wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 3 » مقالات
بازدید: 3749
0/0 (1)
دوران غیبت از منظرامام رضا (علیه السلام)
 
محمد رضا ثقفی
 
چکیده

انحراف جامعه از مسیر خلافت علوی پس ازپیامبر اکرم (ص)و عقب گرد به زمان جاهلیت، آنان را به حاکمانی مستبد و منحرف از آئین ناب اسلام مبتلا نمود.وازطرفی باتوجه به روایات پیامبر اکرم (ص)و ائمه اطهار به تولد فرزندی ازفرزندان امام حسین (ع) بنام مهدی(عج) و ظهور وی بعد از غیبتی نامعلوم ،که منجربه براندازی حکومتهای ظلم وجورمیشود؛حاکمان وظالمان را نسبت به تولد ،غیبت ، حضور و حکومتش حساس کرده بود.

از میان مسائل مهدویت غیبت امام (عج) ،به خاطر مشکلات ودشواریهایش ووجود مدعیان دروغین و...، مساله بسیار مهمی بوده واست .به همین جهت روایات بسیارزیادی ازپیامبر(ص)واهل بیت او در این جهت صادر شده است.ما در این نوشتار سعی داریم دوران غیبت را ازمنظر امام رضا (ع) بررسی کنیم. برای این کار بر آن شدیم که روایات امام رضا (ع) را در مورد امام مهدی جمع آوری کنیم وسپس به روایات دوران غیبت امام (عج) باتوجه به ابعاد مختلف آن بپردازیم.

صاحب کتاب مسند الإمام الرضا (ع) شیخ عزیز الله عطاردی روایات صادره از امام رضا(ع)در خصوص امام مهدی (عج )را36روایت نقل مینماید که از این بین نزدیک به بیست روایت آن مربوط به دورا ن غیبت امام مهدی(عج) میباشد.ابعاد دوران غیبت از نگاه امام رضا(ع) شامل موارد ذیل میباشد.

 الف :حتمیت غیبت :غیبت یک امر حتمی و اجتناب ناپذیراست ،وقوع وپایان آن به امر الهی میباشد. افعال الهی دارای حکمت ومصلحت است ، ودوران غیبت نیز ازاین امر مستثنا نمیباشد)

 ب: علت غیبت

 1- امتحان وآزمایش :غیبت دوران محک زدن وغربال شدن افراداست

 2- تحت بیعت هیچ شخصی نباشد:آن گاه که قیام نماید بیعت هیچ ظالم سرکشی را به گردن نخواهدداشت

    ج:چگونگی غیبت امام (عج)

1- ناپیدا بودن حضرت: جسم مبارکش از نظر مردم دور است و مردم توان دیدن ایشان را ندارند.

2- گمنام بودن حضرت: د رمیان مردم حاضر میشود وبا آنان زندگی میکندولی کسی از حقیقت حال ایشان خبر دار نمیشود

    د:حوادث دوران غیبت

1-روزگار سخت: روزگار سخت وپر طمطراق قبل قیام امام (عج) به بیوح تعبیر شده است

2- دوران شک و تردید: کسانی که ازایمان ثابت ومستقری برخوردار نباشند دردوران غیبت در تیررس مستقیم این وسوسه ها هستند

3-دوران ظلم و ستم: ستمگران و ظالمان ظلم و ستم را به اوج خود میرسانندو مظلومان به نهایت اضطرار میرسند

4 – فتنه صماء: فِتْنَةٍ صَمَّاءَ صَیْلَمٍ یعنی آزمون سخت نابود کننده واز بین برنده صورت میگیرد

 5-خروج سفیانی و یمانی و... خروج سفیانی و یمانی را که در روایات متعدد آمده است از علائم حتمی میدانند

 6-دوران تقیه: تقیه ریشه قرآنی و روائی دارد.روایات زیادی از ائمه اطهار در این موضوع وارد شده است

   ه: نسب امام مهدی (عج)

1 – از فرزندان امام حسین(ع):دنیا تمام نمیشود تا اینکه مردی از فرزندان حسین(ع) برای (اصلاح) امر امتم قیام میکند

2- قائم بایدامام ووصی وفرزند این دوباشد.

    و: وظایف منتظران در دوران غیبت(انتظار فرج،صبر ،تلاش برای رفع موانع و...)

موارد ذکرشده، روایت مربوط به آن ازنگاه امام رضا(ع) بیان شده است و مختصر توضیحی که در مجال مقاله بود داده شده است. سعی کردیم از کارهای تکراری بر حذر باشیم. چنین تقسیم بندی راجائی نیافتیم بنابراین برای تسهیل و تثبیت بهتر روایات از این روش استفاده نمودیم.در مورد منابع روایات تا حد امکان سعی شده ازمصادر دست اول استفاده شودوبعد منابع دیگر ذکر شود.تفسیر ایات مربوط ، از تفسیر المیزان انتخاب شد.

                                                        وآخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین

                                                                محمد رضا ثقفی /قم المقدسه

                                                        

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

یکی از مباحث مهم درموضوع مهدویت، مساله غیبت است. روایات بسیاری ازپیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار در این زمینه وارد شده است.عالمان و فقیهان بزرگ نیز با توجه به روایات وارده واهمیت موضوع به این بحث پرداخته و تحلیل و تعلیل هائی ذکر کرده اند. این نوشتار دوران غیبت امام (عج) را از منظر امام رضا (ع) بررسی میکند. امیدوارم مورد توجه حضرت ولی عصر (عج) واقع شود.

کلیدواژگان: غیبت امام مهدی (عج)

 

 

 

روایات زیادی درباره غیبت امام زمان (عج) ازپیامبر اکرم (ص) وائمه اطهاروارد شده است.هرچنداین روایات اززوایای مختلف به این بحث پرداخته اند.

بعنوان مثال تعدادی از این روایات مثل روایت ذیل بر حتمی بودن غیبت دلالت دارد:

[...قَالَ سَمِعْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع یَقُولُ إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَیْبَةً لَا بُدَّ مِنْهَا یَرْتَابُ فِیهَا کُلُّ مُبْطِلٍ...]*1

وتعدادی از این روایات برطولانی بودن غیبت دلالت دارد مثل روایت:

[...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ لِلْقَائِمِ ع مِنَّا غَیْبَةً یَطُولُ أَمَدُهَا...]*2

وبرخی روایات به اسباب غیبت پرداخته ،و دلایلی از قبیل اینکه غیبت یک نوع امتحان و آزمایش  مردم است ذکرکرده اند:

[...عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْیَنَ قَالَ سَمِعْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ یَقُولُ إِنَّ لِلْغُلَامِ غَیْبَةً قَبْلَ أَنْ یَقُومَ قُلْتُ وَ لِمَ ذَاکَ قَالَ یَخَافُ وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَى بَطْنِهِ وَ عُنُقِهِ ثُمَّ قَالَ وَ هُوَ الْمُنْتَظَرُ الَّذِی یَشُکُّ النَّاسُ فِی وِلَادَتِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ إِذَا مَاتَ أَبُوهُ مَاتَ وَ لَا عَقِبَ لَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ قَدْ وُلِدَ قَبْلَ وَفَاةِ أَبِیهِ بِسَنَتَیْنِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَجِبُ [یُحِبُ‏] أَنْ یَمْتَحِنَ خَلْقَهُ فَعِنْدَ ذَلِکَ یَرْتَابُ الْمُبْطِلُونَ ]*3                     

ویا دلیل غیبت را  خوف از قتل دانسته اند:

[عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا بُدَّ لِلْغُلَامِ مِنْ غَیْبَةٍ فَقِیلَ لَهُ وَ لِمَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ یَخَافُ الْقَتْلَ*4

[...عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَعْقُوبَ أَنَّهُ وَرَدَ عَلَیْهِ مِنَ النَّاحِیَةِ الْمُقَدَّسَةِ عَلَى یَدِ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ وَ أَمَّا عِلَّةُ مَا وَقَعَ مِنَ الْغَیْبَةِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنْ آبَائِی إِلَّا وَقَعَتْ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطَاغِیَةِ زَمَانِهِ وَ إِنِّی أَخْرُجُ حِینَ أَخْرُجُ وَ لَا بَیْعَةَ لِأَحَدٍ مِنَ الطَّوَاغِیتِ فِی عُنُقی]*5

و یا موارد دیگر؛ مانند اجرای سنن انبیا درباره حضرت مهدی (کمال الدین وتمام النعمة شیخ صدوق

باب 44ح6)و یا خالی شد ن صلب های کافران از مومنان(علل الشرائع شیخ الصدوق ج1 ب122ح2)و یا معلوم نبودن راز غیبت  درردیف علل غیبت دکر شده است:

[...قَالَ سَمِعْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع یَقُولُ إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَیْبَةً لَا بُدَّ مِنْهَا یَرْتَابُ فِیهَا کُلُّ مُبْطِلٍ فَقُلْتُ لَهُ وَ لِمَ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ لِأَمْرٍ لَمْ یُؤْذَنْ لَنَا فِی کَشْفِهِ لَکُمْ قُلْتُ فَمَا وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِی غَیْبَتِهِ فَقَالَ وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِی غَیْبَتِهِ وَجْهُ الْحِکْمَةِ فِی غَیْبَاتِ مَنْ تَقَدَّمَهُ مِنْ حُجَجِ اللَّهِ تَعَالَى ذِکْرُهُ إِنَّ وَجْهَ الْحِکْمَةِ فِی ذَلِکَ لَا یَنْکَشِفُ إِلَّا بَعْدَ ظُهُورِهِ...]*6                       

صاحب کتاب مسند الإمام الرضا (ع) شیخ عزیز الله عطاردی روایات صادره از امام رضا(ع)در خصوص امام مهدی(غیر از بحث امامت) را36روایت نقل مینماید که این روایات جهات مختلف مهدوبت را مورد بحث قرار میدهد.

ما در این نوشتار،سعی داریم دوران غیبت را از منظر امام رضا(ع) بررسی نماییم و به بعضی از ابعاد آن بپردازیم.

حتمیت غیبت

 [قلت لأبی الحسن ع...

 قلت له جعلت فداک إن ثعلبة بن میمون حدثنی عن علی بن المغیرة عن زید العمی عن علی بن الحسین ع قال یقوم قائمنا لموافاة الناس سنة قال یقوم القائم بلا سفیانی إن أمر القائم حتم من الله و أمر السفیانی حتم من الله و لا یکون القائم إلا بسفیانی قلت جعلت فداک فیکون فی هذه السنة قال ما شاء الله قلت یکون فی التی یلیها قال یفعل الله ما یشاء]*7

   این روایت قیام قائم را بعداز دوران غیبت امام (ع)امری حتمی و منوط به اذن الهی میداند ، پس                  

غیبت هم یک امرحتمی و اجتناب نا پذیراست که وقوع وپایان آن به امر الهی میباشد. افعال الهی دارای حکمت ومصلحت است ، ودوران غیبت نیز ازاین امر مستثنا نمیباشد.امرظهور به اذن الهی است و تا اراده الهی به این امر تعلق نگیرد،ظهور اتفاق نمی افتد.در زمان ظهور هدف خلقت((وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ ))*8 برآورده میشودو آیه(( یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِکُونَ بی‏ شَیْئا))*9 جامه عمل میپوشاند.در واقع ظهور یک استراتژی برای تحقق اهداف و آرمانهای همه انبیا و اوصیا در طول خلقت است.

علت غیبت

الف:امتحان وآزمایش

[... قَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع أَمَا وَ اللَّهِ لَا یَکُونُ الَّذِی تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْیُنَکُمْ حَتَّى تُمَیَّزُوا أوَ تُمَحَّصُوا وَ حَتَّى لَا یَبْقَى مِنْکُمْ إِلَّا الْأَنْدَرُ ثُمَّ تَلَا أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَکُوا وَ لَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جاهَدُوا مِنْکُمْ وَ یَعْلَمَ الصَّابِرِینَ ]*10

طبق این روایت، غیبت دوران محک زدن وغربال شدن افراداست.روزگار بیرون شدن صف د روغگویان و حقه بازان و ریاکاران ازراستگویان است. تمییز و تمحیص یعنی تشخیص و جدا نمودن خالص از غیر است. امام رضا(ع) به دو قسمت ازدو آیه قران کریم(توبه – آل عمران) استنادمیفرماید که هر دو مربوط به جهاد است .قرآن کریم بارها وقتی قصه جنگ وجهاد زمان انبیا رامطرح میکند ازعقب گرد و پشت نمودن تعدادی سخن به میان میاوردوآنان را مدعیانی بیش نمیداند. .آری دوران غیبت هم مثل جهاد سختیها ومشکلات و ناملایمات دارد.نیاز به صبروتحمل دارد. جمله" لَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ" (که در در واقع به معنى" هنوز تحقق نیافته" است ) دلالت بر این دارد که با ید دوران غیبت باشد تاپرورش وشکوفان شدن استعدادها و آشکار ساختن اسرار درون افراد صورت گیرد،و این امر همان معنای امتحان و آزمایش الهی است0 ((بقول علامه طباطبائی مقام عمل است که پاکان و ناپاکان را از هم جدا مى‏کند، و مردان مخلص را از کسانى که فقط ادعاى ایمان دارند جدا مى‏سازد.))*11

ب :تحت بیعت هیچ شخصی نباشد :

 [... عَنِ الرِّضَا ع أَنَّهُ قَالَ کَأَنِّی بِالشِّیعَةِ عِنْدَ فَقْدِهِمُ الثَّالِثَ مِنْ وُلْدِی یَطْلُبُونَ الْمَرْعَى فَلَا یَجِدُونَهُ قُلْتُ لَهُ وَ لِمَ ذَلِکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ لِأَنَّ إِمَامَهُمْ یَغِیبُ عَنْهُمْ فَقُلْتُ وَ لِمَ قَالَ لِئَلَّا یَکُونَ فِی عُنُقِهِ لِأَحَدٍ بَیْعَةٌ إِذَا قَامَ بِالسَّیْفِ]*12

حضرت مهدی(عج) برای آزاد ساختن تمام بشریت از قید بندگی طاغوتهاو ایجاد عدالت و امنیت در تمام زمین قیام میکند. چنین هدفی با مبسوط الید نبودن و تقیه و همراهی وی با سرکشان زمانه بنا به مصلحت سازگاری ندارد.امام (عج) در پیامش به محمد بن عثمان فرمود)) پدرانم همه از سرکشان زمانه خود،بیعتی به گردن داشتند،اما آن گاه که من قیام نمایم، بیعت هیچ ظالم سرکشی را به گردن نخواهم داشت.))*13

موضوع تحت بیعت کسی نبودن امام(ع) در احادیث زیادی وارد شده است به طوری که شیخ صدوق در باب علة  الغیبه کمال الدین ازیازده حدیث نقل کرده ،پنج حدیث را به این موضوع اختصاص داده است.

چگونگی غیبت امام (عج)

الف:ناپیدا بودن حضرت:

[...قَالَ سَأَلْتُ الرِّضَا ع عَنِ الْقَائِمِ فَقَالَ لَا یُرَى جِسْمُهُ وَ لَا یُسَمَّى بِاسْمِه‏ جسم [آن حضرت] دیده نمی شود و به اسم نام برده نمی شود]*14

امام (عج) در دوران غیبت خویش، جسم مبارکش از نظر مردم دور است و مردم توان دیدن ایشان را ندارند(هر چند ایشان مردم را می بیند و ازاحوالاتشان با خبر میشود) نعمانی در باب ده کتاب الغیبة، چند روایت نقل می کند که حاکی از همین صورت است.

ب: گمنام بودن حضرت

[...عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع أَنَّهُ قَالَ إِنَّ هَذَا سَیُفْضَى إِلَى مَنْ یَکُونُ لَهُ الْخمْلُ]*15.

الغیبة نعمانی که علا مه مجلسی روایت را از وی نقل مینماید عبارت إِلَى مَنْ یَکُونُ لَهُ الْحَمْلُ است که توجیه علامه [لعل المعنى أنه یحتاج أن یحمل لصغره] است ولی خود علامه احتمال داده که عبارت إِلَى مَنْ یَکُونُ لَهُ الْخمْلُ باشد،ومابیان علامه را اختیار میکنیم که در اینصورت معنای گمنامی و ناشناسی امام (عج) در دوران غیبت را میرساند.مردم وجود مبارکش را میبینند ولی نمیشناسند.

البته روایات دیگری هم وجود دارد که حضرت رادر دوران غیبت به گونه ناشناس معرفی میکند، یعنی حضرت   د رمیان مردم حاضر میشود وبا آنان زندگی میکندولی کسی از حقیقت حال ایشان خبر دار نمیشود. مثل روایت امام صادق(ع) که امام(عج) در بین مردم رفت و آمد میکند و در بازارشان راه میر ودوبر فرشهایشان قدم میگذارددر حالیکه مردم آن حضرت را نمیشناسند.

[... یَتَرَدَّدُ بَیْنَهُمْ وَ یَمْشِی فِی أَسْوَاقِهِمْ وَ یَطَأُ فُرُشَهُمْ وَ لَا یَعْرِفُونَهُ حَتَّى یَأْذَنَ اللَّهُ لَهُ أَنْ یُعَرِّفَهُمْ نَفْسَهُ کَمَا أَذِنَ لِیُوسُفَ حَتَّى قَالَ لَهُ إِخْوَتُهُ أَ إِنَّکَ لَأَنْتَ یُوسُفُ قالَ أَنَا یُوسُفُ]*16

حوادث دوران غیبت (قبل ازظهور)

الف: روزگارسخت

[... عَنِ الْبَزَنْطِیِّ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع یَقُولُ قَبْلَ هَذَا الْأَمْرِ بُیوحٌ فَلَمْ أَدْرِ مَا الْبُیُوحُ فَحَجَجْتُ فَسَمِعْتُ أَعْرَابِیّاً یَقُولُ هَذَا یَوْمٌ بُیوحٌ فَقُلْتُ لَهُ مَا الْبُیوحُ فَقَالَ الشَّدِیدُ الْحَرِّ ]*17

روزگار سخت وپر طمطراق قبل قیام امام (عج) به بیوح تعبیر شده است. گویا از اسمان آتش میبارد وزمین سخت و سنگلاخی گردیده است. گویا تجلی گوشه ای از قیامت است که غربال میکند. بار دیگر آیه  ((أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ))*18

در مورد افرادجاری میشودو صف پاکان از ناپاکان جدامیگردد.آری آن ایام، امتحانهای سخت در پیش است و روزگار ،سختی خود رابرزمین و زمینیان عرضه میدارد.ناریان در برابر نوریان صف میکشند و همه قدرت خویش را به کار میگیرند،چون این آخرین تیر در ترکش شیطان صفتان است؛پس نبرد جانانه ای در پیش است و جنگی قطع ناشدنی تا آخرین مرحله پیروزی.اینجا باید خون دل خوردن های علی (ع) در صفین جبران گرددو مالک اشتر های امام(عج) تا قلب سیا ه سپاه ابلیس پیشروی کرده ولانه فساد طاغوتهای زمان رااز جا بر کنند.بنابر این امام رضا(ع) در حدیثی دیگرآن ایام را اینگونه توصیف میفرماید.

[...عَنِ الْبَزَنْطِیِّ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ قُدَّامَ هَذَا الْأَمْرِ قَتْلٌ بُیُوحٌ قُلْتُ وَ مَا الْبُیُوحُ قَالَ دَائِمٌ لَا یَفْتُرُ :پیشاپیش این امر(قیام قائم)کشتاربیوح رخ میدهد،ازمعنای بیوح پرسیدم؛ فرمود: (کشتار) دائمی که قطع نشود.]*19

                    

ب: دوران شک و تردید

[...عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ النَّبِیُّ ص وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ بَشِیراً لَیَغِیبَنَّ الْقَائِمُ مِنْ وُلْدِی بِعَهْدٍ مَعْهُودٍ إِلَیْهِ مِنِّی حَتَّى یَقُولَ أَکْثَرُ النَّاسِ مَا لِلَّهِ فِی آلِ مُحَمَّدٍ حَاجَةٌ وَ یَشُکُّ آخَرُونَ فِی وِلَادَتِهِ فَمَنْ أَدْرَکَ زَمَانَهُ فَلْیَتَمَسَّکْ بِدِینِهِ وَ لَا یَجْعَلْ لِلشَّیْطَانِ إِلَیْهِ سَبِیلًا بِشَکِّهِ فَیُزِیلَهُ عَنْ مِلَّتِی وَ یُخْرِجَهُ مِنْ دِینِی فَقَدْ أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ مِنْ قَبْلُ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ الشَّیاطِینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ]*20

روایتی که علی بن موسی الرضا (ع) سلسله سند آن را به پیامبر اکرم (ص) میرساند واز قول آن حضرت نقل میفرماید:اینکه فرزند ایشان حضرت قائم غیبت مینماید و در این دوران عده ای دچار شک و تردید میشوند تاجائی که امامت وولایت اهل بیت پیامبر را منکر میشوندوعده ای تردید در ولادت حضرت قائم (عج)نموده و از صف منتظران آن حضرت خارج میشوند.یکی از بدترین وسوسه های شیطان ایجاد تردید و اضطراب در انسانها است. کسانی که ار ایمان ثابت ومستقری برخوردار نباشند دردوران غیبت در تیررس مستقیم این وسوسه ها هستند.بعضی ازسر تعارف امام زمان را می طلبندواگر نه در درون احتیاجی به امام نمی بینند. زبان حالشان این است که ما زنده ایم و زندگی میکنیم، چه نیازی به امام داریم، این جملات یادآور خاطره ای برایم میشود: یکی از دوستان به کشور چین سفر کرده بود،وقتی ازشخصی می پرسد که چراخداوند را پرستش نمیکنید؛وی در جواب میگوید:که ما زندگی خوشی داریم چه نیازی به خدا داریم.آری اینکه رسول خدا(ص) میفر مایند:بیشتر مردم نیازی به امام نمی بینند و ضرورت آن را احساس نمیکنند نکته ای بس قابل تامل است.شایدتوصیه به دعابرای آن حضرت و عدم غفلت از اوو...همه وهمه برای آن باشد که چنین دردی در جانمان ته نشین نشودوسعادتمان در مسیر زندگی تامین شود.

ج:دوران ظلم و ستم

[...قُلْتُ لِلرِّضَا ع أَنْتَ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ فَقَالَ أَنَا صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ وَ لَکِنِّی لَسْتُ بِالَّذِی أَمْلَأُهَا عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ کَیْفَ أَکُونُ ذَاکَ عَلَى مَا تَرَى مِنْ ضَعْفِ بَدَنِی وَ إِنَّ الْقَائِمَ هُوَ الَّذِی إِذَا خَرَجَ کَانَ فِی سِنِّ الشُّیُوخِ وَ مَنْظَرِ الشَّبَابِ قَوِیّاً فِی بَدَنِهِ حَتَّى لَوْ مَدَّ یَدَهُ إِلَى أَعْظَمِ شَجَرَةٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ لَقَلَعَهَا وَ لَوْ صَاحَ بَیْنَ الْجِبَالِ لَتَدَکْدَکَتْ صُخُورُهَا یَکُونُ مَعَهُ عَصَا مُوسَى وَ خَاتَمُ سُلَیْمَانَ ذَاکَ الرَّابِعُ مِنْ وُلْدِی یُغَیِّبُهُ اللَّهُ فِی سِتْرِهِ مَا شَاءَ هُ ثُمَّ یُظْهِرُهُ فَیَمْلَأُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما]*21

امام رضا(ع) دوران قبل از ظهور را دوران فراگیر شدن ظلم و ستم میداند.این عبارت فَیَمْلَأُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما در بسیاری از روایات ما آمده است.ستمگران و ظالمان ظلم و ستم را به اوج خود میرسانندو مظلومان به نهایت اضطرار میرسند.خشکی و دریا را، فساد در بر میگیردوهر مرد وزنی صبح و شام طلب نجات میکند.در این هنگام وعده خدا تحقق میپذیردومهدی آل محمد از پرده غیبت  بیرون آمده و جهان را به یمن وجودش نورانی مینماید.عدالت به معنای واقعی کلمه در همه زمین فراگیر میشود.امام رضا(ع) سائل را به انتظار آن زمان دعوت میکندو علاماتی را برای آن امام موعود ذکر میکند.هنگام ظهور اگرچه در کبر سن است ولی چهره مبارکش چون جوانان است.نیرومند و قوی است به حدی که اگراراده قلع و کندن بزرگترین در خت روی زمین را کندبرایش مقدور است. طنین صدایش لرزه بر صخره ها افکند.عصای موسی همراه اوست تا مدعیان دروغین را رسوا نمایدو خرافه ها و خرافه پرستی هائی که در نبودش ایجاد شده از بین ببرد.او با این قدرت و هیبتش مانند حاکمان مستبدو ظالم نمیباشد،بلکه از قدرتش به همراه رأفتش در جهت نجات بشریت استفاده میکند. او میاید تا ظلم برچیده شودودیگر هیچ مظلومی در سراسر عالم محزون نباشد.امام رضا (ع) درروایت دیگری هم طبق نقل کمال الدین به دعبل خزاعی این نکته را متذکر میشود.

[...ِ قَالَ سَمِعْتُ دِعْبِلَ بْنَ عَلِیٍّ الْخُزَاعِیَّ یَقُولُ أَنْشَدْتُ مَوْلَایَ عَلِیَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا ع قَصِیدَتِیَ الَّتِی أَوَّلُهَا

         مَدَارِسُ آیَاتٍ خَلَتْ مِنْ تِلَاوَةٍ            وَ مَنْزِلُ وَحْیٍ مُقْفِرُ الْعَرَصَاتِ فَلَمَّا انْتَهَیْتُ إِلَى قَوْلِی‏

         خُرُوجُ إِمَامٍ لَا مَحَالَةَ خَارِجٌ            یَقُومُ عَلَى اسْمِ اللَّهِ وَ الْبَرَکَاتِ‏

            یُمَیِّزُ فِینَا کُلَّ حَقٍّ وَ بَاطِلٍ            وَ یُجْزِی عَلَى النَّعْمَاءِ وَ النَّقِمَاتِ

بَکَى الرِّضَا ع بُکَاءً شَدِیداً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَیَّ فَقَالَ لِی یَا خُزَاعِیُّ نَطَقَ رُوحُ الْقُدُسِ عَلَى لِسَانِکَ بِهَذَیْنِ الْبَیْتَیْنِ فَهَلْ تَدْرِی مَنْ هَذَا الْإِمَامُ وَ مَتَى یَقُومُ فَقُلْتُ لَا یَا مَوْلَایَ إِلَّا أَنِّی سَمِعْتُ بِخُرُوجِ إِمَامٍ مِنْکُمْ یُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنَ الْفَسَادِ وَ یَمْلَؤُهَا عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً فَقَالَ یَا دِعْبِلُ الْإِمَامُ بَعْدِی مُحَمَّدٌ ابْنِی وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ ابْنُهُ عَلِیٌّ وَ بَعْدَ عَلِیٍّ ابْنُهُ الْحَسَنُ وَ بَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْحُجَّةُ الْقَائِمُ الْمُنْتَظَرُ فِی غَیْبَتِهِ الْمُطَاعُ فِی ظُهُورِهِ لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فَیَمْلَأَهَا عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ أَمَّا مَتَى فَإِخْبَارٌ عَنِ الْوَقْتِ وَ لَقَدْ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ ع أَنَّ النَّبِیَّ ص قِیلَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَتَى یَخْرُجُ الْقَائِمُ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ فَقَالَ مَثَلُهُ مَثَلُ السَّاعَةِ لا یُجَلِّیها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتِیکُمْ إِلَّا بَغْتَةً]*22

. بعد اینکه دعبل، نزد امام رضا(ع) شروع به خواندن قصیده خود کرده؛ به این ابیات میرسدکه حتما روزی امام(عج) به مددو برکات الهی قیام میکند و حق و باطل را ازهم جدا کرده و وبر خوبیها و بدیهاپاداش و کیفر میدهد؛امام (ع) هنگام شنیدن اوصاف حضرت مهدی (عج) گریه شدیدی میکندو میفرماید:ای خزاعی این دو بیت را روح القدس بر زبانت جاری نمود...اگر ازدنیا جزیک روزباقی نمانده باشد خداوند آن یک روز را چنان طولانی میکندتاحضرت قائم قیام نماید ،پس دنیا را از عدالت پر میکند همانطور که ظلم و ستم همه جا را فرا گرفته است.امام (ع) در مورد وقت ظهور قائم (عج)، حدیثی ازپیامبر اکرم (ص) ذکر میکند که پیامبر(ص)مَثَل قیام قائم را مانندقیامت میداند وبعد قسمتی از آیه 187 سوره مبارکه اعراف در مورد قیامت را تلاوت میفرماید.

همانگونه که [لا یُجَلِّیها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتِیکُمْ إِلَّا بَغْتَةًو هیچ کس جزخداوند (نمى‏تواند) وقت آن را آشکار سازد (اما قیام قیامت، حتى) در آسمانها و زمین، سنگین (و بسیار پر اهمیت) است و جز بطور ناگهانى، به سراغ شما نمى‏آید!]علم به وقوع قیامت برای کسی مشخص نیست،زمان قیام قائم آل محمد را هم کسی نمیداند.قیامت به خاطر عظمتش بر آسمانها و زمین واهل این دو سنگین است، پس ظهور هم امری عظیم و بزرگ است .قیام حضرت برای تحول و انقلا ب در همه زمین است ،بنابر این بایدخود را آماده آن روز بزرگ نمود.و مهم تر اینکه طبق این روایت؛ امر ظهور ناگهانی و غیر منتظرانه فرا میرسد. ((علامه طباطبائی در تفسیرلا تَأْتِیکُمْ إِلَّا بَغْتَةً میفرماید: " بغتة" و همچنین" فجاة" به معناى پدید آمدن چیزى است بطور ناگهانى و بدون اینکه قبل از پدید آمدن معلوم باشد، و قیامت بخاطر همان سنگینى و عظمتش است که بطور ناگهانى پدید مى‏آید، چون هیچ وصف و علامتى از آن ممکن نیست قبلا معلوم شود، و نیز ممکن نیست که اول مقدارى از آن ظاهر شود و سپس همه آن صورت وقوع بگیرد، و لذا پدید آمدنش براى تمامى اشیاء بطور ناگهانى است))*23            

 پس امر ظهور و قیام قائم (عج) هم بخاطر همان سنگینى و عظمتش است که بطور ناگهانى پدید مى‏آید.

د:فتنه صماء                      

[...عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ قَالَ لِی لَا بُدَّ مِنْ فِتْنَةٍ صَمَّاءَ صَیْلَمٍ یَسْقُطُ فِیهَا کُلُّ بِطَانَةٍ وَ وَلِیجَةٍ وَ ذَلِکَ عِنْدَ فِقْدَانِ الشِّیعَةِ الثَّالِثَ مِنْ وُلْدِی یَبْکِی عَلَیْهِ أَهْلُ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ الْأَرْضِ وَ کُلُّ حَرَّى وَ حَرَّانَ وَ کُلُّ حَزِینٍ لَهْفَان‏ ]*24      

بیان دیگر امام رضا(ع) از ایام دوران غیبت(قبل از ظهور)مربوط به فتنه صماء است. آن زمان ،زمان آشکار شدن واقعیتها و حقیقتهاست.تمام نفاقها که در خفاء و پرده بود،هویدا میگردد. تمام ادعاهای دروغین بر ملا میشود. باید فِتْنَةٍ صَمَّاءَ صَیْلَمٍ یعنی آزمون سخت نابود کننده واز بین برنده صورت گیرد. ردشدگان این آزمون مستکبرین و ظالمان و طاغوتیان وقبول شدگان آن مستضعفان عالم هستند. لازم به ذکر است که چند روایت دیگر از امام رضا(ع) در این موضوع وارد شده است.

ه:خروج سفیانی و یمانی و...

[...ِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع أَنَّهُ قَالَ قَبْلَ هَذَا الْأَمْرِ السُّفْیَانِیُّ وَ الْیَمَانِیُّ وَ الْمَرْوَانِیُّ وَ شُعَیْبُ بْنُ صَالِحٍ فَکَیْفَ یَقُولُ هَذَا هَذَا ]*25

امام رضا(ع) قبل از قیام امام(عج) علا ماتی ذکر میکند .خروج سفیانی و یمانی و مروانی و شعیب میباشد.سفیانی مردی از نسل ابو سفیان و جنایتکاری که از کشتار هیچ باکی ندارد. وی اندکی قبل از ظهور از سرزمین شام خروج میکند.یمانی مردی مومن و صالح که وی هم اندکی قبل از ظهور علیه انحرافات قیام میکند.خروج سفیانی و یمانی را که در روایات متعدد آمده است از علائم حتمی میدانند. خروج مروانی و شعیب هم از علائم شمرده شده است، البته جزئیات این موارد بر ما پوشیده است.

و: دوران تقیه:

[...قَالَ قَالَ عَلِیُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا ع لَا دِینَ لِمَنْ لَا وَرَعَ لَهُ وَ لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا تَقِیَّةَ لَهُ إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَعْمَلُکُمْ بِالتَّقِیَّةِ قَبْلَ خُرُوجِ قَائِمِنَا فَمَنْ تَرَکَهَا قَبْلَ خُرُوجِ قَائِمِنَا فَلَیْسَ مِنَّا فَقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ مَنِ الْقَائِمُ مِنْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ قَالَ الرَّابِعُ مِنْ وُلْدِی ابْنُ سَیِّدَةِ الْإِمَاءِ یُطَهِّرُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ مِنْ کُلِّ جَوْرٍ...]*26          

 تَقیّه، کتمان عقیده و یا ابراز عقیدۀ مخالف برخلاف نظر قلبی برای اجتناب از زیان دینی یا دنیایی میباشد.تقیه ریشه قرآنی و روائی دارد.روایات زیادی از ائمه اطهار در این موضوع وارد شده است،که یکی ازاین روایات نورانی، روایت امام رضا (ع)در باب تقیه دوران غیبت میباشد.امام (ع) تقیه دوران غیبت را واجب، و ترک آنرا خروج از صف شیعیان میداند.شاید امروزه بعضی فکر کنند که زمان تقیه گذشته و صحبت از آن بی مورد است،ولی با اندک تاملی ضعف این تفکرمعلوم میشود0امروزتقیه مداراتی که همان حسن معاشرت با جوامع اسلامی غیر شیعی وادیان دیگراست باعث وحدت و اتحاد اسلامی وتالیف قلوب دیگرادیان و ملل شده وبهانه تهاجم و حمله و... ازانان سلب میگردد.امروز مستکبرین عالم سعی درتفرقه وجدائی بین مذاهب اسلامی و ادیان آسمانی دارند.فلسطینیها را ناصبی میخوانند تا شیعیان از حمایت آنان دست بکشند، به قرآن کریم کتاب آسمانی مسلمانان اهانت میکنند تا باعث جدائی و دشمنی ادیان از یکدیگر شوندو بعد آنان بتوانند از این آ ب گل آلود ماهی بگیرند واشغال کشورهای مسلمان رامثلاجزء حق مسلم خود بدانند .امروز افشاء و اذاعه اسرارمذهب شیعه حرام است. بارها جان بعضی از شیعیان به دلیل گفتن بعض مسائل از طرف دوستان نااگاه به خطر افتاده است.پس امروزباید، حتی از زمانهای گذشته بیشتر دقت کنیم .

نسب امام مهدی (عج)

الف:از فرزندان امام حسین(ع)

امام رضا (ع) روایتی از پیامبرنقل میفرماید:

[...عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ قَالَ النَّبِیُّ ص لَا تَذْهَبُ الدُّنْیَا حَتَّى یَقُومَ بِأَمْرِ أُمَّتِی رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ یَمْلَأُهَا عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً ]*27

دنیا تمام نمیشود تا اینکه مردی از فرزندان حسین(ع) برای (اصلاح) امر امتم قیام میکند، در حالیکه زمین را ازعدالت پر میکند همانگونه که از ظلم وستم پر شده بود.

ب: قائم بایدامام ووصی وفرزند این دوباشد

[...عَن أَبِی مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیِّ عَنْ آبَائِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ لَا یَکُونُ الْقَائِمُ إِلَّا إِمَامَ بْنَ إِمَامٍ وَ وَصِیَّ بْنَ وَصِی‏]*28

قائم، قائم نمیباشد مگرامام و فرزند امام ووصی و فرزند وصی باشد.

وظایف منتظران در دوران غیبت

انتظار فرج

 [...عَنْ أَبِی الْحَسَنِ عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ]*29

امام رضا(ع) از رسول خدا نقل میفرماید:بهترین اعمال امت من انتظار فرج از سوی خداوندعزوجل است.

صاحب مکیال المکارم در تعریف انتظار میگوید:

((فی معنى الانتظار المأمور به فی تلک الأخبار وهو کیفیة نفسانیة ینبعث منها التهیؤ لما تنتظره ، وضده الیأس فکلما کان الانتظار أشد کان التهیؤ آکد ألا ترى أنه إذا کان لک مسافر تتوقع قدومه ازداد تهیؤک لقدومه کلما قرب حینه ، بل ربما تبدل رقادک بالسهاد لشدة الانتظار ، وکما تتفاوت مراتب الانتظار من هذه الجهة ، کذلک تتفاوت مراتبه من حیث حبک لمن تنتظره ، فکلما اشتد الحب ازداد التهیؤ للحبیب ، وأوجع فراقه بحیث یغفل المنتظر عن جمیع ما یتعلق بحفظ نفسه ، ولا یشعر بما یصیبه من الآلام الموجعة والشدائد المفظعة .*30

انتظار کیفیتی روحی است که موجب به وجود آمدن حالت آمادگی است برای آنچه انتظار دارند، وضد آن یأس     و ناامیدی است. هر چه انتظار بیشتر باشد آمادگی نیز بیشتر است؛ آیا نمی بینی اگر مسافری در راه داشته باشی و چشم به راه آمدن او باشی هر چه زمان رسیدن او نزدیک گرددآمادگی برای آمدنش فزونی می یابد.حالت انتظار گاهی به پایه ای میرسد که خواب ازچشم میگیرد. چنانکه درجات انتظار از این نظر تفاوت میکند، همچنین از نظر حب و دوستی نسبت به آنچه را انتظار دارند

تفاوت دارد،وهر چه عشق به[ منتظَر]افزون باشدآمادگی برای (فرارسیدن)محبوب افزون میگردد،و (دیرآمدن و) فراق محبوب دردناک میشود تا بدانجا که(انسان)منتظِر ازخود بیخود میشود و دردها و سختیهای دردآورومشکلات وحشت انگیز خود را(درراه محبوب خود)حس نمیکند.

آری انتظار خواب را ازانسان ربوده وانسان را در فراق محبوبش غمناک ومحزون میکند.مگرامام رضا(ع)وقتی ذکرویادقائم(عج) را از دعبل میشنود گریه شدیدی نمیکند.چه امری امام را اینگونه غمگین نموده .همانندی و

سنخیت محب با محبوب، فراق را شدید میکند.همانگونه که یعقوب در فراق یوسف آنقدر می گرید که به تعبیر قرآن ((وَ ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْن)) میشود.یعقوب میداند که محرومیت جامعه ازوجود یوسف چه زیانباراست .یوسف بالاتر ازصورت،سیرتش زیباست و همین نورانیتش، یعقوب را به دنبال خویش میبرد.

انتظار همان امید است و از ویژگیهای انسان است که انسان را به آینده امیدوار میکند.امید به فردای بهترهمراه با سعی و تلاش ومعتقد به این باور که فردای بهتر جزباحضور انسان کامل محقق نخواهد شد. انتظار در فرهنگ شیعه به معنای گوشه نشینی نیست بلکه تلاش بیشتر در زمان غیبت و آمادگی لحظه به لحظه است.    انتظار تلاش برای رفع موانع حضور انسان کامل در جامعه است وچون انسان کامل سرآمد همه خوبیهاست ،پس باید منتظِرین از بهترین ها باشند. ظلم ستیز و ظلم ناپذیرباشند.وهمین خصوصیات تاکنون مذهب پویای شیعه رانگه داشته است.حال میتوان فهمید که چرا انتظاربهترین اعمال است. با انتظار زیباترین شکل زندگی رقم میخورد.منتظِر کسی است که ازخودخواهی رسته وبه جامعه ای آرمانی فکر میکند.  سه شاخصه اصلی انتظارامید،عمل وعتقاد است.امید و عمل بر پایه اعتقاد صحیح، نتیجه اش یقینی و مطلوب وواقعی است.امید با صبر عجین است وبدون آن مفهوم خود را از دست میدهد.بنابراین در احادیث از انتظار در پرتو صبروانتظار فرج با صبر سخن گفته اند.امام رضا (ع) در حدیثی این معنا را تبیین میفرماید:

[...قَالَ الرِّضَا ع مَا أَحْسَنَ الصَّبْرَ وَ انْتِظَارَ الْفَرَجِ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَى وَ ارْتَقِبُوا إِنِّی مَعَکُمْ رَقِیبٌ وَ قَوْلَهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ فَعَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ فَإِنَّهُ إِنَّمَا یَجِی‏ءُ الْفَرَجُ عَلَى الْیَأْسِ فَقَدْ کَانَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ أَصْبَرَ مِنْکُمْ]*31

روح وحقیقت انتظار صبر است. انسان منتظِر باید در دوران غیبت تا زمان رسیدن به هدف، ناملایمات و مشکلات را تحمل نماید و صبر و شکیبی را ازدست ندهد،چون در این صورت دیگر منتظِر نمیباشد.بنابراین امام صادق در روایتی به مومن طاق میفرمایند:

 [...یاابْنَ النُّعْمَانِ لَا یَکُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّى یَکُونَ فِیهِ ثَلَاثُ سُنَنٍ سُنَّةٌ مِنَ اللَّهِ وَ سُنَّةٌ مِنْ رَسُولِهِ وَ سُنَّةٌ مِنَ الْإِمَام‏...وَ أَمَّا الَّتِی مِنَ الْإِمَامِ فَالصَّبْرُ فِی الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ حَتَّى یَأْتِیَهُ اللَّهُ بِالْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِنَّمَا یَجِی‏ءُ الْفَرَجُ عَلَى الْیَأْسِ فَقَدْ کَانَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ أَصْبَرَ مِنْکُمْ]*32

ای پسر نعمان انسان مومن نیست مگراینکه سه خصلت را در خودپدید آورده باشدخصلتی از خداو خصلتی ازپیامبرو خصلتی ازامام...آن خصلتی را که از امام باید در خود پدیدآوردصبروشکیبائی دردشواریهاومشکلات است.

پس انتظارواژه ای است که وسعتش افزون از پهنه همه هستی و منتظِرظرف وجود آن همه هستی است.منتظِر رابطه با منتظَر را نباید فراموش کند.این رابطه بدون شناخت و معرفت امام، الگوپذیری ،به یاد او بودن و دعابرای سلامتی وجودش کردن،خواستار ظهورش وقدم برای رفع موانع ظهورش ،صبر و شکیبائی،سعی درانجام خواسته هایش ،توجه به نائبانش(عالمان ربانی) و... معنا ندارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پی نوشت ها

1 بحارالانوار، ج‏52، ص 91 ح4

2 بحارالانوار، ج‏52، ص 90ح3

3 کمال الدین الشیخ الصدوق باب 33ح32// بحارالانوار، ج‏52،ص95 ح10

4 علل الشرائع الشیخ الصدوق ج1 ب179ح1// بحارالانوار، ج‏52، ص 90ح1

5 بحارالانوار، ج‏52، ص 90ح7

6علل الشرائع الشیخ الصدوق ج1باب 179ح8// بحارالانوار، ج‏52، ص 91ح8

7 قرب الاسنادالحمیری القمی ص374

8(56) الذاریات)

9 نور55

10 الغیبةالشیخ الطوسی ص337// بحارالانوار، ج‏52، ص 113ح24

11 ترجمه المیزان، ج‏9، ص: 213

12 بحارالانوار، ج‏51، ص 152ح1 به نقل از علل وعیون شیخ صدوق

13 کمال الدین وتمام النعمة: الشیخ الصدوق باب 45 ص 485

14 کمال الدین وتمام النعمةالشیخ الصدوق باب 56ص648// بحارالانوار، ج‏51، ص 33 ح12

15 الغیبةمحمد بن إبراهیم النعمانی باب 23 ص340// بحارالانوار، ج‏51، ص 43 ح3(یحتمل أن یکون بالخاء المعجمة یعنی یکون خامل الذکر،چون در غیبت نعمانی که نقل علامه مجلسی ازایشان است الحمل آمده است.

16 الغیبة نعمانی باب 10ص167ح4// بحارالانوار، ج‏52، ص 154ح9

17 الغیبه نعمانی باب 14ص279 ح4// بحارالانوار، ج‏52، ص 242// معجم أحادیث الإمام المهدی (ع)الشیخ علی الکورانی العاملی ج4 ص 164ح1223

18 سورةُ العَنکبوت(2)

19 بحارالانوار، ج‏52، ص

20 کمال الدین وتمام النعمة شیخ الصدوق ص51// بحارالانوار، ج‏51، ص 68

21 کمال الدین وتمام النعمة الشیخ الصدوق باب36 ص377// بحارالانوار، ج‏52، ص 322

22 کمال الدین شیخ الصدوق باب 35 ص 372// بحارالانوار، ج‏51، ص 154

23 ترجمه المیزان    ج‏8 ص 483

24 بحارالانوار، ج‏51، ص 152

25 بحارالانوار، ج‏52، ص 233ح99

26 کمال الدین شیخ الصدوق باب 35 ص371// بحارالانوار، ج‏52، ص 322 ح29

27 عیون أخبار الرضا (ع) شیخ الصدوق ج1 ص71// بحارالانوار، ج‏51، ص 66ح5

28 عیون أخبار الرضا (ع) شیخ الصدوق ج1 ص139// بحارالانوار، ج‏51، ص 34 ح1

29 بحارالانوار، ج‏52، ص 128ح21

30 مکیال المکارم - میرزا محمد تقی الأصفهانی - ج 2 - ص 136 - 137

31 بحارالانوار، ج‏52، ص 129ح23

32 تحف العقول ابن شعبة الحرانی ص 312// بحارالانوار، ج‏75، ص 292

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :