wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 12 » مقالات
بازدید: 3438
0/0 (0)
تقریب ادیان از منظر انتظار
 

نگارنده : ابراهیم باقر زاده
 
در این نوشتار سعی شده است  با بیان ویژگی‌ها و صفات موعود و بیان مشترکات، قدمی  در جهت فراهم شدن زمینه تقریب بین ادیان و مذاهب مختلف (ابراهیمی و غیر ابراهیمی) برداشته و راهکاری در این زمینه ارائه گردد.

مقدمه (دیباچه)

این ایده و آرزو که روزی عالم زیر نظر حکومت واحدی قرار گیرد و در سرتاسر عالم عدل و داد برقرار شود و هر کسی در هر جای جهان به حقوق حقه خود برسد، از دیر زمان مورد توجه ادیان مختلف (ابراهیمی و غیر ابراهیمی) بوده است.

«اعتقاد به موعود» تنها نشانگر یک باور اسلامی (با رنگ خاص دینی) نیست، بلکه افزون بر آن عنوانی است که خواسته‌ها و آرزوهای همه انسان‌ها با کیش‌ها و مذاهب گوناگون و همچنین بازده الهام فطری مردم است که با همه اختلافهایشان در عقیده و مذهب، دریافته‌اند که برای انسانیت در روی زمین «روز موعودی» خواهد بود که با فرا رسیدن آن، هدف نهایی و مقصد بزرگ رسالت‌های آسمانی تحقق می‌یابد و مسیر آن (که در طول تاریخ پر از فراز و نشیب و پرتگاه بوده) به دنبال رنجی بسیار، همواری و استواری لازم را می‌یابد. انتظاری این چنین تنها در درون کسانی که با پذیرش ادیان، «جهان غیبت» را پذیرفته‌اند راه نیافته، بلکه به دیگران نیز سرایت کرده است؛ تا آنجا که می‌توان انعکاس چنین باوری را در مکتب‌هایی که جهت‌گیری اعتقادیشان، با سرسختی تمام، وجود «غیب و موجودات غیبی» را نفی می‌کند، دید. برای مثال، در ماتریالیسم دیالکتیک که تاریخ را بر اساس تضاد‌ها تفسیر می‌کند، روزی مطرح است که تمامی تضادها از میان می‌رود و سازش و آشتی حکمفرما می‌گردد.

در میان دانشمندان، زنو، فیلسوف شهیر یونان که در حدود 350 سال قبل از میلاد مسیح زندگی می‌کرده، آرزوی حکومت واحد جهانی را داشته و می‌گوید: باید تمام افراد دنیا از قانون واحد پیروی کنند تا بتوانند سعادت خود را تأمین نمایند.

انیشتاین دانشمند و ریاضیدان بزرگ و معروف در کتاب مفهوم نسبیت می‌گوید: « ملل جهان از هر نژاد و رنگی که باشد می‌توانند و باید زیر یک پرچم واحد بشریت در صلح و صفا و برابری و برادری زندگی کنند.»

در این نوشتار سعی شده است  با بیان ویژگی‌ها و صفات موعود و بیان مشترکات، قدمی  در جهت فراهم شدن زمینه تقریب بین ادیان و مذاهب مختلف (ابراهیمی و غیر ابراهیمی) برداشته و راهکاری در این زمینه ارائه گردد.

به امید آن روز که دست ظالمین کوتاه و مستضعفان و مؤمنان وارث زمین گردند؛

« أَنَّ الأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ».[1]

لازم است قبل از ورود به بحث واژه‌ها و اصطلاحات «تقریب»، «ادیان»، «انتظار» بطور اجمال مورد بررسی قرار گیرند.

واژه اول: تقریب

در لغت: به معنای نزدیک کردن، نزدیک گردانیدن و نزدیک بودن می‌آید.

تقریب یعنی طرفین همدیگر را بشناسند و تا طرفین شناختی از یکدیگر نداشته باشند وحدت و تقریب در حد شعار باقی می‌ماند و هنگامی که طرفین یکدیگر را شناختند مقدمه تقریب فراهم می‌شود. در این نشست‌ها گروه‌ها همدیگر را می‌شناسند که قرونی از هم جدا بودند.[2]

هدف از تقریب: در 2 جمله کوتاه خلاصه می‌شود.

1.       دعوت به شناخت ادیان از یکدیگر؛ تا قدر مشترکات روشن گردد.

2.       ایجاد تفاهم میان فرق مختلف و عرضه اندیشه از طریق دلیل و برهان، با حفظ حرمت دگراندیشان.

از کلمه تقریب این مطلب بدست می‌آید که هدف از تقریب ذوب کردن عقاید فرق نیست بلکه نزدیک کردن دیدگاه‌ها و رسیدن به نقاط مشترک و نهایتاً وحدت اجتماعی را دربرخواهد داشت.

واژه دوم: ادیان

قبل از توضیح اصطلاح ادیان، توضیح مختصری درباره دین که ریشه آن می‌باشد: دین در لغت به معانی مختلفی نظیر جزاء، اطاعت، مکافات، انقیاد، رسم و عادت، حساب رسی و تدبیر امور، چیرگی و برتری طریقه و آیین آمده است.[3]

اما در مورد معنای اصطلاحی دین باید گفت که در میان متفکران و اندیشمندان، یک معنای جامع و کامل که دربارة آن اتفاق باشد، وجود ندارد؛ البته این بدان معنا نیست که  نتوانیم تعریفی را ارائه دهیم؛ لذا از میان تعاریف متعدد اندیشمندان و حکمای مسلمان، یک تعریف را ارائه می دهیم و آن عبارت است از:

«مجموع عقاید، اختلاف و قوانین و مقرراتی است که برای اداره فرد و جامعة انسانی و پرورش انسان‌ها از طریق وحی و عقل در اختیار آنان قرار دارد».[4]

در اینجا سوالی متبادر به ذهن می‌شود که آیا واژه «ادیان» صحیح است یا خیر و اصولاً دیدگاه اسلام در این‌باره چیست؟

اولاً: در قرآن کریم واژه «ادیان» به کار نرفته است. آن چه در قرآن آمده واژه «دین» است مثل آیاتی نظیر آیه 4 سوره حمد، آیه 11 سوره زمر، آیه 6 سوره کافرون. در همه این موارد دین در واژه خود به کار رفته است. کلمه دین در قرآن بیش از 90 بار تکرار شده است.

ثانیاً: امروزه واژه «ادیان» در محاورات علمی بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد.

بنابراین خواستند بگویند اگرچه این واژه در قرآن به صورت مفرد استعمال شده، ولی این امر برای پیروان قرآن، تکلیفی را ایجاد نمی‌کند که از جمع این واژه پرهیز کنند چون قرآن کریم به تعدد ادیان به نحوی اشاره کرده، مثلا در سوره کافرون «لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ»[5] و یا تعبیر ادیان در برخی روایات ما هم وارد شده است.[6]

با مطالعه آثاری درباره ادیان، به تقسیماتی بر می خوریم که بصورت اجمال اشاره می‌کنیم.

1.       تقسیم ادیان به ابتدایی و پیشرفته و یا ادیان مرده و زنده؛

2.       تقسیم بر اساس الهی و غیر الهی و یا وحیانی و غیر وحیانی، توحیدی و غیر توحیدی.

3.       تقسیم ادیان بر اساس شخصیت‌ها مثل ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی

4.       تقسیم ادیان بر اساس مناطق مختلف جغرافیایی ادیان شرقی و غرب

5.       تقسیم ادیان به مقدس و غیر مقدس

6.       تقسیم ادیان بر اساس نژاد مثل سامی و غیر سامی، آریایی و غیر آریایی

اما بهترین تقسیم که در این‌باره می‌توان ارائه کرد تقسیم ادیان به ابراهیمی و غیر ابراهیمی است. ادیان ابراهیمی شامل یهودیت، مسیحیت و اسلام و فرقه‌های درونی آن‌ها و ادیان غیر ابراهیمی شامل سایر ادیان می‌باشند.

واژه سوم: انتظار

انتظار، حالتی درونی است که نگرانی، اضطراب، بی‌قراری و در عین حال شور و هیجان و امیدواری را با خود به همراه دارد. به دنبال این حس، اخلاق و رفتار و ظاهر فرد تغییر می‌کند.

بشر در زندگی فردی و اجتماعی مرهون انتظار است و اگر از انتظار بیرون آید و امیدی به آینده نداشته باشد، زندگی برایش مفهومی نخواهد داشت و بی‌هدف و بی‌مقصد می‌شود، انتظار، علت حرکت و تحرک بخش است، البته آن‌چه مورد انتظار است، هرچه مقدس‌تر و عالی‌تر باشد، انتظارش ارزنده‌تر و مقدس‌تر خواهد بود.

برای انتظار، معانی گوناگونی گفته‌اند ولی با دقت و تأمل در این کلمه می‌توان به حقیقت معنای آن پی برد و آن معنا «چشم به راه بودن» است و این چشم به راهی به تناسب بستر و زمینه آن ارزش پیدا می‌کند و دارای آثار و پیامد‌هایی مبارک خواهد بود.

امّا فلسفه انتظار بطور اجمال این است که ادیان مختلف «ابراهیمی و غیر ابراهیمی» منتظرند که سراسر گیتی را عدل و علم و ایمان و برابری و برادری فرا گیرد و آن موعود که وعدة ظهور او داده شده ظاهر شود. امت واحد، حکومت واحد، قانون واحد و نظام واحد، تمام افراد بشر را متّحد، هم صدا، هم قدم و به هم پیوسته سازد.

این همان فسلفه‌ای است که در ادیان گذشته نیز مایه امیدواری پیروان آن‌ها و مشوّق آنان به استقامت و پایداری بوده است. به این معنا که از سنن و نوامیس ثابتی است که همه ادیان مختلف، در بقای خود از آن مایه گرفته و همه در انتظار آینده‌ای عالی‌تر و بهتر بوده‌اند.

بررسی دیدگاه‌ها

1. دیدگاه ادیان ابراهیمی

1 ـ1. موعود یهود «ماشیح»

واژه «ماشیح»[7] کلمه عبری و معادل واژه فارسی «مسیحا» است.

ماشیح به معنای مسح شده یا تدهین شده به روغن مقدس می‌باشد و معرّب آن «مسیح» است. این واژه ابتدا لقب پادشاهان قدیم بنی اسرائیل بوده ولی در زمان‌های بعد به کاهنان بزرگ و حتی به برخی پادشاهان غیر بنی اسرائیلی نظیر کورش نیز اطلاق شده است. چون معتقد بودند او را خدا برگزید و مسح کرد تا نقش رهاننده بنی اسرائیل  را بر عهده گیرد. آنچه مسلم است ، واژه ماشیح ابتدا کارکرد موعودی یا منجی گرایی نداشت ولی به تدریج این واژه از اختصاص شاهان بنی‌اسرائیل بیرون آمده و در نهایت به یک واژه آرمانی برای بنی اسرائیل تبدیل شده است. بر اساس متون مقدس یهود، نخستین بار این واژه به «طالوت» اطلاق شده است. زمانی بنی اسرائیل در اوج بدبختی و فلاکت به سر می‌بردند؛ لذا برای رهایی از گرفتاری‌ها و مصائب به خدمت سموئیل نبی رسیدند و از او خواستند حاکمی را بر آن‌ها منصوب کند تا آن‌ها را از این وضعیت اسفناک نجات دهد سموئیل نبی، طالوت را تدهین کرد و لفظ ماشیح برای اولین بار بر او اطلاق شد.[8]

پیامد موعود باوری در یهود

1. امید به تحقق وعدة الهی: آنچه یهود را در تمامی فراز و نشیب‌های تاریخی و جنگ و گریزها و اسارت‌ها سر پا نگاه داشت، امید به نجات توسط ماشیح بود. این فکر در سخت­ترین شرایط نیز از آنها جدا نشد و با تمام وجود به آن دل بستند و لذا عمل شرعی خود را انجام می­دادند.

2. صبر و آرامش در برابر مشکلات: اگر این ویژگی نبود، دوام و قرار در نجات‌شان میسر نمی‌شد.

3. ایجاد نشاط: آنچه  می‌تواند زندگی بشر را از خطر ناامیدی برهاند و بدان امید بخشد موعود باوری است؛ زیرا این باور، انرژی متراکمی را برای ثبات، نشاط و شادابی زندگی آینده می­آفریند.

4. وحدت قومی: یکی از ثمرات موعود باوری در یهود؛ حفظ قومیت از دوگانگی بود و ماشیح این عامل را ایجاد می‌کرد.

5. تن دادن به شریعت و رفتار شرعی: یهود در دوران اسارت، اعمال شرعی را به موعود گره زدند و به این اعتقاد رسیدند که پای‌بندی به شریعت، در ظهور موعود ماشیح تأثیر دارد.[9]

ویژگی‌های ماشیح

1. خاکی بودن (بشر): ماشیح انسانی معمولی است؛ به عبارت دیگر، ماشیح از نظر فیزیکی و جسمانی، انسانی خاکی و از اولاد بشر است که به صورت عادی متولد می‌شود.[10]

2. ماشیح از نسل داود است: او نهالی است که از تنة درخت نسل یعقوب بیرون آمده است.[11]

3. قدرت او کیهانی است: یعنی قدرتش فراکیهانی نیست و نمی‌خواهد با اعمال خارق‌العاده کاری انجام دهد، بلکه بناست به طور طبیعی رفتار کند و از امور ماورایی بهره نگیرد و با این حال، شخص مقدسی است.

4. زاده بیت لحم است: یعنی از میان خودشان و در مرکز یهودیت قرار دارد و یهودی‌زاده است.

کارکرد اندیشه ماشیح در یهودیت

1.       تشکیل حکومت و استقلال سیاسی

2.       داوری نهایی بین همه اقوام و سهل‌گیری بر بنی‌اسرائیل[12]

3.       نابودی امت‌های مشرک

4.       اعطای قدرت جهانی به بنی اسرائیل

5.       زنده کردن مردگان

وضعیت جهان در عصر ماشیح

جهان در عصر ظهور ماشیح به بهترین وجه توصیف شده است. به گوشه‌ای از توصیف دوران ظهور ماشیح اشاره می‌کنیم.

«او خود جهان را به نور خویش روشن خواهد کرد چنان که مکتوب است، بار دیگر آفتاب در روز نور تو، نخواهد بود. و ماه با درخشندگی برای تو، نخواهد تابید، زیرا که یهود نور جاودانی تو و خدای تو، خواهد بود.»[13]

«گریه و شیون و زاری در جهان نخواهد بود و آواز گریه و فغان، صدای ناله و فریاد دیگر در آن شنیده نخواهد شد.»[14]

«خداوند تمامی حیوانات و خزندگان را فراخوانده و با آن‌ها و با تمام بنی‌اسرائیل عهد خواهد بست؛ چنان‌که گفته شده است: در آن روز به جهت ایشان با حیوانات صحرا و پرندگان آسمان و خزندگان زمین عهد بسته و کمان و شمشیر و جنگ را از زمین خواهم شکست و ایشان را به امنیّت خواهم خوابانید.»[15]

عقیده به منجی و موعود که در متن دین یهود آمده است در میان رهبران عصر حاضر این دین نیز وجود دارد سخن مهندس آوایی نمایندة انجمن کلیمیان ایران در این مورد در خور توجه است که توسط هارامبام (ابن میمون) مطرح شده، مربوط به بحث آرمان شهر و مژده تشکیل حکومت آرمانی است: در اصول سیزده‌گانه ایمان یهود، بعد از توحید، نبوت حضرت موسی علیه اسلام و ... در بند دوازدهم جمله‌ای مختص ماشیح آمده، به این مضمون که:

«من با ایمان کامل اعتقاد دارم به آمدن و ظهور ماشیح و هرچند که او تأخیر کند، با این حال، هر روز منتظر ظهور او خواهم بود، تا بیاید.»[16]

طبق نظر هارامبام هر فرد یهودی که این اصل را قبول نداشته باشد، منکر سخنان حضرت موسی7 و دیگر انبیای بنی اسرائیل است. یهودیان نیز بر اساس این اصل، به ظهور ماشیح یا منجی موعود و تشکیل حکومت واحد جهانی معتقدند.[17]

1 ـ 2. موعود مسیحیت «عیسی7»

مصداق موعود مسیحیان بر خلاف منجی یهودی است زیرا مصداق موعود آن‌ها عیسی بن مریم7 است و در این جهت موعود مسیحی‌ها مانند مسلمانان است که لقب‌اش، نسبش همه معین و مشخص است.

در عهد جدید با دو چهره اساسی موعود روبه رو هستیم:[18]

چهرة اول) موعود یهودی ـ مسیحی که پیشینة یهودی دارد و هم یهودیان و هم مسیحیان آن را قبول دارند.

چهرة دوم) موعود مسیحی که فقط مسیحیان آن را قبول دارند.[19]

لازم به ذکر است مسیحیت ،تنها دینی است که از دل دین دیگری (یهود) بیرون آمد. این ویژگی ممتاز مسیحیت است. مسیحیت یک مذهب از مذاهب مختلف یهود است، ولی بنابه دلایلی آن را جدا و دین مستقل می­دانیم. پس می‌توان گفت:

الف. مسیحیان به لحاظ تاریخی با یهودیت مشترک هستند؛ یعنی پیشینه تاریخ یهودیت و مسیحیت یکی است و بزرگان تاریخی یهودیت همان بزرگان مسیحیت هستند.

ب. آنها باورهای مشترک دارند؛ هر چه یهودیت معتقد است، مسیحیت هم اعتقاد دارد.[20]

موعود مسیحی

این نگاه مختص به مسیحیت است و ربطی به یهودیت ندارد از این موعود به بازگشت دوباره عیسی به جهان تفسیر شده است. بر اساس این باور، ماشیح که همان عیسی7 است پس از آنکه بر صلیب شد دوباره به جهان بازخواهد گشت.

اهداف و ثمرات بازگشت مسیح

1. پذیرش ایمان‌داران: یعنی عیسی مسیح وقتی ظهور می‌کند، همانند گذشته، همه مؤمنان دور او جمع می‌شوند.[21]

2. بازگشت دوباره عیسی مسیح7 برای دادرسی و دادن پاداش:

در انجیل آمده است:

«زیرا من با فرشتگان خود در شکوه جلال پدرم خواهم آمد و هر کس را از روی اعمالش داوری خواهم کرد».[22]

3. آزاد ساختن و برکت دادن: در رومیان آمده: «زمین از تباهی آزاد خواهدشد با آمدن مسیح...» [23]و در اشعیا نیز آمده است: «زمین و درختان پر برکت و سر سبز می­شوند...» [24]

4. برقراری ملکوت: وقتی عیسی می‌آید، ملکوت خدا را بر قرار می­کند؛ مراد از آن حکومتی است که نمایاننده جلال و جبروت خداوند باشد. در سایة چنین حکومتی تعالیم خداوند توسط عیسی7 در زمین عملی گردد. ملکوت خداوند همان حکومتی است که خداوند به داوود وعده داده بود.[25]

5. نجات بنی‌اسرائیل

6. داوری میان همه امت­ها

1ـ3. موعود در اسلام

دین اسلام دینی است که مطابق نیازهای بشر به روز بوده و هر روز دریچه‌ای جدید به روی انسان گشوده است؛ هیچ‌گاه در بستر زمان رنگ کهنگی به خود نگرفته و همواره بشر وامانده و سرگردان را راهنما بوده و هست. و از جهت جهانی بودن نیز میان ادیان، پس از مسیحیت، مقام دوم را دارد.

از جمله باورهای قطعی و حتمی مسلمین، آمدن منجی و موعود است که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد بعد از اینکه زمین را فساد و تباهی دربرگرفته باشد.

مهدی 7منجی موعود

مسلمین (شیعه و اهل سنت) معتقدند به این که مهدی موعود7 از نسل پیامبر6 و از فرزندان زهرای اطهر3 است و این که، زمین را از عدل و داد پر می‌کند، پس از آن که از جور و ستم پر شده باشد،و این که عیسی مسیح از آسمان نازل شده و در پشت سر آن حضرت نماز می‌خواند، و مردم جهان در عصر آن حضرت در رفاه زندگی می‌کنند.

بشارات موعود در اسلام

1. از منظر آیات قرآن

علامه مجلسی; قریب به 77 آیه در رابطه با بشارت مهدی7 جمع‌آوری نموده است.[26]

در این جا به یک نمونه از آن اشاره می‌گردد:

«إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنْ السَّمَاءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ».[27]

«اگر بخواهیم، از آسمان نشانه‌ای نازل می‌کنیم که در برابر آن گردن خم نموده و خاضع گردند».

امام صادق7 می‌فرماید:

«همانا قائم قیام نمی‌کند مگر آنکه منادی از آسمان ندا کند که اهل مشرق و مغرب آن را بشنوند، این آیه دربارة همان واقعه نازل شده است».[28]

2. از منظر روایات

پیامبر خدا6 می‌فرماید:

«لو لم یبق من الدنیا الا یوماً لطوّل الله ذلک الیوم حتی یلی»[29]

اگر از عمر دنیا یک روز بیشتر نمانده باشد، خداوند حتماً این روز را طولانی نموده تا او ظهور کند.

گفت پیغمبر رسول انس و جان               گرنماند یک روز از عمر جهان

حق کند طولانی آن یک روز را                 تا بیایــد مــهدی صاحب زمان

باز پیامبراکرم 9 در حدیث دیگر می‌فرماید:

«لو لم یبق من الدّهر الا یوماً لبعث الله رجلاً من اهل بیتی یملأها عدلاً کما مُلئت جوراً»؛[30]

اگر از عمر دنیا جز یک روز نمانده باشد، حتماً خداوند در آن روز مردی از اهل بیت من برانگیزد؛ او زمین را از عدل و داد پرخواهد کرد، همان طور که از ستم پر شده باشد».

وضعیت اجتماعی عصر ظهور

امام صادق7 در بیان وضعیت اجتماعی عصر ظهور خطاب به یکی از اصحاب خود فرمودند: «هنگامی که ببینی ظلم و ستم فراگیر شده، قرآن فراموش گشته و از روی هوی و هوس تفسیر گردیده، اهل باطل بر اهل حق پیشی گرفته، افراد با ایمان سکوت اختیار کرده، پیوند خویشاوندی بریده شده، مراقب خویش باش و از خدا نجات و رهایی از این وضع ناهنجار را بخواه!»[31]

علایم حتمیه ظهور

1. صیحه آسمانی

براساس روایات وارده، پیش از ظهور امام زمان4 بانگ بسیار مهیبی از آسمان شنیده می‌شود که آن حضرت را به اسم و نسب به همگان معرفی می‌کند و به مردم توصیه می‌کند که با امام بیعت کنند تا هدایت یابند؛ «و خرج المهدی و علی رأسه غمامة فیها منادٍ ینادی هذا هو المهدی، خلیفة الله، فاتبعوه.»[32]

2. خروج سفیانی

سفیانی طبق برخی روایات، مردی اموی و از فرزندان و نسل ابوسفیان است و دشمنی ویژه‌ای با اهل‌بیت پیامبر6 دارد.

3. خسف بیداء

سفیانی، لشکری را برای جنگ با امام عصر4 به طرف مکه می‌فرستد. هنگامی که این سپاه به منطقه بیدا ـ منطقه‌ای بین مکه و مدینه ـ می‌رسد به صورتی خارق‌العاده در زمین فرو می‌رود. خسف یعنی (فرو رفتن).

4. قیام یمانی

یمانی انسانی وارسته و مؤمن از سرزمین یمن است که علیه کجی‌ها و انحرافات قیام خواهد نمود. این قیام، قبل از ظهور حضرت اتفاق خواهد افتاد.[33]

5. شهادت نفس زکیه

یکی از بندگان خوب خدا به نام نفس زکیه، قبل از ظهور مهدی موعود 4 به دست دشمنان آن حضرت به شهادت می‌رسد. این شهادت 15 شب قبل از قیام حضرت اتفاق می‌افتد.[34]

وجه اشتراک ادیان ابراهیمی

پیروان ادیان سه‌گانه ابراهیمی، بر پیروزی ایمان بر کفر، حاکمیت حق و علم، عدالت اجتماعی، نجات بشر از ظلم و ستم و وراثت زمین به صالحان، اعتقاد راسخ دارند. در یک کلمه می‌توان گفت فلسفه تاریخ در ادیان ابراهیمی با اعتقاد به ظهور منجی معنی پیدا می‌کند.

2. دیدگاه ادیان غیر ابراهیمی

در این قسمت، اعتقاد به منجی و موعود نهایی در آیین‌ها، کیش‌ها، فرهنگ‌ها و دین‌های غیر ابراهیمی که خاستگاه آنها (غیر از زرتشت) کشورهای آسیای شرقی و جنوب شرقی، شامل هند، چین، ژاپن، تایلند و ویتنام است،را مورد بررسی اجمالی قرار می‌دهیم.

باور پیروان این کیش‌ها به نجات و نجات بخش نهایی را نمی‌توان به عقاید و آموزه‌های زرتشتی، یهودی، مسیحی و اسلامی منطبق دانست؛ بلکه می‌توان پاره‌ای از این باورها را «شبیه و همانند» آموزه‌های آن ادیان تلقی کرد. منجی باوری و موعود باوری در این کیش‌ها یا زاییده خردورزی اندیشمندان باستانی و برآمده از داوری عقل فطری و محدود به آن است و یا بقایا و نمود‌هایی از آموزه‌های پیامبران الهی است که صحف آسمانی آنها به کلی مفقود شده، و تعالیم آنان با پندارهای بومی و افسانه‌ها درهم آمیخته و تنها نمادهایی از حقایق ادیان ابراهیمی در آنها باقی مانده است. احادیثی که مهبط آدم7 را سرزمین هند یا سریلانکا (سرندیب) پنداشته‌اند، می‌تواند مایه‌ای برای این فرضیه باشد.[35]

این شباهت‌ها و همانندی‌ها به‌خاطر فطرت و گرایش‌های عالی آن است که هر انسانی را صرف نظر از دینی که به آن معتقد است، به سمت و سوی گرایش به نجات و کمال، عدالت و فضایل اخلاقی سوق می‌دهد.

2 ـ 1. موعود زرتشت

بنظر می­رسد اندیشة موعودگرایی زرتشت، سابقه بیشتری نسبت به ادیان دیگر داشته باشد؛ بخصوص کسانی که تاریخ تولد زرتشت پیامبر را به قبل از یهود، یعنی 6000 سال قبل از میلاد مسیح7[36] و یا 11000 سال قبل از میلاد مسیح می­دانند.[37] البته قول صحیح در تولد زرتشت را براساس مستنداتی در حدود سال660 قبل از میلاد مسیح 7 می­دانند.[38] زرتشت جزء پیامبران الهی دارای کتاب می‌باشد، و دین او، دین غالب ایرانیان ـ تا قبل از ظهور اسلام ـ بوده است. این دین، هنوز پیروانی در ایران و هند دارد. کتاب مقدس او «اوستا» است و «گاتاها» ظاهراً کلمات خود زرتشت است.[39]

در این دین یک قدرت کیهانی به نام «اهورا مزدا» نجات که عالی‌ترین درجه پرستش است (اما دارای عالی‌ترین قدرت نیست) مشخص است. و در مقابل وی، یک قدرت کیهانی متضاد به نام (اهریمن)، یا روح بزرگ شرّ، خودنمایی می‌کند. این مطلب نشان دهندة دوری مذهب زرتشت از توحید است.[40]

«موعود» همان (سوشیانس) که در فارسی «سوشیانت» نجات‌بخشی که (اهورامزدا» به مردمان نیک وعده داده است، وظیفه‌اش پاییدن و نگهبانی جهان راستی است، جهانی که اندکی پیش از رستاخیز آراسته خواهد شد و در آن راستگو بر دروغگو چیره خواهد شد، چهانی که در آن حق غالب است و باطل و دروغ مغلوب[41] «از این جهت سوشیانس (نامیده خواهد شد) زیرا که سراسر جهان مادی را سود خواهد داد».[42]

فرجام جهان در اندیشه زرتشتی

آنچه می­توان از لابه‌لای این اندیشه فهمید، عبارتند از:

1. نابودی اهریمن و بازگشت به جهان پاک و عاری از ظلم و ستم، او باستایش پروردگار و به کمک یاران خویش و توده مردم به جنگ و ستیز با اهریمن بر می­خیزد و نیروی اهریمن سست شده و به خواری می‌رسد؛ به طوری‌که چاره­ای جز راه دوزخ ندارد.[43]

2. گسترش دین و اخلاق، بطوریکه اندیشة نیک، گفتار نیک و کردار نیک، جامه عمل خواهد پوشید و قوانین دینی رواج خواهد یافت.[44]

3. فراوانی نعمت و آسایش؛ در این زمان، دیگر خشکسالی، فقر و بدبختی از میان خواهد رفت.

4. تشکیل حکومت جهانی، که اداره جهان و حکومت و رهبری آن در دست سوشیانش خواهد بود.

2ـ2. موعود هندو

تنوع و پیچیدگی عقاید واعمال در هندوییزم به قدری دامنه‌دار است که بایستی حدود وسیع و پنهاور آن را با معنای مضیق و محدود آن تمیز داد. خود هندوان به تعریف‌های کلی و قضایای مطلقه برای دین خود توضیح نهاده‌اند. بر حسب اقوال ایشان، هندویی عبارت است از مجموعة اعتقادات و سازمان‌های بی‌شمار و درهم آمیخته که از زمان پیدایش آثار و کتب مقدس وداها به ظهور رسیده و تاکنون ادامه دارد بنابراین می‌توان گفت:

« هندوییزم عبارت است از یک سیستم مذهبی اجتماعی که در میان مردم آن سرزمین در قرن سوم (ق.م) رشد و نمو یافته است».[45]

کلکی یا کلیکین، منجی موعود هندوان چنان توصیف و معرفی شده که عهده داری حکومت و نوع حکومت و نوع حکومت جهانی، از برنامه‌های اصلی اوست. او در پایان آخرین دوره زمانی از ادوار چهارگانه خانه جهانی، یعنی «کالی یوگه» ظهور خواهد کرد.

دهمین و آخرین تنزل (اوتاره) ویشنو (vishnu) که کلکی یا کلکین نام دارد، سوار بر اسبی سفید و با شمشیر آخته و شهاب‌گون ظهور می‌کند تا شرارت و ظلم را از ریشه بر کند و عدالت و فضیلت را برقرار سازد. اسب سفید، نماد قدرت و فراگیری است. او «یمه» (yama) یا مرگ را در هم می‌شکند و بر همة قوای مخالف پیروز می‌شود. کلکی جنبه «الوهیت» نیز دارد. او مردی الوهی و به نوعی متحد با مقام بی­انتهای خداست.[46]

از این اوصاف، به خوبی اصل حکومت و نوع آن در منجی هندو نمایان است. بر خلاف ظاهر نژاد‌مدارانه دین هندو، اندیشه موعودگرایی هندو به هیچ روی، قوم مدار نیست، بلکه کاملاً جهان شمول است.[47]

درکتاب «باسک» که از کتب آسمانی هندوهاست، آمده است:

«دور دنیا تمام شود به پادشاه عادلی در آخرالزمان، که پیشوای ملائکه و پریان و آدمیان باشد و حق و راست با او باشد و آنچه در دریا و زمین‌ها و کوه‌ها پنهان باشد، همه را به دست آورد و از آسمان‌ها و زمین و آنچه باشد، خبر دهد. از او بزرگ‌تر، کسی به دنیا نیاید.»[48]

در کتاب دیگر هندوان بنام «شاکمونی» بشارت ظهور منجی موعود این‌گونه آمده است:

پادشاهی و دولت دنیا به فرزند سید خلایق دو جهان «کشن»[49] بزرگوار تمام شود و او کسی باشد که بر کوه‌های مشرق و مغرب دنیا حکم براند و فرمان کند و بر ابرها سوار شود و فرشتگان کارکنان او باشند و جن و انس در خدمت او شوند و از «سودان» که زیر خط «استوا» است تا سرزمین «تسعین» که زیر قطب شمالی است و ماوراء بحار را صاحب شود و دین خدا، یک دین شود و دین خدا زنده گردد و نام او «ایستاده» باشد و «خداشناس» باشد.[50]

3ـ2. موعود بودا

آیین بودا همچون نهری جدا شده از بستر اندیشه هندویی است و در ارتباط تنگاتنگ با دیگر آیین­های هندی، به ویژه آیین جین، قرار دارد. بنابراین در بسیاری از زمینه­ها دیدگاه مشترک دارند، نظیر ادوار تاریخی، و آمدن موعود برای نجات.[51]

اندیشة موعودخواهی آیین بودا با مفهوم میتریه همراه است. میتریه (Maitreya) واژه­ای از زبان سَنسکریت است که از ریشة میتره (mira) به معنای مهربانی و دوست‌داشتنی است، ولی در زبان پالی، میته (Mettevva) گویند.[52]

در الهیات بودایی او را بودای پنجم[53] و آخرین بودا از بودایان زمینی می­دانند که هنوز نیامده است، اما روزی خواهد آمد تا همگان را نجات دهد. او را در «نمادنگاری بودایی» به هیبت مردی در وضعیت نشستة آماده برخاستن نمایش می­دهند تا نمادی باشد از آمادگی برای قیام[54]. برخی او را بودای هفتم نامیدند.

جهان بعد از ظهور میتریه این گونه توصیف شده است:

«در این جهان، ساکنان بی‌شمار زمین هیچ جنایتی نمی­کنند و عمل بدی از ایشان سر نمی­زند و از خوبی کردن مسرورند. مردم بدون ضعف و نقیصه خواهند بود. آنان قوی، بزرگ و شادمانند، در حالی که بیماری بسیار کمی در میان آنها وجود خواهد داشت. آنها از رنج خارها آزاد خواهند بود و با برگ‌های سبز خود را خواهند پوشاند. آنها بدون هیچ زحمتی برنج را برای خود فراهم می­آورند و در این جهان است که میتریه دهرمه (دَهْرم=دَرَمْ) ـ به معنای دین حقیقی ـ را اعلام خواهد کرد».[55]

3. جایگاه انتظار در تقریب بین ادیان

با توجه به آنچه در دیدگاه‌های ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی در رابطه با موعود هر دین مطرح شد، در‌می‌یابیم که آمدن منجی موعود از دیرباز از آرزوهای بشر بوده است و همه انسان‌ها در طول تاریخ، در آرزوی حکومت واحدی هستند، که سراسر جهان را پر از عدل، کمال، نجات و سعادت ... خواهد نمود.

و این گویای این مهم هست که همه این ادیان به نوعی منتظرند و این انتظار را در خود و در نسل و آیندگان خود تاکید می‌کنند. «به حکم ضرورت، آینده جهان روزی را در برخواهد داشت که در آن، جامعه بشری پر از عدل و داد شده و با صلح و صفا همزیستی نمایند و افراد انسانی غرق فضیلت و کمال شوند».[56]

همه ادیان با توجه به آنچه در متون دین آن‌ها و آموزه‌هایشان آمده است برای جهان هستی نهایتی را متصورند و در خاتمه جهان و به عبارت دیگر در آخرالزمان موعودی را انتظار می‌کشند که منشأ همه خوبی‌ها و زیبائی‌هاست می‌توان گفت این موعود منجی که همه ادیان سخن از آمدن آن به میان آورده‌اند به حکم ضرورت باید یک شخصیت حقیقی باشد و او همه دنیا را پر از عدل و داد کند. تعدد موعود و منجی، خود باعث ایجاد شکاف در میان ملل و اقوام مختلف خواهد شد و این مطلب با بحث پیامبران منافات خواهد داشت. چون تمام پیامبران به دنبال تحقق هدف واحدی بودند که بر مبنای آن، همه گروه‌ها و طیف‌های مختلف اجتماع بشر با هر نوع رنگ و نژاد و سلیقه‌ای، در یک جا و زیر یک پرچم جمع شوند. ادیان غیر ابراهیمی نیز همین اهداف را در مراتب پایین‌تری دنبال می‌کنند.

انتظار موعود و منجی می‌تواند زمینه‌ای باشد جهت همگرائی و همدلی بیشتر ادیان مختلف، بخصوص متفکران و اندیشمندان این ادیان که به مطالعه در خصوصیات، صفات، و شباهت‌های موعودشان بپردازند. چون اندیشمندان و صاحب نظران در هر دینی می‌توانند با کنار گذاشتن تعصّبات و قومیت‌ها و ایجاد فضای سالم، زمینه همدلی و همگرائی هم کیشان خود را با سایر ملّیت‌ها و ادیان فراهم کنند.

و این حرکت از سوی اندیشمندان منصف در حافظه تاریخ ثبت خواهد شد، و مردم جهان در آینده از آنان به نیکی یاد خواهند کرد.

متفکران و صاحب نظران در هر دینی به مثابه چشم و دیدبان آن دین بحساب می‌آیند؛ چه بسا بوده‌اند افرادی در هر دین، که زمینه هدایت جامعه زمان خود را فراهم کردند. به عنوان نمونه:

افلاطون، با طرح مدینه فاضله در صدد آفرینش پیوندی عمیق میان جامعه بشری بود. وی وحدت بخشیدن به جوامع متفرق را هدف اولیه خود می‌دانست.[57]

مسلماً چنین ایده‌ای بدون نزدیک کردن ادیان و اقوام مختلف در زمینه باورها و آموزه‌هایشان محقق نخواهد شد. با تحلیل و بررسی مبانی مشترک ادیان، به ضرورت تلاش برای تقریب پی می‌بریم چون در سایه نزدیکی افکار، همدلی و همگرایی است که نجات و رهایی از نارسایی‌ها و بیداد و فساد فراهم می‌گردد. و این خود زمینه‌ای را فراهم می‌سازد جهت ایجاد حکومت واحد جهانی و بستر‌سازی جهت ظهور منجی موعود؛ چرا که در هر برهه از زمان، انسان‌های ابلیس زده و فاسدی وجود دارند برای استثمار انسان‌های مظلوم در جهت پیش‌برد اهداف شوم و حیوانی خود، و این معضل در سایه تقریب بین ادیان ریشه‌کن خواهد شد.

4. زمینه‌های ایجاد تقرب

زمینه‌هایی که می‌تواند باعث ایجاد تقریب در بین ادیان شود به شرح ذیل می‌باشد:

4 ـ 1. تقریب عاطفی، اخلاقی

به این معنا که تعصّبات و صفاتی که موجب جدایی و دشمنی و یا خصلت‌هایی که از نظر اخلاقی نارواست و تأثیر منفی بر تعامل بین ادیان می‌گذارد از میان برداشته شود.

ایجاد چنین فضای سالم و دور از بداخلاقی‌ها ، می‌تواند زمینه‌ای باشد جهت نزدیکی و همدلی بیشتر  بین ادیان و مذاهب گوناگون، چون انسان با هر قوم و نژاد و هر دینی که باشد تشنه محبت است و این محبت زمینه‌ساز احترام متقابل و نهایتاً تقریب خواهد شد.

4 ـ 2. تقریب علمی

از این تقریب به عنوان قدم مهم در این مسیر یاد می‌شود. تقریب علمی یعنی در فضای گفتگو و بحث‌های تطبیقی، بتوان نقاط اختلاف را به حداقل رساند. البته هیچ‌گاه نباید انتظار داشت که اختلافات اعتقادی به تمام معنا از بین برود چون به هر حال کیان هر مذهب بر اساس یک عقایدی بنا شده است و اگر همه دارای یک نوع فکر و اندیشه باشند ،تقریب معنا پیدا نمی‌کند.

اختلاف در عقاید، بعضاً بخاطر عدم اطلاع دقیق از آموزه‌های واقعی دیگر ادیان است. اگر از بسته‌ها و سطح هر آموزه‌ای به درون آن دین وارد شویم، چه بسا به نقاط مشترک بیشتری دست پیدا کنیم. تقریب علمی می‌تواند باعث تقلیل اختلافات تا حد معقول و ممکن شود. بسیاری از برداشت‌های غلط و تند و افراطی بخاطر عدم آشنایی با دیدگاه‌های ادیان مختلف می‌باشد در حالی که با یک بحث علمی ممکن است واقعیت‌ها روشن شود و این باعث دست‌یابی به نقاط مشترک بین ادیان می‌گردد. از طرفی در سایه این تقریب می‌توان به یک نوع تولید مشترک دست پیدا کرد که بر پایه این مشترکات بر مشکلات مسلط شد. در این جایگاه می‌توان با برجسته کردن نقاط مشترک و تبدیل آن به یک مبنای  اساسی و لازم الرعایه در بین ادیان،‌زمینه را برای ایجاد حکومتی واحد و ظهور منجی موعود فراهم ساخت.

4 ـ 3. تقریب عملی

این نوع تقریب نیز به عنوان یک هدف تلقی می‌شود و می‌تواند دارای زمینه‌های مختلفی باشد.

الف. عرصه سیاست

ب. عرصه اقتصاد

ج. عرصه اجتماعی و فرهنگی

تلاش جهت تقریب ملل در عرصه های فوق ، میتواند مقدمه ای برای تقریب عقاید ایشان به شمار آید.

برآیند این 3 نوع تقریب (اخلاقی، علمی، عملی) با زیر مجموعه‌هایی که دارد یک چیز است و آن تشکیل حکومت واحد جهانی و یا به عبارت دیگر مدینه فاضله می‌باشد.

به نظرمی‌رسد در بین این سه نوع تقریب، تقریب عاطفی، اخلاقی یک امر بسیار زیربنائی و اساسی است چون در طول تاریخ بسیاری بوده و هستند که با تحریک تعصّبات ، تفرقه را تقویت نموده و در این فضای عاری از اخوت و برادری، به منافع کلان اقتصادی و غیره ... دست پیدا کرده اند.

تا زمانی که وضعیت اخلاقی بین ادیان دچار مشکل باشد،  حتّی مشترکات هم نادیده گرفته می‌شود. یکی از پیش‌شرط‌های تقریب عاطفی ، عدم توهین به آموزه‌ها و مقدسات ادیان دیگر می‌باشد. بنابراین تقریب اخلاقی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار می‌باشد.
نتیجه

همة ادیان، اعم از ابراهیمی و غیر ابراهیمی معتقدند که نجات‌خواهی در سایه وجود منجی موعود محقق خواهد شد و اصل ظهور منجی در میان همه ادیانف امری مسلم است، ولی این به معنای یگانه انگاری در همة زمینه‌ها نیست. پس دارای اشتراکات و افتراقاتی هستند که به برخی موارد اشاره می‌کنیم:

5 ـ 1. عقیده به ظهور منجی بزرگ در آخر‌الزمان که جهانیان را از ستم استبداد و بیداد، رهایی خواهد بخشید، اعتقادی همگانی در میان پیروان ادیان، به خصوص ادیان ابراهیمی است.

5 ـ 2. منجی ملت‌ها در ادیان، به خصوص ادیان ابراهیمی، هدفی واحد دارند و آن، اقامة عدل و داد و برپایی نظامی عادلانه است. ادیان غیرابراهیمی هم همین اهداف را در مراتب پایین‌تری دنبال می‌کنند و بشارت نجات، کمال، عدالت و... سر می‌دهند.

5 ـ 3. ادیان مورد بحث، اکثراً در این‌که پیش از آخر‌الزمان، فساد، مشکلات طبیعی و غیر طبیعی ، جهان را فرا می‌گیرد، اشتراک نظر دارند.

5 ـ 4. در بیشتر این ادیان، زمان آمدن منجی روشن نیست؛ به ویژه در ادیان ابراهیمی هرگونه تعیین وقت مردود شمرده شده است. چون زمان ظهور نامعلوم است.

5 ـ 5. حوادث و اتفاقات قبل از ظهور منجی ادیان تقریبا با یکدیگر مشابه است؛ در تمامی آنها کم و بیش،پیش بینی اتفاقاتی از قبیل سیل، زلزله، فرو رفتن در زمین، قحطی و گرسنگی، شیوع بیماری‌های مهلک و... را شاهد هستیم.

5 ـ 6.در بحث منجی ، اگر چه برخی از ادیان دعوت جهان شمولی دارند، ولی برخی دیگر قوم مدار هستند که به تدریج از قوم مدار بودن فاصله گرفته اند و سمت و سوی جهان شمولی به خود می‌گیرند.

5ـ7. برخی از منجی‌ها ویژگی کیهانی دارند، ولی برای برخی دیگر ویژگی کیهانی و ماورایی بودن تعریف نشده است.[58]

و ده‌ها مورد اشتراک و افتراق را می‌توان در آموزه‌های دینی ادیان جستجو کرد و با بحث و بررسی دقیق آن، زمینه را برای ایجاد تقریب بین ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی فراهم ساخت.

روزی گره زمــانه وا خواهد شد                           راز گل سرخ، برملا خواهد شد

در راه عزیزی است که با آمدنش             هرقطب نما، قبله نما خواهد شد

منابع

1.       نشریه راه مردم، در گفت و گوی اختصاصی «جوان» با آیت الله جعفر سبحانی، تاریخ 24/3/79.

2.       ابن منظور، محمد بن مکتوم، لسان العرب، ج5.

3.       جوادی آملی، عبد الله، دین شناسی.

4.       توفیقی، حسین، ادیان بزرگ.

5.       سموئیل اول، باب24، آیه6.

6.       شاکری زواردهی، روح الله، منجی در ادیان.

7.       شوحط، ایمانوئل، مقاله ماشیح موعود و یهود، تحقیق آرش آبائی، نقل از موعود، شماره20.

8.       اشعیاء،

9.       ناس، جان بی، تاریخ ادیان، ترجمه علی اصغر حکمت.

10.   هوشع،

11.   فرهنگ و بینش یهود، چاپ سوم، تهران، سال سوم، تهران، سال سوم متوسطه انجمن کلیمیان، 1384ش، ص45.

12.   ایمانوئل شوحط «ماشیح، ناجی جهان» ماهنامه بینا، سال اول، شماره4، 1378، ص16.

13.   یوحنا،

14.   متی،

15.   رومیان

16.   بحار الانوار، ج51،

17.   الغیبه، شیخ طوسی،

18.   صحیح ترمذی، ج2،

19.   صحیح ابن داود، ج2

20.   کلینی، اصول کافی، ج7،

21.   کشف الغمة، ج2، المستدرک علی الصحیحین، ج4،

22.   صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج2،

23.   امامی کاشانی، محمد، خط امان،

24.   وسایل الشیعه، ج15، باب41، چاپ بیروت.

25.   پور داوود، ابراهیم، تصحیح و تفسیر گات‌ها؛

26.   توفیقی، حسین، ادیان بزرگ،

27.   تاریخ ادیان،

28.   ادیان زنده جهان،

29.   یسنا 45، باب1، یسنا48، باب2، به نقل از نجات بخشی در ادیان، ص4.

30.   بخشی از بند 129 فروردین پشت، به نقل از نجات بخشی در ادیان، ص4.

31.   ناس، جان، بی، تاریخ جامع ادیان، ص‌130، به نقل از منجی در ادیان.

32.   موحدیان، عطار، مجله هفت آسمان، 1383، ش21.

33.   موحدیان، عطار، مجله هفت آسمان،

34.   صادقی، بشارات عهدین،

35.   لنکستر، لوئیس، میتریه موعود بودایی و فصلنامه هفت آسمان، ش 21، ص‌222.

36.   ولفانگ شومان، هانس، آیین بودا، ترجمه ع- پاشایی، ص‌121.

37.   مقالات و بررسی‌ها، به نقل از :. cit، Partin. H.B. paradise. Op voll….، به نقل از منجی در ادیان شاکری زواردهی، ص240.

38.   طباطبائی، 1374، ص308.

39.   کویده، 1360، ص51.

 

[1] . انبیاء: 105.

[2] . نشریه راه مردم، در گفت و گوی اختصاصی «جوان» با آیت الله جعفر سبحانی، تاریخ 24/3/79.

[3] . ابن منظور، محمد بن مکتوم، لسان العرب، ج5، ص340 و 339.

[4] . جوادی آملی، عبد الله، دین شناسی، ص27.

[5] . کافرون: آیه 6.

[6] . توفیقی، حسین، ادیان بزرگ، ص4.

[7]. Messiahy یا در تلفظ لاتین مسیحا Masiy-ha.

[8] . سموئیل اول، باب24، آیه6.

[9] . شاکری زواردهی، روح الله، منجی در ادیان، ص34.

[10] . شوحط، ایمانوئل، مقاله ماشیح موعود و یهود، تحقیق آرش آبائی، نقل از موعود، شماره20.

[11] . اشعیاء، باب11، آیات 1 ـ 9.

[12] . ناس، جان بی، تاریخ ادیان، ترجمه علی اصغر حکمت، ص551.

[13] . اشعیا، باب60، آیه19.

[14] . اشعیاء، باب65، آیه19.

[15] . هوشع، باب2، آیه20.

[16] . فرهنگ و بینش یهود، چاپ سوم، تهران، سال سوم، تهران، سال سوم متوسطه انجمن کلیمیان، 1384ش، ص45.

[17] . ایمانوئل شوحط «ماشیح، ناجی جهان» ماهنامه بینا، سال اول، شماره4، 1378، ص16.

[18]. چهره سوم موعود که مسیحی­ها اشاره نکردند، ولی ما مسمانان نسبت می­دهیم، بحث فارقلیط از انجیل یوحّنا است چون این وعده را می­دهد «که من می‌روم تا فارقلیط بیاید، اگر من نروم او نخواهد آمد».

[19] . شاکری زواردهی، روح الله، منجی در ادیان، ص72.

[20]. همان، ص68 و 69.

[21] . یوحنا، باب14، آیه3.

[22]. متی، باب 16، آیه 27.

[23]. رومیان، باب8، آیه21.

[24]. اشعیا، باب35، آیات 10-1.

[25] . شاکری، روح الله، منجی در ادیان، ص86.

[26] . بحار الانوار، ج51، ص46 ـ 64.

[27] . سوره شعراء، آیه4.

[28] . الغیبه، شیخ طوسی، ص177.

[29] . صحیح ترمذی، ج2، ص46.

[30] . صحیح ابن داود، ج2، ص207.

[31]. کلینی، اصول کافی، ج7، ص28.

[32]. کشف الغمة، ج2، المستدرک علی الصحیحین، ج4، صص502-464. و ... .

.الغیبه نعمانی،ب14،ح13،ص246[33]

[34] . صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، باب57، ح2، ص552.

[35] . امامی کاشانی، محمد، خط امان، ص358.

[36] . وسایل الشیعه، ج15، باب41، چاپ بیروت.

[37]. پور داوود، ابراهیم، تصحیح و تفسیر گات‌ها؛ ص‌28.

[38] . توفیقی، حسین، ادیان بزرگ، ص57.

[39] . تاریخ ادیان، ص303.

[40] . ادیان زنده جهان، ص369.

[41] . یسنا 45، باب1، یسنا48، باب2، به نقل از نجات بخشی در ادیان، ص4.

[42] . بخشی از بند 129 فروردین پشت، به نقل از نجات بخشی در ادیان، ص4.

[43] . شاکری زواردهی، روح‌الله، منجی در ادیان، ص204.

[44] . همان، ص204.

[45]. ناس، جان، بی، تاریخ جامع ادیان، ص‌130، به نقل از منجی در ادیان، ص214.

[46] . موحدیان، عطار، مجله هفت آسمان، 1383، ش21.

[47] . موحدیان، عطار، مجله هفت آسمان، ص117.

[48]. صادقی، بشارات عهدین، ص‌246.

[49]. «کشن» در زبان هندی، نام حضرت رسول اکرم6 است که در این جا بشارت فرزند برومندش را به نام «ایستاده» و «خداشناس» داده است که در نزد شیعیان به نام «قائم و مهدی7» معروف است.

[50]. صادقی، بشارات عهدین، ص‌242.

[51] . شاکری، روح الله، منجی در ادیان، ص230.

[52]. همان ص230

[53]. لنکستر، لوئیس، میتریه موعود بودایی و فصلنامه هفت آسمان، ش 21، ص‌222.

[54]. ولفانگ شومان، هانس، آیین بودا، ترجمه ع- پاشایی، ص‌121.

[55] . مقالات و بررسی‌ها، به نقل از :. cit، Partin. H.B. paradise. Op voll….، به نقل از منجی در ادیان شاکری زواردهی، ص240.

[56] . طباطبائی، 1374، ص308.

[57] . کویده، 1360، ص51.

[58] . شاکری، روح‌الله، منجی در ادیان، ص252 ـ 251.

 

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :