wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 14 » مقالات
بازدید: 4113
0/0 (0)
حدیث منزلت
 

  نگارنده: تقی علیپور

 

    چکیده : قبل از ورود به بحث لازم دانستیم از چند مقدمه شروع کنیم
مقدمه اول : در هر مسأله ای کسی که بحث و استدلال می کند باید مطالب و دلایل خود را بر اساس منطق و برهان و امور متقن شروع وبه پایان برساند و در بحث و ارائه ادله باید از قضایای مشترکه و ادله مشترک بکار ببرد. أدله مشترک عبارتند از قرآن کریم ، عقل سلیم ، و روایات وارده که هر دو گروه بر آن متفق هستند.
مقدمه دوم : امّا کتاب خدا : آیات زیادی در مورد امامت وجود دارد که خدای کریم در کتاب محکم خود، در شأن ولایت فرموده است ، به قول خوارزمی از ابن عباس نقل می کند که می گوید: رسول خدا ( صلی الله علیه و آله وسلم ) فرمود : هیچ آیه ای در قرآن نیست که با « یا ایها الذین آمنوا » شروع شده باشد مگر این که علی ( علیه السلام ) در آن گروه قرار گرفته و امیر آنهاست. 
 اما العقل السلیم : مستدل در استدلال خودش باید بر ادله ای استدلال کند که خارج از عقل نباشد . مثلاً عقل می گوید : تقدم مفضول بر فاضل قبیح است ، امّا مفضول کیست؟ فاضل کیست؟ آیا باید به سنت برگردیم یا نه؟ پس ناچاریم به روایاتی که مورد قبول هر دو گروه است و در کتاب های آنها آمده استدلال بشود.
  روایات متعلق به بحث امامت بر دو قسم است:
   قسم اول : روایاتی که آیات الهی را تشریح می کنند
  قسم دوم : روایاتی که به وسیله آنها استدلال آورده می شود بر امامت و خلافت بعد از رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم ) .
  در این جا حدیث منزلت که مورد قبول طرفین و در کتاب های هر دو گروه آمده است ، خصوصاً اهل سنت مورد بررسی قرار می گیرد.
   اما واژه ها : منزلت، مصداق آن، عصمت و خلافت
  این حدیث از این جهت اهمیت و امتیاز دارد که بخاری و مسلم و سایر محدثین آن را نقل کرده اند و به قول خود اهل سنت شیخین بر این حدیث متفق هستند.
   اما راویان حدیث منزلت از صحابه 1)دررأس آنها حضرت امیر المومنین ( علیه السلام ) 2) عبدالله بن عباس 3) جابر بن عبدالله انصاری 4) عبدالله بن مسعود 5)سعد بن ابی وقاص 6)عمر بن خطاب 7)ابو سعید خدری 8) براء بن عازب 9) جابر بن سمره 10) ابو هریره 11)مالک بن الحویرث 12)زید بن ارقم 13) ابو رافع 14) حذیفه بن اسید 15)انس بن مالک 16) عبدالله بن ابی اوفی 17)ابو ایوب انصاری 18)عقیل بن ابی طالب 19)حبشی بن جناده 20)معاویه بن ابی سفیان
  اما از صحابیات ( زنان صحابه ) 1)ام سلمه ام المومنین ( رضی الله عنها ) 2) اسماء بنت عمیس 
  ابن عبد البر در الاستیعاب می گوید: هو من اثبت الاخبار و اصحها ، و طرق حدیث سعد بن ابی وقاص کثیرة جداً فذکر عده من الصحابه اذن روا هذا الحدیث ، ثم قال: و جماعه یطول ذکرهم.                         
 علماء و مشاهیر اهل سنت که حدیث را نقل کرده اند عبارتند از 1)محمد بن اسحق [ صاحب السیره] 2) سلیمان بن داود الطیاسی ابو داود الطیاسی فی مسنده 3) محمد بن سمر [ صاحب الطبقات ] ابو بکر ابن أبی شیبه [ صاحب المصنف ] 5) احمد بن حنبل [ صاحب المسند ] 6)البخاری فی صحیحه 7)مسلم فی صحیحه 8)ابن ماجه فی صحیحه 9)ابو حاتم بن حبّان فی صحیحه 10)الترمذی فی صحیحه و . . .
حضرت آیت الله میلانی در کتاب با ارزش و گران بهای خودش حدود 50 نفر از اسامی افراد را ذکر کرده اند .
  حدیث منزلت در صحیح بخاری : حدثنا محمد بن بشّار ، حدثنا غندر ، حدثنا شعبه ، عن سعد قال: سمعت ابراهیم بن سعد عن ابیه [ ای سعد بن ابی وقاص ] قال النبی ( صلی الله علیه و آله وسلم )  لعلیّ « اما ترضی أن تکون منی بمنزلة هارون من موسی »
قال: و حدثنا مسدّد ، حدثنا یحیی عن شعبه عن الحکم ، عن مصعب – مصعب بن سعد بن ابی وقاص – عن ابیه : إن رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم )  خرج الی تبوک فاستخلف علیاً فقال : أ تکلفنی بالصبیان و النساء ؟ قال : « الا ترضی أن تکون منی بمنزلة هارون من موسی إلا انّه لیس بعدی نبی »
  امّا حدیث منزلت در صحیح مسلم : عن سعید بن المسیب ، عن عامر بن سعد بن ابی وقاص ، عن ابیه قال: قال رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم ) لعلی « انت منی بمنزلة هارون من موسی إلا انّه لا نبیّ بعدی » قال سعید فاحببت أن اشافه بها سعداً فحدثته بما حدثنی به عامر فقال: أنا سمعته ، قلت: أنت سمعته؟ قال: وضع إصبعه علی أذنیه فقال: نعم و إلا اُستکتّا »
به سند دیگر ( صحیح مسلم ) : عن بکیر بن مسمار ، عن عامر بن سعد بن ابی وقاص ، عن أبیه قال: أمر معاویه بن ابی سفیان سعداً قال: ما منعک أن تسب أبا تراب ؟ فقال: امّا ما ذکرت ثلاثاً قالهنّ له رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم )  فلن أسبه . . .  فذکر الخصال الثلاث و منها حدیث المنزلة.
    این حدیث را محمد بن سعد در کتاب الطبقات به اسناد خودش از براء بن عازب و از زید بن أرقم این گونه نقل می کند ، که آن دو نفر گفتند: « ممّا کان عند غزوة جیش العسرة و هی تبوک قال رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم )  لعلی بن ابی طالب « إنّه لابد أن اقیم أو تقیم »
در اینجا سوال پیش می آید که چرا رسول خدا ( صلی الله علیه و آله وسلم ) طبق گفته ابن سعد که « إنّه لابد أن أقیم أو تقیم » یا محمد بن سعد در کتاب خودش مطلبی را نقل می کند به عبارت دیگر این حدیث را طوری نقل می کند که صحابه رسول خدا ( صلی الله علیه و آله وسلم ) می ترسیدند که حدیث را که در مورد اهل بیت پیامبر ( صلی الله علیه و آله وسلم ) و حضرت علی (علیه السلام ) باشد نقل کنند . در کتاب طبقات این طور آمده : یقول سعید ( أی سعید بن المسیب ) قلت لسعد بن مالک ( هو سعد بن ابی وقاص ) إنّی أرید أن أسألک عن حدیث ، و أنا أهابک أن أسألک عنه! قال: لا تفعل یابن أخی ، إذا علمت إنّ عندی علماً فاسألنی عنه و لا تهبنی فقلت : قول رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم )  لعلیّ  حین خلفه فی المدینه فی غزوة تبوک فجعل سعد یحدّثه الحدیث .
    علت اینکه رسول خدا ( صلی الله علیه و آله وسلم ) این مطالب را به حضرت علی (علیه السلام ) فرموده باشد چه می تواند باشد؟ در کتابهای خود اهل سنت مطالبی آمده است که تعجب انسان را بر می انگیزد .از اینجا انسان حدس می زند که چرا آن صحابی از سوال کردن می ترسد.
   در کتاب خصائص النسائی آمده است : قال الناس : قالوا ملّه ، أی ملّ رسول الله علیاً و کره صحبته ، و فی روایة : قال علیّ لرسول الله : زعمَت قریشُ أنّّک إنّما خلفتنی إنّک استثقلنی و کرهت صحبتی و بکی علی فنادی رسول الله فی الناس « ما منکم أحد إلا و له خاصّة ، یابن أبی طالب ،‌أما ترضی أن تکون منی بمنزلة هارون من موسی إلا أنّه لا نبی بعدی  قال علی :‌ رضیت عن الله عزّ و جلّ و عن رسوله .
    اگر به کتاب های دیگر آن ها مراجعه شود مثل سیره ابن سید الناس  و سیره ابن قیّم جوزی  (که یک عداوت خاصی با شیعیان دارد )و سیره ابن اسحق می گوید : « إن اذن قالوا ذلک کانوا رجالاً من المنافقین » در بعضی از الفاظ آمده الناس در بعضی الفاظ قریش در تاریخ ابن کثیر آمده : أو ما ترضی أن تکون منی بمنزلة هارون من موسی إلا النبوة .
  
 واژه ها
 منزلت : اولین واژه منزلت است . منزلت چه می تواند باشد و چرا رسول خدا ( صلی الله علیه و آله وسلم ) جانشینی خودش را به منزلت هارون تشبیه کرده ، مگر منزلت هارون چه خصوصیاتی داشت ؟
تعریف منزلت : یعنی جانشینی تمام .ابن منظور این گونه می نویسد:الحلول
منازل هارون در قرآن
منزلت اول : النبوة ، قال الله تعالی :« و وهبنا له من رحمتنا أخاه هارون نبیاً »
منزلت دوم : الوزارة ، خدای تبارک و تعالی از زبان موسی می فرماید « واجعل لی وزیراً من اهلی هارون أخی » در سوره مبارکه فرقان می فرماید :« و لقد آتینا موسی الکتاب و جعلنا معه أخاه هارون وزیراً » 
منزلت سوم : الخلافة ، قال الله تعالی: « و قال موسی لأخیه هارون اخلفنی فی قومی و اصلح ولا تتبع سبیل المفسدین »
منزلت چهارم : القرابة القریبة ،خدای تعالی از لسان موسی می فرماید : « و اجعل لی وزیراً من اهلی هارون أخی أُُشدد به أزری و أشرکه فی أمری » 
بنا بر این رسول خدا ( صلی الله علیه و آله وسلم ) در حدیث منزلت، جمیع منازل هارون غیر از نبوت را برای حضرت علی (علیه السلام )مطرح می فرمایند ، همان طور که آقا امیر المومنین (علیه السلام ) در نهج البلاغه فرمودند : « أری نور الوحی و السالة و أشم ریح النبوة و لقد سمعت رنّة الشیطان حین نزل الوحی علیه ، فقلت یا رسول الله ما هذه الرنّة ؟ فقال : هذا الشیطان قد آیس من عبادته  بعد رسول خدا ( صلی الله علیه و آله وسلم ) در جواب حضرت علی (علیه السلام ) فرمودند : انّک تسمع ما أسمع و تری ماأری ،‌ألا انّک لست بنبی و لکنّک وزیر،‌و إنّک لعلی خیر »
هم چنین حدیث یوم الدار و یوم إنذار دلالت بر وزارت حضرت علی (علیه السلام ) می کند آن چنانکه حلبی در سیره خودش روایت می کند « إجلس ، فأنت أخی و وزیری و وصیّی و وارثی و خلیفتی من بعدی ».

  دلالت حدیث منزلت بر عصمت
بر طبق آیه شریفه « و وهبنا له من رحمتنا أخاه هارون نبیاً » آیا کسی در عصمت هارون شک می کند به عبارت دیگر : وقتی کسی می خواهد جانشین و وزیر موسی باشد حدأقل باید مثل موسی باشد و معلوم است که موسی معصوم بوده است و پیامبر باید معصوم باشد. در حدیث منزلت وقتی رسول خدا ( صلی الله علیه و آله وسلم ) حضرت علی (علیه السلام ) را تشبیه می کند به هارون، دلیلی دارد؛ چون در کلام الهی آمده که (لاینطق عن الهوی) ، بنا بر این از نظر عقل آیا زمانی که معصوم وجود دارد پیروی و اطاعت از غیر معصوم جائز است یا نه ؟
تا الان معلوم  شد که حدیث منزلت دلالت می کند بر :
1 ) ثبوت عصمت برای امیر المومنین ( علیه السلام ).
2) ثبوت افضلیت چون هارون افضل و اعلم بعد از موسی در جمیع بنی اسرائیل بود .
3) ثبوت بعضی از خصائص دیگر مثل حلال بودن مسجد برای هارون در روایتی که ابن عساکر در تاریخ و سیوطی در الدر المنثور آورده است .

دلالت حدیث منزلت بر خلافت حضرت علی (علیه السلام )  
یکی از منازل هارون ، خلافت و جانشینی از موسی است هچنانکه خدای تعالی از لسان موسی (علیه السلام )  خطاب به هارون فرموده : « اخلفنی فی قومی و اصلح ولا تتبع سبیل المفسدین » و بر طبق حدیث منزلت، حضرت علی (علیه السلام ) هم جانشین و خلیفه رسول خدا ( صلی الله علیه و آله وسلم ) است و از جمله آثار خلافت، اطاعت مطلقه و وجوب انقیاد مطلق است بنا بر این اطاعت مطلق و انقیاد مطلق دلالت بر امامت و ولایت عامه می کند .
اشکالات بر این حدیث و ردّ آن 
اشکال اول : حدیث دلالت بر جمیع منازل هارون نمی کند و فقط بر یکی ازاین منازل و یک جهت دلالت دارد .
جواب : در حدیث، اسم جنس اضافه شده به عَلم « قال : انت منی بمنزلة هارون من موسی » کلمه المنزلة اسم جنس اضافه شد به عَلم که همان هارون است و همچنین این حدیث شامل استثناء « إلا أنّه لا نبی بعدی» است، در کتب بلاغت و ادب استثناء و اسم جنس مضاف ،دلالت بر عموم می کنند.
  اشکال دوم : جانشینی و خلافت هارون بعد از موسی موقتی بود و زمانی بود که موسی ( علیه السلام ) برای مناجات به کوه طور رفته بود و این وقت و ظرف خاص و موقت بود. موید آن بعد فوت موسی معلوم شد پس ادعائی که شما می کنید که این جانشینی و خلافت دائمی و عمومی است ، درست نیست؟
  جواب : اولاً عمومیت خلافت در اشکال اول جواب داده شد که حدیث ،دلالت بر عموم می کند.  ثانیاً: هارون قبل از حضرت موسی از دنیا رفت . بر فرض این حدیث دلالت بر عموم خلافت نکند پس چرا سعد بن ابی وقاص و امثالهم آرزوی این خلافت را داشتند . البته در این جا اشکالات وهینی را امثال ابن تیمیه و اعور واسطی مطرح کرده اند که ارزش بیان و مطرح کردن ندارد.
اشکال سوم : اشکال کرده اند که این حدیث فقط در مورد قضیه تبوک است و فقط به این مورد اختصاص دارد ؟.
  جواب : این حدیث فقط مختص قضیه تبوک نیست، بلکه در موارد متعددی پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله وسلم ) این حدیث را فرمودند . که به طور اختصار ذکر می کنیم
  1 ) قصه برادری ؛ که رسول خدا ( صلی الله علیه و آله وسلم ) میان اصحاب خودش برادری را جاری کردند سپس میان خودشان و حضرت علی (علیه السلام ) پیمان و عقد برادری را جاری کردند . این مطلب را سیوطی در تفسیر آیه شریفه « إن الله اصطفی من الملائکة رسلاً و من الناس »  آورده است .
2 ) حدیث دار و إنذار در تفسیر ثعلبی که ذکر کردند.  
3 ) در خطبه غدیر خم .
4 ) در قضیه سد ابواب .
5 ) قضیه ابنة حمزة سید الشهداء . 
6 ) حدیث جابر .
7 ) حدیث ام سلمه « یا ام سلمه إن علیاً لحمه من لحمی و دمه من دمی و هو منی بمنزلة هارون من موسی إلا أنّه لا نبی بعدی »
خلاصه دلالت حدیث منزلت بر امامت حضرت علی (علیه السلام )
1 . آرزو کردن بعض از بزرگان صحابه برای جانشنی و خلافت که این امتیاز را داشته باشند .
2. تکرار رسول خدا ( صلی الله علیه و آله وسلم ) حدیث منزلت را در جاهای متعدد .
3. قرائن داخلیه ، این حدیث با الفاظ مختلف . نمونه هائی را ذکر می کنیم:
 الف) لابد أن اقیم او تقیم  ب) خلفتک أن تکون خلیفتی فان المدینه لا تصلح إلا بی او بک ج) انت منی بمنزله هارون من موسی الخ د) إنه لا ینبغی إلا و انت خلیفتی .
همچنین این حدیث دلالت بر عصمت و أفضلیت حضرت علی (علیه السلام ) می کند . 

برگرفته از کتاب محاضرات فی الاعتقادات جلد اول صفحه 240 الی 290
  
      پی نوشت   
1. القرآن الکریم .
2. مناقب خوارزمی
3. الاستیعاب ، دار الجبل ، بیروت ،1412 ه ق .
4. محاضرات فی الاعتقادات ، حسینی میلانی ، چاپ ایران .
5. صحیح بخاری ، دار إحیائ التراث العرب ، بیروت
6. صحیح مسلم ، دار الفکر ، بیروت ، 1398 ه ق .
7. طبقات ابن سعد ، دار صادر ، بیروت 1405 ه ق .
8. الخصائص للنسائی.
9. عیون الاثر ، مکتبه دار التراٍ ، المدینة المنوره، 1413 ه ق .
10. سیره ابن هشام .
11.  البدایة و النهایة ، دار الفکر، بیروت .
12.  نهج البلاغة ، مطبعة الإستقامة بمصر ( محمد عبده )
13.  السیرة الحلبیة.
14. تاریخ دمشق .
15.  الدر المنثور .
16.  مختصر البیان، مرکز احیاء التراث الاسلامی ، مکة المکرمة
17.   تفسیر الثعلبی ، مخطوط .
18.  مناقب ، المغازلی .
19. سنن البیهقی

 

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :