wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 19 » مقالات
بازدید: 4076
0/0 (0)
بررسی اجمالی چند راوی احادیث مهدوی
 

نگارنده : علی ربانی

چکیده

در این نوشتار به بررسی پنج راوی که بیشترین روایت را در سه منبع اولیه‌ی مهدویت (الغیبه نعمانی، کمال الدین شیخ صدوق، الغیبه شیخ طوسی )دارند،  پرداخته شده است. نظیر این‌گونه مباحث می‌تواند ما را در کتاب‌شناسی منابع مهدوی و دست یافتن به نوع نگرش و مشی فکری مؤلفین کتب مهدوی و نیز میزان تأثیرپذیری آنان از یک مکتب حدیثی خاص کمک نماید.

فصل اوّل

در بررسی‌های اولیه وقتی به سراغ کتاب غیبت نعمانی می‌رویم مشاهده می‌شود ایشان بیشترین روایت را که تعداد آن به 138 عدد می‌رسد، بدون واسطه از ابن‌عقده نقل می‌کند. مرحوم نعمانی که به عنوان کاتب مرحوم کلینی شهرت یافته و بخش عمده‌ای از دانش خویش را از این استاد گرانقدر دریافت کرده است،‌ در کتاب الغیبة خود 74 روایت از مرحوم کلینی نقل می‌کند. حجم دو برابری روایات ابن‌عقده نسبت به روایت از مرحوم کلینی، انگیزه‌ای مضاعف برای بررسی شخصیت ابن‌عقده به ما می‌دهد.

مرحوم نعمانی از افرادی غیر از ابن‌عقده و مرحوم کلینی بدون واسطه روایت نقل می‌کند که به ترتیب زیادی روایت عبارتند از 1. محمد بن همام با 65 روایت 2. علی بن احمد با 57 روایت 3. عبد الواحد بن عبدالله با 42 روایت 4. علی بن الحسین بن بابویه (پدر شیخ صدوق) با نزدیک به 30 روایت. و افراد دیگری که به دلیل کمی روایت از آنها، از ذکر آنان صرف‌نظر کرده و از این بین تنها به بررسی محمد بن همام خواهیم پرداخت.

  • احمد بن محمد بن سعید معروف به ابن‌عقده

رجالیون تولد وی را 249 ق­ و وفات ایشان را 333 ثبت نموده‌اند که می‌توان گفت ایشان به صورت کامل غیبت صغری را درک نموده است. شخصیت این محدّث به قدری مطرح بوده است که رجالیّون شیعه و سنّی به ایراد سخن در مورد وی پرداخته و وجهه­ی علمی ایشان را مدح نموده‌اند.

رجالیون اهل‌سنت با اذعان به چهرة علمی ابن‌عقده تنها مشکل او را مشکل اعتقادی دانسته اند؛ لذا ذهبی او را ضعیف می‌شمارد و این ضعف به جهت کذب و یا کم حافظگی نیست. بلکه به جهت آن است که مثالب صحابه به خصوص شیخین را نقل نموده است.[1] ابن‌حجر نیز فضل ابن‌عقده در علم و مطرح بودن چهره علمی ایشان را نمی‌پوشاند و به آن اذعان دارد.[2]

با وجود زیدی بودن و از جارودیه بودن ابن عقده؛ به جهت تلاش علمی او و اینکه همه­ی کتابهای اصحاب ائمه را روایت کرده و حتی اسناد روایات را حفظ نموده است­؛مورد اعتماد و وثوق علماء شیعه قرار گرفته است.[3] قابل توجه است که نصف روایات ابن‌عقده که نعمانی در کتاب خود آورده ؛ یعنی تعداد 69 روایت، از کلام گهربار امام صادق 7 است که با توجه به زیدی مذهب بودن او، نقش روایتگری وی ، بیش از پیش به چشم می‌آید.

در نظر گرفتن فضای زمان نگارش و املاء کتاب الغیبه که در شهر حلب عراق بوده است و مطرح بودن شخصیت علمی ابن‌عقده در منطقه می‌تواند ما را در فهم عنایت ویژه مرحوم نعمانی به ابن‌عقده کمک نماید و خرده گرفتن بر مذهب ابن‌عقده را دفع نماید.

عنایت دیگر مؤلفین کتب مهدوی به ابن‌عقده

مرحوم صدوق در کمال الدین تنها به یک روایت از ابن‌عقده بسنده کرده است. شیخ طوسی نیز در کتاب الغیبه، دو روایت از ابن‌عقده و به واسطة او نقل می‌کند. و طریق شیخ اگر چه در آن احمد بن محمد بن موسی الأهوازی معروف به ابن‌صلت وجود دارد امّا طریق صحیحی است به جهت آنکه ابن‌صلت از مشایخ نجاشی محسوب می‌شود.

دلیل این کمی روایت همانطور که می‌تواند به خاطر مذهب ابن‌عقده باشد می‌تواند به جهت برخورداری از اساتید فرهیختة دیگری و یا مکتب حدیثی دیگری غیر از عراق باشد به طور مثال شیخ صدوق متأثر از مکتب حدیثی قم و ری بوده است و بیشترین روایاتش را به واسطة پدر بزرگوارش روایت کرده است و اگر ایشان از ابن‌عقده روایات زیادی نقل می‌کرد، جای سؤال و تردید وجود داشت. بنابراین با وجود این احتمال، کمی روایت نمی‌تواند دلیلی بر بی‌اعتقادی یا بی‌اعتنایی به این راوی باشد.

  • محمد بن همام

کنیة وی ابوعلی است و همانطور که گذشت 65 روایت در الغیبه نعمانی دارد. اسامی وی به همراه پسوندهای مختلف در روایات عبارتند از: محمد بن أبی‌ بکر همام ـ محمد بن همام الاسکافی ـ‌ محمد بن همام البغدادی ـ محمد بن همام بن سهیل و...[4] «در مورد تاریخ وفات این روای بین مرحوم نجاشی و شیخ طوسی اختلاف است. مرحوم نجاشی تاریخ ولادت ابوعلی را 285هـ.ق و تاریخ وفات ایشان را 336 نگاشته است امّا شیخ طوسی در رجالش تاریخ وفات وی را 332 می‌داند.»[5]

تعداد روایات شیخ صدوق در کمال الدین به واسطة محمد بن همام 12 روایت و تعداد روایات این راوی در غیبت شیخ طوسی 13 روایت می‌باشد که البته بنا به گفتة‌ آیت الله خوئی طریق شیخ به واسطة ابی‌المفضل ضعیف است. مرحوم نجاشی جریانی را به واسطة خود محمد بن همام نقل می‌کند که هر چند ناقل خود ابوعلی است امّا به جهت وثاقت وی، حکایت از عنایت ویژه امام عسکری (ع) به این راوی و پدرش دارد.[6]

فصل دوّم

محمد بن یحیی العطار ـ‌ سعد بن عبدالله ـ احمد بن محمد بن عیسی

در برخی از اسناد کتاب شریف کافی این سه راوی با همین ترتیب وجود دارد که مرحوم کلینی از آنان روایت نقل می‌کند که بیشترین تعداد؛ یعنی 3872 روایت بدون واسطه از محمد بن یحیی نقل شده است و تعداد روایات سعد بن عبدالله 19 روایت است که بیشترین آن بدون واسطه و برخی با واسطة محمد بن یحیی نقل شده است و همچنین روایات احمد بن عیسی 861 روایت می‌باشد که 693 مورد از آن به واسطة محمد بن یحیی العطار نقل شده است. رابطه‌ای که بین این سه راوی وجود دارد ما را بر آن داشت تا با رعایت ترتیب زمانی به شرح حال این سه بزرگوار در فصل جداگانه‌ای بپردازیم علاوه بر آنکه این سه راوی قبل‌تر و متقدم‌تر از دو راوی در فصل اوّل نسبت به سه کتاب مورد بحث می‌باشند.

  • محمد بن یحیی العطار

با توجه به اینکه وفات مرحوم کلینی 329 و یا 328[7]هـ.ق ثبت شده و این راوی(محمد بن یحیی العطار) از مشایخ کلینی بوده است و نیز با توجه به اینکه شیخ طوسی در کتاب رجال خود این راوی را در زمرة کسانی که مستقیم از امام روایت نقل نمی‌کنند ]مِمَّن لم یرو عنهم [: آورده است،‌ می‌توان دوران زندگی وی را تخمین زد که دوران غیبت صغری را شامل می‌شود.در وثاقت و جلالت شأن ایشان هیچ شبهه­ای نیست به طوری که هر رجالی و فقیهی [8]که از ایشان نام برده است، ازایشان به بزرگی یاد نموده است.

میزان روایات در کتب مهدوی

مرحوم نعمانی در الغیبه 50 روایت با یک واسطه از ایشان نقل می‌کند که این واسطه گاهی محمد بن یعقوب یعنی مرحوم کلینی است و گاهی علی بن الحسین است که در برخی نسخه‌ها با قید المسعودی آورده شده است اما به نظر می‌رسد منظور علی بن الحسین بن بابویه قمّی یعنی پدر شیخ صدوق باشد که با توجه به طبقه راوی صحیح‌تر به نظر می‌آید.

مرحوم شیخ صدوق در کمال الدین نیز 51 روایت با یک واسطه از این راوی سند می‌آرود که این واسطه گاهی پدرش و گاهی پسر راوی یعنی احمد بن محمد بن یحیی العطار می‌باشد افراد دیگری چون مرحوم کلینی و محمد بن علی ماجیلویه و محمد بن موسی بن المتوکل و محمد بن الحسن بن الولید نقش این واسطه را ایفا می‌کنند.

شیخ طوسی در کتاب غیبت خود تنها 8 روایت از این راوی با طریق خود آورده است که این طریق در مشیخه التهذیب آورده شده است و غالب این 8 روایت از طریق کلینی بیان شده است.

در میان پنج راوی مورد بحث تنها راوی که تناسب میان نقل روایت از آن میان دو کتاب الغیبة نعمانی و کمال الدین رعایت شده و هر دو کتاب به یک میزان روایت نقل کرده‌اند، محمد بن یحیی العطار است. در مورد چهار راوی دیگر همیشه بین این کتاب نتیجه معکوس می‌باشد یعنی هر کجا نعمانی روایت فراوان نقل می‌کند، شیخ صدوق آمارش پائین آمده و بر عکس هر کجا شیخ صدوق آماری بالا از روایات یک راوی برخوردار است، آمار نعمانی پائین است و روایت کمی از راوی دارد.

  • سعد بن عبدالله بن ابی‌خلف الأشعری القمّی

در مورد تاریخ وفات این راوی دو نظر وجود دارد برخی آن را سال301هـ.ق می‌دانند و برخی آن را سال 299 هـ.ق ثبت کرده‌اند. مرحوم نعمانی تنها 4 روایت از این راوی نقل نموده است که دو روایت آن به واسطه مرحوم کلینی است اما مرحوم کلینی که می‌‌تواند بدون واسطه از سعد بن عبدالله روایت کند تعبیر ]عن عدة مِن اصحابنا[   [9]و ]عن عدة مِن رجاله[ [10] دارد و گویا خودش مستقیماً‌ این دو روایت را از این روای نشنیده است دو روایت دیگر یکی توسط یک واسطه یعنی موسی بن محمد القمّی ابوالقاسم نقل شده که در سال 313 این روایت[11] را بر نعمانی خوانده است و دیگری روایتی[12] است که مرحوم نعمانی با سه واسطه از سعد بن عبدالله می‌آورد که یکی از آن واسطه‌ها علی بن الحسین بابویه است.

مرحوم شیخ صدوق در کمال الدین بالاترین حجم روایت را از این راوی دارد یعنی 73 روایت در جلد اوّل و 74 روایت در جلد دوّم که مجموعاً به 147 روایت می‌رسد. شیخ طوسی نیز مجموعاً 37 روایت از این راوی در کتاب غیبت خود می‌آورد. جمعی از معاصران این راوی محمد بن یحیی العطار و عبدالله بن جعفر الحمیری و احمد بن ادریس هستند که درخشش در میان این‌ چنین فحولانی نشان از قدرت علمی این راوی دارد.

داستان ملاقات سعد بن عبدالله با امام عسکری 7را مرحوم صدوق در جلد دوّم کمال الدین[13] آورده است. افرادی که منکر ملاقات سعد با امام عسکری 7به استناد این روایت می‌باشند، علاوه بر اشکال سندی بر محتوای این روایت ایراد گرفته و آن را جعلی دانسته‌اند.[14]

  • احمد بن محمد بن عیسی الأشعری القمّی

از راویان بزرگ و جلیل القدر شیعه می‌باشد که شیخ طوسی وی را در اصحاب امام رضا 7 توثیق کرده است و نام او را در زمره‌ی یاران امام جواد 7 و امام هادی 7 ذکر می‌کند[15] و همچنین ابن‌نوح که استاد نجاشی می‌باشد ملاقات او با این سه امام بزرگوار را تأیید می‌کند. نجاشی و شیخ طوسی در توصیف وی می‌نویسند: «ابوجعفر احمد بن محمد بن عیسی، شیخ و بزرگ مردم قم و از شخصیت‌های بزرگ این شهر و فقیهی بلا مدافع بود»[16]

ابطحی در توضیح فقیه غیر مدافع می‌نویسد: «این مدح بزرگی برای ایشان است ؛ زیرا غالباً شخصیت‌ها مورد حمله و تهاجم و انکار معاصرین و همکارانشان واقع می‌شوند و کم هستند افرادی که بر آنان هیچ خرده‌ای گرفته نشود. نامبرده، یکی از افراد نادر بود که شخصیت علمی و فقهی و روایی و بقیه امورش مورد اتفاق و رضایت همگان بود. بنابراین او در رتبه‌‌‌ای عالی و منزلتی والا از جهت ورع و پرهیزگاری قرار داشت و دارای روش نیکوی معاشرت و بصیرت و دانایی بوده است.»[17]

غیبت نعمانی 5 روایت و کمال الدین 58 روایت از وی نقل نموده است که 13 روایت آن از طریق محمد بن یحیی العطار و 35 روایت از طریق سعد بن عبدالله آورده شده است. شیخ طوسی نیز 14 روایت در کتاب غیبت خود از وی بیان داشته است که یک روایت از طریق محمد بن یحیی و دو روایت از طریق سعدبن عبدالله می‌باشد. «طریق مرحوم صدوق به این راوی صحیح می‌باشد امّا شیخ طوسی در الفهرست دو طریق به احمد بن محمد بن عیسی دارد که هر دو ضعیف می‌باشند ولی در المشیخه طریقی دارد که آن طریق صحیح می‌باشد.»[18]

فهرست منابع

محمد بن یعقوب، کلینی، کافی،‌ علی‌ اکبر غفّاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 8 جلدی، چهارم، 1407هـ.ق.

محمد بن ابراهیم، نعمانی، الغیبة، محمد جواد غفّاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1جلد، اوّل1378هـ.ق.

ابن‌ بابویه محمد بن علی، شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، 2 جلدی، ششم، 1388هـ.ق.

احمد بن علی نجاشی، الرجال، قم، موسسة النشر الإسلامیه التابعة الجامعه المدرسین، 1جلد، ششم، 1365هـ.ش.

محمد بن حسن، طوسی، الرجال، قم، موسسة النشر الإسلامیة، 1جلد، سوّم، 1373هـ.ش.

محمد بن حسن، طوسی، الغیبة، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1جلد، سوّم، 1387هـ.ش.

محمد بن حسن، طوسی، فهرست کتب الشیعه، قم، ستاره، 1جلد، 1420هـ.ق.

ابوالقاسم موسوی خوئی، معجم رجال الحدیث، قم، منشورات مدینة العلم، 24 جلدی.

عبدالله، مامقانی، تنقیح المقال. نجف، مطبعة المرتضویه، 3 جلدی، 1352هـ.ق.

سید محسن، امین، اعیان الشیعه، بیروت لبنان، دارالتعارف اللمطبوعات، 11جلدی.

محمد بن احمد بن عثمان، ذهبی، تاریخ الاسلام، عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دار اکتاب العربی، سوّم، 1423هـ.ق.

احمد بن علی،‌ ابن‌حجر عسقلانی، لسان المیزان، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، دوّم، 1390هـ.ق.

 

 

 

 



[1] . ذهبی، تاریخ اسلام، ج25، ص68.

[2] . ابن‌حجر عسقلانی، لسان المیزان، ج1، ص263.

[3] . نجاشی، الرجال، ص94 ، شیخ طوسی، الفهرست، ص69 ، خوئی ـ‌ معجم رجال الحدیث، ج3، ص22

[4] . خوئی ـ‌ معجم رجال الحدیث،ج15 و ج18، ص244 و ص342.

[5]. همان، ج15، ص244.

[6] . نجاشی، الرجال، ص380

[7]. محسن امین، اعیان الشیعه.

[8] . مامقانی، تنقیح المقال، ج3، ص198

[9]. نعمانی، الغیبة، باب10فعل، ح9.

[10]. همان، باب10، ح7.

[11]. همان، باب4، ح5.

[12]. همان، باب7، ح18.

[13]. باب 43، ح22، ص190.

[14] . مرحوم خوئی (ره)، معجم رجال الحدیث، ج9، ص80.

[15]. رجال طوسی، ص351 و 373 و 383.

[16]. رجال نجاشی، ص82،‌ رقم198؛ فهرست شیخ طوسی، ص68، رقم75.

[17]. تهذیب المقال فی تنقیح کتاب رجال نجاشی، ج3، ص300.

[18]. خوئی، معجم رجال الحدیث، ج3، ص85.

 

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :