wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 15 » مقالات
بازدید: 4183
1/0 (1)
دشمن شناسی در ادعیه مهدوی
 


نگارنده : زهیر دهقانی آرانی
 
مورد سوم در مورد فقرات ذکر شده آن است که از خداوند خواسته می شود که دیگر هیچ نشانه و باقیمانده ای از این دشمنان در زمین باقی نماند و بدین طریق اندوه وسختی بندگان خداوند برطرف گردد و این نشان از آن دارد که مومنان بسیار مورد  تعرض و فشار از جانب دشمنان هستند. البته این مطلب را از قسمتهای دیگر این دعا و ادعیه دیگر نیز می توان دریافت از جمله...

 
اهمیت دشمن شناسی

از محوری ترین مسایل دفاعی هر کشور و آیین، دشمن شناسی است. شناخت دشمن از ضروریات اولیه هر مبارزه است و از طریق آن می توان بقای خود و جامعه را تضمین کرد. در طول تاریخ جوامع، تمام شکست ها ناشی از بی توجهی به دشمن بوده است. با شناخت دشمن می توان احتمال پیروزی و یا شکست را مشخص کرد و به ایجاد زمینه های دفاعی همت گماشت. در عرصه مسایل سیاسی و اجتماعی نیز دشمن شناسی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و از مهمترین عوامل در تأمین امنیت فردی و اجتماعی محسوب می شود.

امروز، قدرت های بزرگ با ایجاد سازمان ها و تشکیلات اطلاعاتی و جاسوسی و اختصاص بودجه های کلان برای این مراکز، تلاش می کنند تا دشمنان بالقوه و بالفعل خود را شناسایی کنند و قبل از آنکه نقشه دشمنان کارساز شود آن ها را درهم شکنند. این تشکیلات در تصمیم گیری و برنامه ریزی های اساسی این دولت ها نقش مهمی دارند.

البته باید توجه داشت دشمن در اسلام به دشمن بیرونی ختم نمی شود و شامل نفس اماره و شیطان نیز می شود؛ به گونه ای که جهاد با نفس را برترین جهاد می خواند. بنابراین علاوه بر دشمنان بیرونی باید به دشمنان درونی نیز توجه نماییم ؛چراکه خطر این گونه دشمنان به دلیل قرابت و همراهی با شهوات نفسانی از دشمنان بیرونی کمتر نیست.

در مکتب رهایی بخش اسلام نیز درباره شناخت دشمن، توصیه های فراوان شده است. برهمین اساس بخش عظیمی از آیات قرآن کریم به معرفی دشمن اختصاص یافته است. در سیره پیامبر اکرم9و ائمه اطهار: نیز به دشمن شناسی توجه بسیار شده است.

دشمن شناسی در متون دینی

بررسی متون دینی نشان از توجه دین و بزرگان دین به این موضوع مهم می باشد. مناسب است در ابتدای نوشتار به نمونه هایی از این موارد اشاره شود:

الف- قرآن کریم:

قرآن کریم به شناخت دشمن، برای حفظ و سلامت جامعه سفارش کرده[1] و در قالب داستان های عبرت آموز به معرفی دشمنان توحید در اشکال گوناگونی چون شیطان شناسی، منافق شناسی، طاغوت شناسی و کفار و مشرکان اشاره می کند. همچنین در آیات بسیاری به برخی ویژگیها و خصلتهای دشمنان اسلام می پردازد و توجه مسلمانان را به این موضوع به طور متعدد متذکر می شود. از جمله آیاتی که در آن قرآن خطر دشمن را گوشزد می نماید، آیه 2 سوره ممتحنه است:

" إِن یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْدَاءً وَیَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ "[2]. [3]

ب- احادیث:

در روایاتی که از پیامبر اکرم ص و ائمه طاهرین وارد شده به این مساله به صورت مبسوط و در مواردی متعدد اشاره گردیده است که نشان از توجه پیشوایان دینی به این موضوع دارد. شناخت انواع دشمنان مسلمانان، شیوه های نفوذ و یارگیری آنها در جامعه اسلامی و نیز نحوه مقابله با آنها مطالبی است که با مراجعه به کتب حدیثی در موارد بسیاری به آن اشاره شده است. به عنوان مثال در روایت زیر اهمیت دشمن شناسی از منظر پیامبر گرامی اسلام ص بیان گردیده است:

« ِ... أَلَا وَ إِنَ‏ أَعْقَلَ‏ النَّاسِ‏ عَبْدٌ عَرَفَ‏ رَبَّهُ‏ فَأَطَاعَهُ وَ عَرَفَ عَدُوَّهُ فَعَصَاه‏...»[4]. [5]

به عنوان نمونه ای دیگر می توان به حدیث ذیل از امیرالمومنین علی ع اشاره نمود که درآن امام، دشمن مخفی را مهمتر از دشمن آشکار بیان می نمایند:

"کن للعدو المکاتم أشد حذرا منک للعدو المبارز".[6] [7]

ج- ادعیه:

لزوم شناخت دشمن و شیوه های نفوذ و نیز برخورد با دشمن تنها در قرآن و احادیث وارد نشده است بلکه به موارد متعددی در ادعیه مأثور از پیشوایان دین برمی خوریم که به این مطلب اشاره نموده اند.

باید توجه داشت امامان علاوه بر شیوه بیان مستقیم روایات که به شاگردان خویش منتقل می نمودند، از شیوه های دیگر مانند ادعیه، مفاهیم دینی مورد نظر خویش را به پیروان خویش منتقل می نمودند که این امر دلایل متعددی از جمله خفقان موجود در جامعه و عدم امکان تفهیم مطالب به طور مستقیم، نفوذ و اقبال بیشتر دعاها در میان جامعه و پخش گسترده آنها و ... دارد.

از جمله موارد صریح در موضوع دشمن شناسی در ادعیه می توان به دعای چهل و نهم صحیفۀ سجادیه که "دعائه فی دفع کید الأعداء "نام دارد، اشاره نمود که در این دعای شریف مباحث قابل توجهی دربارۀ چگونگی عملکرد دشمنان حق، ریشه­ها و علل این دشمنی، راه­های مقابله و سرنوشت دشمنان حق بیان شده است.

بنابر مطالب بالا شاید بتوان نیاز به دشمن شناسی از میان متون دینی همچون قرآن کریم، احادیث و ادعیه را در موارد زیر خلاصه نمود:

1.       حرکت در مسیر حق و صراط مستقیم بدون شناخت کج راهه ها و مخالفان این مسیر و سنگ اندازیهای ایشان ممکن نیست.

2.       اصولا شناخت هر چیز با شناخت مخالف آن آسانتر می شود. (تعرف الاشیاء باضدادها) با شناخت صحیح دشمن می توان دوست را بهتر شناخت و آن دو را از هم تمییز داد.

3.       با توجه به اینکه یکی از مهمترین فروع دینی ما تبرّی از دشمن است، باید ابتداءً دشمن را شناخت و سپس از او تبری جست.

دشمن شناسی در ادعیه مهدوی

شاید بتوان گفت دشمن شناسی در ادعیه مهدوی نمود علنی تری به خود گرفته است چراکه در این دوران دست جامعه شیعی از امام و ارتباط مستقیم و رودررو با ایشان کوتاه است و هجمه ی دشمن، به دین و جامعه دینی شکلهای نو و قوی تری به خود گرفته است و لزوم توجه دادن شیعیان به شناخت دشمنان خود و راههای مقابله با آنها ضروری تر می نماید.

تقسیم بندیهای متعددی از ادعیه مهدوی صورت گرفته که از جمله آنها می توان به تقسیم به دعاها و زیارات ویا ادعیه وارده از خود امام زمان ع و یا ائمه دیگر در مورد ایشان و موارد دیگر اشاره نمود. در این نوشتار فارغ از این تقسیم بندیها از همه ادعیه ای که در قالب ادعیه مهدوی گنجانده می شوند –بدون لحاظ تفکیک میان آنها- استفاده گردیده است.

لازم به ذکر است در این بخش تنها به فقراتی از ادعیه که در باب دشمن شناسی است، به صورت مختصر اشاره می شود و در مواردی که در چند جای نوشتار به فقره ای اشاره شده، در ارجاع مجدد تنها به آدرس مختصر دعا ذکر می گردد. ضمنا ترجمه ادعیه نیز در زیرنویس ذکر شده تا نوشته بیشتر قابل استفاده باشد. مرجع متن ادعیه ذکرشده عمدتاً در متن نرم افزار نورالجنان می باشد.

 

شناخت دشمن

شناسایی دشمن و ویژگیهای شخصیتی و رفتاری او، گام ابتدایی جهت برخورد و مقابله با وی است؛ چراکه بدون شناسایی صحیح امکان جبهه گیری در مقابل دشمن و اتخاذ رفتار صحیح با او امکانپذیر نیست. بنابر این مناسب است ابتداءً با تمسک به فقرات ادعیه مهدوی به دنبال شناخت دشمن باشیم.

راههای شناسایی دشمن در ادعیه

دشمن را از راههای مختلف می توان شناخت؛ بر این اساس پیشوایان دینی در ادعیه خود به صورتهای مختلفی به این موضوع پرداخته اند. برای نمونه می توان به شیوه های معرفی دشمن در ادعیه مهدوی، موارد زیر را نام برد:

الف- شناسایی دشمن از طریق لفظ عدوّ و مشتقات آن

یکی از ساده ترین راههای جستجو در هر موضوع، جستجو از طریق لغت و ریشه های لغوی است. با جستجوی دقیق لفظ "عدو" و مشتقات آن در ادعیه می توانیم تا حدودی دشمنان ذکر شده با این لفظ در آنها را بیابیم. البته کاربرد این لغت در دعاهای مرسوم، معتنا به است ولی در موارد معدودی از آنها می توان در شناسایی دشمن و ترفندهای او یاری جست. به عنوان مثال در فرازی از یکی از ادعیه مهدوی چنین می خوانیم:

اللَّهُمَّ اکْفِ وَلِیَّکَ وَ حُجَّتَکَ فِی أَرْضِکَ هَوْلَ عَدُوِّهِ وَ کَیْدَ مَنْ أَرَادَهُ [کَادَهُ‏] وَ امْکُرْ بِمَنْ مَکَرَ بِهِ وَ اجْعَلْ دَائِرَةَ السَّوْءِ عَلَی مَنْ أَرَادَ بِهِ سُوءا وَ اقْطَعْ عَنْهُ مَادَّتَهُمْ وَ أَرْعِبْ لَهُ قُلُوبَهُمْ وَ زَلْزِلْ أَقْدَامَهُمْ وَ خُذْهُمْ جَهْرَةً وَ بَغْتَةً وَ شَدِّدْ عَلَیْهِمْ عَذَابَکَ وَ أَخْزِهِمْ فِی عِبَادِکَ وَ الْعَنْهُمْ فِی بِلادِکَ وَ أَسْکِنْهُمْ أَسْفَلَ نَارِکَ وَ أَحِطْ بِهِمْ أَشَدَّ عَذَابِکَ وَ أَصْلِهِمْ نَارا وَ احْشُ قُبُورَ مَوْتَاهُمْ نَارا وَ أَصْلِهِمْ حَرَّ نَارِکَ فَإِنَّهُمْ أَضَاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ وَ أَضَلُّوا عِبَادَکَ وَ أَخْرَبُوا بِلادَکَ[8].[9]

 

همانگونه که از عبارتهای بالا برداشت می شود دشمن با مکر و حیله و ایجاد ترس و با تمام قوای خود در مقابل امام و حق قرار می گیرد و در صدد کمرنگ سازی عبادات و بها دادن به شهوات و گمراهی مردم و خراب نمودن سرزمینهاست.

از عبارت ذکر شده چند نکته دیگر نیز قابل برداشت است:

 اول آنکه ما در مقام پیروان امام عصر ع باید برای حفاظت از جان امام از کید و مکر و ترس دشمنان ایشان –که در حقیقت دشمنان راستی و درستی هستند- دعا کنیم.

مطلب مهم دیگر آن که در انتهای این بخش مشخصات دشمنان ذکر شده و گفته شده اینان به علت ترک نماز (و عبادت پروردگار) و پیروی از نفس در مقابل امام قرار گرفته اند و علاوه بر گمراه شدن خود، در صدد گمراه سازی دیگران نیز هستند که این مطلب نشان دهنده این نکته است که ریشه دشمنی ایشان، دوری از خداست.

ب- شناخت جریانات و کسانی که در مقابل امام عصر ع قرار می گیرند

یکی دیگر از راههای شناسایی دشمن، شناخت جریانات و کسانی است که در مقابل امام عصر ع قرار می گیرند. گرچه نهضت و قیام نهایی امام زمان ع مطابق با اعتقاد ما که منشا گرفته از آیات قرآن و احادیث متواتر است، به پیروزی کامل منجر خواهد شد ولی باید توجه داشت این قیام بستری به گستردگی جهان خواهد داشت و آن امام همام با طیف وسیعی از دشمنان مبارزه خواهد نمود تا در نهایت با شکست و انهدام ایشان حکومت الهی عدل محور خود را برپا سازد.

برپایه مطالب ذکرشده دشمن امام عصر ع در حقیقت دشمن حق و عدل و دشمن همه پیروان این مسیر است چرا که در راه تشکیل آن مانع ایجاد می کند و یا در مبارزه ای مستقیم مقابل حق و امام قرار می گیرد. دلیل و موید این موضوع هم عباراتی مانند عبارت زیر است که در ادعیه مختلف دیده می شود و در آنها به صراحت دشمن امام به عنوان دشمن خداوند معرفی می شود:

اللهم أصلح عبدک و خلیفتک بما أصلحت أنبیاءک و رسلک ... و أذن له فی جهاد عدوک و عدوه ...[10].[11]

 

اولین دسته از ادعیه ای که دشمنان حضرت ولی عصر ع را از طریق نشان دادن راه و مسیر حرکت ایشان معرفی می کنند، آن دسته دعاهایی هستند که در آنها امام زمان به عنوان فرد پیروز در مقابله نهایی حق و باطل معرفی می­گردد؛ مقابله ای که هرکس با امام و راه حقیقت مخالف است، در آن دوران ذلیل و شکست خورده می شود. در برخی از این نمونه ادعیه، ما در ضمن سلام به حضرت، ایشان را دارای این مقام (ذلیل کننده دشمنان) معرفی می­کنیم.  برای مثال به نمونه های زیر توجه نمایید:

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِینَ الْمُسْتَضْعَفِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مُذِلَّ الْکَافِرِینَ الْمُتَکَبِّرِینَ الظَّالِمِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مَوْلایَ یَا صَاحِبَ الزَّمَان[12]. [13]

 

در نمونه هایی دیگر در ضمن ندبه از فراغ آن انسان کامل، او را و دولت او را که پایه گذار عدالت و خوبیها و منهدم گر ظلم و بدیهاست، از خداوند طلب می کنیم:

أَیْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دَابِرِ الظَّلَمَةِ أَیْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقَامَةِ الْأَمْتِ وَ الْعِوَجِ أَیْنَ الْمُرْتَجَی لِإِزَالَةِ الْجَوْرِ وَ الْعُدْوَانِ أَیْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِیدِ الْفَرَائِضِ وَ السُّنَنِ أَیْنَ الْمُتَخَیَّرُ [الْمُتَّخَذُ] لِإِعَادَةِ الْمِلَّةِ وَ الشَّرِیعَةِ أَیْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْیَاءِ الْکِتَابِ وَ حُدُودِهِ أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِهِ أَیْنَ قَاصِمُ شَوْکَةِ الْمُعْتَدِینَ أَیْنَ هَادِمُ أَبْنِیَةِ الشِّرْکِ وَ النِّفَاقِ أَیْنَ مُبِیدُ أَهْلِ الْفُسُوقِ وَ الْعِصْیَانِ وَ الطُّغْیَانِ أَیْنَ حَاصِدُ فُرُوعِ الْغَیِّ وَ الشِّقَاقِ [النِّفَاقِ‏] أَیْنَ طَامِسُ آثَارِ الزَّیْغِ وَ الْأَهْوَاءِ أَیْنَ قَاطِعُ حَبَائِلِ الْکِذْبِ [الْکَذِبِ‏] وَ الافْتِرَاءِ أَیْنَ مُبِیدُ الْعُتَاةِ وَ الْمَرَدَةِ أَیْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنَادِ وَ التَّضْلِیلِ وَ الْإِلْحَادِ أَیْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیَاءِ وَ مُذِلُّ الْأَعْدَاءِ أَیْنَ جَامِعُ الْکَلِمَةِ [الْکَلِمِ‏] عَلَی التَّقْوَی أَیْنَ بَابُ اللَّهِ الَّذِی مِنْهُ یُؤْتَی أَیْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِی إِلَیْهِ یَتَوَجَّهُ الْأَوْلِیَاءُ أَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ أَیْنَ صَاحِبُ یَوْمِ الْفَتْحِ وَ نَاشِرُ رَایَةِ الْهُدَی أَیْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَ الرِّضَا أَیْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَبْنَاءِ الْأَنْبِیَاءِ أَیْنَ الطَّالِبُ [الْمُطَالِبُ‏] بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ أَیْنَ الْمَنْصُورُ عَلَی مَنِ اعْتَدَی عَلَیْهِ وَ افْتَرَی[14]. [15]

 

در فقره ذکر شده در طی جملاتی عاشقانه، تمنای ظهور امامی فریاد می شود که با آمدن او همه بدیها رنگ می بازد و اساس باطل منهدم می گردد و پرچم حق بر فراز جامعه جهانی به اهتزاز در می آید. با این توصیفات مشخص می شود ؛آنانکه در مقابل امام حق قرار می گیرند –اعم از ستمگران، مشرکان، منافقان، سران گمراهی بشر و...- با ولی خدا مخالفت و دشمنی می کنند تا جلوی تشکیل حکومت جهانی حق مدار و عدل محور را بگیرند.

در برخی ادعیه دیگر، ما از خداوند ظهور و قیام آن امام را طلب می کنیم تا ایشان با هرچه بدی است مبارزه کند و آنها را از میان بردارد:

اللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ أَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَ انْصُرْ نَاصِرِیهِ وَ اخْذُلْ خَاذِلِیهِ وَ دَمْدِمْ عَلَی مَنْ نَصَبَ لَهُ وَ کَذَّبَ بِهِ وَ أَظْهِرْ بِهِ الْحَقَّ وَ أَمِتْ بِهِ الْجَوْرَ وَ اسْتَنْقِذْ بِهِ عِبَادَکَ الْمُؤْمِنِینَ مِنَ الذُّلِّ وَ انْعَشْ بِهِ الْبِلادَ وَ اقْتُلْ بِهِ جَبَابِرَةَ الْکُفْرِ الْجَبَابِرَةَ وَ الْکَفَرَةَ  وَ اقْصِمْ بِهِ رُءُوسَ الضَّلالَةِ وَ ذَلِّلْ بِهِ الْجَبَّارِینَ وَ الْکَافِرِینَ وَ أَبِرْ بِهِ الْمُنَافِقِینَ وَ النَّاکِثِینَ وَ جَمِیعَ الْمُخَالِفِینَ وَ الْمُلْحِدِینَ فِی مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا وَ سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا حَتَّی لا تَدَعَ مِنْهُمْ دَیَّارا وَ لا تُبْقِیَ لَهُمْ آثَارا طَهِّرْ مِنْهُمْ بِلادَکَ وَ اشْفِ مِنْهُمْ صُدُورَ عِبَادِکَ وَ جَدِّدْ بِهِ مَا امْتَحَی مِنْ دِینِکَ وَ أَصْلِحْ بِهِ مَا بُدِّلَ مِنْ حُکْمِکَ وَ غُیِّرَ مِنْ سُنَّتِکَ حَتَّی یَعُودَ دِینُکَ بِهِ وَ عَلَی یَدَیْهِ غَضّا جَدِیدا صَحِیحا لا عِوَجَ فِیهِ وَ لا بِدْعَةَ مَعَهُ حَتَّی تُطْفِئَ بِعَدْلِهِ نِیرَانَ الْکَافِرِینَ [16]. [17]

 

چندین نکته در مورد دعای ذکر شده –علاوه بر معرفی جریانات مقابل امام- قابل دقت و تامل است:

 اول آنکه توصیه شده این دعا در ایام و روزهای غیبت مکررا خوانده شود و این توصیه به همراه فرازهای مختلف معرفی دشمنان امام در این دعا، ما را به این موضوع رهنمون می سازد که شناسایی دشمن از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

 دومین مورد آن است که درخواست پاکسازی تمام نقاط عالم -از مشرق تا مغرب واز خشکی ها گرفته تا دریاها- از وجود دشمنان به دست امام عصر ع می شود که این نشان می دهد دشمن در آن دوران در تمام نقاط سیطره خود را گسترده است.

مورد سوم در مورد فقرات ذکر شده آن است که از خداوند خواسته می شود که دیگر هیچ نشانه و باقیمانده ای از این دشمنان در زمین باقی نماند و بدین طریق اندوه وسختی بندگان خداوند برطرف گردد و این نشان از آن دارد که مومنان بسیار مورد  تعرض و فشار از جانب دشمنان هستند. البته این مطلب را از قسمتهای دیگر این دعا و ادعیه دیگر نیز می توان دریافت از جمله عبارت زیر در همین دعا:

اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا وَ غَیْبَةَ إِمَامِنَا [وَلِیِّنَا] وَ شِدَّةَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا وَ وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ عَلَیْنَا وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا[18]. [19]

به نمونه ای دیگر از همین نوع شناسایی دشمنان امام در ادعیه توجه نمایید:

اللَّهُمَّ اشْعَبْ بِهِ الصَّدْعَ وَ ارْتُقْ بِهِ الْفَتْقَ وَ أَمِتْ بِهِ الْجَوْرَ وَ أَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ وَ زَیِّنْ بِطُولِ بَقَائِهِ الْأَرْضَ وَ أَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَ انْصُرْهُ بِالرُّعْبِ وَ قَوِّ نَاصِرِیهِ وَ اخْذُلْ خَاذِلِیهِ وَ دَمْدِمْ مَنْ نَصَبَ لَهُ وَ دَمِّرْ مَنْ غَشَّهُ وَ اقْتُلْ بِهِ جَبَابِرَةَ الْکُفْرِ وَ عَمَدَهُ [عُمُدَهُ‏] وَ دَعَائِمَهُ وَ اقْصِمْ بِهِ رُءُوسَ الضَّلالَةِ وَ شَارِعَةَ الْبِدَعِ وَ مُمِیتَةَ السُّنَّةِ وَ مُقَوِّیَةَ الْبَاطِلِ وَ ذَلِّلْ بِهِ الْجَبَّارِینَ وَ أَبِرْ بِهِ الْکَافِرِینَ وَ جَمِیعَ الْمُلْحِدِینَ فِی مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا وَ سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا حَتَّی لا تَدَعَ مِنْهُمْ دَیَّارا وَ لا تُبْقِیَ لَهُمْ آثَارا اللَّهُمَّ طَهِّرْ مِنْهُمْ بِلادَکَ وَ اشْفِ مِنْهُمْ عِبَادَکَ وَ أَعِزَّ بِهِ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَحْیِ بِهِ سُنَنَ الْمُرْسَلِینَ وَ دَارِسَ حُکْمِ النَّبِیِّینَ وَ جَدِّدْ بِهِ مَا امْتَحَی مِنْ دِینِکَ وَ بُدِّلَ مِنْ حُکْمِکَ حَتَّی تُعِیدَ دِینَکَ بِهِ وَ عَلَی یَدَیْهِ جَدِیدا غَضّا مَحْضا صَحِیحا لا عِوَجَ فِیهِ وَ لا بِدْعَةَ مَعَهُ وَ حَتَّی تُنِیرَ بِعَدْلِهِ ظُلَمَ الْجَوْرِ وَ تُطْفِئَ بِهِ نِیرَانَ الْکُفْرِ وَ تُوضِحَ بِهِ مَعَاقِدَ الْحَقِّ وَ مَجْهُولَ الْعَدْلِ[20]. [21]

 

همانگونه که در فقره بالا مشاهده می گردد، مقابل امام تنها افراد نیستند بلکه جریان باطل و ظلم و بدیهاست که امام به عنوان نماینده و عصاره حق و عدل و خوبیها در مقابل ایشان قرار می گیرد و تا انهدام نهایی بنیان باطل و همه آثار آن، این مبارزه جریان دارد. (حَتَّی لا تَدَعَ مِنْهُمْ دَیَّارا وَ لا تُبْقِیَ لَهُمْ آثَارا) به نمونه ای دیگر از این دسته عبارات توجه نمایید:

اللَّهُمَّ أَعِذْهُ مِنْ شَرِّ کُلِّ بَاغٍ وَ طَاغٍ وَ مِنْ شَرِّ جَمِیعِ خَلْقِکَ وَ احْفَظْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ یَمِینِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ احْرُسْهُ وَ امْنَعْهُ مِنْ أَنْ یُوصَلَ إِلَیْهِ بِسُوءٍ وَ احْفَظْ فِیهِ رَسُولَکَ وَ آلَ رَسُولِکَ وَ أَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ وَ أَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَ انْصُرْ نَاصِرِیهِ وَ اخْذُلْ خَاذِلِیهِ وَ اقْصِمْ قَاصِمِیهِ وَ اقْصِمْ بِهِ جَبَابِرَةَ الْکُفْرِ وَ اقْتُلْ بِهِ الْکُفَّارَ وَ الْمُنَافِقِینَ وَ جَمِیعَ الْمُلْحِدِینَ حَیْثُ کَانُوا مِنْ مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا[22]. [23]

 

در گروهی دیگر از ادعیه به طور صریح در ضمن دعا ،حق و باطل معرفی می گردد و معروف و منکر تبیین می­شود. بدین ترتیب دیگر انسان رهرو دوست و دشمن را از هم جدا تواند کرد:

فَالْحَقُّ مَا رَضِیتُمُوهُ وَ الْبَاطِلُ مَا أَسْخَطْتُمُوهُ وَ الْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ وَ الْمُنْکَرُ مَا نَهَیْتُمْ عَنْهُ[24]. [25]

 

دقت در عبارت بالا نشان می دهد گرچه مطابق با روایات ما ملاک در پیروی از حق شناخت خود حق است و پس از آن است که اهالی حق شناخته می شوند[26] (نه آنکه بخواهیم حق را از عملکرد و گفتار شخص خاصی بدون نظر به درستی آن بیابیم)، در این فقره و عبارات مشابه بسیار در ادعیه مشخص می شود پس از اعتقاد حقیقی به حقانیت ائمه معصومین علیهم السلام، دیگر عمل و گفتار ایشان ملاک حق می شود و باید اعمال و گفتار را با ترازوی کردار و گفتار ایشان سنجید و هرکه و هرچه مخالف ایشان بگوید و عمل کند، باطل و دشمن حق است.

 

در دسته ای دیگر از ادعیه، در سایه سار توسل به پروردگار به وسیله ائمه معصومین علیهم السلام فرد دعاگذار، از خداوند طلب ایمن ماندن از شر دشمنان خود می نماید:

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ وَلِیِّکَ وَ حُجَّتِکَ صَاحِبِ الزَّمَانِ عَلَیْهِ السَّلامُ إِلا أَعَنْتَنِی بِهِ عَلَی جَمِیعِ أُمُورِی وَ کَفَیْتَنِی بِهِ مَئُونَةَ کُلِّ مُوذٍ وَ طَاغٍ وَ بَاغٍ وَ أَعَنْتَنِی بِهِ فَقَدْ بَلَغَ مَجْهُودِی وَ کَفَیْتَنِی بِهِ کُلَّ عَدُوٍّ وَ هَمٍّ وَ غَمٍّ وَ دَیْنٍ وَ عَنِّی وَ عَنْ وَلَدِی وَ جَمِیعَ أَهْلِی وَ إِخْوَانِی وَ مَنْ یَعْنِینِی أَمْرُهُ وَ خَاصَّتِی آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ[27]. [28]

 ویژگی این عبارت، معرفی برخی دشمنان شخصی و دعا برای مصون ماندن و نجات بخشی از تجاوز آنان است.

 

ج- شناخت دشمن و ابزارهای نفوذ او از طریق شناخت رذیلتهای اخلاقی

در گروهی دیگر از ادعیه ماثور، دعاگذار به تبعیت از امام و هادی خود، از خداوند طلب می کند که او را از دشمنانش –دشمنان درونی و برونی- نجات بخشد. این نمونه از فقرات نیز که بسیار در دعاها دیده می شود، آموزشی است غیر مستقیم به مخاطب که بدین طریق دشمنان خویش را بشناسد:

و طَهِّرْ بُطُونَنَا مِنَ الْحَرَامِ وَ الشُّبْهَةِ وَ اکْفُفْ أَیْدِیَنَا عَنِ الظُّلْمِ وَ السِّرْقَةِ وَ اغْضُضْ أَبْصَارَنَا عَنِ الْفُجُورِ وَ الْخِیَانَةِ وَ اسْدُدْ أَسْمَاعَنَا عَنِ اللَّغْوِ وَ الْغِیبَةِ[29]. [30]

 

اگرچه در این گونه عبارات نام دشمن به صراحت ذکر نشده ولی از آنجا که دشمن تنها منحصر به دشمنان بیرونی نبوده و دشمن درونی و هواهای نفسانی نیز در لسان ائمه از جمله دشمنان شمرده شده اند، توجه به این فقرات در این موضوع ضروری است.

 

دسته بندی دشمنان

به طور کلی از ادعیه مهدوی با توجه به فقرات ذکر شده می توان گروههای زیر را به عنوان دشمن از آن عبارات بدست آورد:

-کافران

-ستمگران

-متکبران[31]

-ضایع کنندگان نماز

-پیروان شهوات

-گمراه کنندگان بندگان

-ویران کنندگان بلاد و سرزمینها

-مخالفان و تکذیب کنندگان امام حق

-خوارکنندگان مومنان

-سرکشان دین و جامعه

-رئیسان گمراهان و کسانی که مسیر گمراهی را مدیریت می کنند

-عهدشکنان

-کسانی که شریعت حقیقی اسلام را مبدل می سازند

-بدعت گذاران[32]

-محو کنندگان آثار شریعت حقیقی

-متعدّیان

-مشرکان

-منافقان

-عصیانگران

-فاسقان

-طغیانگران

-ترویج گران اندیشه های باطل

-ملحدان

-معاندان

-تهمت زنندگان[33]

-از بین برندگان سنت در میان امّت

-خوارکنندگان امامان

-برپاکنندگان جنگ با امام

-نیرنگ بازان با امام

-سردمداران کفر و رئیسان و سران آن

-سران گمراهی

-تقویت کنندگان باطل

-گردن کشان

-محو کنندگان دین و آثار دینی

-تغییر دهندگان احکام الهی[34]

-ماجراجویان منحرف

-طغیانگران

-ملحدان[35]

-هر آزار رسان و طغیانگر و ستمکار[36]

البته باید توجه داشت اکثر عناوین مذکور در حقیقت نشان دهنده صفت و خصوصیتی است که آن فرد یا گروه داراست و بدین ترتیب ما می توانیم آن را به هر فرد یا جریانی که دارای آن ویژگی است، تسرّی دهیم؛ همچنین بسیاری از صفات افراد ذکر شده در بالا ممکن است مجموعا در یک فرد یا گروه شکل گیرد و مانعة الجمع نیست همچنانکه بسیاری از عناوین اگرچه در لفظ ،متعدد ولی در معنا واحدند . از طرف دیگر بسیاری صفات در بسیاری ادعیه تکرار شده که سعی شده آن موارد تکراری ذکر نشود.

نکاتی در مورد شناخت دشمن

دقت در بخشهای فوق و انواع دشمنان ذکر شده در عبارات ادعیه مشخص می نماید دشمنان به دو دسته آشکار و پنهان قابل تقسیم هستند. دشمنان آشکار که معمولا بیشتر معهود ذهن هستند عبارتند از کافران، مشرکان، ملحدان و موارد دیگر. این دسته از دشمنان با دین، سرزمین، جان و ناموس مسلمانان عداوت می کنند و دشمنیشان آشکار است.

 اما دسته ای دیگر از دشمنان هستند که دشمنان پنهان هستند و با استفاده از دورویی ونفاق، شهوات و صفات رذیله نفسانی سعی در به یغما بردن ایمان و عقیده مسلمانان دارند. این گروه شناختشان مشکل تر و مبارزه با آنها سخت تر است[37] چراکه گرگانی هستند در لباس میش. تقسیم بندی دشمنان به دشمنان بیرونی (که عداوتشان نمود بیرونی دارد) و درونی (که با صفات ناپسند و رواج شهوات و غفلتها باعث تزلزل مسلمانان و جامعه اسلامی می شوند) نیز قابل تصور و بررسی است.

همانگونه که در عبارات فوق مشاهده شد به هر دو نوع از این دشمنان اشاره شده است. البته ناگفته پیداست همانگونه که بسیار پیش می آید دشمنان آشکار دست به دست دشمنان پنهان می دهند، دشمنان بیرونی گاه از دشمنان درونی برای پیشبرد اهداف خود یاری می گیرند مثلا از ترس، طمع، شهوت، غضب و دیگر صفات رذیله نفسانی سود می برند تا جامعه اسلامی را با کمرنگ کردن اخلاق و عقیده از درون تهی سازند.

راههای نفوذ دشمن

دشمن جامعه اسلامی برای عداوت هرچه بیشتر با اسلام و مسلمانان، نیاز به نفوذ در جامعه اسلامی دارد. البته این نفوذ صرفا فیزیکی نیست و ممکن است با رواج یک باور غلط، یک اخلاق تفرقه انگیز و یا اندیشه ای مأیوسانه باشد. شناخت محلها و بزنگاههای نفوذ دشمن ،کمک شایانی به اتخاذ روشی کارآمد در مقابله با دشمن می نماید.

با نگاهی به انواع دشمنان که در عبارات بالا ذکر گردید، می توان به راههای نفوذ دشمن در میان جامعه نیز دست یافت. به عنوان مثال می توان از بخشی از دعای " اللَّهُمَّ اکْفِ وَلِیَّکَ وَ حُجَّتَکَ ..." این برداشت را نمود که دشمن با ایجاد ترس، مکر، حیله و بدخواهی نسبت به امام حقّ، راه پیش می برد. [38]

به طور خلاصه از بخشهای مهم ادعیه مهدوی می توان امور زیر را در باب روشهای نفوذ دشمن نام برد:

-تفرقه

-ایجاد شکاف و سست نمودن عقاید دینی

-رواج بی عدالتی

-رواج بی دینی

-بدعت

-رواج منکرات

-مهجور نمودن امام و مومنان واقعی در جامعه

-محو دین و آثار آن

-تغییر دین[39]

-ایجاد فتنه

-تلاش برای القای قدرت خود و ضعف مسلمانان[40]

-رواج و عادی سازی اکل مال حرام وشبهه ناک

-ترویج انحطاط اخلاقی در نگاه و زبان در میان اجتماع[41]

-تلاش برای تضعیف و حذف رهبری جامعه اسلامی[42]

-ایجاد وابستگی و عدم استقلال در ملل اسلامی

-ایجاد مشکلات مالی و روانی در جامعه[43]

 

راههای مقابله با دشمن

تا کنون به بحث شناخت ویژگیها و صفات دشمن و نیز راههای نفوذ دشمن پرداخته شد و اکنون در پی آن هستیم که با پشتوانه شناخت ایجاد شده ،راههای مقابله با دشمن را نیز از ادعیه مهدوی بیاموزیم.

طبیعی است برای مقابله با دشمن باید هم صفات و ویژگیهای دشمنان را بشناسیم تا دشمن و دوست را از هم تمیز دهیم و هم با راههای نفوذ دشمن آشنایی کامل پیدا کنیم تا جلوی ورود و نفوذ دشمن را در جامعه بگیریم که این امر در بخشهای قبل صورت گرفت. در حقیقت اگر ما از صفات و ویژگیهای ذکر شده در مورد دشمنان تا حد ممکن احراز کنیم و از رواج آن ویژگیها جلوگیری نماییم و منافذ جامعه برای ورود دشمن وافکار انحرافی او در جامعه را ببندیم، بهترین مقابله را با دشمن نموده ایم.

ولی در عین حال در برخی عبارات ادعیه به موضوع مقابله با دشمن به طور خاص پرداخته شده است. به عنوان مثال علاوه بر مطالب ذکر شده از فقره بالا می توان برخی راههای مقابله با دشمن را نیز برداشت نمود که عبارتند از:

-توکل و یاری خواستن از خداوند برای محو و مبارزه با مکر و

       حیله دشمن.

-ترس نداشتن از دشمن

-مواظب مکر و حیله دشمن بودن

-تلاش برای مقابله با ریشه های فساد و باطل و ریشه کن نمودن دشمنان   در صورت عدم هدایت

-ایجاد ترس و ناتوانی در دشمن در رویارویی

-استفاده از روشهای ضربتی و ناگهانی

-تلاش برای خوار و رسواسازی دشمن نزد افکار عمومی

-اجرای اشدّ مجازات برای دشمنان دین و عقیده که آگاهانه در مسیر هدایت سنگ اندازی می کنند.

-برخورد صریح، با شدت و حداکثری با دشمن[44]

 

از میان دیگر دعاهای ذکر شده در بالا می توان عناوین زیر را نیز در جهت مقابله با دشمن برشمرد:

-عزیز و گرامی داشتن دوستان و خوارشمردن دشمنان

-فراگیر نمودن تقوا و دوری از رذیلتهای اخلاقی مانند هواپرستی، دروغ، گناه و... در جامعه

-تلاش برای راست نمودن کج روی ها در دین و احیای اسلام راستین

-تلاش برای حذف همه بدعتها[45]

-رفع پراکندگی ها و شکافهای وارد شده در دین

-تلاش برای برقراری عدالت و رفع ظلم تا حد توان[46]

-ایجاد جامعه ای خدا محور براساس همه گیر سازی خوبیها و محو بدیها

-تلاش برای تربیت اسلامی افراد جامعه[47]

نکات دیگر مورد توجه در ادعیه در موضوع دشمن شناسی

-کثرت دشمنان در مقابل قلت پیروان حق

یکی از مطالب مهم که در فقرات مختلف ادعیه مهدوی متعددا دیده می شود، ذکر این مطلب است که دشمنان حق و حقیقت از نظر تعداد بسیارند و پیروان راستی و درستی کم. شاید ذکر متعدد این گونه تعابیر در دعاها از این جهت باشد تا به انسان منتظر  گوشزد نماید که در این مسیر از تعداد دشمنان نهراسد و بداند همیشه در طول تاریخ جبهه حق در نگاه اولیه از نظر عددی از جبهه باطل کمتر بوده اند ولی با نیروی تقوا و توکل و امید به آینده روشن، کمبود ظاهری خویش را مرتفع ساخته اند.[48] به نمونه ای از اینگونه تعابیر توجه نمایید:

اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیکَ فَقْدَ نَبِینَا صَلَوَاتُکَ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ غَیبَهَ وَلِینَا (إِمَامِنَا) وَ کَثْرَهَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّهَ عَدَدِنَا وَ شِدَّهَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَینَا[49]. [50]

 

-شناخت آنچه دشمن را به فرار وا می دارد

یکی از نکته های مهم در شناخت و برخورد با دشمن، شناخت آن چیزهایی است که دشمن بدان علاقه مند و یا از آن متنفر و فراری است. از این روش می توان راههای نفوذ دشمن در فرد و جامعه را شناسایی و مسدود نمود و نیز در مسیری گام نهاد و از روشهایی استفاده نمود که مورد نفرت و گریز دشمن است. این نکته ظریف و جالب در برخی ادعیه اشاره شده است:

وَ أَرِنِی فِی آلِ مُحَمَّدٍ مَا یَأْمُلُونَ وَ فِی عَدُوِّهِمْ مَا یَحْذَرُونَ. [51]

-دعاهایی که ما علیه دشمنان می کنیم

با دقت در دعا و زیارات می توان برخی درخواستهایی را که ما از خداوند در مورد دشمنان می کنیم، برداشت نمود. در ادامه، برخی از این موارد ذکر می شود:

- حکم نمودن خداوند بین ما و دشمنان (وَالْعَنْ جَمیعَ الظّالِمینَ واحْکُمْ بَینَنا وَ بَینَهُمْ یا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ[52])

- هدم و نابودی کامل ایشان

- نجات ما از ایشان

- خوار شدن آنها

- باقی نماندن هیچگونه اثری از ایشان در عالم[53]

[1] - موید این مطلب، 206 مرتبه استفاده از لفظ عدو و مشتقات آن در قرآن کریم است.

[2] - سوره ممتحنه آیه 2

[3] - ترجمه: " اگر(دشمنان) برشما دست یابند همچنان با شما دشمن اند و دستان شان (به زور) و زبان هایشان (به تبلیغات) به بدی به سوی شماباز است و دوست دارند کافر شوید و از ارزش های خویش دست بردارید"

[4] - بحار الانوار ج77 ص179

[5] - ترجمه: "آگاه باشید، عاقل ترین مردم کسی است که خدایش را بشناسد و از او پیروی کند، و دشمن را نیز بشناسد و آنگاه نافرمانیش نماید."

[6] - غررالحکم, ص 233.

[7] - ترجمه: "از دشمن پنهان بیشتر از دشمن آشکاربرحذر باش."

[8] - ملحقات مفاتیح الجنان امر هفتم دعا در غیبت امام زمان

[9] - ترجمه: "بارالها تو ولى خود و حجتت بر خلق زمین را از هول و ترس دشمنش کفایت فرما و از مکر و حیله آنان که با او قصد مکر و خیانت دارند محفوظ دار و هر که با او مکر کند تو او را بکیفر رسان و حوادث بد را بر بدخواهانش مقرر گردان و از وجود مبارکش ماده و ریشه فساد آنها را نابود ساز و دلهایشان را از او ترسان و هراسان و قدمهایشان را لرزان و ناتوان گردان و آن مردم فاسد را آشکار و ناگهان بدست قهر بگیر و به عذاب سخت معذب ساز و در میان بندگانت آن دشمنان را خوار و ذلیل گردان و در شهر و دیار عالم بر آنها لعنت کن و در اسفل السافلین جهنم جاى ده و اشد عذابت را بر آنها محیط ساز و به آتش سخت انتقام کن و قبور مردگانشان را پر از آتش سوزان کن و خود آنها را به آتش سوزان قهرت واصل ساز که آنها مردمى هستند که نماز را ضایع گذاشتند و پیرو شهوت نفس خود شدند و بندگانت را گمراه کردند و شهر و دیارت را ویران ساختند".

 

[10] - جمال‏الأسبوع‏بکمال‏العمل‏المشروع ص :  414 و 413- دعای قنوت نماز جمعه

[11] - ترجمه: "خداوندا اصلاح نما امر عبد و خلیفه خود را همانگونه که اصلاح نموده ای امر انبیا و پیامبرانت را... و به او اذن جهاد دشمنان خود و دشمنان او را بده ..."

[12] - مفاتیح الجنان فصل 7 دعاى چهاردهم‏استغاثه به حضرت مهدى علیه السلام  و نیز البلدالأمین‏والدرع‏الحصین ص :  158 و مما یدخل فی هذا الباب و یزید فی هذا -

[13] - ترجمه: "سلام بر تو ای عزت دهنده به مومنان و مستضعفان، سلام بر تو ای ذلیل گر کافران و متکبران و ستمگران، سلام بر تو ای آقای من ای صاحب زمان ..."

[14] - مفاتیح‏الجنان فصل اول مقام دوم امر اول در دعاى ندبه است

[15] - ترجمه: "کجاست آنکه براى برکندن ریشه ظالمان و ستمگران عالم  مهیا گردیده؟ کجاست آنکه منتظریم اختلاف و کج رفتاریهاى اهل عالم را به راستى و اصلاح کند؟ کجاست آنکه امیدواریم اساس ظلم و عدوان را از عالم براندازد؟ کجاست آنکه براى تجدید فرائض و سنن اسلام که محو و فراموش گردیده؛ ذخیره است؟ کجاست آنکه براى برگردانیدن ملّت و شریعت مقدّس اسلام اختیار گردیده؟ کجاست آنکه آرزومندیم کتاب و حدود آن را احیا سازد؟ کجاست آنکه دین، ایمان و اهل ایمان را زنده گرداند؟ کجاست آنکه شوکت ستمکاران و متعدیان را در هم مى شکند؟ کجاست آنکه بنا و سازمانهاى شرک و نفاق را ویران مى کند؟ کجاست آنکه فسق و عصیان و طغیان را هلاک و نابود مى گرداند؟ کجاست آنکه برای کندن ریشة گمراهى و دشمنى مهیاست؟ کجاست آنکه اندیشه باطل و هواهاى نفسانى را نابود مى سازد؟کجاست آنکه ریسمان دروغ و افتراء را قطع خواهد کرد؟ کجاست آنکه متکبرانِ سرکش را هلاک و نابود مى گرداند؟ کجاست آنکه مردم ملحد، معاند و گمراه کننده را بیچاره کند؟ کجاست آنکه دوستان را عزیز و دشمنان را ذلیل خواهد کرد؟ کجاست آنکه مردم را بر وحدت کلمه و تقوى مجتمع مى سازد؟ کجاست باب الهى که از آن وارد مى شوند؟ کجاست آن وجه الهى که دوستان به سوى او روى آوردند؟ کجاست آن وسیله که بین آسمان و زمین پیوسته است؟ کجاست صاحب روز فتح و برافرازنده پرچم هدایت در عالم؟ کجاست آنکه پریشانیهاى خلق را اصلاح و دلها را خشنود مى سازد؟ کجاست آنکسی که از ظلم امتّ بر انبیاء و اولاد انبیاء دادخواهى مى کند؟ کجاست آنکه انتقام خون شهید کربلا را خواهد گرفت؟ کجاست آنکه خدا بر ستمکاران و تهمت زنندگان، او را پیروز مى گرداند؟"

[16] - ملحقات مفاتیح الجنان امر هفتم دعا در غیبت امام زمان

[17] - ترجمه: "خدایا فرج آن حضرت را زود مقرر فرما و او را بنصرت خود یارى کن و یارانش را هم یارى فرما و مخالفانش را مخذول و ذلیل ساز و آنان که به دشمنى او برخیزند و تکذیب او کنند همه را هلاک گردان و دین حق را به وجود او آشکار ساز و رسم جور و ظلم را به دستش نابود گردان و بندگان با ایمانت را در دولتش از ذلت و خوارى نجات ده و شهر و دیار عالم را به وجودش آباد ساز و سرکشان کفر و ضلالت را به شمشیر قهرش به قتل رسان و پشت رؤساى گمراهان عالم را در هم شکن و جباران و کافران را به حکومتش ذلیل گردان و منافقان و عهد شکنان  و تمام مخالفان و ملحدان بى‏دین که در مشرق و مغرب عالمند و در بر و بحر و صحرا و کوه همه را هلاک و نابود ساز تا آنکه دیگر دیارى از آن نابکاران و اثرى از آن خدانشناسان در جهان باقى نگذارى شهر و بلاد خود را از وجود ناپاک آنان پاک ساز و دلهاى پر غم و اندوه بندگانت را به هلاکت آنها شادمان گردان و آنچه که از دین تو محو گردیده در دولت حضرتش از تو تجدید ساز و آنچه از احکام و سنت تبدیل دادند همه را اصلاح فرما تا آنکه دین تو اى خدا به وجود او و به دست سلطنت الهیه او به مقام خود از نو باز گردد و تمام و کامل از روى یقین بدون بدعت و کجروى میان بندگان مورد عمل قرار گیرد تا آنکه به حکومت عدل او آتش کافران خاموش شود."

[18] - همان

[19] - ترجمه: "بارالها به درگاه تو شکایت مى‏کنم از فقدان پیغمبر اکرمت (ص) و غیبت امام زمان ما و سختى فتنه دور زمان بر ما شیعیان و وقوع فتن و فساد پشتیبانى نیروى دشمنان بر علیه ما و بسیارى دشمن و کمى عده ما"

[20] - مفاتیح الجنان باب سوم در زیارات است - فصل دهم در زیارت ائمه سر من راى علیهم السلام و اعمال سرداب مطهر - مقام دوم در آداب سرداب مطهر و کیفیت زیارت حجة - امر چهارم

[21] - ترجمه: "خدایا! به وسیله‏ی او پراکندگی‏ها را بر طرف کن و شکاف‏ها [ی دین] را التیام بخش و ستم را بمیران و عدالت را آشکار کن و زمین را به عمر طولانی‏اش بیارای و با یاری [از جانب خود] تأییدش کن و با هراس [در دل دشمنان] یاری‏اش کن، و یاورانش را نیرو ده و خوارکنندگانش را خوار کن و برپاکنندگان جنگ با او را نابود ساز و نیرنگ بازان با او را ریشه کن نما و به وسیله‏ی او سردمداران کفر و رئیسان و سران آن را بکش و به واسطه‏ی او سران گمراهی و بدعت گذاران و کسانی که سنت [اسلام] را میراندند و تقویت کنندگان باطل را نابود و گردن کشان را به واسطه‏ی او خوار کن و ریشه‏ی کافران و تمام بی‏دینان را که در مشرق ها و مغرب‏ها و خشکی و دریا و دشت و کوه زمین هستند، نابود ساز تا آن که کسی از آن‏ها را وانگذاری و آثاری از آنان باقی نگذاری. خدایا! شهرهایت را از آنان پاک کن و با نابودیشان [دل [بندگانت را شفا بخش و به وسیله‏ی او مؤمنان را عزت ده و سیره‏های فرستادگان و دستورهای فراموش شده پیامبران را زنده، و محو شده‏های دینت و تغییر یافته‏های احکامت را تازه کن تا دینت را به واسطه‏ی او و به دستش تازه و شاداب و بی‏آلایش و سالم و بدون انحراف و بدعت، بازگردانی و تا این که با عدلش تاریکی‏های ستم را روشن سازی و به واسطه‏ی او آتش کفر را خاموش کنی و پیچیدگی‏های حق و ناشناخته‏های عدل را بگشایی!"

[22] - باب سوم در زیارات است-فصل دهم در زیارت ائمه سر من راى علیهم السلام و اعمال سرداب مطهر -مقام دوم در آداب سرداب مطهر و کیفیت زیارت حجة

[23] - ترجمه: "خدایا! او را از شرّ هر ماجراجو و متجاوزی حفظ کن و از شرّ جمیع خلقت حفظ فرما، او را از شرّ همه خطراتی که از چپ و راست و جلو و عقب ممکن است به او برسد، حفظ بفرما و نگهبانش باش و مانع باش از این‌که آسیبی به او برسد و در راستای حفظ آن حضرت در مرحلة ظهور، سنّت و سیرة نورانی پیامبر و خاندان پیامبرت را حفظ بفرما! خدایا! به نور حضرت، عدالت را ظاهر فرما، تا هیچ کس از زمینه‌های تعالی محروم نگردد و با نصر و پیروزی خودت او را پیروز گردان، و یارانش را یاری و مخالفانش را خوار کن، کمر آن‌هایی که می‌خواهند کمر برنامه‌های نورانی آن حضرت را بشکنند، و کمر گردنکشان و کفّار را بشکن، به نور و به قدرت و عظمت آن حضرت، همه کفّار و منافقین و جمیع منکران را در هر کجای زمین که هستند، چه در دریا - در ناوهای جنگی- و چه در خشکی، به قتل برسان."

[24] - باب سوم در زیارات است-فصل دهم در زیارت ائمه سر من راى علیهم السلام و اعمال سرداب مطهر -مقام دوم در آداب سرداب مطهر و کیفیت زیارت حجة

[25] - ترجمه: "پس حق آن چیزی است که شما بدان راضی هستید و باطل همان چیزی است که شما از آن ناراحتید و معروف آن است که شما بدان امر می نمایید و منکر عبارت از چیزی است که شما از آن نهی می کنید."

[26] - به عنوان نمونه کلام امام علی 7 در نهج البلاغه " اعرف الحق تعرف اهله و إعرف الباطل تعرف أهله"

[27] - مفاتیح الجنان-باب اول در تعقیب نمازها و دعاهاى ایام هفته-فصل هفتم در ذکر بعض آیات و دعاهاى نافعه مختصره-دوم دعاى توسل  و نیز بحارالانوار. 35/94

[28] - بار خدایا من از تو می خواهم به حق ولی و حجتت صاحب الزمان (عج) که مرا بر تمام امور یاریم کنی، و به واسطه او شر هر گونه موذی و سرکش و ستمگری را از من دور گردانی، و به آن حضرت مرا یاری دهی که تلاشم به آخر رسیده، و هر گونه دشمن و هم و غم و اندوه و قرض را از من و فرزندانم و تمام خاندانم و برادرانم و هر کس که کارش به من مربوط می شود، و بستگان نزدیکم، کفایت کنی اجابت فرمای ای پروردگار عالیمان.

[29] - مفاتیح الجنان-باب اول در تعقیب نمازها و دعاهاى ایام هفته-فصل هفتم در ذکر بعض آیات و دعاهاى نافعه مختصره-دوازدهم‏

[30] - ترجمه: "و شکم های ما را از غذاهای حرام و شبهه ناک پاک بگردان و دستان ما را از ظلم و ستم و سرقت باز بدار و چشمان ما را از خیانت و هرزگی حفظ فرما و گوشهای ما را از شنیدن سخنان لغو و بیهوده و غیبت، بربند. "

[31] - رجو ع کنید به عبارات " السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مُذِلَّ الْکَافِرِینَ الْمُتَکَبِّرِینَ الظَّالِمِینَ..." در بخشهای بالا

[32] - رجو ع کنید به عبارات "اللَّهُمَّ اکْفِ وَلِیَّکَ وَ حُجَّتَکَ فِی أَرْضِکَ هَوْلَ عَدُوِّهِ وَ ..." در بخشهای بالا

[33] - رجو ع کنید به عبارات " أَیْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دَابِرِ الظَّلَمَةِ أَیْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقَامَةِ الْأَمْتِ وَ الْعِوَجِ..." در بخشهای بالا

[34] - رجو ع کنید به عبارات "اللَّهُمَّ اشْعَبْ بِهِ الصَّدْعَ وَ ارْتُقْ بِهِ الْفَتْقَ ..." در بخشهای بالا

[35] - رجو ع کنید به عبارات "عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ أَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَ ..." در بخشهای بالا

[36] - رجو ع کنید به عبارات  " اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ وَلِیِّکَ وَ حُجَّتِکَ صَاحِبِ الزَّمَانِ عَلَیْهِ السَّلامُ " در بخشهای بالا

[37] - با توجه به حدیث "کن للعدو المکاتم أشدّ حذرا منک للعدو المبارز" اشاره شده در ابتدای نوشتار

[38] - رجو ع کنید به عبارات "اللَّهُمَّ اکْفِ وَلِیَّکَ وَ حُجَّتَکَ فِی أَرْضِکَ هَوْلَ عَدُوِّهِ وَ ..." در بخشهای بالا

[39] - رجو ع کنید به عبارات "اللَّهُمَّ اشْعَبْ بِهِ الصَّدْعَ وَ ارْتُقْ بِهِ الْفَتْقَ ..." و "عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ أَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَ ..." در بخشهای بالا

[40] - رجو ع کنید به عبارات "وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ عَلَیْنَا وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا ..." در بخشهای بالا

[41] - رجو ع کنید به عبارات "و طَهِّرْ بُطُونَنَا مِنَ الْحَرَامِ وَ الشُّبْهَةِ ..." در بخشهای بالا

[42] - رجو ع کنید به عبارات  " اللَّهُمَّ أَعِذْهُ مِنْ شَرِّ کُلِّ بَاغٍ وَ طَاغٍ وَ مِنْ شَرِّ جَمِیعِ خَلْقِکَ ..." در بخشهای بالا

[43] - رجو ع کنید به عبارات  " اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ وَلِیِّکَ وَ حُجَّتِکَ صَاحِبِ الزَّمَانِ عَلَیْهِ السَّلامُ ..." و " اللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ أَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَ انْصُرْ نَاصِرِیهِ..." در بخشهای بالا

[44] - رجو ع کنید به عبارات "اللَّهُمَّ اکْفِ وَلِیَّکَ وَ حُجَّتَکَ فِی أَرْضِکَ هَوْلَ عَدُوِّهِ وَ ..." در بخشهای بالا

[45] - رجو ع کنید به عبارات " أَیْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دَابِرِ الظَّلَمَةِ أَیْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقَامَةِ الْأَمْتِ وَ الْعِوَجِ..." در بخشهای بالا

[46] - رجو ع کنید به عبارات "اللَّهُمَّ اشْعَبْ بِهِ الصَّدْعَ وَ ارْتُقْ بِهِ الْفَتْقَ ..." در بخشهای بالا

[47] - رجو ع کنید به عبارات "و طَهِّرْ بُطُونَنَا مِنَ الْحَرَامِ وَ الشُّبْهَةِ ..." در بخشهای بالا

[48] - این مطلب در روایات ما نیز مورد تاکید قرار گرفته است به عنوان مثال امام امیر المومنین علی ع در خطبه 201 نهج البلاغه می فرمایند : " لا تستوحشوا فى طریق الهدى لقلّة أهله"  (در راه هدایت از اندک بودن همراهان نهراسید(

[49] - مفاتیح الجنان دعای افتتاح - مصباح‏المتهجد ص :  581 و 582

[50] - ترجمه: بارالها ما به درگاه تو شکایت می‏کنیم از فقدان پیغمبرت (که درودت بر او باد) و از غیبت مولایمان امام زمان واز بسیاری دشمن و کمی تعداد ما و فتنه‏های سخت بر ما و غلبه محیط روزگار .

[51] - خدایا! به من نشان بده در مورد آل محمد ص آنچه آن‌ها در پی آن هستند و در مورد دشمنان آن‌ها نیز نشانم بده آنچه را که آن‌ها از آن فرار می‌کنند.

[52] - مفاتیح الجنان اعمال شب و روز نیمه شعبان

[53] - برداشت شده از متن بسیاری دعاهای ذکر شده در بالا

 

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :