قم، منشورات جماعه المدرسین، 1382ش.

19. فلسفی، محمد تقی، جوان از نظر عقل و احساسات، چاپ پانزدهم، هیئت نشر معارف اسلامی، 1348ش.

20. حرانی، ابو محمد حسن، تحف العقول عن آل الرسول، تصحیح علی اکبر غفاری، چاپ دوم، مؤسسه النشر الاسلامی، 1404ق.

21. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، تحقیق عبدالرحیم الربانی الشیرازی، 20 جلدی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

22. تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ترجمه محمدعلی انصاری، 2 جلدی.

23. محدث نوری، حسین بن محمد، مستدرک الوسائل، 18 جلد، قم، مؤسسه آل البیت، 1408ق.

24. جعفریان، رسول، تاریخ سیاسی اسلام، قم، دلیل ما، 1386.

25. ری شهری، محمد، میزان الحکمه، چاپ سوم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1370.

26. اللیثی الواسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، چاپ اول، دار الحدیث.

27. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، تحقیق مؤسسه آل البیت، چاپ دوم، بیروت، دار المفید، 1414ق.

28. طبری، تاریخ الرسل و الملوک، چاپ چهارم، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1403ق.

29. گروه تحقیقات علمی، مبانی فراماسونری، ترجمه جعفر سعیدی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1376ش.

30. مازندرانی، ملاصالح، شرح اصول کافی، تحقیق میرزا ابوالحسن شعرانی، چاپ اول، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1421ق.

31. صدوق، محمد بن علی، معانی الاخبار، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1379ش.

32. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، تحقیق علی شیری، بیروت، دار الفکر، 1415ق.

33. ابن فهد حلی، عده الداعی، تحقیق احمد موحدی قمی، قم، مکتبه وجدانی.

34. الکراجکی، ابوالفتح، کنز الفوائد، چاپ دوم، قم، مکتبه المصطفوی، 1369ش.

35. صدوق، محمد بن علی، کمال الدین، قم، دار الکتب الاسلامیه، 1395ق.

36. طبری، عماد الدین، بشارة المصطفی، نجف اشرف، مکتبه الحیدریه، 1383ق.

37. ابن طاووس، سید علی، اقبال الاعمال، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1367ش.

38. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1411ق.

39. ـــــــــــــــ، امالی، قم، دار الثقافه، 1414ق.

40. ابن ابی فارس، مجموعه ورّام، قم، مکتبه الفقیه.

41. صفایی حائری، علی، از معرفت دینی تا حکومت دینی، قم، لیله القدر.

42. محمدی اهوازی، مصطفی، مبلغ شایسته، مجله مبلغان، ش3.

43. جعفری، عبدالله، تقریب ضرورت عصر ما، مجله اندیشه دینی، پایگاه علمی پژوهشی دین گستر.

44. مهدی پور، محمد، انسجام اسلامی موانع و راهکارها، مجله مبلغان، ش91.

45. احمدی، حسین علی/ صالحی، سید مظاهر، اصول اسلامی حاکم بر دیپلماسی با کفار، مجله درس هایی از مکتب اسلام، ش11.

46. حشمتی، محمدرضا، مساجد مشکلات و راهکارها، مجله مبلغان، ش3.

47. بیات، حجت الله، ضرورت تبلیغ دین از رسانه‌های نوین، مجله مبلغان، ش92.

48. مجله حوزه، ش34.

49. حدیث ولایت (مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری)، سازمان تبلیغات اسلامی.

 

[1] . «هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون» (فتح، 28)

«وعد الله الذین امنوا منکم... و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و...» (نور، 55)

«و قاتلوهم حتی لاتکون فتنة و یکون الدین کله لله» (انفال، 39).

[2] . «این محیی معالم الدین و اهله» (دعای ندبه، مفاتیح الجنان)

«السلام علیک یا باب الله و دیان دینه» (احتجاج، ج2، ص492)

«و یفتح الله علیه شرق الارض و غربها... حتی لایری الا دین محمد6» (بحارالانوار، ج52، ص390).

[3] . حدیث ولایت، ج8، ص58.

[4] . مجلة حوزه، ش34، ص44.

[5] . همان، ص45.

[6] . الکراجکی، ابوالفتح، کنزالفوائد، ص163؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج75، ص92.

[7] . کهف، 104.

[8] . این گونه جمع شدن، در زمانهایی بود که کاری بسیار مهم پیش می آمد و یا مردم می بایست از موضوعی مهم توسط پیامبر آگاه می گشتند (کلام جاودانه، ص236، ؛ و نیز ر.ک: مرآة العقول، ج4، ص337).

[9]. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج1، ص406.

[10]. فلسفی، محمد تقی، جوان از نظر عقل و احساسات (گفتار فلسفی)، ج2، ص79 با اندکی تصرف.

[11]. سید رضی، خصائص الائمه، ص115؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج19، ص209.

[12]. رشید الوطواط، مطلوب کل طالب، ص4.

[13]. اعراف، 138.

[14]. تحف العقول، ص50.

[15]. غرر الحکم، ج1، ص385.

[16]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج18، ص221.

[17]. «الدین عزّ»: ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج2، ص944.

[18]. «الدین نور»: اللیثی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، ص61.

[19]. «لا حیاة الا بالدین»: شیخ مفید، الارشاد، ح1، ص296.

[20]. «غایة الدین الایمان»: اللیثی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، ص347.

[21]. اصل الدین اداء الامانة و الوفاء بالعهود: ری شهری، میزان الحکمه، ج2، ص945؛ تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم، ص86، ح1407.

[22]. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج1، ص381.

[23]. طبری، تاریخ الملوک، ج2، ص397.

[24]. ناسخ التواریخ، ج2، ص34.

[25]. گروه تحقیقات علمی، مبانی فراماسونری، ص195.

[26]. بیانات امام خمینی در تاریخ 22/7/1361.

[27]. توبه، 18.

[28]. حشمتی، محمدرضا، مساجد مشکلات و راهکارها، مجله مبلغان، ش3، با اندکی تصرف.

[29]. بیات حجت الله، ضرورت تبلیغ دین از رسانه های نوین، مجله مبلغان، ش92.

[30]. حکم تمدید دوره ریاست آقای ضرغامی بر صدا و سیما 16/8/1388.

[31]. جعفری عبدالله، تقریب ضرورت عصر ما، مجله اندیشه دینی، پایگاه علمی پژوهشی دین گستر.

[32]. مهدی پور، محمد، انسجام اسلامی موانع و راهکارها، مجله مبلغان، ش91.

[33]. محمدی اهوازی، مصطفی، مبلغ شایسته، مجله مبلغان، ش3.

[34]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج16، ص164، باب 14.

[35]. بقره، 83.

[36]. محدث نوری، حسین بن محمد، مستدرک الوسائل، ج12، ص261، باب 27.

[37]. نهج البلاغه، نامه 53.

[38]. نهج البلاغه، نامه 47.

[39]. زخرف، 23؛ سبأ، 32 و 35.

[40]. جعفریان، رسول، تاریخ سیاسی اسلام، ج1، ص297-296.

[41]. نهج البلاغه، خطبه 27.

[42]. طباطبائی، محمد حسین، ترجمه المیزان، ج9، ص417.

[43]. احمدی حسین علی و صالحی سید مظاهر، اصول اسلامی حاکم بر دیپلماسی با کفار، مجله درس هایی از مکتب اسلام، ش11.

[44]. صفایی حائری، علی، از معرفت دینی تا حکومت دینی، مؤسسه لیله القدر.

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :