wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 2 » مقالات
بازدید: 4054
0/0 (0)
آیا انتظارات بشر در عصر ظهور برآورده می‌شود؟
 
علی محمد رایگان
 
نوشته حاضر بررسی اجمالی دارد بر این موضوع که ‏«آیا نیاز بشر از دین در عصر ظهور برآورده می‌شود؟‏» و ‏«شکل آن به چطور است؟‏» در این اثر سعی می‌شود که به بررسی کلی از بحث نبوّت و امامت و فلسفه وجودی آنها بپردازد و مقایسه‌ای بین این اهداف و اهداف حکومت امام عصر داشته باشد تا به این پرسش بتواند جواب دهد.
مقدمه
ابتداءً باید این سوال را طرح کرد که اساساً آیا بشر انتظار یک چنین عصری را دارد یا خیر؟ به عبارتی می‌توان  این سؤال را طرح کرد که آیا انتظارات بشر از دین و امام عصر و حکومت ایشان صحیح است یا خیر؟ قبل از پرداختن به بحث‌های حاشیه‌ای چند مطلب را مقدمتاً بیان می‌کنیم.
الف: اهداف کلی انبیاء
همه ما می‌دانیم که بشر موجودی است که اساساً تمایل به زندگی اجتماعی دارد و در این تمدن خود هم مانند مورچه یا مانند زنبور عسل نیست که همچنان یک اجتماع باشند بلکه در این اجتماع احتیاج به ارتباط و تحول و ترقی و از یک مرحله به مرحله بعدی ر اهمواره در دستورات و آرمانهای خود داشته است. انسان این چنینی دنبال وجه مشترکی میان خود ا ست تا یکدیگر را بهم پیوند دهد و یک اجتماع سازد و برای همه یک مقصد و آرزو ایجاد نماید.  بنابراین یکی از اداء لزوم بعثت انبیاء عبارتند از:
1ـ حفظ نوع انسان
2ـ تشخیص سود و زیان [در قواعد رسوم...]
3ـ تعلیم صنایع خفیه
4ـ تأیید حکم عقل
5ـ احتیاج به یک قانون مدوّن برای کل بشر
6ـ احتیاج اجتماع انسانی به کمال و معرفت
و...
از مهمترین آنها همانطور که گفته شد این است که این اجتماع عظیم انسانی احتیاج به یک قانون برای ادامه حیات خودش دارد و این قانون را باید شخصی بیاورد که اولاً به تمام جهات زندگی انسانی [چه فردی و چه اجتماعی] شناخت داشته باشد، ثانیاً خود او ذی نفع در آن قانون نباشد.
پس خداوند انسان را یله و رها نیافرید بلکه «لقد ارسلنا رُسُلنا بالبینات و انزلنا معلهم الکتاب و المیزان»  «و خداوند برای هر امتی رسولی فرستاد»  و دستورات الهی را به زبان همان قوم برای ایشان بیان فرمود «و ما أرسلنا من رسولٍ الا بلسان قومه لیبین لهم...»  و بدین سان خداوند حجت خویش را بر مردم تمام کرد. «رُسُلاً مبشرین و منذرین لئلا یکون للناس علی الله حجة بعد الرسل»
ب: امامت ادامه و استمرار نبوت
سرانجام خداوند آخرین پیامبر خود را برگزید و او را خاتم پیامبران نامید «ما کان محمدآً ابا احدٍ من رجالکم و‌لکن رسول الله و خاتم النبیین»  اما پیامبر هم بشری بود چون همة انسانهای دیگر  بنابراین روزی باید از این سرا به سرای باقی و جاوید برود و این کار به وقوع پیوست. اما بعد از پیامبر چه اتفاقی می‌اُفتد؟ آیا همة قوانین حتی جزئیات گفته شد؟ آیا اجرای قوانین هیچ ضمانتی را نمی طلبد؟ پس باید کسی یا کسانی باشند که اهداف پیامبران الهی را ادامه داده و بر اجرای آن کمر ببندند تا آن اهداف ابتر و بدون نتیجه نماند. اینجاست که بحث از خلافت و جانشینی پیامبر مطرح می‌شود، ولی مهمتر از این بحث این است که اساساً فلسفه امامت چیست؟
ج: فلسفه امامت
گروه‌های مختلف مسلمانان دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به این امر دارند از جمله:
1ـ معتزله:
فلسفه امامت، اجرای حدود الهی بلکه اجرای همة احکام شرعی است که به امامت بستگی دارد.»
2ـ ماتریدیه
فلسفه امامت، تنفیذ احکام، اقامة حدود، حل منازعات،‌ محافظت مرزها، تجهیز لشگر و...است.»
3ـ اشاعره
فلسفه امامت، فرماندهی سپاه ـ حمایت از مظلومان، اقامة حدود، جهاد و سرکوبی ستمگران و...است.»
4ـ اسماعیلیه
هدف اصلی از امامت تعلیم معارف الهی به بشراست.
5ـ شیعة دوازده امامی (اثنی عشر)؛ فلسفه امامت، عبارت است از: حفظ نظام اجتماعی مسلمانان، برقراری عدالت اجتماعی، اجرای حدود الهی، جلوگیری از گناه، پاسداری و تبیین شریعت، لطفی الهی (امامت لطفی الهی است که انسان در سایه آن با انجام دستورات دین به خدا نزدیک می شود، بیان تفاصیل شریعت
آنچه در بین تمام مذاهب نامبرده بیشتر به چشم می‌خورد «اجرای حدود الهی» می‌باشد که تقریباً متفق القول همه‌است بنابراین امام را علاوه بر شئون مختلف که دارد،‌باید ادامه دهنده راه نبی و مجری قوانین و احکامی دانست که توسط پیامبر آورده شده است و لذا در تعریف امام هم آمده است:
«امامت ریاست کلّی در امور دین و دنیا و خلافت رسول در اقامه دین است،و بر مردم اطاعت از امام واجب است»  «و امامت خلافت و جانشینی پیامبر در حراست دین و سیاست دنیاست»
«الامامة رئاسة عامّة دینیة مشتملة علی ترغیب عموم الناس فی حفظ مصالحهم الدینیة و الدنیویه و زجرهم عمّا یضرهم بحسبها»
آنچه که مدنظر است [گذشته از اینکه مباحث خلافت و امامت فرق دارند و...] اینکه:
اولاً: امام بعد از پیامبر باید باشد.
ثانیاً: اجرای حدود و اقامه احکام و... [ریاست عامه دینی] با امام است.
د ـ امام و حکومت
پس آیا این امام و جانشن پیامبر احتیاج به یک قدرت مشروع و مقبول دارد یا خیر؟ تاریخ اسلام نشان داد که چه عقیده اهل سنت و چه عقیدة تشیع کسانی که جانشین پیامبر شدند و «ریاست عامه دینی» مردم را عهده‌دار شدند پیامبر کلیه وظایف امامت را در چهارچوب حکومت» پیش بردند.
از خلیفه اول تا خلیفه سوم همگی، وظایفی را که عهده‌دار بودند به شکل «حاکم» اجراء نمودند و امام امیرالمومنین(ع) هم اقدام به تشکیل حکومت دینی نمود.
اما قبل از اینکه از مشروعیت و عدم مشروعیت و اساساً از حکومت دینی بحث شود لازم است مطالبی قبلاً بیان شود.
فصل اول: ساختار حکومت دینی
آنچه به نظر می‌رسد یک حکومت دینی از ساختار ذیل بهره‌مند است.
الف: رهبری و مدیریت
ب: کارگزاران
ج: مردم
الف: رهبری
رهبر در یک جامعه دینی مهمترین نقش را ایفاء می‌کند چراکه در رأس هرم حکومت قرار گرفته است. آنچه عنوان شرایط رهبری در یک حکومت دینی حائز اهمیت است موارد زیر می‌باشد.
شرای رهبری و مدیر در جامعه
1ـ علم
خداوند تبارک و تعالی وقتی طالوت را بعنوان فرمانروا معرفی‌ می‌نماید می‌فرماید «ان الله اصطفاه علیکم و زاده بسطةً فی العلم و الجسم...»
2ـ قدرت و توانایی جسمی
3ـ امانت‌داری
خداوند در سورة یوسف آنگاه که یوسف خزانه داری مصر را می‌طلبد می‌فرماید «قالَ جعلنی علی خزائن الارض انی حفیظٌ علیم»
4ـ عصمت
آیاتی از قرآن عصمت را برای پیامبر و امام بعنوان حاکمان الهی جامعه معرفی می‌نماید مانند آیه ابتلاء ابراهیم
و آیه اطاعت اولی الامر
5ـ عدالت پیشگی
قرآن می‌فرماید «هل یستوی هو و من یأمُرُ بالعدل و هو علی صراطٍ مستقیم»
6ـ بینش قوی
«... قل هل یستوی الأعمی و البصیر...»
7ـ ایمان
«... افمن کان مومناً کمن کان فاسقاً لاسیتون»
ب ـ کارگزاران
در یک نظام حکومتی آنچه که به‌عنوان بازوان یک رهبر و یک حاکم از اهمیت بسزایی برخوردار است کارگزاران حکومتی هستند. در نظام حکومت دینی کارگزاران از ویژگیهای خاصی برخوردارند.
ویژگی کارگزاران حکومت
1ـ تقوای الهی
2ـ ایثار
3ـ فرمانبرداری از خداوند
4ـ متابعت از واجبات خدا و اجرای مقررات الهی
5ـ رحم به زیردستان و محبت و لطف به آنان
6ـ انصاف در برابر خداو مردم
7ـ عیب پوشی مردم
8ـ زهد
9ـ عبادت و پاراسایی
10ـ نیرومندی و قوّت.
11ـ عشق به رهبر (و امام)
12ـ دارا بودن‌محبوبیت اجتماعی
و...
ج ـ مردم
نقش مردم بعنوان اصل و پایة وجودی یک حکومت، انکارناپذیر است و آنچه در یک حکومت دینی از اصول مهم بشمار می‌آید نقش مردم است.
در حکومت دینی مردم به هیچ عنوان به حکومت مشروعیت نمی‌دهند و رضایت یا عدم رضایت آنان در مشروعیت دینی نقشی ندارد اما باعث بوجود آمدن آن حکومت می‌شود در حقیقت مردم و مقبولیت آنان نقش وجودی به حکومت دینی می‌دهند نه مشروعیت دینی  امام علی در مورد مقبولیت مردمی و نقش مردم در استقرار حکومتش می‌فرماید «لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر... لَاَلْقیتُ حَبلَها علی غاربها»  پس مقبولیت به حکومت دینی عینیت می‌بخشد زیرا حاکم دینی حق استفاده از زور برای تحمیل حکومت خویش را ندارد.
از طرف دیگر مردم صاحبان حق و حقوقی در جامعه و حکومت دینی هستند که حکومت موظّف است آنها را برآورده کند. حقوقی که مردم می‌توانند داشته باشند اجمالاً به شرح ذیل می‌باشد.
1ـ مساوات و برابری
2ـ برخورداری از حمایت قانونی
3ـ حقوق سیاسی
4ـ حقوق اجتماعی مثل:
            الف: حق داشتن شغل
            ب: حق داشتن مسکن
            ج: حق داشتن امنیت و تأمین اجتماعی
            د: حق مالکیت
و البته مردم همه با حمایت جدی و قاطع و پیروی از رهبران و کارگزاران  به تثبیت و دوام حکومت دینی کمک می‌کنند. بنابراین نقش مردم و روابط متقابل مردم و حکومت را نمی‌توان نادیده گرفت.
فصل دوم: نیاز بشر به امام و رهبری الهی
حال که معلوم شد امامت استمرار نبوت است و در حقیقت امامت ضامن اجرایی قوانین الهی است و اینکه راس هرم حکومت دینی باید امام باشد، لازم است این بحث مطرح شود که در عصر ما که عصر غیبت ولی عصر است آیا بشریت نیاز به امام دارد یا خیر؟
ما به اختصار به چند مطلب که نیاز بشر را به امام در طول تاریخ و به خصوص در این اعصار، روشن می‌کند اشاره می‌کنیم.
الف: بحرانها و مشکلات
وجود بحرانها و نابسامانی‌ها در زندگی بشر این مدعای ما را که قبلاً به اثبات رسانیدیم اجمالاً بیشتر جلوه می‌دهد «که چون بشر قادر به حل مشکلات خود نبوده و نمی توانست قانون کلّی خلق کند تا در سایة آن بشر به سعادت برسد، لذا خداوند از باب لطف خود پیامبران را برای آنان فرستاد و برای نجات اختلافات و حیرت، امام معصوم را بعد از پیامبر فرستاد» .
اهم این بحرانها عبارتند از:
1ـ بحران دینی و اعتقادی:
بوجود آمدن دهها و صدها مکتب دو یکی در قرن اخیر گواه این مطلب است که بشر در یک بحران جدی اعتقادی بسر می‌برد که هر روز در چالة «ایسم‌ها» گرفتار می‌شود.
2ـ بحران فرهنگی:
چالشهای اخلاقی، اجتماعی، فساد، فحشاء، تبعیض و... همه حکایت از آشفتگی فرهنگی جهان قرن 21 دارد.
3ـ بحران سیاسی:
کشمکش‌های سیاسی که سالانه هزاران نفر را قربان خودکامگی‌های عده ای می‌کند، حق و‌تو و... نشان از یک بهم ریختگی در میان سیاست‌مداران کشورهای مختلف است.
4ـ بحرانهای اقتصادی، نظامی و...
فساد، قتل، جنایت بر سر نان، قاره‌ای سیاه و گرسنه، کارتون خوابهای شهرهای بزرگ، حلبی آبادها...
این بحرانها همگی جهان را به سمت و سویی کشانده که ملل دنیا به دنبال یک می‌گردند تا با آن هویت انسانی و گمگشته خو‌درا [که همان راه ترقی و کمال است] پیدا کنند وطرح اسلام و شیعه مشخص و واضح است.
ب: ناتوانی مدعیان دروغین
این بحث که جای کار بسیار دارد مقوله ایست که شاید به جرأت بتوان گفت زائیدة همان بحرانهای مذکور است گروهی به عنوان منجی و گروهی هم به عنوان مهدی از میان این آب گل آلوده ماهی گرفته و خود را نجات دهندة مردم می‌دانند.
در عصر استعمار جدید، چه سردمداران ایالات متحده چه بریتانیا، در کشورگشایی‌ها، خود را منجی مردم منطقه و کشور موردنظر می‌دانند ولی در عمل جز چپاول و کشتار چیزی دیده نمی شود.
«در طول تاریخ، مدعیان دروغین فراوانی بوده‌اند که از مقام نیابت خاصه، تا مهدویت و از آن فراتر، تا مقام الوهیت را برای خویش ادعا کرده‌اند و هر کدام به اندازه دایره تبلیغ خود مریدانی بدست آورده‌اند، گرچه ارباب معرفت و تقوا و مؤمنین آگاه، در هر عصری وجود دارند، اما عناصر بی‌حقیقت و شیادان جاه‌طلب و دنیاپرست، در طول تاریخ از عقیده و ایمان مردم نسبت به معبود واقعی، و از محبت مردم نسبت به رهبران الهی، شئون دینی و حقایق آسمانی سوءاستفاده کرده‌اند و خود را به دروغ دارای مناصب معنوی جلوه داده و ادعای کذب نموده‌اند» .
البته‌ ادامه این بحث لازم نیست چون آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است و اوضاع جهان می‌تواند گواه مدعیان دروغین عدالت گستری و ادعای نجات آنها باشد.
ج: عدم تحقق عدالت
«عدالت واژه ای است آشنا که همگان آن را دوست دارند و در پی آن اند، عدالت چیزی است که از هر کسی صادر شود نیکو و زیباست ولی از مسئولان و فرمانروایان زیبنده‌تر است ولی جای تأسف است که در روزگاران بسیاری جز نام، نشان دیگری از عدالت نمی‌توان یافت و بشریت جزء در روزگاران اندکی ـ آن هم در حکومت مردان الهی ـ عدالت را مشاهده نکرده است  بشر تنها در سایه [یک] عدالت است که می‌تواند به آسایش حقیقی خود برسد چنانچه امیرالمؤمنین می‌فرمایند «فانّ فی العدل سعة»  یعنی در اجرای عدالت آسایش است. ایشان همچنین نشانه‌های عدالت را خوب شدن وضع مردم، عزیزشدن «حق» در میان طبقات [مختلف]، استواری امور دینی، اجرای دستورات الهی‌، اصلاح روزگار، برقرار ماندن دولت صحیح و مأیوس شدن دشمنان می‌داند.
فواتر، ادیب فرانسوی مشهور می‌گوید: «اگر بر انسان یک شخص صالح حکومت کند برای او گویا یک وطن است ولی اگر حاکم بر انسان، شخص غیرصالح باشد گویا او هیچ وطنی ندارد» .
پس باید به چند مطلب توجه داشت: اولاً: عدالت‌خواهی یک مسأله فطری است، ثانیاً انسان با قطع امید از وضعیت موجود جهان، احساس نوعی امید به حکومت برتر دارد. ثالثاً: تجربیات بشری و اختلافات سلیقه نشان داده‌اند که چنین حکومتی از طریق عادی و طبیعی امکان‌پذیر نیست. رابعاً: بشر با توجه به این مقدمات به این نتیجه رسیده که برپایی یک حکومت عدل جهانی ضرورت دارد. و ما اعتقادمان حکومت عدل الهی حجت خداست.
د: اضطرار به حجت
در مورد اضطرار به حجت می‌بایست یک بحث عظیم و گسترده انجام داد ولی ما در اینجا فقط به ذکر چند روایت بسنده می‌کنیم.
احادیثی چون «انّ الارض لاتخلو من قائم الله بحجة  بحث از حجت و اضطرار به حجت از آنچنان اهمیتی برخوردار است که محدث کبیر شیعه ثقة الاسلام کلینی، بابی را به آن اختصاص داده‌اند بنام «ان الارض لا تخلو من حُجّة» .
همچنین در روایتی آمده است: «لو لم یبق فی الارض الا اثنان، لکان احدهما الحجة» .
در روایت دیگری فرموده‌ند: «ان الحجة لا تقوم لله عزوجل علی خلقه الا بامام حتی یعرف» .
و «مازالت الارض الا ولله فیها الحجة یُعرّف الحلال و الحرام و یدعواالناس الی سبیل الله».
جالب این است که احتیاج به یک رهبر و امام آسمانی و الهی در ادیان و مکاتب دیگر هم بیان شده است.
مثلاً زرتشتیان معتقد به ظهور «سوشیانس» اند،
یهودیان معتقد به آمدن ‏«ماشیح‏»
نصاری اعتقاد به ‏«عیسی‏»
بودائیان ‏«منتظر بودا‏‏»
هندوان منتظر ‏«ویشنو‏»
و این حکایت از انتظاری جهانی برای آمدن یک رهبر آسمانی و الهی دارد.
در قرآن هم به این وعده و این انتظار اشاره شده است که فرمود: و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر انّ الارض یرثُها عبادی الصالحون» .
فصل سوم: انتظارات بشر و حکومت دینی
مردم از یک حکومت دینی چه انتظاری دارند؟ این سؤالی است که برای متدینین و غیر متدینین می‌تواند مطرح باشد. ما برای پرداختن به جواب آن بحث را در اصل ساختار حکومتی، اهداف و نتایج یک حکومت پیش می بریم.
الف: اهداف حکومت دینی
مهمترین اهداف حکومت دینی را می‌توان:
الف: استقرار توحید و خداپرستی در زمین و رهانیدن مردم از بندگی و فرمانبرداری غیرخدا
«و لقد بعثنا فی کل اُمّةٍ رسولاً اَن اعبدوالله و اجتنبوا الطاغوت...»
ب: رشد و تعالی علمی، فرهنگی و تربیتی انسانها و رهایی آنها از جهل
«هو الذی بعث فی الأُمتّین رسولآً منهم تیلوا علیهم یتلو و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة وان کانوا من قبل لفی ضلالٍ مبین»
ج: برپایی جامعه نمونه و مدینه فاضله آرمانی از طریق اقامه قسط و عدل اسلامی
«لقد ارسلنا رُسُلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط...»
د: آزادسای توده‌ها از زنجیره‌های اسارت
«... و یضعُ عنهم اِصرَهُم و الأغلال التی کانت علیهم...»
هـ: اجرای قوانین آسمانی [اسلام] بطور کامل
ب: ساخار حکومت دینی
از نظر ساختار حکومتی، یک حکومت دینی از سه رکن مهم تشکیل شده است.
الف ـ رهبری
ب ـ کارگزاران
ج ـ مردم
ما در بحث‌های گذشته مفصلاً در مورد رهبری، کارگزاران و مردم صحبت کردیم.
ج: کارکردها و نتایج
اسلام در دو بعد‌ دنیوی و اُخروی برای بشر دستورالعمل‌هایی آورده است و به این دو جنبه اهمیت فوق‌العاده‌ایی داده است و اصولاً دین برنامه‌های مادی و معنوی مشخص کرده ا‌ست. پس یک حکومت دینی باید هم توجه به امور دنیایی مردم داشته باشد و هم به امور اخروی آنها،حال از منظر دین این دو جنبه را مورد بررسی قرار می‌دهیم، البته با توجه به احادیثی که در مورد حکومت امام مهدی آمده است.
ج ـ 1ـ توجه به امور دنیوی
الف ـ عمران و آبادی
«قال الباقر: در زمان حکومت امام مهدی در روی زمین هیچ ویرانه‌ایی نمی‌ماند مگر آنکه آباد می‌گردد»
ب ـ شکوفایی اقتصاد
امام صادق می‌فرماید: هنگامی که قائم ما قیام می‌کند... دارندگان زکات سراغ کسی می‌گرند تا زکاتشان را به او بدهند ولی کسی یافت نمی‌شود و مردم از دیگران [به فضل خدا] بی‌نیاز می‌گردند.
ج ـ امنیت
رسول خدا می‌فرماید: «... زمین را از عدالت پر می‌کند تا جایی که مردم به فطرت خویش باز می‌گردند نه خونی به ناحق ریخته می‌شود نه خدا ؟؟؟ را بیدار می‌کند» .
دـ علم و صنعت
در این مورد هم روایات زیادی وارد شده است که جهت رجوع می‌توان به کتب مکیال المکارم ج 1 ص 158 و 6-185 ـ بحار ج 51 و 52 ص 36 و 317 ـ بصائر الدرجات ص 117...
ب: توجه به امور اُخروی
الف ـ گسترش توحید
عن مفضل بن عمر قال سمعتُ اباعبدالله یقول ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربّها...»
ب: از بین بردن بدعتها
عن ابی بصیر عن ابی عبدالله قال: القائم یهدم المسجد الحرام حتی یرده الی اساسه و...»
ج ـ زنده کردن سیرة پیامبر
«... عن ابا عبدالله... یصنع کما صنع رسول الله یهدم ما کان قبله کما هدم رسول الله امرالجاهلیة و یستانف الاسلام جدیداً...»
ب: نتیجه‌گیری
بنابراین مقدمه و صدها مقدمه دیگر به این نتیجه می‌رسیم که:
اولاً: در عصر ظهور مردم نه تنها انتظاراتشان از دین برآورده می‌شود بلکه افزون بر آن هم را خواهند دید.
ثانیاً: حکومت امام یک حکومت کاملاً دینی [در حد اعلی] است.
ثالثاً: بالاترین و بهترین شکل حکومت عدل جهانی در ظل حکومت الهی مهدی تحقق خواهد یافت.
والسلام علی من اتبع الهُدی
 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :