wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 22 » مقالات
بازدید: 3666
5/0 (1)
جهانی شدن و تاثیر آن در پر شدن جهان از ظلم
 

بسم الله الرحمن الرحیم

امید درویشی

   یکی از نشانه هایی که در منابع روایی  شیعه و اهل سنت برای  ظهور منجی اخر الزمان بیان شده است پر شدن جهان از ظلم وجور می باشد. این نشانه در روایات متعددی بیان شده است و جزء روایات متواتر به شمار می اید. در این زمینه روایات با تعابیر گوناگونی ذکر شده است. پیامبر گرامی اسلام می فرمایند: «ابشرکم بالمهدی یبعث فی امتی علی اختلاف من الناس و زلزال یملأ الارض عدلاً و قسطاً کما ملئت  جورا وظلما[1].» بشارت می دهم شما را به مهدی وقتی که اوضاء جهان متزلزل می شود و مردم با یکدیگر به اختلاف می پردازند، قیام می کند و زمین را از عدل و داد پر می کند همان طور که از ظلم و ستم پر شده است. روایاتی که در این زمینه است به دلیل کثرت نقل انها، از روایات متواترمی باشند ودرمورد انها جای هیچ شبهه ای وجود ندارد. 

مفهوم «پر شدن جهان ازظلم و ستم »

  به  رفتارها و عملکردهایی که  متضاد با حق و عدالت هستند و جان و مال و ناموس و آبروی افراد را به چالش بکشد ظلم وستم گفته می شود. انسان از لحاظ فطری چهرة زشت ظلم و ستم را طرد می کند. و از زیاد شدن آن در زندگانی همواره احساس نارضایتی می کند.  تعبیر «پر شدن جهان از ستم» به این  معنا نیست که همه مردم دنیا ظالم و ستمگر شوند تا جهان لبریز از ظلم و ستم شود و دیگر هیچ اثری از عدل و عدالت‌خواهی وصلح و دوستی نباشد. بلکه مراد آن است که ظلم و ستم در عالم زیاد شده است. یعنی ظلم و ستم بیشتر از عدل و داد در جهان ظهور و بروز دارد و انسان‌های شایسته در جای جای عالم زندگی می کنند ولی افراد ظالم و ستمگر نیز به ظلم و ستم کردن مشغول هستند و دامنه اتش ظلم و ستم انان گاهی اندک هست و گاهی انقدر زیاد هست که دامن افراد بی گناه و صالح را نیز می سوزاند. پس مراد از پر شدن جهان از ظلم و ستم به معنای اکنده شدن و لبریز شدن جهان از ظالمان و ستمگران نیست، بلکه به معنای زیاد شدن ظلم ظالمان هست. ممکن است در یک شهر کوچک 10000 نفر به صورت عادلانه در حال زندگی کردن باشند ولی ده نفر از انان به واسطه کارهای ظالمانة خود اسایش و امنییت و رفاه را از تمامی افراد ان منطقه بگیرند و زندگی فردی و اجتماعی انان را تیره و تار کنند. هرچند اکثریت افراد ان  جامعه افرادی درست کار هستند ولی زندگی آنان پر از ظلم و جور شده است. به عبارت دیگر تفاوتی که در اینجا کاملا اشکار است  این است که اگر بگوییم جهان پر از ظالم می شود به این معناست که همة انسان‌ها ظالم باشند اما اگر بگوییم جهان پر از ظلم می شود به این معنا نیست که همه ظالم هستند بلکه به این معناست که عده ای به خاطر در اختیار داشتن منابع مالی و قدرت  نامشروع ، جهان را سرشار از بی عدالتی و ستم می نمایند.

  روایاتی که در زمینة زیاد شدن ظلم و ستم در اخر الزمان وجود دارد گاهی  به بیان برخی گناهان و مصادیق ظلم و ستم می پردازند. مصادیقی همچون رشوه خوارى، قماربازى، شراب خوارى، قطع صلة رحم، بی رحم و سنگ دل شدن مردم، رواج گناهان اخلاقی، نپرداختن خمس و زکات، کم فروشى، بى اعتنایى به اعمال عبادی مانند نماز، پیروى از ثروتمندان ، صرف کردن سرمایه هاى عظیم مالی در فساد و ابتذال و بى دینى و....که در منابع روایی ، زیاد به چشم می خورند. بی شک هر کدام از این گناهان که در اخر الزمان رواج پیدا می کنند، به نوبة خود ظلم و ستمهای فردی واجتماعی  بزرگی را رقم می زنند. و به جامعة بشری رنگ و بویی غیر الهی می دهند.

جهانی شدن:

  به خاطر چند وجهی بودن جهانی شدن، تعریف های مختلفی برایش بیان شده است . «یان ارت شولت» برخی از انها را این طور بیان می کند:  جهانی شدن به مثابه «بین المللی شدن »، جهانی شدن به مثابه«ازاد سازی»، جهانی شدن به مثابه«   جهان گستری»، جهانی شدن به مثابه«غربی شدن» و جهانی شدن به مثابه« قلمرو زدایی[2]». هرچند علاوه بر این تعریفها  برای جهانی شدن تعاریف دیگری هم بیان شده است ولی در یک تعریف می توان این طور بیان کرد که « فرایند فشردگی فزایندة فضا و زمان که به واسطه ان مردم دنیا کم و بیش و به صورت نسبتا اگاهانه در جامعه واحد جهانی ادغام می شوند. به بیان دیگر جهانی شدن معطوف به فرایندی است که در جریان ان فرد و جامعه، در گستره ای جهانی با یکدیگر پیوند می خورند.[3]»

  اصطلاح جهانی شدن یا جهانی سازی در گذشته کمتر مورد توجه مجامع علمی بود. به نظر رونالد رابرتسون «جهانی شدن فرایندی است که از عصر رنسانس و قرن پانزدهم اغاز گشته است[4].»اما زمانی که مارشال مک لوهان دراواخر دهه1960 کتاب «اکتشافاتی در ارتباطات»را منتشر کرد و نظریة دهکده جهانی را بر سر زبانها انداخت، بحث جهانی شدن و جهانی سازی به صورت برجسته پا به عرصه ادبیات علوم سیاسی گذاشت.

تاثیر جهانی شدن بر گسترش ظلم وستم:

  یکی از علاییم ظهور امام عصر این مطلب می باشد که زمین از ظلم و ستم پر می شود. موضوع جهانی سازی و جهانی شدن تاثیر بسزایی در پر  شدن جهان از ظلم و ستم دراد. هرچند جهانی شدن دارای اثار مثبتی نیز می باشد ولی اثار منفی ان نیز جامعه بشری را دچار چالش جدی کرده است و به طور کلی زمینه هایی فراهم کرده تا ظلم و ستم به راحتی و با سرعت بسیار زیادی در جامعه جهانی رواج پیدا کند و ظالمان و ستمگران با توان و قدرت زیادتری برنامه های ظالمانه خود را عملی کنند. برای روشن شدن این موضوع به مهمترین ابعاد جهانی شدن که عبارتند از: بعد اقتصادی، بعد سیاسی و بعد فرهنگی و تاثیر هر یک از انان بر پر شدن جهان از ظلم و ستم  اشاره ای گذرا می کنیم.

جهانی شدن اقتصاد و تاثیرآن بر پرشدن جهان از ظلم:

  جهانی شدن اقتصاد یکی از مهمترین ابعاد جهانی شدن می باشد به نحوی که بسیاری از نظریه پردازان، جهانی شدن را فقط در چارچوب اقتصادی مورد بررسی قرار می دادند و از ابعاد دیگر جهانی شدن کمتر سخن می گویند. همان طور که جهانی شدن اقتصادی نسبت به سایر ابعاد دیگر نقش برحسته تری دارد، تاثیر این بعد نیز در زیاد شدن ظلم وستم بیش از دیگر ابعاد جهانی شدن می باشد که به برخی از آنها اشاره می شود

  یکی از تاثیرات جهانی شدن اقتصادی در رواج ظلم، ایجاد فاصلة طبقاتی می باشد. در سایة این بعد، هر روزه فاصله بین فقرا و ثروتمندان بیشتر می شود و در این نبرد نابرابر اقتصادی‌، سرمایه داران بزرگ  سود های سرشاری را به دست می اورند. «جوزف استیگلیتز»که چندین سال جزء اقتصاد دانان ارشد بانک جهانی ـ  که یکی از مهمترین نهادهای جهانی سازی است  ـ می گوید « روسا و افراد درجه اول صندوق بین المللی پول و بانک جهانی توسعه به طور طبیعی دنیا را از دریچة چشم جماعت پولی و مالی نگاه می کنند. تصمیمات هر سازمانی هم به طبع بازتاب دیدگاه ها و منافع کسانی است که تصمیمات را اتخاذ می کنند لذا تعجبی نداردکه سیاست های سازمانهای اقتصادی و بین المللی غالبا به شدت با منافع گروه های با نفوز کشورهای صنعتی پیشرفته گره خورده است.[5]»  وی در جای دیگر می گوید « جهانی سازی برای بسیاری از تنگدستان عالم کاری از پیش نبرده است.»[6] لذا یکی از ظلم هایی که در حق بشریت در این راستا شده است ایجاد شکاف طبقاتی بین افراد جامعه می باشد که نوعی بی عدالتی اشکار می باشد و روز به روز پر رنگ تر می شود

  جهانی شدن اقتصادی باعث شده است تا بیشتر فعالیت های اقتصادی تحت تاثیر تکنولوِی های پیشرفته انجام شود و این روند باعث تغییرات چشم گیری در نیروی کار شده است. بسیاری از کارخانه ها و شرکت های تولیدی به خاطر کسب منافع مالی بیشتر و کم شدن هزینه های تولید و عقب نماندن در رقابت های اقتصادی و.... بیشتر کارکنان خود را برکنار می کنند که این امر تبعات زیادی در زندگی فردی و اجتماعی افراد بی کار ایجاده است. «طی دهه پر رونق 1990در هر سال شرکت های بزرگ پر منفعت امریکایی حدود600000  تا  800000  کارگر را اخراج کرده اند. برخی از این اخراج ها مستقیما ناشی از اثار افزایش بهره وری فن اوری های جدید و برخی به دلیل جهانی شدن ناشی از این فن اوری های جدید بود.[7]» هر چند شرکت های چند ملیتی در اقتصاد بین المللی نقش عمده ای دارند ولی ورود انان در عرصه اقتصاد جهانی باعث له شدن شرکت های تولیدی و بی کار شدن نیروی انسانی انها می شود و این روند میلیون‌ها نفر را در کشورهای‌ مختلف‌ از داشتن‌ شغل‌ محروم‌ نموده است وبه همین دلیل زمینه های مهاجرت افراد بی شماری را فراهم کرده است. مهاجرتی که اغازیست برای شروع گرفتاری های جدید. از دیگر ظلم هایی که توسط این شرکت ها اعمال می شود این است که این شرکتها بازارهای کشورها را طعمه خود قرار داده اند به نحوی که بیشتر بازارها محل عرضه کالاهای انها شده است و علاوه بر ترویج فرهنگ مصرف گرایی، میل ورغبت به تولید کم می شود لذا بسیاری از سرمایه های کشورها به جای این صرف زیر ساخت های تولیدی شود، روانه جیب شرکت های غربی می شود. 

   چون هدف اصلی در فعالیت های اقتصادی بین المللی  کسب ثروت می باشد به همین دلیل برای به دست اوردن ان از هر راهی  استفاده می کنند و با انجام فعالیت های اقتصادی  سود اور حرام و حتی غیر انسانی، زمینه های گناه  و بی بند و باری را فراهم می کنند. اقدام به فعالیت هایی مانند ربا خواری های کلان، دزدیها و کلاه برداری های بین المللی، قاچاق مواد مخدر و حتی قاچاق انسان و بسیاری از تجارت های نامشروع دیگر در این راستا هستند. همچنین بازارهای بزرگ و کوچک دنیا پر است از اجناس وکالاهایی که روز به روز انسانها را از معنویت و اخلاق دور می کنند و به منجلاب ظلم و ستم می کشانند.

یکی دیگر از ظلم هایی که در عرصة اقتصاد جهانی رخ می دهد اعطای وامهایی است که از طرف بانک جهانی توسعه به برخی کشورها مخصوصا کشورهای در حال توسعه و جهان سوم داده می شود که در بسیاری از اوقات در بازپرداخت ان دچار مشکلاتی می شوند و سنگینی این بار بر دوش مردم می افتد. جوزف استیگلیتز در این زمینه می گوید «دهقانان کشورهای در حال توسعه باید با مشقت فراوان کار کنند تا بدهی های کشورشان به صندوق بین المللی پول باز پرداخت شود یا کسبه ای که از وضع مالیات بر ارزش افزودة بالاتر که تحت فشار صندوق اعمال شده، رنج می برند عملا باید متحمل این بار مالی شوند[8] »

 

 

 

 

 

جهانی‌شدن فرهنگ

 از دیگر ابعاد جهانی شدن، جهانی شدن فرهنگ می باشد. «جهانی شدن فرهنگی عبارت است از شکل گیری و گسترش فرهنگی خاص در عرصه جهانی[9]» به عبارتی دیگر در عرصه جهانی شدن فرهنگی تلاش می شود تا یک فرهنگ خاصی در دنیا حاکم بشود  و لازمه این روند این است که فرهنگ های مختلف از شاخصه ها و ویژگیهای منطقه ای و محلی کنده شوند و به صورت تدریجی در فرهنگ جهانی ادغام شوند. در این بعد از جهانی شدن سعی می شود هنجارها و اداب و رسوم  مذهبی  کم کم  رنگ و بوی خود را از دست بدهند و به سمت فرهنگی خاص سوق داده شوند. ان فرهنگی که مد نظر فعالان عرصه جهانی سازی است چیزی نیست جز گسترش و سیطره فرهنگ غربی. «جهانی شدن یعنی غربی کردن جهان در خدمت تحمیل فرهنگ غرب بر دنیای غیر غربی[10] » هر چند تلاش برای تک فرهنگی کردن جهان  یک روی سکه است اما روی دیگر ان این است که قدرت ها ی بزرگ از این طریق  در تلاش هستند تا منافع سیاسی واقتصادی خود را تقویت کنند. در این مبارزه  آرام و خزنده,  فرهنگهای بومی مورد تمسخر و تحقیر و بی ارزش شدن قرار می گیرند و اداب و رسوم غربی به صورت سیل اسا به جوامع بشری روانه می شوند. چرا که دنیای غرب با تکیه بر توانایی های مادی و رسانه ای قدرتمند سینمایی و امواج ماهواره ای و..... صاحب قدرتی شده است که  فرهنگ دلخواه خود را به راحتی بین مردم جهان ترویج می کند و سایر فرهنگ ها را متزلزل می کند

ظلمها و گناهانی که در این زمینه محیط های اجتماعی بشری را در سرتاسر دنیا پر کرده  است و باعث نوعی انفجار بی حیایی و بی هویتی و بد دینی شده است و به صورت جدی معنویت را به چالش کشیده است و سایه شوم مفاسد اخلاقی فردی و اجتماعی را بر سر مردم دنیا انداخته است. در جهانی شدن فرهنگی، بنیانهای فرهنگی متزلزل می شود و در این صورت سبک زندگی معنوی از بین می رود. ارزشها و هنجارهای اسلامی به چالش کشیده می شود. نظام خانواده از هم می پاشد و در یک کلام هویت افراد زیر سوال می رود. و اگر هویت اشخاص متزلزل شود تمامی  گناهان و ظلم ها و ستم هایی که در ابتدای این نوشتار به گوشه هایی از ان اشاره شد به راحتی انجام داده می شود.

تهاجم  و شبیخون و ناتو فرهنگی به کشورهایی که میلی به فرهنگ غربی ندارند از ظلم هایی است که روز به روزبیشتر می شود و اثار بدی بر جا می گذارد. «برای جهانی سازی فرهنگی نمونه های زیادی وجود داردکه ملموس ترین این نمونه ها تهاجم فرهنگی  غرب به ایران پس از پیروزی انقلاب به عنوان مروج بزرگ اسلام ناب محمدی  میباشد.[11]»

 

ب) بعد سیاسی؛ جهانی­شدن و سیاست :

از دیگر ابعاد جهانی شدن جهانی شدن سیاسی می باشدکه عبارت است از «....................................» .  در این بعد از کم­ رنگ­شدن و یا حذف مرزهای جغرافیایی،کم رنگ شدن حاکمیت ملی دولت ها، از بین رفتن استقلال حکوکمت ها، نزدیک شدن حکومت ها به همدیگر صحبت می شود.

ظلم و ستم هایی که از این بعد بر جامعه بشری اعمال می شود کاملا مشهود می باشد. در دنیای کنونی به دلیل ماهیتی که مسائل سیاسی دارند و افرادی که با دید اومانیستی به مساله سیاست نگاه می کنند زمینه های ظلم و ستم بسیار زیاد می باشد چراکه برخی افراد به گمان خود باپیچاندن نسخه های شفابخش برای تمام جامعه  بشری، در پی ترویج یک سیاست مشخص برای کل دنیا می باشند. افرادی مانند «میشل فوکویاما» بامطرح کردن نظریه «پایان تاریخ و اینده انسان» و همچنین  «مارشال مک لوهان» با نظریه «دهکده جهانی» و «الوین تافلر» بانظریه «برترینها» و «سامو ئیل هانتینگتون» با ارائة نظریه «برخورد تمدنها» در پی القای این امر هستند که از نظر سیاسی تنها نفکری که می تواند بر تمام جهان حاکم شود تفکر لیبرال دموکراسی غربی است. ستون فقرات این نظریه ها این است که تنها امریکا و نظام سیاسی لیبرال ان است که شایستگی سروری بر کل دنیا را دارد و اگر کشوری بخواهد در عرصه های بین المللی دوام بیاورد باید همواره به این نظام چراغ سبز نشان بدهد که این طرز تفکر سنگ زیر بنای ظلم و ستمی است که در حق جامعه جهانی می شود. چرا که این تفکر باعث شده است. جنگهای خونینی در دنیا اتفاق بیفتد و به واسطه این پدیده شوم میلیونها انسان مظلوم و بی گناه خونشان به ناحق ریخته شود. افراد بی شماری  مجروح  و اواره و  بیکار.... شوند. بسیاری از افراد مورد ترور شخصی و شخصیتی قرار بگیرند.  اسایش و امنیت که از گمشده های بشریت امروزی است از بین برود وصدها ظلم وستم دیگر که در این راستا دامن گیر جامعه بشری شود.

سیاستمداران غربی به بهانه های واهی  به راحتی در امور کشورهای دیگر دخالت، تفرقه افکنی و فتنه گری می کنند. حتی بر برخی از نهاد ها و سازمانهای مطرح دنیا مانند سازمان ملل متحد که یکی از مهمترین وظایفش «حفظ صلح و امنیت بین المللی است[12] » کاملا نفوز دارند و با در اختیار داشتن احرم هایی مانند «حق وتو» و....به راحتی یک نوع استعمار نو را در دنیا شکل داده اند و از طریق این  استعمار نوین در دنیا یکه تازی می کنند و هر روزه ظلمی جدید برای مردم دنیا به ارمغان می اورند.

انچه می توان به عنوان نتیجه بحث ارائه کرد این است که جهانی سازی و جهانی شدن  همانند یک مار خوش خط و خال ولی زهر اگین، جامعه جهانی را هدف قرار داده است و روز به روز زمینه های ظلم وستم را بیشتر فراهم می کند و پر شدن جهان از ظلم وجور بدون جهانی سازی کاملا بی معناست

 

 



[1] . مجلسی. بحار الانوار . 51 ص74

4. یان ارت شولت. نگاهی مو شکافانه بر پدیده جهانی شدن. مترجم مسعود کرباسیان. ص 21

[3] . گل محمدی ،هویت ملی وجهانی شدن ،1381ص20نشر نی

[4] . بهروزلک غلامرضا. مهدویت و سیاست . ص 122

[5] . جوزف استیگلیتز. جهانی  سازی و مسائل ان  ص 42

[6] . جوزف استیگلیتز. جهانی  سازی و مسائل ان  ص 261

[7] .لستر تارو. برنده گان و بازنده گان جهانی شدن. مترجم مسعود کرباسیان ص 134

[8] . جوزف استیگلیتز. جهانی  سازی و مسائل ان . مترجم ........................ ص 42

11. احمد گل محمدی وجهانی شدن فرهنگ ،هویت. ص98

[10] . کچوئیان حسین .نظریه های جهانی شدن و دین ص94

[11] . رضا غلامی . اسلام و جهانی شدن .ص 54

[12] .مارتین گریفیتس. دانشنامه روابط بین الملل وسیاست جهان . مترجم علیرضا طیب. ص 604

 

 


برچسب ها:


نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :