wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 13 » مقاله ها
بازدید: 3484
0/0 (0)
بررسی حدیث اثنا عشر خلیفه
 

نگارنده : حسن رضایی مهر

 

لفظ خلیفه در کاربرد قرآن و احادیث در صورتی که اضافه به چیزی نشده ظهور در خلافت الهی دارد. خداوند می‌فرماید: «انّی جاعل فی الارض خلیفة».

خلافت در تعبیر شارع بلکه متشرّعه

مقدمه

از جمله احادیث متواتر و صحیح نزد فریقین (شیعه و اهل سنت) روایات دوازده خلیفه است. در این روایت نبی مکرم اسلام و امامان و خلفای بعد ا ز خود را دوازده نفر معیّن کرده است. به خاطر تواتر این روایت در معتبر ترین کتب فریقین به نظر نیاز به بررسی سندی نیست بلکه باید در دلالت آن بحث کرد.

روایات

1.‌ بخاری به سند خود از جابر بن سمره نقل کرده که پیامبر فرمود: «یکون اثنا عشر امیراً فقال کلمة لم اسمعها فقال ابی: انّه قال کلّهم من قریش»[1] دوازده امیر خواهد بود. آن گاه سخنی گفت که من آن را نشنیدم. پدرم گفت: پیامبر فرمود: همه ی آنان از قریشند.

2.‌ سعد بن ابی وقاص می‌گوید: به جابر بن سمره نوشتم که خبر ده مرا به چیزی که از رسول خدا شنیده ای. برایم نوشت: در روز جمعه، شبی که اسلمی رجم شد از رسول خدا شنیدم که فرمود: «لایزال الدین قائماً حتی تقوم الساعة او یکون علیکم اثنا عشر خلیفه کلّهم من قریش.» همیشه دین قائم است تا قیام قیامت تا این که دوازده خلیفه بر شما حکومت کنند که همه ی آنان از قریشند.

این حدیث در منابع زیر آمده:

1)الجامع الصحیح مسلم کتاب اماره باب 1

2)صحیح بخاری کتاب احکام باب 51

3) التاریخ الکبیر بخاری، 3/185 و 8/411

4) سنن ابو داوود کتاب المهدی

5)سنن کرندی کتاب الفتن باب46

6) مسند احمد بن حنبل، 5/106 ذیل احادیث جابر بن سمره

3.‌ احمد بن حنبل نیز از جابر بن سمره نقل می‌کند که رسول خدا9 در خطبه‌ای که برای ما ایراد کرد، فرمود: «لایزال هذا الامر عزیزاً منیعاً طاهراً علی من ناواه حتی یملک اثنا عشر کلّهم. قال فلم افهم ما بعد قال. فقلت لأبی ما قال؟ قال کلّهم من قریش»

این دین دائماً نفوذ ناپذیر است تا دوازده خلیفه بیاید آن گاه سخنی فرمود که من نفهمیدم و مردم با صدای بلند ضجّه زدند. به پدرم گفتم: حضرت چه فرمود؟ گفت: فرمود: کلهم من قریش.[2]

4.‌ احمد بن حنبل در حدیث دیگر آورده که جابر می‌گوید: بعد از سخن پیامبر مردم تکبیر گفتند و...[3]

5.‌ جابر نقل کرده که رسول خدا 9 برای ما در عرفات و بنا بر نقلی دیگر در منا خطبه‌ای خواند و فرمود: ان یزال هذالامر عزیزاً ظاهراً حتی یملک اثنا عشر کلهم ،ثم لغط القوم و تکلّموا فلم افهم قوله بعد (کلّهم). فقلت لأبی: یا ابتاه! ما بعد کلهم؟ قال کلّهم من قریش. «همیشه این امر نفوذ ناپذیر و غالب است تا آن که دوازده نفر حاکم شوند. همه ی آن‌ها در این هنگام سر و صدا کرده و هیاهو نمودند. لذا نفهمیدم که بعد از (کلّهم) چه فرمود. از پدرم پرسیدم که پیامبر چه فرمود؟ گفت: کلّهم من قریش.[4]

6.‌ و نیز از پیامبر9 نقل کرده که فرمود: «لایزال هذا الدین عزیزاً منیعاً الی اثنی عشر خلیفه.‌قال فجعل الناس یقومون و یقعدون؛ «این دین نفوذ ناپذیر و پابرجاست تا دوازده خلیفه بیایند. آنگاه مردم شروع کردند به بلند شدن و نشستن.[5]

7.‌ در حدیث ابوحجیفه آمده لایزال امرا متی صالحاً حتی یمضی اثنا عشر خلیفه کلهم من قریش.[6]

8.‌ در حدیث عبدالله بن مسعود آمده «انه سئل کم یملک هذه الامه من خلیفة؟ قال اثنی عشر خلیفه کعدّة نقباء بنی اسرائیل.[7]

مسروق می‌گوید: ما در کوفه نزد عبدالله بن مسعود نشسته بودیم و او به ما قرآن می‌آموخت مردی از او پرسید ‌ای ابا عبد الرحمان! آیا شما (اصحاب پیامبر9) از آن حضرت پرسیدید که این امت چند نفر خلیفه خواهند داشت؟ عبدالله در پاسخ گفت از هنگامی که وارد عراق شدم تو نخستین کسی هستی که از من چنین پرسشی می‌کنی آنگاه افزود: آری، ما از رسول خدا (ص) این سئوال را پرسیدیم و آنحضرت در پاسخ فرمودند: دوازده تن خواهند بود به تعداد نقبای بنی اسرائیل.

اهم ویژگی‌های خلفای مذکور در احادیث بدین قرار است:

عدد آنها دوازده نفر است اثنا عشر خلیفه

همگی آنها از قریش هستند کلهم من قریش

این دوازده نفر خلفای کلّ امتند نه بخشی از امت

امر دین اسلامی منقضی نمی شود تا آن که این دوازده نفر در خارج وجود پیدا کنند. گرچه به طولانی شدن عمر دوازدهمین از آن‌ها بیانجامد.

امامت و خلافت این دوازده نفر پیاپی خواهد بود.

آنها خلیفه پیامبر 9 هستند.

منظور از خلیفه چیست؟

لفظ خلیفه در کاربرد قرآن و احادیث در صورتی که اضافه به چیزی نشده ظهور در خلافت الهی دارد. خداوند می‌فرماید: «انّی جاعل فی الارض خلیفة».

خلافت در تعبیر شارع بلکه متشرّعه از قداست خاصی برخوردار است. در اصطلاح دینی، خلیفه رسول خدا 9 کسی است که بر اساس خیر و عدل و ارزشهای انسانی حکم می‌کند؛ زیرا سلطنت او جدای از سلطنت الهی نیست. خلیفه نمی تواند از روشی که خداوند ترسیم کرده خارج شود. به همین علت امامیه معتقد است که خلافت منصب الهی است. و باید خلیفه را خداوند نصب و تعیین نماید.

وقتی به گذشته امت اسلامی می‌نگریم جز امامان اهل بیت پیامبر 9 گروهی را نمی یابیم که تعداد شان دوازده نفر، همگی از قریش خلفای کل امت اسلامی و آغاز خلافتشان بلافاصله پس از پیامبر 9 باشد و جهان هیچ گاه از وجود یکی از آنها خالی نباشد.

تحیّر اهل سنت در تفسیر احادیث

دانشمندان اهل سنت در توجیه احادیث فوق کوشیده‌اند تا با گزینش جمعی از حاکمان اموی و عباسی و انضمام آنان به خلفای راشدین، دوازده نفر مذکور در روایات فوق را تعیین کرده و آنان را مصداق آن روایات قرار دهند. و برخی از علمای اهل سنت اذعان دارند که ما منظور از روایات را نفهمیدیم.

1.‌ابن عربی مالکی پس از بیان دیدگاه خود می‌گوید: «معنایی برای این حدیث نیافتیم».[8]

2.‌ ابن بطّال از مهلّب این گونه نقل می‌کند: «هیچ کس را ندیدم که در مورد این حدیث، دیدگاه قاطع و مشخصی را مطرح کرده باشد...»[9]

3.‌ ابن جوزی می‌گوید: «در مورد معنای این حدیث، جست و جوی فراوان نمودم، در پی یافتن منابع احتمالی توضیح آن برآمدم و از آن پرسیدم، اما بر مقصود حدیث دست نیافتم».[10]

4.‌ ابن مهلب

من ندیدم کسی را که در این حدیث به قطع برسد، آیا امارت آن‌ها پشت سر هم است؟ یا در یک زمان همه ادعای امامت می‌کنند؟ گمانم بر این است که پیامبر خبر از امور عجیب و غریبی از فتنه‌ها داده است که بعد از او تحقق می‌یابد و مردم در یک وقت به دوازده دسته متفرق می‌شوند.[11]

5.‌ قاضی عیاض و ابن حجر می‌گویند: خلفای دوازده گانه عبارتند از:

1.‌ ابوبکر، 2.‌ عمر 3.‌ عثمان 4.‌ علی 5.‌ معاویه 6.‌ یزید 7.‌ عبدالملک بن مروان 8.‌ ولید بن عبدالملک 9. ‌سلیمان بن عبدالملک 10. یزید بن عبدالملک 11. هشام بن عبدالملک 12. ولید بن یزید بن عبدالملک[12]

6.‌ سیوطی می‌نویسد هشت تن از خلفای دوازده گانه رسول خدا (ص) عبارتند از:

ابوبکر، عمر، عثمان، علی، حسن بن علی، معاویه، عبدالله بن زبیر و عمر بن عبدالعزیز وی آنگاه احتمال داده که دو نفر دیگر از خلفای دوازده گانه، «المهتدی» و« الظاهر» از حاکمان عباسی باشند، چون این دو به عقیده سیوطی افراد عادلی بوده‌اند.!

وی سپس می‌افزاید و اما دو نفر دیگر باقی مانده‌اند که باید منتظر آنان باشیم. یکی از آن دو «مهدی» که از اهل بیت پیامبر است. سیوطی نفر دوم را مسکوت گذاشته و از وی نام نمی برد.[13]

باید گفت: این توجیهات به دلائلی پذیرفته نیست از جمله:

الف.‌ خلفای راشدین نمی توانند مصداق احادیث فوق باشد چون:

اولاً: عدد آنها کمتر از دوازده نفر است.

ثانیاً: خلفای کل امت نیستند؛ زیرا دوران خلافتشان حدود سی سال بیشتر ادامه نیافت.

ب.‌ حاکمان اموی نیز نمی توانند مصداق احادیث باشند زیرا:

اولاً: عددشان بیشتر از دوازده نفر است.

ثانیاً: خلفای کل امت نیستند بلکه حکومت آنان در اوایل قرن دوم هجری (132ق) پایان یافته است.

ثالثاً: تقریباً همه آنان افراد فاسق و ستمگری بودند و زندگی آنها هیچ شباهتی به زندگی پیامبر نداشته است تا بتوان آنان را جانشین پیامبر 9 دانست.

رابعاً: حکومتشان بلافاصله بعد از پیامبر نبوده است.

ج.‌ حاکمان عباسی نیز نمی توانند مصداق احادیث خلفای اثنا عشر خلیفه باشند زیرا:

اولاً: عدد آنان بیش از دوازده نفر است.

ثانیاً: خلفای کل امت نبوده‌اند بلکه حکومتشان از سال 132 هجری آغاز و در اواسط قرن هفتم با سقوط بغداد پایان یافت.

ثالثاً: تقریباً همه آنان افراد ظالم و بی‌دین بوده‌اند و زندگی آنها هیچ شباهتی به زندگی پیامبر 9 اسلام نداشت.

رابعاً: حکومتشان بلافاصله بعد از پیامبر9 نبوده است.

دانشمندان شیعه معتقدند مصداق احادیث خلفای پیامبر 9 امامان شیعه می‌باشد چون تمام صفات و ویژگی هایی که در احادیث آمده بر آنها منطبق است و فقط آنها می باشند که صلاحیت این امر الهی را دارا هستند.

تردیدی نیست که بشارت پیامبر بر آمدن دوازده خلیفه پس از وی سخنی عادی نیست بلکه بشارتی الهی است ؛چرا که «و ما ینطق عن الهوی ان هو الّا وحی یوحی»[14]، به ویژه درباره موضوع مهمی مانند جانشینان خود و رهبران امت اسلامی. حال که بشارت، الهی و بشارت دهنده، پیامبر خدا 9 است باید مصداق بشارت نیز الهی باشد و تعیین آنان به اذن خدا و به واسطه پیامبر 9 صورت گیرد.

التفات به چند امر

در اینجا لازم است که به چند نکته اشاره کنیم:

1.‌ مکان

در رابطه با مکان بیان این روایات مختلف اند: برخی از آن‌ها زمان آن را در حجةالوداع، روز عرفه، در عرفات معرفی کرده[15]، و برخی دیگر می‌گوید: خطبه در سرزمین منی ایراد شده است،[16] و در برخی از روایات اشاره شده که در مسجد بوده است، و تعدادی از روایات نیز از ذکر مکان ساکت است. آیا پیامبر در یک مکان این حدیث را بیان کرده است یا در چند مکان؟

احتمالی که ترجیح داده می‌شود آن است که پیامبر 9 در تمامی مواضعی که در روایات به آن‌ها اشاره شده این حدیث را ایراد فرموده‌اند. آنچه مسلم است این که این حدیث در حجة الوداع یا بعد از پایان یافتن آن هم ایراد شده است.

2.‌ سوال نکردن از اسامی افراد

دأب مسلمان این بود که از بزرگ و کوچک مسائل حتی در اثنای سخنرانی از پیامبر9 سوال می‌کردند، این روایات خبری از امری اعتقادی، علمی که سعادت آیندة جامعة اسلامی را تضمین کند می‌دهد، ولی در هیچ کدام از آن‌ها اشاره نشده که کسی از پیامبر 9 در رابطة با اسامی آن‌ها سوال کرده باشد. آیا معقول است که هیچ یک از مسلمانان در حجة الوداع یا بعد از بازگشت از آن در مدینه از مصداق دوازده امام و اسامی آن‌ها سؤال نکرده باشند؟ هرگز؛ زیرا دأب صحابه؛ خصوصاً در آخر عمر حضرت9 چنین نبود. اما چرا و چگونه در این روایات بیان نشده است؟ ممکن است دست قوی مخالفین اهل بیت : که نمی خواستند امامت آن‌ها را ببینند ،به این روایات دراز شده و نگذاشته باشد که مردم از بیان مصداق و اسامی آن‌ها مطلع شوند.

3.‌ کلّهم من قریش

چگونه این جمله بر راوی مخفی شده است. کمتر روایتی است که به این جمله اشاره نکرده باشد که جابر بن سمره می‌گوید: کلام پیامبر را نفهمیدم. از پدرم سؤال کردم، گفت: حضرت فرمود: همه ی آنها از قریشند. آیا واقعاً پیامبر9 این جمله را گفته است؟ یا این که تعبیر دیگری داشته، ولی راوی جمله را به طور عموم که شامل تمام قبائل قریش شود بیان کرده است؟ این احتمال وجود دارد.

قندوزی حنفی می‌گوید: «عبارتی که در روایات آمده که پیامبر فرمود: «کلّهم من قریش» موضع شک و تردید است؛ زیرا همه می‌دانند که قریش چه خصومت هایی نسبت به بنی هاشم علی الخصوص خط امامت اهل بیت عصمت و طهارت داشته است. با ملاحظة مواقف آن‌ها یقین پیدا می‌کنیم که عبارتی را که جابر بن سمره به جهت شلوغ کردن عده‌ای نشنیده یا نفهمیده، همان «کلّهم من بنی هاشم» است، آن گونه که در برخی از روایات آمده است.[17]

4.‌ بر هم زدن جلسه

همان گونه که در روایات مشاهده نمودیم، بعد از آن که پیامبر 9 به امامان و خلفای بعد از خود اشاره‌ای کردند گروهی جلسه را بر هم زده و سخنان پیامبر9 را نامفهوم گذاشتند. چرا برخی سر وصدا کردند؟ چرا برخی تکبیر گفتند؟ چرا برخی ضجّه زدند و برخی بلند شدند و نشستند؟

با اندک تأملی در جوانب قضیه پی به اصل ماجرا و هدف آنان از این کار می‌بریم، گروهی از قریش که از قبل برای به انحراف کشاندن خلافت به نفع خود، نقشه‌ها داشتند، در صدد بودند که نگذارند مطلبی از پیامبر در این باره به میان آید تا همه ی برنامه‌های آن‌ها به هم بریزد. آنان می‌دانستند که پایان عمر پیامبر نزدیک است و این آخرین حجّ پیامبر (ص) به نام حجة الوداع است، آنان احتمال زیاد می‌دادند که پیامبر در ملأ عام سخن از جانشینی خود بگوید؛ لذا در مجلس پیامبر در دسته‌های مختلف مترصّد بودند تا نگذارند پیامبر به هدف عالی خود برسد.

 

[1] . صحیح بخاری، ج8، ص127، کتب الاحکام، باب الاستخلاف، ح7223.

[2] . مسند احمد ج5، ص93، ح20923.

[3] . همان.

[4] . مسند احمد، ج5، ص99.

[5] .همان.

[6] . المستدرک حاکم نیشابوری، التاریخ الکبیر، بخاری 8/411.

[7] . مسند احمد، 2/55.

[8] . عارضة الأحوذی: 9/69.

[9] . فتح الباری:13/262.

[10] . فتح الباری، 13/253.

[11] . فتح الباری، 13/182.

[12] . فتح الباری، ابن حجر، عسقلانی، 13/214.

[13] . تاریخ الخلفاء سیوطی، 10-20.

. النجم-3 و4[14]

[15] . مسند احمد، ج5، ص93.

[16] . همان، ص99.

[17] . ینابیع المودة، ج2، ص315، ح908.

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :