wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 15 » مقالات
بازدید: 2929
0/0 (0)
خورشید پنهان درآیینه قران(ش2: ادامه شماره قبل)
 

نگارنده: محمود اباذری
 
با توجه به این که قران ، متن وحی و معجزه جاویدان الهی ، مورد اتفاق همه فِرَق مسلمان و این که سراسر حق است و باطل در آن راه ندارد[1] بهترین و مطمئن ترین مرجع شناخت حجت خداوند متعال محسوب می شود .

   آیات ناظر به ظهور و حکومت جهانی:
حاکمیّت جهانی إسلام

« یُریدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُون‏(32)هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُون(33)»[2]

آنها مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند ولى خدا جز این نمى‏خواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران ناخشنود باشند! (32) اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند، هر چند که شرک ورزان ناخشنود باشند .

آن چه که در این آیه ، محور بحث است و نقش بسیار مهمی در تفسیر آیه دارد واژه « لِیُظْهِرَهُ » است

واژه «ظَهَر علی » و « أظهَرَه علی » در قران به دو معنی آمده است :

الف : آگاهی و إطلاع که در ثلاثی مجرد (ظهر علی) به معنای آگاه شدن[3] و وقتی به باب افعال می رود (أظهره علی) به معنای آگاه ساختن می باشد[4] .

ب : غلبه و برتری[5] که مثل صورت فوق در ثلاثی مجرد به معنای غالب شدن و در باب افعال به معنای غلبه دادن می باشد .

در چنین مواقعی نیاز به قرینه معیِّنه است که مشخص شود کدام معنا مقصودِ صاحب سخن است ؟ همان گونه که در آیه 8 سوره توبه همه مفسّران معتقدند «یظهروا علیکم» به معنای غلبه و برتری است

در مورد تفسیر این آیه شریفه سه قول وجود دارد :

1 – ضمیر در « لیظهره » به رسول خدا بر می گردد و اظهار به معنای مطّلع ساختن است لذا معنای آیه این است « خداوند رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا رسولش را بر همه دین ها آگاه سازد »

2- ضمیر به دین بر می گردد و اظهار به معنای غلبه و برتری دادن است اما برتری با حجّت و برهان و معنای آیه این است « خداوند رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا دین اسلام را بر همه دین ها برتری دهد » ( با حجت و برهان قوی ) و این امر از همان ابتدای نزول آیات قران تحقق پیدا کرد یعنی اسلام از نظر برهان بر همه ادیان برتری دارد .

3- همان معنای فوق با این تفاوت که این غلبه و برتری غیر از برتری با حجت است یعنی علاوه بر آن برتری ، خداوند متعال اراده نموده دین اسلام را دین واحد جهانی و حاکم بر همه ادیان قرار دهد .

نقد این اقوال

قول اول : آیا آگاه ساختن پیامبر بر همه ادیان متفرع بر ارسال اوست ؟ به عبارت دیگر آیا خداوند رسولش را فرستاد تا او را بر همه دین ها آگاه سازد ؟ « ارسل رسوله ..... لیظهره ...»

آیا مشرکان نسبت به علم و آگاهی پیامبر إسلام اکراه داشتند یا نسبت به نشر و حاکمیت إسلام ؟       « لیظهره ...و لو کره المشرکون »

قول دوم : آیا اتمام نور[6] ، با غلبه إسلام از نظر منطق و استدلال مناسب تر است یا با نشر و حاکمیت آن ؟ و آیا مبارزه دشمن با إسلام به خاطر منطق و استدلال إسلام بود یا به خاطر نشر و حاکمیت آن ؟

اضافه بر این که این آیات جزء آخرین آیاتی است که نازل شده و مشتمل بر مژده و نوید می باشد در حالی که غلبه و برتری إسلام از نظر منطق و إستدلال از همان ابتدای بعثت حاصل بود .

مرحوم علامه در مورد این دو آیه می فرماید : این دو آیه ، مؤمنین را نسبت به مبارزه با اهل کتاب تشویق می نماید و این امر را بر آن ها واجب می گرداند چرا که این دو آیه دلالت می کند بر این که خداوند اراده نموده این دین را در عالم بشری منتشر سازد پس باید در راه سعی و کوشش نمود [7].

نتیجه این که تفسیرِ صحیحِ آیه همان قول سوّم است علاوه بر این که روایات متعددی از فریقین بر این معنا تأکید می نماید که دین إسلام دین واحد جهانی خواهد شد .

قرطبی‌ از علمای‌ اهل ‌سنت‌ ذیل‌ این‌ آیه‌ می‌گوید:

« سُدیّ (از راویان‌ صدر اسلام‌) گفته‌ است‌ این‌ حقیقت‌ (غلبه‌ اسلام‌ بر سایر ادیان‌) با قیام‌ حضرت‌ مهدی‌ به‌ وقوع‌ می‌پیوندد و کسی‌ باقی‌ نمی‌ماند مگر این که‌ مسلمان‌ می‌شود یا باید جزیه‌ پرداخت‌ [8]»

و محمد بن‌ یوسف‌ گنجی‌ یکی‌ دیگر از علمای‌ اهل‌سنت‌ در کتاب‌  البیان‌ در تفسیر‌ آیه‌ شریفه‌ می‌گوید :    « هو المهدی‌ من‌ ولد فاطمه »  او مهدی ‌ از فرزندان‌ فاطمه‌ است [9] (که‌ اسلام‌ را بر همه‌ ادیان‌ غالب‌ می‌گرداند).

از ناحیه معصومین علیهم السلام روایات متعددی در مورد این آیه شریفه وارد شده است

 

إمام حسین علیه السلام می فرماید :

نهمین فرزند من کسی است که قیام به حق می کند و خداوند زمین را بعد از مردنش به دست او زنده می گرداند دین حق را به واسطه او بر همه دین ها غلبه می دهد هر چند مشرکان ناخشنود باشند[10]

.إمام صادق علیه السلام نیز می فرمایند :

به خدا قسم تأویل این آیه هنوز نیامده است و تأویل آن نخواهد آمد تا این که حضرت قائم قیام نماید[11]

چند نکته :

1-  ولایت‌ تداوم‌ رسالت‌ است‌ و امام‌ تمام‌ شؤون‌ نبی مکرّم إسلام‌ ـ به‌ جز نبوت‌ و دریافت‌ وحی‌ ـ را عهده دار می‌باشد. و اگر این‌ نویدِ قرآن‌ توسط‌ آخرین‌ وصی‌ حضرت‌ واقع‌ می‌شود مثل‌ این‌ است‌ که‌ خود نبی‌ این‌ حقیقت‌ را عملی‌ ساخته‌ است‌.

2 - در سوره‌ صف‌ آیه‌ نهم ، عین‌ همین‌ آیه‌ تکرار شده‌ و در سوره‌ فتح‌ آیه‌ 28، همین‌ آیه‌ آمده‌ ولی‌ پایان‌ آیه‌ می‌فرماید: « و کفی‌ باللّه‌ شهیدا»

شاید سرّ آن‌ این‌ باشد که‌ در سوره‌ فتح‌ اشاره‌ به‌ این‌ نکته‌ دارد که‌ شاهدِ تحققِ این‌ واقعیت‌ و گواه‌ و ضامن‌ آن‌ خود خداست‌ که‌ آن‌ را اراده‌ کرده‌ و امضاء نموده‌. در نتیجه‌ امری‌ است‌ قطعی‌ و در سوره‌ توبه‌ و صفّ‌ اشاره‌ به‌ این‌ نکته‌ دارد که‌ چون‌ چنین‌ امری‌ را خدا خواسته‌ و امضاء نموده‌، پس‌ قطعاً واقع‌ می‌شود هر چند مشرکان‌ از آن‌ ناخشنود باشند یعنی‌ هیچ‌ قدرتی‌ نمی‌تواند جلوی‌ آن‌ را بگیرد.

حکومت جهانی صالحان

وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ (105)إِنَّ فی‏ هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدین[12] (106)‏

و بیقین ما، در زبور نوشتیم پس از ذکر، که زمین را بندگان نیکوکار من میراث برند . به راستى در این سخن براى خداپرستان پیام روشنى است .‏

«ل» و «قد» هر دو ، عامل تأکید می باشد

«کتبنا» یعنی نوشتیم ما ، اما به بیان راغب در مفردات هر گاه بخواهند از امری حتمی و قطعی خبر دهند از این واژه استفاده می شود[13]

«زبور» از ماده زَبرَ به معنای کتاب می باشد اگر الف و لام آن جنس باشد به معنای همه کُتُب آسمانی است و اگر الف و لام آن عهد باشد به معنای کتاب خاصی از میان کُتُب آسمانی است یعنی زبور حضرت داوود علیه السلام

«ذکر» در قران کریم به معانی متعددی آمده است و در این آیه به معنای «لوح محفوظ» یا به معنای «تورات» می باشد

از امام‌ صادِق علیه السلام در مورد «زبور» و «ذکر» در این‌ آیه‌ سؤال‌ شد فرمودند: مراد از ذکر آن‌ چه‌  نزد خدا است‌ می‌باشد (‌ ام‌ الکتاب‌ و لوح‌ محفوظ‌) و مراد از زبور کتابی‌ است‌ که‌ بر حضرت‌ داود علیه السلام نازل‌ شد[14].

«الارض» اگر الف و لام آن جنس باشد به معنای همه کره زمین و اگر عهد باشد به معنای نقطه خاصی از آن  است

«یرثها» از ماده إرث به معنای انتقال مال میّت به ورثه است ولی در این جا به معنای کنائی آن یعنی تسلّط یافتن و قدرت و غلبه پیدا نمودن است .

نکته :      وجود دو عامل تأکید در ابتدای آیه و همچنین واژه «کتبنا» که بیانگر قطعیّت و حتمیّت است و پیشگوئی این مسأله در کُتُب آسمانیِ قبل، بیانگر اهمیت موضوعی است که در این آیه شریفه پیشگوئی شده است .

اما آنچه که مهم است و محور بحث درآیه محسوب می شود واژه «الارض» است که سه دیدگاه در مورد آن وجود دارد :

1 – الف و لامِ «الارض» عهد است و مراد از آن سرزمین مکّه می باشد

طبق این بیان ،آیه شریفه فتح مکه را پیشگوئی نموده و به مسلمانانی که تحت ظلم و ستم کفار و مشرکین قریش قرار داشتند این مژده و نوید را داده که روزی همین مکه به دست بندگان صالح خداوند ، یعنی رسول گرامی إسلام صلی الله علیه و آله و اصحابش ، فتح می شود که در سال هشتم هجرت این وعده الهی محقق شد

2 – الف و لام «الارض» عهد است اما مقصود از آن سرزمین بهشت و فردوس برین است در سوره مبارکه مؤمنون پس از ذکر ویژگی مؤمنین می فرماید : «أُولئِکَ هُمُ الْوارِثُونَ(10) الَّذینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فیها خالِدُون‏(11)»

طبق این بیان ، آیه شریفه مربوط به عالم آخرت و بهشت است و بر این نکته تأکید می نماید که بهشت جای صالحان است .

3 – الف و لام «الارض» جنس است و اطلاقِ آن همه کره زمین را در بر می گیرد

و طبق این بیان ، آیه ناظر به آینده بشریت و حکومت جهانی صالحان به رهبری «ابا صالح المهدی» عجّل الله تعالی فرجه خواهد بود که مژده آن در آیات و روایات داده شده است

گر چه هر سه مطلبی که بیان شد در جای خود مسلّم و قطعی است اما به جهت این که واژه «الاض» در آیه مطلق ذکر شده و هیچ دلیلِ معتبری بر تقیید آن نداریم لذا این آیه شریفه مژده و نوید ظهور و حکومت جهانی إمام مهدی عجل الله تعالی فرجه را در بر دارد

روایات متعددی از ناحیه معصومین علیهم السلام ، این معنی را تأیید می کند و سیاق این روایات نشان می دهد که ناظر به ظَهر و تفسیر آیه است

إمام باقر علیه السلام در مورد «عبادی الصالحون» می فرمایند : «آنها اصحاب امام مهدی در آخر الزمان هستند[15]»

مرحوم طبرسی رضوان الله تعالی علیه همین قول را ترجیح می دهد و می فرماید :

« برخى گویند : یعنى زمین بهشت را بندگان صالح من به ارث مى‏برند. مثل: «الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ» (مؤمنون 11) آنها که بهشت فردوس را به ارث مى‏برند. برخى گویند : مقصود همین زمین است که بدست امت محمد (صلی الله علیه و آله) خواهد افتاد. چنان که فرمود:  «زُوِیَت لى الارض فاُریتُ مشارقها و مغاربها و سیبلغ مُلک امتى ما زُوِى لى منها» زمین براى من جمع شد و تمام شرق و غرب آن بمن ارائه شد. بزودى ملک امت من همه آنها را فرا میگیرد. امام باقر (علیه السلام) فرمود: اینها اصحاب مهدى در آخر الزمانند. مؤید آن روایتى است که خاص و عام از پیامبر خدا روایت کرده‏اند که:  « لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول اللَّه ذلک الیوم حتى یبعث رجلا صالحاً من اهل بیتى یملأ الارض قسطاً و عدلا کما قد ملئت ظلماً و جوراً » اگر فقط یک روز از عمر دنیا باقى مانده باشد، خدا آن روز را طولانى میکند تا مردى صالح از اهل بیت من را مبعوث گرداند و زمین را چنان که پر از ظلم و جور شده است، پر از عدل و داد کند.[16]»

مرحوم علامه رضوان الله تعالی علیه نیز در تفسیر المیزان می فرماید :

مراد از وراثت زمین ، تسلّط یافتن صالحان بر منافع زمین است که یا دنیوی است به این معنا که زمین از شرک و معصیت پاک خواهد شد و یک جامعه بشری صالح ، ساکن این زمین خواهند شد و یا اخروی است که همان دست یافتن به مقامات قرب الهی است لذا آیه مطلق است و هیچ دلیلی بر تخصیص آن نداریم ولی سیاق آیه بیانگر این است که این آیه عطف باشد به آیه «فمن یعمل من الصالحات ...» که ناظر است به پاداش اخروی صالحان و آیه مورد بحث مربوط است به پاداش دنیوی صالحان و نتیجه این می شود که پاداش دنیوی صالحان این است که حاکم بر زمین می شوند[17] .

‏آلوسی از مفسران اهل سنت نیز در تفسیر خود نظیر همین مطلب را ذکر کرده است[18]

جان کلام این که آنچه که به عنوان سنت الهی در مورد همه امت ها در سوره مبارکه اعراف مورد تأکید قرار گرفته که «إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ»  و همین طور در سوره قصص بیان شده «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثین‏» که پایان شب سیه سپید است و ظلم همانند کف روی آب رفتنی است در آیه مورد بحث بارزترین و کامل ترین مصداق نابودیِ ظلم و ستم در گستره جهانی پیشگوئی شده و در آیه 55 سوره نور با تفصیل بیشتری بیان شده است .

در آیه بعد میفرماید « در این مسأله پیام روشنی برای خدا پرستان وجود دارد»

«بلاغ» به معنای رسیدن به «إنتهای چیزی »، «تبلیغ و رساندن» و «کفایه کردن» می باشد[19] و آیه با هر سه معنا سازگاری دارد به راستی پیام این آیه چیست ؟ آیا برای امت نقشی برای حاکمیت صالحان قرارداده نشده است ؟ آیا نمی توانند برای تحقق هر چه زودترِ این نوید، قدمی بردارند؟! !

خلافت صالحان

« وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِکُونَ بی‏ شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ » [20]

خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏اند وعده مى‏دهد که قطعاً آنان را حکمران روى زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روى زمین را بخشید و دین و آیینى را که براى آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‏دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل مى‏کند، آن چنان که تنها مرا مى پرستند و چیزى را شریک من نخواهند ساخت. و کسانى که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.

نکات :

1 - آن‌ چه‌ که‌ در این‌ آیه‌ شریفه‌ آمده‌ است‌ وعده‌ الهی‌ است‌ و وعده‌ خداوند تخلف ‌ناپذیر است[21]‌. علاوه‌ بر آن ،‌ برای‌ بیان‌ اهمیت‌ و حتمیت‌ آن‌ از چندین‌ عامل‌ تأکید یعنی «ل» و «نّ» استفاده‌ شده‌ است‌

2 - مورد خطاب‌ در «منکم‌» امت‌ اسلام‌ و«مِن‌» برای‌ تبعیض‌ است‌ و امت‌ اسلام‌ بر چند دسته‌ هستند:

الف‌) کسانی‌ که‌ اصلاً ایمان‌ نیاورده‌اند ولی‌ در ظاهر تظاهر به‌ اسلام‌ می‌کنند = منافقین‌

ب‌) کسانی‌ که‌ ایمان‌ آورده‌اند اما عملاً روال‌ سابق‌ خود را دارند = عملوا السیئات‌

ج‌) کسانی‌ که‌ هم‌ عمل‌ صالح‌ دارند و هم‌ عمل‌ سیئی‌ «خلطوا عملاً صالحاً و آخر سیئاً (توبه 9 : 102) مثل‌ غالب‌ انسان‌ها.

د) کسانی‌ که‌ در اثر توجه‌ به‌ فرامین‌ الهی‌ و تهذیب‌ نفس‌ خیر و صلاح‌ بر عقائد، گفتار و کردار آنها حاکم‌ است‌ = الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ

وعده‌ خداوند این‌ است‌ که‌ دسته‌ چهارم‌ مجریان‌ این‌ طرح‌ خواهند بود.

3 -  «الارض‌» به‌ همان‌ بیانی‌ که‌ در آیه‌ 105 انبیاء گذشت‌ مطلق‌ است‌ یعنی‌ سراسر زمین‌.

4 – «لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ» فعل مضارع از مصدر «إستخلاف» به معنای «کسی را جانشین قرار دادن» می باشد و در این جا  به قرینه جمله بعد (کَمَا اسْتَخْلَفَ...) همانند تعبیر «یرثها» در آیه 105 انبیاء کنایه از تسلط و قدرت و حاکمیت است یعنی خداوند وعده داده است که کسانی که إیمان آورده و عمل صالح انجام داده اند را حاکم بر روی زمین قرار دهد .

5 - ‌مراد از «کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ»‌ مؤمنانی از قوم نوح ، هود ، صالح ، شعیب و امثال آن می باشد که با هلاکت کافران و مشرکان نجات می یافتند و وارث و حاکم بر زمین می شدند.            6 – «لَیُمَکِّنَنَّ» فعل مضارع از مصدر تمکین به معنای «چیزی را در جای خود استوار ساختن» می باشد و کنایه از ثبات و استقرار و استحکام است تمکین‌ دین‌ و استوار ساختن‌ دین‌ با این‌ امور شکل‌ می‌گیرد:

الف‌) تبیین‌ درست‌ و کامل‌ دین‌ که‌ توسط‌ امام‌ زمان‌ ـ عجل‌ الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف‌ ـ صورت‌ می‌گیرد تا دین‌ متهم‌ به‌ ناکار آمدی‌ نگردد.

ب‌) پیاده‌ شدن‌ دین‌ در ابعاد فردی‌، اجتماعی‌، فرهنگی‌، سیاسی‌، اقتصادی‌ و خلاصه‌ همه‌ امور دنیوی‌ و اخروی‌.

ج‌) مورد اهانت‌ قرار نگرفتن‌ و حفظ‌ عزت‌ و شوکت‌ آن‌.

د) این‌ که‌ دین‌ غالب‌ جهان‌ شود. در غیر این‌ صورت‌، تمکین‌ دین‌ صدِق نمی‌کند وقتی‌ دینِ مرضیِ خداوند به‌ خود می‌بالد و استوار است‌ که‌ غالب‌ بر همه‌ ادیان‌ گردد لذا مرحوم‌ طبرسی‌ ؛ در مجمع‌ البیان‌ می‌فرماید: تمکین‌ دین‌ همان‌ است‌ که‌ در آیه‌ 33 توبه‌ آمده‌ «لیظهره‌ علی‌ الدین‌ کله‌» یعنی‌ غلبه‌ آن‌ بر همه‌ ادیان‌.

7 - «لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً» یعنی ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل مى‏کند برای‌ این‌ که‌ امنیت‌ مطلق‌ بر عالَم‌ حاکم‌ شود و هیچ‌ ترسی‌ وجود نداشته‌ باشد باید جامعه‌ از وجود دشمنِ داخلی و خارجی ، پنهان و آشکار ، دین و دنیا عاری شود .

8 -  دین‌ مرضی‌ خداوند چه‌ دینی‌ است‌؟ با توجه‌ به‌ اینکه‌ خود اسلام‌ دارای‌ فرقه‌های‌ بسیار زیادی‌ است‌ دینی‌ که‌ حاکم‌ بر جهان‌ می‌شود کدام‌ دین‌ است‌؟

از آنجا که‌ «القرآن‌ یُفَسّر بعضه‌ بعضاً» آیه‌ سوم‌ سوره‌ مائده‌ جمله‌ «ارتضی‌ لهم‌» را تفسیر می‌کند می‌فرماید: «و رضیت‌ لکم‌ الاسلام‌  دینا» الف‌ ولام‌ «الاسلام‌» عهد است‌ یعنی‌ اسلامی‌ که‌ امروز (عید غدیر) برای‌ شما کامل‌ نمودم‌ و نعمتم‌ را برای‌ شما به‌ اتمام‌ رساندم‌ را برای‌ شما به‌ عنوان‌ دین‌ می‌پسندم‌ و دین‌ مرضی‌ من‌ است‌. به‌ عبارت‌ دیگر اسلام‌ با ولایت‌ مرضی‌ من‌ است‌ و چنین‌ اسلامی‌ بر عالَم‌ حاکم‌ خواهد شد.

9 - التفات‌ در آیه(تغییر خطاب‌ از غیبت‌ به‌ متکلم‌ وحده‌، ابتدا فرمود «وعد الله» ولی‌ این جا فرموده«یعبدوننی») و مؤکّد ساختن «یعبدوننی» به «لا یُشْرِکُونَ بی‏ شَیْئاً» و از طرفی‌ «شیئاً» که‌ نکره‌ است‌ و در سیاقِ نفی‌ واقع‌ شده‌ و مفید عموم‌ است‌ همگی دلالت‌ دارد بر از بین‌ رفتن‌ شرک‌ به‌ طور کامل‌ و حاکمیت‌ مطلق‌ توحید. نه‌ شرک‌ جلی‌ و آشکار وجود خواهد داشت‌ و نه‌ شرک‌ خفی‌ و پنهان‌ مثل‌ ریا بلکه‌ معنویت‌ و اخلاص‌ حاکم‌ خواهد شد.

با دقت‌ در این‌ نکات‌، نتیجه‌ می‌گیریم‌ که‌ خداوند متعال‌، حاکمیت‌ همه‌ جانبه‌ دین‌ حق‌ را که‌ به‌ دست‌ بندگان‌ صالح‌ و شایسته‌ او در سراسر گیتی‌ صورت‌ می‌گیرد را به‌ امت‌ اسلام‌ مژده‌ می‌دهد. و این‌ همان‌ مسئله‌ای‌ است‌ که‌ در روایات‌ گوناگون‌ از آن‌ به‌ عنوان‌ حکومت‌ عدل‌ جهانی‌ حضرت‌ مهدی‌ (عجل الله تعالی فرجه)  یاد شده‌ است‌. مرحوم‌ علامه‌ طباطبایی‌ ؛  در تفسیر گرانسنگ‌ المیزان‌ می‌فرماید: حق‌ این‌ است‌ که‌ اگر این‌ آیه‌ حق‌ معنایش‌ داده‌ شود جز بر جامعه‌ موعودی‌ که‌ با ظهور حضرت‌ مهدی‌ (عجل الله تعالی فرجه) شکل‌ می‌گیرد منطبق‌ نمی‌شود[22].

چند نکته‌:

1. اهل‌ سنت‌ می‌گویند این‌ آیه‌ در شأن‌ حکومت‌ خلیفه‌ اول‌ و دوم‌ نازل‌ شده‌ است‌! حال‌ با توجه‌ به‌ نکات‌ نه‌گانه‌ای‌ که‌ بیان‌ شد باید دید آیا این‌ مژده‌ بر حکومت‌ آنان‌ قابل‌ انطباق هست‌ یا نه‌؟!           آیا خانه ‌نشین‌ کردن‌ اهل‌ بیت‌ علیهم السلام ، سلمان‌ها، مقدادها  و اباذرها ...و قدرت‌ یافتن‌ معاویه‌ها، ولیدها، خالد بن‌ ولیدها با تعبیر «آمنوا منکم‌ وعملوا الصالحات‌» سازگاری‌ دارد؟!!

آیا برنامه‌ تبعیض‌ نژادی‌ و برتری‌ دادن‌ عرب‌ بر عجم‌ و قریش‌ بر غیر قریش‌ و بنی‌امیه‌ بر غیر بنی‌امیه‌ و... تمکین‌ دین‌ وجزء برنامه‌ اسلام‌ بود؟!

آیا قلع‌ و قمع‌ قبایلی‌ که‌ از دادن‌ زکات‌ به‌ مامور خلیفه‌ اول‌ امتناع‌ کردند و همچنین‌ برخورد با آنها به‌ جرم‌ ارتداد، (که‌ در تاریخ‌ با عنوان‌ «ردّه‌» از آن‌ یاد شده‌ است‌) به‌ بهانه‌ بیعت‌ نکردن‌ با ابوبکر به‌ گونه‌ای‌ که‌ حتی‌ خالد بن‌ ولید با حمله‌ به‌ قبیله‌ «مالک‌ بن‌ نویره‌» او را به‌ همین‌ جرم‌ کشت‌ و همان‌ شب‌ با همسر او همبستر شد[23]   ؟!! و... آیا اینها با برقراری امنیت مطلق که‌ در آیه‌ آمده‌ قابل‌ جمع‌ است‌؟!! واین‌ برنامه‌ها حاکمیت‌ دین‌ مرضی‌ خداوند بود؟!!

2. از نظر ترتیب‌ نزول‌ سوره‌ انبیاء هفتاد و سومین‌ و سوره‌ نور صد و سومین‌ سوره‌ است‌ لذا گویا آیه‌ 55 نور تفسیر وتفصیل‌ آیه‌ 105 انبیاء است‌ در آنجا فقط‌ اصل‌ طرح‌ و مجریان‌ و گستره‌ آن‌ بیان‌ شده‌ بود اما در این‌ آیه‌ ویژگی‌ها واهداف‌ آن‌ نیز بیان‌ شده‌ است‌.

3. راوی از پیامبر إسلام صلی الله علیه و آله در مورد خوفی که در این آیه ذکر شده است سؤال نمود حضرت فرمودند : در زمان هر یک از آن ها (ائمه علیهم السلام)حاکمی است که متعرض آنان می شود و اذیتشان می کند پس آنگاه که خداوند در قیام «قائم» ما شتاب بخشد زمین را پر از عدل و داد نماید آنگونه که از ظلم و جور پر شده است[24]

امام‌ سجاد (علیه السلام)  بعد از قرائت‌ این‌ آیه‌ شریفه‌ فرمودند:

اینان‌ به‌ خدا قسم‌ پیروان ما « اهل‌ بیت‌ « هستند که‌ خداوند متعال‌ به‌ دست‌ مردی‌ از ما یعنی‌ مهدی‌ این‌ امت‌، این‌ برنامه‌ را عملی‌ خواهد ساخت‌[25]... .

و امام‌ صادق علیه السلام  فرمود: «هذه‌ الایة‌ نزلت‌ فی‌ القائم‌ واصحابه‌[26]».

پیشوائی مستضعفان

«وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ»[27]

و مى‏خواهیم بر آنان که در زمین به استضعاف کشیده شده‏اند، منّت نهیم و آنان را پیشوا سازیم و آنان را وارث [زمین‏] گردانیم

واژه‌ها:

«نَمُنّ» از فعل‌ مَنَّ، یَمُنَّ، مِنّةً، وقتی‌ به‌ خداوند متعال‌ نسبت‌ داده‌ شود به‌ معنای‌ «اَنْعَمَ علی‌»است‌؛ پس‌ «نَمُنّ» به معنای «نُنْعِمُ نِعمةً عظیمةً» [28]است یعنی ما می خواهیم نعمت بزرگی را به آنها ببخشیم و به تعبیر راغب إصفهانی در مفردات «منّت» در این جا منّت عملی است یعنی بخشش نعمت عظیم .

«أُسْتُضعِفوا» فعل‌ ماضی‌ مجهول‌ از باب‌ استفعال‌ به‌ معنای‌ «جُعِلوا فی‌ الضّعف‌» یعنی‌ کسانی‌ که‌ در ضعف‌ قرار داده‌ شدند ومورد ظلم‌ وآزار واذیت‌ قرار گرفتند. به تعبیر تفسیر نمونه " مستضعف"در این جا کسى نیست که ضعیف و ناتوان و فاقد قدرت و نیرو باشد، مستضعف کسى است که نیروهاى بالفعل و بالقوة دارد، اما از ناحیه ظالمان و جباران سخت در فشار قرار گرفته، ولى با این حال در برابر بند و زنجیر که بر دست و پاى او نهاده‏اند ساکت و تسلیم نیست، پیوسته تلاش مى‏کند، تا زنجیرها را بشکند و آزاد شود، دست جباران و ستمگران را کوتاه سازد و آئین حق و عدالت را برپا کند.

خداوند به چنین گروهى وعده یارى و حکومت در زمین داده است، نه افراد بى‏دست و پا و جبان و ترسو که حتى حاضر نیستند فریادى بکشند، تا چه رسد به اینکه پا در میدان مبارزه بگذارند و قربانى دهند. البته" مستضعف" انواع و اقسامى دارد مستضعف" فکرى" و" فرهنگى" مستضعف" اقتصادى" مستضعف" اخلاقى" و مستضعف" سیاسى" اما در این آیه به قرائن مختلف، مستضعف سیاسی مراد می باشد نظیر آنچه که در آیه 150 از سوره اعراف آمده است.

سنّت قطعی و مستمرّ إلهی

به بیان تفسیر نمونه «چقدر این آیه گویا و امیدبخش است؟ چرا که به صورت یک قانون کلى و در شکل فعل مضارع و مستمر بیان شده است، تا تصور نشود اختصاص به مستضعفان بنى اسرائیل و حکومت فرعونیان داشته، مى‏گوید: ما مى‏خواهیم چنین کنیم ...یعنى فرعون مى‏خواست بنى اسرائیل را تار و مار کند و قدرت و شوکتشان را در هم بشکند، اما ما مى‏خواستیم آنها قوى و پیروز شوند.

او مى‏خواست حکومت تا ابد در دست مستکبران باشد اما ما اراده کرده بودیم که حکومت را به مستضعفان بسپاریم! و سرانجام چنین شد

این بشارتى است در زمینه پیروزى حق بر باطل و ایمان بر کفر.

این بشارتى است براى همه انسانهاى آزاده و خواهان حکومت عدل و داد و برچیده شدن بساط ظلم .

نمونه‏اى از تحقق این مشیت الهى، حکومت بنى اسرائیل و زوال حکومت فرعونیان بود.

و نمونه کاملترش حکومت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و یارانش بعد از ظهور اسلام بود .

نمونه" گسترده‏تر" آن ظهور حکومت حق و عدالت در تمام کره زمین بوسیله" مهدى" (ارواحنا له الفداء) است.

این آیات از جمله آیاتى است که به روشنى بشارت ظهور چنین حکومتى را مى‏دهد، لذا در روایات اسلامى مى‏خوانیم که ائمه اهل بیت علیهم السلام در تفسیر این آیه اشاره به این ظهور بزرگ کرده‏اند.

در نهج البلاغه از إمام على علیه السلام چنین آمده است:

" دنیا پس از چموشى و سرکشى- همچون شترى که از دادن شیر به دوشنده‏اش خوددارى مى‏کند و براى بچه‏اش نگه مى‏دارد- به ما روى مى‏آورد ... سپس آیه" وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ" را تلاوت فرمود"[29]

و در حدیث دیگرى از همان امام بزرگوار مى‏خوانیم که در تفسیر آیه فوق فرمود:

" این گروه آل محمد صلوات الله علیهم هستند، خداوند مهدى آنها را بعد از زحمت و فشارى که بر آنان وارد مى‏شود برمى‏انگیزد و به آنها عزت مى‏دهد و دشمنانشان را ذلیل و خوار مى‏کند"  [30]

و در حدیثى از امام زین العابدین على بن الحسین علیهما السلام مى‏خوانیم:

" سوگند به کسى که محمد صلی الله علیه و آله را به حق بشارت دهنده و بیم دهنده قرار داد که نیکان از ما اهل البیت و پیروان آنها بمنزله موسى و پیروان او هستند، و دشمنان ما و پیروان آنها بمنزله فرعون و پیروان او مى‏باشند" [31] (سرانجام ما پیروز مى‏شویم و آنها نابود مى‏شوند و حکومت حق و عدالت از آن ما خواهد بود)

البته حکومت جهانى حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه در آخر کار هرگز مانع از حکومتهاى اسلامى در مقیاسهاى محدودتر پیش از آن از طرف مستضعفان بر ضد مستکبران نخواهد بود، و هر زمان شرائط آن را فراهم سازند وعده حتمى و مشیت الهى در باره آنها تحقق خواهد یافت و این پیروزى نصیبشان مى‏شود.»[32]

حکمیه‌ خاتون‌ فرزند امام‌ جواد علیه السلام وعمّه‌ امام‌ حسن‌ عسگری‌ علیه السلام  که‌ شاهد ولادت‌ امام‌ زمان‌ ـ عجل‌ الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف‌ ـ بوده‌ است‌ می‌گوید: وقتی‌ حضرت‌ به‌ دنیا آمدند، روز هفتم‌ ولادتشان‌ در برابر پدر گرامی‌شان‌ ایستاد واین‌ آیه‌ شریفه‌ را تلاوت‌ نمود« وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ ...»[33]

 

 

آیات تبیینی

تعریف :

مراد از آیات تبیینی آیاتی است که برای پاسخ به سؤالات و شبهات مهدویت و همچنین روشن تر ساختن مباحث مهدویت کاربرد ویژه دارد گر چه مستقیماً إرتباطی با بحث مهدویت ندارد .

نمونه ای از این آیات :

1- آثار و برکات وجودی إمامِ غائب

در ماجرای شگفت انگیز حضرت موسی و خضر علیهما السلام می بینیم حضرت خضر در میان مردم  زندگی می کند در عین حال کسی او را نمی شناسد و از کارهایش خبر ندارد پیوسته در تلاش و تکاپو است و مأموریت های إلهی خود را دنبال می کند. بر اساس حکمت إلهی برای حضرت موسی پرده از کارهای او برداشته می شود و او با تعجب ماجرای سوراخ نمودن کشتی ، قبض روحِ پسر بچه و تجدید بنای دیوار را نظاره می کند و در نهایت بر حکمت آنها نیز واقف می گردد[34].

پس غائب بودن و به صورت ناشناس زندگی کردن مانع انجام مأموریت های إلهی نیست و إمام زمان عجل الله تعالی فرجه در عین غیبت، آثار و برکات متعدد برای فرد و جامعه دارد خود حضرت فرموده اند:«ما حفظ و توجه به شما را فروگذار نکرده ایم و شما را از یاد نبرده ایم که اگر این گونه نبود بلا ها شما را در بر می گر فت و دشمنان شما را ریشه کن می کر دند»[35] .

2- عمر طولانی و محال نبودن آن

خداوند متعال در مورد حضرت یونس می فرماید : «و اگر او از تسبیح ‏گویان نمى‏بود حتما در شکم ماهى تا روزى که خلق مبعوث شوند باقى مى‏ماند[36]»

حضرت یونس در جایی قرار گرفته (معده نهنگ) که جای هضم هر چیزی است که درون آن قرار گیرد، هوائی برای تنفس نیست و در ظلمت محض به عبارت دیگر در بد ترین موقعیت حیات قرار دارد خدایی که این قدرت را دارد که بنده اش را در چنین جایگاهی تا روز قیامت نگه دارد آیا قدرت ندارد حجّتش را در شرائط طبیعی نگه دارد ؟! گر چه او نجات یافت اما این آیه امکان عمر طولانی را إثبات می کند

از طرف دیگر عمر طولانی حضرت نوح علیه السلام که در قران بیان شده این امر را إثبات می کند به بیان قران یک مقطع از حیات او یعنی دوران تبلیغ او تا زمان نفرین 950 سال بوده است[37] اگر دوران قبل از نبوت و دوران بعد از طوفان را هم إضافه کنیم یک دوره بسیار طولانی خواهد شد .

3 – جوان ماندن إمام زمان عجل الله تعالی فرجه

یکی از شگفتیها و معجزات خداوند در مورد حضرت این است که گَرد پیری بر چهره مبارک ایشان نمی نشیند و پیوسته چهره او همانند جوانی 30 تا 40 ساله می باشد[38]

آری خداوندی که می تواند غذا و نوشیدنی عُزَیر نبی را به مدت صد سال تر و تازه[39] و أصحاب کهف را به مدت سیصد و نه سال بدون این که آب و غذائی بنوشند سالم و زنده نگه دارد[40]، از دل کوه شتر برای مردم بیرون آوَرَد[41] و آتش را بر ابراهیم خلیل سرد و سلامت گرداند[42] جوان نگه داشتن حجتش أمری ساده و آسان است آری او «ذُو الْعَرْشِ الْمَجیدُ فَعَّالٌ لِما یُریدُ [43]» است .

 

4 – تسلیم محض حجت خداوند بودن

پس از ظهور إمام زمان عجل الله تعالی فرجه و یقین حاصل نمودن به صدق او با معیارهای تشخیص موعود راستین از مدعین مهدویت ، مهمترین وظیفه ما این است که خود حضرت را معیارِ حق قرار دهیم و کارهای حضرت را با عقل ناقص خود نسجیم چرا که او دارای مقام عصمت و مأمور إلهی است کسی که ویژگی او این است که   « وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْری »[44] اگر بخواهیم أفعال او را با ذهن خود بسنجیم قطعاً دچار مشکل می شویم « وَ کَیْفَ تَصْبِرُ عَلى‏ ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرا »[45]

نمونه قرانی این مسأله ماجرای ذبح گاو توسط بنی إسرائیل بود وقتی حضرت موسی علیه السلام فرمان إلهی را مبنی بر ذبح گاو بیان نمود آنها گفتند : آیا ما را مسخره کرده ای[46] ؟ ! (یعنی ما به تو می گوئیم از خداوند بخواه قاتل جوانِ بی گناه مشخص شود آنگاه به ما می گوئی گاو بکشیم ! ) با بیان فوق إشکال کار آنان به خوبی روشن می شود .

5 – خطر إرتداد هنگام ظهور و لزوم آمادگی در دوران إنتظار

اهل کتاب در إنتظار « خاتم الانبیاء » صلی الله علیه و آله بودند اما با تحقق وعده إلهی به او کفر ورزیدند[47] و ما در إنتظار « خاتم الاوصیاء » عجل الله تعالی فرجه هستیم با تحقق وعده خداوند چه خواهیم کرد ؟ ! نکته جالب این که در آیات 90 به بعد سوره بقره علت إیمان نیاوردن آنان بیان شده است پس باید عبرت گرفت قبل از آن که دیر شود در آیه 16 حدید نیز بر این امر تأکید شده است .

این آیات، نمونه هایی از آیات تبیینیِ مهدویت بود نمونه های دیگر مثل آیاتِ:

 92 سوره یوسف برای تبیینِ جلوه رحمت إمام زمان عجل الله تعالی فرجه

 123به بعدِ آل عمران و 9 به بعدِ أنفال برای تبیینِ نقش إمدادهای إلهی در پیروزی سپاه حضرت

151 آل عمران و 12 أنفال و 18 کهف و 26 أحزاب و 2 حشر برای تبیینِ نقش رعب در شکستِ دشمن و پیروزی لشکرِ إمام زمان عجل الله تعالی فرجه

آیاتِ 11 سوره رعد و 25 حدید برای تبیینِ نقش مردم در ظهور و ...

 

 

گلچینی از آیات مهدویت

آیات ناظر به وجود حجت خداوند در هر زمان:

(اعراف181:7 -رعد7:13-إسراء71:17 -قصص 51:28-فاطر24:35-               دخان3:44- قدر4:97 )

آیات ناظر به غیبت:

(بقره3:2 -ملک30:67 -تکویر15:81)

آیات ناظر به ویژگی های حضرت:

(هود86:11 -حج45:22-نور35:24 -نمل62:27-لقمان20:31)

آیات ناظر به وظائف منتظران:

(آل عمران200:3 -حدید16:57)

آیات ناظر به انتظار:

(نساء32:4-اعراف71:7 -یونس20:10-یونس 102:10-هود93:11 )

آیات ناظر به علائم ظهور:

(نساء47:4 -نحل45:16 -شعراء4:26 -سبأ50:34-مومن(غافر)56:40                 ق41:50)

آیات ناظر به اصحاب:

(بقره148:2 -اعراف159:7 -هود8:11)

آیات ناظر به ظهور و حکومت جهانی:

(انفال39:8 -توبه33:9-انبیاء105:21 -حج41:22-نور55:24         قصص5:28-سجده21:32-زمر69:39-فتح28:48 -حدید17:57      صف9:61-عصر1:103)

آیات ناظر به رجعت:

(نمل83:27 -مومن(غافر)11:40)

پیشینه رجعت:

(بقره2 : 55 ، 73 ، 243 ، 259 -آل عمران 3 : 49     مائده 110:5 -اعراف155:7)

آیات ناظر به نزول حضرت عیسی علیه السلام:

(آل عمران46:3 -نساء 159:4 -زخرف61:43)

 

فهرست برخی از منابع آیات مهدویت:

1 - معجم احادیث إمام مهدی علیه السلام ، ج 5  ، نشر مؤسسه معارف اسلامی قم ،

با ذکر بیش از 300 آیه

2- الامام المهدی علیه السلام فی القران و السنه ، سعید ابو معاش ، انتشارات آستان قدس رضوی

با ذکر بیش از 300 آیه

3 – المحجّه فیما نزل فی القائم الحجّه علیه السلام، مرحوم سیّد هاشم بحرانی،با بیش از 120 آیه

4- سیمای حضرت مهدی علیه السلام در قران ، ترجمه المحجه ، سیّد مهدی حائری قزوینی

5- قاطع البیان فی الآیات المؤوّلة بصاحب الزمان علیه السلام ، فضل الله عابدی خراسانی ، نشر دار المرتضی مشهد  ،202 آیه

6- الآیات الباهره فی بقیة العترة الطاهره ، سیّد داوود میر صابری ، مؤسسة البعثه ،حدود 150 آیه

7- القران یتحدث عن الامام المهدی علیه السلام ، مهدی حسن علا الدین

8- الامام المهدی علیه السلام فی القران ، سیّد عبد الرحیم موسوی ،مرکز جهانی اهل بیت علیهم السلام

9- بحار الانوار ، علامه مجلسی رضوان الله علیه ، ج 51   ص 44

10- شواهد التنزیل لقواعد التفضیل ، حاکم ابوالقاسم حسکانی سنی

(موضوع آن فضائل اهل بیت علیهم السلام است و ذیل چند آیه روایاتی در ارتباط آیه با مهدویت ذکر کرده است .)

11- کتاب شناسی قرآن و انتظار ، دبیر خانه دوازدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم،آبان 83

12- مجله انتظار موعود ، مرکز تخصصی مهدویت قم ، شماره 19

[1]  - «  لا یَأْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزیلٌ مِنْ حَکیمٍ حَمیدٍ » فصلت 41 : 42

[2] - توبه 9: 32 و 33

[3] - «ِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ» نور 24 : 31

[4] - « فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْض‏ » تحریم 66 : 3

« عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى‏ غَیْبِهِ أَحَدا » جنّ 72 : 26

[5] - « کَیْفَ وَ إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لا یَرْقُبُوا فیکُمْ إِلاًّ وَ لا ذِمَّة » توبه 9 : 8

[6]- « یُریدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ » توبه 9 : 32

[7] - تفسیر المیزان ، ذیل آیه 32 و 33 توبه

[8] - تفسیر الجامع لاحکام القران ، ذیل آیه 33 توبه

[9] - حضرت مهىی علیه السلام ىر سنت نبوی ص 17

[10] - قال الحسین بن على بن أبى طالب علیهم السلام: « منا اثنا عشر مهدیا أولهم أمیر المؤمنین على بن أبى طالب علیه السلام، و آخرهم التاسع من ولدی و هو القائم بالحق، یحیى الله به الأرض بعد موتها، و یظهر به الدین الحق على الدین کله و لو کره المشرکون »

[11] - قال ابو عبد الله علیه السلام فی قوله عز و جل: « هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ فقال: و الله ما نزل تأویلها بعد و لا ینزل تأویلها حتى یخرج القائم علیه السلام، فاذا خرج القائم لم یبق کافر بالله العظیم و لا مشرک بالإمام الأکرة خروجه‏ »

عن أبى الحسن الماضی علیه السلام قال: قلت: « هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ » قال، هو الذی امر رسوله بالولایة لوصیه، و الولایة هی دین الحق، قلت: «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ» قال: یظهر على جمیع الأدیان عند قیام القائم قال: یقول الله: «و الله متم» ولایة القایم «وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ» بولایة على قلت هذا تنزیل؟ قال: نعم اما هذا الحرف فتنزیل، و اما غیره فتأویل‏‏

 محمد بن مسلم الثقفی قال: سمعت أبا جعفر محمد بن على علیهما السلام یقول: القائم منا منصور بالرعب مؤید بالنصر، تطوى له الأرض و تظهر له الکنوز، یبلغ سلطانه المشرق و المغرب، و یظهر الله عز و جل دینه على الدین کله و لو کره المشرکون، فلا یبقى فی الأرض خراب الا عمر، و ینزل روح الله عیسى بن مریم علیه السلام فیصلى خلفه

نور الثقلین ذیل آیه 33 توبه ‏

 

[12] - انبیاء 21: 105 و 106

[13] - « و یعبّر عن الإثبات و التّقدیر و الإیجاب و الفرض و العزم بِالْکِتَابَةِ، و وجه ذلک أن الشی‏ء یراد، ثم یقال، ثم یُکْتَبُ، فالإرادة مبدأ » مفردات راغب اصفهانی واژه کتب

[14] - مجمع البیان،ذیل آیه

[15] - عن أبی جعفر (علیه السلام)، قال: «قوله عز و جل: أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ هم أصحاب المهدی (علیه السلام) فی آخر الزمان»   تفسیر البرهان ذیل آیه                                                                                                                                               الامام الباقر( علیه السلام) وقوله : ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر، قال: الکتب کلها ذکر. وأن الارض یرثها عبادی الصالحون،قال: القائم علیه السلام وأصحابه. معجم احادیث امام مهدی علیه السلام ج  5 ذیل آیه

[16] - تفسیر مجمع البیان ذیل آیه

[17] - تفسیر المیزان ج 14 ص331 ذیل آیه

[18] - «... و فی روایة أخرى عن ابن عباس رضی اللّه تعالى عنهما أن المراد بها ارض الدنیا یرثها المؤمنون و یستولون علیها و هو قول الکلبی و أید بقوله تعالى: « لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ ...»النور:55 وأخرج مسلم و أبو داود و الترمذی عن ثوبان قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و سلّم: «إن اللّه تعالى زوى لی الأرض فرأیت مشارقها و مغاربها و أن أمتی سیبلغ ملکها ما زوى لی منها»

و هذا وعد منه تعالى بإظهار الدین و إعزاز أهله و استیلائهم على أکثر المعمورة التی یکثر تردد المسافرین إلیها و إلا فمن الأرض ما لم یطأها المؤمنون کالأرض الشهیرة بالدنیا الجدیدة و بالهند الغربی، و إن قلنا بأن جمیع ذلک یکون فی حوزة المؤمنین أیام المهدی رضی اللّه تعالى عنه و نزول عیسى علیه السلام فلا حاجة إلى ما ذکر»   تفسیر روح المعانی ج9 ص 99 ذیل آیه و مراجعه کنید به تفسیر روح البیان اسماعیل حقی

[19] - مفردات راغب إصفهانی  واژه بلغ

[20] - نور 24 : 55

[21] - ر.ک‌: آل‌ عمران‌ 3: 9، نساء 4: 87 و122، غافر 40: 55

[22] :المیزان،ج15،ص150 ذیل همین آیه

[23] :تاریخ یعقوبی،ج2،ص131

[24] «...ثُمَّ تَلَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ ...فَقَالَ جَنْدَلٌ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَا خَوْفُهُمْ قَالَ یَا جَنْدَلُ فِی زَمَنِ کُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ جَبَّارٌ یَعْتَرِیهِ وَ یُؤْذِیهِ فَإِذَا عَجَّلَ اللَّهُ خُرُوجَ قَائِمِنَا یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً ثُمَّ قَالَ صلی الله علیه وآله طُوبَى لِلصَّابِرِینَ فِی غَیْبَتِهِ طُوبَى لِلْمُقِیمِینَ عَلَى مَحَجَّتِهِمْ أُولَئِکَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ وَ قَالَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ قَالَ أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ المُفلِحون.. »  بحارالأنوارج 36 ص 304 باب 41- نصوص الرسول

[25] : روی العیاشی بإسناده عن علی بن الحسین  علیهما السلام أنه قرأ الآیة و قال «هم  و الله شیعتنا أهل البیت یفعل الله ذلک بهم على ید رجل منا و هو مهدی هذه الأمة و هو الذی قال رسول الله صلی الله  لو لم یبق من الدنیا إلا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتى یلی رجل من عترتی اسمه اسمی یملأ الأرض عدلا و قسطا کما ملئت ظلما و جورا» و روی مثل ذلک عن أبی جعفر (علیه السلام) و أبی عبد الله (علیه السلام)                                                          مجمع البیان و تفسیر عیاشی ذیل آیه

[26] :الغیبه نعمانی  باب 13 ح35 ص247

[27] - قصص 28 : 5

[28] - رجوع‌ کنید. به‌: آیات‌ آل‌ عمران‌: 164. انعام‌: 53 یوسف‌: 90

 

[29] -« لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْیَا عَلَیْنَا بَعْدَ شِمَاسِهَا-  عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَى وَلَدِهَا-  وَ تَلَا عَقِیبَ ذَلِکَ-  وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِین»  نهج البلاغه حکمت 209

[30] - « هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ یَبْعَثُ اللَّهُ مَهْدِیَّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَیُعِزُّهُمْ وَ یُذِلُّ عَدُوَّهُمْ » بحار الانوارج 51 ص 54 و الغیبه شیخ طوشی ص 184

[31] -«وَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیراً إِنَّ الْأَبْرَارَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ شِیعَتَهُمْ بِمَنْزِلَةِ مُوسَى وَ شِیعَتِهِ وَ إِنَّ عَدُوَّنَا وَ أَشْیَاعَهُمْ بِمَنْزِلَةِ فِرْعَوْنَ وَ أَشْیَاعِه»  بحارالأنوارج 24 ص 167 باب 49- أنهم علیهم السلام المستضعفون

[32] - تفسیر نمونه ج 16ص 11 ذیل آیه

[33] - کمال الدین ج2 ص 424 باب 42 ح 1

[34] - سوره کهف 18 : آیات 65 به بعد

[35] - « إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَا »

       بحارالأنوارج 53 ص 174 باب 31- ما خرج من توقیعاته علیه السلام ..... الاحتجاج ج 2 ص 495

[36] - « فَلَوْ لا أَنَّهُ کانَ مِنَ الْمُسَبِّحینَ (143)لَلَبِثَ فی‏ بَطْنِهِ إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُون‏(144)»        صافات 37 : 143و 144

[37] - عنکبوت 29 : 14

[38] - عن أبی الصلت الهروی قال قلت للرضا علیه السلام ما علامات القائم منکم إذا خرج قال علامته أن یکون شیخ السن شاب المنظر حتى أن الناظر إلیه لیحسبه ابن أربعین سنة أو دونها و إن من علاماته أن لا یهرم بمرور الأیام و اللیالی حتى یأتیه أجله‏                                           کمال‏الدین ج2ص 652 باب 57-  ما روی فی علامات خروج القائم علیه السلام                                                                          

[39] - « فَانْظُرْ إِلى‏ طَعامِکَ وَ شَرابِکَ لَمْ یَتَسَنَّه‏ » بقره 2 : 259

[40] - سوره کهف آیات 17 به بعد

[41] - اعراف 7 : 73

[42] - أنبیاء 21 : 68

[43] - بروج 85 : 15 و 16

[44] - کهف 18 : 82

[45] - همان آیه 67

[46] - « وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجاهِلینَ » بقره 2 : 67

[47] - «...فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِه... »‏ بقره 2 : 89

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :