wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 10 » مقالات
بازدید: 4369
0/0 (0)
حقیقت فَرَج از منظر روایات رضوی علیه السلام
 

 نگارنده: سعید توسلی خواه
 
در این نوشتار درصدد هستیم به این سوال پاسخ دهیم که انتظار فرج در لسان روایات رضوی به چه معنی به کار رفته است، "آیا فرج در این روایات فقط به معنی ظهور امام مهدی(عج) است؟"

ویا به معنای رفع مشکلات شخصی و روزمره انسانهاست؟ یا منظور چیز دیگری است،
  
مقدمه

در فرهنگ شیعی و روایی ما،اصطلاح انتظار فرج یک مفهوم بسیار مهم است که ریشه در فطرت انسانها دارد ،لذا بر آن شدم تا این مفهوم بلند و آرمانی که در روایات ما مورد تاکید قرار گرفته است را مورد بررسی قرار دهم تا هر چه بهتر از این آموزه بهره مند شویم.

در این نوشتار درصدد هستیم به این سوال پاسخ دهیم که انتظار فرج در لسان روایات رضوی به چه معنی به کار رفته است، "آیا فرج در این روایات فقط به معنی ظهور امام مهدی(عج) است؟"

ویا به معنای رفع مشکلات شخصی و روزمره انسانهاست؟ یا منظور چیز دیگری است،

ودر نهایت چگونه این اصل قابل تصور و ترسیم است؟

با بررسی و نقل دیدگاههای مختلف به این فرضیه می رسیم که واژه فرج در روایات همیشه به معنای ظهور امام مهدی4 نیست.

کلیدواژه:انتظار ،فرج  ،علایم ، امام مهدی (عج)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حقیقت و مفهوم فرج در لسان روایات بسیار فراوان و به عناوین مختلف استفاده شده است. در برخی روایات قرینه ای لفظی یا مقامی وجود دارد که معنای این کلمه را روشن می سازد ،ولی در برخی دیگر ،کلمه فرج به صورت مطلق امده است .

در خصوص این روایات دو دیدگاه وجود دارد و هر دیدگاه تفسیر خاصی از روایات بیان می کند .در اینگونه روایات علماء برداشت های گوناگونی داشته اند،برخی اینگونه روایات را مربوط به ظهور امام عصر (عج)می دانند و گروهی دیگر معنای عام از آنها برداشت می کنند.

ابتدا برای روشن شدن مفهوم فرج در روایات به بیان دو دیدگاه مهم­تر می پردازیم و سپس روایات صادره از امام علی ابن موسی رضا (ع) را در این باب مورد بررسی قرار می دهیم.
تبیین دیدگاه ها

دیدگاه اول: درظاهر مراد از انتظار فرج همان انتظار فرج حضرت مهدی (عج) است که در این روایات متعلق آن یعنی حضرت مهدی (عج) به جهت وضوح، بیان نشده است. چون در احادیث فریقین، آن حضرت به عنوان نجات دهنده مردم از ظلم و بی عدالتی معرّفی شده است.

شیخ صدوق رحمه الله به سندش از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود: «طوبی لشیعة قآئمنا المنتظرین لظهوره فی غیبته»[1]  «خوشا به حال شیعیان قائم ما، کسانی که منتظر ظهور او در عصر غیبت اویند.»

این معنا برای روایات مطلق ،با نظر اهل سنّت نیز موافقت دارد؛ زیرا آنان گرچه عموماً به ولادت مهدی موعود علیه السلام اعتقادی ندارند ولی او را منجی بشریّت از ظلم و بی عدالتی می دانند که باید مستضعفین انتظار او را بکشند.

همچنین از جمله قرائنی که می تواند مصداق احادیث مطلق را مشخّص کرده و بر حضرت مهدی علیه السلام و قیام او تطبیق دهد مسأله لزوم تناسب بین حکم و موضوع است؛ زیرا انتظار فرجی که تا این حدّ مهم برشمرده شده و تا این حدّ مورد تأکید واقع شده است به طور حتم همان انتظار روز موعود است، از آن جهت که در آن روز وعده الهی به نصرت مظلومین در سرتاسر عالم تحقق می یابد و حکومت عدل توحیدی در روی کره زمین گسترش خواهد یافت. انتظار با آن آثار و برکاتی که دارد تنها در انتظار چنین فرجی قابل پیاده شدن است. و نیز چنین انتظاری است که می تواند از اساس دین شمرده شود، نه انتظار رفع هر گرفتاری ولو جزئی و با هر سبب باشد.

     دلیل برتری انتظار فرج نسبت به دیگر اعمال، عدالت خواهى و حقیقت‏جویى است که در فطرت انسان ها نهاده شده است، زیرا آن حضرت با ظهور خویش، حق را احیا و عدالت را در جامعه حاکم خواهد ساخت. دعا براى تعجیل در ظهور ایشان، رسیدن به آرزوهایی است که بشر تشنه رسیدن به آن بوده است.

     انتظار اعتقادى است در گرو عمل، عمل کردن به آنچه که فرهنگ انتظار ایجاب مى‏کند.

دیدگاه دوم: بسیاری اوقات انتظار به معنای «انتظار فرج» به کار رفته است که در این صورت ضدّ آن، یأس از امداد و کمک الهی می باشد. چنین یأسی از بزرگترین گناهان کبیره به شمار آمده است.

 در قرآن کریم، سفارش حضرت یعقوب به فرزندانش در مورد یافتن حضرت یوسف نقل شده است که فرمود:

«لاتَیْأسُؤا مِنْ رَوْحِ اللهِ إنَّهُ لا یَیْأسُ مِنْ رَوحِ اللهِ اِلّا القومُ الکافِرونَ»[2]

 از رحمت و گشایش الهی ناامید نباشید؛ که جز گروه کافران کسی از رحمت خدا ناامید نیست.

 در احادیث ،وقتی گناهان کبیره را برشمرده اند، بعد از «شرک به خدا» که بزرگترین گناه است، «یأس از رحمت خدا» را دومین گناه بزرگ محسوب کرده اند.

 از حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) منقول است که فرمودند:

 اَکْبَرُ الکَبائرِـ الشِرْکُ بِاللهِ... وَ بَعْدَهُ الیَأْسُ مِنْ رَوحِ اللهِ لِأنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقولُ: «و لا تَیْأسُوا. . .»[3]

بزرگترین گناه کبیره شرک به خداست... و پس از آن ناامیدی از رحمت خدا. زیرا خدای عزّ و جل می فرماید: «و لا تیأسوا...».

انسان اگر در گرفتاری واقع شود، چه این گرفتاری، مصیبت و سختی دنیوی باشد و چه گرفتاری معنوی و روحی که در اثر ابتلا به معاصی برایش حاصل می  شود، نباید از کمک خداوند و رحمت او ناامید شود.

    ناامیدی از رحمت و دستگیری خداوند، گناهی است بالاتر از هر گناه دیگری که انسان گناهکار را گرفتار کرده است. امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمودند: اَعْظَمُ البَلاءِ انْقِطاعُ الرَّجاءِ.[4] بزرگترین گرفتاری، ناامید شدن است. پس گرفتاری انسان ،هرقدر هم که شدید باشد، باز ناامیدی از رحمت خداوند، از آن شدیدتر و سخت تر است. هیچگاه امید انسان به دستگیری خداوند نباید از بین برود. زیرا چه بسا از طریقی که انسان تصوّرش را نمی کند، رحمت الهی شامل حالش گردد. لذا فرموده اند: کُنْ لِما تَرجُو أرْجی مِنکَ لِما تَرجُو.[5] به چیزی که امید (وقوعش را) نداری، از آنچه امید (وقوعش را) داری، امیدوارتر باش.

 اگر کسی امیدش به دستگیری پروردگار باشد، چه بسا در زمانی که به لحاظ محاسبات عادی هیچگونه امیدی نمی رود، باب فرج و گشایشی برایش باز شود که وقتی روی حسابهای معمولی امید آن می رفت، باز نشده باشد. هرقدر اعتقاد به «توحید» در انسان قوی تر باشد، امیدش به دستگیری خداوند در گرفتاری ها بیشتر و ناامیدی اش از رحمت الهی کمتر است. در مقابل، غیرموحّد یا موحّدی که عقیده دارد ولی در عمل از اعتقادش غافل است و درجه بالایی در توحید ندارد، در هنگام گرفتاری، بدون توجّه به اینکه رفع آن فقط به دست خداوند است، به اسباب و وسائط رجوع می کند و به آنها دل می بندد و این همان شرکی است که متأسفانه بیشتر اهل ایمان گرفتارش هستند: «و ما یُؤمِنُ اَکْثَرهُم بِاللهِ اِلّا وَ هُمْ مُشْرِکُونَ»[6] و بیشتر ایشان به خدا ایمان نمی آورند مگر آنکه مشرک هستند. انتظار ضدّ یأس است و «انتظار فرج» دقیقاً به این معناست که انسان در گرفتاری هایش هرقدر هم سخت و شدید باشد، از رحمت و دستگیری خداوند ناامید و مأیوس نباشد. و همین انتظار است که بالاترین عبادت خداوند است.

با توضیحات گذشته می توان تصدیق کرد که «انتظار فرج» محبوب ترین عمل نزد خداوند می باشد. چون نشان دهنده بالاترین مرتبه توحید در انسان است و ارزش هر عملی در اسلام با معیار توحید سنجیده می شود. امیرمؤمنان (علیه السلام) در این خصوص فرموده اند:

 اِنْتَظِرُوا الفَرَجَ. و لا تَیْأسُوا مِنْ رَوحِ اللهِ فإنَّ اَحَبَّ الاَعْمالِ اِلی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ انتظارُ الفرجِ مادَامَ عَلیهِ المُؤْمِنُ.[7] منتظر فرج (از جانب خدا) باشید و از رحمت و دستگیری خداوند ناامید نباشید. همانا دوست داشتنی ترین کارها در پیشگاه خدای عز و جل انتظار فرج است تا وقتی که مؤمن این حالت خود را حفظ کند.

 در جای دیگر، امیرمؤمنان (علیه السلام) «انتظار فرج» را بالاترین عبادت مؤمن دانسته اند:

 اَفْضَلُ عِبادَةِ المُؤْمِنِ انتظارُ فَرَجِ اللهِ[8]

برترین عبادت مؤمن انتظار فرج از جانب خداوند است.

این عبادت یک عمل قلبی می باشد که ارزش آن از همه عبادات دیگر بیشتر است. ممکن است انسان عبادت های زیادی انجام دهد، ولی روح و اساس همه عبادتها «توحید» و اعتقاد قوی به خداوند است. پس می توانیم تصدیق کنیم که برترین و بالاترین عبادت مؤمن، انتظار فرجی است که در گرفتاری ها از خدای متعال دارد و این عبادت قلبی روح همه عبادات دیگر می باشد.
نقد وبررسی دیدگاه ها
نقد دیدگاه اول:

اولاً : دلیل قابل قبولی برای این نظر بیان نشده است.

ثانیاً: این که گفته شده:" این تأکیدات و اثرات مهمی که برای این امر در روایات بیان شده نشانگر امر بزرگ و مهمی است و آن فقط ظهور حضرت مهدی4 می تواند باشد. " این نوعی تفسیر به رأی است و همانطور که در تبیین دیدگاه دوم بیان شد بسیاری از ویژگی های اخلاقی و عقایدی وجود دارد که در روایت برای ترک آنهامجازات بسیار شدیدی مطرح می شود درحالی که اگر بخواهیم از دید انسان عادی به آنها نگاه کنیم چنین رابطه ای را درک نمی کنیم لذا درک ما  نمی تواند قاضی و ملاک باشد.

 

نقد دیدگاه دوم:

این نظریه گرچه به صواب نزدیک است ولی کامل نیست و ابهامات موجود را حل نمی کند.

فرج را صرف یک امر اخلاقی دانستن نیمی از حقیقت است و به نظر می رسد به طور کامل بر روایات منطبق نیست،مخصوصا روایاتی که علایم فرج را بیان می کند.
تبیین روایات رضوی7

 یکی از راههای پی بردن به اهمیت و ریشه دار بودن یک مبحث و موضوع دینی توجه به حجم روایات صادر شده از معصومین: است و همچنین توجه و دقت در نوع پرسش،شخصیت سائلین و جواب معصوم است .

در احادیث صادره از امام رضا (ع) در حدود سی­وپنج روایت به طور مستقیم به مسئله­ی ظهور مهدویت و فرج پرداخته است و از این تعداد هفت روایت اختصاصاً به موضوع این نوشتار مربوط می­گردد.

برای یافتن حقیقت و مفهوم فرج در لسان روایات رضوی نگاهی به این روایات خواهیم داشت .

روایت اول

در روایت اول که کتاب شریف بحارالانوار به نقل از کتاب قرب الاسناد آورده است،سوال کننده از زمان و نزدیکی فرج  می پرسد.

[قرب الإسناد] بِالْإِسْنَادِ قَالَ سَأَلْتُ الرِّضَا ع عَنْ قُرْبِ هَذَا الْأَمْرِ فَقَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع حَکَاهُ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ أَوَّلُ عَلَامَاتِ الْفَرَجِ سَنَةَ خَمْسٍ وَ تِسْعِینَ وَ مِائَةٍ وَ ...

بزنطى گفت: از حضرت رضا علیه السّلام پرسیدم: آیا ظهور قائم آل محمد6 نزدیک است؟ فرمود: جدم حضرت صادق علیه السّلام از پدرش امام محمد باقر علیه السّلام نقل کرده که فرمود: «نخستین علائم فرج آل محمد سال صد و نود و پنج خواهد بود در سال صد و نود و شش عرب خود را از مشقت و ذلت خلع میکند و در سال صد و نود و هفت، نابودى مى‏باشد. و در سال صد و نود و هشت جلاى وطن در کار است.

آیا نمى‏بینى بنى هاشم با زن و بچه جلاى وطن مى‏کنند؟ من عرض کردم فقط بنى هاشم جلاى وطن مى‏نمایند؟ فرمود: آنها و غیر آنها و در سال صد و نود و نه خداوند گرفتارى‏ها را برطرف می سازد و در سال دویست خدا هر چه خواهد می کند.

علامه مجلسی در توضیح این روایت می فرماید: علائم فرج آل محمد در سال صد و نود و پنج، اشاره به نزاع امین و مأمون بر سر خلافت است که سرانجام امین مأمون را از خلافت خلع کرد زیرا این واقعه آغاز تزلزل دولت بنى عباس بود. سپس در سال صد و نود و شش کشمکش شدت یافت و میان دو برادر جنگ درگرفت و در سال بعد بسیارى از لشکر آنها نابود گشت. در سال بعد از آن محمد امین کشته شد و بسیارى از بنى عباس جلاى وطن کردند. حضرت در اینجا از روى توریه و تقیه بنى هاشم را نیز نام برد و لذا فرمود آنها و غیر آنها! و در سال صد و نود و نه خداوند گرفتاریهاى اهل بیت علیهم السلام را برطرف ساخت و دشمنان آنها را منکوب کرد، و مأمون نامه به حضور آن حضرت (امام رضا) نوشت و از وى استمداد نمود و او را به طوس طلبید.

و اینکه فرمود: «در سال دویست خدا هر چه خواهد می کند» اشاره باحترام‏ فوق العاده‏ایست که مأمون از آن حضرت نمود و او را بخراسان دعوت کرد، و در سال بعد یعنى سنه دویست و یک ،حضرت وارد خراسان گشت و در ماه رمضان همان سال مأمون از مردم براى حضرتش بولایت عهدی خود بیعت گرفت.

لذا با دقت در روایت  و همچنین تفسیر علامه مجلسی درمی­یابیم اصطلاح فرج در این روایت به معنی ظهور حضرت مهدی(عج) نیست و اشاره به گشایش و کم شدن و یا رفع گرفتاری ها و سخت گیری های         بنی عباس بر شیعیان دارد البته این معنا توسط ادامه روایت نیز تایید می شود.

فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَقُلْتُ فَقِیَامَ الْقَائِمِ قَالَ یَفْعَلُ اللَّهُ ما یَشاءُ قُلْتُ فَأَنْتَ هُوَ؟ قَالَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ...

در ادامه راوی از امام سوال می کند : شما در سال اول از پدر بزرگوارت نقل کردید که در سر فلان ماه و فلان سال، دولت اولاد فلان منقضى میگردد و بعد از آن اولاد فلان بسلطنت نمی رسند فرمود: آرى این را من براى تو نقل کردم. عرض کردم: وقتى دولت آنها به پایان رسید کسى از قریش به سلطنت می رسد به طورى که کارش بالا گیرد؟ فرمود: نه عرض کردم: پس چه مى‏شود؟ فرمود: همان مى‏شود که تو و سایر شیعیان عقیده دارید: عرض کردم: مقصودتان آمدن سفیانى است. فرمود: نه، عرض کردم: قیام قائم است؟

فرمود: خدا هر چه خواهد مى‏کند! عرض کردم: پس شما قائم هستید؟ فرمود:

لا حول و لا قوة الا بالله.

در ادامه یکی از علامات ظهور حضرت قائم (عج) رابیان می دارد وبدین وسیله می فرماید من آن قائم نیستم

وَ قَالَ إِنَّ قُدَّامَ هَذَا الْأَمْرِ عَلَامَاتٍ حَدَثٌ یَکُونُ بَیْنَ الْحَرَمَیْنِ قُلْتُ مَا الْحَدَثُ قَالَ عَضْبَةٌ تَکُونُ وَ یَقْتُلُ فُلَانٌ مِنْ آلِ فُلَانٍ خَمْسَةَ عَشَرَ رَجُلًا [9]

سپس فرمود: پیش از آمدن قائم، آثار و حادثه‏اى در بین دو حرم پدید مى‏آید عرض کردم: آن حادثه چیست؟ فرمود: جمعیتى هستند که فلانى از فرزندان فلانی پانزده نفر مرد را بقتل می رساند.

روایت دوم

 [قرب الإسناد] بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قُلْتُ لِلرِّضَا ع ...فَقَالَ مَا أَحْسَنَ الصَّبْرَ وَ انْتِظَارَ الْفَرَجِ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ الْعَبْدِ الصَّالِحِ وَ ارْتَقِبُوا إِنِّی مَعَکُمْ رَقِیبٌ وَ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ

در کتاب قرب الاسناد آمده است

بزنطى گفت: به حضرت رضا (ع) عرض کردم: فدایت شوم، راویان ما از شهاب بن (فرقد) روایت کرده‏اند که وى از جدت (امام جعفر صادق) روایت نموده که فرمود: خداوند آنچه را پیغمبر در مدت بیست و سه سال پیدا کرد (نفوذ سریع و رواج دین مقدس اسلام) بدیگرى نخواهد داد. فرمود: اگر این را جدم گفته باشد همین طور خواهد بود. عرض کردم قربانت گردم شما چه می فرمائید؟

قال: ما احسن الصبر و انتظار الفرج‏

فرمود: چقدر صبر پیشه گرفتن و انتظار فرج کشیدن نیکو است!

آیا نشنیده اید عبد صالح فرمود چشم به راه باشید که من نیز چشم به راهم و منتظر باشید که من نیز با شما منتظرم .

استاد علی دوانی در توضیح این بند از روایت می فرماید منظور از عبد صالح حضرت امام موسی کاظم (ع) است[10] ولی با توجه به اینکه جمله اول ،آیه شریفه 93سوره هود و سخن حضرت شعیب است و جمله دوم نیز سه بار در آیات (71 سوره اعراف از قول حضرت هود پیامبر و 20 و 102 سوره یونس از قول پیامبر اسلام) آمده و اینکه دلیلی بر مصداق مورد نظر استاد نداریم به نظر می رسد منظور ازاین جملات همان آیات قرآن و عبد صالح همان پیامبران الهی میباشد

سپس امام به یکی از سنت های الهی اشاره می فرمایند که فرج و گشایش بعد از یأس و نا امیدی حاصل می شود و تا انسان یا امتی امیدی به غیر و به اسبابی دیگر داشته باشد فرج و گشایشی حاصل نمی شود.

فَعَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ فَإِنَّهُ إِنَّمَا یَجِی‏ءُ الْفَرَجُ عَلَى الْیَأْسِ

پس صبر پیشه کنید که همانا فرج بعد از یأس و نومیدی خواهد رسید واین را بدانید،

سپس امام رضا(ع) نقل قولی را از امام محمد باقر (ع) بیان می نماید که به دو مطلب اشاره دارد:

 اول آنکه می فرماید: به خدا قسم آنچه در این امت است در امتهای پیشین بوده است.

دوم آنکه به توصیف مردم و شیعیان می پردازد و اینکه مبتلا به صفت اشاعه و فاش کردن اسرار هستند لذا باعث شده ائمه حقایق و اسرار و حکمت ها را منتشر نسازند.

وَ قَدْ کَانَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ أَصْبَرَ مِنْکُمْ وَ ... إِنَّمَا هُوَ أَمْرُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَ قَضَاؤُهُ وَ الصَّبْرُ وَ إِنَّمَا یَعْجَلُ مَنْ یَخَافُ الْفَوْت[11]

و این را بدانید آنها که پیش از شما بودند بیش از شما صبر کرده‏اند. امام محمد باقر (ع) فرمود: بخدا قسم آنچه در این امت است، درست در امتهاى پیشین هم بوده است، از این رو مى‏باید در میان شما آن باشد که در میان پیشینیان وجود داشته است.

اگر علما افرادى را مى‏یافتند که حقایق دین خدا و رازهاى جهان هستى‏را به آنها بگویند و می دانستند که این راز هم سربسته می ماند (و به دشمن نمی گویند) بسیارى از حقایق و اسرار را میگفتند و حکمت‏ها را منتشر می ساختند، ولى خداوند شما را طورى آفریده که اسرار را فاش می سازید، شما مردمى هستید که با دل ما را دوست دارید ولى عمل شما مخالف آنست؛ بخدا قسم اختلاف شیعیان آرام نمیگیرد و بهمین جهت صاحب شما پنهان می گردد، چرا نمى‏توانید جلو خود را بگیرید و صبر کنید تا خداوند متعال آن کس را که می خواهد بیاورد؟ این کار به دلخواه مردم انجام نمى‏پذیرد، بلکه این امر خداوند و بسته به مشیت اوست. و بر شماست که صبر کنید (تا آن وقت که خدا خواهد او بیاید) همیشه کسانى که از فوت شدن کارى وحشت دارند، در آن شتاب مى‏کنند.

استاد دوانی می فرمایند :منظور از علماء در اینجا ائمه طاهرین :است، چنان که در کافى امام ششم مى‏فرماید:

 نحن العلماء و شیعتنا المتعلّمون و أعدائنا الغثاء و در تفسیر إِنَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ

 فرمود: نحن العلماء و اخبار بسیار دیگر نیز به همین مضمون وارد شده است. و نیز یکى از القاب امام موسى کاظم( ع) عالم است؛ که گاهى به خاطر تقیه و احتیاط از دشمن آن حضرت را« عالم» مى‏خواندند.[12]

در مجموع از قراین موجود در روایت که در ذیل بیان می گردد، معلوم می­شود این روایت اشاره به ظهور حضرت حجت(عج)دارد البته بند دوم روایت ،یکی از سنت ها و قوانین حاکم بر انسان و جهان را مورد اشاره قرار می دهد،و از طرفی مسأله ظهور حضرت حجت(عج) مصداق کامل فرج است لذا روشن است این مصداق نیز تابع این قانون قرار است.

قرینه اول  نقل روایت از امام صادق در مورد دستاورد 23 ساله پیامبر است که حضرت حجت نیز وارث و بسط دهنده ی همان دستاورد است .

قرینه دوم نقل قول امام رضا (ع) از امام محمد باقر (ع) است که اولاً در خصوص سرنوشت امت ها سخن میگویند و ثانیاًبحث افشای سر توسط شیعیان را مورد اشاره قرار می دهند و می دانیم وجود و ظهور و سایر ویژگی های حضرت حجت(عج) از اسرار اهل بیت:بوده است که نباید به دشمنان برسد.

قرینه سوم سخن پایانی امام رضا (ع) که به سرنوشت جمعی امت و شیعیان اشاره دارد و امر خاصی را مورد اشاره قرار می دهد وبه روشنی حقایقی را در خصوص آن فرج خاص مطرح می کند.

روایت سوم

 (الإرشاد)(الغیبة للشیخ الطوسی) الْفَضْلُ عَنِ الْبَزَنْطِیِّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَال إِنَّ مِنْ عَلَامَاتِ الْفَرَجِ حَدَثاً یَکُونُ بَیْنَ الْحَرَمَیْنِ قُلْتُ ...[13]

بزنطی از امام رضا (ع)نقل می کند امام فرمود: یکى از علائم ظهور قائم حادثه‏اى است که در بین حرمین (مکه و مدینه) روى میدهد. عرضکردم: آن حادثه چیست؟ فرمود: تعصبى در بین حرمین بوقوع میپیوندد؛ و فلانى از اولاد فلان پانزده جوان دلاور را می کشد .

این روایت بسیار شبیه به قسمت پایانی روایت اول است لذا به قرینه همان روایت که تصریح در ظهور حضرت دارد می توان گفت این روایات یکی از علائم فرج حضرت حجت (عج) است .

روایت چهارم

(الإرشاد)(الغیبة للشیخ الطوسی) الْفَضْلُ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الْفَرَجِ فَقَالَ لِی مَا تُرِیدُ الْإِکْثَارَ أَوْ أُجْمِلُ لَکَ فَقُلْتُ أُرِیدُ تُجْمِلُهُ لِی فَقَالَ إِذَا تَحَرَّکَتْ رَایَاتُ قَیْسٍ بِمِصْرَ وَ رَایَاتُ کِنْدَةَ بِخُرَاسَانَ أَوْ ذَکَرَ غَیْرَ کِنْدَةَ[14]

ابن اسباط از امام رضا نقل می کند که مردی از امام رضا در باره فرج  سوال کرد،امام فرمودند: می خواهى مفصل بیان کنم یا مجمل و سربسته؟ عرض کردم: «بطور اجمال بفرمائید! فرمود: هنگامى که پرچمهاى شهر قیس در مصر و پرچمهاى کنده در خراسان به حرکت آمد موقع فرج است»البته راوی مردد است که امام فرمودند "کنده" یا کلمه دیگری را گفتند!

توضیح :این روایت تصریحی به ظهور حضرت حجت ندارد و ممکن است از علامات فرج نسبی باشد .

روایت پنجم

_(الغیبة للشیخ الطوسی) الْفَضْلُ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ شَیْ‏ءٍ مِنَ الْفَرَجِ فَقَالَ أَ وَ لَسْتَ تَعْلَمُ أَنَّ انْتِظَارَ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَجِ قُلْتُ لَا أَدْرِی إِلَّا أَنَّ تُعَلِّمَنِی فَقَالَ نَعَمْ انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَجِ [15]

حسن ابن جهم می گوید از امام رضا (ع)درباره فرج سوال کردم امام فرمودند آیا نمی دانی انتظار فرج از فرج است گفتم نه نمی دانم مگر اینکه شما مرا یاد دهید سپس امام فرمودند بله انتظار فرج از فرج است.

این روایات به صورت کلی انتظار فرج را بیان کرده است و رابطه و عظمت انتظار فرج با فرج را بیان می کند که در جای خود بایستی به آن پرداخته شود و این رابطه مورد بررسی قرار گیرد ،علی هذا دلیلی بر اینکه منظور از فرج در این روایات ،مصداق   خاص آن باشد نداریم .

روایت ششم

عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الثَّالِثِ ع قَالَ إِذَا رُفِعَ عِلْمُکُمْ مِنْ بَیْنِ أَظْهُرِکُمْ فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ مِنْ تَحْتِ أَقْدَامِکُمْ [16]

روایت دیگری از امام رضا (ع) نقل شده که به دو گونه بیان شده است

ترجمه روایت تا حدی بستگی به"علمکم" دارد که آن را به فتح لام بخوانیم یا به سکون لام .

استاد دوانی حدیث را این گونه ترجمه کرده است :هنگامیکه علم از میان شما برداشته شد از زیر پاهای خود انتظار فرج بکشید.[17]

و برای این انتخاب خود دلیلی نیز می آورد : منظور از علم (بفتح لام)که از میان خلق برداشته می شود،کنایه از وفات خود آن حضرت یا غیبت امام زمان است، زیرا هر امامی علم هدایت خلق وپرچم فضیلت است ودر دعای ندبه می خوانیم"این اعلام الدین وقواعد العلم"یعنی پرچمهای دیانت واستوانه های دانش کجا هستند؟[18]

البته می توان ترجمه های دیگری نیز ارائه کرد مثل اینکه گفته شود هنگامی که پرچم هایتان از بین شما برافراشته شود پس آنگاه از زیر پاهایتان انتظار فرج را داشته باشید که با این ترجمه می توان تفسیری اینگونه ارائه کرد :وقتی پرچم تشیع بر افراشته شود و شیعیان قدرت بگیرند آنگاه باید با تلاش و کوشش منتظر و متوقع فرج باشیم ،که ممکن است اشاره به حکومت صفویان ودر ادامه به انقلاب اسلامی اشاره شود

این دو ترجمه،بیشتر سازگار با مفهوم فرج به عنوان ظهور حضرت حجت (عج)یا فرج نسبی است

ترجمه ی دیگری که می توان بیان داشت به این مضمون است که هنگامی که علم و دانش شما تمام شد و نمی دانستید چه کاری انجام دهید آنگاه انتظار فرج و گشایش از زیر پاهایتان داشته باشید (کنایه از جای نزدیک و غیر قابل تصوراست) چراکه وقتی انسان علم و دانشی نداشته باشد و نداند چه کاری انجام دهد دچار یأس می شود و در این هنگام فرج حاصل می شود .

این فهم از روایت شبیه و همگام با روایت دوم است که امام فرمودند : فَإِنَّهُ إِنَّمَا یَجِی‏ءُ الْفَرَجُ عَلَى الْیَأْسِ

روایت هفتم

عیون أخبار الرضا (علیه السلام) بِالْأَسَانِیدِ الثَّلَاثَةِ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ فَرَجِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل[19]

در عیون اخبار الرضا با سند سه گانه از آن حضرت به نقل از پیامبر اسلام (ص) آمده است:

با فضیلت ترین اعمال امت من انتظار فرج خداوند عز و جل است .

این روایت نیز می تواند بیانگر آموزه اخلاقی امید به خداوند باشد که بهترین عمل برای مسلمانان امید فرج و رفع گرفتاری از جانب خداوند متعال است و نیز می تواند اشاره به رفع گرفتاریهای وارد بر امت اسلامی باشد و یا اشاره به فرج و ظهور حضرت حجت (عج)باشد لذا این روایت را نیز نمی توان به قطعیت در رابطه با ظهور حضرت حجت(عج) دانست.

 
نتیجه گیری:

در ابتدا ذکر یک مقدمه را لازم می دانم وآن اینکه گرفتاری های مؤمنان از یک منظر به دو دسته تقسیم می شود: شخصی و عام که در قسم عام، گرفتاری برای کل جامعه عمومیت دارد،بنابراین گشایش و فرج به دو قسم فرج شخصی و فرج عام تقسیم می شود.

 از منظر دیگر رفع گرفتاری ها گاهی موقتی و گاهی مطلق است بنابراین گاهی فرج نسبی و گاهی مطلق است .

لذا می توان اینگونه نتیجه گرفت:

1_ در همه اقسام فرج چه شخصی وعام وچه مطلق وموقتی،همگی شامل اثرات امید به رحمت الهی می شود ودر مقابل ،یأس ونومیدی از  رفع گرفتاری ها وفرج ،در همه اقسام نشانه ضعف ایمان است وجزء گناهان کبیره.

هر انسان مؤمنی در زندگی دنیوی و در مقابل امتحانات الهی با مشکلاتی مواجه می شودکه با امید و انتظار گشایش و رفع آنها ایمان مؤمن راسخ تر می شود و در مقابل ،یأس و نومیدی او را به پرتگاه کفر می کشاند.

2_روایاتی که فرج همراه قرینه ای ذکر شده ،یا قرینه مقامی ومقالی دیگری داریم، فرج را  به همانگونه تبیین وتفسیر می کنیم ،مثل روایت اول که اشاره به دوران خلافت عباسی داردکه فشار و آزار و اذیت شیعیان شدت گرفته بود و این روایت ناظر به کم شدن آن فشارها و آرامش نسبی برای شیعیان است به عبارت دیگر فرج در اینجا ناظر به فرج عام ومربوط به شیعیان و از طرفی فرج نسبی است چرا که فرج مطلق ،ظهور امام مهدی (عج) است. البته فراز پایانی این روایت صراحتاً مربوط به ظهور امام مهدی (عج) است.

همچنین روایت سوم نیز به قرینه مشابهت با آخرین فراز روایت اول ،اشاره به ظهور امام مهدی (عج) دارد.

3_دسته دیگر روایات اشاره به حادثه و امر خاصی است ولی آن حادثه مبهم است و روشن نیست آیا مربوط به ظهور امام مهدی(عج) است یا مربوط به فرج نسبی و کم شدن فشار و آزار و اذیت شیعیان و آرامش نسبی برای شیعیان است مثل روایت چهارم وششم (بنابر یکی از تفاسیر مطرح شده)که احتمال هر دو در آن وجود دارد،هم علامت فرج نسبی وهم یکی ازعلائم دور و بعید ظهور امام مهدی (عج).

استاد علی دوانی در تأیید احتمال دوم در کتاب مهدی موعود می فرماید: در بعضی روایات لزومی ندارد که علایم ذکر شده از علایم ظهور امام زمان بعد از ولادت وغیبت آن حضرت باشد.[20]

4_دسته دیگری از روایات نیز مثل روایت پنجم وهفتم وفرازهای از روایت دوم که قرینه ای ندارد، اشاره به ارزش وجایگاه انتظار فرج دارند که امکان دارد منظور فضیلت انتظار ظهور امام باشد ونیز ممکن است شامل اقسام دیگر فرج نیز باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع:

علامه مجلسی ، بحارالانوار جلد 52

علی دوانی ،مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار ، دارالکتب الاسلامیه

شیخ صدوق ،کمال الدین

شیخ صدوق،عیون اخبارالرضا(ع)

شیخ صدوق ،خصال

حمیری ،قرب الاسناد

 عزیرالله عطاردی، مسند الامام الرضا ،آستان قدس

ابراهیم شفیعی سروستانی،معرفت امام زمان(عج) وتکلیف منتظران، موعود عصر(عج)

 

 

[1] کمال الدین، ص 357، ح 54.

[2] یوسف/87.

[3] . عیون اخبار الرضا (ع) ج 1 ص 285 و 286.

[4] . غرر و درر، ش 1323

[5] . بحارالانوار ج 71 ص 134 ح 9.

[6] یوسف/106.

[7] خصال ج 2 ص 616.

[8] بحارالانوار ج 52 ص 131 ح 32.

بحارالأنوار ج : 52 ص : 184[9]

مهدى موعود-ترجمه سیزدهم جلد بحار    ص   874    باب بیست و ششم امتحان[10]   شیعیان در زمان غیبت امام زمان(ع)

بحارالأنوار ج : 52 ص : 111[11]

[12] مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، متن، ص: 875

 

[13] بحارالأنوار ج : 52 ص : 211

[14] بحارالأنوار ج :52 ص :214

[15] بحارالأنوار ج : 52 ص : 131

[16] بحارالأنوار ج :51 ص : 155

[17]  مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، متن، ص: 385

 

[18]مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، متن، ص: 385

[19] بحارالأنوار ج :52 ص :122

[20] مهدی موعود ص 947

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :