بررسی ازدواج امام زمان (علیه السلام)(1395/08/22)
گردآوردنده: سید حسن عبادی
مقدمه
یکی از موضوعات مربوط به حضرت مهدی (ع) که همواره مورد توجه واقع شده زندگی شخصی و خانوادگی آن حضرت است.
این که آن حضرت ازدواج کرده است یا نه؟ اگر ازدواج کرده است، آیا فرزند یا فرندانی دارد یا نه؟ اگر چنانچه دارای فرزند است، در کجای این کرة خاکی و چگونه زندگی می‌کنند؟ این موضوعات فقط بخشی از پرسش‌هایی است که در موضوع یاد شده مطرح شده است.
از طرف دیگر، سرّ بودن پنهان زیستی حضرت مهدی (ع) بسیاری از چگونگی‌های زندگی آن حضرت را در هاله‌ای از ابهام و اختلاف دیدگاه قرار داده است.
برخی معتقدند نباید به این گونه مباحث پرداخت و در نهایت باید توقف کرد ایشان بر این باورندکه هرگز ازدواج یا عدم آن، دخالتی در پذیرش امام نخواهد داشت. این نوع موضوعات از مسائل شخصی است که به طور معمول در روایات نیامده و کسی هم به آن نپرداخته است. حتی امام حسن عسکری (ع) نیز در رابطه با ازدواج فرزندش خبری نفرموده است.
در پاسخ می‌گوییم، اگرچه این گونه مسائل جنبة شخصی دارند و دانستن یا ندانستن آن، تأثیری در زندگی ما ندارد، ولی امامان ما مانند انسان‌های معمولی نیستند، تا از کنارشان به سادگی عبور کنیم. بنابراین، اساس بحث از زندگانی شخصی آن امام مانعی ندارد؛ گرچه به علت موقعیت استثنایی آن حضرت که همان پنهان زیستی است، آگاهی چندانی نداریم و ناچاریم به همان مقدار از دلایل و سخنان بزرگان دین اکتفا کنیم.
با مراجعه به سخنان بزرگان و ادله ارائه شده آن‌ها، سه دیدگاه در مسئله مورد نظر ما مطرح شده است که به بررسی آن‌ها می‌پردازیم.
دیدگاه نخست: اثبات همسر و فرزند
کسانی که بر این باورند، اعتقاد دارند آن حضرت به طور قطع ازدواج کرده و دارای فرزندانی نیز هست. ایشان به طور عمده دو دسته دلیل یا شواهد برای این ادعا ذکر کرده‌اند.
1. ازدواج، امری مستحب و از سنت‌های مؤکد رسول گرامی اسلامی است و حضرت مهدی (ع) چون به سیره پیامبر اکرم (ص) عمل می‌نمایند. قطعاً به این سنت نیز عمل خواهند کرد.
2. از برخی روایات و ادعیه می‌توان به اثبات این نظریه پرداخت.
در توضیح دلیل اول باید گفت: بدون تردید پیشوایان معصوم مانند پیامبران، چون هدایت مردم را به عهده دارند، همیشه در عمل به احکام الهی پیشگام بوده‌اند. اساسا رسالت آنان ایجاب می کرد نخست خود عامل به دستورهای الهی بوده و در صحنه عمل برای دیگران الگو و نمونه باشند بنابراین، در لزوم عمل کردن امام به مستحبات دو نکته وجود دارد:
1. هدایت و رهبری و الگوی کامل بودن برای مردم که ایجاب می‌کند امام در عمل به دستورهای دینی پیشگام باشد.
2. اقتضای جایگاه و منزلت انسان کامل، ایجاب می‌کند به مستحبات عمل کند.
بدون تردید، نکتة اول در زمان غیبت امام (ع) موضوعیت ندارد، زیرا امام (ع) در دید مردم نیست، ولی نکتة دوم در رسیدن به مطلوب (پایبند بودن امام به مستحبات شرعی) کافی است. با توجه به دو مقدمه‌ای که گذشت، عده‌ای معتقدند امام زمان (ع) در عصر غیبت ازدواج کرده و صاحب همسر و فرزند است.
مرحوم محدث نوری می‌فرماید: «چگونه ترک خواهند نمود چنین سنت عظیمه جد بزرگوار خود را، با آن همه ترغیب و تحریص در فعل آن، و تهدید و تخویف که در ترک آن شده است، سزاوارترین امت در أخذ به سنت پیامبر (ص)، امام هر عصر است و تاکنون کسی ترک آن را از خصایص آن جناب نشمرده است.»
حال سؤالی پیش می‌آید و آن اینکه: آیا قول به عدم ازدواج حضرت با سنت محمدی (ص) منافات دارد؟
پاسخ: گرچه مطابق روایات نبوی نکاح از سنت‌ پیامبر شمرده شده است، ولی گاهی مصلحت اهم که همان غیبت و استتار تام حضرت از عموم مردم است اقتضا دارد که امر ازدواج تحقق پیدا نکند. می‌دانیم که در مورد تزاحم ملاکات، همیشه ملاک اهم بر ملاک مهم پیشی می‌گیرد.
از سوی دیگر، هر کس اگر به هر دلیلی نتوانست ازدواج کند، به این معنا نیست که با آن مخالف است.
در توضیح دلیل دوم نیز باید گفت: در رابطه با همسر حضرت بقیت الله (عج) تنها یک روایت است که سر نخی به دست می دهد و آن روایتی است که مرحوم کفعمی در کتاب شریف «مصباح» نقل کرده است. بر اساس این روایت همسر حضرت، از نسل «عبد العزی» پسر عبدالمطلب می‌باشد.
در رابطه با اولاد آن حضرت روایاتی هست که وجود آن‌ها را اثبات می‌کند:
الف. سید بن طاووس، در جمال الاسبوع می‌فرماید: «روایتی با سند‌های متصل یافتم که حضرت ولی عصر (ع) را اولاد بسیاری هست که در شهر‌های کرانه دریا حاکم و والی هستند و در نیکی و بزرگواری در رأس نیکان روزگار و در قلة صفات ابرار و اخیار هستند.»
در پاسخ به این روایت باید گفت: با مراجعه به جمال الاسبوع می‌یابیم که نه فقط سندی بر این ادعا نیاورده بلکه مشخص نکرده است این سخن از چه کسی ذکر شده است.
ب. برخی به روایت احمد بن محمد بن یحیی انباری استدلال کرده‌اند. در این روایت اشاره به پنج شهر شده که محل اقامت فرزندان و نسل امام زمان (ع) است.
پاسخ: روایت انباری را عدة زیادی تضعیف نموده و به صورت جزم رد کرده‌اند، از جمله: آقا بزرگ تهرانی، سید نعمت الله جزایری، شیخ محمد تقی شوشتری.
شیخ آقا بزرگ تهرانی می‌گوید: «این حکایت تنها از طریق وجادت به دست ما رسیده و ما حکایت کنندة قصه را نمی‌شناسیم جز آنکه او مرد محترمی در آن مجلس بوده است. سند و متن آن مشتمل بر تناقضات و امور عجیب و غریب است که می‌توان آن را انکار نمود...».
ج. مرحوم مجلسی (ره) در بحارالانوار از علی بن فاضل روایتی مفصل نقل کرده و در آن اشاره به جزیره‌ای دارد که نسل حضرت در آن زندگی می‌کنند. (جزیره خضراء)
در این داستان ادعا شده است برخی فرزندان حضرت مهدی (ع) در جزایری دور دست و ناشناخته بر شهرهایی حکومت می‌کند.
پاسخ: این روایت هم از لحاظ سندی و هم محتوایی مخدوش است.
اولا از عبارت مجلسی استفاده می‌شود که روایت اعتبار چندانی نزد او نداشته است. او می‌گوید: «چون در کتاب‌های معتبر یه این حدیث دست نیافتم آن را در فصلی جداگانه آوردم.»
ناقل داستان نیز نامعلوم است و در سند آن افرادی ناشناخته وجود دارد.
ثانیاً از نظر محتوایی نیز دلالت بر تحریف قرآن داشته و در متن آن نیز تناقضاتی وجود دارد و سخنان بی اساس در آن مشاهده می‌شود مانند اینکه: خمس بر شیعیان حضرت مهدی (ع) حلال است و ادای آن واجب نیست. فقط نام پنج تن از علمای شیعه مطرح شده است که در صورتی که اسم افرادی نظیر شیخ مفید مطرح نشده است و ... .
محمدبن مشهدی در کتاب مزار از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «کأنی اری نزول القائم فی مسجد السهله بأهله وعیاله؛ گویا نزول قائم در مسجد سهله را با اهل و عیالش مشاهده می‌کنم.»
پاسخ: 1. این روایت قابل جمع با اولاد حضرت هنگام ظهور یا بعد از آن است.
به عبارت دیگر، این روایت هیچ دلالتی ندارد که حضرت مهدی (ع) در دوران غیبت نیز دارای زن و فرزند است؛ چرا که احتمال دارد این زن و فرزند پس از ظهور برای او حاصل شود.
سید جعفر مرتضی عاملی می‌گوید: «چه بسا مراد، اولاد حضرت بعد از ظهور باشد آن‌گونه که از سیاق کلام در اکثر روایات استفاده می شود».
2. تعبیر به اهل بیت امام زمان (ع) با آباء واجداد آن حضرت نیز سازگاری دارد.
ه‍. مفضل بن عمر از امام صادق (ع) روایت کرده است که: «از مکان او هیچ یک از اولاد و غیر اولادش اطلاع می‌یابند مگر مولایی که متولّی امر اوست».
پاسخ: 1. این روایت را به همین مضمون، نعمانی در کتاب «الغیبه» نقل کرده ولی به جای کلمه «وُلد» کلمة «ولی» آورده است: ولا یطلع علی موضعه احد من ولیّ و لا غیره. با توجه به این که کتاب «الغیبه» نعمانی به مراتب بر کتاب «الغیبه» شیخ طوسی مقدم است، احتمال تصحیف ]تغییر در لفظ[ در این روایت بسیار قوی می‌نماید.
2. در روایت نیامده که الآن امام زمان (ع) دارای همسر و فرزند است، و لذا از این جهت اجمال دارد و ممکن است مراد فرزندانی باشند که در آستانة ظهور یا بعد از آن به دنیا می‌آیند.
3. ممکن است که این‌گونه تعبیر از باب مبالغه در خفای شخص باشد. یعنی حتی در صورتی که حضرت فرزند می‌داشت کسی از جایگاه او اطلاع نداشت.
و. در آخرین فراز از صلواتی که از ناحیه مقدسه صادر شده چنین می‌خوانیم: «و صل علی ولیک و ولاه عهده و الأئمة من ولده؛ خدایا درود خود را بر ولی امرت و اولیای عهدش و پیشوایان از اولادش نازل فرما».
پاسخ: این روایت از نظر سند ضعیف است و بنابر تصریح خود ابن طاووس، دارای متن دیگری نیز می‌باشد که در آن کلمة «من ولده» نیست.
ز. در دعایی که امام رضا (ع) تعلیم فرموده که در عصر غیبت خوانده شود چنین آمده است: «اللهم اعطه فی نفسه و اهله و ولده و ذریته و امته و جمیع رعیته ما تقر به عینه و ...؛ خدایا به او و خاندان و فرزندان و نسل و تمام پیروانش چیزی ببخش که مایة روشنی چشم او شود».
پاسخ: اولا سند روایت قابل اعتماد نیست.
ثانیا مفهوم این دعا این است که امت اسلام، دارای مهدی است و او دارای فرزندانی خواهد شد؛ اما در روایت اشاره‌ای به زمان ولادت فرزندان حضرت نشده است و ممکن است که ولادت فرزندان حضرت مهدی (ع) در عصر ظهور امام و قیام و حکومت ایشان واقع شود.
خلاصه استدلال به ادعیه و روایات از زبان و بیان آیت الله صافی گلپایگانی:
«بعضی از روایات مثل خبر «کمال الدین انباری» و خبر «زین الدین مازندرانی» از جهت غرابت و ضعف ظاهری که در متن آن‌هاست، قابل استناد نمی‌باشد و بعضی دیگر. همچون فقرات برخی از ادعیه و زیارات نیز صراحت ندارد و قابل حمل بر عصر ظهور می‌باشد».
سؤال: آیا کنیة «ابا صالح» دلالت بر ازدواج حضرت دارد؟
توضیح: اباصالح یعنی پدر صالح که این، دلالت بر وجود فرزندی به نام صالح برای حضرت دارد.
پاسخ: اولا ممکن است که نام بردن از حضرت به این کنیه به جهت آن باشد که امام زمان (ع) پدر و مجری اصلاح جامعه است، او تنها کسی است که به اذن و ارادة الهی جامعة بشری را در سطح کره زمین اصلاح خواهد کرد.
ثانیاُ کلمه «اب» در لغت عرب تنها به معنای پدر نیست بلکه به معنای «صاحب» نیز آمده است. اباصالح یعنی کسی که صالحانی در اختیار دارد.
ثانیا ممکن است که این کنیه از آیه «ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر انّ الارض یرثها عبادی الصالحون» گرفته شده باشد.
سؤالی دیگر: آیا طبق قاعده امام زمان (ع) ازدواج کرده است؟
مطابق نظریه «خفای شخص» باید ملتزم به عدم ازدواج شد؛ زیرا طبق این نظریه او از همه افراد مخفی است و ازدواج احتیاج به ارتباط با مردم دارد و این با حکمت و فلسفة غیبت سازگاری ندارد و مطابق نظریه «خفای عنوان» می‌توان ملتزم به ازدواج حضرت شد، خصوصا آنکه مطابق با سنت اسلامی است.
آنچه به نظر می‌رسد ترجیح قول اول است، به جهت:
1. روایات متعدد بر خفای شخص.
2. گرچه در روایت عَمری اشاره شده که مردم حضرت را در موسم حج می‌بینند ولی نمی‌شناسند، اما این روایت از امام نقل نشده و نیز اختصاص به موسم حق دارد.
3. قرار است که حضرت در غیبت تام به سر برد.
4. اگر ازدواج صورت گرفته بود باید در یک مورد هم که شده سفرا و وکلای ناحیه مقدسه به آن اشاره می‌کردند.
5. مسعودی از علی بن ابی حمزه نقل کرده که فرمود: «ما به امام رضا (ع) عرض کردیم: برای ما روایت شده که امام از دنیا نمی‌رود تا آنکه نسل خود را ببیند؟ امام رضا (ع) به او فرمود: «آیا در خصوص این حدیث برای شما روایت نشده: «الا القائم: به جز قائم».
دیدگاه دوم
انکار همسر و فرزند
قائلین به این مبنا، دو استدلال را ذکر کرده‌اند:
الف. ازدواج با فلسفة غیبت منافات دارد:
ب. روایاتی که به ازواج نکردن تصریح دارد
توضیح دلیل نخست:
از آن‌جایی که فلسفه غیبت پنهان بودن حضرت مهدی (ع) از مردم است. تا این که صدمه و گزندی به او نرسد، و از شر دشمنان در امان باشد؛ از این رو هر چیزی که بر خلاف آن باشد بر آن حضرت روا نیست و ازدواج با این امر و فلسفه منافات دارد.
به عبارت دیگر، مصلحت فلسفه غیبت از مصلحت ازدواج بیشتر است؛ از این رو فلسفة غیبت مانعی است برای ازدواج. حال که ازدواج مانع دارد، ازدواج نکردن آن حضرت نمی‌تواند روی از سنت تلقی شود.
توضیح دلیل دوم:
این افراد، افزون بر توضیحاتی که در دلیل نخست ذکر شد، به روایاتی نیز استدلال کرده‌اند:
1. روایت علی بن ابی حمزة: می‌گوید به امام رضا (ع) گفتم: برای ما از پدرانتان نقل شده است که تمام وظایف امام، پس از رحلت به امامی مانند او منتقل می شود. امام رضا (ع) به او فرمود: خبر بده مرا از حسین بن علی علیهما السلام امام بود یا نه؟ گفت: امام بود. حضرت فرمود: پس چه کسی جانشین او شد؟ عرض کرد: علی بن حسین (ع). این پرسش و پاسخ ادامه یافت تا این که ابن ابی حمزه گفت: برای ما روایت شده است که امام در خواهد گذشت، تا این که نسل و جانشین خود را ببیند. امام رضا (ع) فرمود: آیا در این روایت، بیش از این چیزی برای شما گفته نشده است؟ گفت: نه. حضرت فرمود: بله، به خدا سوگند! برایتان روایت شده است، مگر قائم.
روشن است که این روایت نه فقط در دوران غیبت بلکه در تمام عمر آن حضرت داشتن فرزند برای حضرت مهدی (ع) را منتفی می‌داند.
2. در روایاتی حضرت خضر را کسی معرفی کرده است که تنهایی حضرت مهدی (ع) را در دوران غیبت برطرف می‌سازد در حالی که اگر آن حضرت زن و فرزند داشت، به ملازم و همراه نیازی نبود.
امام رضا (ع) فرمود: «خداوند به واسطة حضرت (ع) تنهایی قائم ما را در دوران غیبتش به انس تبدیل می‌کند و غربت و تنهایی اش را با وصلت او مرتفع می‌سازد».
3. در روایات فراوانی از آن حضرت با القاب فرید (تک) و وحید (یگانه) یاد شده است و این با زن و فرزند داشتن منافات دارد.
4. دسته‌ای از روایات، ملازمان حضرتش را در دوران غیبت، سی تن از یاران خاص آن حضرت ذکر کرده است.
امام صادق (ع) فرمود: «صاحب این امر، از غیبتی ناگزیر است و در غیبت خود، ناچار از کناره‌جویی از دیگران است. طیبة (مدینه) خوش منزلی است و با وجود سی تن (به همراهی سی نفر) در آن جا وحشت و ترسی نیست)
نتیجه: با توجه به روایات مذکور و دلیل اول و نیز این که در هیچ یک از منابع معتبر یا سخنان نواب خاص به این نکته اشاره‌ای نشده است، می‌توان دیدگاه زن و فرزند نداشتن آن حضرت را ترجیح داد و خداوند آگاه‌تر است.
دیدگاه سوم: اثبات ازدواج (همسر) و انکار فرزند
تنها کسی که تا زمان فعلی قائل به این نظریه شده است، مرحوم صدر (ره) می‌باشد.
به عبارتی می‌توان این نظریه و دیدگاه را، نظریه تفصیلی نامید؛ به این بیان که وجود همسر را برای حضرت مهدی (ع) اثبات می‌کند ولی وجود فرزند را انکار می‌کند.
به نظر می‌رسد این دیدگاه را می‌توان جامع بین دیدگاه نخست و دوم دانست؛ بدین بیان که از طرفی طبق قواعد و روایات، ازدواج حضرت انکار ناپذیر می‌نماید. پس وجود همسر برای آن حضرت اثبات می‌شود، و از طرف دیگر و با توجه به فلسفة غیبت آن حضرت، روایاتی که فرزند یا فرزندانی را برای حضرت مهدی (ع) ذکر می‌کنند را می‌توان حمل بر دوران ظهور و تشکیل حکومت آن حضرت نمود. پس وجود فرزند با این بیان در زمان غیبت کبری انکار می‌شود.
شهید صدر (ره) می‌فرماید: داشتن فرزند برای حضرت مهدی (ع) امری زائد بر قواعد (داشتن همسر) است و دلیل یا مؤیدی بر اثبات فرزند یا فرزندان آن حضرت وجود ندارد؛ زیرا ممکن است که ایشان فرزندانی داشته باشند که پدرشان (حضرت مهدی (ع)) را حقیقتا و به مقداری که منجر به شیوع امر آن حضرت بشود، نشناسند، و یا ممکن است که آن حضرت در بعضی از زمان‌ها نسل یا نسل‌هایی را داشتند که چون همسر آن حضرت، مورد اعتماد و وثوق ایشان بود، سرّ ایشان را از فرزندانشان محافظت و صیانت کرده باشند.
اما وجود فرزندانی که با آن حضرت معاشرف داشته و ایشان را می شناختند مطلبی است که روایات صریحا آن را منتفی می‌دانند همانطور که قواعد هم این مطلب را نفی می‌کند. از طرف دیگر احتمال می‌دهیم روایاتی که فرزند یا فرزندانی را اثبات کرده‌اند از باب مبالغه در شدت خفای آن حضرت باشد. به این معنا که حتی اگر حضرت مهدی (ع) هم فرزندی داشتند. نمی‌توانست بر موضع و مکان ایشان مطلع شود.
نتیجه: با توجه به روایات متعدد می‌توان وجود همسر را برای حضرت مهدی (ع) اثبات کرد، اما وجود فرزند یا فرزندان طبق نص همین روایات منتفی است.
خلاصه مطالب:
در مجموع می‌توان به این نتیجه رسید که سه دیدگاه در مورد امکان یا عدم امکان ازدواج حضرت مهدی (ع) مطرح است که مفصل‌ترین آن‌ها، همان دیدگاه نخست است که ما هم بیشترین تعداد صفحات این تحقیق را به این دیدگاه اختصاص دادیم. هر چند ما نقد‌های خود را در ضمن بررسی ادله قائلین این دیدگاه ذکر کردیم و آن را نپذیرفتیم. قول قوی و صواب در این مجموعه، همان دیدگاه دوم می‌باشد، اگرچه قول سوم نیز بصورت مفصل و با توجه به ضیق وقت بررسی نشد. البته به علت جدید بودن این نظریه، کسی به نقد و نفی یا اثبات آن نپرداخته است. «والله اعلم بالصواب»
......................................................................
منبع: