wait لطفا صبر کنید

صفحه اصلی » مجله شماره 16 » مقالات
بازدید: 2220
0/0 (0)
آسیب شناسی جامعه منتظر از منظر ادعیه و زیارات مهدوی (شماره 2 : ادامه شماره قبل )
 


نگارنده : مرتضی حسن پور

 یکی از کارهای امام مهدی علیه السلام اجرای عدالت است. نکته قابل توجه این است که ولایت امام، مقدم و واجب تر از عدالت است. از این رو بر فرض، کسی پیدا شود که حتی عدالت را در سرتاسر عالم بر پا کند(که هیچ کس نمی تواند)، ما هنوز هم منتظر امام خواهیم بود؛عدالتی برای ما مهم است که مجری آن امام زمان عجل الله تعالی فرجه باشند. زیرا عدالت هدف خلقت نیست، بلکه عدالت وسیله و  ابزاری برای رسیدن به هدف واقعی...

 دعای اللهم ارزقنا توفیق الطّاعة(بیشترآسیب های اخلاقی را ذکرنموده است)

25-انجام گناه :(بُعد المعصیة)؛"دوری از گناه".

گناهان موانع سیر انسان به سوی خدا هستند، وعامل سقوط انسانند.گناهان هرچند به کوچک و بزرگ (کبیره وصغیره)تقسیم شده اند اما هر نافرمانی خدای متعال گناه بزرگی است.[1] گناه صغیره به سبب چند چیز به گناه کبیره مبدّل مى‏شود یکی ازآنها اظهار به گناه است. اظهار گناه به دو صورت ممکن است  اول حکایت کردن گناه بعد از ارتکاب و دوم  انجام گناه در ملأ عام. اظهار گناه به هر صورتى که باشد، جنایتى است که پرده‏اى را که خدا بر گناهان افکنده مورد تجاوز قرار مى‏دهد. و از طرفى موجب تحریک میل دیگران بر گناه مى‏شود. این‏ها خود دو گناهند که با گناه اول ضمیمه شده و آن را تشدید مى‏کنند. و اگر اضافه بر این سه گناه، کسى هم به آن گناه ترغیب یا وادار شود، یا اسباب گناه برایش فراهم آید، جنایت چهارمى است که بر جنایات او افزوده و قبح کارش بیشتر مى‏شود. این همه تشدید و تغلیظ به خاطر آن است که یکى از صفات خدا - که خود نعمتى بر بندگان اوست - این است که زیباییها را آشکار و زشتى‏ها را مستور مى‏کند. و هرگز پرده‏درى نمى‏نماید، و اظهار گناه، کفران این نعمت است.در کتاب شریف کافى از حضرت رضا علیه السّلام منقول است که رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: حسنه‏اى که پنهان باشد مطابق هفتاد حسنه است، و کسى که کار زشت خویش را اظهار مى‏کند خوار و رسوا مى‏گردد، و کسى که عمل زشت خویش را مخفى کند بر او بخشیده مى‏شود .امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید:« هر کس براى آموزش فقه و قرآن و تفسیر نزد ما مى‏آید رهایش کنید (تا وارد شود) ولى کسى که مى‏آید تا عیبى را که خدا بر او پوشانده اظهار کند دورش کنید.»[2]

26-نیت های باطل و دروغ (صِدق النیة)؛ "راستی و درستی نیت".

انسان نباید جز اطاعت و رضایت الهی چیز دیگری را در انجام کارها در نظر داشته باشد. ارزشِ هر کارى به نیّت و انگیزه آن است، نه فقط صِرف عمل. لذا حساب کسى که بخاطر حفظ نظم و احترام به قانون، پشت چراغ قرمز مى‏ایستد از حساب کسى که از ترس پلیس یا جریمه مى‏ایستد جداست‏. پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله در این باره مى‏فرمایند: «انَّمَا الْاعْمالُ بِالنّیَّات»[3]؛ "همانا انجام کارها به نیت ها بستگی دارد".
قَالَ الصَّادِقُ ع:« إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَحْشُرُ النَّاسَ عَلَى نِیَّاتِهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَة»[4]؛ امام صادق علیه السلام فرمود: "همانا خدای عزیز و بزرگ فردای قیامت مردم را بر نیت هایشان محشور می کند". مقدّس‏ترین کارها بخاطر نیّت بد، فاسد مى‏شود و ساده‏ترین کارها، با نیّت خوب، ارزشى بسیار پیدا مى‏کند. نیّت خدایى، عامل جذب الطاف الهى است‏.تصمیم به کارهاى نیک و نیّت خیر داشتن، چون انسان را از حالت بى تفاوتى بیرون مى‏آورد و نشانه تعهّد و دلسوزى و آینده سازى است، ارزشى همچون خود عمل دارد و خداوند به آن هم پاداش مى‏دهد. از طرف دیگر، نیّت‏هاى بد آثار سوء اعمال را متوجّه صاحب نیّت مى‏کند. اگر انسان با فساد و گناه و ستم افراد دیگر، همدل باشد و به آنها راضى گردد در گناهشان شریک است.

27-درآمدهای نامشروع(وطَهِّر بطوننا من الحرام)؛ "شکم های ما را از غذای حرام پاک بگردان".
علمای اخلاق مانند مولف معراج السعادة بزرگترین مانع توفیق تقرب به خدا و شدیدترین عامل گمراهی انسانها را مال حرام می داند که انسانهای زیادی به سبب مال حرام گمراه شده اند. مولف معراج السعاده  در مورد مال  حرام بیاناتی دارد که قسمتی را ذکر می کنیم :«اموال حرام، از سه قسم بیرون نیست: اول آنکه: ذات آن حرام است، مثل سگ و خوک و خاک و امثال این‏ها.دوم آنکه: به جهت صفتى که عارض آن شده حرام شده است، چون طعامى که به زهر مخلوط شده باشد. سوم آنکه: به جهت نقص و خللى که در گرفتن و دادن مال هم رسیده. و از براى این، اقسام بسیار است، مثل اموالى که گرفته مى‏شود به ظلم و عدوان و غصب و دزدى و خیانت در امانت و مکر و حیله و تلبیس و رشوه و کم فروشى و ربا، و غیر این‏ها از آنچه در کتب فقه مذکور است. و در خصوص هر یک ذمّ شدید رسیده‏ }است}»[5]

28-حق النّاس:(واکفف ایدینا عن الظلم و السرقة)"دستان ما را از ظلم و سرقت نگه دار".
آرى، درباره حقّ‏النّاس خداوند با کمال دقّت به حساب‏ها مى‏رسد. حضرت على علیه السلام فرمود: خداوند در روز قیامت مى‏فرماید:«الیومَ أحکُمُ بَینَکُم بِعَدلى وَ قِسطِى لایُظلَمُ الیَومَ عِندى احدٌ الیَومَ آخِذٌ لِلضَّعیفِ مِنَ القَوىّ بِحَقّه و لِصاحِبِ المَظلَمَةِ بِالمَظلِمَة بالقِصاصِ مِنَ الحَسَناتِ و السّیئاتِ ... الّا مَظلَمَةٌ یَهبُها لِصاحِبِها»[6]؛ترجمه: "امروز در میان شما به عدالت حکم مى‏کنم و به هیچ کس در دادگاه من ظلم نمى‏شود، امروز حقّ ضعیف را از قوى مى‏گیرم، امروز به نفع مظلوم از ظالم (یا از طریق گرفتن کارهاى نیک ظالم و قراردادن آن در پرونده مظلوم و یا از طریق برداشتن گناهان مظلوم و اضافه نمودن آنها به گناهان ظالم) دادخواهى مى‏کنم. تا اینکه فرمودند: تنها آن دسته از ظالمان امروز نجات مى‏یابند که مظلوم و کسى که به او ظلم کرده‏اند، از حقّ خودش بگذرد".

29-چشم و گوش ناپاک(واغضض ابصارنا عن الفجور و الخیانة و اسدد اسماعنا عن اللغو و الغیبة)؛  " و چشم ما را از نابکارى و خیانت ببند و گوش ما را از شنیدن سخن بیهوده و غیبت بندگانت مسدود گردان‏".  «النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ مَسْمُومٌ وَ کَمْ مِنْ نَظْرَهٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَهً طَوِیلَهً»[7]؛ "نگاه حرام تیری از تیرهای شیطان است و چه بسا این نگاهها که حسرت طولانی دنبالش بوده باشد". «مَنِ اطَّلَعَ فِى بَیْتِ جَارِهِ فَنَظَرَ إِلَى عَوْرَهِ رَجُلٍ أَوْ شَعْرِ امْرَأَهٍ أَوْ شَىْ‏ءٍ مِنْ جَسَدِهَا کَانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ أَنْ یُدْخِلَهُ النَّارَ مَعَ الْمُنَافِقِینَ الَّذِینَ کَانُوا یَتَّبَّعُونَ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ فِى الدُّنْیَا وَ لَا یَخْرُجُ مِنَ الدُّنْیَا حَتَّى یَفْضَحَهُ اللَّهُ وَ یُبْدِى لِلنَّاسِ عَوْرَتَهُ فِى الْآخِرَهِ »[8]؛  "هر کس به خانه همسایه سرکشد و به عورت مردى یا موى زنى یا عضوى از بدن او نگاه کند، بر خدا سزاوار است که او را با منافقانى که در دنیا در پى عیوب مردم بودند وارد دوزخ کند، و از دنیا بیرون نمى‏رود تا اینکه خدا او را رسوا سازد، و در آخرت نیز عیوب او را براى مردم آشکار خواهد ساخت."در عوض کسانى که چشم‏شان پاک است ملکوت را مى‏بینند. پیغمبر (ص) فرمود: «غُضُّوا أَبْصَارَکُمْ تَرَوْنَ الْعَجَائِبَ»[9]؛ "به گناه رسیدید نگاه نکنید یک چیزهاى عجیب و غریب مى‏بینید". اگر شما  پیش گناه چشمت را پائین انداختى خداوند چشم باطنت را باز مى‏کند یک حقیقت‏هایى را مى‏بینى که دیگران نمى‏بینند. دید حقیقت بین پیدا مى‏کنید. همه می‏دانیم که چشم‏چرانی اثرات بسیار ناگوار در سلامتی جسم و روح انسان به ویژه جوانان می‏گذارد، چرا که به وسیله چشم، بسیاری از گناهان را انجام خواهد داد و در برخی موارد برای رسیدن به خواسته خود که از راه چشم تحریک شده است زندگی خود را هم به مخاطره می‏اندازد. پس چه بهتر آن است که یک جوان به وسیله کنترل نگاه، سلامت فکر و طهارت روح خود را حفظ کرده و زندگی باصفای خویش را به بسیاری از گناهانی که به وسیله یک نگاه انجام می‏شود، آلوده نسازد و با این بیان می‏توان گفت که آثار منفی چشم‏چرانی بسیار است اما از باب اختصار به چند نمونه اکتفا می‏کنیم:

اول: تحریک شهوت حیوانی

دوم: ‏ایجاد حسرت دائمی‏. چه بسیار افرادی که به وسیله چشم خود چیزی را اراده کردند، اما برای همیشه حسرت آن بر دلشان نشست و هیچ گاه به آرزوی خود نرسیدند.دنبال این کارها ضرر علمى است. یک دانشجویى که دنبال هوس است نمى‏تواند پیشرفت علمى داشته باشد، اصلًا تمرکز فکرى ندارد. دلش جاى دیگر است‏.

30-نداشتن عشق و علاقه به انجام وظیفه(وعلی المتعلمین بالجهد و الرغبة)" و بر دانش طلبان به جدیت و شوق و رغبت (تفضل فرما)"

رغبت چنانچه درمجمع البحرین هم آمده یعنی میل،حرص و طمع یعنی انسان با حرص و طمع چیزی را دنبال کند.اگر منتظر با رغبت و میل و اشتیاق کارها  و برنامه هایش را انجام ندهد ممکن است سرخورده شود و دچار یاس وناامیدی گردد. به قول یکی از بزرگان:«اگر کسى براى اصلاح و متحوّل کردن جامعه، از درون سوز نداشته باشد و مشتعل نباشد، محال است بتواند جامعه‏اى را مشتعل سازد». یکى از صفات برجسته انبیاى الهى این بود که براى هدایت و سعادت انسان‏ها حریص بودند. پیداست که حرص داشتن برای هدایت انسانها، خود یک کمال است. خدای متعال در اوصاف پیامبرص مى‏فرماید: «حریص علیکم»[10]او نسبت به شما سوز دارد و براى ایمان شما حرص مى‏خورد. و در جاى دیگر خطاب به پیامبر مى‏فرماید:«لعلّک باخع نفسک الا یکونوا مؤمنین»[11] "شاید خویشتن را هلاک کنى که چرا آنها ایمان نمى‏آورند". همچنین در سوره طه مى‏فرماید: «طه ما انزلنا علیک القرآن لتشقى»[12]؛ "اى پیامبر! ما قرآن را بر تو فرو نفرستادیم که این همه خود را به زحمت بیندازى!". حرص هدایت دینى مردم و عشق به خدمت و هدایت دیگران از اوصاف انبیا و اولیاست و نه تنها براى اولیاست بلکه  براى هر مسلمانى لازم است. روحانیون و دانشجویان اگر مثل پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله برای خدمت به کشور و نظام حرص بخورند و عاشقانه و خالصانه تلاش کنند، مى توانند دانشگاه و حوزه و جامعه را متحوّل کنند. باید ببینم کجاى کار زمین مانده است و کسی آن را بر نمی دارد،آستین‏ها را بالا بزنیم و آن را انجام دهیم. به نوع کار، پستى و شرافت ظاهرى آن نباید نگاه کرد،کارى که بر روى زمین مانده است را باید با نیّت پاک و خالص انجام داد.

31-بی حیایی و عدم عفت در زنان(وعلی النساء بالحیاء والعفة)؛ " و بر زنان به حیاء و عفت‏".
بی حیایی که امروزه بعضاً به واسطه  موبایل و اینترنت وکامپیوتر وامثال آن صورت می گیرد عواقب بسیار دردناک وخطرناک دارد. گناهان بزرگی با یک گوشی تلفن صورت می گیردمانند:غیبت،تهمت،وارد شدن در حریم زندگی دیگران،پخش عکس و فیلم دیگران (که بدون رضایت و ناگهانی تهیه شده)،ارسال پیامک های غیر اخلاقی،اشاعه منکرات و فحشاء و گناهان دیگر که بسیاری از آنها از گناهان کبیره محسوب می شوند. یکی از آثار منفی تنکولوژی عصر حاضر از بین رفتن حیاء است. مخصوصا در بین دختران و پسران جوان  که حتی عده ای به جای استفاده های مثبت از این وسیله به مزاحمت برای دیگران پرداخته و به سرانجام های جبران ناپذیری مبتلا می شوند. حدیثی از  حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله در مورد حیاء نقل شده که فرمود:«وانّ خطوة تتخطّا فی ساحات هیبة اللّه بالحیاء منه إلیه، خیر من عبادة سبعین سنة.»[13]؛ "یک گام که صاحب حیا مى‏گذارد از روى حیا و شرم در فضاى هیبت الهى، عزیزتر است در پیش خداى تعالى از عبادت هفتاد سال که  از روى حیا نباشد".و قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله:« اذا لم تستح فاعمل ما شئت، اى اذا فارقت الحیاء فکلّ ما عملت من خیر و شرّ فانت به معاقب»[14]؛ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: "هر گاه صفت حیا که مانع است از ارتکاب قبایح براى تو نباشد،پس هر چه می خواهى انجام بده که گویا خود را از جریده بندگى بیرون کرده‏اى و خوبى و بدى  براى تو یکسان شده است". و این نیست مگر علامت کفر و در این حالت هر چه مى‏کنى، خواه خوبى و خواه بدى، انجام بده که چیزی نیست مگر موجب عذاب و عقاب . اما در مقابل ،عفت به معنی خودداری از غلبه مطلق شهوات است لکن بیشتر در مورد عفت شکم و فرج به کار برده شده است. امام باقر علیه السلام می فرمایند:« خدا به چیزى بهتر از عفت شکم و فرج عبادت نشده است».[15] و نیز در روایت دیگری فرمود:« بهترین عبادت ،عفت شکم و فرج است.»[16]

32- نداشتن قناعت و میانه روی در زندگی(وعلی الفقراء بالصبر والقناعة)؛ "و به فقرا صبر و قناعت عطا بفرما".

کسی که راه سیر و سلوک را انتخاب کرده است و می خواهد به تقرب پرودگار خویش نائل آید نباید دنبال زیاده خواهی باشد. از امور معاش،خوراک و پوشاک به قدر ضرورت اکتفاء کند. اگر در گردابهای دنیا سرگرم شود دلش آشفته و پریشان می شود و با دل آشفته چگونه می خواهد به درجات بالا دست یابد. رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلم فرمود:«طوبى لمن هدى للاسلام، و کان عیشه کفافا و قنع به »[17]؛ "خوشا آنکه به اسلام هدایت یابد و معیشت او به قدر کفاف باشد و به آن قناعت کند". عده ای برای رفع نیاز خانه یا ماشین می خرند ولی برخی دیگر برای اینکه مدل بالاتر و جدیدتر باشد آنرا عوض می کنند که این کار چیزی جز زیاده خواهی نیست.

33-عدم اجرای عدالت(وعلی الأمراء با لعدالة و الشفقة)؛ " و بر فرمانداران به عدل و شفقت و بر رعیت به انصاف و حسن سیرت تفضل فرما".

یکی از کارهای امام مهدی علیه السلام اجرای عدالت است. نکته قابل توجه این است که ولایت امام، مقدم و واجب تر از عدالت است. از این رو بر فرض، کسی پیدا شود که حتی عدالت را در سرتاسر عالم بر پا کند(که هیچ کس نمی تواند)، ما هنوز هم منتظر امام خواهیم بود؛عدالتی برای ما مهم است که مجری آن امام زمان عجل الله تعالی فرجه باشند. زیرا عدالت هدف خلقت نیست، بلکه عدالت وسیله و  ابزاری برای رسیدن به هدف واقعی(تکامل و عبودیت) است که فقط به دست حضرت قائم آل محمد علیهم السلام صورت می گیرد.خداوند می فرماید:«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ »[18]."خداوند به کسانى که از شما ایمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند وعده مى‏دهد که آنها را قطعا خلیفه روى زمین خواهد کرد، همانگونه که پیشینیان را خلافت روى زمین بخشید. و دین و آئینى را که براى آنها پسندیده پا بر جا و ریشه‏دار خواهد ساخت و خوف و ترس آنها را به امنیت و آرامش مبدل مى‏کند، آن چنان که تنها مرا مى‏پرستند و چیزى را براى من شریک نخواهند ساخت. و کسانى که بعد از آن کافر شوند فاسقند".

 

34-بی انصافی و بد سیرتی(وعلی الرعیه بالانصاف و حسن السیره)؛ " و بر رعیت به انصاف و حسن سیرت تفضل فرما".

سیره بد آنچنان مذموم است که خدای متعال نسبت به پیامبرص می فرماید:«لَوْ کُنْتَ فَظَّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لْانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک»[19]؛  "اگر خشن و سنگدل بودی مردم از اطراف تو پراکنده می شدند".  یکی از وظایف منتظران امر به معروف ونهی از منکر است، مگر این فریضه مهم و اساسی بدون نرم خویی ممکن است. تبلیغ دین با نرمخویی از سیره پیامبر صلی الله علیه واله است. «وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِمَنْ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِین».[20]؛ "و بال و پر خود را براى مؤمنانى که از تو پیروى مى‏کنند بگستر".

کسى که امر و نهى مى‏کند، بدیها را با خوبى دفع می کند و اهل انتقام و غیظ نیست؛ مردم از گرد افراد بداخلاق فرار مى‏کنند. سیره دیگر انبیاء عفو و گذشت از اشتباهات دیگران است. خود را به تغافل زدن در بعضی مواقع اثرات بسیار مثبتی دارد. برادران یوسف در برخورد با یوسف او را نشناختند چون چند سال فاصله شده بود زمانى که گفتند یک ظرفى بوده و یکى از شماها دزدیده‏اید گفتند قبلًا هم ما یک برادر داشتیم دزد بود. «إِنْ یَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ فَأسَرَّها یُوسُفُ فى نَفْسِهِ وَ لَمْ یُبْدِها لَهُم» [21]." برادران گفتند: اگر این شخص دزدى مى‏کند [خلاف انتظار نیست‏] زیرا پیش‏تر برادر [ى داشت که‏] او هم دزدى کرد. یوسف [به مقتضاى کرامت و جوانمردى‏] این تهمت را در دل خود پنهان داشت و نسبت به آن سخنى نگفت و این راز را فاش نساخت. در پاسخ آنان گفت: منزلت شما بدتر [و دامنتان آلوده‏تر از این‏] است [که ظاهرتان نشان مى‏دهد] و خدا به آنچه بیان مى‏کنید، داناتر است ". قرآن مى‏گوید یوسف فحش شنید که برادرها به او گفتند دزد، یوسف آن را در دل نگه داشته و به برادرها اظهار نکرد. نباید اگر کسی به ما بدی کرد زود فحاشی کنیم و یا ناسزا بگوئیم. یکی از نشانه های سیره پاک داشتن،حسن خلق است. حسن خلق همه جا خوب است اما در محیط خانه و خانواده خوب تر. «وَ التَّوَسُّعِ عَلَى الْعِیَالِ»[22] "زمانى که دارى،برای عیال وسعت بگردان و سخت مگیر". افرادى که به خانواده سخت مى‏گیرند، ولى در امور خیریه شرکت می کنند(این خود نوعی بد سیرتی است). بد اخلاقی مفاسدی دارد مثلا اینکه موفق نمی شود از گناهان خود توبه کند‏ «أَبَى اللَّهُ لِصَاحِبِ الْخُلُقِ السَّیِّئِ بِالتَّوْبَه»[23]؛  "خداوند عزّ و جل ابا دارد که توبه بنده بد خلق را بپذیرد". و اگر هم توبه کرد چون بد اخلاق است وارد یک گناه دیگر مى‏شود. یکی از آثار بد اخلاقی تنگ شدن رزق و روزی است.‏ «من ساء خلقه ضاق رزقه»[24]؛ " کسى که اخلاقش بد باشد، روزى او تنگ مى‏شود".

دعای معرفت:

35-گمراهی از دین:(فانک ان لم تعرّفنی حُجَّتک ضَللتُ عن دینی)؛ " خدایا اگر حجتت را به من نشناسانی از دین خود گمراه خواهم شد".

شناخت امام وظیفه اساسی هر مکلف است. امام باقر علیه السلام:«ُ مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ لَهُ إِمَامٌ فَمِیتَتُهُ مِیتَةُ جاهلیة»[25]؛  " کسى که بمیرد و امام زمان خود را نشناسند، مرگ او مرگ جاهلیّت است‏". و «امام صادق علیه السلام فرمود:« إعْرِفْ إِمَامَکَ فَإِنَّکَ إِذَا عَرَفْتَ لَمْ یَضُرَّکَ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ»[26] ؛ "امام خود را بشناس در این صورت تاخیر یا تقدم امر ظهور ضرری به شما وارد نمی شود".  اما شناخت امام بدون شناخت پیامبرصلی الله علیه وآله ممکن نیست. زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله خلیفه خداست،وشناخت خلیفه خدا نیز بدون شناخت خدا امکان ندارد.با شناخت صفات خدا ضرورت وجود حجت وپیامبرصلی الله علیه و آله را می شناسیم. با معرفت به پیامبرص امام را می شناسیم.  اگر شناخت امام همراه شناخت و اعتقاد به پیامبر صلی الله علیه و آله نباشد به جای غدیر سقیفه اجرا می شود. یهودیان مکه سالها با شور و شوق منتظر ظهور پیامبر آخرالزمان بودند. اما بعد از ظهور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با اینکه پیامبرص را می شناختند ایشان را انکار کردند زیرا برنامه های پبامبرصلی الله علیه و آله موافق خواسته های آنان نبود. چه بسا منتظرانی که با دعای ندبه مانوس هستند اما هنگام ظهور نتوانند حضرت را تحمل کنند وهوا و هوس آنان را از پذیرش ولایت و امامت حضرت مهدی علیه السلام دور کند.

36-مرگ جاهلیت(اللهم لا تُمِتنی میتةَ جاهلیة)" اى خدا مرا به مرگ جاهلیت نمیران".

با توجه به آیه 33  سوره احزاب بعضی از علما بیان کرده اند که جاهلیت اولی قبل از اسلام بوده و جاهلیت دومی هست که بعد از اسلام ظهور می کند.‏ «وَقَرْنَ فِى بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُوْلَى‏ وَأَقِمْنَ الصَّلَوةَ وَ ءَاتِیْنَ الزَکَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ (احزاب/33)»[27]. "و در خانه‏هاى خود قرار گیرید و همچون دوران جاهلیّتِ نخستین، با خودآرایى ظاهر نشوید (و زینت‏هاى خود را آشکار نکنید)، و نماز را بر پا دارید و زکات بدهید، و از خدا و رسولش اطاعت کنید”. جاهلیّتِ اولى نشان دهنده‏ى ظهور جاهلیّت اخرى‏ است که ما امروز شاهد آنیم. در حدیث نیز آمده است: «ستکون الجاهلیّة الاخرى»  "به زودى جاهلیّت دیگرى فرا مى‏رسد". آقای قرائتی بیانی دارد که:«اگر در جاهلیّت آن روز دختر را زنده به گور مى‏کردند، امروز با سقط جنین، هم دختر را نابود مى‏کنند، هم پسر را. اگر در جاهلیّت آن روز قتل و آدم کشى وجود داشت، امروز در جنگ‏هاى بزرگ و جهانى کشتارهاى میلیونى انجام مى‏گیرد. جاهلیّت آن روز مدرسه نبود و جنایت انجام مى‏گرفت، امروز با وجود هزاران دانشگاه،مهم‏ترین حقوق انسان‏ها پایمال مى‏شود. در جاهلیّت آن روز فساد و زنا جرم بود، امّا امروز در مترقّى‏ترین کشورهاى جهان همجنس بازى قانونى است».[28]

37-ثابت ماندن براعتقادات دینی:«اللهم ثبتنی علی دینک»؛ "خدایا مرا بر دین خود ثابت قدم نگه دار".

عن أبی جعفر ع قال : « ارتدّ الناس بعد النبی ص إلا ثلاثة نفر المقداد بن الأسود و أبو ذر الغفاری و سلمان الفارسی ثم إن الناس عرفوا و لحقوا بعد»[29]؛ "امام باقر علیه السلام:مردم بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله مرتد شدند جز سه نفر مقداد،ابوذرو سلمان فارسی بعد از آن مردم حق را شناختند و ملحق شدند". طبق روایات در روز غدیر  جمعیت انبوهی حضور داشتند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آن خطبه مشهور را خواندند و حضرت علی علی السلام را بعنوان جانشین خود معرفی کرد . حداقل پنج هزار نفر ازمدینه بودند[30]، اما بعد رحلت پیامبرصلی الله علیه و آله جز عده ای انگشت شمار هیچ کس از غدیر چیزی نگفت. آن پنج هزار نفر کجا بودند؟ ظلم هایی که  به حضرت فاطمه سلام الله علیها  و هجوم به خانه ایشان که پیامبرصلی الله علیه وآله در مورد او فرمود"فاطمه بضعةٌ مِنّی من آذاها فقد آذانی"[31] ؛ «فاطمه سلام الله علیها پاره تن من است هر کس او را آزار دهد مرا آذار داده است». از سوی چه کسانی بود؟آیا حاجیان حجة الوداع و حاضرین غدیر، در مدینه نبودند؟پاسخ این است که نتوانستند بر اعتقادات خود ثابت بمانند مرتد شدند،طمع مال ، مقام، و بدتر از آن ،جهل و کینه ورزیشان باعث ارتداد آنان شد. در زمان ائمه بعدی نیز این راه ادامه داشت.با امام حسین علیه السلام چگونه رفتار کردند؟ «عن أبی عبد الله ع قال ارتد الناس بعد الحسین ع إلا ثلاثة أبو خالد الکابلی و یحیى ابن أم الطویل و جبیر بن مطعم ثم إن الناس لحقوا و کثروا »[32]؛  "بعد از امام حسین علیه السلام مردم مرتد شدند جز سه نفر ابو خالد،یحیی ابن ام طویل و جبیر، سپس مردم ملحق شدند و زیاد شدند".

38-عجله کردن:(وصَبِّرنی علی ذلک حتی لا احب تعجیل ما اخرت ولا تاخیرما عجلت ولا اکشف عما سترت ولا ابحث عما کتمت ولا اُنازعک فی تدبیرک)؛   " پس اى خدا مرا صبر و شکیبایى ده در امر غیبت آن حضرت که آنچه را تو تأخیرش خواهى من تعجیل آن نخواهم و آنچه تو تعجیل آن خواهى من تأخیرش نطلبم و آنچه تو مستور میدارى کشف آن نخواهم و آنچه امر به کتمان و نهان داشتن فرمودى بحث در آن نکنم و در تدبیر امور عالم با تو تنازع نکنم و هرگز چون و چرا نکنم و نگویم چه شده است که ولى امر امام غایب ظاهر نمیشود".
 «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّمَا أهْلَکَ النَّاسَ الْعَجَلَةُ وَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ تَلَبَّثُوا لَمْ یَهْلِکْ أَحَدٌ »[33]؛ "عجله و شتاب مردم را هلاک کرده و اگر مردم داراى تأنّى و خویشتن دارى بودند، هیچ کس به هلاکت نمى‏رسید". وامام باقر علیه السام فرمودند:«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْأَنَاةُ مِنَ اللَّهِ وَ الْعَجَلَةُ مِنَ الشَّیْطَان‏»[34] ؛ " تأنّى و خویشتن دارى از سوى خداست و عجله و شتاب از شیطان است‏". و خداى تعالى به پیامبرش مى‏فرماید: «وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرآنِ مِنْ قَبْلِ أنْ یُقْضى الَیْکَ وَحْیُهُ»[35] ؛ "قرآن را پیش از آنکه وحى آن به تو برسد به شتاب مخواه".  و روایت است که: «چون عیسى علیه السّلام متولّد شد همه شیاطین به پیش ابلیس آمدند و گفتند: امروز همه بتها سرنگون گشته‏اند. ابلیس گفت: البتّه حادثه‏اى واقع شده است، بایستید تا جستجو کنیم، پس به پرواز آمد و همه جاى زمین را در نوردید، چیزى نیافت تا رسید به جائى که عیسى علیه السّلام متولّد شده بود. دید ملائکه دور او را گرفته‏اند، به نزد لشکر خود بازگشت و گفت: دیشب پیغمبرى به دنیا آمده است. تاکنون هیچ زنى آبستن نشده و نزائیده مگر اینکه من نزد او حاضر بودم بجز این شخص. پس امید برگیرید از اینکه بعد از این بتها پرستیده شوند، و لکن راه فرزندان آدم را به شتابکارى و سبکسارى بزنید.»[36].  روایات در مذمت عجله خیلی زیاد است، و علت  اینکه عجله زیاد مذمّت شده این است که؛کارها باید از روى بصیرت و معرفت باشد، و این‏ها بستگى دارند به تأمّل و تأنّى، و شتابکارى مانع تأمّل است. و کسى که در کارى عجله مى‏کند شیطان مکر و شرّ خود را به طورى که آدم شتابزده نفهمد بر او مى‏افکند. و تجربه گواه است هر کارى که بى‏تأمّل و با شتابزدگى از آدمى سرزده موجب پشیمانى و زیان و خسران بوده، و هر چه از روى تأمّل و تأنّى و درنگ انجام گرفته پشیمانى به دنبال نیاورده، بلکه همواره مورد رضایت واقع شده است. و در نکوهش این صفت همین بس است که هر عجول سبکى در چشم مردمان خوار و در دلها  بى اعتبار است و کسى که در کارها تأمّل مى‏کند مى‏داند که باعث و سبب بزرگی که موجب فروختن و معاوضه کردن آخرت با مزخرفات پست دنیا عجله و شتابکارى است. عجله باعث می شود که ما ظهور امام زمان عج را زودتر از موعد مقرر درخواست کنیم.

 

39-سلب یقین : « ولا تسلبنا الیقین »؛

 یقین، باور قلبى است که عمیق‏تر از دانستن است. مثلا همه مردم مى‏دانند که مرده کارى به کسى ندارد امّا حاضر نیستند در کنار مرده بخوابند، ولى مرده‏شور در کنار مرده به راحتى مى‏خوابد، زیرا مردم فقط مى‏دانند که مرده هیچ کاری نمی تواند بکند، ولى مرده‏شور باور کرده و به یقین رسیده است. راه ‏بدست آوردن یقین، عمل به دستورات الهى است. قرآن مى‏فرماید: «و اعبد ربک حتى یأتیک الیقین»[37]؛  " به آنچه از دین مى‏دانى عمل کن تا به یقین برسى". هر چه انسان بیشتر عبادت کند،قرآن بیشتر قرائت کند،شب زنده داری داشته باشد،به نماز و روزه مستحبی مشغول شود  همان اندازه به یقین نزدیکتر مى‏گردد. بر اساس روایات، نشانه یقین، توکل بر خداوند و تسلیم او شدن و راضى بودن به مقدرات او و واگذارى امور به اوست. امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه می فرمایند:«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ بَلِّغْ بِإِیمَانِی أَکْمَلَ الایمَانِ، وَ اجْعَلْ یَقِینِی أَفْضَلَ الْیَقِینِ‏»[38]؛ "خدایا بر محمد و آلش درود بفرست و ایمان مرا بالاترین ایمان قرار ده و یقین مرا بهترین یقین قرار بده". حضرت زین العابدین یقین را در دعا و همراه  عبادت از خدای متعال درخواست می کند و بالاترین درجه یقین را می خواهد نه یقین معمولی.

40-بدعت در دین:«حتی یعود دینک ...جدیدا صحیحا لا عوج ولا بدعة معه»؛ " تا آنکه دین تو اى خدا به وجود او و به دست سلطنت الهیه او به مقام خود از نو باز گردد و تمام و کامل از روى یقین بدون بدعت و کجروى میان بندگان مورد عمل قرار گیرد".

 کسانی که می‏خواهند بر مردم مکتبی؛ حکومت کنند یا باید خودشان خالص و مکتبی شوند  و یا مکتب را با بدعت هائی توسعه بدهند تا جای پائی ‏برای آنها باز شود. بعضی از آنجا که نمی توانند مخلص باشند حاضرند مقام انبیا را پایین بیاورند تا بتوانند خود را مطرح کنند و حکومت کنند. آیات و روایات، مسئولیّت سنگین دین شناسان را در حفظ اصالت مکتب و مقابله با انحرافات فکرى، در عین حفظ وحدت اجتماعى امّت، بیان مى‏کند.

( تفرقه‏افکنى در دین، یعنى بدعت‏گذارى و تفسیر دین به رأى خود که خود مورد نهی قرار گرفته است). شدیدترین تعبیرات، درباره بدعت گذاران آمده است. به برخى از این نمونه‏ها توجّه کنید. قرآن مى‏ فرماید: «واى بر آنان که با دست خود مطلبى مى‏نویسند، سپس مى‏گویند: این از طرف خداوند است»[39]. در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده:« إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِی أُمَّتِی فَلْیُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ یَفْعَلْ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ‏»[40]؛  " هنگامى که بدعتى در جامعه رواج پیدا مى‏کند، بر علما و دانشمندان واجب است که در برابر آن ساکت ننشینند و مردم را نسبت به آن آگاه کنند و عالمى که از این وظیفه سرباز زند و سکوت اختیار کند مشمول لعن و نفرین خداوند مى‏گردد".

41-دوری از ریا وتظاهر:«واجعل ذلک منا خالصا من کل شک وشبهه  وریاء»؛ "و این دعا خالص از هر شک و شائبه و ریا و خودنمایى بگردان‏".

ایجاد شک یکی از ابزار و وسیله های گمراهی است. حضرت صالح مى‏آمد و مردم را هدایت مى‏کرد. بعد منحرفین  مى‏آمدند مى‏گفتند اصلا ایشان رسول و پیامبر هست یا نه؟ «أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ»[41]؛ "آیا شما میدانید که صالح از طرف پروردگارش رسول است". نکند مرسل و پیامبر نباشد؛ایجاد شک مى‏کردند.

قَالَ أَمِیرُ الْمُومِنِینَ علیه السلام: « شرُّ الایمان ما دخله الشک‏»[42]؛ "بد ترین ایمان،ایمانی است که در آن شک شود". شک دو نوع است؛ گاهى شک مخرب است، گاهى شک سازنده است. شکى که خراب مى‏کند، شکى است که به آدم اجازه‏ى تصمیم گیرى نمى‏دهد این شک مخرب است. اما بعضى شک‏ها شک سازنده‏اند. یعنى ابتدا شک مى‏کند، سپس به دنبال تحقیق مى‏رود. اگر در شک ماندى، شک خراب مى‏کند. اما اگر شک کردیم و به دنبال شک قدم در راه گذاشتیم براى انجام تحقیق، این شک سازنده است. امام صادق7 فرمود: «مَنْ شَکَّ أَوْ ظَنَّ وَ أَقَامَ عَلَى أَحَدِهِمَا أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ إِنَّ حُجَّةَ اللَّهِ هِىَ الْحُجَّةُ الْوَاضِحَهُ»[43]؛ "کسی که شک یا گمان کرد و بر اساس یکی از آن دو(شک و گمان)عملی انجام داد خداوند عملش را حبط و باطل می گرداند به درستی که حجت خدا همانا حجت و دلیل روشن و واضح است". یکی دیگر از آسیب های که در این جمله به آن اشاره شده است ریا است .ریا و سُمعه، دو خطر و آفت بزرگ هستند که افراد مؤمن را تهدید مى‏کند. ریا آن است که انسان کارى را براى دیدن مردم انجام دهد و سُمعه آن است که کارى را بجا آورد و هدفش آن باشد که کارش به گوش مردم برسد. این دو کار از نشانه‏هاى نفاق است. چنانکه قرآن درباره منافقان مى‏فرماید: «اذا قاموا الى الصلوة قاموا کسالى یراءون النّاس»[44]  "چون به نماز مى‏ایستند، نمازشان با کسالت و ریاکارى است". «و لا ینفقون الَّا و هم کارهون»[45] "انفاق نمی کنند مگر اینکه از آن کراهت دارند و از روی بی میلی انفاق می کنند".

بر اساس روایات، ریاکار، ظاهرى زیبا و باطنى مریض دارد؛ در ظاهر اهل خشوع و تواضع است، ولى در باطن دست از گناه بر نمى دارد.در برابر ریا و سمعه، اخلاص است که در حدیث مى‏خوانیم: خداوند جز خالصان را نمى‏پذیرد «الا للّه الدّین الخالص..»[46] " آگاه باشید! که دین خالص ویژه خداست ". و هر کس چهل روز خود را خالص کند، چشمه‏هاى حکمت از قلب او به زبانش جارى مى‏شود. «من اخلص للّه اربعین صباحاً ظهرت ینابیع الحکمة من قلبه الى لسانه»[47] "کسى که چهل روز اعمال خود را خالصانه انجام دهد، خداوند چشمه‏هاى حکمت و دانش را از قلبش بر زبانش مى‏گشاید". و نشانه ایمان کامل آن است که حُب و بغض و بخشیدن و نبخشیدن براى خدا باشد و افضل عبادت اخلاص است و از فاطمه زهرا علیها السلام نقل شده که فرمود: «من اصعد الى اللّه خالص عبادته اهبط اللّه عزّ و جلّ افضل مصلحته»[48]  ؛ "هر کس عبادت خالص به درگاه خداوند فرستاد، خداوند بهترین مصلحت او را برایش نازل مى‏کند".

 

منابع:

1-قرآن کریم

2-نهج البلاغه

3-شرح نهج البلاغه/ ابن ابی الحدید/1404/کتابخانه مرعشی نجفی ره

4-بحارالانوار/مجلسی ره/1404/موسسه الوفاء/بیروت لبنان

5-شوق عهد/مجتبی کلباسی/چاپ دوم 1384ش/قرآن و عترت

6-امالی/شیخ صدوق/1332/اسلامیه

7-شرح دعای عهد/ملاعلی هرندی/ترجمه حسین درگاهی/چاپ اول 1383ش/شمس الضحی

8-تفسیرنور/قرائتی/چاپ ده جلدی/مرکز فرهنگی درسهای از قرآن

9-شرح فراق/علی اصغر همتیان/1378ش/بنیاد فرهنگی مهدی موعود

10-امام مهدی موجود موعود/جوادی آملی/1388ش/اسراء

11-ترجمه اخلاق شبر/محمدرضا جباریان/1378ش/هجرت

12-معراج السعاده/ملا احمد نراقی/1377ش/هجرت

13-اصول کافی/کلینی/1365ش/اسلامیه

14-ثواب الاعمال/شیخ صدوق/1364ش/شریف رضی/قم

15-مصباح الشریعه/امام صادق ع/1400ق/اعلمی

16-اصول عقاید/ قرائتی/مرکزفرهنگی درسهایی از قرآن

17-مستدرک الوسائل/محدث نوری/408ق/آل البیت قم

18-غررالحکم/عبدالواحدبن محمد تمیمی/1366ش/دفترتبلیغات قم

19-اختصاص /شیخ مفید/1413ق/کنگره شیخ مفید

20-وسائل الشیعه/شیخ حر عاملی/1409ق/آل البیت قم

21-صحیفه سجادیه/امام سجادع/1376ش/الهادی قم

22-جامع الاخبار/تاج الدین شعیری/1363ش/رضی قم

23-عُدّة الداعی/ابن فهد حلی/13407ق/دارالکتاب اسلامی

24-صحیفه مهدیه/سید مرتضی مجتهدی سیستانی/ترجمه محمد ظریف و

رحیمیان/1389ش/نینوا قم

 

[1] امام مهدی موجود موعودص201

[2] ترجمه اخلاق شبر/جباریان ص 345

[3] تهذیب/1 س83

[4] کافی /5ص20

[5] معراج السعاده ج 2

[6] بحار/7ص 268

[7] الکافی/ج5/ص559

[8] ثواب الاعمال ص 280

[9] مصباح الشریعة ص9

[10] توبه/128

[11] شعرا/3

[12] طه/2

[13] مصباح الشریعة ص 189

[14] همان

[15] کافی /ج 2 /ص 79

[16] همان

[17] مستدرک/15/2

[18] نور/55

[19] آل عمران/159

[20] شعرا/215

[21] یوسف/77

[22] بحار/68/394

[23] (کافی/ ج2/ ص321)

[24] (غررالحکم/ ص 264)

[25] الکافی ج 1ص378

[26][26] کافی /1/371

[27] احزاب/33

[28] قرائتی/تفسیرنورج 9ص 361

[29] اختصاص معید/6

[30] بحار/ج37/ص166

[31] شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید /16/273

[32] اختصاص مفید ص204

[33] وسایل الشیعه ج 27 ص 169

[34] همان

[35] طه/114

[36] قرائتی/درسهایی از قرآن

[37] حجر/99

[38] صحیفه سجادیه دعای بیستم

[39] بقره/79

[40] اکافی ج1ص 54

[41] اعراف /75

[42] غررالحکم/ص72

[43] کافی /2/400

[44] نساء/141

[45] توبه/54

[46] زمر/3

[47] جامع الاخبارص94

[48] عُدّة الداعی ص 233

 

 



نظرات:

نام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :