wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 8 » مقالات
بازدید: 2394
0/0 (0)
ابدال
 

نویسنده: علی جبارزاده

چکیده

ابدال حقیقتاً در دین اسلام و مباحث مهدویت جایگاهی ویژه دارد. اما از آنجا که این مقوله دچار تحریف و سوء استفاده دیگران اعم از اهل سنت و صوفیه بوده است. لذا از کنار آن به سادگی و گاهی به صورت انکار گذشته اند. ما در این مقاله اگرچه به صورت گذرا سعی کردیم وجود ابدال در بیان امامان معصوم را یادآور شویم تا دیگران با فراق بال بیشتر در اثبات این واقعیت قدم بردارند. این مقاله در بخش های زیر ارائه می شود:

ابدال در لغت و اصطلاح

ابدال از نگاه شیعه، رابطه ابدال و مهدویت

ابدال از نگاه اهل سنت

کلید واژه ها: ابدال، موالیه، اوتاد، نجباء، ...

مقدمه

ابدال در نظر شیعه به صالحان و افراد شایسته ای گفته می شود که جزو اصحاب و یاوران امامان معصوم هستند و تعداد سی نفر از آنها همواره ملازم و همراه امام زمان4 می باشند و عده ای از ان ها که گویا اهل شام هستند در زمان ظهور حضرت حجت4 با آن حضرت بیعت می کنند.

اما ابدال در نظر اهل سنت از احادیث نبوی و علوی نشئت گرفته است هرچند فعالیت های تحریف آمیز معاویه و دیگران آن ها را تا حد حجت الهی بالا برده است.

ما برای بررسی این دو دیدگاه ابتدا به معنای لغوی و اصطلاحی ابدال پرداخته و سپس در روایت فریقین به جستجو خواهیم پرداخت.

ابدال از منظر معنا شناختی

ابدال در لغت:

ابدال: جمع بدل(بفتح دال) یا بدل(بکسر باء وسکون دال) به معنای جانشینان است و نیز به معنای کریم و شریف[1] و در کتاب العین ابدال چنین معنا شده است:

البدل خلف من الشیء و التبدیل التغییر و استبدلت ثوباً مکان ثوب و اخاً مکان اخ و نحو ذلک المبادلة[2].

بدل جانشین یک چیز و تبدیل یعنی تغییر و لباسی را به لباس دیگر تبدیل کردم و همین طور برادر را به برادر دیگر تبدیل کردم و مانند آن است به معنای تغییر المبادلة.

البدل بفتحتین و البدل بالکسر و البدل کلها بمعنا و الجمع ابدال.[3]

ابدال در اصطلاح

در کتب لغت چندان بحثی از معنای لغوی ابدال نشده و آن را مفروغ عنه گرفته اند و بیشتر، همان معانی اصطلاحی ارائه شده است.

معانی اصطلاحی ذیل در کتب مختلف از ابدال ارائه شده است.

1. لسان العرب: قوم من الصالحین بهم یقیم الله الارض. اربعون فی الشام و ثلاثون فی سائر البلاد. لا یموت منهم احد الا قام مکانه آخر، فلذلک سمّو ابدالاً[4].

ابدال قومی از صالحان هستند که خداوند به وسیله آن ها زمین را حفظ می کند چهل نفر از آن ها در شام و سی نفر در سایر شهر ها می باشد یکی از آن ها نمی میرد مگر آن که دیگری به جای او بر می خیزد و بخاطر همین جانشینی، ابدال نامیده شدند.

2. مجمع البحرین: قوم من الصالحین لاتخلوا الدنیا منهم، اذا مات واحد ابدل الله مکانه آخر[5]

ابدال قومی از صالحان هستند که دنیا از آن ها خالی نمی شود زمانی که یکی از آن ها بمیرد خداوند دیگری را جانشین او می کند.

3. العین: قوم یقیم الله بهم الدین و ینزل الرزق[6]

گروهی که خداوند بوسیلة آن ها دین را حفظ می کند و روزی می فرستد.

از تعاریف ارائه شده ، ویژگی های ذیل برای ابدال بدست می آید:

اولاً: آنان بندگان صالح خدا هستند.

ثانیاً: هیچ گاه زمین از وجود آنها خالی نیست.

ثالثاً: تعداد آن ها هفتاد نفر است.

نکته ای که در این تعاریف جلب توجه می کند نزدیکی بیش از حد این تعاریف با تعریف شیعه از "حجت" است که هیچ گاه زمین از وجود حجت خالی نیست.[7]

در بیان معصومین7 هم عباراتی آمده که به نحوی اوصاف و ویژگی های ابدال را برای ما متجلی تر می کند و می توان آن ها را در معنای اصطلاحی ابدال گنجاند.

عن موسی بن اسماعیل معنعنا عن علی بن ابی طالب 7قال رسول الله9 : من دعا للمؤمنین و المؤمنات فی کل یوم خمساً و عشرین مرة نزع الله الغل من صدره و کتبه من الابدال. ان شاء الله.[8]

اگر کسی هر روز بیست و پنج بار برای مؤمنین و مؤمنات دعا کند خدا کینه را از دل او می برد و او را جزء ابدال می نویسد.

بحار الانوار: فی خطبة المخزون لعلی7 :اللهم فإنا التائبون الخاشعون الراکعون الساجدون فهم الابدال الذین وصفهم الله عزوجل «ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین و المطهرون نظرا وهم من آل محمد9»[9]

خدایا پس ما توبه کنندگان و خشوع کنندگان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان هستیم. همان ابدالی که خداوند آن ها را چنین توصیف کرده است. همانا خداوند توبه کنندگان و طهارت جویان را دوست دارد...

پس به موارد گفته شده قبلی این ویژگی ها را هم باید اضافه کرد که ابدال مداومت در دعا برای مردم دارند و توبه و خشوع و رکوع و سجده و طهارت از ویژگی های دائمی آنان است.

ابدال از نگاه شیعه

در این فصل می توانیم ابدال را ذیل سه عنوان فرعی مطالعه کنیم:

الف. اصل وجود ابدال

ب. جایگاه ابدال

ج. رابطه ابدال و مهدویت

الف. اصل وجود ابدال :

روایت زیر در صدد بیان اصل وجود ابدال و بیان مصادیق آن است.

عن خالد بن الهیثم قال: قلت لابی الحسن الرضا7 ان الناس یزعمون ان فی الارض ابدالاً فمن هولاء الابدال قال صدقوا الابدال الاوصیاء جعلهم الله عزوجل فی الارض بدل الانبیاء اذا رفع الانبیاء و ختمهم محمد 9 [10]

خالد ابن هیثم گوید: به امام رضا7 عرض کردم مردم فکر می کنند زمین دارای ابدالی است. آنان چه کسانی می باشند؟ حضرت فرمود: راست می گویند. ابدال، اوصیاء می باشند. خداوند ایشان را بدل از انبیاء قرار داده است. هنگامی که وفات می یابند وایشان را به محمد9 (ص) خاتمه داد.

2. عن محمد بن سوید الاشعری قال: دخلت انا و فطر بن خلیفه علی جعفر بن محمد فقرب النیا تمرا فاکلنا و جعل یناول فطراً منه ثم قال له کیف الحدیث الذی حدثتنی عن ابی الطفیل رحمه الله فی الابدال فقال فطر: سمعت اباالطفیل یقول سمعت علیاً امیرالمؤمین 7 یقول: الابدال من اهل الشام و النجباء من اهل الکوفه یجمعهم الله لشر یوم لعدونا فقال جعفرالصادق7 رحمکم الله، بنا یبدا البلاء ثم بکم و بنا یبدا الرخا ثم بکم رحم الله من حبّبنا الی الناس و لم یکرّهنا الیهم.[11]

محمد بن سوید الاشعری می گوید: من و فطر بن خلیفه بر امام صادق 7 وارد شدیم. امام مقداری خرما پیش ما نهاد و ما از آن خوردیم و خود حضرت چند دانه ای به فطر داد. پس به او فرمود: حدیثی که از ابی الطفیل در بارة ابدال برای من گفتی چگونه بود؟ فطر گفت: از ابی طفیل شنیدم که می گفت: از علی 7 شنیدم که فرمود: ابدال اولیاء و بندگان بزرگ خدا از اهل شام و نجباء از اهل کوفه اند. خداوند همگی آنها را در روزی که بدترین روزگار برای دشمن ماست گردهم خواهد آورد. امام صادق7 فرمود: خدا شما را رحمت کند، بلا وگرفتاری از ما شروع می شود و سپس به شما می رسد و آسایش نیز از ما شروع می شود و سپس به شما می رسد. خدا رحمت کند کسی را که ما را محبوب مردم سازد و ما را مبغوض آن ها نگرداند.

عن مقاتل عن امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب7 قال: قال رسول الله 9 یا علی عشر خصال قبل یوم القیامة الا تسألنی عنها؟ قلت بلی یا رسول الله. قال اختلاف و قتل اهل الحرمین و الرایات السود وخروج السفیانی و افتتاح الکوفه و خسف بالبیداء و رجل منا اهل البیت یبایع له بین زمزم و المقام یرکب الیه عصائب اهل العراق و ابدال الشام ونجباء اهل مصر...[12]

پیامبر9 فرمود : ده خصوصیت قبل از قیامت است... مردی از ما اهل بیت که بین زمزم و مقام با او عصائب اهل عراق و ابدال شام و نجباء مصر بیعت می کنند...

علاوه بر روایاتی که گذشت در دعای ام داوود در نیمه رجب عبارت «اللهم صل علی الابدال و الاوتاد و السیاح و العباد»[13] را شاهد هستیم. با توجه به اینکه این دعا از معصوم7 رسیده است، می تواند تاییدی بر اصل موضوع نزد شیعه باشد.

ب. جایگاه ابدال

در مراجعه به روایات برای هر خواننده ای معلوم می شود که ابدال از جایگاهی حساس و تعیین کننده در معارف معصومین برخوردار هستند.

روایات ذیل شاهد صدق این مدعا است :

1. قال رسول الله9 :ان الله تبارک و تعالی اختار من کل شیء اربعة... و اختار من امة محمد9 اربعة اصناف العلماء و الزهاد و الابدال و الغزاه...[14]

پیامبر اکرم9 فرمودند: خداوند از هرچیز چهار تا انتخاب کرده است... و از امت محمد9 چهار گروه علماء و زهاد و ابدال و جنگ جویان را انتخاب کرد...

2. قال رسول الله9 لعلی7... و ان جامعتها فی لیلة الجمعة بعد صلاة العشاء فانه یرجی ان یکون لکما ولد من الابدال ان شاء الله.[15] رسول خدا 9 فرمودند: اگر در شب جمعه بعد از نماز عشاء مجامعت کنی امید است که اگر فرزند بهم رسد از ابدال و رجال الهی باشد.

3. تکون قبل المهدی فتنة تحصرالناس حصراً. فلا تسبوا اهل الشام بل ظلمتهم، فان الابدال منهم. و سیرسل الله سبباً من السماء فیفرقهم حتی لو قاتلهم الثعالب و غلبتهم. ثم یبعث الله المهدی فی اثنی عشر ألفا إن قلوا و خمسة عشر الفا ان کثروا. و علامتهم أنهم إذا هجموا صرخوا:" أمت أمت!" ثم یظهر فیرد الی المسلمین الفتهم و نعمتهم.[16]

قبل از ظهور مهدی4 فتنه ای به وجود می آید که مردم را در سختی و تنگنا قرار می دهد. پس شما ای مردم! تمام شامیان را نفرین نکنید و فقط ظالمان آن ها را نفرین کنید، چرا که در میان آن ها انسان های نیکو کار نیز هست. خداوند به وسیله ای از اسباب الهی، جماعت آنها را متفرق می سازد، به طوری که اگر بخواهند با روباهان بجنگند، روباهان بر آن ها پیروز می شوند. سپس خداوند مهدی4 را مبعوث می کند که دوازده تا پانزده هزار نفر سپاهی که شعارشان "بمیران بمیران" است، آن ها را از این سختی ها نجات می دهند و انس، الفت و نعمت را به آن ها باز می گرداند.

آنچنان بحث ابدال دارای اهمیت است که علماء رجال هم در کتب رجالی خود کوشیده اند معلوم کنند که فلان رجل از ابدال بوده است:

1. درباره حجر بن عدی کندی (ره) هم رجال شیخ صدوق[17] و هم رجال علامه حلی[18] تعبیر به "کان من الابدال" را آورده اند.

2. رجال ابن داوود[19] و رجال علامه حلی[20] هر سه تعبیر "کان من الابدال" را درباره زید بن صوحان آورده اند.

3. در کتاب روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، بابی تحت عنوان (مجلس فی ذکر مناقب اصحاب الائمه و فضائل الشیعه و الابدال)[21] آمده است که در آن از رشید هجری، میثم تمار، اویس قرن و دیگران مطالبی می خوانیم.

ج. ارتباط ابدال و مهدویت

در این بخش، جایگاه ابدال در مقولة مهدویت باز خوانی می شود تا معلوم شود که آنان در زمان غیبت و هم زمان ظهور و پس از تشکیل حکومت امام زمان4 چه نقشی به عهده دارند. با این توضیح می توان پذیرفت که این بحث ذیل سه عنوان فرعی مطرح شود.

1. ابدال در زمان غیبت

در احادیث رسیده از امام باقر7 و امام صادق7 ضرورت وجود کسانی که کارگزار حضرت ولی عصر4 در زمان غیبت باشند مورد تصریح قرار گرفته است:

1. لابد لصاحب هذا الامر من عزله و لابد فی عزلته من قوه و ما بثلاثین من وحشة و نعم المنزل طیبه.[22]

صاحب الامر ناگزیر از عزلت است درعین حال این عزلت باید همراه با نیرویی باشد و با وجود سی نفر ملازم (همراه) وحشتی نیست و چه خوب منزلیست طیبه.

2. قال ابوعبدالله7: للقائم غیبتان: احدهما قصیرة و الاخری طویلة الغیبة الاولی لا یعلم بمکانه الا خاصة شیعته و الاخری لا یعلم بمکانه الا خاصة موالیه فی دینه.[23]

امام صادق7 فرمود: برای حضرت مهدی4 دو غیبت وجود دارد. اولی کوتاه و دیگری طولانی است. در غیبت اول جایگاه آن حضرت را نمی دانند مگر خواص از شیعیانش ودر دیگری جایگاهش را نمی دانند مگر کارگزاران مخصوص آن حضرت.

3. ان لصاحب هذا الامر غیبتین، احدهما تطول حتی یقول بعضهم مات و یقول بعضهم قتل، و یقول بعضهم ذهب، حتی لا یبقی علی امره من اصحابه الا نفر یسیر، لا یطلع علی موضعه احد من ولده و لا غیره الا المولی الذی یلی امره.[24]

برای حضرت مهدی4 دو غیبت است یکی از آن ها آنقدر طولانی است که بعضی می گویند آن حضرت مرده است و بعضی دیگر می گویند کشته شده است و بعضی می گویند رفته است. باقی نمی ماند بر امر آن حضرت مگر تعداد کمی از اصحابش و خبر ندارد از جایگاه او کسی از فرزندانش و غیر فرزند مگر کسی که در پی کارهای حضرت می رود.

ابدال در زمان ظهور

چون این بحث هم در شیعه وهم در اهل سنت مورد دقت خاص قرار گرفته است آن را ذیل عنوان مستقل ابدال الشام در منظر شیعه و سنی در پایان این پژوهش مورد مطالعه و دقت قرار می دهیم. ان شاءالله.

ابدال پس از تشکیل حکومت ولی عصر4

یکی از ابزارهای مهم حضرت ولی عصر4 برای حکومت فراگیر جهانی، استفاده از همه توانائی های خارق العاده سیصد و سیزده نفر از انسان های برگزیده زمین است. بنابر روایت موجود، ابدال الشام بخشی از این سیصد و سیزده نفر می باشند که در عنوان مستقل ابدال الشام از منظر شیعه وسنی به لطف خدا، به این بحث هم خواهیم پرداخت.

ابدال در نظر اهل سنت

این بحث ،ذیل سه عنوان تقدیم می شود:

الف. اصل وجود ابدال : از آنجا که در اصل وجود ابدال، نظر مثبت شیعه نقل شد و اهل سنت هم با استناد به احادیث نبوی و علوی ابدال را پذیرفتند، پس دیگر در اصل وجود ابدال مناقشه ای با آنان نداریم و یکسره به جایگاه ابدال در نزد اهل سنت می رویم.

ب. جایگاه ابدال:

1. الابدال فی هذه الامه ثلاثون رجلاً قلوبهم علی قلب ابراهیم خلیل الرحمن کلما مات رجل ابدل الله مکانه رجلاً (عن عبادة بن الصامت)

2. الابدال فی امتی ثلاثون، بهم تقوم الارض و بهم تنصرون و بهم تمطرون. (عن عبادة)

3. الابدال فی اهل الشام بهم ینصرون و بهم یرزقون. (عن عوف بن مالک)

4. الابدال بالشام و هم اربعون رجلاً، کلما مات رجل ابدل الله مکانه رجلاً یسقی بهم الغیث و ینتصر بهم علی الاعداء و یصرف عن اهل الشام بهم العذاب (عن علی)...

5.الابدال من الموالی، (عن عطاء بن ابی رباح)[25]

محمود ابوریه نویسنده معاصر اهل سنت در کتاب اضواء علی السنه المحمدیه درباره این روایات چنین می گوید: این سؤال ها را در باره این احادیث از فقیه محدث السید رشید رضا پرسیدند که اختصاص اهل شام به ابدال چه معنایی دارد؟ و معنی برطرف شدن عذاب از اهل شام و یاری شدن آن ها و روزی رسیدن به آن ها به وسیله ابدال به چه معناست؟

و آیا از میان همه اهل زمین، اهل شام روزی داده می شوند؟ یاری می شوند و عذاب از آن ها بر طرف می شود ؟

ایشان در جواب گفتند: این روایات از لحاظ روایت و درایت وسند و متن باطل است و این گونه مطالب به عنایت اهل تصوف شیوع پیدا کرده است و این احادیث را ابن جوزی در کتاب الموضوعاتش آورده و همة آن ها را رد می کند، اما در بین کلمات متشابه مثل الغوث و الاوتاد و الاقطاب و الابدال می گوید: فقط کلمه ابدال مرفوعاً از علی 7 به پیامبر9 نسبت داده شده است و می گوید این گونه روایات را معاویه بعد از این که با امام حسن7 صلح کرد و به شام آمد ساخته و به دیگران نیز دستور داد تا روایاتی در فضیلت شام بسازند.[26]

ابدال الشام

1. عن جابر الجعفی قال: قال ابوجعفر7 : یبایع القائم بین الرکن و المقام ثلاثه مائه و نیف عده اهل بدر منهم النجباء من اهل مصر و الابدال من اهل الشام و لااخیار من اهل العراق فیقم ما شاء الله ان یقیم.[27]

اما باقر7 (ع) فرمودند: بیعت می کنند با حضرت مهدی4 بین رکن و مقام سعید و اندی به تعدا اهل بدر که در آن ها نجبای مصر ابدال شام اخیار از اهل عراق هستند. پس می مانند تا وقتی که خداوند بخواهد.

2. عن ابی الطفیل عن علی7 : اذا قام قائم آل محمد جمع الله له اهل المشرق و اهل المغرب فیجتمعون کما یجتمع قزع الخریف، فاما الرفقاء فمن اهل الکوفه اما الابدال فمن اهل الشام.[28]

علی 7 فرمودند: زمانیکه حضرت مهدی4 قیام کنند خداوند اهل مشرق و اهل مغرب را برای او جمع می کند پس جمع می شوند مانند ابرهای پائیزی و اما رفقاء‌ ،از اهل کوفه هستند و اما ابدال، از اهل شام می باشد.

3. عن ام سلمه زوج النبی9 قالت: قال یکون اختلاف عند موت خلیفة فیخرج رجل من اهل المدینة هارباً الی مکة فیأتیه ناس من اهل مکه فیخرجون وهو کاره فیبایعونه بین الرکن و المقام و یبعث الیه بعث الشام فتخسف لهم البیداء بین مکة و المدینة فاذا رای الناس ذلک اتاه ابدال الشام و عصائب اهل العراق فیبایعونه...[29]

آنچه در این حدیث، مهم است، بیعت ابدال الشام با حضرت مهدی4 است اگرچه روایات با مشکل روبرو است.

4. اخرج الحاکم فی مستدرکه عن ام سلمه قالت: قال رسول الله 9: یبایع لرجل من امتی، بین الرکن و المقام کعدة اهل بدر فتایة عصب العراق و ابدال الشام...[30]


کتابنامه

1. احتجاج طبرسی

2. امالی مفید

3. اصول کافی

4. اضواء علی السنة المحمدیة

5. بحار الانوار

6. دایرة المعارف

7. رجال شیخ طوسی

8. رجال ابن داوود

9. رجال علامه حلی

10. کتاب العین

11. علل الشرایع

12. غیبت نعمانی

13. غیبة طوسی

14. کشف الغمه

15. لسان العرب

16. مجمع البحرین

17. مفاتیح الجنان

18. من لا یحضره الفقیه

19. معجم احادیث الامام المهدی7



[1] . دایرة المعارف، ج2، ص384.

[2] . کتاب العین، ج8، ص45.

[3] . مجمع البحرین طریحی، ج5، ص319.

[4] . لسان العرب، ابن منظور، ج11، ص49.

[5] . مجمع البحرین، ج5، ص319.

[6] . کتاب العین، ج8، ص45.

[7] . لو لا الحجه لساخت الارض باهلها. مستدرک سفینة البحار، شیخ علی نمازی، ص5، ص278.

[8] . الجعفریات، ص223.

[9] . بحار الانوار، ج53، ص84.

[10] . احتجاج طبرسی، ج2، ص488، بحار الانوار، ج27، ص48.

[11] . امالی المفید، ص30، بحار الانوار، ج52، ص34.

[12] . دلائل الامامه طبری، ص248.

[13] . مفاتیح الجنان، ص264.

[14] . روضة الواعظین، ج2، ص406.

[15] . من لا یحضرالفقیه، ج3، ص554 - علل الشرایع، ج2، ص517.

[16] . روز رهایی، ج1، 301.

[17] . رجال شیخ، ص61.

[18] . رجال علامه حلی، 59.

[19] . رجال ابن داوود، ص164.

[20] . رجال علامه حلی، ص74.

[21] . روضة الواعظین، ج2، ص288.

[22] . غیبه النعمانی، ص170، غیبة الطوسی، ص162.

[23] . غیبة النعمانی، ص175، اصول کافی، ج1، ص382.

[24] . غیبة شیخ، ص162، غیبة النعمانی، ص176.

[25] . اضواء علی السنة المحمدیة، ص120

[26] . اضواء علی السنة المحمدیة، محمود ابوریة، صص130-135.

[27] . غیبة الطوسی، ص476، ح504، معجم احادیث امام مهدی، ج4، ص445.

[28] . معجم احادیث امام مهدی، ج4، ص147، المهدی المنتظر، ص71.

[29] . کشف الغمه، ج4، ص207.

[30] . آثار الصادقین، ج29، ص393، عقدالدرر، ص70، مستدرک الحاکم، ج4، ص553.

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :