wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 18 » مقالات
بازدید: 3693
0/0 (0)
بررسی کتاب اختصاص شیخ مفید رحمة الله علیه
 


نگارنده : سید روح ا... زمانی موسوی


آنچه که تحقیق پیرامون موضوع مورد بحث را باعث می شود از یک سو شخصیت ممتاز و جایگاه خاص شیخ مفید در میان علماء و فقهای شیعه بوده و از طرفی دیگر در صورت انتساب این کتاب به مرحوم مفید تعداد زیادی از روایات که در منابع دیگر نبوده و تنها در این کتاب ذکر گردیده قابل استناد و بهره برداری خواهد شد، و بدیهی است که در صورت اثبات عدم انتساب این کتاب، نحوه برخورد ما با این قبیل روایات چگونه خواهد بود. بنابراین ما در این تحقیق بر آنیم تا به نحوی صحت انتساب کتاب مذکور را به جناب ایشان به اثبات رسانیم.

چکیده:
  تاریخ شیعه از دیر باز تاکنون شاهد درخشش عالمان مجاهد وخستگی ناپذیری بوده که برای دفاع از کیان تشیع وحفظ میراث کهن آن در برابر انحرافات و کج روی ها همواره از هیچ تلاشی فروگذار نکرده اند. از جمله این عالمان وارسته محمد بن محمد بن نعمان ملقّب به شیخ مفید، از علمای شهیر و صاحب نامی است که در قرن چهارم و پنجم هجری می زیسته است، وی در واقع پایه گذار اولین سنگر علمی شیعیان پس از غیبت کبری به حساب می آید، و از او در حدود200 اثر ارزنده باقی مانده است.
این مقاله در پی آن است تا با بررسی و تحلیل اقوال علماء، شواهد و قرائن، و نیز رفع برخی ابهامات و اشکالات موجود در این زمینه، صحت انتساب کتاب اختصاص را به این عالم بزرگوار به اثبات رسانده و سپس به توصیف اجمالی این کتاب نظیر: انگیزه تالیف، نوع محتویات و نگاه نویسنده به روایات در این کتاب و در آخر نُسخ آن بپردازد. از این رو این مقاله بحث خود را حول محورهای ذیل پی می گیرد:
محور اول: انتساب یا عدم انتساب کتاب به نویسنده
محور دوم: انگیزه تالیف و وجه تسمیه
محور سوم: نوع نگاه مولف به روایات
محور چهارم: نُسخ کتاب
مقدمه
     تاریخ شیعه از دیر باز تاکنون شاهد درخشش عالمان مجاهد وخستگی ناپذیری بوده که برای دفاع از کیان تشیع وحفظ میراث کهن آن در برابر انحرافات وکج روی ها همواره از هیچ تلاشی فروگذار نکرده اند. از جمله این عالمان وارسته محمد بن محمد بن نعمان ملقب به شیخ مفید، از علمای شهیر وصاحب نامی است که در قرن چهارم و پنجم می زیسته، مقام ومنزلت او بی نیاز از هرگونه توضیح است، اما اگر بخواهیم دریک جمله به جایگاه  و نقش تاثیر گذار ایشان در حفظ تراث شیعه اشاره کنیم باید بگوئیم که او فی¬الواقع پایه گذار اولین سنگر علمی شیعیان پس از غیبت کبری به حساب می¬آید و هیچیک از بزرگان شیعه از سال 260 هجری که آغاز غیبت امام زمان علیه¬السلام است تا دوره او به آن اهمیت نبوده‌اند، زیرا باید توجه داشت که شیعه تا اوایل قرن چهارم بواسطه دسترسی به امامان معصوم علیهم السلام و یا نایبان و وکلای ایشان چنانکه باید و شاید، برای بوجود آوردن آثار منقح فقهی و کلامی کمرهمت نسبته بودند و عمده آثار شیعه و امهات کتب فقهی این طایفه از سال 320 هجری به بعد بوجود آمده است و تا زمان مفید کمتر سابقه دارد که از عالمی 200 اثر ارزنده باقی مانده باشد. علاوه بر این توفیقی که نصیب مفید شد، پرورش شاگردان زبده¬ای همچون سید مرتضی وشیخ طوسی بوده که خود از عوامل دیگر تعظیم و تکریم وی و بقاء نام و مشهور شدن او بحساب می آید.
مرحوم نجاشی از شاگردان صاحب نام شیخ مفید در علم رجال، در بیان گوشه ای از فضائل ایشان می گوید:
«محمد بن محمد النعمان بن عبد السلام بن جابر بن النعمان بن سعید بن جبیر... شیخنا و أستاذنا (رضی الله عنه) فضله أشهر من أن یوصف فی الفقه، و الکلام، و الروایة، و الثقة، و العلم، له کتب‏...».
«و قال الشیخ: محمد بن محمد بن النعمان المفید، یکنى أبا عبد الله المعروف بابن المعلم من جملة متکلمی الإمامیة، انتهت إلیه رئاسة الإمامیة فی وقته و کان مقدما فی العلم و صناعة الکلام، و کان فقیها متقدما فیه حسن الخاطر، دقیق الفطنة، حاضر الجواب، و له قریب من مائتی مصنف کبار و صغار، و فهرست کتبه معروف، ولد سنة ثمان و ثلاثین و ثلاثمائة، و توفی للیلتین خلتا من شهر رمضان سنة ثلاث عشر و أربعمائة، و کان یوم وفاته یوما لم یر أعظم منه من کثرة الناس للصلاة علیه و کثرة البکاء من المخالف، و الموافق». ‏
شیخ طوسی می گوید: محمد بن محمد بن نعمان که کنیه او ابا عبدالله  است و معروف است به ابن المعلم از جمله متکلمان امامیه است که ریاست و مرجعیت شیعیان در عصرش به او رسید. او در علم و صنعت کلام مقدم بود. او همچنین از فقهاء خوش فکر، زیرک و حاضر جواب بود که نزدیک به 200 جلد کتاب کوچک و بزرگ تالیف نمود که فهرست آن معروف است. او در سال 338 هجری قمری در حالی که چند شب از ماه رمضان گذشته بود در سال 413 هجری از دار دنیا رفت. روزی که او از دنیا رفت روزی بود که بزرگتر از آن تا به حال دیده نشده زیرا بسیاری از مردم اعم از شیعه و سنی برای نماز خواندن بر جسدش حاضر شدند در حالی که بسیار گریه می کردند.».
سرانجام این عالم فرزانه بعد از عمری تلاش ومجاهدت در سال 413هجری قمری در حالی که آثار متعدد وگرانسنگی از خود به یادگار گذاشت در سن 77سالگی در بغداد دار فانی را وداع گفت و درهمانجا به خاک سپرده شد.
آنچه که تحقیق پیرامون موضوع مورد بحث را باعث می شود از یک سو شخصیت ممتاز و جایگاه خاص شیخ مفید در میان علماء و فقهای شیعه بوده و از طرفی دیگر در صورت انتساب این کتاب به مرحوم مفید تعداد زیادی از روایات که در منابع دیگر نبوده و تنها در این کتاب ذکر گردیده قابل استناد و بهره برداری خواهد شد، و بدیهی است که در صورت اثبات عدم انتساب این کتاب، نحوه برخورد ما با این قبیل روایات چگونه خواهد بود. بنابراین ما در این تحقیق بر آنیم تا به نحوی صحت انتساب کتاب مذکور را به جناب ایشان به اثبات رسانیم.
محور اول: انتساب یا عدم انتساب کتاب به نویسنده
     مدعای ما این است که کتاب فوق الذکر از مصنفات شیخ می باشد و دلائلی که در رد این انتساب بیان گردیده یارای مقابله با ادله مثبتین را ندارد، از این رو بحث خود را پیرامون بیان ادله موافقین و سپس جواب از ادله مخالفین ادامه می دهیم.
بخش اول؛ ادله موافقین
     ابتدا لازم است فهرست کسانی که کتب شیخ را گزارش کرده اند، نام برده سپس با جستجو در هریک، انتساب یا عدم انتساب این کتاب به شیخ مفید ثابت شود. کسانی که کتب شیخ مفید را نقل یا گزارش کرده اند عبارتند از:
• مرحوم نجاشی
• شیخ طوسی
• ابن شهرآشوب
• مرحوم مجلسی
• مرحوم آغا بزرگ تهرانی
     از بین مولفین کتب فوق، مرحوم ابن شهر آشوب، علامه مجلسی و از متاخرین مرحوم آغا بزرگ تهرانی به انتساب کتاب مذکور به جناب شیخ مفید اشاره کرده اند. اما در این میان هر چند نام بزرگانی همچون شیخ طوسی و مرحوم نجاشی دیده نمی شود، ولی با این وجود می توان این کتاب را از جمله کتب شیخ مفید به حساب آورد.
ادله ای که می توان بر این ادعا اقامه کرد عبارتند از:
1. تصریح علامه مجلسی رحمة الله علیه؛
ایشان هم درمقدمه‌ی بحار الانوار و هم در بخش توثیق مصادر بحار از این کتاب یاد کرده و آنرا از تألیفات شیخ مفید می داند. ایشان در ابتدای جلد اول از کتاب شریف بحار  در چند جا به این موضوع اشاره کرده و می فرمایند:
«و کتاب الإرشاد و کتاب المجالس و کتاب النصوص و کتاب الإختصاص و... کلها للشیخ الجلیل المفید محمد بن محمد بن النعمان قدس الله لطیفه‏».
«و أما کتاب الإختصاص فهو کتاب لطیف مشتمل على أحوال أصحاب النبی ص و الأئمة ع و فیه أخبار غریبة و نقلته من نسخة عتیقة و کان مکتوبا على عنوانه کتاب مستخرج من کتاب الإختصاص تصنیف أبی علی أحمد بن الحسین بن أحمد بن عمران رحمه الله لکن کان بعد الخطبة هکذا قال محمد بن محمد بن النعمان حدثنی أبو غالب أحمد بن محمد الزراری و جعفر بن محمد بن قولویه إلى آخر السند و کذا إلى آخر الکتاب یبتدئ من مشایخ الشیخ المفید فالظاهر أنه من مؤلفات المفید رحمه الله و سائر کتبه للاشتهار غنیة عن البیان». «واما کتاب اختصاص پس آن کتابی است که مشتمل است بر زندگی نامه یاران پیامبر ص و ائمه اطهار علیهم السلام که در آن اخباری عجیب وجود دارد که ما آنرا از نسخه ای قدیمی نقل کردم که در عنوانش نوشته شده بود: این کتاب برگرفته شده از کتاب اختصاص نوشته ابی علی احمد بن حسین بن احمد بن عمران رحمة الله علیه. ولی بعد از خطبه و مقدمه کتاب اینگونه آمده که محمد بن محمد بن نعمان می گوید: برای من ابو غالب احمد بن محمد زراری و جعفر بن محمد بن قولویه حدیث کرد. و همچنین تا انتهای کتاب تمام احادیث با مشایخ و استادان شیخ مفید آغاز می شود که این مطلب حکایت از این دارد که این کتاب از مولفات شیخ مفید رحمة الله علیه است. »
«ختص لکتاب الإختصاص».
همانطور که می دانیم مرحوم مجلسی از طرفی با در اختیار داشتن یک گروه علمی مجرب که بزرگانی همانند سید نعمت الله جزائری در میان آنها به چشم می خورد و از طرفی به واسطه دسترسی به کتب و نسخ قدیمی و استفاده از آنها، کلامش از اتقان بالائی برخوردار بوده که به سادگی نمی توان از کنار آن گذشت. بنابراین تصریح افرادی همچون علامه مجلسی که گردآورنده بزرگترین مجموعه حدیثی در تاریخ تشیع بوده و خود از دانشمندان در زمینه علم تراجم و رجال به شمار می آید، بسیار می تواند کار گشا باشد.
2. تصریح مرحوم تهرانی در الذریعة؛
     مرحوم آغا بزرگ تهرانی نیز در دو جا از کتاب اختصاص نام برده و بحثی مستوفی ایراد داشته و معتقدند که کتاب اختصاص که متعلق به مرحوم مفید است، مستخرج از کتابی است به همین نام که شیخ ابوعلی احمد بن الحسین که از علمای قرن چهارم هجری و معاصر صدوق بوده است، تالیف نموده و ضمیمه کتاب العیون و المحاسن مفید است. بنابراین تصریح یکی دیگر از دانشمندان و متخصصان در حوزه کتابشناسی ما را در رسیدن به مدعای خود که همانا صحت انتساب الاختصاص به ابن نعمان است رهنمون می سازد.
3. وجود مشایخ شیخ مفید در ابتدای  اسناد روایات؛
     وجود مشایخ شیخ مفید در ابتدای اسانید تمامی روایات مذکور در این کتاب حکایت از انتساب کتاب اختصاص به این عالم بزرگوار دارد. علامه مجلسی در این زمینه می فرماید:
«و أما کتاب الإختصاص ... لکن کان بعد الخطبة هکذا قال محمد بن محمد بن النعمان حدثنی أبو غالب أحمد بن محمد الزراری و جعفر بن محمد بن قولویه إلى آخر السند و کذا إلى آخر الکتاب یبتدئ من مشایخ الشیخ المفید فالظاهر أنه من مؤلفات المفید رحمه الله ‏». 
4. شهرت انتساب کتاب اختصاص به مرحوم مفید رحمة الله علیه در بین علماء و فقهاء؛
     ازجمله دیگر دلائلی که می توان بر صحت انتساب مذکور اقامه کرد، کثرت استنادات و ارجاعاتی است که علماء و بزرگان شیعه به این کتاب داشته اند. و همانگونه که می دانیم شهرت از جمله ابزاری است که عالمان دین همواره از آن در جهت اثبات مسائل مختلف از جمله احکام شریعت مقدس که از اهمیت بالا و والائی برخوردار است بهره برده اند؛ و این خود گواه دیگری بر انتساب این کتاب به مرحوم شیخ است. به عنوان نمونه افرادی که نامشان در ذیل می آید از جمله کسانی هستند که به این امر اعتراف و اذعان دارند:
• مرحوم حر عاملی در وسائل الشیعة؛ 
• مرحوم محدث نوری درمستدرک الوسائل؛
• مرحوم علامه مجلسی در بحار الانوار؛
• مرحوم جزائری در کتاب القصص؛
• مرحوم نجفی در جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام؛
• مرحوم همدانی در مصباح الفقیه؛
• مرحوم حکیم در مستمسک عروة؛
• مرحوم حائری مازندرانی در منتهی المقال فی احوال الرجال؛ 
• و...
5. سیره مولفین کتب؛
     در کتب قدیمی رسم بر این بوده که مولفین کتاب نام خود را در آغاز کتاب ذکر می کرده اند. شاید علت این امر این بوده که اگر زمانی به هر دلیلی مقدمه کتاب که به عنوان شناسنامه کتاب محسوب می شده از بین رفت به واسطه نام مولف که در ابتدای اولین روایات کتاب ذکر شده بتوانند مولف آنرا بشناسند. مرحوم تهرانی در بیان این مطلب می گوید:
«وبعد ما مرّ من الخطبة، قال الشیخ المفید على ما هو رسم المؤلفین فی ذکر اسمهم فی أول کتبهم ما لفظه (قال محمد بن محمد بن النعمان حدثنی أبو غالب وجعفر بن قولویه عن محمد بن یعقوب)». «شیخ مفید بعد از ذکر مقدمه کتاب همانگونه که رسم نویسندگان کتب بر این بوده که اسم خود را در ابتدای کتاب ذکر می کردند، اسم خود را در ابتدای کتاب ذکر نموده و می فرماید: محمد بن محمد بن النعمان حدثنی أبو غالب و جعفر بن قولویه عن محمد بن یعقوب...»
در آخر این بخش می گوئیم، اگر هیچ یک از موارد مذکور را به عنوان دلیل بر مدعای مذکور نپذیریم، باز هم می توان از مجموع آنها به عنوان قرینه و شاهد، در این زمینه استفاده کرده و در نهایت صحت انتساب کتاب اختصاص را به نویسنده جلیل القدر به اثبات رساند؛ چرا که حداقل چیزی که مخالفین نیز به آن اعتراف دارند این است که از این موارد به عنوان موید و قرینه می توان استفاده کرد.
بخش دوم: ادله مخالفین و پاسخ آن؛
در این بخش به بیان دلائل مخالفین انتساب می¬پردازیم؛
یکی از مهمترین و یا تنها دلیل و اشکالی که بر منتسب بودن کتاب اختصاص به شیخ مفید ممکن است بیان گردد این است که اگر این کتاب از مولفات مرحوم مفید است پس چرا شاگردان ایشان همچون شیخ طوسی و نجاشی که ازمتخصصین در این فن هستند نامی از این کتاب به میان نیاورده اند؟
اما جوابهائی که می توان به این اشکال داد؛
اولا، مرحوم تهرانی در این زمینه بر این عقیده است که نجاشی این کتاب را از آن جهت که ضمیمه کتاب العیون و المحاسن بوده، ذکر نکرده است، ایشان در بیان این مطلب می فرماید:
«( 1890 : کتاب الاختصاص ) أی المستخرج من الاختصاص الذی الّفه الشیخ أبو علی المذکور - للشیخ أبی عبد الله محمد بن محمد بن النعمان المفید المتوفى سنة 413 ، استخرجه من الاختصاص المذکور وأدرجه فی کتابه الموسوم بالعیون و المحاسن على ما نبینه ..، و الاختصاص هذا من الکتب التی نقل عنها العلامة المجلسی فی البحار وجعل رمزه ( ختص ) أوله ( الحمد لله الذی لا تدرکه الشواهد ولا تراه النواظر ولا تحجبه السواتر ) إلى قوله ( هذا کتاب ألفته و صنفته و العجت فی جمعه و أسباغه و أقحمته فنونا من الأحادیث و عیونا من الاخبار و محاسن من الآثار و الحکایات فی معان کثیرة من مدح الرجال وفضلهم وأقدار العلماء ومراتبهم وفقههم ) و الظاهر منه أنه عین خطبة العیون والمحاسن للمفید و قد بدأ فیه بما استخرجه من کتاب الاختصاص لأبی علی المذکور فسمی المجموع به و إلا فهو عین کتابه العیون و المحاسن الذی ذکر اسمه و فهرس مطالبه فی خطبة الکتاب...». 
این مطلب از مقایسه مقدمه اختصاص با مقدمه العیون و المحاسن که درکتاب الذریعه هم نقل شده پیوست بودن این دو کتاب آشکار میشود زیرا خطبه هر دو کتاب کاملا یکسان است، بنابراین نمی¬توان شبهه نمود که چون شیخ طوسی و نجاشی نام  اختصاص را نبرده¬اند پس کتاب از مولفات مفید نیست.
ثانیا: در تعارض ظاهری بین این دو مطلب که از طرفی برخی شاگردان مفید نامی از این کتاب نبرده اند واز طرف دیگر برخی تصریح به انتساب این کتاب به شیخ دارند، قول مثبتین مقدم است زیرا شیخ طوسی و نجاشی در این میان کلامی در ردّ این مطلب ندارند و چه بسا این انتساب را هم قبول داشته ولی به دلیل همین ضمیمه بودن با کتاب العیون، نامی از آن نبرده باشند. از اینرو تعارضی بین قول به انتساب و عدم آن نیست.
ثالثا: کسانی که قائل به عدم انتساب کتاب مذکور به شیخ مفید هستند و در این زمینه به عدم نقل برخی از شاگردان شیخ تمسک می کنند، دلیلشان اعم از مدعاست. زیرا عدم نقل برخی از شاگردان شیخ مفید اعم از منسوب بودن ونبودن آن کتاب به شیخ می باشد.
محور دوم: انگیزه تالیف و وجه تسمیه؛
     بعد از اینکه انتساب کتاب به مرحوم شیخ ثابت گردید، در ارتباط با انگیزه تالیف کتاب اختصاص باید بگوئیم که، ایشان در مقدمه  می فرمایند:
«هذا کتاب ألفته و صنفته و ألعجت فی جمعه  و إسباغه و أقحمته  فنونا من الأحادیث و عیونا من الأخبار و محاسن من الآثار و الحکایات فی معان کثیرة من مدح الرجال و فضلهم و أقدار العلماء و مراتبهم و فقههم» این کتابی است که تالیف کردم و تصنیف کردم و در جمع کردن و چینشش دچار بسی زحمت شدم و وارد کردم در آن فنونی از احادیث و چشمه هائی از روایات و کلام های نیکی از آثار و حکایات همانند فضائل رجال و علماء و مراتب ایشان و فقه ایشان».
 اما در رابطه با علت نامگذاری این کتاب به اختصاص باید گفت، چون این کتاب برگرفته ومستخرج از سه کتاب به نامهای (الاختصاص) متعلق به ابو علی، کتاب ( فضائل أمیر المؤمنین علیه السلام)  متعلق به ابن دآب ، ثم ( کتاب الجنة والنار ) متعلق به سعد بن جناح می باشد لذا نویسنده، این کتاب را به اعتبار اولین اجزائش که همان کتاب اختصاص ابو علی است نام گذاری کرده است. صاحب الذریعة در این باره می فرماید:
«ثم شرع أولا فیما استخرجه من کتاب الاختصاص لأبی علی المذکور ثم فیما استخرجه من کتاب فضائل أمیر المؤمنین علیه السلام لابن داب ثم من کتاب الجنة والنار لسعید بن جناح ثم تراجم جمع من الرجال ومدحهم وفضلهم وفوائد کثیرة ینتهی بها الکتاب ، فهذا الکتاب الموجود هو عین العیون والمحاسن المصرح به فی النجاشی وغیره واشتهر بالاختصاص باعتبار أول أجزائه».  «شیخ مفید در این کتاب شروع کرد اولا به پرداختن به آنچه که از کتاب اختصاص ابو علی گرفته سپس کتاب فضائل امیر المومنین  که متعلق به ابن داب است و بعد از ایندو به کتاب جنت و نار که متعلق به سعید بن جناح است پرداخت. بعد از این شیخ به بیان زندگی نامه برخی از رجال و فضائل ایشان پرداخته و با بیان فوائد زیاد دیگری کتاب را به پایان می برد، پس این کتاب موجود در حقیقت همان کتاب عیون و محاسن شیخ است که در رجال نجاشی و دیگران به آن تصریح شده است و اینکه به اختصاص شهرت یافته به اعتبار اولین جزء از اجزاء سه گانه آن است.»  
محور سوم: نوع نگاه نویسنده به روایات و عناوین موضوعات مهدوی مطرح شده در آن؛
     این کتاب مجموعه¬ ای است بسیار خواندنی که با حدیثی از امام علی بن ابیطالب علیه السلام آغاز و با روایتی از حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله و سلم به پایان می رسد.
شیخ در این کتاب عمدتاً به بیان ویژگیهای اصحاب پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله و حضرت علی علیه السلام و در موارد دیگر به معرفی مقام وجایگاه ائمه اطهار علیهم السلام و در پاره ای دیگر به بیان خصائص مومنین و حقوق آنها بر یکدیگر، بیان برخی احکام و شرایع همانند؛ علت حرمت اکل لحم خنزیر وشرب خمرو... پرداخته است. 
بنابراین شاید بتوان گفت که نوع نگاه نویسنده به روایات در این کتاب عمدتا تاریخی و اخلاقی می باشد.
اما موضوعات مهدوی مطرح شده در کتاب عبارت است از:
• فی ان شیعة آل محمد صلی الله علیه و آله فی دولة القائم سنام الارض وحکامها
• فضیلة انتظار الفرج وان المنتظرین افضل من اصحاب القائم علیه السلام
• فی حقوق الاخوال واخوان زمن القائم علیه السلام
• فی ان القائم علیه السلام یرکب الحاب ویرقی فی الاسباب اسباب السماوات السبع والارضین السبع
• من علامات الفرج و خروج القائم علیه السلام
• اخبار بما سیکون و علامة ظهور القائم علیه السلام
• فی ان من مات بغیر امام مات میتة جاهلیة
عناوین مطرح شده، عناوینی بودند که در فهرست این کتاب بیان گردیده شده است، البته لازم به ذکر است که در خلال عناوین دیگر نیز روایاتی مرتبط با مباحث مهدویت به صورت پراکنده وجود دارد.
محور چهارم: نسخ کتاب؛
     نسخه های این کتاب و اختلافاتی که بین آنها وجود دارد بنابر نقل مرحوم آغا بزرگ تهرانی به این شرح است:
«توجد نسخة منه فی الخزانة الرضویة تاریخ کتابتها سنة 1055 ، ذکر کاتبها أنه کتبها عن مجموعة کلها مستخرجة من کتب القدماء وفیها هذا المستخرج من کتاب الاختصاص لأبی علی المذکور استخرجه منه الشیخ المفید ونسخة فی مکتبة مدرسة سپهسالار بطهران بخط الشیخ العالم المصنف أحمد بن عبد الله بن أحمد بن إسماعیل البحرانی النجفی کتابتها سنة 1118 وذکر فی آخره انه مختصر - من کتاب الاختصاص لأبی علی المذکور والکاتب هذا دون مجموعة نفیسة أخرى فیها عدة رسائل وکتب علمیة وفوائد نافعة فرغ من کتابة بعض أجزائها سنة 1106 ، ونسخة ثالثة فی النجف فی مکتبة العلامة الأدیب الشیخ محمد السماوی وهی بخط الحاج میرزا محمد بن الحاج شاه محمد الأصفهانی المسکن کتابتها سنة 1085 وعلیها تملک الشیخ الحر سنة 1087 ، ثم ولده الشیخ محمد رضا سنة 1105 ثم جمع آخر من العلماء وتقریرهم أنه للشیخ المفید استخرجه من الاختصاص للشیخ أبی علی أحمد بن الحسین بن أحمد بن عمران»
نتیجه
     در این مقاله بعد از بررسی مستندات در بخش اول از محور اول  که همان بررسی ادله موافقین بود به پنج دلیل اشاره شد. دلایلی همانند شهادت برخی از علما و بزرگان علم رجال نظیر مرحوم علامه مجلسی، مرحوم آغا ضیاء و دیگران که شهادت هرکدام از اینها برای اثبات هر مطلبی در جای دیگر کافی است. و نیز گفته شد که مجموع این دلایل چندگانه می تواند حداقل به عنوان قرینه ای محکم مورد استفاده و استناد قرار گیرد. در بخش دوم از محور اول نیز به ذکر ادله مخالفین و پاسخ آنها پرداخته شد و این نتیجه به دست آمد که علت اینکه برخی از شاگردان شیخ به نام این کتاب اشاره نکرده اند این بوده که این کتاب ضمیمه کتاب العیون و المحاسن بوده است و  دلیل نافین اعم از مدعاست. در محور بعد شیخ انگیزه خود را از تالیف این کتاب بیان اخبار، احادیث و حکایاتی در فضائل و مدح رجال شیعه و مراتب آنها می داند. او همچنین وجه نامگذاری این کتاب را به اختصاص، وجود قسم اول این کتاب که برگرفته از کتاب اختصاص مرحوم ابو علی است می داند.

منابع
بحارالانوار، چاپ مؤسسة الوفاء بیروت – لبنان، سال انتشار : 1404 قمرى، قطع وزیرى؛
الذریعة،
جواهر الکلام، قطع: وزیرى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی‏، نوبت چاپ: هفتم‏
القصص، 
مصباح الفقیه، قطع: وزیرى‏، ناشر: مؤسسة الجعفریة لإحیاء التراث و مؤسسة النشر الإسلامی، تاریخ نشر: 1416 ه ق‏، نوبت چاپ: اول‏
مستمسک عروة، قطع: وزیرى‏، ناشر: مؤسسة دار التفسیر، تاریخ نشر: 1416 ه ق‏، نوبت چاپ: اول‏
منتهی المقال فی احوال الرجال، قطع: وزیرى‏، ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام‏، تاریخ نشر: 1416 ه ق‏، نوبت چاپ: اول‏
معجم رجال الحدیث، قطع: وزیرى‏، 24 جلدی
مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل، قطع: وزیرى‏، ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام‏، تاریخ نشر: 1408 ه ق‏، نوبت چاپ: اول‏
وسائل الشیعة، چاپ : مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، قم، نوبت چاپ : اول، سال انتشار 1409 هجرى، قطع وزیرى‏

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :