wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 1 » مقالات
بازدید: 2739
0/0 (0)
ادلة فلسفی و عقلی بر طول عمر امام زمان(عج)
 
سید رضی قادری
 

. شک و تردیدی نیست که تمامی هویت آدمی به اعتقادات اوست و نشانة وجودی یک انسان را معتقدات او تعیین می‌کند و اصلاً وجه تمایز آدمی با دیگر مخلوقات رب العالمین به همین است و آدمی چون از مبدأ توحید و فطرت و وحی سرچشمه گرفته است لذا باید معتقدات خویش را بر همان مبنا قرار بدهد و هرچه آدمی در تطبیق اعتقادات خویش بر اساس آن مبادی و مبانی کوشاتر و محکم‌تر باشد به یقین در هویت بخشی به اعتقادات خویش نیز موفق‌تر جلوه خواهد کرد و هرچه آدمی از آن مبادی و مبانی دورتر باشد به یقین در اعتقادات نیز سطحی‌تر و ضعیف‌تر خواهد بود.


   2. شک و تردیدی نیست که فطرت و وحی روی دیگر عقل هستند. یعنی هیچگاه عقل سلیم در برابر فطرت پاک قرار نخواهند گرفت و هیچ گاه هر دوی این در برابر وحی الهی نخواهند بود. تمامی معارفی که از این 3 مبدأ سرچشمه بگیرند یقیناً از توحید مبدأ و مبدأ توحیدی سرچشمه گرفته‌اند. و این مطلب البته بدیهی است و نیاز به استدلال نمی‌طلبد هر چند در بدو نظر دور از ذهن جلوه بنماید.
   3. شک و تردیدی نیست که مهدویت و اعتقاد به منجی و امید و آرزوی آن را در پهنای دل داشتن یک امر فطری است و البته توضیح آن در جای دیگر است. امروزه، این اعتقاد چه در عالم تشیع و چه در عالم اسلام و البته در عالم یهودیت و مسیحیت و ایضاً در تمامی ادیان و مذاهب و فرق از این بالاتر در تمامی تک تک نهاد آدمی بعینه ملموس است. هر کسی به طریقی سر بر دیوار دوست می‌نهد و البته این اعتقاد نه به امروز و دیروز است بلکه در فطرت آدمی است و با مدد عقل و وحی نیز قابل تأیید است.
   4. نکته ای که به عنوان مایة افتراق مطرح است آن است که پیروان مذهب اهل بیت که «شیعه» نام دارند قائل بر آن هستند که این موعود بشری و مهدی آخرالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تولد یافته است و اکنون بیش از 1100 سال از آن می‌گذرد (و البته این اعتقاد شیعه آن انتظار فطری را دلرباتر می‌کند و شب انتظار را آمدنی تر) شیعه معتقد است که زمین و زمان خالی از حجت نمی‌تواند باشد و حجت یازدهم که در سال 260 ه ق به شهادت رسید 5 سال قبل از آن یعنی در سال 255 ه ق نیمه شعبان آن سال زمین و زمان شاهد تولد حجت دوزادهمی بودند که همان موعود الام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف منتظر است.
فصل اول
الف. تبیین بحث
   نکته ای که این مقاله در پی اثبات آن است این است که بر اساس اعتقادات شیعه، مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف بیش از 1100 سال پیش تولد یافته و اکنون زنده است و البته در پردة غیبت است و جهان هستی انتظار ظهورش را می‌کشد و این که یک انسانی بیش از 1000 سال از عمر او بگذرد و در حالی که نوع بشر از چنین عمری برخوردار نیستند چطور قابل توجیه است؟
   حقانیت و عظمت یک مذهب در آن است که شبهات و اشکالات را چگونه پاسخ می‌گوید. هرچه پاسخ ما متین‌تر و مبتنی بر عقل و براهین فلسفی باشد به یقین حقانیت آن مدعا براحتی قابل رؤیت است. خصوصاً در دنیای پیشرفتة امروزی که هر سخنی را سعی می‌کنند مطابقت با براهین عقلی و فلسفی بدهند این مطلب اهمیت بیشتری می‌یابد.
   البته این نکته را متذکر بشویم که اثبات طول عمر از راه علوم تجربی و زیست شناسی و شناخت فیزیولوژی بدنی نیز قابل بحث است که البته دانشمندان زیادی مقالات و کتب گوناگونی در این باب قلم زده‌اند و مسئله از لحاظ علم تجربی اثبات شده است و از نظر عقلی در آیات و روایات نیز بر این مطلب مهم تأیید نهاده‌اند و البته در طول تاریخ در این باره تحقیق‌ها و تألیف‌ها صورت گرفته است و از نظر عملی و وقوعی نیز چه در تورات و انجیل و چه در قرآن کریم و چه در کتب تاریخی و چه در روایات موارد عدیده ای از انسان‌ها و موجودات دیگر را به مصداق معرفی کرده‌اند که دارای عمر طولانی و خارق العاده بوده‌اند و البته بعضی از دوستان متکفل تحقیق در این 3 منظر شده‌اند (منظر علم تجربی، منظر نقلی، منظر عملی و وقوعی) لذا این مقاله در پی اثبات طول عمر از منظر عقلی و فلسفی است و نگارنده معتقد است که سه منظر فوق الذکر متفرّع بر این منظر چهارم است یعنی طول عمر از منظر عقلی و فلسفی. تا مطلب از حیث عقلی و فلسفی امکان نداشته باشد یقیناً در 3 منظر دیگر امکان بر آن نیست.
ب. پیشینة بحث
   عالمان و دانشمندان شیعه آثار و تألیفات فراوانی را در طول تاریخ، خصوصاً بعد از غیبت کبری در مورد طول عمر نگاشته‌اند و البته بیشتر دانشمندان و عالمان چون مسئله طول عمر را از لحاظ عقلی و فلسفی دچار اشکال ندانسته‌اند لذا به سراغ مناظر دیگر آن رفته‌اند چون منظر نقلی و بحث روایات در طول عمر یا منظر عملی و وقوعی آن. مثلاً از اولین کتبی که در شیعه در این مورد مطالب ارزشمندی دارد می‌شود به کتب «بصائر الدرجات، نوشته محمد بن حسن صفار قمی (متوفی 290 ق) یا کافی، اثر کلینی رازی (وفات 329 ق) و یا کتاب الغیبه، از محمد بن ابراهیم نعمانی، و یا کتاب کمال الدین، و تمام النعمه، اثر شیخ صدوق (وفات 381 ق) و یا کتاب الغیبه شیخ طوسی (متوفی460 ق) در ابتدای غیبت اشاره کرد تا به علمای بزرگوار دیگر که صاحب تألیفات گوناگونی در این زمینه هستند. و البته در این نیم قرن اخیر مباحث در طول عمر از نظر علم تجربی و فیزیولوژیکی نیز بیشتر مورد دقت قرار گرفته است. نکته ای را که باید در اینجا متذکر بشویم آن است که بیشتر عالمان و محققان گرانقدر شیعه مباحث در طول عمر را از منظر نقلی (آیات و روایت) و یا عملی و وقوعی مطرح کرده‌اند و در این سالیان اخیر به منظر علوم تجربی نیز پرداخته اند، و کمتر مبحث طول عمر را از دیدگاه عقلی و فلسفی مد نظر قرار داده‌اند. گویا امکان آن را از حیث براهین عقلی و فلسفی مسلم گرفته‌اند. لذا به طور خلاصه و گذرا و در چند جمله برهان عقلی و فلسفی را در امکان طول عمر مطرح کرده‌اند و رد شده‌اند لذا دیده نشده است که مستقلاً آن را مورد بحث و مداقه قرار داده باشند و زوایای آن را تحلیل کرده باشند.
   نکتة دیگر آن است که بسیاری از این مباحث امکان طول عمر از حیث روایات و آیات و از حیث عملی و وقوعی، مورد قبول اهل سنت نیز هست.
   و این مطلب را نیز متعرض می‌شویم که برای بررسی امکان طول عمر از حیث عقلی و فلسفی به بیش از 25 کتاب مراجعه شده و جمع بندی تمامی آن اقوال در قالب تقریرات به صورت خلاصه مطرح می‌شود تا در فرصتی فراختر و با حوصله ای بیشتر به آن به صورت تفصیلی پرداخته شود. در پایان مقاله نیز نام این منابع فهرست می‌شود.
   )و همچنین اگر استاد محترم جناب آقای یوسفیان «زید عزه» صلاح ببینند، می‌شود تقریرات فلسفی و عقلی بحث را تا 14 تقریر به تصویر کشید. البته فرصت بیشتر و وقت بازتری می‌طلبد. (
فصل دوم
الف. کلید واژه
   دو کلمه در این کلید واژه باید مورد توجه قرارگیرد. یکی بحث «امکان» است باید معلوم شود که مراد از امکان در اینجا چه امکانی است. کلمة دوم «برهان» است وقتی کلمه برهان تعریف می‌شود آن گاه برهان عقلی و فلسفی نیز قابل فهم است.
   امکان: برای امکان چند تعریف شده است ولی قدر مشترک همة آنها این است که امکان نسبه الوجود والعدم الی ماهیه الشی سوایه.
   یعنی نسبت وجود و عدم چیزی مساوی باشد و البته شکی نیست این تعریف امکان ذاتی است و امکان در مباحث گوناگونی مورد دقت قرار گرفته است هم در مباحث اصولی و هم در مباحث فقهی و هم فلسفی. لذا دارای اقسام گوناگونی است و ما چون در تبیین و تقریر بحث بدان نیاز داریم به اقسام آن اشاره می‌کنیم:
   امکان ذاتی: همان تعریف قبلی است و آن این که در ماهیت چیزی نسبت وجود و عدم یکی باشد. اگر وجود اولویت داشته باشد به وجوب می‌رسد و اگر عدم مطرح باشد می‌شود ممتنع الوجود. و این امکان در برابر امتناع ذاتی است.
   امکان وقوعی: یعنی چیزی که از حیث ذات امکان دارد ولی شک در وقوع آن است این امکان وقوعی در برابر امتناع وقوعی است.
   امکان احتمالی: «و هو عدم الجزم بامتناع الشی بمجرد سماعه» یعنی تا چیزی را شنیدی در قالب امکان قرار بدهد و فوراً ردّش نکند و ممتنع نداند که مرحوم ابن سینا در بعضی ازتعبیراتش به آن اشاره دارد.
   امکان تشریعی: این امکان را بعضی از اصولیین و فلاسفه مثل مرحوم نائینی مطرح کردند که این امکان بر می‌گردد به همان امکان وقوعی.1
   کلمة دوم «برهان» برهان نیز دارای تعریفات گوناگونی است ولی قدر مشترک این تعاریف آن است که برهان «قیاس مولف من یقینیات ینتج یقیناً بالذات اضطراراً»2
   که این تعریف بسیار مختصر و واضح می‌باشد. برهان قیاسی است که برگرفته از مقدمات یقینی است که نتیجة آن بالضروره معلوم می‌شود. یعنی برهان از چنان مقدمات یقینی برخوردار است که ذاتاً آدمی به نتیجة آن می‌رسد و نتیجة آن مقبول می‌افتد.
ب. نکات مورد توجه
   1. نکته اول این است که در مقدار متوسط طول عمر آدمی اختلاف است. بعضی 70 سال گفته‌اند و بعضی بیشتر مطرح کرده‌اند تا حتی بعضی 100 سال نیز گفته‌اند و اجماعی در اینجا بین دانشمندان مطرح نیست. حتی بعضی از عالمان شیعه مثل شیخ صدوق که کتاب کمال الدین و تمام النعمه را با ارزشمندی تمام آن را به نگارش درآوردند. در فصل جداگانه که آن را تحت عنوان معمّرین مطرح کرده‌اند از سن 120 سال تا بیش از هزار سال را از منظر عملی و وقوعی و از نظر نقلی مطرح کرده‌اند. و چون بحث در این مقاله از منظر عقلی است. لذا حد متوسط عمر آدمی چندان مورد توجه این منظر نیست.
   2. بعضی از علمای بزرگوار امکان طول عمر را امکان ذاتی گرفته‌اند و بعضی دیگر امکان وقوعی که هردوی این مطلب در فصل بعدی به آن توجه داده می‌شود.
   3. نکتة دیگر آن است که فرقی بین برهان فلسفی و برهان عقلی نیست. هرچند بعضی از بزرگان برهان عقلی را بی حجاب دانسته اند و قائل شده‌اند برهان عقلی آن است که برای هر عاقل منصف و آگاهی مقبول افتد و گفته‌اند برهان فلسفی در حجاب استدلالات فلسفی است ولی در این مقاله فرقی بین برهان عقلی و برهان فلسفی نمی‌بیند و براهین فلسفی که بر امکان طول عمر مطرح شده است را برگرفته و روی دیگر برهان عقلی می‌داند لذا این نکته اینجا مورد تذکر واقع شد تا بعداً دچار شبهه نشویم که چرا برهان عقلی با برهان فلسفی متمایز نشده‌اند.
   4. البته ممکن است بعضی از تقریرات و بیان‌های فلسفی و عقلی که در فصل بعد به آن اشاره می‌شود با هم تداخل داشته باشند یعنی یک مطلب در دو بیان آمده باشد و لکن ما به خاطر آن که بزرگان در بیان‌های مختلف آن را مطرح کرده‌اند در تقریرات متعدد مطرح کرده ایم تا هم آشنایی با بیان بزرگان شده باشد و هم قواعد و براهین دیگر مد نظر قرار گیرد.
فصل سوم: بیان‌ها و براهین فلسفی
   عالمان و بزرگان گرانقدری که در امکان طول عمر حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف مطالب ارزشمندی ارائه فرمودند ما آن مطالب را در تقریرات و بیان‌های متعدد مطرح می‌کنیم.
تقریر اول
   مرحوم شهید صدر یکی از عالمان بزرگوار و محققی است که در این باب زحمت کشیده است و مطالب را از منظر امکان طول عمر مورد مداقه قرار داده است.
   ایشان در کتاب «بحث حول المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف» می‌فرماید: «امور در عالم بر 3 قسم است. یک سری امور طبیعی است که این امور طبیعی فراوان هستند و کل عالم را پر کرده‌اند و یک سری امور محال هستند و امتناع ذاتی دارند که این امور سلب وجود دارند. مثل وجود شریک الباری یا . . . ولی در این عالم ما یک سری امور داریم که فراطبیعی هستند و به تعبیر دیگر خارق العاده هستند. و البته این خارق العاده گاهی اوقات در قالب معجزه انجام می‌گیرد مثل اینکه آتش بر ابراهیم(ع) سرد می‌شود و امور خارق العاده در عالم فراوان است و البته بسیار از آنها نام معجزه به خود نگرفته است و امکان طول عمر حضرت مهدی(ع) از امور فراطبیعی است که امکان آن را عقل و علم ثابت کرده است لذا چون دانش تجربی امروز این مسئله را قبول دارد در پی آن است که کشف کند راز طول عمر را و در پی آن که بکوشد به دنبال این که چطور پیری را عقب بیاندازد.
   شهید صدر می‌فرماید: « هرگاه پاسداری از حیات و زندگی یکی از حجت‌های الهی ضروری باشد. الطاف خداوند دخالت می‌کند و برای نگهداری اش یکی از قوانین طبیعی را به حالت تعطیل درمی آورد.3
تقریر دوم
   تقریر دوم در بیان چند تن از عالمان و بزرگان شیعه آمده است، که این تقریر در بیان بزرگانی چون ملاصدرای شیرازی و نیز در بیان فخر رازی از عالمان اهل سنت نیز آمده است.
   تقریر دوم به این صورت است که: مؤثر در وجود آدمی و تمامی مخلوقات واجب الوجود است. و واجب الوجود دائمی است و دوام دارد و این تأثیر واجب الوجود دائمی است تا وقتی که خود مؤثر اراده کند. لذا هرگاه اراده رب العالمین دخالت کند وجودی دوامش بیشتر خواهد بود و یا کمتر و حتی می‌شود دائمی هم باشد. پس امکان طول عمر آدمی به ارادة الهی بستگی دارد که مؤثر وجود آدمی است و این مطلب استبعادی ندارد که کسی عمری داشته باشد بیشتر از دیگران.4
تقریر سوم
   تقریر سوم نیز در بیان بعضی از بزرگان معاصر آمده است.
   استاد جوادی آملی و بعضی از بزرگان بیانی دیگر دارند. انسان دارای جسم و نفس است و جسم آدمی در تدبیر و سلطة نفس او هست. اگر نفس آدمی جسم او را تدبیر کند و تسلط بر جسم او دارد. اگر شخص به حدی قوی باشد که نه تنها تسلط کامل بر جسم داشته باشد بلکه حتی ولایت و تدبیر امور و نفوس و اجسام دیگر را داشته باشد این نفس نمی‌تواند در جسم خودش تدبیر کند و با اذن الهی تا آنجا که می‌شود این جسم را همراه خودش حرکت بدهد و ببرد تا زمان طولانی‌تر ادامه و بقاء حیات خود را با آن هماهنگ کند.5
تقریر چهارم
   تقریر دیگری که مطرح است، از بیان بعضی از بزرگان استفاده می‌شود این است که باز از جملات مرحوم ملاصدرا نیز قابل استفاده است.
   این است که بقاء در وجود آدمی ذاتاً امکان دارد و عدم بقاء به جهت امر عارضی است عارضی هم ممکن العدم است. یعنی اگر عارض نیاید این آدمی عمرش دوام دارد. و به عبارت ساده‌تر این که قریب به اتفاق مرگ آدمیان اخترامی است یعنی به واسطة بلیات و آفات و امراض است تا آدمی دچار این بلیات و آفات نگردد عمر آدمی به درازاست و چون وجود مبارک آن امام معصوم که مصون به حفظ الهی و پرده نشین غیبت محفوظ از بلیات و آفات است پس عمر آن حضرت به طولانی بودن استبعادی ندارد. و برای تبرک در بحث عبارت ملاصدرا نیز آورده می‌شود:
   «فالنفس الانسانیه اذا اخرجت من القوه الی الفعل اما فی السعاده العقلیه الملکیه او فی الشقاوه الشیطانیه او السبعیه او البهیمیه إنتقلت عن هذه النشأه الی نشأه اخری بالطبع و اذا ارتحلت عن البدن عرض الموت و هذا هوالاجل الطبیعی المشار الیه فی الکتاب الالهی (کل نفس ذائقه الموت) و هو غیر الاجال الاخترامیه التی تحصل بعروض الاسباب الاتفاقیه. »6
تقریر پنجم
   تقریر پنجم را از مرحوم شیخ مجتبی قزوینی که از صاحبنظران مکتب تفکیک بود مطرح می‌کنیم.
   ایشان می‌فرماید: «طبق قواعد فلسفی و حکمی و عقلی، هر طبیعتی که قابل زیاده و نقصان در عالم وجود باشد باید فرد اکمل و همچنین فرد کامل آن طبیعت در خارج موجود گردد. زیرا هر طبیعتی طالب کمال نهایی خود است. و این قاعده ای است که بسیاری از قواعد فلسفی روی آن بنا شده است که از جمله آنها وجود فرد کامل در بین بشر به نام نبی یا حکیم با امام است. و مطابق این قانون که با برهان به اثبات رسیده قابلیت زندگی و عمر بیشتر دارای مراتب متعددی در خارج است. لذا عمر هزار سال یا 2000 سال را نمی‌توان نهایت مرتبة زندگی به یقین مطرح کرد.7
تقریر ششم
   برخی از عالمان به نوعی از برهان اولویت استدلال کرده‌اند. این بزرگان بعضاً از آیه 259 سوره بقره در جریان عزیر(ع) که خداوند می‌فرماید: «فانظر الی طعامک و شرابک لم یتسنّه و انظر الی حمارک و لنجعلک آیه للناس وانظر الی العظام کیف ننشزها ثم نکسوها لحماً . . . » حضرت عزیر( به اراده و امر الهی 100 سال خواب رفت و 100 سال از خواب بیدار شد. ابتدا گمان کرد که یک روز یا نصف روز خوابیده است لکن خداوند متعال به او فرمود: «100 سال در خواب بودی و نشانه ی آن این است که نگاه کن به چهارپایی که همراه تو بود و به طعام و شرابت. طبق نص این آیة الهی طعام و شراب بعد از 100 سال باقی مانده بود (البته برای توضیح بیشتر باید به کتب تفسیری مراجعه کرد که در بیان مفسرین آمده است، طعام عزیر عبارت بود از طین تازج یعنی انجیر و یا انگور و شراب عبارت بود از آب انگور یا شیر)
   به این آیه استدلال کردند چطور می‌شود طعام و شراب بعد از 100 سال باقی بمانند در حالی که روح در آن نیست پس به یقین و با قیاس اولویت، انسان که دارای روح است عمر بیش از مدت طبیعی و عادی را می‌تواند دارا باشد.8
   البته آیت الله حسن زاده آملی نیز یک مثال جالبی در همین راستا مطرح می‌کند و می‌فرماید: «وقتی مقبرة فرعون را شکافتند و خاک برداری کردند در آنجا دانه‌های گندم پیدا کردند و شک کردند که آیا قدرت نمو در آن هست یا نه؟ وقتی آنها را کاشتند دیدند سبز شد و شکفت و بارور شد.9
   پس یک انسان نیز می‌تواند عمر فراطبیعی به خود بگیرد.
تقریر هفتم
   بسیاری از علمای بزرگوار شیعه که امکان طول عمر را یک امر مسلّم گرفته‌اند از این قاعده فلسفی بهره برده‌اند که «اولّ دلیل علی امکان شی وقوعه»
   و بزرگانی چون ملاصدرا10 نیز ابتدا به این دلیل اشاره می‌کند و حتی علمای بزرگوار و محدثینی چون شیخ صدوق، شیخ طوسی و علامه مجلسی نیز آن را مطرح کرده‌اند. البته از قاعدة فلسفی نام نبرده‌اند ولی آن را تحت عنوان «تجربة تاریخی یا اخبار دال بر وقوع در زمان گذشته» نیز مطرح کرده‌اند.
   و بر همین مبناست که امکان طول عمر را یک امر مسلّم به حساب آورده‌اند.
   و البته مرحوم شیخ صدوق با توجه به این که در گذشته نیز چنین عمرهای طولانی واقع شده است، به حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله استناد می‌کند که: «آن چه در میان امت‌های پیشین روی داده همانند آن، در میان این امت نیز وجود خواهد داشت. » مرحوم شیخ صدوق فصلی جداگانه در مورد معمّرین در کتاب کمال الدین و تمام النعمه دارد و بیش از ده‌ها نفر را برمی شمرد که دارای عمر‌های بیش از 120 سال تا 3 هزار سال داشته‌اند.11 مرحوم شیخ مفید نیز به این مطلب اشاره کرده است.12 مرحوم کراجکی که در باب طول عمر کتاب مستقلی به نام البرهان علی صحه طول عمر الامام صاحب الزمان(ع) دارد در این کتاب نیز به این مطلب اشاره دارد و معمّرینی را که در طول تاریخ مطرح بوده‌اند را بعضاً بر می‌شمرد.
   مرحوم خواجه نصیر طوسی که این مطلب را مطرح می‌کند و از تجربه تاریخی یاد می‌کند می‌فرماید که هم در جانب پیامبران خدا چون خضر و الیاس طول عمر و حیات باقی مطرح است و هم در جانب دشمنان مثل ابلیس و دجّال و سامری و چه در شریعت اسلامی و چه در شرایع دیگری پس چرا در جانب وسط که اولیای خدا باشند طول عمر جایز نباشد.13
   برای اتمام در این تقریر عرض می‌شود که در تورات و انجیل نیز از کسانی نام برده شده است که دارای عمر طولانی هستند مثلاً جایی از تورات آمده است: پس تمام ایام «آدم» که زیست 930 سال بود که مرد. . . پس جملة ایام «انوش» 905 سال بود که مرد. . . و تمامی ایام «قینان» 910 سال بود که مرد. . . پس جملة ایام «متوشالح» 969 سال بود که مرد. . . پس تمام ایام «لمک» 777 سال بود که مرد.14
نتیجه
   از این همه مباحث این مطلب قابل اثبات است و شاید بدیهی بنماید که امکان طول عمر یک مطلب کاملاً مطابق با براهین عقلی و فلسفی است و بر همین مبناست که محدثین و علمای بزرگوار شیعه در وقوع آن و یا از حیث نقلی و روایات و بعضاً از حیث عملی و تجربی مد نظر قرارداده‌اند.
   ولی نکته ای را که نباید در این آخر از آن غافل ماند و بسیاری از بزرگان و علمای شیه متذکر ان شده‌اند این است که طول عمر امام مهدی(ع) بر اساس اراده و قدرت الهی است و چیزی جز معجزه نیست. مرحوم علامه طباطبایی در جایی از مباحث خودشان به این مطلب اشاره دارد و می‌فرماید: «هیچ قاعده و برهان عقلی وجود ندارد که بر محال بودن طول عمر دلالت کند به همین جهت نمی‌توانیم طول عمر را انکار کنیم. »15 و در جایی دیگر می‌فرماید: اگر کسی روایات وارد شده از رسول اکرم(ص) و امامان اهل بیت(ع) در خصوص امام غایب را مطالعه کرده باشد به این نتیجه می‌رسد که نوع حیات آن حضرت با معجزه و خرق عادت است و خرق عادت‌ها امری محال نیست و نمی‌توان خرق عادت را از طریق علم به طور مطلق نفی کرد. عواملی در عالم تأثیر گذارند که هرگز در دید و شناخت ظاهری ما نیست و ما نمی‌توانیم عوامل دیگر را از ماوراء طبیعت نفی کنیم16 و این عوامل بیانگر آن است که طول عمر حضرت از نوع خاصی است.
   و البته کسی در امکان عقلی طول عمر تردیدی نمی‌کند و هرچند این مقاله کوشیده است که تا بیان‌ها و براهین متعدد عقلی و فلسفی بر آن از کتب بزرگان و علمای گرانقدر شیعه استخراج کند ولی امکان طول عمر یک امر مبرهن و مطابق با براهین فلسفی است لکن طول عمر حضرت مهدی(ع) هرچند با امکان عقلی و فلسفی سازگار است ولی به نوعی خاص است که فراطبیعی می‌نماید و حالت معجزه به خود می‌گیرد. و بر همین اساس است که بعضی از بزرگان قائل شده‌اند حضرت مهدی(ع) وقتی ظهور کند عمر حضرت به سیر طبیعی خواهد بود.
منابع و مآخذ
1. کمال الدین و تمام النعمه شیخ صدوق.
2. الغیبه شیخ طوسی.
3. بحار الانوار علامه مجلسی، ج 51،52و53.
4. البرهان علی صحه طول عمر الامام الزمان(ع) کراجکی.
5. بصائر الدرجات، محمد بن حسن صفار قمی.
6. تفسیر المیزان، ج 13، محمد حسین طباطبایی.
7. شیعه در اسلام، محمد حسین طباطبایی.
8. الاسرار الامامه، مرحوم طبرسی.
9. عقاید الامامه، مرحوم مظفر، ص 79.
10. منتخب الاثر، صاف گلپایگانی.
11. خورشید مغرب، محمدرضا حکیمی.
12. موعود شناسی و پاسخ شبهات، رضوانی.
13. تلخیص المحصل، خواجه نصیرالدین طوسی.
14. الاسفار الهیه، صدرالمتالهین شیرازی، ج 3، ج8.
15. تفسیر فخر رازی، ج2، ج25.
16. دیر زیستی حضرت مهدی(ع)، محمدی کامرانی.
17. بحث حول المهدی(ع)، شهید صدر (ره).
18. دادگستر جهان، ابراهیم امینی.
19. طول عمر امام زمان(ع)، علی اکبر مهدی پور.
20. زنده روزگاران، حسین فریدونی.
21. منتظر جهان و راز طول عمر، علم الهدی.
22. امام مهدی حماسه ای از نور، شهید محمد باقر صدر.
23. البیان فی اخبار صاحب الزمان، کنجی شافعی، باب 25.
24. مصنفات، شیخ مفید، ج 3، (رساله الفصول العشره فی الغیبه)
25. در انتظار ققنوس، هاشم العمیدی.
26. نینوا و انتظار، دکتر آیت اللهی.
27. بیان القرآن، شیخ مجتبی قزوینی، ج 5.
28. امام مهدی(ع)و طول عمر، سید معانی حسینی.
1 . المحصول فی علم الفصول، ج 3، ص 108، شیخ جعفر سبحانی.
2 . المنطق بحث صناعات خمس، ص 311، مرحوم محمد رضا مظهر.
3 . بحث حول المهدی (عج)، شهید صدر، ص 33.
4 . اشعار، ج 8، ص 97. ، ج 3 ص، تفسیر فخر رازی ج 2، ذیل آیه 259 سوره بقره.
5 . عصاره خلقت امام زمان (عج)، جوادی آملی، ص 24. نهج الولایه حسن زاده آملی، ص 7.
6 . اسفار، ج 8، ص 190.
7 . بیان القرآن، شیخ مجتبی قزوینی، ج 5، ص 11.
8 . الفرقان فی تفسیر القرآن، ج 4، ذیل آیه ی 259 سوره ی بقره، صادق تهرانی.
9 . هزار و یک نکته ی حسن زاده ی آملی ، ص 138.
10 . تفسیر القرآن الکریم ملاصدرا، ج6، ص 301.
11 . کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ص 553.
12 . مصنفات، شیخ مفدی، ج 3، ص 93.
13 . تلخیص المحصل، خواجه نصیرالدین طوسی، ص 433.
14 . تورات، سفر پیدایش باب 5، آیات 5-33.
15 . المیزان، ج 13، ص 352.
16 . شیعه در اسلام، ص 198

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :