wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 12 » مقالات
بازدید: 4989
0/0 (0)
دجال در احادیث شیعه و اهل سنت (شماره 1)
 

نگارنده : زهیر دهقانی آرانی
 
موضوع دجال در کتب اهل سنت به صورت بسیار پر رنگ موردتوجه قرار گرفته است. چنانکه در بسیاری کتب حدیثی عامه بابی مستقل در این موضوع و یا همراه با احادیث عیسی ابن مریم ع و یا علائم آخرالزمان آمده است. به عنوان مثال می توان به "باب ذکر الدجال" و" بَاب لَا یَدْخُلُ الدَّجَّالُ الْمَدِینَةَ" در صحیح بخاری و یا بابهایی با نام "باب ذکر المسیح بن مریم والمسیح الدجال"...
 
مقدمه

دجال در مباحث مهدویت از جایگاهی خاص و ویژه برخوردار است. برخی دجال را از نشانه ها و حتی از علائم حتمی ظهور می شمارند و برخی ارتباط دجال با ظهور را منکر می شوند و آنرا به آخرالزمان و حوادث آن دوره مرتبط می دانند. از طرف دیگر دجال موضوعی است که در کتب روایی شیعه و عامه به آن توجه شده است و برخلاف بسیاری مطالب در مبحث مهدویت که در کتب عامه دیده نمی شود، این مطلب به طور بسیار پررنگ و برجسته در میان احادیث اهل سنت یافت می شود. از آنجا که اختلاف دیدگاهها و آراء صاحب نظران در مورد این موضوع اکثرا منشأ روایی دارد و برخاسته از روایات است، مناسب است ابتدا تحقیق جامع و همه جانبه ای در مورد احادیث دجال در کتب معروف و معتبر حدیثی دو مذهب مهم اسلامی صورت گیرد تا بتوان وجه مشترک و نقاط افتراق دو دیدگاه را دریافت.

تحقیق پیش رو تلاشی در این زمینه است. نویسنده این سطور ابتدا تصمیم داشت در مورد تفاوت دیدگاه شیعه و اهل سنت در مورد موضوع دجال بپردازد ولی با مطالعه کتب مختلف علمای دو مذهب دریافت که اولا هریک از علمای بزرگوار در این موضوع نظراتی دارند که بعضا متفاوت و خاص است و ثانیا تفاوت دیدگاهها منشأی روایی دارد و چه بسا با کنار هم قرار دادن برخی روایات، اختلافات کاهش یابد و یا برخی نظریاتی که در مورد موجودیت دجال، خصوصیات وی و مواردی از این دست داده می شود، با نگاهی دوباره به متن صریح برخی روایات تصحیح گردد. بنابراین تصمیم به تغییر شیوه کار گرفته شد و به جای بررسی دیدگاه علمای شیعه و اهل سنت در این موضوع –که خود مجالی وسیع و جایگاه ویژه ای در حد کتابی کامل و یا پایان نامه ای جامع می طلبد و علاوه بر این منابع کافی در این زمینه به طور کامل در دسترس نبود- به بررسی احادیث کتب پذیرفته شده و معروف بین دو مذهب اسلامی پرداخته شد. این کار حاوی چند ویژگی مهم و کلیدی است؛ اول آنکه با پژوهش نسبتا وسیعی که در کتب اصلی شیعه و عامه صورت گرفت، آشنایی ضمنی با اکثر موضوعات مرتبط با دجال حاصل شد. در ثانی از آنجا که منبع اصلی بیشتر اختلاف دیدگاهها در این موضوع -که موضوعی چالشی در میان علمای اسلامی است- بر پایه روایات گوناگون و بعضا متضاد با یکدیگر شکل گرفته است، ضروری است ابتدا به منابع اصلی این نظریات -که همان احادیث صادره از پیامبر و دیگر ائمه و یا اصحاب پیامبر ص است- رجوع صورت گیرد و با کنار هم قراردادن آنها گفته صحیح برگزیده شود.

در ابتدای نوشته تذکر چند نکته ضروری است:

    با عنایت به اینکه روایات مختلف موضوع دجال در بسیاری کتب حدیثی آمده است، سعی بر این بوده که منابع اصلی حدیثی عامه شامل کتب صحاح سته و تسعه و منابع متقدم دیگر تا حد ممکن مورد بررسی قرار گیرد. در کتب شیعه نیز تمام کتب اربعه و کتب اصلی و مورد اعتنای دیگر در این موضوع مورد مداقه قرار گرفت. نتیجه این بررسیها جمع آوری بیش از 258 حدیث از حداقل 11 کتاب حدیثی اهل سنت و نیز حدود 50 حدیث از 12 کتاب حدیثی شیعه بوده است. البته کتب دیگری هم مورد بررسی قرار گرفت که به دلیل مشی غیر حدیثی و یا عدم روایت خاص در این موضوع، ذکر نشده است.
    با توجه به نکاتی که بعضا در سند احادیث و یا متن کامل احادیث وجود دارد و اطلاع از آنها مفید است، سعی شده تا حد ممکن بخش مرتبط احادیث به همراه بخشی از سند ذکر شود.
    از آنجا که منابع اهل سنت به راحتی در دسترس نبود، از نرم افزار "المکتبه الشامله" در این مسیر استفاده شده و برای آدرس دهی این احادیث به شماره مسلسل آنها بسنده شده است. جهت تکمیل بحث مناسب است این آدرسها با کتابهای چاپ شده مقابله شود.
    برای منابع شیعی از نرم افزارهای لوح فشرده نیز تا حد ممکن استفاده شده است ولی سعی شده آدرس دهی کامل در مورد این احادیث صورت پذیرد.
    نگاه و هدف این نوشتار تنها ذکر متن روایات از کتب معتبر بوده و هیچگونه بررسی و توجهی به سند آنها نشده است. بدیهی است جهت بررسی دقیقتر می بایست متن و سند به همراه هم مورد توجه قرار گیرند.

 

دجال در احادیث شیعه و اهل سنت

 در ابتدا نگاهی اجمالی به موضوع دجال در کتب حدیثی شیعه و عامه می نماییم. این نگاه به ما یاری می رساند تا شباهتها و تفاوتهای نظرگاهها ریشه یابی شود و چه بسا رسوخ یک نظر از مذهبی به مذهب دیگر قابل پیگیری بهتری باشد.

 

دجال در کتب اهل سنت

موضوع دجال در کتب اهل سنت به صورت بسیار پر رنگ موردتوجه قرار گرفته است. چنانکه در بسیاری کتب حدیثی عامه بابی مستقل در این موضوع و یا همراه با احادیث عیسی ابن مریم ع و یا علائم آخرالزمان آمده است. به عنوان مثال می توان به "باب ذکر الدجال" و" بَاب لَا یَدْخُلُ الدَّجَّالُ الْمَدِینَةَ" در صحیح بخاری و یا بابهایی با نام "باب ذکر المسیح بن مریم والمسیح الدجال"[1]،"باب ذکر الدجال وصفته وما معه"، "باب فی فتح قسطنطینیة وخروج الدجال ونزول عیسى ابن مریم"، "باب إقبال الروم فی کثرة القتل عند خروج الدجال"، "باب ما یکون من فتوحات المسلمین قبل الدجال"، "باب فی صفة الدجال وتحریم المدینة علیه وقتله المؤمن وإحیائه"، "باب فی الدجال وهو أهون على الله عز و جل"، "باب فی خروج الدجال ومکثه فی الأرض ونزول عیسى وقتله إیاه وذهاب أهل الخیر والإیمان وبقاء شرار الناس وعبادتهم الأوثان والنفخ فی الصور وبعث من فی القبور"، "باب قصة الجساسة" و "باب فی بقیة من أحادیث الدجال" در صحیح مسلم اشاره نمود که به ویژگیها و خروج او پرداخته اند. این تعدد باب آنهم در کتب بسیار مهم عامه نشان از شدت توجه ایشان به این موضوع دارد. با تفحص کمی که در کتب حدیثی مورد توجه اهل سنت صورت گرفت، تقریبا مشخص شد که -به جز کتبی که تنها به ذکر احکام پرداخته اند- تقریبا همه کتابهای دیگر کم و بیش به این موضوع به صورتی پرداخته اند.[2]

در ادامه نوشتار، به صورت مختصر و دسته بندی شده نگاهی کلی به احادیث کتب مهم و اصلی عامه در موضوع دجال می نماییم. با توجه به اینکه احادیث دسته بندی شده اند، سعی شده که در هر موضوع تعدادی حدیث به عنوان نمونه آورده شود و بقیه احادیث در زیر نویس آدرس داده شده است.[3]

 

دجال نشانه ای از قیامت و آخرالزمان

در برخی روایات به دجال به عنوان نشانه ای از نشانه های قیامت اشاره شده است. مشابه روایت زیر با تعابیر مختلف در کتب حدیثی دیده می شود:

    حَدَّثَنَا أَبُو بَکْرِ بْنُ أَبِی شَیْبَةَ ... عَنْ حُذَیْفَةَ بْنِ أَسِیدٍ ، قَالَ : اطَّلَعَ عَلَیْنَا النَّبِیُّ صَلَّى الله عَلیْهِ وسَلَّمَ مِنْ غُرْفَةٍ وَنَحْنُ نَتَذَاکَرُ السَّاعَةَ ، فَقَالَ : لاَ تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَکُونَ عَشْرُ آیَاتٍ الدَّجَّالُ ، وَالدُّخَانُ ، وَطُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا.[4]

 

در برخی روایات دیگر تعبیر جالب دیگری به کار رفته است. در این روایات پیامبر9 مردم را تشویق به انجام وظایف دینی خود می کند پیش از آنکه نشانه هایی از قیامت ظاهر گردند:

    حدثنا أمیة بن بسطام العیشی ... عن أبی هریرة عن النبی صلى الله علیه و سلم قال بادروا بالأعمال ستا ،الدجال والدخان ودابة الأرض وطلوع الشمس من مغربها وأمر العامة وخویصة أحدکم[5]

 

و یا در اشاره به زمانی که مورد اشاره آیه " لا ینفع نفسا إیمانها لم تکن آمنت من قبل" می باشد اشاره به زمان ظهور او شده است:

    حدثنا عبد بن حمید … عن أبی هریرة عن النبی صلى الله علیه و سلم قال ثلاث إذا خرجن [لا ینفع نفسا إیمانها لم تکن آمنت من قبل] الآیة الدجال والدابة وطلوع الشمس من المغرب أو من مغربها[6]

 

بزرگی فتنه دجال

دجال و ظهور و بروز او به عنوان فتنه ای عظیم و فراگیر در روایات عامه معرفی شده است. بزرگی این فتنه تا آنجاست که پیامبر رهایی از آنرا نجات از یکی از بزرگترین مهلکه ها معرفی می فرمایند:

    حدثنا الحسین بن اسحاق التستری ... عن عقبة بن عامر قال قال رسول الله صلى الله علیه و سلم : ( ثلاثة ،من نجا منها نجا، ... و من نجا من فتنة الدجال فقد نجا )[7]

 

دو حدیث زیر بیان می نماید که فتنه دجال از همه فتنه های دیگر از خلق آدم ع تا قیامت بزرگتر است:

    أخبرنا أبو علی الحافظ ... ثنا أیوب عن حمید بن هلال قال  کان الناس یمرون على هشام بن عامر ویأتون عمران بن حصین فقال هشام : إن هؤلاء یجتازون إلى رجل قد کنا أکثر مشاهدة لرسول الله صلى الله علیه وسلم منه وأحفظ عنه لقد سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول : ما بین خلق آدم إلى قیام الساعة فتنة أکبر عند الله من الدجال هذا حدیث صحیح على شرط البخاری ولم یخرجاه[8]
    حدثنی زهیر بن حرب ... عن رهط منهم أبو الدهماء وأبو قتادة قالوا کنا نمر على هشام بن عامر نأتی عمران بن حصین فقال ذات یوم إنکم لتجاوزونی إلى رجال ما کانوا بأحضر لرسول الله صلى الله علیه و سلم منی ولا أعلم بحدیثه منی سمعت رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول ما بین خلق آدم إلى قیام الساعة خلق أکبر من الدجال[9]

 

انذار از دجال توسط پیامبر اکرم 9 و پیامبران دیگر

یکی از موضوعاتی که در احادیث به آن اشاره شده است، انذار از دجال توسط پیامبر ص است به طوریکه در احادیث اشاره شده است که پیامبری نبوده که به انذار قومش از شر دجال نپرداخته باشد. به حدیث زیر به عنوان نمونه توجه فرمایید:

    قال سالم قال عبدالله بن عمر فقام رسول الله ص فی الناس فأثنى على الله بما هو أهله ثم ذکر الدجال فقال إنی لأنذرکموه ما من نبی إلا وقد أنذره قومه لقد أنذره نوح قومه ولکن أقول لکم فیه قولا لم یقله نبی لقومه تعلموا أنه أعور وأن الله تبارک وتعالى لیس بأعور[10]

 

چنانکه در حدیث دیده می شود پیامبر ص خود را در این انذار تابع پیامبران پیش از خود حتی نوح ع می داند.

 

پناه بردن به خدا از فتنه دجال

یکی از مواردی که در مورد دجال در احادیث اهل سنت به شدت به چشم می خورد، استعاذه و پناه بردن به خدا از فتنه اوست. این مطلب به صورتهای مختلف و نسبتا مشابه در کتب حدیثی ذکر شده است. به دو نمونه از این دست احادیث –که در آنها پیامبر به عنوان تعقیب و دعای پس از نمازها از شر دجال به خداوند پناه می برند- توجه نمایید:

    وَعَنْ الزُّهْرِیِّ قَالَ ... أَنَّ عَائِشَةَ قَالَتْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَسْتَعِیذُ فِی صَلَاتِهِ مِنْ فِتْنَةِ الدَّجَّالِ[11]
    حدثنا محمد بن المثنى ... أنه سمع أبا هریرة یقول قال نبی الله ص اللهم إنی أعوذ بک من عذاب القبر وعذاب النار وفتنة المحیا والممات وشر المسیح الدجال[12]

 

مشابه این استعاذه به صورتهای مختلف در کتب عامه آمده است. به عنوان مثال در حدیث زیر پیامبر دستور به پناه بردن به خدا از دجال می کنند:

    وحدثنا محمد بن عباد ... قال سمعت أبا هریرة یقول قال رسول الله ص ... عوذوا بالله من فتنة المسیح الدجال[13]

 

این توجه به استعاذه به عنوان یکی از تعقیبات نماز چنان بوده که برخی به عنوان مستحب موکد به آن نگریسته اند:

    وحدثنا قتیبة بن سعید ... عن ابن عباس أن رسول الله ص کان یعلمهم هذا الدعاء کما یعلمهم السورة من القرآن یقول قولوا اللهم إنا نعوذ بک من ... وأعوذ بک من فتنة المسیح الدجال ...[14]

 

البته در پناه بودن از دجال تنها به صورت دعا نیامده است بلکه برخی دستورات از پیامبر در کتب حدیثی عامه به جهت در امان بودن از آن فتنه وارد شده است:

    وحدثنا محمد بن المثنى ... عن أبی الدرداء أن النبی ص قال من حفظ عشر آیات من أول سورة الکهف عصم من الدجال[15]

 

مسلمانان و دجال

طبق احادیث عامه پیامبر9 امت اسلامی را از وجود دجال در میان خودشان بیم می دهد:

    أخبرنی محمد بن قدامة ... قال قالت فاطمة بنت قیس قال النبی ص إنه لم یکن نبی قبلی إلا حذر أمته الدجال وإنه فیکم أیتها الأمة وإنه یطأ الأرض کلها غیر طیبة هذه طیبة[16]

 

البته لسان برخی روایات حاکی از وجود کنونی دجال در امت اسلامی است (مانند روایت بالا) و در برخی دیگر پیامبر ص از ظهور او در آینده خبر می دهد:

    حدثنا أبو بکر بن إسحاق ... عن عبد الرحمن بن جبیر بن نفیر عن أبیه قال : لما اشتد جزع أصحاب رسول الله ص على من قتل یوم مؤتة قال رسول الله ص: لیدرکن الدجال قوما مثلکم أو خیرا منکم ثلاث مرات ولن یخزی الله أمة أنا أولها وعیس ابن مریم آخرها[17]

 

در برخی احادیث نیز به قتال طائفه ای از امت اسلامی با وی سخن به میان آمده و آن مبارزه مورد تشویق قرار گرفته است و از جنگ با او به عنوان جهاد در راه خداوند نام برده شده است:

    حدثنا موسى بن إسماعیل ... عن عمران بن حصین قال قال رسول الله ص " لاتزال طائفة من أمتی یقاتلون على الحق ظاهرین على من ناوأهم حتى یقاتل آخرهم المسیح الدجال"[18]
    حدثنا سعید بن منصور ... عن أنس بن مالک قال  قال رسول الله ص " ثلاث من أصل الإیمان... والجهاد ماض منذ بعثنی الله إلى أن یقاتل آخر أمتی الدجال ..."[19]

 

دجال مظهر بدی و شر

در دیدگاه مذهبی ،دجال و یاران او، نماینده و مظهر بدیها و شرور معرفی شده اند. به طوریکه در بسیاری روایات برای نشان دادن بدی عمل، الحاق به دجال و یا پیروی از او را سزاوار انجام دهنده آن عمل دانسته اند. به عنوان نمونه به حدیث زیر –که در مقام تقبیح کسانی که به مریض و مرده مسلمانان توجه نمی کنند، وارد شده- دقت فرمایید:

    حدثنا محمد بن أبی کثیر ... عن حذیفة قال قال رسول الله ص " لکل أمة مجوس ومجوس هذه الأمة الذین یقولون لا قدر من مات منهم فلا تشهدوا جنازته ومن مرض منهم فلا تعودهم وهم شیعة الدجال وحق على الله أن یلحقهم بالدجال "[20]

 

مشابه حدیث بالا در موارد دیگر هم وارد شده است.

 

ورود دجال به همه سرزمینها به جز مکه و مدینه

مطابق بسیاری روایات، دجال به تمامی بلاد وارد می شود و از آنها گذر می نماید به جز 2 سرزمین مکه و مدینه. البته عدم ورود او به این سرزمینها به علت مبارک بودن آن دو و نیز حراست ملائکه الهی از آنهاست:

    حدثنی علی بن حجر السعدی ... حدثنی أنس بن مالک قال قال رسول الله ص لیس من بلد إلا سیطؤه الدجال إلا مکة والمدینة ولیس نقب من أنقابها إلا علیه الملائکة صافین تحرسها فینزل بالسبخة فترجف المدینة ثلاث رجفات یخرج إلیه منها کل کافر ومنافق[21]

 

البته برخی روایات تنها از مدینه نام برده اند و نام مکه در آنها دیده نمی شود:

    حَدَّثَنَا إِسْمَاعِیلُ ... عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى أَنْقَابِ الْمَدِینَةِ مَلَائِکَةٌ لَا یَدْخُلُهَا الطَّاعُونُ وَلَا الدَّجَّالُ[22]

 

دجال و ابن صائد (ابن صیاد)

موضوعی که به طور نسبتا وسیعی در میان عالمان دینی در مورد دجال مطرح بوده این است که ارتباط دجال با شخصی به نام ابن صائد (ابن صیاد) چیست؟ این مباحث نیز از روایات منشأ گرفته است چراکه در بسیاری روایات دجال نام او دیده می شود.[23] از آنجا که ریشه نظریات ارتباط این دو با هم در احادیث است، در ادامه به صورت دسته بندی شده روایات این موضوع را مرور می نماییم.

برخی روایات به دیدار پیامبر اکرم ص با کودکی به نام "ابن صائد" اشاره شده که گفتگویی نیز میان ایشان و آن کودک رد و بدل شده است:

    حدثنا أبو عاصم خشیش بن أصرم ... عن ابن عمر أن النبی ص مر بابن صائد فی نفر من أصحابه فیهم عمر بن الخطاب وهو یلعب مع الغلمان عند أطم بنی مغالة ( الأطم بنا من الحجارة مرفوع کالقصر ) وهو غلام فلم یشعر حتى ضرب رسول الله ص ظهره بیده ثم قال " أتشهد أنی رسول الله ؟ " قال فنظر إلیه ابن صیاد فقال أشهد أنک رسول الأمیین ثم قال ابن صیاد للنبی ص أتشهد أنی رسول الله ؟ فقال له النبی ص " آمنت بالله ورسله " ثم قال له النبی ص " ما یأتیک ؟ " قال یأتینی صادق وکاذب فقال له النبی ص " خلط علیک الأمر " ثم قال رسول الله ص " إنی قد خبأت لک خبیئة " وخبأ له {یوم تأتی السماء بدخان مبین} قال ابن صیاد هو الدخ فقال رسول الله ص " اخسأ فلن تعدو قدرک " فقال عمر یارسول الله ائذن لی فأضرب عنقه فقال رسول الله ص " إن یکن هو فلن تسلط علیه " یعنی الدجال " وإلا یکن هو فلا خیر فی قتله "[24]

 

در روایات عامه آمده است که بسیاری صحابه شکی نداشته اند که ابن صائد همان دجال است. به سه نمونه از این روایات توجه فرمایید:

    حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ حُمَیْدٍ ... قَالَ رَأَیْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ یَحْلِفُ بِاللَّهِ أَنَّ ابْنَ الصَّائِدِ الدَّجَّالُ قُلْتُ تَحْلِفُ بِاللَّهِ قَالَ إِنِّی سَمِعْتُ عُمَرَ یَحْلِفُ عَلَى ذَلِکَ عِنْدَ النَّبِیِّ ص فَلَمْ یُنْکِرْهُ النَّبِیُّ ص.[25]
    حدثنا قتیبة بن سعید ... عن نافع قال کان ابن عمر یقول والله ما أشک أن المسیح الدجال ابن صیاد[26]
    حدثنا الحسن بن علویة ... عن عبد الله قال لأن أحلف تسعا أن ابن صیاد هو الدجال أحب إلی من أحلف واحدة ولأن أحلف تسعة أن رسول الله ص قتل شهیدا أحب إلى من أن أحلف واحدة أنه لم یقتل ذلک أن الله عز و جل جعله نبیا واتخذه شهیدا[27]

 

جالب آن است که برخی صحابه به محض شناخت او از پیامبر مجوز قتل وی را می طلبیدند. پاسخ پیامبر به درخواست این افراد جالب است: (روایت اول این بخش را نیز توجه فرمایید)

    حدثنا محمد بن عبد الله الحضرمی ... عن المغیرة بن شعبة قال ما سأل النبی ص عن الدجال أکثر مما سألته فقال : ما تصنع ؟ لیس بضارک قلت : ألا أقتل ابن صیاد ؟ قال : ما تصنع بقتله ؟ ان کان هو الدجال فلن تخلص الى قتله وان لم یکن الدجال فما تصنع به ؟[28]

 

البته روایتی نیز در صحیح مسلم آمده است که در آن ابن صائد در مقام صحبت با ابو سعید خدری با استدلالاتی تطبیق دجال بر خود را منکر می شود:

    حدثنی عبیدالله بن عمر القواریری ... عن أبی سعید الخدری قال صحبت ابن صائد إلى مکة فقال لی أما قد لقیت من الناس یزعمون أنی الدجال ألست سمعت رسول الله صیقول إنه لا یولد له قال قلت بلى قال فقد ولد لی أو لیس سمعت رسول الله ص یقول لا یدخل المدینة ولا مکة قلت بلى قال فقد ولدت بالمدینة وهذا أنا أرید مکة قال ثم قال لی فی آخر قوله أما والله إنی لأعلم مولده ومکانه وأین هو قال فلبسنی[29]

 

نکته قابل ذکر در مورد دجال این است که در صورت قبول این مطلب از جانب علمای اهل سنت -که ابن صائد همان دجال است- شبهه ای که در مورد طول عمر امام زمان ع از جانب ایشان مطرح می شود، به راحتی قابل پاسخ گویی است.

 

دجال و عیسی 7

موضوع دیگر که به تعداد زیادی در احادیث مربوط به دجال دیده می شود، ارتباط حضرت عیسی ع و دجال است. نوع ارتباط ایشان با دجال به انحاء مختلفی در روایات ذکر شده است. در برخی از آنها به کشته شدن دجال توسط عیسی ع اشاره شده است:

    أخبرنی الحسن بن حکیم المروزی ... قال  أتینا عثمان بن أبی العاص یوم الجمعة لنعارض مصحفنا بمصحفه فلما حضرت الجمعة... فقال عثمان: سمعت رسول الله ص یقول : یکون للمسلمین ثلاثة أمصار .. فإذا انصرف أخذ عیسى ع حربته نحو الدجال فإذا رآه ذاب کما یذوب الرصاص فتقع حربته بین ثندوته فیقتله ثم ینهزم أصحابه فلیس شیء یومئذ یحبس منهم أحدا حتى أن الحجر یقول یا مؤمن هذا کافر فاقتله[30]
    أخبرنا أبو العباس قاسم بن القاسم السیاری ... عن عبد الله بن عمرو قال ... رسول الله ص : یخرج الدجال فیلبث فی أمتی ما شاء الله یلبث أربعین ولا أدری لیلة أو شهرا أو سنة قال ثم بعث الله عیسى ابن مریم ع کأنه عروة بن مسعود الثقفی قال : فیطلبه حتى یهلکه ...[31]

 

در برخی روایات به محل کشته شده دجال توسط عیسی ع هم اشاره شده است:

    حدثنا قتیبة ... من بین عمرو بن عوف یقول سمعت عمی مجمع بن جاریة الأنصاری یقول سمعت رسول الله ص یقول یقتل ابن مریم الدجال بباب لد[32]

 

جالب آن است که مطابق روایات بسیاری -که در باب نزول عیسی ع درآخرالزمان هم آمده است- عیسی ع در هنگام نزول تصدیق کننده دین محمد مصطفی ص و بر دین او (مصدقا بمحمد ص و على ملته) خواهد بود و در همان حال دجال را از پا در می آورد:

    وبإسناده عن سمرة ... و قال النبی ص إن المسیح الدجال یلبث فی الأرض ماشاء الله ثم یجیء المسیح بن مریم ع من المشرق مصدقا بمحمد ص و على ملته فیقتل المسیح الدجال[33]

 

ویژگیهای ظاهری دجال

در برخی روایات وارده به ویژگیها و خصوصیات ظاهری دجال اشاره گردیده است. در برخی روایاتی که پیش از این ذکر گردید، نمونه هایی از این موضوع مشاهده گردید. جهت تکمیل بحث به نمونه های دیگر نیز پرداخته می شود.

در مورد شکل ظاهری دجال، موضوعی که بسیار در روایات آمده، "اعور بودن" دجال است به طوریکه مشخصه بارز جهت شناخت او -و تشخیص آنکه او خدای شما نیست- همین مشخصه است:

    ... عَنْ نَافِعٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ ذُکِرَ الدَّجَّالُ عِنْدَ النَّبِیِّ ص فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ لَا یَخْفَى عَلَیْکُمْ إِنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِأَعْوَرَ وَأَشَارَ بِیَدِهِ إِلَى عَیْنِهِ وَإِنَّ الْمَسِیحَ الدَّجَّالَ أَعْوَرُ الْعَیْنِ الْیُمْنَى کَأَنَّ عَیْنَهُ عِنَبَةٌ طَافِیَةٌ[34]

 

مطلب دیگری که در روایات به آن اشاره شده آن است که در پیشانی دجال نشانه ای از کافربودن او نوشته شده به طوریکه بر همه مشهود و قابل خواندن است. به نمونه ای از این روایات توجه فرمایید:

    وحدثنی زهیر بن حرب ... عن أنس بن مالک قال  قال رسول ص الدجال ممسوح العین مکتوب بین عینیه کافر ثم تهجاها ک ف ر یقرؤه کل مسلم[35]

 

جالب آن است روایاتی وارد شده که در آنها به مشابهت زندگی دجال با مردم دیگر اشاره شده است:

    حدثنا أبو مسلم الکشی ... عن عمران بن حصین أن النبی ص قال : ( لقد أکل الدجال الطعام ومشى فی الأسواق )[36]

 

به چند مورد از ویژگیهای دجال که در روایات متعدد به آنها اشاره شده، توجه فرمایید:

    إن معه ماء ونارا فناره ماء بارد وماؤه نار فلا تهلکوا[37]
    إن رأس الدجال من ورائه حبک حبک[38]
    إنه شاب قطط لحیته قائمة کأنه شبیه العزى بن قطن فمن رآه منکم فلیقرأ فواتح سورة الکهف ... [39]
    إن مسیح الدجال رجل قصیر أفحج جعد أعور مطموس العین لیس بناتئة ولا جحراء[40]
    الدجال جعد هجان أقمر کأن رأسه غصن شجرة مطموس عینه الیسرى والأخرى کأنها عنبة طافیة أشبه الناس به عبد العزى بن قطن[41]
    رأیت الدجال أقمر هجانا ضخما فیلمیا کأن شعر رأسه أغصان شجرة أعور کأن عینا کوکب الصبح أشبهه بعبد العزى رجل من خزاعة[42]

 

خروج دجال

خروج و ظهور دجال در آخرالزمان موضوع قابل تأمل دیگری در روایات است. شیوه و مکان خروج، همراهی مردم با او و شیوه برخورد مردم با او و نهایتا نابودی او، به صورتهای مختلفی در روایات آمده است.

    وحدثنا یحیى بن أیوب وقتیبة وابن حجر جمیعا ... عن أبی هریرة أن رسول الله ص قال یأتی المسیح(مسیح دجال) من قبل المشرق همته المدینة حتى ینزل دبر أحد ثم تصرف الملائکة وجهه قبل الشام و هنالک یهلک[43]

 

در مورد زمان خروج دجال روایاتی حوادث پیش از خروج او را بیان می کنند. روایت زیر در این مورد قابل تأمل است:

    أخبرنی أحمد بن محمد بن سلمة العنزی ... سمع عبد الله بن زریر الغافقی یقول : سمعت علی بن أبی طالب ع یقول  ستکون فتنة یحصل الناس منها کما یحصل الذهب فی المعدن فلا تسبوا أهل الشام وسبوا ظلمتهم فإن فیهم الأبدال وسیرسل الله إلیهم سیبا من السماء فیغرقهم حتى لو قاتلتهم الثعالب غلبتهم ثم یبعث الله عند ذلک رجلا من عترة الرسول الله ص فی اثنی عشر ألفا إن قلوا وخمسة عشر ألفا إن کثروا إمارتهم أو علامتهم أمت أمت على ثلاث رایات یقاتلهم أهل سبع رایات لیس من صاحب رایة إلا وهو یطمع بالملک فیقتتلون ویهزمون ثم یظهر الهاشمی فیرد الله إلى الناس إلفتهم ونعمتهم فیکونون على ذلک حتى یخرج الدجال - هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه[44]

 

احادیثی همزمانی آنرا با چند واقعه دیگر گوشزد می نمایند:

    حدثنا عباس العنبری ... عن معاذ بن جبل قال قال رسول الله ص " عمران بیت المقدس خراب یثرب وخراب یثرب خروج الملحمة وخروج الملحمة فتح قسطنطینیة وفتح القسطنطینیة خروج الدجال "[45]

 

در برخی روایات این فاصله زمانی 7 ماه و در برخی ،چند سال ذکر شده است:

    حَدَّثَنَا هِشَامُ بْنُ عَمَّارٍ ... عَنْ مُعَاذِ بْنِ جَبَلٍ ، عَنِ النَّبِیِّ قَالَ : الْمَلْحَمَةُ الْکُبْرَى ، وَفَتْحُ الْقُسْطَنْطِینِیَّةِ ، وَخُرُوجُ الدَّجَّالِ فِی سَبْعَةِ أَشْهُرٍ.[46]
    حَدَّثَنَا سُوَیْدُ بْنُ سَعِیدٍ ... عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ بُسْرٍ ، قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ ص : بَیْنَ الْمَلْحَمَةِ ، وَفَتْحِ الْمَدِینَةِ سِتُّ سِنِینَ ، وَیَخْرُجُ الدَّجَّالُ فِی السَّابِعَةِ.[47]

 

به مدت زمان تسلط او در بعضی روایات اشاره شده است. به عنوان نمونه روایت زیر را مشاهده نمایید:

    حدثنا أبو العباس محمد بن یعقوب ... عن عبد الرحمن بن جبیرة بن نفیر عن أبیه عن جده  أن رسول الله ص ذکر الدجال فقال : ... یخرج من بین الشام والعراق فعاث یمینا وعاث شمالا یا عباد الله اثبتوا ثلاثا فقیل : یا رسول الله فما مکثه فی الأرض ؟ قال : أربعون یوما یوم کالسنة ویوم کالشهر ویوم کالجمعة وسائر أیامه کأیامکم ...  هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه[48]

 

مکان خروج دجال نیز در برخی روایات سرزمینی بین شام و عراق ذکر شده است. مانند روایت بالا[49] (مستدرک حاکم با عبارت { یخرج من بین الشام والعراق فعاث یمینا وعاث شمالا }) گرچه در برخی روایات دیگر هم محل خروج او مشرق زمین معرفی گردیده (مانند روایت ابتدایی این بخش {یأتی المسیح من قبل المشرق}) و حتی در برخی هم عبارت "خراسان" آمده است:

    حَدَّثَنَا نَصْرُ بْنُ عَلِیٍّ الْجَهْضَمِیُّ ... عَنْ أَبِی بَکْرٍ الصِّدِّیقِ ، حَدَّثَنَا رَسُولُ اللهِ ص ، أَنَّ الدَّجَّالَ یَخْرُجُ مِنْ أَرْضٍ بِالْمَشْرِقِ ، یُقَالُ لَهَا : خُرَاسَانُ ، یَتْبَعُهُ أَقْوَامٌ کَأَنَّ وُجُوهَهُمُ الْمَجَانُّ الْمُطْرَقَةُ.[50]

 

عبارت آخر حدیث فوق (کَأَنَّ وُجُوهَهُمُ الْمَجَانُّ الْمُطْرَقَةُ) نشان از شکل ظاهری آن مردم دارد که شاید بتوان بر اقوام آسیای مرکزی (چین و مغول) تطبیق داد.

 

مطابق برخی روایات مردم در زمان دجال به سه دسته تقسیم می شوند؛ گروهی پیرو او، گروهی بی طرف و گروهی در مقابل او:

    أخبرنا أبو عبد الله محمد بن عبد الله الزاهد الأصبهانی ... قال  ذکر الدجال عند عبد الله فقال : یفترق الناس عند خروجه ثلاث فرق : فرقة تتبعه وفرقة تلحق بأهلها منابت الشیح و فرقة تأخذ شط هذا الفرات یقاتلهم و یقاتلونه ...[51]

 

البته در برخی روایات به مردمی زاهد نما در هنگام ظهور دجال اشاره شده است که پیامبر از آن قوم اعلام برائت نموده است:

    أخبرنا محمد بن معمر البصری الحرانی ... عن شریک بن شهاب قال کنت أتمنى أن ألقى رجلا من أصحاب النبی ص أسأله عن الخوارج فلقیت أبا برزة فی یوم عید فی نفر من أصحابه فقلت له هل سمعت رسول الله ص یذکر الخوارج فقال نعم سمعت رسول ص بأذنی ورأیته بعینی ... ثم قال یخرج فی آخر الزمان قوم کأن هذا منهم یقرؤون القرآن لا یجاوز تراقیهم یمرقون من الإسلام کما یمرق السهم من الرمیة سیماهم التحلیق لا یزالون یخرجون حتى یخرج آخرهم مع المسیح الدجال فإذا لقیتموهم فاقتلوهم هم أشر الخلق والخلیقة[52]

 

همانگونه که پیش از این هم اشاره گردید، طایفه ای ستایش شده از امت مسلمان –به همراهی عیسی ع- به جنگ دجال می روند. جالب آن است که در برخی روایات از مواجهه فردی خداپرست با دجال و مجادله با او خبر می دهند که حتی دجال در صدد قتل او بر می آید ولی امکان تسلط بر او را نمی یابد. (برخی آن شخص را خضر ع می دانند)

    حدثنی عمرو الناقد ... أن أبا سعید الخدری قال حدثنا رسول الله ص یوما حدیثا طویلا عن الدجال فکان فیما حدثنا قال یأتی وهو محرم علیه أن یدخل نقاب المدینة فینتهی إلى بعض السباخ التی تلی المدینة فیخرج إلیه یومئذ رجل هو خیر الناس أو من خیر الناس فیقول له أشهد أنک الدجال الذی حدثنا رسول الله ص حدیثه فیقول الدجال أرأیتم إن قتلت هذا ثم أحییته أتشکون فی الأمر ؟ فیقولون لا قال فیقتله ثم یحییه فیقول حین یحییه والله ما کنت فیک قط أشد بصیرة منی الآن قال فیرید الدجال أن یقتله فلا یسلط علیه - قال أبو إسحاق یقال إن هذا الرجل هو الخضر علیه السلام[53]

( ادامه مطلب در شماره بعد خواهد آمد.)

فهرست منابع

منابع اهل سنت که از لوح فشرده "الشامله" که حاوی کتب اهل سنت است، استفاده گردیده است:

    صحیح بخاری
    صحیح مسلم
    سنن الترمذی
    سنن ابی داود
    سنن ابن ماجه
    سنن نسائی
    موطأ مالک
    سنن الدارمی
    مستدرک حاکم
    المعجم الکبیر

 

منابع شیعه که در این تحقیق به آنها مراجعه شده است:

    الإحتجاج على أهل اللجاج، احمد بن على طبرسى(قرن 6)‏، 2 جلد، انتشارات مرتضى‏، مشهد، 1403 ق‏، چاپ اول
    الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، شیخ مفید(413 ق)، 2 جلد، انتشارات کنگره شیخ مفید، قم‏، 1413 ق‏، چاپ اول‏
    إرشاد القلوب إلى الصواب، شیخ حسن دیلمى‏(841 ق‏)، 2 جلد، انتشارات شریف رضى‏، قم‏، 1412 ق‏، چاپ اول‏
    إعلام الورى بأعلام الهدى، شیخ طبرسى‏(548 ق‏)، انتشارات اسلامیه‏، تهران‏، 1390 ق‏، چاپ سوم‏
    أمالی الصدوق‏، شیخ صدوق‏(386 ق‏)، انتشارات اعلمى‏، بیروت‏، 1400 ق‏، چاپ پنجم‏
    أمالی المفید، شیخ مفید(413 ق‏)، انتشارات کنگره شیخ مفید، قم‏، 1413 ق‏، چاپ اول‏
    بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار:، علامه مجلسى‏(1111 ق‏)، 42 جلد، انتشارات اسلامیه‏، تهران‏
    ثواب الأعمال و عقاب الأعمال‏، شیخ صدوق‏(386 ق‏)، انتشارات دار الرضى‏، قم‏، 1406 ق‏، چاپ اول‏
    الجواهر السنیة- کلیات حدیث قدسى‏، محدث عاملى(1104 ق‏)- زین العابدین کاظمى خلخالى‏، انتشارات دهقان‏، تهران‏، 1380 ش‏، چاپ سوم‏
     الخرائج و الجرائح‏، قطب راوندى‏(573 ق‏)، 3 جلد، انتشارات مدرسه امام مهدى‏ 4 قم‏، 1409 ق‏، چاپ اول‏
     الخصال‏، شیخ صدوق‏(386 ق)، 2 جلد، انتشارات جامعه مدرسین‏، قم‏، 1362 ش‏، چاپ اول‏
    علل الشرائع‏، شیخ صدوق‏(386 ق‏)، 2 جلد، انتشارات داورى‏، قم‏، چاپ اول‏
    الغیبة للنعمانی‏، محمد بن ابراهیم نعمانى‏(قرن چهارم‏)، نشر صدوق، تهران‏، 1397 ق‏، چاپ اول‏
    الکافی‏، شیخ کلینى‏(329 ق‏)، 5 جلد، انتشارات اسلامیه‏، تهران‏، 1362 ش‏، چاپ دوم‏
    کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق‏(386 ق‏)، 2 جلد، انتشارات اسلامیه‏، تهران‏، 1395 ق‏، چاپ دوم‏
    الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر4، سید ابن طاوس‏(664 ق‏)، انتشارات شریف رضی، قم، 1370 ش‏، چاپ اول‏
    من لا یحضره الفقیه‏، شیخ صدوق‏(386 ق‏)، 4 جلد، انتشارات جامعه مدرسین‏، قم‏، 1404 ق‏، چاپ دوم‏

تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، محدث عاملى‏(1104 ق‏)، 3 جلد، انتشارات آل البیت‏:، قم‏، 1409 ق‏، چاپ اول‏

 

 

[1] - از آنجا که در دیدگاه عامه ارتباط تنگاتنگی بین حضرت عیسی مسیح ع و دجال وجود دارد -به طوریکه به دجال عبارت "المسیح الدجال" اطلاق می شود- اکثر این احادیث در مورد ارتباط این دو فرد با یکدیگر است.

[2] - حتی در برخی کتب احکام هم در ذیب تعقیبات و دعاهای پس از نماز به استعاذه از دجال اشاره شده است.

[3] - لازم به ذکر است به علت در دسترس نبودن برخی کتب اهل سنت و نیز عدم امکان جستجوی دقیق، احادیث عامه با استفاده از نرم افزار "الشامله" جمع آوری گردیده و احادیث با استفاده از شماره مسلسل- که در کتب حدیثی اهل سنت متداول است- آدرس دهی شده است.

[4] - سنن ابن ماجه ش م 4041 و المعجم الکبیر طبرانی ش م 3031

[5] - صحیح مسلم ش م 129 - ( 2947 ) و نیز 128 - ( 2947 )

[6] - سنن ترمذی ش م 3072

[7] - المعجم الکبیر طبرانی ش م794

[8] - مستدرک حاکم ش م8610 و المعجم الکبیر طبرانی ش م450

[9] - صحیح مسلم شماره مسلسل 126 - ( 2946 )

[10] - صحیح مسلم شماره مسلسل 169 و نیز صحیح بخاری شماره مسلسل 3057، مشابه این حدیث در منابع زیر نیز آمده است: صحیح بخاری (ش م 3338)، سنن ابی داود (ش م 4757 و 4756)، مستدرک حاکم (ش م 64)، سنن کبری نسائی (ش م 4259)، المعجم الکبیر (ش م 6445)، سنن الترمذی (ش م 2234)

[11] - صحیح بخاری شماره مسلسل833

[12] - صحیح مسلم شماره مسلسل 131، مشابه این احادیث را می توان در مصادر زیر هم مشاهده نمود: صحیح بخاری (ش م 6365 و 6368 و 832 و 1377)، سنن ابی داود (ش م 983)، موطأ مالک (ش م 501)، سنن الدارمی (ش م 1344)، سنن ابن ماجه (ش م 3838 و 909)، مستدرک حاکم (ش م 1011)، سنن کبری نسائی (ش م 1232 و 1860)، المعجم الکبیر طبرانی(ش م 4784 و 5088 و 11882)، سنن الترمذی (ش م 3494)

[13] - صحیح مسلم شماره مسلسل 132

[14] - صحیح مسلم شماره مسلسل 134

[15] - صحیح مسلم شماره مسلسل 257 و نیز سنن ابی داود (ش م 4323) و مستدرک حاکم (ش م 3391 و 2077) و سنن الترمذی (ش م 2886) – در برخی احادیث از عبارت " لم یخف الدجال" استفاده شده است مانند سنن الدارمی(ش م 3405)

[16] - سنن کبری نسائی شماره مسلسل 4259

[17] - مستدرک حاکم ش م 4351

[18] - سنن ابی داود شماره مسلسل 2484 و نیز مستدرک حاکم (ش م 2392) و المعجم الکبیر طبرانی (ش م 211، 228 و 254)

[19] - سنن ابی داود شماره مسلسل 2532

[20] - سنن ابی داود شماره مسلسل 4692

[21] - صحیح مسلم شماره مسلسل 123 ( 2943 ) و صحیح بخاری ش م 1881 و سنن کبری نسائی ش م 4258 و 4257 و 4273

[22] - صحیح بخاری ش م 1880 و مشابه این روایت در ش م 1879 و صحیح مسلم ش م 485 ( 1379 )، المعجم الکبیر ش م 1269، موطأ مالک ش م 1582، سنن الترمذی (ش م 2242)

[23] - در برخی روایات این شخص با "ابن صائد" معرفی گردیده و در برخی دیگر به صورت "ابن صیاد".

[24] - سنن ابی داود شماره مسلسل 4329، سنن الترمذی (ش م 2247 و 2249)

[25] - صحیح بخاری ش م 7355 و سنن ابی داود شماره مسلسل 4331 و صحیح مسلم ش م 94 - ( 2929 )

[26] - سنن ابی داود شماره مسلسل 4330

[27] - المعجم الکبیر ش م 10119

[28] - المعجم الکبیر ش م 948

[29] - صحیح مسلم شماره مسلسل 89 - ( 2927 )، سنن الترمذی (ش م 2246)

[30] - مستدرک حاکم ش م 8473 و المعجم الکبیر ش م 8392

[31] - مستدرک حاکم ش م 3448 – لازم به ذکر است احادیث دیگری هم به این موضوع به صورتهای دیگری اشاره کرده اند مثلا در مستدرک حاکم ش م  4081 و سنن ابن ماجه ش م 4081 به شب معراج و ملاقات پیامبر ص با عیسی ع اشاره شده است و در آنجا از قول مسیح ع در مورد دجال گفته شده است که " َأَنْزِلُ ، فَأَقْتُلُه" (من نازل می شوم و او را می کشم)

[32] - سنن الترمذی (ش م 2244) و المعجم الکبیر ش م 1075 -1077

[33] - المعجم الکبیر ش م 7082 – همچنین در روایت دیگری در سنن ابی داود ش م 4324 از عبارت " فیقاتل الناس على الإسلام ... ویهلک المسیح الدجال" در این ارتباط استفاده شده است.

[34] - صحیح بخاری ش م  7407 و نیز ش م 3441، 4402،3439، 3440 – لازم به ذکر است این مطلب تقریبا در تمامی کتب مورد رجوع مانند صحیح مسلم، سنن ابن ماجه، سنن ابی داود، المعجم الکبیر و ... به صورتهای مختلف ذکر شده که به جهت اختصار صرفا در مورد صحیح بخاری به طور کامل آدرس آن ذکر گردیده است.

[35] - صحیح مسلم ش م  103 - ( 2933 ) و نیز سنن ابی داود ش م 4316، سنن ابن ماجه ش م 4077، مستدرک حاکم ش م 8613

[36] - المعجم الکبیر ش م 339

[37] - صحیح مسلم ش م  106 - ( 2934 )

[38] - مستدرک حاکم ش م 8551

[39] - مستدرک حاکم ش م 8508

[40] - سنن ابی داود ش م 4320

[41] - المعجم الکبیر ش م 11712

[42] - المعجم الکبیر ش م 11843

[43] - صحیح مسلم ش م 486 - ( 1380 ) – در اینجا مسیح همان مسیح دجال است.

[44] - مستدرک حاکم ش م 8658

[45] - سنن ابی داود ش م 4294

[46] - سنن ابت ماجه ش م 4092 و مستدرک حاکم ش م 8312 و المعجم الکبیر ش م 173

[47] - سنن ابت ماجه ش م 4093

[48] - مستدرک حاکم ش م 8614

[49] - و نیز سنن ابی ماجه ش م 4077

[50] - سنن ابن ماجه ش م 4072 و سنن ترمذی ش م 2237

[51] - مستدرک حاکم ش م 8772

[52] - مستدرک حاکم ش م 3566 – نا گفته نماند ممکن است این روایت هیچ ارتباطی با دجال نداشته باشد و چنانکه از ابتدای حدیث دریافت می شود این حدیث در توصیف خوارج و قدح ایشان باشد.

[53] - صحیح مسلم ش م 112 - ( 2938 ) و نیز ش م 113 - ( 2938 )
 

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :