wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 11 » مقالات
بازدید: 3001
0/0 (0)
امام مهدی ع در قرآن- مسائل اساسی مهدویت
 

نگارنده: محسن خرم
  
آیات 125 تا 129 سوره مبارکه بقره

) وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ *وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَن کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ *وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ *رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّکَ وَأَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَتُبْ عَلَیْنَآ إِنَّکَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ *رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَیُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنتَ العَزِیزُ الحَکِیمُ(

ترجمه آیات:

و چون خانه کعبه را مرجع امور دینی مردم و محل امن قرار دادیم (و گفتیم) از مقام ابراهیم جایی برای دعا بگیرید و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم که خانه را برای طواف کنندگان و آنها که معتکف می‌شوند و نمازگزاران که رکوع و سجود می‌کنند پاک کنید. (125) و چون ابراهیم گفت پروردگارا این شهر را محل امنی کن و اهلش را البته آنهایی را که به خدا و روز جزاء ایمان می‌آورند از من است، روزی بده خدای تعالی فرمود: به آنها هم که ایمان نمی‌آورند چند صباحی روزی می‌دهم و سپس به سوی عذاب دوزخ که بد مسیری است روانه اش می‌کنم، روانه ای اضطراری (126) و چون ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه را بالا می‌بردند گفتند: پروردگارا (این خدمت اندک را) از ما بپذیر که تو شنوای دعا و دانای (به نیات) هستی (127) پروردگارا، و نیز ما را دو مسلمان برای خود بگردان و از ذریه ما نیز امتی مسلمان برای خودت بدار و مناسک ما را به ما نشان بده و توبه ما را بپذیر که تو تواب و مهربانی (128) پروردگارا و در میانه آنان رسولی از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنان تلاوت کند و کتاب و حکمتشان بیاموزد و تزکیه شان کند که تو آری تنها عزیز حکیمی (129)

طبق آیات قرآن و نقل مورخین، حضرت ابراهیم یکی از پیامبران اولوالعزم و بزرگ خداوند تبارک و تعالی بود، او پایه گذار یک مکتب توحیدی اصیل با چهار چوب‌های فکری عرفانی – توحیدی و به دور از شرک و بت پرستی بود.

او بعد از گذراندن مراحل تهذیب نفس و عبادت در راه خدا، از همه امتحانات الهی موفق بیرون آمده و خداوند او را به مقام امامت می‌رساند، تا اینکه حضرت ابراهیم که خود یک مهدی کامل است، هادی و امام واقعی مردم گمراه و بت پرست باشد، از همین روست که خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: « و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات ... »

حضرت ابراهیم، که او را خلیل الرحمن نامیده اند، با دعا و عبادت بسیار مأنوس بود لذا دعاهای بسیاری به درگاه خداوند عرضه داشت که همة آنها مستجاب شدند به گونه ای که به تعیین می‌توان گفت او دعای اجابت نشده ندارد.

چرا باید همة دعاهای حضرت ابراهیم مستجاب شود؟!

جواب: همانطور که قبلاً گفتیم حضرت ابراهیم بعد از تهذیب و عبادت و گذراندن مراحل امتحان و آزمایش‌های الهی به مقام امامی و پیشوایی مردم رسید حال حضرت ابراهیم به درجه ای از کمال و تقوا رسیده که مظهر اسماء حسنای الهی و آئینة تمام نمای عرفان و خدا پرستی است، لذا تمام کارها و اراده‌ها و خواسته‌های حضرت ابراهیم در جهت: 1. رضایت و خوشنودی و خواست و اراده الهی است. 2. و در جهت هدایت مردم و نجات آنها از گمراهی و بت پرستی است، پس هر خواسته ای که حضرت ابراهیم داشته باشد در راستای این دو هدف بوده و هیچ گونه جنبة غیر خدایی یا نفسانی صرف و یا مادی صرف ندارد و از آنجایی که خداوند تبارک و تعالی، حکیم است و حکیم، اولاً کار لغو و بیهوده انجام نمی‌دهد و ثانیاً هر کاری که در زمان و مکان خود مصلحت داشته باشد را انجام می‌دهد و چون خواسته‌ها و دعاهای حضرت ابراهیم دارای مصلحت تام و کامل بوده است، خداوند حکیم برخود لازم می‌داند که دعای و خواسته‌های حضرت ابراهیم را مستجاب بکند تا فوت مصلحت نشود.

این بحث ما در مقام ثبوت است و اما در مقام اثبات، شواهدی را ذکر می‌کنیم. برای شواهد خود به بررسی اهم دعاهای مستجاب شدة او می‌پردازیم:

1. در تفسیر قمی از امام صادق7 روایت کرده که حضرت فرمودند:[1]

«ابراهیم7 در بادیة شام منزل داشت همینکه هاجر، اسماعیل را بزاد، ساره غمگین گشت، چون او فرزند نداشت و به همین جهت همواره ابراهیم را در خصوص هاجر اذیت می‌کرد و غمناکش می‌ساخت. ابراهیم نزد خدا شکایت کرد، خدای عزوجل به او وحی فرستاد که زن به منزلة دندة کج است اگر به همان کج روی بسازی، از او بهره مند می‌شوی و اگر بخواهی راستش کنی او را خواهی شکست. آنگاه دستورش داد تا اسماعیل و مادرش را از شام بیرون آورد، پرسید پروردگارا کجا برم؟! فرمود: به حرم امن من و اولین بقعه ای که در زمین خلق کرده ام و آن سرزمین مکه است.

پس از آن...

اسماعیل از نظرش ناپدید شد (گویا سراب مانع دیدنش شده است. ناچار دوباره به طرف صفا آمد و این عمل را 7 نوبت تکرار کرد. در نوبت هفتم وقتی به مروه رسید این بار اسماعیل را دید و دید که آبی از زیر پایش جریان یافته پس نزد او برگشته از دور کودک مقداری شن جمع آوری نموده جلو آب را گرفت چون آب جریان داشت و از همان روز آن آب را زمزم نامیدند چون زمزم به معنای جمع کردن و گرفتن جلو آب را می‌دهد از وقتی این آب در سرزمین مکه پیدا شد مرغان هوا و وحشیان صحراء به طرف مکه آمد و شد را شروع کرده آنجا را محل امن خود قرار دادند از سوی دیگر قوم جرهم که در ذی المجاز عرفات منزل داشتند دیدند که مرغان و وحشیان به آن سو آمد و شد می‌کنند آن قدر فهمیدند که در آنجا لانه دارند، لاجرم آنها را تعقیب کردند تا رسیدند به یک زن و یک کودک که در آن محل زیر درختی منزل کرده‌اند فهمیدند که آب به خاطر آن دو تن پیدا شده از هاجر پرسیدند: تو کیستی؟ و اینجا چه می‌کنی و این بچه کیست؟ گفت: من کنیز ابراهیم خلیل الرحمانم و این فرزند اوست که خدا از من به او ارزانی داشته، خدای تعالی او را مأمور کرد که ما را به اینجا آورد و منزل دهد، قوم جرهم گفتند: حال آیا به ما اجازه می‌دهی که در نزدیکی شما منزل کنیم؟ هاجر گفت: باید باشد تا ابراهیم بیاید بعد از سه روز ابراهیم آمد هاجر عرضه داشت: در این نزدیکی مردمی از جرهم سکونت دارند از شما اجازه می‌خواهند در این سرزمین نزدیک به ما منزل کنند. آیا اجازه شان می‌دهی؟ ابراهیم فرمود: بله، هاجر به قوم جرهم اطلاع داد، آمدند و نزدیک وی منزل کردند و خیمه هایشان را برافراشتند و هاجر و اسماعیل با آنان مأنوس شدند.

«و بدین گونه بود که دعای حضرت ابراهیم مستجاب شد»

2. دعای دوم که مستجاب شد:

 )وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ ...( (بقره/126)

خداوند در همین آیه می‌فرماید: من نه تنها به مؤمنین از میوه‌های آن روزی می‌کنم (میوه‌های دل= خدایا مردمش را محبوب دلها بگردان) بلکه کافران نیز از آن بهره می‌برند در اینجا دعای ابراهیم مبنی بر امن بودن مکه و ارتزاق مؤمنین نه تنها مؤمنین بلکه کافران را هم شامل شد.

3. دعای سوم که مستجاب شد:

" واجنبنی و بنی ان نعبد الاصنام رب ... "خدایا مرا و فرزندانم را از عبادت بتها به دور بدار. منظور از فرزندان و ذریه ابراهیم ،پیامبر6 و آل او هستند به قرنیه وابعث فیهم رسولاً منهم و این دعا نیز متسجاب شد و پیامبر ما و آل او و حتی اجداد گذشته پیامبر و اهل بیت او از شرک و بت پرستی دور بودند.

4. دعای چهارم

 " رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّکَ وَأَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَتُبْ عَلَیْنَآ إِنَّکَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ"(بقره /128)

در اینجا منظور از واجعل مسلمین لک یعنی ما دو نفر را مسلمان قرار بده، منظور اسلام ابتدائی نیست، چون از شأن ابراهیم و اسماعیل به دور است که از خداوند اسلام ابتدائی را که دارا هستند خواسته باشند بلکه منظور عبودیت تام و مراحل عالی اسلام و تسلیم دربرابر خداست که حضرت ابراهیم برای خود و فرزندش اسماعیل می‌خواهد که این دعای ابراهیم نیز مستجاب شد و او و فرزندش بعد از گذراندن امتحانات الهی، به درجه عالی عبودیت و اسلام می‌رسند همانگونه که خداوند در قرآن کریم از آنان دو به بزرگی یاد کرده است آن هم در چندین سوره از قرآن.

5. دعای پنجم:

 

"وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّکَ"

این دعای پنجم محل بحث ما می‌باشد که بحث و بررسی پیرامون آن می‌پردازیم:

در تفسیر عیاشی از زبیری از امام صادق7 روایت آمده که گفت: به حضرتش عرضه داشتم: بفرمایید امت محمد6 چه کسانی هستند؟ فرمودند: امت محمد خصوص بنی هاشمند، عرضه داشتم: چه دلیلی بر این معناست که امت محمد6 تنها اهل بیت اویند نه دیگران؟ فرمود: قول خدای تعالی: وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا (بقره 13) که وقتی خدای تعالی این دعای ابراهیم و اسماعیل را مستجاب کرد و از ذریة او امتی مسلمان پدید آورد و در آن ذریه رسولی از ایشان یعنی از همین امت مبعوث کرد که آیات او را برای آنان تلاوت کند و ایشان را تزکیه نموده ،کتاب و حکمتشان بیاموزد و نیز بعد از آنکه ابراهیم دعای اولش را به دعای دیگر وصل کرد و از خدا برای امت، طهارت از شرک و از پرستش بت‌ها درخواست نمود تا در نتیجه، امر آن رسول در میانه امت نافد و مؤثر واقع شود و امت از غیر او پیروی نکنند و گفت (واجنبنی و بنی ان نعبد الاصنام رب انهن الضللن کثیرا من الناس فمن تبعنی فانه منی و من عصانی فانک غفور رحیم)

لذا از اینجا می‌فهمیم آن امامان و امت مسلمان که محمد6 در میان آنان مبعوث شد ،غیر از ذریه ابراهیم نیستند چون ابراهیم درخواست کرد که خدایا مرا و فرزندانم را از اینکه اصنام را بپرستیم دور بدار.

استدلال امام صادق7 در نهایت روشنی است برای اینکه ابراهیم از خدا خواست تا امت مسلمه ای در میان ذریه اش به او عطا کند و از ذیل دعایش که گفت: (پروردگارا در میانه آن امت که از ذریه من هستند رسول مبعوث کن) فهمیده می‌شود که این امت مسلمان همانا امت محمد6 است. اما نه امت محمد6 به معنای کسی که محمد6 به سوی آنان مبعوث شده و نه امت به معنای آن کسانی که به وی ایمان آوردند چون این دو معنای از امت، معنائی است اعم از ذریه ابراهیم و اسماعیل، بلکه امت مسلمی است که از ذریه ابراهیم و اسماعیل باشد.

از سوی دیگر ابراهیم از پروردگارش درخواست می‌کند که ذریه اش را از شرک و ضلالت دور بدارد و این همان عصمت است و چون می‌دانیم که همة ذریه ابراهیم معصوم نبودند، زیرا ذریه او عبارت بودند از تمامی عرب مصر و یا خصوص قریش که مردمی گمراه و مشرک بودند پس می‌فهمیم که منظورش از" فرزندان من (بنی)"خصوص اهل عصمت از ذریه است که عبارتند از رسول خدا6 و عترت طاهرینش:.

پس امت محمد6 تنها همین‌ها هستند که در دعای ابراهیم منظور بودند و شاید همین نکته باعث شده که در دعای دوم به جای ذریه کلمة «بنین» را بیاورد و مؤید این احتمال، جملة (فمن تبعنی فانه منی و من عصانی فانک غفور رحیم) است. چون بر سر این جمله فای تفریع و نتیجه آورده است و بواسطه آن، پیروانش را جزئی از خودش خوانده و از دیگران ساکت شده کانه خواسته است بگوید: آنها که مرا پیروی نکنند با من هیچ ارتباطی ندراند و من آنها را نمی‌شناسم.

و اینکه امام7 فرمودند: این دلالت دارد بر اینکه امام و امت مسلمان الخ، معنایش این است که آیه دلالت دارد که امام و امت یکی است و به بیانی که گذشت این ائمه و امت از ذریه ابراهیم و همگی معصوم هستند.

و اگر بگویید حمل امت بر غیر عموم و افراد خاص، حمل کلام خدا بر مجاز می‌شود؟ در پاسخ می‌گوییم: اطلاق کلمة امت محمد6 در عموم مردمی که به دعوت آن جناب ایمان آورده‌اند اطلاقی است نو ظهور و مستحدث، به این معنا که بعد از نازل شدن قرآن و انتشار دعوت اسلام این استعمال شایع شد و از هرکس می‌پرسیدی از امت چه کسی هستی؟ می‌گفت: از امت محمد6 هستم وگرنه از نظر لغت کلمة امت به معنای قوم است. همچنانکه در آیه "وعلی امم ممن معک و امم سنمتعهم ..."(هود/48) به همین معناست حتی در بعضی موارد بر یک نفر هم اطلاق می‌شود مانند آیه شریفه (ان ابراهیم کان امة قانتا لله (نحل/120) ابراهیم امتی بود عبادتگر برای خدا.

بنابراین معنای کلمه، از نظر عمومیت و وسعت و خصوصیت و ضیق، تابع موردی است که لفظ امت در آن استعمال می‌شود یا تابع معنایی است که گوینده از لفظ اراده کرده است.

پس کلمة امت در آیه مورد بحث که می‌فرماید [ربنا واجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امه مسلمه لک] با در نظر داشتن مقام آن ،که گفتیم مقام دعا است با بیانی که گذشت جز به معنای عده معدودی از آنان که بر رسول خدا6 ایمان آوردند نمی‌تواند باشد و چگونه ممکن است شامل عموم مردم شود؟ با اینکه در این امت فرعون صفتانی آمدند و رفتند و همیشه هستند و نیز در میانه امت، دجال هایی هستندکه دستشان به هیچ اثری از آثار دین نرسیده مگر آنکه آن را محو کردند ..

 پس آیه نامبرده از قبیل آیه: «و انی فضلتمکم علی العالمین» است که به بنی اسرائیل می‌فرماید (من شما را بر عالمیان برتری دادم که یکی از همین بنی اسرائیل قارون است که قطعاً نمی‌توان گفت آیه شامل او نیز می‌شود همچنانکه کلمه (قوم من) در آیه (و قال الرسول یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا. رسول6 گفت: ای پروردگار من، قوم من این قرآن را متروک گذاشتند شامل حال تمامی افراد امت نمی‌شود به خاطر اینکه اولیاء قرآن و رجالی که (لا تلمیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله) نه تجارتی آنان را از یاد خدا به خود مشغول می‌کند و نه خرید و فروش) در میانه همین قوم و امت رسول6 هستند.

پس همانطور که گفتیم کلمه امت بر حسب اختلاف موارد، مختلف می‌شود یک جا به معنای یک نفر، جای دیگر به معنای عدة معدودی و جای دیگر به معنای همة کسانی که به یک دین ایمان آورده‌اند.

در تفسیر قرطبی هم آمده که منظور از این امت یک نفر است که به او اقتدا می‌شود. و منظور از مسلم، عبودیت تام و اسلام کامل است و مسلم در ابتدا و انتهای آیه به یک معنا است چون اگر به یک معنا نباشد این چنین می‌شود که ابراهیم بگوید خدایا من و اسماعیل را از مسلمین کامل قرار بده ولی فدیه ما را از مسلمین عادی قرار بده و این قبیح است لذا مسلم در ابتدا و انتهای آیه به معنای عبودیت تام و ملتزم شدن به جمیع شرایع است.

و منظور از" من" در آیه، من تبعیضیه یعنی بعضی از ذریه ابراهیم است طبق (لا ینال عهدی الظالمین)

پس خلاصه مطالب چنین می‌شود:

1. منظور از مسلم، مسلم به معنای عبودیت تام و ملتزم شدن به جمیع شرایع است.

2. امت به معنای امت خاص پیامبر6 و اهل بیت: او هستند.

3. این امت به معنای امت واحد و یک نفر است در هر زمانی که از ذریه ابراهیم و اسماعیل باشد که از ذریه اسماعیل، پیامبر و آل او هستند چون در اینجا منظور از ذریه، ذریه مشترک بین اسماعیل و ابراهیم است که منحصر در ذریه اسماعیل می‌شود نه ابراهیم و اسحاق و . . .

4. همه دعاهای حضرت ابراهیم همانطور که اثبات کردیم مستجاب شده است.

5. قرآن در همة زمان‌ها ساری و جاری می‌باشد همانند خورشید.

6. چون دعای حضرت ابراهیم، تا روز قیامت مستجاب شده است، لذا باید در هر زمانی از ذریه ابراهیم و اسماعیل یک مسلم کامل (دارای عبودیت تام) باشد تا رهبری امت پیامبر را به عهده گیرد.

7. ما مدعی هستیم که در زمان ما هم یک نفر از ذریه ابراهیم با اسلام تام وجود دارد و اگر یک زمانی باشد که از ذریه حضرت ابراهیم چنین کسی نباشد لازمه اش این است که دعاهای حضرت ابراهیم مستجاب نشود و هذا خلف.

مقصود حضرت ابراهیم این بوده است که در هر زمانی تا روز قیامت ذریه او را امت مسلمان قرار دهد چون اگر این امت مسلمان به پیامبر6 یا امام حسن عسکری7 ختم شود باید الان این دعا مصداق نداشته باشد در حالی که این دعا ساری و جاری در همه زمان‌ها و مکان‌ها می‌باشد. پس باید یک امت مسلمان، اگرچه مصداق این امت مسلمان یک نفر هم باشد وجود داشته باشد و این مصداق همانطور که گفتیم به ترتیب پیامبر6 ما و ذریه طاهرین او از نسل ابراهیم هستند که در زمان ما وجود پربرکت و عظیم الشأن حضرت «بقیه الله الاعظم حجه بن الحسن (ارواحنا فداه) می‌باشد و امیدواریم که خداوند وجود ایشان را از جمیع بلاهای سماوی و ارضی حفظ کند. و در فرج ایشان تعجیل نماید .

                                                                                                                                     

منابع

تفسیر المیزان

  تفسیر قمی

[1] . تفسیر قمی، ج 1، ص 60.

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :