wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 17 » مقالات
بازدید: 3173
0/0 (0)
القسط والعداله فی الدعاء والزیاره
 

نگارنده : فیض ا... خشجان

و از آنجا که دامنه این بحث، بسیار گسترده و دقیق و ظریف است ، اقرار و اعتراف می کنیم که ارائه این مبحث به  طور مستوفی از عهده ما و حوصله این نوشتار موجز خارج است ، صرفاً به فرازبندی و موضوع بندی بخشهایی از ادعیه و زیارات که در راستای این بحث می باشد می پردازیم . ودر راه رسیدن به این هدف تمامی ادعیه و زیارات وارده در دو کتاب شریف مفاتیح الجنان وصحیفه مهدیه را مشاهده و مجموعاً بالغ بربیش از  450  دعا وزیارت را مراجعه وبررسی نمودیم که حاصل آن ، مجموعه حاضر است...

پیشگفتار:
    عدالت ازشاخص ترین و برجسته ترین صفات الهی است به طوری که می توان ادعا کرد که بعد ازمسئله توحید ، هیچ مسئله اعتقادی به اندازه عدالت نمود ندارد چنانچه  فقره ای از دعای عدیله به این مطلب اشاره دارد؛« الّا أنی اعتقدت توحیدک وعدلک»  یعنی: ...مگر اینکه من توحید و عدل ترا معتقدم. وهمین که تنها عدالت وآن هم بلا فاصله بعد از توحید آمده است دلیل برمدعای ماست . دراهمیت عدالت همین بس که یکی از ارکان پنج گانه اعتقادی به شمار می آید .
    عدل از نیکوترین صفات کمالیه به حساب می آید که هر انسان آزاده ای درپی رسیدن به آن است و فطرتاً ذات هرانسانی با آن جبلی  و سرشته گشته است به طوری که حتی ستمکاران عالم نیز عدالت را می ستایند وحتی گاهی در توجیه ظلم وستمگری های خویش به این شعار متمسک می شوند که درپی برقراری عدل و دفاع ازحقوق بشر هستند . عدالت گمشدة نیکان و نجات بخش ستمدیدگان است و همگی با دلهای امیدوار و دیدگان در انتظار، بیرون آمدن دست قدرتمند عدل الهی را از آستین شخصیتی والا که تمام وجودش را اوصاف خدایی دربرگرفته باشد لحظه شماری می کنند ، آری آن وجود نازنین و مبارک که کسی جز حضرت حجة بن الحسن العسکری ارواحنا فداه نیست آئینه تمام نمای عدل الهی است ، اگرچه رسالت اصلی و وظیفه اوّلی آن حضرت تکمیل عبودیت و بندگی انسانها و بنده نمودن جهانیان است ، لکن جهان بشری آنقدر در زیر شلاق جور و ستم جنایتکاران سختی و رنج دیده است که تنها توجهش به یک عدالت گستر معطوف گشته ، به طوری که در میان امت اسلامی وخاصه شیعیان اهل بیت علیهم السلام آن وجود ذی جود را بیشتر با لقب و صفت عدالت می شناسند ، جالب تر اینکه در لسان روایات و مذاق شریعت هم هیچکدام از اوصاف و القاب آن حضرت علیه اسلام به اندازه لقب عدالت و صفت ظلم ستیزی مورد تأکید واقع نگشته است تا حدی که در یک بررسی و پژوهشی اجمالی در پی آن بودیم که یک روایت اجماعی و متفق علیه ازحضرات معصومین علیهم السلام نسبت به وجود مبارک امام زمان علیه السلام بدست آوریم اما چنین روایتی یافت نشد اما تنها جمله ای که در لسان روائی تمامی حضرات علیهم السلام جلوه نمایی می کند و مانند ستاره سحر می درخشد و به اصطلاح اجماعی همه حضرات علیهم السلام است جمله نورانی "یملأ الارض قسطاً وعدلاً کما ملئت ظلماً وجوراً" است، یعنی: زمین را پر از عدل و داد میکند همچنانکه پر از جور و ستم گشته. که با عبارتهای مختلف اما نزدیک به هم وارد شده است که تصریح به عدالت گستری وظلم ستیزی آن حضرت علیه السلام دارد .
     در نوشتار حاضر بر آن هستیم تا این واژه  مقدس و نورانی را در ادعیه و زیارات مورد بررسی و پژوهش قرار دهیم و از آنجا که دامنه این بحث، بسیار گسترده و دقیق و ظریف است ، اقرار و اعتراف می کنیم که ارائه این مبحث به  طور مستوفی از عهده ما و حوصله این نوشتار موجز خارج است ، صرفاً به فرازبندی و موضوع بندی بخشهایی از ادعیه و زیارات که در راستای این بحث می باشد می پردازیم . ودر راه رسیدن به این هدف تمامی ادعیه و زیارات وارده در دو کتاب شریف مفاتیح الجنان وصحیفه مهدیه را مشاهده و مجموعاً بالغ بربیش از  450  دعا وزیارت را مراجعه وبررسی نمودیم که حاصل آن ، مجموعه حاضر است که آن را در یک مقدمه و سه بخش ویک خاتمه تنظیم وبه عنوان ران ملخی به پیشگاه با عظمت آن سلیمان زمان ارواحنا فداه تقدیم وپیش کش می نماییم وعرضه می داریم : یا ایها العزیزمسنا واهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاة فأوف لنا الکیل ان الله یجزی المتصدقین .
مقدمه :
       هرچه که درعالم بهره ای ازهستی برده است و هر موجودی که در جهان آفرینش خود نمایی می نماید و در یک جمله هرموجود ما سوی الله ، هستی وحظ و بهره اش از وجود را ازخداوند تبارک وتعالی دارد نه تنها ذات هرچیزی برگرفته شده ازآن ذات لم یزلی است بلکه تمام صفات و کمالاتی که برای هرشیئی متصور است همه از کمال آن ذات باریتعالی است ، اوست که سرچشمه تمام فیوضات و منبع تمامی کمالات است و درحقیقت موجودات با هستی خود و کمالاتشان، خودنمایی نمی کنند بلکه همه خدا نما هستند،هر موجودی مظهری از مظاهرالهی و جلوه ای از جلوات خدائی است ،تمام هستی، نماینده و نمایانندة آن وجود مطلق وآن کمال علی الاطلاق است وخلاصه هر ذره از ذرات عالم هستی اسمی از اسماء وصفات الهی به حساب می آید که هرکدام به حسب ظرفیت و سعة وجودی و استعدادی خود به معرفی آن وجود مستجمع جمیع صفات و اسماء می پردازند و هر چیز درعالم به اندازة قرب و نزدیکیش به آن ذات جامع کمالات می تواند ظرف وجودی خود را از کمالات الهی پر نماید و در این مراتب، پیامبر اکرم حضرت رسول الله صلی الله علیه وآله در بالاترین رتبه و مقام قرار دارد سپس اهل بیت و عترت آن حضرت علیهم السلام قرارگرفته اند و پس از ایشان انبیاء و رسولان الهی علیهم السلام هستند و بعد از ایشان اوصیاء و جانشینان آن حضرات علیهم السلام و به همین ترتیب تا پائین ترین و نازلترین اشیاء از حیث حظّ وجودی و رتبة کمالی.
       یکی از بالاترین صفات وکمالات خداوند ،صفت عدل است،عدالت الهی به مانند خورشیدی تابان است که هر عدالتی از هر کسی در عالم سربزند شعاعی است از شعاعهای بی نهایت آن آفتاب فروزان؛امام زمان علیه السلام  آن ماه درخشان عدالت که جهان تاریک و ظلمانی را با انوار تابان خویش به روز روشن مبدّل می سازد او نیز آئینة تمام نمائی است که عدالت خدائی را به تصویر می کشد و در حقیقت، آن وجود مبارک، دست عدالت الهی است.
بخش اول: عدل الهی در آئینۀ ادعیه وزیارات
خداوند عدل مطلق واصل عدالت است:
     یکی ازمباحثی که از آئینة ادعیه و زیارات استفاده می شود این است که خداوند، اصل و ریشة عدل است در مواردی از آنها، خداوند با لفظ عدل یاد شده است وعدل در لغت، مصدر است، اطلاق مصدر برای ذات اگر در مورد غیر خداوند باشد استعمال مجازی است و مفهومش مبالغه است اما به نظر می رسد که در مورد ذات خداوند از مبالغه برتر است یعنی  می خواهد بفرماید خداوند سرچشمه و ریشه عدالت است واین اطلاق مصدر به ذات در مورد خداوند حقیقی است و مثل سایر موارد، استعمال مجازی نیست که نیاز به حمل برمبالغه باشد . در دعای مجیر آمده : سبحانک یا وکیل تعالیت یا عدل یعنی: منزهی تو ای خدائی که وکیل هستی؛ بلند مرتبه ای ای عدل. و در دعای امّ داود می خوانیم: یا عدل یا فاصل ای عدل ای جداکننده. که درحقیقت فاصل هم همان عدل است و مصادیقی  از عدالت را شامل می شود؛ چون فصل حق و باطل ، کفرو اسلام ، فصل در قضاوت و... دردعای شب عید فطر این واژه با لفظ الله که مستجمع جمیع صفات است آمده ، می فرماید: یا عدل یا الله  وقرین شدن لفظ عدل با اسم نورانی الله قرینه خوبی است بر اینکه ریشه عدل خود خداوند است .
امام حسین علیه السلام در دعای معروف خود در روز عرفه خداوند را چنین می ستاید : وأنّک الحکم العدل  :  اصل و اساس عدالت توئی که درحکم و قضاوت با عدالت حکمرانی می کنی .
خداوند عادل است :
      وقتی که خداوند اصل و ریشه عدالت است پس خودش هم عادل است بلکه اول عادل اوست برای این منظور هم سه مورد شاهد می آوریم . حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در دعای مشلول عرضه می دارد : یا قاضی یا عادل  که ذکر عادل بعد از قاضی اشاره به این دارد که خدایا توآن قضاوتگری هستی که عادلی و با عدالت قضاوت می کنی . در دعای مجیر ،پیامبرصلی الله علیه وآله به تسبیح و تنزیه خداوند پرداخته و در یک مورد عرضه می دارد ؛ سبحانک یا عادل  یعنی تو در عدالتت هم از هر عیب و خطا و ستمی منزّه و به دور هستی . و در دعای جوشن کبیر ضمن هزار اسم الهی، خدای را با لفظ : یا عادل یا غالب  می ستاییم . شاید در کنار هم آمدن عادل و غالب اشاره به این باشد که تو خدایی هستی که غلبه و چیره شدن تو از سر ظلم و ستم نیست  بلکه تو با برقراری عدالت وحکم عادلانه غالب می شوی .
خداوند اعدل است :
       نه تنها خداوند عادل است بلکه او عادل ترین عدالتمندان و عدالت مردان وعدالت خواهان و عدالت گران است . خیلی ها در دنیا داعیه عدالتگری داشته و دارند و معروف و مشهور به عدالت گشته اند اما در جوشن کبیر فریاد می زنیم : یا أعدَلَ العادلین  ، پادشاهان زیادی مدعی عدالت بوده و هستند ، بسیاری از سلاطین و حکام با عَلَم عدالت و زیر پرچم عدل برتخت شاهی نشستند ، انوشیروانهای زیادی سکه عدالت به نامشان ضرب گردید لکن ما در حرم مطهر امامان معصوم علیهم السلام که وارد می شویم برای اجازه ورود و اذن دخول این جمله را زمزمه می کنیم که :ولا اله الا انت من ملک ما  أعدلک  یعنی: خدائی جز تو نیست؛ تو چه پادشاه دادگری هستی. و با شگفتی و تعجب تمام خدای را به عنوان دادرس ترین ودادگرترین پادشاهان عدالتمند می ستاییم شاید ذکراین جمله در خلال دعای اذن دخول مُشعر به این باشد که ای امام معصوم درست است که شما ، ربّ تمامی پادشاهان هستید و مظهرتام عدالت خدایید لکن من اعتقادم و اقرارم  بر این است که عدالت شما هم از اوست و اوست اعدل العادلین .
حکم خدا براساس عدالت است :
      حکمرانی و قضاوت خداوند برپایه عدالت تامه است چه در دنیا و چه در عقبی ، تا جایی که متکلمین در راه اثبات معاد ،یکی از ادله ای را که ارائه می دهند عدل خداوند است؛ لذا پدر این امت حضرت رسول الله صلی الله علیه وآله در دعای شریف یستشیر که به مولای ما امیرالمؤمنین علی علیه السلام تعلیم فرمودند عرضه می دارد: وحکمک عدل  ، ای خدا ،داوریت ، دادرسی است و امام الشهداء حضرت ابا عبدالله علیه السلام در مناجات و دعای روز عرفه با چشمان پراشک می گوید : عدل فینا قضاؤک  بار خدایا داوری تو در میان ما براساس عدالت است .
خدا درعدالت ، ستم نمی کند :
       بعضی در راه اجرای عدالت به هر وسیله ای چنگ می زنند و لو نوعی ستمگری باشد ، نوع قوانین و مقررات اجتماعی حکومتها برهمین پایه استوار است ؛ لذا اگرچه یک طرح اجتماعی، منافع عمومی در برداشته باشد لکن در این میان اقلّیتی هم هستند که مورد ظلم و ستم واقع می گردند لکن عدالتی را که خداوند برقرار می نماید هیچ گونه شائبه ستمگری درآن راه ندارد لذا حضرت سیدالشهداء علیه السلام که قیامش برپایه برقراری عدل و داد و ظلم ستیزی است درجای جای دعای زیبای روز عرفه به تبیین عدل الهی پرداخته و جناب حضرتش در این راستا با تأسّی به این سنت الهی هرگز به ستمی متمسک نگشتند در فقره ای از این دعا حضرت علیه السلام می فرمایند : وانت الحکم العدل الذی لا تجور  .تو آن خدای حاکم عادلی هستی که ستمس روا نمی داری.
عذاب خدا هم عدل است:
       در دعای جوشن کبیر می خوانیم: یامن عذابه عدل  ای کسی که عذاب کردنش عدال است.یعنی نه تنها عذاب الهی ستم به حساب نمی آید بلکه نوعا عذاب در راستای تحقق عدالت است و برپائی عدل مبتنی بر عذاب است، رد نمودن حق به صاحب حق و مظلوم، در گرو عذاب نمودن ظالم است که این عذاب نه تنها برای ادای حق ستمدیده لازم است بلکه پاک شدن ظالم و مستعد شدنش برای بهره وری از نعمتهای ابدی الهی در بند همین عذاب است. پس عذاب کردن خدا هم عین عدالت اوست بر خلاف ما انسانها که خیلی وقتها هدفمان از عذاب،اغراض شخصی وتشفّی قلب است.
عدالت خداوند ترس دارد:
      خداوندی که از مادر مهربان تر و از پدر دلسوزتر بر بندگان است او که بلا فاصله بعداز اسم جامع خود الله ،با لفظ رحمن و رحیم خود را ستوده است،آن خدائی که در ادعیه از او چنین یاد می کنیم که: یا من سبقت رحمته غضبه ،ای کسی که رحمتش بر غضبش پیشی گرفته است. بسیار بزرگتر از آن است که ترس و وحشتی از او داشته باشیم لکن همین خدای مهربان وعَطوف، وقتی که پای دادرسی وعدالت به میان آید باید از عدالتش  ترسید، عدالت الهی با عذاب توأم است، عدل خدا غرض شخصی درش نیست، او در داد رسی روابطی عمل نمی نماید، واسطه نمی پذیرد و...؛ لذا چون عدالت خداوند کلی و جامع است؛ هر حقی را که انسان از دیگران ضایع کرده باشد خداوند با عدالتش آنها را استیفا می نماید.
به همین جهت است که در دعای روز یکشنبه می گوئیم: ولا اخشی الّا عدله  ونمیترسم مگر عدلش را. و در فقره-ای از دعای جوشن کبیر می خوانیم که: یا من لا یُخاف إلّا عدلُه  یعنی ای کسی که ترسی نیست مگر از عدل او. و نه تنها از عدل تو باید ترسید بلکه باید از عدل تو فرار کرد؛ لذا حضرت سیدالشهدا علیه السلام که خود مظهر تام وتمام عدالت الهی است در آن مناجات عارفانة عصر عرفه می گوید:
خدایا تو آن حاکم عدالتگری هستی که جور و ستمی روا نمی داری ولی: وعدلک مَهلکی و مِن کلّ عدلک مَهربی  یعنی: و عدالت تو هلاکت گاه من و  هر نوع عدالت تو فرارگاه من است. و خلاصه اینکه تو برتر و گرامی تر از آنی که از تو ترسی باشد مگر از ناحیة عدالتت: جللت ان یخاف منک الّا العدل  واز حصری که در این عبارت بکار رفته و لفظ کل در تعبیر قبلی مطلب، واضح تر وآشکارتر می نماید.
علت ترس از عدالت خدائی:
آنچه به عنوان علل ترس از عدل ، در ادعیه وارد گردیده دو چیز است:
اول: اینکه جریان عدالت الهی موجب خذلان و خواری و رسوایی می گردد و بالاترین ترسها، نسبت به مسائل حیثیتی و آبروست؛ لذا در همان دعا که وارد شده بود که "جللت ان یخاف منک الا العدل" در دو سه فقره بعد از آن، علت این ترس را چنین بیان فرموده که : ولا تخذلنی بما یحکم به عدلک  یعنی به سبب آنچه عدل تو اقتضا میکند مرا خوار منما.
دوم : اینکه اگر عدالت خداوند جاری شود باعث هلاکت و نابودی انسان می شود چنانچه عبارتی که از دعای عرفه آوردیم به این مطلب تصریح دارد که: وعدلک مهلکی  وعذل تو باعث هلاکت من است.
عدالت ازآن خداست:
دلیل بر این مطلب علاوه بر آنچه در مطالب گذشته ذکرشد مبنی بر اینکه خداوند اصل و ریشه عدالت است ، فقراتی از ادعیه و زیاراتی است که عدل را با کاف خطاب یا ضمیر به خدا نسبت می دهد ازجمله : در زیارت جامعه کبیره امام هادی علیه السلام در معرفی ائمه علیهم السلام می فرماید : ویظهرکم لعدله  خداوند شما را ظاهر و آشکار نمود برای عدل خودش .
دریکی از زیارات امام زمان علیه السلام این چنین از خداوند مسئلت می کنیم : اللهم انا نسئلک ان تأذن لولیک  فی اظهار عدلک یعنی: خداوندا اجازه بفرما تا حضرت صاحب الزمان علیه السلام قیام و عدالت تو را به منصه ظهور بگذارد ؛ نتیجه ای که از اینگونه عبارات گرفته می شود این است که آن وجود مبارک هم که به عدالت جهانی مشهورند رسالتشان اجرای عدالت خداوند است .
بسط ونشرعدل به دست خود خداست:
    همانطور که گفته آمد خداوند مصدر عدالت است و هر عدلی از آن اوست و به او بازگشت می نماید لذا بسط وگسترش ونشرعدالت هم بدست خود اوست، در دعای وارده بعد از زیارت امام حسن عسکری علیه السلام چنین آمده : و ابسط عدلک  " خداوندا خودت عدالتت را بسط وگسترش بده و لکن از آنجائیکه خداوند سبحانه وتعالی از صفات جسم مبراء است و او را اعضاء و جوارح و جوانح نیست لذا ما پیروان اهل البیت علیهم السلام معتقدیم که آن حضرات علیهم السلام دستان قدرتمند حضرت حق هستند با این توضیح معنای این فقرة شریفه چنین می شود که: خداوند تعالی عدالتش را از مجرای ولیّ اعظمش و بدست قدرتمند او بسط وگسترش می دهد.
روز ظهور و بروز عدالت  مطلقه الهیه قیامت است:
         هرچند بخش عظیمی از رسالت انبیاء الهی و ائمه اطهارعلیهم السلام را نشر عدالت الهی در میان جامعه تشکیل می داده وآن وجودات مبارک و نورانی مظاهر عدل الهی بحساب می آیند و همگی به وظیفه خود به بهترین وجه عمل نمودند لکن هرکدام در مقطع مشخص زمانی و مکانی و اقلیم جغرافیائی خود به این امر قیام فرمودند؛ تنها عدالتی که شامل اولین وآخرین وهمه ادوار و ازمنه می شود آن؛ عدالت الهی است که زمان بروز و ظهور این عدالت مطلقه کلیه جامعه در روز قیامت است که خداوند تبارک و تعالی از اولین تا آخرین را جمع می نماید ، در تسبیحات مرویّه از جناب رسول الله اکرم صلی الله علیه وآله که در روز عرفه خوانده می شود جناب حضرتش در فقره ای چنین به تنزیه خدای تعالی می پردازد : سبحان الذی فی القیامه عدله  منزه است خدائی که عدلش در قیامت است؛ لذا یکی از اساسی ترین ادلة علماء کلام بر اثبات قیامت و معاد ، مبحث عدل خداوند و دادگری و دادرسی خداوند است .
ظهورعدل فقط درسایه اذن خداوندی :
      حال  که خداوند ریشه و سرچشمه عدالت است و هرعدلی به او بازگشت نموده و عدالت گسترحقیقی اوست پس آن عدالت کلیه و جهانی حضرت مهدی علیه السلام تنها در سایه إذن الهی قابل تحقق است و فقط امرخداوندی است که به این آرزوی دیرینه انبیاء و اولیا و صالحان، جامة عمل می پوشاند و جناب حضرتش هم در این مدت طولانی هزار و یکصد و هفتاد وچند سال در انتظارآن إذن الهی به سر می برند وآنچه در روایات وارد شده و شیعیان را امر به صبر فرموده اند و نهی از تعجیل و اعتراض نموده اند ریشه در همین مطلب دارد که امر و إذن ظهور عدل، خاص ذات باری تعالی و سبحانه است، در قسمتی از دعای معرفت که از دعاهای مهدوی محسوب می شود از خداوند درخواست إذن می کنیم: اللهم إنّا نسئلک أن  تأذن لولیک فی اظهار عدلک  "پروردگارا ما درخواست میکنیم که اذن فرمائی به ولی خودت در اظهار عدالتت.
این فقره تصریح در مطلب دارد؛ نکته قابل توجه این است که ما هم به صورت گروهی و جمعی موظف به دعا و درخواست صدور اذن  الهی هستیم ، انا نسئلک .... همه ما مسئلت می نماییم .
بخش دوم :
 بررسی عدالت انبیاء وائمّه اطهارعلیهم السلام از منظر ادعیه و زیارات.
 انبیاء علیهم السلام مظاهر و مفسرین عدل الهی هستند:
           درمقدمه این نوشتار گفته آمد که هرکس به هر اندازه قرب وجودی و روحی به خداوند پیدا نماید به همان اندازه ظرف وجودش رنگ کمالات الاهی و اوصاف خدایی پیدا می نماید و ازآنجایی که ائمه اطهارعلیهم السلام وانبیاء علیهم السلام نزدیکترین و مقربترین افراد به ساحت قدس باریتعالی می باشند لذا ایشان مظاهر تامة اوصاف و کمالات الهی هستند و بهترین مفسران برای تبیین اوصاف خداوندی به شمار می آیند و ازآنجایی که عدل هم به مانند دیگر اوصاف الهی حقیقیت و ابعاد و کنهش برای ما مجهول و نامعلوم است، چنانچه فقره ای از دعای غیبت بدان تصریح دارد که : "وتوضح به معاقد الحق و مجهول العدل  " یعنی وآشکار مینمائی بوسیلۀ او پیچیدگیهای حق و نا شناخته های عدل را. لذا یکی از وظایف خطیره انبیاء علیهم السلام تبیین و تفسیرصفات الهی و از جمله عدالت است ،دردعای عدیله می خوانیم که :" بعث الانبیاء لیبین عدله  "یعنی: انبیاء را برانگیخت تا بیانگر عدلش باشند. برانگیختن انبیاء در راستای تبیین عدل الهی است و از همین جاست که یکی از بزرگترین وظایف انبیاء الهی علیهم السلام قیام به قسط و عدل و مبارزه با ستم و جور بوده است .
عدالت ازصفات بارز پیامبراکرم صلی الله علیه وآله :
        وجود نازنین حضرت رسول الله صلی الله علیه وآله  که مقرب ترین شخصیت عالم وجود به حق تعالی است تمام وجودش منوّر به عدالت الهی است و تمام سعی و تلاش خویش را به کار برد تا عدالت واقعی را به تمام ابعاد در جامعه پیاده نماید ، دروصف آن جناب همین جمله کفایت می کند که در زیارت شریف آن حضرت صلی الله علیه وآله می خوانیم : السلام علیک یا قائماً بالقسط  " سلام بر توئی که قیام کننده به عدل هستی.
پیروان انبیاء علیهم السلام هم پیرو عدالت وعدالتمند بودند :
       دریکی از دعاهایی که حضرت مهدی علیه السلام را با آن دعا می خوانیم از جمله چیزهایی که ازخداوند برای ایشان درخواست می نماییم این است که : و بلغ به أفضل ما بلغت به القائمین بقسطک من اتباع النبیین ؛ بارخدایا او را به برترین  مرتبه ای برسان که هر یک از برپاکنندگان قسط وعدل از پیروان انبیاء را بدان مرتبه رسانیدی. که از این جمله به روشنی معلوم است که تابعین پیامبران الهی علیهم السلام هم؛ همگی قیام کنندگان و برپادارندگان عدل و داد بوده اند .
فلسفۀ بعث و نصب ائمه علیهم السلام :
        در اینکه فلسفه و حکمت نصب ائمّه علیهم السلام ازطرف خدا چیست روایات عدیده ای داریم و اقوال بزرگان بسیار زیاد است، یکی از مهمترین ادله بر وجوب وجود امام معصوم علیه السلام در هر زمانی این است که بین خالق و مخلوق حتماً باید یک رشته اتصال برقرار باشد و واسطه ای برای اخذ فیض از منبع فیّاض و ایصال آن به عالم هستی نیاز است و امام معصوم علیه السلام آن سبب متصل و حبل متین و عروه الوثقای الهی است و به بیان دیگر ائمه علیهم السلام مظاهر اوصاف الهی هستند که انسانها صفات الهی را درآئینۀ وجود ایشان علیهم السلام به نظاره می نشینند.
       از بالاترین کمالات خداوند عدالت اوست لذا در قسمتی از دعای اذن دخو ل حرمهای شریفة آن حضرات علیهم السلام می گوییم : وبعثتهم لقیام القسط فی ابتداء الوجود الی یوم القیامه  " یعنی: مبعوث گرداندی ایشان را برای برپا نمودن عدالت از ابتدای وجود عالم تا روز قیامت. حکمت بعثت  اهل البیت علیهم السلام اقامه عدل و داد است از ابتدای هستی ، و این نشان از اهمیت موضوع عدالت دارد و جالب این است که این فقره از دعا سعه و گستره زمانی عدالت را مشخص نموده وآن از ابتدا وجود و هستی تا روز قیامت است .
        نکته قابل توجه که لازم است در همین جا آن را متذکر شویم در مورد فرق میان قیام قسط و اقامة عدل با عادل بودن و عدالت است و آن اینکه به طور کلی در مورد مبحث عدالت دو تعبیر به کار برده می شود یکی لفظ عادل و عدالت است و دیگری برپایی و اقامة عدالت است که بین این دو تعبیر فرق است و آن اینکه اقامة عدالت یک معنا و مفهوم أعم و بالاتری دارد . در برپائی قسط و عدل علاوه براینکه شخص، عدالتگر است ایجاد فرهنگ عدالت گری هم می نماید یعنی عدالت یک شعار و لقلقة زبانی نیست، عدالتمندی او مقطعی و موردی نیست ، شخصی و در محدودة اخلاق و فرهنگ شخصی خودش نیست بلکه اقامة  قسط یعنی دعوت همگان به این صفت الهی و حرکت و قدم برداشتن در راستای عمومی کردن این کمال خدایی؛ و خلاصه اینکه عدالت یک فرهنگ عمومی و اجتماعی گردد؛همیشگی باشد، الی یوم القیامه باشد؛ یعنی از مرحله گفتار بدرآمده در عمل هم ثابت و تصدیق کند نظریة عدالت خواهی را و سپس به جامعه انتقال داده و برای ایفای این هدف والا دنبال یار باشد و همه را به پا دارد و همه عدالتمند بشوند، چرا که فرق عدالت با بسیاری از صفات و کمالات در همین است که انجام کامل عدالت در سطح جامعه در گرو خواست عموم جامعه است، لذا در مورد ائمه علیهم السلام بیشتر ،همین لفظ قیام بکار برده شده است تا جایی که چون این هدف والا در بالاترین سطح در زمان حضرت صاحب الزمان ارواحنا فداه اتفاق می افتد این لقب و صفت از اختصاصات آن حضرت علیه السلام گردیده است و اینکه به آن حضرت قائم می گویند به همین دلیل است و اگر ما شیعیان  و دوستان حضرتش با شنیدن این لقب سرپا می ایستیم ریشه در همین مطلب دارد که در واقع درپی اعلان آمادگی و لبیک به هل من ناصرحضرت مهدی علیه السلام این حسین زمان هستیم، آن حضرت، قائم بالعدل است یعنی جهت اجرای عدالت، لبیک همگان لازم است و ایستادن و قیام ما لبیک گفتن به ندای آن حضرت است ، انشاالله  برای تمامی این مباحث از ادعیه و زیارات در خلال مباحث ادله و فقراتی را ذکرخواهیم نمود .
ائمّه علیهم السلام مظاهرعدل الهی هستند:
     جامع ترین عبارت برای اثبات این مطلب عبارت جامعة زیارت جامعة کبیره است که حضرت امام هادی النقی علیه السلام در این دانشگاه بزرگ امام شناسی می فرمایند: ویظهرکم لعدله  خداوند شما را ظاهر و آشکار نمود برای عدل خودش، شما را منصوب کرد برای نشان دادن و به جلوه گذاردن عدالتش، شما آئینه های تمام نمای عدل الهی و مظاهر و نمایاننده های عدالت خداوند هستید، فلسفه نصب و بعث شما پاکان به نمایش گذاردن حضرت باری جل واعلی وصفات جمال وکمال اوست .
امام معصوم علیه السلام ریشه عدل خداست :
        وقتی که امام معصوم علیه السلام مظهر و آئینة تمام نمای اسماء و صفات الهی باشد پس تنها اوست که اتصال مستقیم با اوصاف الهی و اتصاف کامل به کمالات خدایی دارد اگرخداوند منبع نوری وخورشید فروزان عدالت مطلقه است امام معصوم علیه السلام هم سرچشمه زلال عدالت الهیه است وبه این معنا اطلاق لفظ مصدری عدل به امام علیه السلام و ذات ایشان از باب مجاز و مبالغه نیست بلکه حقیقتاً و واقعاً امام علیه السلام عدل است یعنی سرچشمه و ریشه عدل الهی است و غیر از این وجود مبارک هیچ کس در چنین جایگاه رفیع و مقام والایی قرار ندارد و اگر کسی مدعی شود خویش را رسوا کرده است .
 برای اثبات اینکه حضرات علیهم السلام سرچشمه عدل خداوند هستند خوب است سری بزنیم به کوفه و مسجد کوفه ، به هنگام ورود به مسجد دعایی وارد شده که به منزله اذن دخول است در قسمتی از این دعای زیبا در شمار سلامهای  به آقا امیرالمومنین علی علیه السلام و القاب و اسامی مبارکش می گوییم : السلام علی الامام الحکیم العدل  سلام بر سرچشمه  عدل الهی ، و اینکه این عدل را به عدل الهی معنا کردیم با تأیید فقره بعدی است : الفاروق بالقسط الذی فرق الله به بین الحق و الباطل  ... یعنی: علی علیه السلام آن فاروق و فرق گذارنده ای است که خداوند به دست او بین حق و باطل فرق میگذارد. و در تفسیرآن العدل می فرماید خداوند به دست تو این عدل و قسط را انجام می دهد و باعث جدایی حق و باطل ... می گردی و می بینیم این فقره دوم که به نوعی تفسیری است برای العدل ، قسط را به خداوند نسبت داده.
 شاهد دیگر ما براین معنا چند فقره بعد درهمین دعاست که می فرماید : وأنّک حکم الله فی أرضه و قاضی أمره    که آن حضرت علیه السلام به عنوان حاکم وحکم خداوندی و قاضی امر الهی معرفی گشته است.
       دلیل دیگر، فقره ای نورانی از فقرات دعای معرفت است : و امام عدل تظهره  یعنی وامام عادلی که او را ظاهر میسازی. که در این فقره هم لفظ عدل را با کلمة امام آورده و شاید از این دو فقره که هردو لفظ عدل با کلمه امام همراه و قرین شده بتوان چنین استفاده نمود که امامت و عدالت توأمان هستند و مکمل یکدیگرند. اگر عدالت نباشد امامت هم نیست چون لاینال عهدی الظالمین یعنی: عهد امامت به ستمکاران نمیرسد و اگر امامت نباشد پس این عدالت، عدالت مستقیم و بلا واسطه الهی نیست یا شاید اصلاً الهی نباشد .
امام معصوم علیه السلام عادل است :
     امام علی النقی الهادی علیه السلام در زیارتنامه مخصوص روز عید غدیر جدّ بزرگوارش را مخاطب قرار داده و در بخشی از آن زیارتنامه می فرماید : و العادل فی الرعیه  یعنی: وتو امام عادل در میان بندگان هستی. همچنین در زیارتنامه مخصوص حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام می خوانیم : والعالم العادل  " شاید از این عبارت بتوان چنین استفاده کرد که قرین آمدن علم و عدل بدین معناست که علمی خدایی است وقابل فیض و استفاده است که عدالت به همراهش باشد و عدالتی ارزشی و قیمتی است که از روی علم باشد .
ائمه علیهم السلام عدالت برحقّ می کنند :
     در صلوات مخصوص امام سجاد علیه السلام در معرفی ائمة از فرزندان آن امام همام علیهم السلام می گوییم: الذین یهدون بالحق و به یعدلون  "یعنی: ایشان بحق هدایتگری میکنند و بر حق عدالت مینمایند. همانطور که در بحث عدل الهی گفتیم خداوند در عدالتش ستم و جوری روا نمی دارد و حکم و عدالتش به حق هست ، ائمه علیهم السلام هم که مظاهر عدل الهی هستند در عدالت ستم نکرده و به حق و حقیقت عدالت می نمایند .
ائمه علیهم السلام قوّام بالقسط می باشند :
     امام معصوم علیه السلام نه تنها عادل است بلکه قائم بالعدل است و قیام به قسط و عدل دارد که توضیح آن گذشت در زیارتنامه مخصوص علی ابن موسی الرضا علیه السلام ،پنج امام معصوم علیهم السلام را با صفت عدالت می ستائیم که در مورد حضرت علی علیه السلام و حضرت امامین حسنین علیهما السلام و حضرت سید البکائین علیه السلام با لفظ دیّان الدین بعدلک  " تعبیر بکار رفته است و در خصوص خود آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام لفظ القائم بعدلک  به کار رفته است البته عبارت دیان الدین بعدلک هم همان معنای قیام به عدل را می دهد اما اینکه اختلاف تعبیرآمده شاید بخاطر این است که چون این زیارت ، زیارتنامه مخصوص امام رضا علیه السلام است و هر امامی در زمان خودش قائم بالقسط است لذا نسبت به این حضرت از قیام به عدل تعبیر شده است .
درزیارت ائمه بقیع علیهم السلام می گوییم : السلام علیکم ایها القوام فی البریه بالقسط  "یعنی: درود بر شما ای قیام کنندگان به عدل و قسط در زمین.
        و در خلال اعمال روز عید غدیر می فرمایند در ملاقات یکدیگر ذکر و حمدیه ای بخوانید که در ضمن آن حمد می گوییم : والقوام بقسطه  ودر زیارت ناحیه مقدسه؛ جناب حضرتش عجل الله فرجه در دعای قنوت نماز این زیارت پس از ذکر اسامی تمامی حضرات ائمه اطهارعلیهم السلام می فرماید القوام بالقسط  و در یک جمله اینکه : حضرات ائمه معصومین علیهم السلام علاوه بر عدالت ، قیام به عدالت و ایجاد فرهنگ عدالت می نمودند که فرازهای بعدی شواهد و قرائن محکمی بر این قضیه هستند .
ائمه علیهم السلام امربه عدالت می فرمودند :
       عدالت نه تنها یکی از مصادیق معروف بلکه بالاترین مصداق معروف است که لازم است به انجام آن یکدیگر را امر و سفارش کنیم. اصلاً عدالت معروفی است که اگر درجامعه همین تنها اجرا شود تمامی معروفها را به دنبال دارد و جلو تمامی منکرات را می گیرد ائمه اطهارعلیهم السلام هم که در صدر تمامی معاریف و علمدار و جلودار تمامی دستورات الهی و سنن نبوی صلی الها علیه وآله هستند خود اول کسانی هستند که مردم را امر به عدالت می نمودند و ما موظفیم که با تمامی وجود این مطلب را شهادت وگواهی دهیم :
"اشهد انک قد امرت بالقسط والعدل "  یعنی: گواهی میدهم که تو امر نمودی به قسط و عدالت. این قسمتی از زیارتنامه مخصوص حضرت سیدالشهداء در روز اول رجب و نیمه شعبان است .
امام معصوم علیه السلام کسی است که مردم را به عدل دعوت می کند :
         فرق امر به عدل و دعوت به آن شاید در این باشد که دعوت به کاری ،یک نوع نرمش و آرامش و ملایمت به همراه دارد برخلاف امر که از یک نوع تسلط و چیرگی و اکراه برخوردار است. فراز قبلی تتمه ای دارد : اشهد انک قد امرت بالقسط و العدل و دعوت الیهما  "یعنی: .......ودعوت نمودی به عدل و قسط.
امام علیه السلام صادق العدل است  :
      اگر امام معصوم علیه السلام دم از عدالت می زند، زبان به عدل می گشاید و امر و دعوت به عدل می نماید تنها حرف نیست ، ادعا نیست ، شعار نیست او واقعاً طالب عدالت است ، در پی اجراء عدالت است ، به دنبال اغراض شخصی نیست درصدد اغواء واغفال مردم نیست، او در اینکه دعوت به عدالت می کند راست  می گوید و واقعاً در پی اجراء عدالت است لذا : اشهد انک قد امرت بالقسط والعدل و دعوت الیهما و انک صادق صدیق صدقت فیما دعوت الیه   من بر صدق و راستی گفتار و هدف و آرزوی تو و دعوتت به عدالت شهادت می دهم .
ائمه معصومین علیهم السلام صدّیق العدل هستند :
       استفاده دیگری که ازفراز فوق می توان داشت این است که من شهادت می دهم که تو ای ابا عبدالله الحسین صدیق هستی یعنی نه تنها در مرحله گفتار صادق و راستگویی بلکه در وحلة عمل هم با عمل خود صدق گفتارخویش را تصدیق نمودی تو در کردار هم  در پی عدالت و ایجاد فرهنگ عدالت هستی، گفتار تو،کردار تو،رفتار تو،تمام وجود تو از عدل سرشار است تو آبشار بلند و بی انتهای عدالتی و من با تمام وجودم شهادت می دهم که در مقام عمل ثابت کردی که در مفاد دعوتنامه خود و اجرای بند بند آیین نامه عدالت راستگویی تا جایی که در راه این هدف والا و اجرای آن و در مقام صدّیقیّت جان خویش را فدا و خون خود را جاری ساختی و شاید فقرة بعد : وانک ثارالله فی الارض  یعنی: وبدرستیکه تو خون خدا در روی زمین هستی؛ اشاره به همین مطلب باشد که مهر و امضای این تصدیق با خون توست  که همانا خون خداست .
ائمه علیهم السلام درپی بسط عدالت هستند :
     بسط وگسترش عدالت سرلوحه وظایف دادگری اهل البیت علیهم السلام است شاید بسط عدل به نوعی تفسیر قائم بالعدل و به همان  معنای قیام بالقسط باشد در زیارتنامه مخصوص آقا امیرالمؤمنین علیه السلام در شب مبعث چنین می خوانیم که : و بسط العدل فی بریتک یعنی: و گسترده نمود عدل را در زمین و مخلوقاتت.
امام زمان علیه السلام در سوگوارة صبح و شام خود، زیارت ناحیه مقدسه خطاب به جد بزرگوارش حضرت سیدالشهدا علیه السلام عرضه می دارد : وتبسط العدل وتنشره. یعنی: و تو نشردادی وگستراندی عدل را.
واین موضوع و مطلب، شاهد دیگری است که حضرات علیهم السلام در ادعای خویش صدیق هستند .
امام معصوم علیه السلام در حکمرانی، عادل است :
       عدالت امام در تمام جهات و جوانب است ، یک سویه نیست.
 یکی از مهمترین مصادیق عدالت ، در قضاوت و حکمرانی است، در زیارتنامة روز غدیر،امیرالمؤمنین علیه السلام چنین توصیف شده است که : ... و العادل فی الرعیه     که به قرینه فقره قبل آن که : انت القاسم بالسویه  است؛ تو تقسیم کنندۀ به طور مساوات هستی وفقره بعدآن که: والعالم بحدود الله  است؛ تو آگاه به حدود و احکام الهی هستی. منظور از این عدالت ، عدالت در قضاوت و حکم خداوندی است .
امام علیه السلام عادل درتقسیم بیت المال :
      یکی دیگر از مصداقهای عدالت،در تقسیم بیت المال است. دلیل بر مطلب همان فقره از زیارتنامه قبلی است که: وانت القاسم بالسویه  توآن آقایی هستی که بیت المال را به طور مساوی تقسیم  می نمایی .
ائمه علیهم السلام فصل القضاء هستند :
      فصل القضاء اگرچه به نوعی همان حکمرانی و قضاوت است لکن به نظر می رسد فصل القضاء معنایی فراتر از این را می رساند و بار بیشتری دارد، شاید بتوان گفت فصل القضاء یعنی قضاوت پایانی، آخرین حکم ، حکمی که بالاتر از آن حکمی نیست چنانچه در مراجعه به تاریخ  مشاهده می کنیم که خیلی از کسانی که مدعی خلافت و قضاوت بوده اند، حکمی را صادر می کردند اما وقتی در همان حکم به ائمه علیهم السلام رجوع می شد حضرات علیهم السلام حکمی می فرمودند برخلاف تمام حکمهای صادره از سوی دیگران و جالب اینکه تنها حکم مورد قبول همگان و حکم صواب و صحیح همان حکم آخرین و حکم امام علیه السلام بوده است و این همان معنای فصل القضاء است که گفته آمد، در زیارتنامه حضرت سلطان سریر ارتضاء آقا علی ابن موس الرضا علیهما السلام؛ چهارامام معصوم علیهم السلام را با این صفت می ستاییم : وفصل قضاؤک بین خلقک  یعنی امام علیه السلام فصل القضاء الهی در میان بندگان اوست.
بخش سوم : عدالت مهدوی در أدعیه و زیارات
سکّۀ قائم به عدل وقسط، به نام حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشّریف ضرب شده است
       تمامی ائمه اطهار علیهم السلام  مظاهر صفات الهی هستند و همۀ صفات جمال و جلال حضرت حق متعال را به جلوه گری می نشینند وآئینه های تمام نمای تمام اسماء و صفات الهی هستند و همگی آن امامان همام، علمداران عدالت و پرچمداران قسط و داد بودند و قیام به امر عدالت نمودند و در راه اشاعه و نشر عدالت زحمتها کشیدند و خون دلها خوردند و در راستای ایفای کامل عدالت وتبدیل آن به یک فرهنگ عمومی و اجتماعی از هرگونه بذل مال و جان دریغ نکردند و در مسیر عدالت جان سپردند ،چنانچه فرق مبارک آقا امیرالمومنین علیه السلام را عدالت آن حضرت شکافت و سر مقدس امام حسین علیه السلام در پی عدالتخواهی و عدالت گستری آن امام همام بالای نیزه رفت و خلاصه عزم جازم تمام آن انوار طیّبه بر أداء کامل و جامع این رسالت الهی بود لکن شرائط حاکم برجوامع آن حضرات علیهم السلام و موانعی که از سوی حکام وقت و سلاطین ستمگر بر سر راه حضرات علیهم السلام نصب شده بود از یک سو و از طرفی مردم هم به آن بلوغ فکری و رشد عقلی نرسیده بودند که نیاز به عدالت را احساس کنند و عدالتخواهی به عنوان یک شعار عمومی و فرهنگ اجتماعی تبدیل نشده بود و از سویی تمام اقشار جامعه و مردم طعم تلخ ظلم و ستم ستمکاران را نچشیده بودند تا تشنه عدالت گردند، همه اینها دست به دست هم داده و سبب گشت تا اینکه حضرات علیهم السلام نتوانستند آن عدالت کلی و فراگیر را پیاده کنند، ایشان همگی قوّام بالقسط بودند و در فاعلیت و عاملیت آن وجودات ،جای هیچ گونه شک و شبهه ای نیست و لکن جامعة زمان آن حضرات علیهم السلام آن قابلیت را پیدا نکرده بود تا پذیرای عدل الهی توسط امامان معصوم علیهم السلام باشد ، زیارت جامعة ائمة المومنین که از جمله زیارات نادره است ؛ از حیث مفهوم و معارف هم زیارتی است جامع ، دربخش مهمی از آن به سوگواره و ذکر مصائب حضرات ائمه معصومین علیهم  السلام پرداخته است و قسمتی از آن سوگنامه را این مطلب تشکیل می دهد که می گوئیم:" ای امام عزیز من شهادت می دهم که تو به تمام رسالتهای خود عمل کردی" و وظیفه اساسی بر امام را بر می شمریم و شهادت می دهیم که تو وفا کردی به عهد و رسالت خویش ، یکی ازآن مورد این است که : "و عزمت علی العدل فی البریه والنصفه فی القضیه"  یعنی: و تو عزم نمودی بر اجرای عدالت در زمین و بین مردم و انصاف در قضاوت. لکن اگر این عزیمت تو بر عدالت و انصاف در حدّ کامل و اعلی اجرا نشد دلیل دارد وآن این است که : فمنعت من تقویم الزیغ ..... حتی فارقت الدنیا وانت شهید    برسر راه تو مانع نهادند و منع کردند تو را از اینکه کجی ها را راست نمایی..... تا اینکه تو را به شهادت رسانیدند و با جام شهادت از دنیا جدا شده و به ملاقات رسول الله صلی الله علیه وآله شتافتی .      اما شرایط و اوضاع در زمان ظهور امام زمان علیه السلام بسیار فرق می کند و با دوران دیگر ائمه اطهار علیهم السلام متفاوت است، بدین صورت که علاوه براینکه مقتضی برای اجرای عدالت فراهم است و حضرت علیه السلام آمادگی کامل بر قیام به عدل دارند، موانع هم برطرف می گردد ؛ چون از سویی ظلم و ستم، همه را به ستوه آورده و همه طالب ریشه کن شدن ظلم و برپایی عدالت هستند و از طرفی رشد عقلی و بلوغ فکری مردم به حدی رسیده که خودبخود عدالت همگانی برای آنها بصورت یک فرهنگ در خواهد آمد وانگهی با توجه خاص الهی و تصرفات ولایی آن حضرت علیه السلام تمام قدرتها و ابرقدرتها و همه ستمکاران خوار و ذلیل و مرعوب و مغلوب شمشیر قدرت حضرت می گردند و خلاصه، جامعه جهانی آن روز کاملاً رام و آرام و آماده برای اقامه عدل و داد می گردد . پس هرچند تمامی حضرات  قائم بالقسط هستند لکن به این جهتی که ذکر شد ، سکّه قیام  به عدالت و قائم بالعدل و القسط به نام نامی و اسم سامی و مبارک حضرت مهدی ارواحنا فداه ضرب شده و این خلعت فاخر بر قامت دلربا و نورانی آن حضرت بریده و دوخته شده است ؛ لذا مشهورترین القاب آن حضرت قائم است، به همین خاطر است که در اذهان ، نام مقدس صاحب الزمان با صفت نورانی عدالت توأم و قرین است و بدین سبب است که این وجود نازنین اشتهار به عدل پیدا نموده است والعدل المشتهر. در ادعیه و زیارات عبارت قیام به قسط و عدل در مورد حضرت مهدی علیه السلام خیلی بکار رفته است با تعابیر مختلف و متنوع ، لکن عبارتی که شاهد خوبی برای مطالب فوق باشد این عبارت  زیباست که : و القائم بالقسط من اوصیاء محمّد    این فقره ، قسمتی از اولین دعایی است که برای روزهای ماه مبارک رمضان وارد شده است ، عبارتی است بسیار جامع و زیبا که خداوندا یاری نما آن آقایی را که از میان جانشینان پیامبرت حضرت محمد صلی الله علیه وآله تنها او قائم بالقسط است .
         از این عبارت شیرین تر و دلنشین تر تعبیر بقیه الله است که از القاب خصوصی آن حضرت علیه السلام است، حال معنای بقیه الله چیست ؟ آن را هم می بایست در لسان ادعیه و زیارات پی جست ؛ در اولین زیارتی که برای سرداب مقدس وارد شده است در فرازهای اولیه با لفظ  بقیه الله فی ارضه    به جناب حضرتش سلام می دهیم و در فقراتی چند بعد از آن باز با همین لفظ حضرت را مورد سلام و اکرام و احترام قرار می دهیم، سپس در چند فقره بعد با سلامی دیگر این کلمه نورانیة بقیه الله معنا و تفسیر می شود و آن این است که می فرماید : السلام علیک یا بقیه الخلائف البرّ التّقی  بقیه الله یعنی بقیة خلفا وحجتهای الهی که همان ائمه اطهارعلیهم السلام باشند ، حال سؤال می شود باقیماندن آن حضرت به چه منظوراست ؟ فقره بعد این سؤال را پاسخگو است ؛ الباقی لإزاله الجور و العدوان   یعنی: آن آقائی که باقی مانده است برای ریشه کن کردن ستم و دشمنی. پس نتیجه می گیریم که همه خلفای الهی نابود کردن ظلم و جور، در سرلوحة رسالتشان بوده است لکن به خاطر شرائط اجتماعی، جغرافیایی و موانع سیاسی حکومتی، موفق به ایفای آن وظیفه نگشتند لذا خداوند یکی از ایشان را باقی گذارده تا به صورت مستوفی این رسالت را در حد اعلا به منصة ظهور و عرصة بروز جامة عمل بپوشاند پس بقیه الله یعنی همان قائم بالعدل والقسط .
امام زمان علیه السلام مظهر عدل الهی :
       چنانچه گفته آمد ائمه علیهم السلام مظاهر اوصاف و اسماءوصفات وکمالات الهی هستند، امام زمان علیه السلام که بقیه الله و بقیه الخلائف لقب گرفته اند از همین باب است، شاخصة مظهریت آن امام غائب علیه السلام را شاید بتوان در عدالت خلاصه کرد ،بهترین عبارتی که در ادعیه و زیارات مؤیّد و شاهد این مطلب است و به عنوان شاه کلید و کلید واژه در این عرصه از سخن است عبارت : و اظهر به العدل  است؛ یعنی: و آشکار گردان به سبب او عدالت را. که در ادعیة مختلفه ای به چشم می خورد از جمله صلوات خاصة حضرت ولی عصر علیه السلام  و دعای غیبت  و دعای پس از زیارت آل یاسین  و دعا برای ظهور در روز سیزدهم ماه مبارک رمضان  که در همه با همین لفظ وارد گشته وحضرت حجّت ارواحنا فداه را آئینة تمام نمای عدل خدایی و خاستگاه عدالت کلیه الهی و تجلیگاه قسط و عدل و دادخواهی خداوند معرفی می نمایند .
امام زمان ارواحنا  و ارواح العالمین له الفدا اصل و ریشه عدالت خدائی هستند .
       این معنا با تعابیر مختلفه ای بیان شده است در دعای معرفت می فرماید :  و امام عدل تظهره     که  در این فقره آن حضرت به عنوان پیشوا و رهبر و امام عدل و عدالت معرفی گشته است. و اینکه نفرمود امام عادل و تعبیر به امام عدل کرده دلیل بر این است که جناب حضرتش اصل و اساس و ریشه و شالودة عدالت هستند ، در دومین دعای عهدی که صحیفه آورده همین فراز با تعبیر دیگری بیان شده است : واتقرب الیک بالامام القائم بالعدل    اما در بعضی از زیارات ، این معنا به وضوح بیشتر دیده می شود و مقصود و هدف ما را خیلی آشکارا بیان می کند و آنها فقراتی هستند که بدون لفظ امام آمده و تنها از آن خلیفة  الهی با لفظ العدل تعبیر کرده و از این نوع  تعابیر استفاده می شود که جناب حضرتش همة عدالت و منبع و معدن عدالت هستند ، اول و آخر و ظاهر و باطن عدل و داد هستند و هر عدالتی در جهان به مثابة قطره ای است از آن دریای بیکران عدالت الهی، از جمله حضرت علی علیه السلام در ضمن یکی از ادعیه می فرماید : ففرّج اللهم بعدل تظهره    و یا اینکه خود وجود نازنین ولی الله الاعظم روحی فداه در دعای افتتاح چنین زمزمه می نماید که : اللهم و صل   ..... والعدل المنتظر    خدایا درود بفرست برآن عدل مورد انتظار ، شاید بتوان از اضافه عدل به منتظر، چنین استفاده کرد که این عدالت با تمامی عدالتها فرق دارد، این عدالتی است که باید به انتظارش نشست ، این عدالت شایستگی این را دارد ارزش این را دارد که قرنها برای آمدنش انتظار کشید .
     والعدل المختبر ؛ این فقره ائیست از زیارت اول سرداب مقدس، شاید از اضافه عدل به اختبار بتوان استنباط نمود که : آن وجود مبارک که اصل و اساس عدل است بدین جهت ریشه عدالت گردیده که تمامی امتحانات را پشت سرگذاشته و درآزمایشات الهی پیروز و سربلند گشته ، و بین او و خداوند تبارک  و تعالی قرابت و خویشاوندی نیست اینجا جای رابطه نیست، اینجا جایگاه ضابطه و قانون فتنه و امتحان است، او که در عوالم قبل از وجود و در عالمهای مختلف وجودی مورد امتحانات سخت قرار گرفته، شایسته مقام عدالت است او که در این عرصة از وجود با سخت ترین ابتلائات که همان غیبت هزار و چندین ساله است امتحان گشته لایق این منصب الهی است و خلاصه ادعای عدالت کافی نیست، اول امتحان و اختبار سپس مقام الهی و معنوی ...
      وآخرین شاهد در این زمینه ، فراز: والعدل المشتهر   که در پنجمین زیارت سرداب وارد شده است، از قرار گرفتن لفظ مقدس عدل در کنار المشتهر چنین فهمیده می شود که عدالت حضرت شهرت جهانی پیدا خواهد کرد اوست که مشهور به عدالت گشته به طوری که هرجا نام عدالت برده شود نام مبارک حضرت و عدالت الهی آن وجود مبارک به ذهن تداعی خواهد کرد، او ریشه و شالوده چنان عدالتی است که مانند خورشید فروزان شهرة تمام آفاق و اعصار و ادوار میگردد؛ و در یک کلام شهرت  وی به عدالت چنان است  که عدالت تنها در صفحة آئینة صاف و زلال آن وجود مبارک قابل رویت است و بس.و خلاصه اینکه بکار بردن لفظ عدل که مصدر است بر آن وجود نازنین ومسندٌالیه واقع شدن آن، دلیلی روشن وآشکار است بر اینکه حضرت صاحب الزمان علیه السلام سرچشمة عدالت الهی هستند و هر عدل و دادی قطره ای ناچیز و شعاعی کمرنگ از آن دریای عدالت و آفتاب عدل و داد است.
حضرت مهدی علیه السلام کلمه تامه عدل الهی است:
        تمامی موجودات و همه هستی به عنوان کلمات الهی هستند شاید تعبیر کلمات در مورد آفرینش بدان جهت باشد که خلق خداوند کُن فیکون است و با اراده ویک لفظ کُن همه هستی را ایجاد می نماید پس در واقع همه موجودات به مانند کلماتی هستند که خداوند با لفظ کُن آنها را خلق کرده است، در این میان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و ائمه اطهار علیهم السلام در صدر کلمات الله هستند، آنهم به عنوان کلمات تامه الهیه ؛چنانچه در دعای معروف رجبیه وصادره از ناحیه مقدسه در توصیف حضرات معصومین علیهم السلام چنین آمده که: فجعلتهم معادن لکلماتک  یعنی: پس قرار دادی این حضرات را معدنهای کلمات خودت. و نه تنها کلمات الله هستند بلکه بالاتر سرچشمه و خاستگاه تمامی کلمات الهی هستند در این میان حضرت حجة بن الحسن المهدی ارواحنا فداه به عنوان کلمة تامه و تمام کننده و تکمیل کنندة آن معادن کلمات الله است چنانچه آیه شریفه ابتلاء ابراهیم علیه السلام و فراز فاتمّهنّ باتوجه به روایات وارده در ذیل آیه کریمه ناظر به همین معناست.و در دعای بعد از زیارت آل یاسین  به این معنا تصریح شده است؛ وکلمتک التامة فی ارضک  یعنی امام زمان علیه السلام کلمۀ تامۀ تو در زمین است. و این معنا در زمینه صفت عدل و دادگستری جلوه و نمود خاص و ویژه ای دارد چنانچه در دعای شب نیمه شعبان از ولادت مسعود آن یگانه  منجی عالم بشریت چنین تعبیر شده است که: فتمت کلمتک صدقا وعدلا لا مبدل لکلماتک  یعنی: کلمۀ تو از حیث صدق و عدالت تمام و کامل گردید، هیچ چیزی کلمات تو را تبدیل و تعویض نمیکند. و می توان به قرینه این فقرات نورانیه ، فراز دعای بعد از نماز حضرت جعفر طیار(ره)را هم به همین معنا حمل نموده و بگوئیم که آنجا هم مقصود،حضرات معصومین علیهم السلام هستند که : و کلماتک التامة التی تمت صدقا و عدلا    پس: حضرت مهدی علیه السلام نه تنها اصل و ریشه عدالت و مظهر عدل الهی است و سکه عدالت بنام ایشان ثبت گشته بلکه کلمه تامه عدالت الهی هستند.
حضرت صاحب الزمان علیه السلام مبیّن ومفسّر عدل:
        در دعای غیبت چنین می خوانیم که: و توضح به معاقد الحق و مجهول العدل  یعنی: و آشکار مینمائی بوسیلۀ آنحضرت پیچیدگیهای حق و نا شناخته های عدالت را و تفسیر عدل چنانچه قبلا هم گفته آمد از وظائف پیامبران الهی علیهم السلام به شمار می آید.
امام زمان علیه السلام با اذن خداوند قیام به عدل می نماید:
      یکی از معارف بلندی که در ادعیه و زیارات به ما تعلیم شده این است که تمام امور به دست خداوند است و با اذن و اراده اوست که فاعلیت ما به فعلیت رسیده و شکوفا می گردد حتی ائمه اطهار علیهم السلام هم که مظاهر صفات الهی اند و کاردانان و کارگردانان خدا در میان خلق هستند و وسائط تمام فیوضات الهی اند  ایشان هم فعّال ما یشاء هستند لکن به إذن الله تبارک وتعالی؛ لذا قیام امام زمان علیه السلام و برقراری عدل و داد منوط به اذن و اراده خداوند و در گرو اجازه حضرت حق متعال است لذا در دعای معرفت درخواست این اذن را از پیشگاه حضرت باری جل و اعلی داریم: اللهم انا نسئلک ان تأذن لولیک فی اظهار عدلک فی عبادک .
ناگفته نماند که این مبحث واستفاده از این فراز نورانی در بحث عدل الهی هم با بیانی دیگر مطرح شد.
عدالت آرزوی دیرینه مهدی فاطمه علیهما السّلام :
       بی تردید شخصیتی الهی چون امام زمان علیه السلام که مظهر تامة اسماء وصفات الهی است و در جمیع کمالات در رأس هرم خوبیها قرار دارد و هدف نهائی او حاکمیت برتمام جهان و انتشار شعار توحید در سرتاسر عالم است باید که تمام وجودش از آب گوارای عدالت سیراب شده باشد و در آرزوی پیاده نمودن و اجرای عدالت در تمام پهنای گیتی باشد لذاست که پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در قنوت نمازش در راستای بر آمده شدن این آرزو دست به دعا برداشته؛ خدای را می خواند و وقتی مردم قم از ظلم و ستم موسی بن بغی به ستوه آمده به محضر مبارک حضرتش اظهار شکوه و شکایت نمودند حضرت آن دعا را که مفصل است به آنها تعلیم و فرمودند در قنوت نماز بخوانید،از جمله فقرات نورانی و بسیار زیبای این دعا این است: ولا تخترمه دون أمَله من الصَّلاح الفاشی فی اهل ملَّته و العدل الظاهر فی امته  خدایا او را در راستای آرزویش که صلاح وعدالت در ملت و امت است به وحشت مینداز ،کنایه از اینکه او را به آرزویش که صلاح و عدالت است برسان و موفقش بدار آمین رب العالمین.
امام مهربانیها عجل الله تعالی فرجه الشریف، هم بهار عدل است وهم نهار عدل :
      شاید بهترین واژه و اصطلاح در مورد عدالت مهدوی این جمله باشد که جناب حضرتش علیه السلام روز مبارک عدالت است، جهانِ در آستانه انحطاط و  ویرانگی که در اثر ظلمت ظلم و ستم جنایتکاران به ظلمتکده ای سرد و بی روح به جمودی وخمودی گرویده است با ظهور و طلوع خورشید عالمتاب عدالت و بارش سحاب لطف و رأفت و رحمت واسعة الهی همه جا بهارانی گشته و شب تاریک ظلم وجور به روز روشن قسط و داد مبدل می گردد؛
اللهم اعزّ به الدین بعد الخمول و اطلع به الحق بعد الافول و اجل به الظلمه .....: بار خدایا بوسیلۀ آنحضرت دین را پس از مخفی شدنش عزیز بگردان و حق را بعد از غروب کردنش طالع نما و تاریکی را به سبب او روشن بفرما... .
و در یکی از زیارات حضرتش می گوئیم: السلام علی ربیع الانام ونضره الایام : سلام و درود بر تو ای بهار انسانها و شادی روزگاران . پس بدین وصف بهترین توصیف این امام همام و این عمل بسیار شریف و نورانی حضرت همین است که بگوئیم:  و اسفر لنا عن نهار العدل : خدایا روز عدل( امام زمان علیه السلام ) را بر ما آشکار کن. و منظور از کلمة (نهار العدل) معنای ظاهری و تحت اللفظی آن نیست بلکه منظور،آن ذات متصل و مقرب درگاه الهی ؛یعنی امام زمان علیه السلام است ،دلیل ما فقرات بعدی وضمائری است که به نهار العدل بر می گردد و با معنای تحت اللفظی این فقره سازش ندارد به عنوان مثال یک مورد را متذکر می شویم: و انصره علی من عاداه  وقتی می گوئیم او را بر علیه دشمنانش یاری بده این با وجود مبارک حضرت ارواحنا فداه سازگاری دارد نه با روز عدل که معنای تحت اللفظی است. لذا براین اساس که حضرت صاحب الزمان علیه السلام نهار عدل است روز ظهور ایشان هم بهار و شکوفائی عدالت است .
روز ظهور، روز شکوفائی وبهار عدالت:
         حتی لا یبقی حق الّا ظهر ولا عدل الّا زهر ؛ این عبارت که در دو زیارت به عینه وارد گشته است،یکی در زیارت اول سرداب مقدس و دیگری هم در آخردعای معرفت؛ بدین معناست که: تا اینکه باقی نماند هیچ حقی مگر آنکه آشکار گردد ونه هیچ عدلی جز آنکه شکوفا شود. ومعلوم است که شکوفا ئی اشیاء در فصل بهارشان پدیدار میگردد.
عدل مهدوی فصل القضاء است:
       و دَیّان الدین  بعدلک و فصل القضایا بین عبادک  این عبارت نورانی از  زیارت اول سرداب حاوی دو وظیفه از مهمترین رسالتهای حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف است که از هر دو در بخش عدالت انبیاء وائمه علیهم السلام ذکر و توضیح مختصری ارائه شد،رسالت اول، دیّان الدین بالعدل است که گفتیم ظاهرا همان معنای قائم بالقسط مراد باشد و دوم فصل القضا ء که به معنای پایان دادن به داوری وقضاوت نهایی وحکم آخرین است.
گستره عدل مهدوی:
    شاید مهمترین شاخصه ومؤلفه در مبحث عدالت حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفداء که موجب برجستگی عدالت مهدوی واشتهارآن گشته، این باشد که عدالت آن حضرت مقطعی وموردی ومحدود به زمان و مکان خاصی نیست بلکه عدالت آن حضرت به نحوی است که جهان شمول بوده وهمه گیتی را تحت سیطره وپرچم بلند خود جای می دهد مزیت ونقطه ثقل عدل مهدوی همان جهانی بودنش است ،دلیل مطلب عبارتی است معروف ومشهور که ادعیه وزیارات از وجود آن پر است با الفاظ وتعابیر بسیارنزدیک به هم وآن عبارت ،همان فقرة اجماعی در میان کلمات و روایات مهدوی حضرات چهارده معصوم علیهم السلام است که ازآن میان به دو مورد اشاره می نماییم ؛در دعای استغاثه به محضر مبارک حضرت حجت روحی فداه عرضه می داریم : وانت الذی تملأ الارض قسطا وعدلا بعد ما  .......و در زیارت پنجم سرداب چنین می خوانیم که :ویملأ به الارض قسطا وعدلا  که درتمام این تعابیر ، الارض یعنی همه زمین وکل کره خاکی وشاید کنایه از همه گیتی وعالم وجود باشد .عبارت دیگری که شاید از دو عبارت قبلی در ایفای این معنا رساتر باشد تعبیری است که در همان دعای استغاثه آمده : وناشر العدل فی الطول والعرض  که منظور همان پهنای دنیا طولاً وارضاً است .از همه تعابیر گذشته جامع تر و واضح تر در ادای مقصود، فقره ایست از دعای قنوت امام حسن عسکری (ع) که در قسمتی ازآن به توصیف یاران عدالتخواه حضرت علیه السلام ومهدی یاوران واقعی پرداخته و در فرازی حضرت چنین می فرماید که : اللهم واملأ بهم کل افق من الافاق و قطر من الاقطار قسطا وعدلا و مرحمه وفضلا  خداوندا توسط یاران حضرتش عدالت و رحمت و برتری را در همۀ آفاق واطراف و اکناف عالم پر بگردان. دراین فقره به وضوح وصراحت، سعه و گستره زمانی ومکانی عدالت حضرت ارواحنا فداه تمام هستی و همة گوشه و کنار جهان بیان شده است .این عدالت جهانی حضرت علیه االسلام در شرایطی واقع می شود که ظلم و ستم و جور و جفای ستمکاران همه دنیا را فرا گرفته و تاریک و ظلمانی کرده باشد و این معنا در نوع فرازهایی که پرشدن زمین ازعدل را بیان کرده آمده است .
پربودن زمین ازظلم وجور درآستانه ظهور:
         این معنا درتعابیر زیادی بیان شده است اما ازحیث مفهوم و مقصود همگی معنای واحدی را افاده می دهند در بعضی با عبارت بعد ما ملئت ظلما وجورا  آمده ،در فرازهائی با لفظ کما ملئت ظلما وجورا  آمده و در پاره ای از فقرات با وقد امتلأت الأرض من الجور تعبیر شده والفاظ دیگری که این مختصر را گنجایش ذکرآنها نیست، اما همگی اشاره به این مطلب دارند که ظهورحضرت علیه السلام و طلوع عدالت، زمانی است که سایه تاریک و زشت ستم وستمگری برهمه عالم گسترده شده باشد واین شاید به دو جهت باشد ، یکی آنکه تا ظلم و ستم همگان را به ستوه نیاورد و قاطبة جامعة بشری نیاز به عدالت وظلم ستیزی را درک نکند درپی آن نخواهد رفت اما وقتی همگان ازظلم و جور به زانو درآمدند و عدالتخواهی ، خواسته همگان شد؛ برطبق قاعده لطف بر عدل مطلق، خدای متعال واجب می گردد تا سایه لطف را بگستراند. و دیگر اینکه چشیدن معنای عدالت و درک مفهوم واقعی آن و لذت بردن از دوران باصفای عدل و داد در گرو این است که همة مردم وهمة جهان طعم تلخ وناگوار ستم را چشیده باشند تا شیرینی عدالت به کامشان گوارا آید و این از باب : تعرف الاشیاء باضدادها است .
ظلم وجور، ظلمت وتاریکی است :
     چون که ظلم وستم نقطه مقابل عدل وداد است و در نوع تعابیر هردو با هم ذکر شده لذا بجاست مباحثی را در مورد ظلم و جور هم طرح نماییم، یکی از مباحث مهم این است که در لسان ادعیه وزیارات با واژه ظلم و ستم و ستمکاری معاملة ظلمت و تاریکی و شب تار و...... شده است ازآن قبیل : وأصبح به فی غسق الظُلَم  "یعنی: و روشن کن بوسیلۀ حضرت تاریکیهای ستم تیره و تار را.
هرچند لفظ ظُلَم در این فراز معنای ظلمت وتاریکی را به ذهن متبادر می کند وغلبه و شهرت از این لفظ این است که جمع ظلمت است ومعنای تاریکی می دهد ولکن به سه دلیل می توان این لفظ و تاریکی را به ظلم و ستم معنا کرد ؛
اولاًً : ازحیث لغت ، کتاب فرهنگ بزرگ جامع نوین ترجمه المنجد ظُلَم که جمع ظلمت باشد را علاوه برتاریکی به معانی عذاب و شدت ظلم و ستم هم آورده است.
 ثانیاً : لفظ غسق که مضاف به ظلم شده خود به معنای تاریکی است و معنا ندارد بگوییم تاریکی تاریکیها .
ثالثاً: عباراتی که قبل ازاین فقره آمده و به توصیف عدل پرداخته و عدل را تشبیه به روز و نور و روشنایی کرده ،به قرینة مقابله می توان گفت که ظُلَم دراین عبارت هم به معنای ستم و ستمگری است پس با این توضیح وقبول این مطلب ، فقره شریفه ، ظُلم را به تاریکی تعبیرکرده است .
عبارت دیگردراین باب که نیاز به توضیح وتأویل ندارد فرازی است از دعای زمان غیبت امام عصر عجل الله فرجه الشریف که می فرماید حتی تنیر بعدله ظلم الجور  یعنی: تا اینکه نورانی کنی با عدل آنحضرت تاریکیهای ستم را. که در این معنا صراحت تمام را دارد .
امام زمان علیه السّلام نابود کنندۀ جور است:
         در صلواتی که از ناحیة مقدسة حضرت صاحب الزمان علیه السلام صادر گشته ومعروف به صلوات ابوالحسن ضرّاب اصفهانی است جناب حضرتش می فرمایند: واهلک بعدله جور کل جائر  نابود کن با عدالت حضرت ظلم هر ستمکاری را.آنچه که قابل توجه است به کار گیری لفظ کلّ است در این فقرة شریفه و در دعای معرفت اینگونه زمزمه می کنیم که و اظهر به الحق و أمِت به الجور  یعنی: و آشکار کن به سبب حضرت حق را وبمیران هر ستمی را. و الجور در این فراز هم معنای همان کل جور را می دهد. و در زیارت اول سرداب مقدس در یکی از سلامها به محضر مبارک حضرتش عرضه می داریم:.....الامام المرتجی لازاله الجور و العدوان  یعنی ... امامی که امید و انتظار ریشه کن کردن ستم از او داریم. و این معنی با تعابیر مختلفه ای در زیارات وارد گشته و ما به همین مختصر اکتفا می نمائیم.
علمدار عدالت  علیه السلام خاموش کنندۀ آتش کفر و ظلم است:
   از آنچه در لسان ادعیه و زیارات وارد گشته است چنین استفاده می شود که کفر وظلم در دوران غیبت امام زمان علیه السلام آتشی سوزان است که دامنه های آن همة جهان را فرا گرفته وهمة مظلومان عالم را در کام شعله های سهمگین خود فرو برده و سایة ننگین دود وحرارت آن بر سر تمامی زندگیها گسترده می شود، آتشی که شعلة اولیه اش درِ خانة وحی را سوزاند و شعله هایش به کربلا رسید وخیمه ها و دامن اطفال حضرت سید الشهداء علیه السلام را به آتش کشید و این آتش روزبروز شعله ور تر گشته وجهانی شده است اما خاموش شدنی است والله متمُّ نوره و با کلمة تامة عدالت آنرا مهار و نابود می کند. در همان زیارت اول سرداب چنین گوئیم که: وتطفئ به نیران الظلم وتقمع به حرَّ الکفر وآثاره  خاموش کنی بوسیلۀ آنحضرت آتشهای ستم را و ریشه کن کنی حرارت کفر و آثارش را. و زیبائی این فراز این است که ظلم وکفر بلا فاصله بعد از هم ذکر شده اند و در گوشه ای از دعای معرفت می خوانیم: حتی تطفئ بعدله نیران الکافرین  با توجه به مطالبی که در مورد کفر وظلم وجور وتجاوز گفته آمد معنای عدالت حضرت علیه السلام هم آشکار و واضح می گردد وجود مبارکش تمام مصادیق ظلم و ستم را تبدیل به احسان و نیکی وتوحید ناب و اجرای احکام صددرصد خداوندی می نماید، ظلم ،تاریکی وشب ،ظلمانی است پس عدالت ،روشنائی وروز، بهارانی است ،ستم آتشکده ای جهانی میشود ،با عدالت آنحضرت جهان دادسرای عدالتمند می گردد و هکذا..........
خا تمه:
پایان این نوشتار شاید به منزلة یک نتیجه گیری از مباحث طرح شده باشد و شاید بتوانیم بگوئیم یک ثمره برداری و میوه چینی از این مطالب باشد، علی ایّ حال دو نکته در پایان این نوشته با استفاده از ادعیه و زیارات قلمی میگردد باشد که منشأ اثر و برکتی برای محرر باشد:
اول: دعا برای سلامتی وظهور امام زمان علیه السلام ودر خواست عدالت الهی بر ما واجب است:
       در زمان غیبت، شیعیان وظائفی نسبت به وجود مبارک امام زمان عجل الله فرجه الشریف دارند که از جملة آن وظائف دعا برای سلامتی وتعجیل فرج وظهور عدالت به دست مبارک ایشان است؛این مطلبی است که در یک نگاه مجموعی به ادعیه و زیارات به اثبات می رسد.
      نحوة دعا نمودن اهل البیت علیهم السلام و حالات دعا کردن ایشان در ازمنه و امکنه مخصوصه وتعلیم آن ادعیه به دوستان وشیعیان از سوئی، و از سوی دیگرکتابهای زیادی که در این زمینه تألیف گشته ؛از جمله صحیفة مهدیه وکتاب شریف مکیال المکارم فی فوائد الدعا للقائم که با دستور مستقیم جناب حضرت ولی الامر سلام الله علیه تألیف شده ونامگذاری آن نیز با ارشاد خود حضرت علیه السلام بوده است که مملوّ است از ادعیه مختلفه و فایده ها و برکاتی که در پی دعا بر آن وجود شریف عائد انسان می گردد ؛ از این مجموعه و با توجه به سیرة مستمره و سنت حسنة اهل البیت علیهم السلام می توان استنباط کرد که دعا برای آن جناب و درخواست اقامة عدل و داد به دست مبارکش بر همگان لازم و واجب است و این معنی در تمامی دعاها وزیارات به وفور قابل شهود و أضحی من الشمس و اظهر من الامس است؛در فرازی می خوانیم: واظهر بالعدل  در دعای معرفت گوئیم: واظهر به الحق وامت به الجور  وامام حسن عسکری علیه السلام در دعای زیبای قنوت خود چنین برای آنحضرت دعا می کند که: ولا تخترمه دون أمَله  که اوج آرزوی عدالتخواهی حضرت عجل الله فرجه را می رساند. و رساتر از همة این فرازها فقرة شریفة دعای معرفت است که: اللهم انا نسئلک ان تأذن لولیک فی اظهار عدلک فی عبادک .
دوم: عدالت خواهی همگانی:
      مطلب قبلی که دعا کردن بود بیشتر در مرحلة قول وگفتار است لکن مهم تر از گفتار، مرحلة عمل و کردار است، یکی دیگر از وظائف منتظران در زمان غیبتِ آن عدالت گستر این است که خودشان هم، خواهان عدالت باشند و عملا عدالت گستر باشند وزمینه های ظهور عدالت را فراهم نمایند،از آنچه در این نوشتار آمد مبنی بر اینکه سنت قطعیة الهیه بر عدل و داد است و سیرة انبیاء و اوصیاء ایشان علیهم السلام برعدالتمندی بوده است و رسالت مهمة پیامبر خدا و اهل بیت طاهرینش علیه وعلیهم السلام در عدالت گستری بوده وهست؛ نتیجه می گیریم که هرکس که مدعی پیروی ایشان و خواهان عدالت باشد لزوما خودش هم باید به سیره و سنت ایشان علیهم السلام عمل نماید، چنانچه یاران حقیقی و مددکاران واقعی امام زمان علیه السلام چنین هستند و شاید بهترین دلیل بر این مطلب فرازهای نورانی دعای قنوت امام حسن عسکری علیه السلام باشد که به شیعیان قمی تعلیم فرمودند جهت رهائی از ظلم و ستم موسی بن بغی و شاید بتوان از آن دعا این استفاده را هم نمود که حضرت علیه السلام با تعلیم این دعا وبکار بردن این فقرات که ذکر خواهیم کرد به نوعی تلویحا می خواهند شیعیان را به این امر ارشاد نمایند که اگر دنبال عدالت و برطرف شدن ظلم وجور هستید پس باید به مانند یاران حقیقی ما عدالتخواه وعدالتمند وعدالت گستر باشید، در آن دعا حضرت عسکری علیه السلام درطول یک صفحه به توصیف یاران امام زمان علیه السلام پرداخته و ایشان را در کنار حضرت صاحب الامر علیه السلام دعا می نماید، بسیار فرازهای جالبی است که به یکی،دو فراز اشاره ای مینمائیم:
اللهم واملأ بهم کل افق من الافاق و قطر من الاقطار قسطا و عدلا و مرحمه وفضلا و اشکرهم علی حسب کرمک و جودک و ما مننت به علی القائمین بالقسط من عبادک ........زیبا است که افق دید عدالت ایشان هم مانند خود حضرت علیه السلام جهانی است و در فراز دیگری درهمین دعا فرمود: وبلغ به افضل ما بلغت به القائمین بالقسط من اتباع النبیین  که تابعین وپیروان دیگر انبیاء هم چنین بوده اند پس پیروان ودوستان و منتظران حضرت عدالت کلیه الهیه علیه السلام نیز باید چنین باشند ؛
وشاید دعای معروف خود حضرت مهدی سلام الله علیه هم که به گروههای مختلف جامعه دعا فرموده اند و از جمله در حق امراء و سلاطین دعا نموده اند: وعلی الامراء بالعدل والشفقه یعنی: خدایا توفیق عدالت گستری و دلسوزی رعیت را به امراء وحاکمان عنایت کن. اشاره به همین مضمون داشته وحضرت می خواهند بفرمایند باید چنین باشید؟!!
فهرست منابع :
1) مفاتیح الجنان- قمی، شیخ عباس - مترجم مرندی ،رضا- انتشارات باقر العلوم – چاپ اول – سال1380ش – تهران
2) صحیفه مهدیه- مجتهدی، سید مرتضی – مترجم مؤسسه اسلامی ترجمه –  نشر الماس –  چاپ اول – سال 1382ش-قم – قطع،وزیری
 

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :